مقدمه مترجم (سایت یادداشت های بی مخاطب) :
دمکراسی و سالاری مردم در حاکمیت بر خود، دستاوردی بزرگ از توسعه اندیشه آدمی و مبارزه انسان برای داشتن زندگی بهتر و کسب حق تعیین سرنوشت توسط تودهها، و راهی مهم برای پاسداشت از کرامت اوست، که این موهبت تاریخی آدمیت، در دهههای اخیر در معرض خطراتی بزرگ، از جمله از ناحیه سیطره راستگرایان بر ساختارهای نهاد قدرت قرار گرفته است، چراکه آنان با استفاده از ترفندهای گوناگون، خود را به نهاد قدرت رسانده، و طی فرایند سیاسی و ایدئولوژیک پیچیدهایی، و زیر نامهایی مردم فریب از جمله ملیگرایی، مذهب، مقابله با تهاجم فرهنگی بیگانه [1] و... حضور خود را در قدرت مستحکم و ماندگار میکنند، و مخالفان خود را یک به یک بی اثر و خنثی و از میدان بِه دَر کرده، و خود یکه تاز میدان تصمیم خواهند شد.
متاسفانه هجوم این خطر بزرگ برای جهان انسانی جدی است، و اینان کشور به کشور در حال پیشروی هستند، و جهان را به عرصه تاخت و تاز خود در آورده، و قدم به قدم، اهداف دیکتاتورمابانه و تمامیتخواهانه خود را محقق کرده، و آنرا به اولویت اول ملتها تبدیل میکنند، و روندی را در پیش گرفته، که ملتهای آزاد و صاحب رای، به سوی تبدیل شدن به رمهها و تودههایی انسانی حرکت کنند، تا صغیر پنداشته شده، و حق انتخاب و انتخابگری را با دسیسههای گوناگون از آنان بستانند، و حتی جانفشانی آنانها را، در مسیر اولویتهای راستگرایانه خود، و برای ماندن در قدرت هدایت، و آنرا به مهمترین اولویت ملتها تبدیل کنند،
سایت اینترنتی "اذهان سرکش" مقالهایی از خانم آروندیتی روی [2]، اندیشمند و نویسنده سرشناس هندی با عنوان "دمکراسی سوسک – غیر مسلح و خطرناک" [3] منتشر ساخت، که جمعبندی جامع و شنیدنی از شرایط رشد، و فراز و فرود ملت هند، زیر حاکمیت دولت راستگرای حزب BJP [4]، حاکم بر دولت مرکزی هند، به رهبری آقای نارندرا مودی (نخست وزیر هند) را روایت میکند، که چگونه بر مراکز قدرتمند نهاد دمکراسی، چنبره زده و آنرا از کارکرد خود تهی کرده، قانون و نهاد قانون را بی اثر کرده، و شرایط اسارتباری را هر لحظه بر ملت خود تحمیل کرده و میکنند، اما این سرکشی بی پایان قدرت، اخیرا و در مقطعی در مقابل حرکت جوانان معترض سر تسلیم فرود آورد، این مقاله روایت چگونگی این تسلیم است؛
خشم نهفته ملتها به یکباره زبانه میکشد، همانگونه که در هند نیز چنین شد، حرکت اعتراضی بزرگی که با توهین یکی از مقامات عالی قضایی هند، به جوانان تحصیلکرده، اما بیکاری که شبکههای مجازی را به محل مبارزه برای پیگیری حقوق خود تبدیل کردهاند، آغاز شد، وقتی او آنانرا "سوسک" و "انگل اجتماع" نامید، که این توهین با واکنشهای گوناگونی از سوی اینانان مواجه، و از جمله یک دانشجوی هندی مقیم بوستون امریکا به نام " آبهیجیت دیپکه [5] " آنرا به یک جریان فراگیر در شبکه مجازی، و سپس تحصن و اعتراض خیابانی تبدیل کرد، تا با استفاده از ظرفیتهای باقی مانده در قانون اساسی بتوانند، راستگرایان مغرور و متکبر حاکم را به زانو در آورند.
اما آنچه این اندیشمند و نویسنده هندی در این مقاله آورده است:
Jul 31, 2026
هواداران حزب مردم سوسک در حالی که برای راهپیمایی به سوی پارلمان هند و درخواست استعفای وزیر آموزش تلاش میکنند،
به موانع امنیتی فشار میآورند. منبع عکس Janta Newspix
آیا میتوان همهٔ مردم را همیشه فریب داد؟ آیا میتوان کشوری با جمعیت یکونیم میلیارد نفر را تا ابد همچون یک جسد (بی روح و جان) به دنبال خود کشید؟ چنین چیزی ممکن نیست. سوسکها بیرون خزیدهاند و جولان میدهند.
برای نخستین بار پس از سالها، هندی بودن حس فوقالعادهای دارد. درست زمانی که به نظر میرسید امید از دست رفته است، آنها از راه رسیدند؛ سوسکهای جوانی که سوار بر باران آمدند؛ زادگانِ پیوند نامقدس میان یک «قاضی» و یک «شوخی».
همه ما این ماجرا را میدانیم، اما برای ثبت در تاریخ، آن را بازگو میکنیم. در واکنش به اظهارنظری متکبرانه و تحقیرآمیز از سوی سوریا کانت [6]، قاضی ارشد هند، که برخی از جوانان بیکار هندی را «سوسک» خطاب کرده بود، آبهیجیت دیپکه - دانشجویی ساکن بوستون - در کانال اینستاگرام نوشت: «اگر همه سوسکها با هم متحد شوند، چه میشود؟» میلیونها نفر به این سخن واکنش نشان دادند و بدین ترتیب «حزب مردمِ سوسک» [7] متولد شد؛ حزبی که دیپکه رهبری آن را بر عهده گرفت. نخستین خواسته این جنبش اعتراضی، استعفای دهارمندرا پردهان [8]، وزیر آموزش بود؛ وزیری که با غرور و آسودگی بر مسند وزارتی فاسد و تباه تکیه زده است؛ وزارتی که در آن، برگهی سوالات آزمونهای سراسری بهطور مرتب لو میروند. روندی که بنا بر اعلام احزاب مخالف، از سال ۲۰۱۴ تاکنون حدود ۱۵۲ مورد از این نوع افشای سوالات رخ داده است. این نشت اطلاعات (در بستر فساد حاکم بر دستگاه دولت)، زندگی میلیونها جوانی را که طی سالها تلاش برای این آزمونها آماده شده بودند، ویران کرده است؛ جوانانی که برخی از والدینشان برای تأمین هزینه تحصیل فرزندان و پرداخت مبالغ شرکت در این آزمونها، ناچار به فروش زمین یا خانه خود شدهاند؛ نوعی اخاذی قانونی و نوظهور. اخیرا پس از افشای سوالات «آزمون ملی صلاحیت و ورود» [9] (و خارج شدن رقابت از مسیر خود) ۱۲ دانشآموزِ درمانده و ویرانشده (که علم و تلاششان اثری در پیروزی شان در این کنکور سراسری نداشت) ، دست به خودکشی زدند.
همزمان با تبدیل خشم "سوسکها" به یک سونامی در فضای مجازی بود که دیپکه در ۶ ژوئن از بوستون امریکا بازگشت و یکراست از فرودگاه به محل مشهور برگزاری اعتراضات در شهر دهلی، یعنی "جنتر منتر" [10] رفت. سونام وانگچوک [11]، فعال و اصلاح طلب آموزشی سرشناس اهل منطقه لداخ [12] نیز به او پیوست و اعتصاب غذای نامحدودی را آغاز کرد. شش دانشجوی دانشگاه - بهنامهای نها بورا، مانیش کومار، آمین آمیتوش، دانش علی، هریشیکش و دیپاک - که عضو «انجمن سراسری دانشجویان هند» [13] شاخه دانشجویی «حزب کمونیست هند (آزادیبخش)» [14] بودند، نیز اعلام کردند که اعتصاب غذا خواهند کرد و در جایگاهی در مجاورت محل اصلی اعتراض مستقر شدند. اعتراضات در شهرهای دیگر نیز آغاز شد. با وخیم شدن وضعیت جسمانی اعتصابکنندگان، «سوسکهای» جوانی که فضای اینترنت را به سیطره خود در آورده بودند، در جنتر منتر حضور فیزیکی پیدا کردند. «حزب مردم سوسک» اعلام کرد که در ۲۰ ژوئیه - روزی که قرار بود مجلس ملی هند (لوک سابها) برای آغاز نشست فصل بارانهای موسمی خود، بازگشایی شود - بهسوی ساختمان پارلمان راهپیمایی خواهند کرد. دو روز پیش از موعد مقرر برای راهپیمایی، پلیس سونام وانگچوک را از روی سکوی اعتراض پایین کشید و با خود برد و بازداشت کرد؛ او ابتدا در بیمارستانی دولتی و سپس، با اصرار همسرش، در بیمارستانی خصوصی تحت نظر قرار گرفت. او همچنان در اعتصاب غذا به سر میبرد. صبح روز ۲۰ ژوئیه، یعنی روز راهپیمایی، دانشجویان عضو AISA به اعتصاب غذای خود پایان دادند.
سوسکها پایتخت را به طور ناگهانی تصرف کردند. آنها با قطار، اتوبوس، هواپیما، مترو آمدند و تعدادشان ساعت به ساعت افزایش مییافت. چند ساعت قبل از اینکه اولین پرتوهای خورشید آسمان موسمی دهلی را روشن کند، دهها هزار سوسک شروع به هجوم به جنتر منتر کردند. با طلوع آفتاب، مشخص بود که نسلی از جوانان ناامید و خشمگین که آینده خود را در مقابل چشمانشان نابود شده دیدهاند، قرار است آنچه را که نسلهای والدین و پدربزرگ و مادربزرگهایشان از دست داده بودند، بازپس بگیرند: عزت ما به عنوان یک ملت و یک کشور. حقوق ما به عنوان شهروندان یک دموکراسی.
معترضان با شجاعت و وقار محض خود، ترس فرسایندهای را که برای همه ما به طبیعت دوم تبدیل شده بود، دفع کردند. و طنز. در پایان روز، مشخص شد که اعتراض به چیزی بسیار بزرگتر از آنچه معترضان یا رهبرانشان مطالبه میکردند، تبدیل شده است. استعفای دهارمندرا پردهان اکنون تغییر کوچکی است. خطرات بسیار بزرگتر هستند. پوسیدگی در کل سیستم حکومتی، از بالا تا پایین، به وضوح قابل مشاهده است و مانند یک جسدِ در حال تجزیه، شروع به بوییدن کرده است. حتی کوچکترین سوسکها، که برخی بیش از هفت یا هشت سال سن نداشتند، توانستند این را به وضوح بیان کنند.
