کجایی ای علامه بزرگ!

کجایی که جای خالی تو و شاگردانت را در عرصه علم کشور می توان شدیدا حس کرد، مشی علمی و فیلسوفانه تو و تمسک شما به قرآن به عنوان متن اصلی دین و این که با هانری کربن ها بنشینی و با بردباری علمی و منش تحمل لازم تحول علمی خود، از فلسفه غرب (فرانسه) بشنوی و شاگردانی همچون مرتضی مطهری تربیت کنی، که تحمل دیدن یک کمونیست را بر کرسی تدریس دانشگاه ج.ا.ایران برای تدریس کمونیسم را داشته باشد و... همه و همه نشان از تربیت اسلامی و روح متوازن محمدی (ص) تو است.

یادت گرامی باد جناب علامه، سادگی متفکرانه ات به همراه وزن علمی ات، گویای جایگاه فکری توست، گویای اوجی علمی است که در آن پرواز کردی؛ بی غرور و بی تکبر، بدون هیاهو همچون درختی پربار که شاخه هایش از زیادی میوه و ثمر بر زمین خم شده است. 

همی گویم و گفته ام بارها
بود کیش من مهر دلدارها

پرستش به مستی است در کیش مهر
برون اند زین جرگه هشیارها

به شادی و آسایش و خواب و خور
ندارند کاری دل افگارها

به جز اشک چشم و به جز داغ دل
نباشد به دست گرفتارها

کشیدند در کوی دلدادگان
میان دل و کام، دیوارها

چه فرهادها مرده در کوهها
چه حلاجها رفته بر دارها

چه دارد جهان جز دل و مهر یار
مگر توده هایی ز پندارها

ولی رادمردان و وارستگان
نبازند هرگز به مردارها

مهین مهر ورزان که آزاده اند
بریزند از دام جان تارها

به خون خود آغشته و رفته اند
چه گلهای رنگین به جوبارها

بهاران که شاباش ریزد سپهر
به دامان گلشن ز رگبارها

کشد رخت،سبزه به هامون و دشت
زند بارگه ،گل به گلزارها

نگارش دهد گلبن جویبارها
در آیینه ی آب، رخسارها

رود شاخ گل در بر نیلفر
برقصد به صد ناز گلنارها

درد پرده ی غنچه را باد بام
هزار آورد نغز گفتارها

به آوای نای و به آهنگ چنگ
خروشد ز سرو و سمن، تارها

به یاد خم ابروی گل رخان
بکش جام در بزم می خوارها

گره از راز جهان باز کن
که آسان کند باده، دشوارها

جز افسون و افسانه نبود جهان
که بستند چشم خشایارها

به اندوه آینده خود را مباز
که آینده خوابی است چون پارها

فریب جهان مخور زینهار
که در پای این گل بود خارها

پیاپی بکش جام و سرگرم باش
بهل گر بگیرند بیکارها

شعری از علامه طباطبایی 

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...