با وجود انتصاب سریع و تقریباً مخفیانهی رئیس پلیس جدید، چند روز قبل از راهپیمایی، و با وجود زمزمههای نگرانکننده در مورد مهارت وحشتناک وزیر کشورِ ترسناکِ دولت مرکزی ما، هم پلیس و هم وزارت کشور، مقیاس سونامیای که دهلی را در 20 جولای در بر گرفت، کاملاً اشتباه محاسبه کردند. آنها همه چیز را برای عقیم کردن این راهپیمایی و تجمع امتحان کردند. اتوبوسها و جادهها و ایستگاههای مترو را بستند. اما این اقدامات کمکی نکرد. آنها سعی کردند اینترنت را مختل کنند. اما سوسکهای جوان – این موجودات دست ساز اینترنت - به نحوی این تلاش را با سیلی از تولیدات عکس، ویدیو، متن و یا موارد مشابهی که معمولاً ماهیتی طنزآمیز داشتند [15] و توسط کاربران اینترنت بهسرعت کپی و منتشر میشدند، محتواهای رسانهایی که شما را همزمان به خنده و گریه میانداخت، خنثی کردند.
در دهلی، مثل اعتراضاتی از این نوع در تمام نقاط جهان، زنان جوانی دیده میشدند که بخشی از اعتراض بودند، خانمهایی که گفتند در میان این جمعیت بزرگ و معترض احساس امنیت میکنند - اگرچه برخی از آنها از دستمالی شدن توسط پلیس ضد شورش دهلی شکایت داشتند. ما شاهد بودیم که مسلمانان، هندوها، مسیحیان، سیکها، بوداییها و افرادی از هر کاست و طبقه اجتماعی گرد هم میآمدند، به یکدیگر یاری میرساندند و در برابر پلیس ضد شورش، حامی و محافظ یکدیگر بودند. آنها بهجای نصیحت کردن یا ایراد سخنرانیهای پرطمطراق، آن «هندِ ممکن» و آن «هندِ زیبایِ رؤیاهایمان» را در عمل به ما نشان دادند و آنرا به تصویر کشیدند.
برای مقابله با این خطر، پلیس موانع فلزی زردرنگ خود را به هم جوش داد و تجهیزات آزمودهشدهاش را به میدان آورد: کامیونهای مملو از سنگ و خودروهایی که از پیش آسیب دیده بودند؛ به این امید که وانمود کنند جوانان به خشونت روی آوردهاند و پلیس در حال دفاع از خود است. آنها لشکری از اراذل و اوباش لباسشخصی را با باتوم و چماق به صحنه آوردند. نیروهای واکنش سریع [16] نیز برای آمادهسازی عملیات، اتیکتهای نام خود را از روی یونیفرمهایشان کندند.
شبکههای تلویزیونیِ وفادار به جریان اصلی (حامی رژیم) نیز صف کشیده و آماده بودند تا این دروغها را مخابره کنند. - برخی از آنها عجله کردند و شروع به گزارش وقایعی کردند که هنوز رخ نداده بود؛ چرا که اخبار در هند معمولاً نه درباره حال، بلکه درباره آینده است. - اما هیچکدام از این ترفندها کارساز نشد. پلیس و نیروهای واکنش سریع بیمحابا باتومهای خود را (بر تن و جان معترضین) فرود میآوردند، سر کودکان را میشکستند و استخوانهایشان را خرد میکردند. گاز اشکآور شلیک کردند. با این حال، جوانان همچنان به راهپیمایی ادامه دادند؛ مستقیم به سوی پارلمان، مستقیم به همانجایی که گفته بودند که خواهند رفت.
همزمان با پیشروی آنها، نیروهای امنیتی موضع گرفتند و تفنگهای کلاشنیکف خود را به سمت دانشجویان غیرمسلح نشانه رفتند. با این وجود، «سوسکها» همچنان پیش میرفتند. و در همین راهپیمایی معترضین، آن پوششِ مخملیِ فریبندهای را که مشت آهنین حکومت را پنهان میکرد، کنار زد و ماهیت واقعی رژیم کنونی را - همانگونه که هست و همیشه بوده - آشکار ساختند: یک مشت آهنین فاشیستی؛ ائتلافی از وحشیانی که هیچ درکی از تاریخ و تنوع و تکثر کشوری که بر آن حکم میرانند، ندارند. کسانی که تنها نفرتورزی را میشناسند و هیچ بویی از عشق یا اندیشه نبردهاند.
همزمان با نزدیک شدن راهپیمایان، نخستوزیرِ جسور و لافزن ما از محل حکمرانی خود بهسرعت به مکانی امن منتقل شد. از خروج نمایندگان مجلس از ساختمان نوساز و پرزرقوبرق مشهور به «سمویدهان سانساد» [17] (پارلمان) جلوگیری شد؛ ساختمانی که گویی تمام هدفش تضعیف روزانهی قانون اساسی کشور است. تا عصر، پلیس سکوی اصلی محل ایستادن رهبران اعتراض را درهم شکسته بود، اما تا شب، مردم دوباره آن را پس گرفتند. هنگامی که پلیس برای شبهنگام عقبنشینی کرد، «سوسکها» به خاطر کتک زدن کودکان، ایستاده برایشان کف زدند و تشویقشان کردند. و گفتند بهبه حضرت مودی! بهبه! (کارت عالیست!)
انتظار اینکه چنین رویدادِ اعتراضی به تغییرات سیاسی عمدهای منجر شود، سادهلوحانه است؛ اما نادیده گرفتن آن و تقلیلش به صرفِ یک هیجان زودگذر نیز کوتهفکری است. جای تعجب نیست که خبرگزاریها و شبکههای تلویزیونیِ پرهیاهو، مملو از شایعات، کنایهها و تئوریهای توطئه دربارهٔ تأمین مالی خارجی و دسیسههای سازمان سیا (CIA) شدهاند. من به عنوان یک "فرصت طلب" [18] - اصطلاح تحقیرآمیزی که مودی برای توصیف افرادی مثل من به کار میبرد - و با افتخار اعتراف میکنم که در آغازِ این ماجرا، من هم محتاط و بدبین بودم. نگران بودم که مبادا در حال حرکت به سوی تکرارِ ماجرای «آنا هزاره» [19] باشیم؛ همان جنبش مردمیِ بهاصطلاح ضدفساد در سال ۲۰۱۱ که فارغ از نیتهای اولیهاش، در نهایت میراثدارِ سه دوره حاکمیتِ حزبی سیاسی شد که تمام نهادهای کشور را ویران کرد؛ حزبی که هیچ مرزی میان خود و دولت هند قائل نیست، نه برای کشور و نه برای شهروندانش احترامی قائل است، و با عملکردش ما را در سطح بینالمللی سرافکنده و هند را به زانو درآورده است.
اما وقتی خصومت رسانههای جریان اصلی وابسته به حاکمیت با «حزب مردمِ سوسک» را دیدم، تردیدهایم نسبت به آنها برطرف شد. این برای من نخستین و اطمینانبخشترین نشانه بود. بسیار خوشحال بودم که «آبهیجیت دیپکه» از جامعه دالیتهاست (پایین ترین طبقه هندو) و حتی خوشحالتر از اینکه هیچکس بر این موضوع تمرکز نداشت. وقتی شنیدم که او میگوید: «اگر نامم خالد بود یا مسلمان بودم، تا الان در زندان بودم»، همهچیز برایم تغییر کرد. او شجاعت آن را داشت که ماهیت زشتِ سازوکار امورِ حاکمیتی در هند را برملا کند؛ واقعیتی که در آن همهچیز - از جمله و بهویژه قانون- بهطور یکسان شامل حال همه نمیشود. همهچیز کاملاً به دین، کاست، طبقه اجتماعی، قومیت و جنسیت فرد بستگی دارد [20]. این مشاهدهای عمیق بود که به شکلی ساده بیان شد. اینکه او چنین حرفی را علنی میزد - در حالی که حتی سیاستمداران اپوزیسیون هم از ترس «واکنش تند هندوها» بهجای واژه «مسلمان» تنها از عبارت «جامعه اقلیت» استفاده میکنند - مرا بر آن داشت تا بیدرنگ راهی جنتر منتر شوم. همچنین میدانستم وقتی دیپکه نام «خالد» را به زبان میآورد، بهاحتمال زیاد منظورش «عمر خالد» بوده است؛ پژوهشگر دانشگاه جواهر لعل نهرو (JNU) که همراه با «شارجیل امام» (Sharjeel Imam) و بسیاری دیگر، اکنون نزدیک به شش سال است که بدون محاکمه در زندان به سر میبرد. جرم عمر چه بود؟ دعوت معترضان به پرهیز از خشونت در جریان اعتراضات سال ۲۰۲۰ علیه «قانون اصلاح شهروندی» [21] ؛ آن هم در شرایطی که دهلی دستخوش موجی از آتشافروزی، قتل و به آتش کشیدن مساجد توسط اوباش خودسر هندو بود - اوباشی که تحت نظارتِ پلیسی عمل میکردند که یا بیتفاوت نظارهگر ماجرا بود و یا گاهی خود در آن مشارکت داشت. درخواستهای مکرر برای آزادی به قید وثیقه توسط قضاتی رد شده است که گویی شجاعتِ انجام دادن، یا حتی درک کردنِ آنچه درست است را از دست دادهاند.
کاریکاتوری نشان دهنده نقش پلیس هند در مقابله با جنایات گروه های خودسر هندوی افراطی،
که عموما اقلیت مسلمان را در اهداف خود دارند
همچنان که سوسکها رژه میرفتند و تعدادشان بیشتر میشد، ناگهان به خودم آمدم و فکر کردم: خدا را شکر که اکثرشان مسلمان، سیک، مسیحی یا ادیواسی [22] (از اقلیتها) نیستند. اگر بودند، (توسط حکومت) با خاک یکسان میشدند، کشته میشدند، تیر میخوردند، زندانی میشدند. خدا را شکر که کشمیری [23] نیستند. ممکن است کور شده باشند - اگرچه برخی از آنها سهم خود را از جراحات ساچمهای دریافت کردند- . خدا را شکر که اکثرشان هندو هستند. این لحظه در هند چقدر غمانگیز است. با این حال، اوضاع میتواند در یک دقیقه تغییر کند. ما در وضعیتی هستیم که جریان حاکم آن را «وضعیت در حال گسترش» مینامند. گزارشهایی مبنی بر اعزام هزاران نیروی شبهنظامی از ایالتهای دیگر به دهلی دریافت میشود. ما نمیدانیم روزهای آینده چه چیزی را به همراه خواهد داشت.
این وضعیت ما را به کجا میرساند؟ برخلاف جنبش «آنا هزاره» که هفتهها در صدها شبکه تلویزیونیِ متعلق به شرکتهای بزرگ، تحت پوشش خبریِ هیجانزده و بیوقفه - ۲۴ ساعته - قرار داشت، «حزب مردم سوسک» تنها میتواند به خود و اینترنت تکیه کند. برخلاف جنبش آنا که سازمان «راشتریا سوایامسِواک سانگ» [24] در آن نفوذ کرده و کنترلش را به دست گرفته بود - و حزب بیجیپی (BJP) به رهبری مودی نیز در کمین نشسته و کاملاً آماده بود تا از آن هیجانِ تلویزیونی ساختگی بهرهبرداری انتخاباتی کند - «سوسکها» هیچ حزب مخالفِ سازمانیافتهای در پشتصحنه ندارند که آماده باشد تا کار را پیش ببرد. خشم خودجوشی که شاهد آن هستیم فروکش خواهد کرد، مگر آنکه کار سیاسیِ واقعی آغاز شود؛ مگر آنکه بزرگسالان و احزاب مخالف، رقابتهای قدرتطلبانه و مشاجرات حقیرانه را کنار بگذارند و همبستگی نشان دهند. دولت میداند که چنین چیزی بعید است. دولت همچنان بیتفاوت مانده، زیرا احساس میکند تنها کاری که باید انجام دهد، صبر کردن است. دولتها قدرتِ صبر کردن را دارند، اما مردم نه.
در حال حاضر، خیزش سوسکها یکی از چندین اعتراضی است که در سراسر هند در حال وقوع است. ادیواسیها در ایالت مادیاپرادش به پروژه اتصال رودخانه کن-بتوا اعتراض دارند. روستاییان در ایالت اوتاراکند به قطع گسترده درختان اعتراض دارند. مردم به بی احترامی به محیط زیست در جزایر بزرگ نیکوبار اعتراض دارند. ایالت مانیپور در حال جوشیدن است. مشاغل در حال ناپدید شدن هستند. قیمتها در حال افزایش است. خشم در حال افزایش است. و بازی "خدا"ی حزب بهاراتیا جاناتا-آر.اس.اس به همان شکلی که همیشه بوده است، در حال آشکار شدن است. یک فریب. یک تب طلا با هدایت گانگسترها. غارت دارایی معبد رام در آیودیا، یک سناریوی بد بالیوودی را به ما نشان داده است که جلوی چشمان ما اجرا میشود: خداباوران شیکپوش و سیاستمداران فاسد، در این شهر هتل میسازند، املاک و مستقلات برای خود جمع میکنند، با خودروهای شاسیبلند رانندگی میکنند، با آویزان شدن به ایمان فقرا و بیخبران، همچنان فربه میشوند. شاخکهای فساد و دزدی در روز روشن تا بالاترین مقامات امتداد دارند.
آیا انرژی سوسکها میتواند ما را از این گودال بیرون بکشد؟ آسان نیست. نگاهی گذرا به نتیجه جنبشهای مردم محور در هند دلگرمکننده نیست. این دوره، تاریخ پر از جاهطلبیهای کوچک و رویاهای بر باد رفته است. در دهههای شصت و هفتاد میلادی، جنبشهای مختلف - از جمله شورش مسلحانه ناکسالیتها [25] - خواستار توزیع مجدد ثروت و زمین بین کشاورزان بودند. آنها سرکوب شدند. در دهههای هشتاد و نود میلادی، جنبشهای اجتماعی، که مشهورترین آنها جنبش نارمادا باچائو آندولان [26] و بعدها مائوئیستها در ایالتهای آندراپرادش، چتیسگر و جارکند بودند، که علیه آوارگی کشاورزان و قبایل بومی از زمینهایشان مبارزه کردند. به عبارت دیگر، آنها خواستار آن چیزی بودند که فقرا هنوز داشتند، تا از آنها گرفته نشود. آنها نیز سرکوب شدند. تا دهه 2000، آنها به سپاسگزاری از قانون ملی تضمین اشتغال روستایی (NREGA) [27] تقلیل یافته بودند. حق سه ماه اشتغال با حداقل دستمزد - مبلغی که معادل قیمت یک وعده غذایی خوب در یک رستوران گرانقیمت در یک شهر است. این حق نیز توسط این رژیم کنار گذاشته شده و با جیرههای غذایی در سطح بقا - کیسههای آذوقه با تصویر مودی بر روی آنها - جایگزین شده است که با تحقیر به سمت مردم پرتاب میشود، مانند صدقه به گدایان از ماشینهای در حال حرکت، در ازای قدردانی و رأی. با رکود اقتصادی، حتی این حق نیز در معرض خطر است.
متاسفانه در این روزها، در سال ۲۰۲۶، از آن سطح مبارزه، ما به مبارزه برای داشتن حق رأی و حق شهروندی خود تنزل یافتهایم. قانون اصلاح شهروندی (CAA) همراه با ثبت ملی شهروندی (NRC) [28] نسخه جمهوری هندو [29] از قوانین نورنبرگ آلمان نازی در سال ۱۹۳۵ است، که طبق آن شهروندان آلمانی بسته به "مدارک میراثِ" خود توسط رایش سوم [30] شهروندی دریافت میکردند. (چند نفر در هند این مدارک را دارند؟) جنبش ضد CAA-NRC پس از اعتراضات گسترده که منجر به قتل معترضان و زندانی شدن فعالان شد، کمرنگ شد. اما این اعتراضات باعث شد دولت اجرای آن قوانین جدید را کُند نماید. اما اکنون، CAA-NRC، که بسیاری به درستی معتقد بودند که عمدتاً مسلمانان را هدف قرار داده است، بازگشته است و در لباس SIR (بازنگری ویژه و فشرده) [31] فهرستهای انتخاباتی پنهان شده است. به طور اتفاقی به ما اطلاع داده شده است که حتی گذرنامههای ما مدرک شهروندی نیستند. میلیونها نفر از فهرستهای انتخاباتی حذف میشوند. کل کشور به شدت به دنبال "مدارک میراث" است. ما نمیدانیم کجا ایستادهایم. آیا ما مشروع هستیم؟ نامشروع؟ آیا ما حقوقی داریم؟ کدام یک از ما جایمان در آن بازداشتگاههای عظیمی است که برای «شهروندان مشکوک (به خارجی بودن)» ساخته میشوند؟ آیا روزهایمان را صرف دویدن از این دادگاه به آن دادگاه خواهیم کرد؟ فاشیستها عاشق هرج و مرج و سردرگمی مردم هستند.
هراس و استیصال، ممکن است باعث شود امید بیش از حد به «خیزش سوسکها» ببندیم. برخی پیشتر آن را با جنبش جوانانی مقایسه کردهاند که به تغییر رژیم در بنگلادش، نپال و سریلانکا انجامید؛ اما هند کشوری بسیار پهناورتر از آن است که چنین رویدادی در آن امکانپذیر باشد. عدهای دیگر آن را با جنبش تحت رهبری «جایاپراکاش نارایان» مقایسه میکنند که در سال ۱۹۷۷ دولت ایندیرا گاندی را سرنگون کرد. این قیاسها راهگشا نیستند. «حزب مردم سوسک» هیچیک از آن موارد نیست؛ پدیدهای است منحصربهفرد و محصولی یگانه از زمانهی خود. این جنبش، تقابل جوانانی آسیبپذیر با حکومتی بیرحم و کینهتوز است که نشان داده هیچگونه رحمی نسبت به مخالفانش ندارد. بیتردید برنامهای برای انتقامجویی در کار است و کسانی که حکومت آنها را محرکان اصلی میداند، هدف این انتقامجویی قرار خواهند گرفت.
چگونه رژیمی که به وضوح به شدت نامحبوب میشود، اعتماد به نفس دارد، که هیچ امتیازی به مردمی که به آن رأی دادهاند، ندهد؟ احتمالاً به این دلیل که احساس میکند موفق بازی کرده است. این رژیم، تشکیلات دخیل در امر انتخابات را به دستِ خود گرفته است. کمیسیون انتخابات در ترکیب خود نقص دارد و دیگر نمیتوان روی بیطرفی آن حساب کرد. دستگاههای مکانیزه شمارش آرا مدیریت شدهاند (قابلیت دستکاری دارند)، فهرستهای انتخاباتی [32] اکنون میلیونها نفر از افراد واقعی را از این لیستها حذف، و میلیونها نام خیالی را در بر میگیرند، بوروکراسی که بر انتخابات نظارت دارد، خود را کاملاً همدست با حاکمیت نشان داده است، میتوان به دادگاهها برای تأخیر یا چشمپوشی از تخلفات فاحش اعتماد کرد؟ پلیس هیچ ایدهای از بیطرفی در فرایند رای گیری ندارد، مطبوعات هر بار که فردی در قدرت، انگشت خود را به نشانه اعتراض به سوی آنان نشانه میگیرد، مقابل قدرت سر تعظیم فرود میآورند. مرزبندی حوزههای انتخابیه قرار است بهگونهای بازنگری شود که همواره به نفع حزب بیجیپی (BJP) تمام شود. حزب حاکم چه ترسی دارد؟ چرا باید به حرف کسی گوش دهد؟ این حزب، ثروتمندترین حزب سیاسی در روی زمین است و از حمایت ثروتمندترین صنعتگران جهان برخوردار است. [33] این حزب میتواند هر چیزی را بخرد؛ و هر کسی را. یا دستکم خودش چنین تصور میکند.
اما آیا این بازی میتواند تا ابد ادامه یابد؟ آیا میتوان همه مردم را همیشه فریب داد؟ آیا میتوان کشوری با جمعیت یکونیم میلیارد نفر را تا ابد همچون یک جسد به دنبال خود کشید؟ چنین چیزی ممکن نیست. سر و کلهی «سوسکها» پیدا شده است. کشاورزان بار دیگر راهپیمایی به سوی دهلی را آغاز کردهاند؛ این بار برای اعتراض به توافق تجاری هند و آمریکا - همان حکم مرگی که دولت هند با رویکردی بردوار، پذیرفته است آن را به نمایندگی از آنان امضا کند. - دروازههای شهر مسدود شدهاند، اما بعید است که این اقدام مانع پیشروی آنها شود. شاید بقیه ما بتوانیم از کشاورزان و سوسکهایمان بیاموزیم که چگونه کمی خطرناک باشیم. جوانان هدیهای به ما دادهاند؛ اکنون بر عهدهی همهی ماست - تکتک ما - که کاری کنیم تا اقدام آنها به ثمر بنشیند و اهمیت یابد.
وقتی نخستوزیری عملاً و فیزیکی میگریزد، دیری نمیگذرد که ناچار میشود از نظر سیاسی نیز بگریزد.
اما این رژیم به آسانی کنار نخواهد رفت. تحقیر شدن در خیابانهای پایتخت را برنمیتابد. احتمالاً شاهد خونریزی خواهیم بود. کاسه صبر جوانان لبریز شده است. چقدر طول میکشد تا فردی در آن جمعیتِ جوان و پرشور، کنترل خود را از دست بدهد و بهانهای به دست پلیس بدهد تا آتش بگشایند؟ آنها هر کاری از دستشان برآید میکنند تا ما را درهم بشکنند؛ ما نیز باید هر کاری از دستمان برمیآید انجام دهیم تا جلوی آنها را بگیریم.

نخست وزیر هند در حال زاری برای حزب بزرگ BJP خود و با اعلام کمک کمک
[1] - معتقدین به فلسفه "هندوتوا" (هندو بودن Hinduness) که بنیانگذار این اندیشه گروه RSS می باشد که از گروههای مادر، و از گروههای راستگرای افراطی مذهبی هندوست که به حفظ فرهنگ و مذهب هندو در برابر تهاجم فرهنگی دیگر فرهنگها و مذاهب وارداتی به هند اهتمام ویژه دارد و از اسلام، مسیحیت، یهود، پارسیان و... به عنوان مهاجم یاد می کند و حضور آنان در سرزمین هندوها را نوعی تهاجم فرهنگی میداند، که باید برچیده شود و مظاهر آن زدوده شود.
[2] - Arundhati Roy با نام کامل سوزانا آروندیتی روی متولد 1961 در شیلونگ مگالیا در هند، نویسنده، بازیگر و فعال سیاسی هندی، نخستین زن هندی است که برنده جایزه بین المللی بوکر (Booker) برای کتاب خود تحت عنوان "خدای اشیای کوچک" (The God of Small Things) شد که در سال 1997 مفتخر به این جایزه گردید، اما در داخل هند نویسنده به متزلزل ساختن اصول اخلاق عمومی متهم میشود. او در این اثر به تصویر روابط عاشقانه بین یک زن مسیحی و یک مرد هندوی مطرود می پردازد، او در سال 1999 سخنگوی خیزش معترضان محیط زیستی بود که در مورد پروژه سد "سرور" بخشی از طرح دره نارمادا مبارزه می کرد که این طرح تولید برق و احداث شبکه های آبیاری را فراهم می کرد، ولی سبب آواره شدن 300 هزار مردمی می شد که در این منطقه زندگی میکردند. او نویسنده کتابهای دیگری، از جمله رمان ماه برقی (1992)، از جمله در آنچه انی آن را به آنها داد (1988) نیز می باشد.
[3] - “Cockroach Democracy Unarmed and Dangerous”
[4] - بهاراتیا جاناتا پارتی یا حزب مردم هند که شاخه سیاسی RSS و دیگر گروه های هندوی افراطی است که مدت هاست حاکمیت را در دهلی بدست دارد. این حزب رقیب سیاسی حزب کنگره می باشد که به واقع مدافع قانون اساسی و دستاوردهای انقلاب آزادیبخش مردم هند می باشد که توسط رهبران بزرگ هند همچون مهاتما گاندی و جواهر لعل نهرو و... بنیانگذاشته است، و ارزشهایی همچون دمکراسی، برابری، سکولاریسم، تکثر و... را محافظت می کند.
[5] - Abhijeet Dipke «کوکروچ جانتا پارتی» (CJP؛ به معنای تحتاللفظی «حزب مردمی سوسک»)، که با نام «جنبش سوسک» نیز شناخته میشود، یک جنبش سیاسی-طنزآمیز هندی با محوریت جوانان است که در ۱۶ مه ۲۰۲۶ توسط «آبهیجیت دیپکه» — استراتژیست ارتباطات سیاسی و فعال اجتماعی — تأسیس شد. این حزب با بهرهگیری از نارضایتیهای گسترده سیاسی و اقتصادی در میان «نسل زد» (Generation Z) هند، موجی از اعتراضات را در دهلی و سایر شهرهای این کشور در ماههای پس از آن رقم زد.
[6] - Surya Kant سوریا کانت (زادهٔ ۱۰ فوریهٔ ۱۹۶۲) حقوقدان هندی و پنجاهوسومین رئیس دیوان عالی هند است.
[7] - Cockroach Janta Party حزب سیاسی که به دنبال اعتراض جوانان شکل گرفت، و همچنان که این نهضت اعتراضی از طریق طنز شوخی حاکمیت راستگرایان متکبر هندو را به سخره گرفته است، به عنوان طنز نام حزب حاکم بهاراتیا جاناتا پارتی را مبنا قرار داد خود را "کاکروچ جاناتا پارتی" نام نهاد،
[8] - Dharmendra Pradhan وزیر آموزش
[9] - the National Eligibility cum Entrance Test (NEET) آزمون ورودی تمام شغل های دولتی در هند که رقابت برای موفقیت در آن در این کشور پر جمعیت بسیار بالاست و قدرتمندان با خرید سوالات این امتحان، سعی می کنند شانس فرزندان خود را برای موفقیت در این آزمون بالا ببرند و این باعث شود که هدف شایسته گزینی این آزمون نابود شود و تمام زحمتی که خانواده ها و دانش آموزان در طول عمر برای موفقیت در آن می کشند به هدر برود، که این باعث خودکشی و... در جامعه شده است.
[10] - Jantar Mantar محل رسمی برگزاری اعتراضات در شهر دهلی که از سوی دولت هند به این منظور در نظر گرفته شده است
[11] - Sonam Wangchuk از فعالان سیاسی اهل منطقه لداخ و بودایی نشین ایالت جامو و کشمیر
[12] - Ladakh
[13] - the All India Students Association (AISA)
[14] - Communist Party of India (Liberation)
[15] - memes
[16] - the Rapid Action Force (RAF) «نیروی واکنش سریع» (RAF) یک یگان تخصصی واکنش سریع وابسته به «نیروی پلیس ذخیره مرکزی» (CRPF) هند است که در اکتبر ۱۹۹۲ با هدف مقابله با شورشها و کنترل جمعیت تشکیل شد.
[17] - Samvidhan Sansad
[18] - Andolanjeevi اصطلاحی در زبان هندی، به معنی کسانیکه با دامن زدن به آشوب و جنجال امرار معاش میکنند.
[19] - Anna Hazare کیسان بابورائو «آنا» هزاره (زادهٔ ۱۵ ژوئن ۱۹۳۷) فعال اجتماعی هندی است که رهبری جنبشهایی را برای ترویج توسعه روستایی، افزایش شفافیت دولتی، و همچنین رسیدگی به فساد در امور عمومی و مجازات عاملان آن بر عهده داشته است. او در سال ۱۹۹۲ نشان «پادما بوشان» — سومین نشان عالی غیرنظامی هند — را از دولت این کشور دریافت کرد.
[20] - فارغ از ظرفیت های قانونی و شبه قانونی که دولت هند و دستگاه امنیتی و اطلاعاتی آن در دست دارد تا اهداف سیاسی و... خود را تحت پوشش آن دنبال کند، و مخالفان را از پیش پای خود بردارد، گروه های فشار مذهبی نیز در این راستا فعالند، قانون Unlawful Activities Prevention Act که به مقامات امنیتی هند این توانایی را می دهد تا هر فردی را بدون طی تشریفات قانونی، دستگیر و تحت شکنجه و بازجویی قرار دهند، و برای مدت ها در این وضع در بازداشت نگه دارند، گروه های شبه نظامی، و میدانی هندوی افراطی نیز در سرکوب خیابانی، اجتماعی، قرهنگی، اقتصادی، مذهبی و... به کمک دستگاه سرکوب در دولت وابسته به گروه های هندویی افراطی آمده، و هر عمل ضد انسانی را مرتکب می شوند، از کشتار مردم به دلیل امر به معروف و نهی از منکر گرفته، که نمونه بارز آن، برخورد با مسلمانان به دلیل خوردن گوشت گاو است، که از نظر هندوها امری کامل حرام تلقی می شود لذا رانندگان مسلمان را به خاطر حمل گاو، دستگیر کرده و در حاشیه جاده ها خود راسا به دار می آویزند، یا خانه مسلمانان را به دلایل واهی از جمله اعتراض، با بلدوزر ویران می کنند و این گروههای فشار، از هر گونه پیگرد قانونی نیز در امان هستند، از پشت پرده توسط دستگاه رهبری کشور حمایت میشوند.
[21] - the Citizenship Amendment Act قانون اعطای شهروندی به مهاجران خارجی در هند که به غیر از مسلمانان، به باقی مهاجرین تعلق میگرفت و همین تبعیض باعث شد که مسلمانان هند اعتراضاتی را داشته باشند که این اعتراضات در سال 2020 منجر به کشتار آنان توسط دولت هندوی بی جی پی و لباس شخصی های متعلق به گروهای هندویی افراطی در خیابان های دهلی شد. هندوهای افراطی مسلمانان و دیگر مخالفین خود را با انگ Anti-National ضد ملی می نوازند و به خود این حق را می دهند که هر جرمی را علیه آنان مرتکب شوند.
[22] - Adivasis «آدیواسی» به گروههای قبیلهای گوناگونی در سراسر شبهقاره هند اطلاق میشود. واژه آدیواسی که در قرن بیستم ابداع شده و به معنای «ساکنان باستانی» است، امروزه به طور گستردهای به عنوان عنوانی خود-گزیده توسط بسیاری از جوامعی به کار میرود که رسماً در هند تحت عنوان «قبایل فهرستشده» (Scheduled Tribes) و در بنگلادش به عنوان «اقلیتهای قومی» شناخته میشوند. آنها تقریباً ۸٫۶ درصد از جمعیت هند (حدود ۱۰۴٫۲ میلیون نفر بر اساس سرشماری سال ۲۰۱۱) و حدود ۱٫۱ درصد از جمعیت بنگلادش (تقریباً ۲ میلیون نفر بر اساس برآورد سال ۲۰۱۰) را تشکیل میدهند.
[23] - ایالتی مسلمان نشین که از زمان استقلال در سال 1947 درگیر اعتراضات خونین و جنگهای فاجعه بار بین هند و پاکستان است و در این بین ارزانترین چیز در کشمیر جان مردمی است که بین دو سنگ آسیاب هند و پاکستان، مسلمان و هندو و... در حال خرد شدن هستند.
[24][24] - the Rashtriya Swayamsevak Sangh (RSS) گروه اصلی و سازمانی است که تجمعی از ملیگرایان مذهبی هندو را در خود دارد و آشکارا رهبران و بنیانگذاران این سازمان با الهام از نازی ها در آلمان، خواهان پاکسازی ههند از مذاهب وارداتی (مسلمانان، مسیحیان، یهودیان، پارسیان و...) بوده و معتقدند هندی های گول خورده و پیوسته به این مذاهب نیز باید به فرهنگ و مذهب هندویی خود باز گردند وگرنه باید سرزمین پاک هندوها را ترک کنند و... شاخه سیاسی این گروه ها BJP بعد از مانورهای مذهبی و سیاسی ناشی از ویرانی مساجد مسلمانان و از جمله مسجد بابری، حساسات و رای هندوها را با خود همراه کرده و اکنون حاکمیت مرکزی و بسیاری از ایالت های را در هند در دست دارد. این سازمان سیاسی – مذهبی گروهی پایه با تندروهای مسلح هم بوده و شاخه روحانیت آن VHP بر معابد هندو و بخش روحانیت هندو تسلط دارد بجرانگ دال جوانان شبه نظامی برای اقدامات خیابانی هستند که کار حملات به اقلیت ها و لباس شخصی ها را سازمان داده و اجرا می کنند، بخش های دیگر جامعه از جمله آموزش، فرهنگ، صنعت، اقتصاد و... نیز متولی خاص خود در زیر شاخه های این سازمان دارد، به طوری که RSS اکنون بزرگترین سازمان فاشیستی جهان با سابقه ایی بسیار طولانی نزدیک به صدسال فعالیت را در کارنامه خود دارد.
[25] - Naxalites ناکسالیسم ایدئولوژی کمونیستی «ناکسالیتها» یا «ناکسالها» است؛ گروهی متشکل از تشکلهای سیاسی و شورشی در هند که از گرایشها و ایدئولوژی سیاسی مائوییستی تأثیر پذیرفتهاند.
[26] - the Narmada Bachao Andolan
[27] - the National Rural Employment Guarantee Act
[28] - the National Register of Citizenship «فهرست ملی شهروندان» (NRC) قرار است شامل مشخصات تمام شهروندان هند باشد. ایجاد این فهرست بر اساس اصلاحیه سال ۲۰۰۳ در «قانون شهروندی مصوب ۱۹۵۵» الزامی شد. هدف از آن، ثبت اطلاعات تمام شهروندان قانونی هند است تا امکان شناسایی و اخراج مهاجران غیرقانونی فراهم شود. اجرای این طرح در ایالت «آسام» از سالهای ۲۰۱۳–۲۰۱۴ آغاز شده است. دولت هند برنامههایی را برای اجرای آن در سایر نقاط کشور در سال ۲۰۲۱ اعلام کرد، اما این طرح هنوز اجرایی نشده است. در سال ۲۰۱۹، دولت «قانون اصلاحیه شهروندی مصوب ۲۰۱۹» (که با نامهای «CAA 2019» یا «CAA» نیز شناخته میشود) را تصویب کرد. این قانون وعده میداد که روند اعطای شهروندی برای مهاجرانی که متعلق به اقلیتهای مذهبیِ تحت آزار و اذیت (شامل هندوها، مسیحیان، بوداییها، پارسیان، سیکها و پیروان آیین جین) از کشورهای بنگلادش، پاکستان و افغانستان هستند، تسریع شود. این اقدام بهطور گسترده به عنوان راهکاری برای معافیت غیرمسلمانانی تلقی شد که ممکن بود معیارهای لازم برای گنجانده شدن در «فهرست ملی شهروندان» (NRC) را احراز نکنند؛ هرچند یهودیان و بهائیان نیز در این دسته قرار میگیرند.
[29] - the Hindu Rashtra جمهوری هندو که هند را نه بر اساس جمهوری سکولار فارغ از مذهب، بلکه هند را بر اساس مذهب هندو جمهوری می داند که جایی برای دیگران نخواهد بود، حال آنکه نزدیک به یک پنجم هند مسلمانند یعنی رقمی بالغ بر 300 میلیون از شمولیت خارج می شوند که این تنها بخش مسلمان آن است.
[30] - the Third Reich
[31] - Special Intensive Revision «بازنگری ویژه و فشرده» (SIR) اقدامی است از سوی کمیسیون انتخابات هند برای راستیآزمایی و اصلاح فهرستهای انتخاباتی از طریق سرشماری خانهبهخانه، استفاده از فرمهای از پیشتکمیلشده و بررسی اطلاعات پیشین رأیدهندگان انجام میشود. هدف از این طرح، تضمین دقت فهرستهای انتخاباتی در سراسر هند از طریق حذف نام افراد متوفی، کسانی که بهطور دائم نقلمکان کردهاند، موارد تکراری و افراد غیرشهروند است؛ و در عین حال، اطمینان حاصل میشود که شهروندان واجد شرایط از قلم نیفتند. فرایند سراسری SIR در تاریخ ۲۷ اکتبر ۲۰۲۵ توسط «گیانش کومار»، رئیس کمیسیون انتخابات، در «ویگیان باوان» دهلی نو اعلام شد.
[32] - در هند این مدارک هویتی نیست که به شما حق رای می دهد، بلکه حضور لیست انتخاباتی است که به شما حق رای دادن و ابراز نظر خواهد داد.
[33] - مشهور است که حاکمیت حزب بی.جی.پی از سوی ثروتمندترین خاندانهای هند حمایت می شود و یک نوع بده و بستان پروژه و پول سیاه بین این دو در روند کار اقتصادی در هند جریان دارد، که بقای هر یک بسته به دیگری دارد، یکی پروژه می دهد و یکی هم جبران می کند و... مشهورترین ثروتمند هندی که با شخص مودی در ارتباط است
مقدمه مترجم (سایت یادداشت های بی مخاطب) :
هند درس های زیادی برای ایران و ما ایرانیان دارد، این سخنرانی به واقع اعلام خطر، از شرایطی است که بر هند می رود، و پرده برداری از وضعی است که هند تا سال 2025 با آن مواجه خواهد بود، اعلام خطر از سوی یک متفکر هندی، از شرایطی که تحت حاکمیت راستگرایان مذهبی هندو در هند، در حال روی دادن است، به طوری که با تسلط آنان بر قدرت، تمام نهادهای مدنی کشور بی اثر شده، قانون اساسی این کشور به محاق می رود، و یک دولت-ملت جدید مبتنی بر مذهب و فرهنگ هندو، از بین ملت متکثر و دمکرات هندوستان سر بر آورده، و مثل اژدهایی دیگران را تحت سلطه خود برده، موجودیت آنان را خواهد بلعید، در این روند، او مبارزه را به همه هندی ها توصیه می کند چرا که آتش این موجودیت، درب خانه همه آنان قرار دارد، که در آستانه قرار گرفتن در تحت سلطه کامل هندویسم افراطی قرار دارند که تمام بنیان های دمکراسی و تکثر آنان را سست و همه سلطه گریزی های ناشی از پیروزی انقلاب هند در سال 1947 را به باد خواهد داد، و هندی ها را تحت سلطه برهمنیسم (جامعه روحانیت هندو) قرار خواهد داد.
در این نوشته وقتی از حزب بی.جی.پی، یا سازمان آر.اس.اس و در کل هندوئیسم افراطی سخن به میان می آید منظور تفکر ملیگرای مذهبی و فرهنگی هندو است که در گروه های نامیده شده تحت عنوان "سنگ پریوار" تجمع یافته و مجموع این سازمان ها تحت رهبری آر.اس.اس به دنبال بازگشت کل جامعه و سرزمین هندو، به فرهنگ و مذهب هند باستان هستند، که نمود های روشنی از اهداف فعلی آنان عبارتند از :
الف) حاکم کردن فرهنگ و شریعت هندو، که طی سال ها مبارزه مردم تا حدودی سست و از صحنه زندگی هند خارج شده است، که برخی از این فرهنگ آنقدر غیر انسانی است که اکنون حتی قانونا در هند منسوخ شده اند، که از جمله آن می توان به اجرای نظام طبقات اجتماعی باستان هند، که مردم هند را به طبقات مختلف تقسیم می کند و در راس آن حاکمیت و بالانشینی طبقه برهمن ها (روحانیت هندو) را تضمین، و باقی مردم هند را طبق سلسله مراتب طبقات، در ذیل آنان قرار می دهد،
ب) احیای هند بزرگ، که شامل تمام کشورهای برمه، بنگلادش، بوتان، سریلانکا، مالدیو، پاکستان نپال، حتی افغانستان هستند، که باید تصرف شده و ذیل حکمرانی هندوها در آید.
ج) جاری نمودن شریعت هندویی بر همه احاد مردم هند، که در
آن نظامی مردسالار تضمین می شود، این احکام شرعی گاه غیر انسانی حتی بر اقلیت های دینی مسلمان و... نیز به رغم عدم تطابق با اعتقاد، و اصول دینی آنان حاکم باید گردد، که از جمله آن می توان به حرام بودن خوردن گوشت گاو، و نجس بودن طبقه دالیت ها و... اشاره کرد که باید از جامعه برتر هندویی به دور باشند، تا بقیه را به وجود خود آلوده نکنند.
د) پاک سازی جامعه و سرزمین هند از اغیار و دیگرانی که متجاوز و بیگانه تعریف می شوند، در این تفکر فرهنگ و سنت هندو، اصیل و صاحب هند تلقی می شوند، باقی ادیان و فرهنگ ها، وارداتی و متجاوز تعریف می شوند که از جمله اسلام، مسیحیت و... غیر و بیگانه پنداشته شده، که پیروان آن یا باید به اصل هندوئیسم خود باز گردند و یا سرزمین پاک هندوها از وجود آنها پاک شود و...
بهای نبرد برای حفظ هند، باید توسط تک به تک ما پرداخته شود
اگر RSS این نبرد را ببرد، پیروزی اش رقص پیروزی در رزم را در پی خواهد داشت.
چرا که هند از صفحه روزگار حذف خواهد شد.
22 آوریل 2022
این متن سخنرانی نویسنده و فعال اجتماعی، خانم آروندیتی روی [1] در بزرگداشت سیسی فارنتهولد [2] و در سالن لیندن بی. جانسون در دانشگاه تگزاس، اوستین، ایالات متحده امریکا ایراد گردید. این رویداد توسط مرکز راپوپورت [3]، که در زمینه حقوق بشر و عدالت فعال است برنامه ریزی گردید:
عصر خوبی برای شما آرزو می کنم، و از شما برای دعوتم جهت سخنرانی در سیسی فارنتسهولد، تشکر می کنم، قبل از این که سخنان خود را آغاز کنم، می خواهد چند کلمه ایی در خصوص جنگ اوکراین بگویم. آشکارا و روشن تجاوز روسیه به اوکراین را محکوم می کنم، و مراتب تعظیم و تبریک خود را مقابل مقاومت شجاعانه مردم اوکراین در برابر این تجاوز، ابراز می دارم. و مراتب تبریک و عظیم خود را در برابر روس های مخالف و مبارزی تقدیم کنم که جان با ارزش خود را در مقابله با این روند تقدیم کرده اند.
این را در حالی می گویم، که از استاندارد دوگانه امریکا و اروپا غمناک، و به خوبی آگاهم، آنانکه با همدیگر هچنین جنگ هایی را در دیگر کشورها در جهان راه انداختند. با هم مسابقه تسلیحاتی را در جهان رهبری کردند، و به مقداری سلاح ساخته و انبار کرده اند که برای نابودی چندین باره سیاره ما کافی است. و این یک حقیقت روشن است که، در حالی به داشتن این سلاح ها خشنودند که، همین سلاح ها آنها را مجبور کرده است تا دست و پا بسته، ناظر وضع متحد نابود و ویران خود باشند. کشوری که مردمش، گستره اش، موجودیت اش، توسط قدرت های استعماری طعمه بازی های بی پایان جنگ و سلطه و هژمونی خواهی خود کرده اند.
اکنون برگردم به موضوع هند. من این سخنان را به زندانیان در حال افزایش، از اوتاد در هند، تقدیم می کنم، و از همه ما می خواهم تا پروفسور جی.ان. سایبابا [4] را به خاطر بیاوریم، فعال اجتماعی، خواننده و وکیل که تحت عنوان بهیما کورگئون 16 [5] شناخته می شود، فعالین اجتماعی که به دلیل اعتراض به CAA (قانون اعطای شهروندی) [6] زندانی شدند. و خرم پرویز که ماه ها قبل در کشمیر دستگیر شد، او یکی از شهروندان ارزشمندی است که من می شناسم. او و سازمانی که برایش کار می کرد، "اتحادیه جامو و کشمیر برای اجتماع مدنی" (جی.کا.سی.سی.اس) [7] که برای سال ها روشمند، داستان دردهای این جامعه را مستند می کردند، داستانی که با فشار و زور به حاشیه فراموشی و نادیده شدن برده می شوند، و مرگی که بر مردم کشمیر تحمیل می شود. پس آنچه که امروز خواهم گفت را به این ها تقدیم می کنم.
در هند تمام مخالفت ها و اعتراض ها مجرمانه تلقی می شوند. و اخیرا نیز مخالفان و معترضین را نیروهای "ضد ملی" [8] می نامند. اکنون آشکارا برچسب "تروریست های اندیشمند" [9] را می خوریم. قانون ترسناک "جلوگیری از اقدامات غیر قانونی" [10] پلتفورم و بستری را فراهم ساخته است، که ذیل این قانون، افراد را برای سال ها بدون محاکمه در زندان نگه می دارند، و رژیم کنونی از آن برای برخورد با تروریسم اندیشمندانه! استفاده می کند.
همه ما را برچست مائوئیست – همیار واژه های غیر رسمی، "نگذال های – شهری" [11] و یا جهادی [12] دریافت داشته ایم، که به ما زده اند، که ما را به عنوان هدفی، داغ خورده بر پشت مان [13] تبدیل کرده تا به وسیله ایی برای بازی منطقی، گروه های لباس شخصی خیابانی [14] و یا حملات قانونی خود تبدیل کنند.
اکنون تنها چند روزی است که من دهلی را ترک کرده ام، تنها در همین چند روز ناچیز، روند شتاب حوادث نشان می دهد که ما مرزهایی را رد کردیم. و از این رو، به ساحلی باز نخواهیم گشت، که روزگاری آن را از آنِ خود می دانستیم.
در ماه مارس 2022 حزب بهاراتیا جاناتا [15] حاکمیت بر بزرگترین ایالت هند، یعنی ایالت اتارپردادش را برای دومین دوره، از آن خود کرد، انتخابات ایالت مذکور همواره به عنوان یک نبرد نیمه نهایی در مسابقه کسب قدرت در کل هند تلقی می شود، که باید آن واقعیت را برای انتخابات دو سال آینده یعنی سال 2024 در نظر گرفت. کمپین انتخاباتی که روحانیت هندو و مردان خدای، زعفرانی پوش، آشکارا فراخوان برای کشتار جمعی و بایکوت اجتماعی و اقتصادی برای جامعه اقلیت مسلمان در هند را از قبل اعلام کرده اند.
در حالی که پیروزی حزب بی.جی.پی در این انتخابات، در روی زمین، نزدیک به اندازه کرسی هایی بود که برای پیروزی نیاز داشتند. این نتایج انتخاباتی، برای فعالین و رهبران حزب بی.جی.پی غیر طبیعی، ضعیف و مخلوطی از ترس و بی اعتمادی را به همراه داشت. درست بعد از اعلام نتایج انتخابات، بزرگداشت فستیوال رام نوامی [16]را توسط هندوها را داشتیم که همزمان با ماه رمضان در امسال قرار گرفته بودند. برای بزرگداشت رام نوامی هندوهای خشن مجهز به شمشیر به سان سیلی در بیشتر از یازده شهر به خیابان ها آمدند. در حالی که توسط روحانیون هندو [17] و فعالین حزب بی.جی.پی رهبری و هدایت می شدند، و وارد مناطق مسلمان نشین شدند و در بیرون از مساجد آنان صدای سگ در آوردند، و سرودها و شعارهایی را خواندند که آشکارا فراخوان برای به تجاوز به زنان مسلمان و نسل کشی مردان ... آنان دادند.
در همین حال هر پاسخ اعتراضی اقلیت مسلمان به این تهدیدات باعث خواهد شد تا با بولدوزر زندگی اشان را عناصر دولتی ویران کنند، یا توده های هندوی متعصب و لباس شخصی هندو به آتش کشند. هر کدام از مسلمانان نیز که در اعتراضات دستگیر شوند، باید برای سال ها در زندان بمانند. یکی از کسانی که در جریان هیات خیابانی رام نوامی با حکم زندان مواجه شد، وسیم شیخ بود، که متهم به سنگ پرت کردن به این هیات جشن خیابانی هندوها گردید. که خانه و مغازه اش را با بولدزر بدون اختار قبلی ویران کردند، در همان شهری که لباس شخصی غیر منطقی و متعصب و مجری تلویزیون، داخل بولدوزر، ویران کردن خانه و مغازه این مسلمان معترض را هدایت می کرد.
یک بولدوزر که از آن برای ویران کردن ساخت و سازهای غیر قانونی که در یک عملیات مشترک توسط نیروهای ضد خشونت NDMC و PWD و عناصر محلی و پلیس در منطقه خشونت زده "جهانگیرپوری" در دهلی نو، در تاریخ 20 آوریل 2022 صورت گرفت.
در همین حال رهبران حزب بی.جی.پی دخیل، که آشکارا در راه اندازی و انگیزه دادن به خشونت طلبان لباس شخصی هندویی که، کشتار جمعی از اقلیت مسلمان در سال 2020 در دهلی انجام دادند، توسط دادگاه عالی این شهر بی گناه شناخته شدند و با لبخند گفته شد هیچ جرمی صورت نگرفته است. برخی از همین ها دوباره بعد از این، در شهرهای دیگر، به خیابان باز گشتند، و همین اقدامات را دوباره از سر گرفته اند. به رغم این آزاد کردن ها، اندیشمندان مسلمان مثل عمر خالد در زندان همچنان نگه داشته می شوند، در حالی که در همین کیس دستگیر شد. سخنرانی عمر خالد در مورد برادری، عشق و عدم خشونت، اجرای قانون اساسی هند که در جریان اعتراضات ضد CAA (قانون اعطای شهروندی) بیان شد، مبنای اتهامی گزارش پلیس برای نقشه ریزی منتهی به کشتار جمعی اقلیت مسلمان در دهلی گردید. و متعاقب آن آشکارا اقلیت مسلمان متهم به کشته سازی از خود، در جریان این خشونت ها، با هدف مخدوش کردن چهره زیبای هند، در جریان دیدار دونالد ترامپ (رئیس جمهور امریکا) از هند شدند!
گذشته از تمام این ها، نخست وزیر هند نارندرا مودی، که جهش آغازین ارتقا شخصیت سیاسی کنونی وی، با برنامه ضد اقلیت مسلمان در سال 2002 در گجرات، موقعی که سروزیر این ایالت بود، آغاز شد، و از آن زمان به عنوان یک شخصیت الگو و الهام بخش برای هندوهای افراطی باقی ماند. شخصیتی اغلب در برنامه های هندوئیسم افراطی ساکت، اما اغلب با پیام های سیاسی پس پرده خود، راهبر و مرد مقدس عناصر توده وار لباس شخصی در این گونه اعمال شد، کسانی که حوادث تاریخی غیر واقعی از خود را همواره در (رسانه های اجتماعی) واتس اپ ارایه و پخش می کنند، که طی آن خود را به عنوان "قربانی" حملات تاریخی معرفی کرده، که نسل کشی شده اند، کشتاری که توسط مسلمانان از آنان شد، و اکنون باید اعقاب آنها به خاطر آن اقدامات تلافی و تنبیه شوند.
ما اکنون در کشوری این چنین خطرناک قرار داریم، که در آن مجموعه هایی از حقیقت یا تاریخ درستی وجود ندارد، که بتوان بدان اتکا کرد، و یا آن را بیان نمود. گفته های ارایه شده با هم همخوانی و همپوشانی ندارد. افسانه ها و اسطوره ها تبدیل به آیه های تاریخی شده اند. داستان هایی که توسط دستگاه حکومتی، ثروت شرکت ها، تعداد بیشماری از شبکه های تلویزیونی که هفت روز هفته و بیست و چهار ساعته سخن پراکنی می کنند، حمایت و پشتیبانی می شود، که برد و قدرتی غیر قابل تصور دارند دنیا در اینجا از آنان جا مانده است، و ما اکنون می دانیم که در پس گفته ها و پیشنهادات، یک جنگ ویرانگر و فرسایشی آغاز می شود.
تصور کنید برای کسانی که محکوم به مرگ و محاکمه و زندان در این شرایط می شوند، وضعیت چگونه خواهد بود. همچنان که یک جامعه، مسلمانان متهم به زندگی در این فضای طرد و تنفر شده اند و به لحاظ اجتماعی و اقتصادی بایکوت می شوند. جامعه اقلیت مسلمانان به صورت ویرانگری متهم به جهاد عشق (مکانیسمی که در آن زنان هندو در دام عشق مردان مسلمان قرار داده می شوند تا جمعیت مسلمانان را افزایش دهند)، جهاد کرونا (مکانیسمی که بیماری کرونا توسط مسلمانان گسترش داده می شود، به سبک همان اتهامی که به نازی ها زده می شود که از اتهام گسترش تیفوس، علیه یهودیان استفاده می کردند)، و یا جهاد شغل (مکانیسمی که شغل ها توسط مسلمانان در جامعه مدنی از آن خود می شود، تا بر جمعیت هندو حکم برانند)، چیزی در خصوص جهاد غذا و جهاد لباس، جهاد افکار، جهاد لذت و... نگویم که چنین اتهاماتی هم هست. (منور فاروقی، یک کمدین مسلمان، برای جوکی که هرگز نساخت، ماه ها در زندان ماند، چراکه متهم به برنامه ریزی برای ساخت آن شد). هر بیانی، هر گونه خطای اشتباهی کوچکی، می تواند یک مسلمان را گرفتار ترور و زجر و شکنجه لباس شخصی های هندوی افراطی کند. و برای تروریست ها و جنایت کاران هندوی افراطی هدایایی از جمله ارتقا شغل های سیاسی و... را در پی دارد. حتی فرد قربانی در صورت زنده ماندن، در حالی که شدیدا مورد ضرب و شتم قرار گرفته، در بین اهل خود به صورت زمزمه مانند می پرسد، ... آیا آنها (هندوهای افراطی) به همین راضی شدند، یا دوباره به ضرب و شتم را آغاز خواهند کرد؟ آیا این ترور و ضرب و شتم شدید یک عملیات برنامه ریزی شده است یا خارج از کنترل؟ آیا این ترور به همین جا ختم خواهد شد یا این که گسترش شمول خواهد بود؟
هند به عنوان یک کشور، یک دولت - ملت مدرن است، که تنها و تنها بعنوان مجموعه ایی پیچیده اجتماعی از زبان ها، طبقات، نژادها، و زیر ملیت ها، حول قانون اساسی هند موجودیت می یابد، که هر یک از ساکنان، بدین وسیله و یا اسباب دیگر، بدان تعلق می یابند، کشور ما یک اجتماع فشرده و ساخته شده از اقلیت هاست. این ساخت پیچیده اجتماعی توسط یک ساختار مصنوعی "اکثریت خشن هندو" ... در حال ناقص شدن، و آموزش داده می شوند تا باور کنند که تنها مردم قابل توجه و ارزشمند، اولین ملت قابل قبول از یک ملت، هندو هستند، یک اکثریت، که خود را در مقابل "عناصر ضد – ملیِ، غیر انگاشته شده" تعریف می کند. هند در حال ناقض شدن است.
تعدادی از ما، که زینت دهنده این ملت متشکل از اقلیت ها هستیم، که می توانند پیشبرنده این ساختارِ مناسب و به خوبی طراحی شده باشند، که با تاریخی دست نخورده، نکوهش پذیر، منزه از قربانیان تجاوز باشد. داستان های ارتباط بین فرقه ایی ما، واجد همبستگی همگی ما با هم است، و سازنده شالوده ایی که می گوید که، چه کسی هستیم. در غیر این صورت، سلسله مراتب فراگیری از طبقات، مذهب، جنسیت و نژاد، جامعه سلسله مراتبی ما، در سطح خرد را، جاری می سازد. خرده استعمار، خرده بهره کشی، خرده وابستگی، هر رشته باریک از رشته های سازنده این پارچه منقش و متنوع، موضوعی است که ما را به تفکر، مطالعه، توصیه، گفتگو، و واکنش فرا می خواند. اما برای به حاشیه بردن یک رشته از این طرح حماسی نقاشی شده پر نقش و نگار، از موجی، استفاده می شود، تا برای تجاوز جمعی همدیگر را فرا بخوانند؟ برای نسل کشی؟ آیا این همانی است که به نمایش در خواهد آمد؟
موقعی که شبه قاره هند دچار تجزیه شد، و صدها شاه نشین مستقل در هم ادغام شدند، برخی به زور، در کشورهای پاکستان و یا هند حل شدند، صدها هزار نفر از مردم این مناطق (هندو، مسلمان و سیک)، به دو طرف مرزها، نقل مکانِ متقابل کردند. یک میلیون نفر در این جریان کشته شدند. ده ها میلیون نفر آواره گردیدند. هر روایتی از این حوادث تراژیک توسط افراد، به تنهای، و جوامع اجتماعی به صورت جمعی، می تواند درست باشد، همچنین می تواند نادرست هم باشد، آن موقعی می تواند این روایت نادرست باشد که با هدف مقابله با روایت تراژیک دیگری بیان شود. یک دروغ خطرناک گفته می شود. تا یک تاریخ ناهمگون، نقش گیرد. تا یک فحوا ربوده شده، و به سلاحی تبدیل گردد، که به نتایج ناخواسته و بدی منتهی خواهد شد.
همه ما در شبه قاره هند این انتخاب را در پیش روی خود داریم که برای یک ایده مشترک عدالت، برای اجتناب از درد و تنفر، که در حال جویدن خاطره جمعی ماست، کار کنیم، و آنرا ارتقا بخشیم. نخست وزیر هند، حزبی که او آن را رهبری می کند، و همچنین اعضایش، سازمان راشتریا سویام سواک سینگ (RSS) – سازمان فاشیستی که نخست وزیر عضو آن است – راه تنفر و درد را انتخاب کرده اند. آنها ما را به چیزی بزرگ فرا می خوانند که از درون خاک تشنه به خود ما، می جوشد. آتشی که آنها روشن می کنند، مسیری طراحی شده را نمی سوزاند، این آتش ممکن است کل کشور را بسوزاند. این آتش سوزی آغاز شده است. در این راستا مسلمانان هند و کشمیر، مسیحیان همچنین، در خطر مقدم این حملات قرار دارند. در سالجاری، به تنهایی، صدها حمله به کلیساها انجام شده است، مجسمه های مسیح مورد بی حرمتی قرار گرفت، و روحانیون مسیحی، زن و مرد، به صورت فیزیکی مورد حمله و بی حرمتی قرار گرفتند.
ما به حال خود رها شدیم. کمکی نمی آید. کمکی که نه به یمن رفت، نه به سریلانکا، و نه به رواندا. چرا ما باید انتظار داشته باشیم که از سوی سیاستمداران بین المللی به ما در هند کمکی شود؟ تعیین کنندگان ی اخلاق در جهان، تنها منافع، قدرت، نژاد، کلاس اجتماعی و ژئوپولتیک کشورهاست، باقی تنها ژست است، یک رقص در سایه.
هند اکنون توسط فردی رهبری می شود که بر موج قدرتی نشسته است که از کشتار صدها مسلمان برخاسته است، هیستری که توسط شبح طرح و نقشه ترور و کشتار تدارک دیده شد. برای این تنفر مخالفانی در بین مردم معمولی، در بین تمام اقشار وجود دارد، آنان که مخالف قانون ضد مسلمانان اعطای شهروندی [18] هستند، از سوی کسانی که حرکت تاریخی کشاورزان را در سال گذشته به راه انداختند، و احزاب محلی در بنگال غربی، تامیل نادو، کرالا و ایالت مهاراشترا، که سینه به سینه در مقابله حزب بی.جی.پی قرار گرفتند تا آن را شکست دهند. پر بی راه نیست اگر بگوییم که اکثریت هندی ها، با آنچه در حال رخ دادن است مخالفند، اما این محکومیت توسط اکثر مردم، با تنفر آشکار شد، به وسیله شانه بالا انداختن کارمایی به نشانه تحقیر و تحیر، و دوری گزینی از تب سوزاننده ایدئولوژیکی قبلی از کادرهای فاشیست با درآمد بالا.
حزب کنگره، تنها اپوزیسیون منحصر به فرد در سطح ملی، چیزی که برای ما به ارمغان آورد، ضعف بود و ناتوانی برای اتخاذ یک موضع اخلاقی، تا حتی نتوانیم از کلمه مسلمان در سخنرانی های عمومی سود جوییم. تجمع های متعلق به مودی هم مردم را به کشوری "پاک و منزه از حزب کنگره" [19] فرا می خواند؛ که در واقع فراخوانی برای یک دولت بدون اپوزیسیون است. شرایطی که در مقابل آن باید گفته می شد، دمکراسی تنها یک کلمه نیست که فقط در ذهن قرار گیرد، بلکه یک شرایط است که باید تحقق یابد.
در حالی که هند تمام تله گذاری ها انتخاباتی، و نمایش یک دمکراسی انتخاباتی را، به نمایش می گذاشت، قانون اساسی که ما را به سوی سکولاریسم، جمهوری سوسیالیستی، انتخابات آزاد و عادلانه، یک پارلمان که به صورت دمکراتیک توسط احزاب حاکم و اپوزیسیون اداره می شد، یک سیستم قضایی مستقل، و یک رسانه های آزاد فرا می خواند، در حقیقیت این مکانیسم حکومتی (شامل یک افزایش و گسترش، در سیستم قضایی، سیستم سرویس عمومی، نیروهای امنیتی، سرویس های اطلاعاتی، پلیس، و نیروهای دخیل در انتخابات بود) بود که در جهت گیری درست نبودند، و این نهادها به صورت عمیقی تحت نفوذ واقع شدند، و در اغلب موارد به صورت آشکارا به وسیله سازمان های قدرتمند در هند، که آشکارا دارای ایدئولوژی فاشیسم هستند، و ملیگرایی هندو را دنبال می کنند، مانند RSS به خدمت گرفته شدند. RSS در سال 1925 پایه گذاری شد، که مبارزه طولانی داشته، تا قانون اساسی را به کناری نهاده، و در هند یک جمهوری هندو متشکل از ملت هندو شکل دهد. ایدئولوگ های RSS به صورت آشکار و واضحی به تمجید از هیتلر اقدام، و مسلمانان هند را با یهودیان در آلمان یکسان انگاری می کنند.
بر ارجحیت نژادی و حاکمیت آریایی نظر دارند، ایده ایی که برخی از انسان ها را اهریمن و دیو، و برخی را وجه خداگونه می دهند، و دیگران را زیر مجموعه ایی آلوده و غیر قابل لمس می داند، که در مراتب زیرین قرار می گیرند، این اساس برهمنیسم آنان، سیستم طبقاتی هندویی است که حتی امروزه نیز مردم هند را بر اساس آن سازمان می دهند.
حادثه تراژدیک این که، عده زیادی، حتی در بین اقشار تحت ظلم نیز به نفع سازمان RSS حرکت می کنند. کسانی که بر اثر موج سونامی تبلیغاتی RSS در جهت پروپاگاندای این گروه رای می دهند و جهت گیری قدرت را تعیین می کنند. در سال 2025 سازمان RSS صدمین سالش را رکورد خواهد زد. صد سال تلاش در جهت ایدئولوژی و مذهبی برای ساختن یک ملت هندو، درون ملت هندوستان. تاریخ گواه است که این سازمان در این صد سال توسط انجمنی از برهمنان ساحل غربی هند کنترل و هدایت شدند. امروزه این سازمان دارای پانزده میلیون عضو است، که در میان این اعضا، یکی همین آقای مودی، و تعداد زیاید از اعضای کابینه او، سروزیران ایالت های مختلف هند، و فرمانداران هستند. به موازات آن یک تشکیلات در سطح جهانی هم دارند، که شامل ده ها هزار مدرسه ابتدایی، صاحب املاک کشاورزی، با کشاورزان، کارگران، دانش آموزان، سازمان ها، صاحب انتشارات خاص خود هستند، دارای شاخه گروه های تبشیری که در مناطق جنگلی کار می کنند تا قبایل را "خالص" [20] و پاک سازی کنند، و آنان را به هندوئیسم "باز گردانند" [21]، دارای یک سلسله سازمان های زنان هستند، چندین میلیون میلیشیای قدرتمند مسلح، که ملبس به پیراهن های سیاه موسیلینی (دیکتاتور فاشیست ایتالیا) هستند، و بیشمار و غیر قابل تصور از سازمان های ملیگرای هندو که نقش کمپانی های همچون شل را بازی می کنند، و شرایطی را محیا می کنند که توانایی محروم سازی غیر قابل انکاری دارند.
در حالی که هند دچار قتل عام و ریزش موقعیت های شعلی است، و به سوی در هم ریختگی اقتصادی حرکت می کند، حزب بی جی پی به سرعت در حال رشد است، و اکنون ثروتمندترین حزب سیاسی در دنیاست. که بر اساس توافقات پشت پرده، سیستم های ناشناخته و اتحادیه های انتخاباتی را معرفی می کند، که قادر است با استفاده از سرمایه گذاری شرکت های عظیم، فضایی مبهم و دودآلود سیاسی را ایجاد کنند. این سیستم به وسیله چند صد شرکت رسانه ایی، تلویزیونی و کانال های خبری که تقریبا در تمام زبان های رایج در هند برنامه پخش می کنند، حمایت می شود، که این کانال های تلویزیونی و رسانه ها، به وسیله لشکری از رسانه های مجازی، که متخصص ارایه اطلاعات جعلی اند، بازار رسانه ایی جمعی را شکل می دهند.
برای همه این موارد است، که حزب بی جی چی به عنوان تنها پیشانی رسمی گروه RSS قرار دارد. اکنون با همه این تفاسیر است که ملت ساخته شده در ملت، آماده می شود، تا از سایه بیرون آید و در جایگاه جهانی خود قرار گیرد. اکنون دیپلمات های خارجی، به دفتر مرکزی RSS می روند تا رسمیت یافته و به آنها ادای احترام کنند. پردیس های دانشگاهی ایالات متحده عرصه جدید برای درخواست سهم الارث برای آنان است. خطر در این نقطه قرار دارد که آنان که چنین روندی را رهبری می کنند، معتقدند، شاید آنچه را که در فضای عادلانه نتوان به دست آورد را، بتوان در فضای اقتصاد سرمایه داری خرید.
ارزیابی جشن سده RSS در سال 2025 یک شاخص مهم در تاریخ هند خواهد بود. سال قبل از آن ما یک انتخابات عمومی خواهیم داشت. این انتخابات شاید بیان کننده این پیش بینی باشد که ما با یک تشدید خشونت تصادفی و ناگهانی در فعالیت های خشونت آمیز مواجهه شویم.
در حالی که مودی، به عنوان مسیح (خدای) همه جا حاضر و ناظر مطلق، که تصویرش روی ارواق واکسن های کوید ما نقش بسته است، و روی کیسه های آرد و نمکی که به جای شغل، به میلیون ها نفر که اخیرا بیکار شده اند، اهدا می شود، چرا این مردم نباید از او متشکر باشند؟
چگونه آنان می توانند، در حالی که شاهد قبرهای دسته جمعی کم عمق بوده اند که در ساحل رود مقدس گنگ، به هنگام طغیانی نمایان شدند، قبرهایی که در ساحل طولانی آن در خلال موج دوم همه گیری اجساد آنان را در خود داشت، چگونه این را وا نهاده، به حرف های آنان باور کنند، اگر این کشتار جمعی نتیجه اقدامات مودی نیست، چه چیزی شرایط را بدین سمت وحشتناک برد؟
امیدهای ما سوزانده شد، تصاویر ذهنی ما تحت تاثیر قرار گرفت.
اگر RSS این نبرد را ببرد، پیروزی اشان یک رقص رزم جنگی خواهد بود، چرا که وجود هند به پایان خواهد رسید، انتخابات ها دیگر نمی تواند شرایط را به قبل باز گرداند. و دیگر برای همه چیز دیر خواهد بود، این نبرد باید با شرکت همه کشور ما انجام شود، آتش اکنون در پشت درب خانه همه ماست.
تشکر از شما.
[1]- Arundhati Roy با نام کامل سوزانا آروندیتی رو، متولد 1961 در شیلونگ مگالیا در هند، نویسنده، بازیگر، و فعال سیاسی هندو، که به خاطر دریافت جایزه بوکر (Booker) برای رمان خود تحت عنوان “خدای اشیای کوچک” (The God of Small Things) در سال 1997 شهرت بیش از پیش یافت. او در زمینه حقوق بشر و محیط زیست نیز فعال است. از پدری هندو با شغل کشاورزی کاشت چای، و اهل بنگال، و مادری مسیحی متولد شد، او در کنار ملت های ستم دیده هندی در مناطق امنیتی شده مائویست ها و کشمیر هم فعال بوده که بارها پرونده قضایی برای او تشکیل شده است. ایشان جایزه های مختلفی در ارتباط با حقوق زنان و صلح و... دریافت داشته است.
[2] - the Sissy Farenthold مری فرانسیس تارلتون (سیسی فانتهلود) یک فعال سیاسی، قاضی فعال اجتماعی و استاد امریکایی است که به خاطر کمپین های سال 1972 تا 1974 تگزاس مشهور است. و تا انتخاب به عنوان معاون رئیس جمهور امریکا هم پیش رفت، مارتین لوتر کینگ در خصوص او گفته است "منحنی تاریخ طولانی است، اما به سوی عدالت قرار دارد، و سیسی قسمتی از این تاریخ است".
[3] - the Rapoport Centre برنارد و آدر رپپورت سنتر با هدف توسعه عدالت و حقوق بشر در سال 2004 بنیاد نهاده شد،
[4] - G. N. Saibaba نویسنده، متفکر و فعال حقوق بشر و پروفسور دانشگاه دهلی که توسط دولت هند متهم به ارتباط با گروه های چپ ممنوعه شد و به حبس ابد محکوم گردید. و تحت قانون جلوگیری از فعالیت های غیر قانونی دستگیر گردید.
[5] - the Bhima Koregaon 16 بزرگداشتی بر صدمین سال نبرد "بهیما کورگائون" بود که در سال 2018 صورت گرفت و این مراسم به خشونت کشیده شد.
[6] - CAA (Citizenship Amendment Act) قانون اعطای شهروندی به مهاجران خارجی در هند که به غیر از مسلمانان به باقی مهاجرین تعلق می گرفت و همین تبعیض باعث شد که مسلمانان هند اعتراض کنند و این اعتراضات منجر به کشتار آنان توسط دولت هندوی بی.جی.پی و لباس شخصی های متعلق به گروه های هندوی افراطی شد.
[7] - the Jammu Kashmir Coalition of Civil Society (JKCCS)
[8] - anti-national اصطلاحی که به مخالفین خود توسط مذهبیون افراطی هندو زده می شود، آنان خود را عناصر ملی تلقی کرده و مخالفین خود را ضد ملی می نامند
[9] - intellectual terrorists
[10] - Unlawful Activities Prevention Act قانونی که مقامات امنیتی هند می توانند افراد را بدون تشریفات قانونی دستگیر و تحت شکنجه و بازجویی قرار دهند، این قانون مورد سو استفاده یگان های نظامی و امنیت تحت نفوذ و سو استفاده گروه های هندویی از جمله RSS قرار گرفته و مخالفین خود بدین وسیله سرکوب و زندانی می کنند.
[11] - Urban-Naxals نگزالیت ها یا چریک های چپ گرای مائویست در مناطق محروم هند مبارزه ایی را با دولت هند داشته و دارند
[12] - jehadisبه دلیل تاریخ طولانی مبارزه تروریستی گروه های اسلامگرا در هند، عناصر جهادی به تروریست هایی گفته می شود که مردم هند را مورد حمله قرار می دهند، واژه جهادی اکنون به هر فعالیت منفی که علیه جامعه اکثریت انجام شود تعمیم داده می شود و بار منفی آن سوار افراد متهم به هر فرد جهادی می گردد. این واژه در جامعه هند ویران و نابود شده، و به معنی تروریست و جنایتکار تبدیل شده است.
[13] - همچون مهر داغ خورده بر بدن بردگان در زمان باستان
[14] - mobs اجتماع های توده واری که به هر سو که تحریک گران سیاسی و مذهبی بخواهند، آنان را هدایت و دیگران را مورد حمله قرار می دهند.
[15] - the Bharatiya Janata Party (BJP) حزب سیاسی و رقیب حزب کنگره که اکنون به صورت بلامنازع قدرت را در مرکز در اختیار دارد، این حزب را باید شاخه سیاسی گروه های هندو رادیکال سنگ پریوار می توان نامید که تحت RSS گرد هم آمده اند.
[16] - Ram Navami فستیوال هندوی تولد خدای رام، هفتمین آواتارش ویشنو، که برای ویشنوئیست ها مهم است. این جشن علاوه بر آیودیا، در معابد مختص رام در سراسر کشور جشن گرفته می شود.
[17] - swamis عنوانی که در هند به روحانیون هندو، از مرد و زن تعلق می گیرد که حاکم و صاحب بر خود است، و وجودش از ناخالصی خالص شده و "او خود، خود اوست"، بدون اضافات ناخالص
[18] - Citizenship Amendment Act
[19] Congress mukt Bharat
[20] - purify
[21] - return
مقدمه مترجم : (سایت یادداشت های بی مخاطب)
جامعه زنده و پیشرو را باید از اندیشمندان آن شناخت، که بی توجه به بندهای زنجیر امنیتی، ترور، سیاسی، اقتصادی، تعصب و... به انعکاس حقیقتی می پردازند که آن را خود، یافته اند، و رهیافت خود از تجارب و علم خود را بدون لکنت، و بیم قطع نان و ناز، بیان می دارند، خانم آروندیتی روی [1] به عنوان یک نویسنده مشهور هندی، هم جامعه خود، و هم جامعه جهانی را در این سخنرانی به محاکمه ایی منصفانه کشید، در نقد او از وضعیت جهان، هم عیب جامعه خودش دیده می شود، و هم بدون نقاب و سانسور، در قلب لندن، سیاست های غرب و بریتانیا را، در حضور اساتید حاضر در این جلسه، به چشم لندن نشینان می کشد، مثل آینه ایی که مقابل بسیاری از صاحبان قدرت، باید گرفت، او این آینه را مقابل راهبران کشورمان نیز گرفته، تا خود را در نگاه دیگران، خوب ببیند، مطلبی که می آید سخنرانی خانم روی در لندن در بزرگداشت جامعه شناس مشهور بریتانیایی، استوارت هال، ابراز شده است که نکات روشنی را در خصوص آنچه در جهان می گذرد، در خود دارد. و از آزادگی و نقش آزادی بیان در رهیافت اصلاح جهان، نکته ها در خود دارد، دنیا به اصلاح طلبانی اندیشمند و چنین آزاد اندیش نیاز دارد، سخنرانی او نکته های بسیار در خود دارد، و درس آزاد اندیشی و زیست آزادانه به انسان می آموزد.
و اما سخنرانی او :
آروندیتی روی از چیزهایی که می توان و نمی تواند گفت، می گوید :
برداشت حجاب از جهان، آنچنان که ما می دانیم. [2]
همبستگی، صدا بلند کردن برای حمایت از “غیر پنداشته شده ها”، امروز اهمیتش از هر زمانی بیشتر است. گرچه این فعالیت به یک اقدام مخاطره آمیز تبدیل شده است، این را نویسنده مشهور گفت.
از چپ به راست، ادوارد اسنودن، ولادیمیر پوتین، آروندیتی روی، نارندرا مودی و تستا استلواد
06/OCT/2022
متن کامل سخنرانی انجام شده در یادبود آقای استوارت هال [3] ، در سالن کانوُی در تاریخ 8 مهر ماه 1401(30 سپتامبر 2022).
تشکر از این که مرا دعوت کردید تا امروز در یادبود استوارت هال سخن بگویم. انگار سال هاست که برای تحقق این نشست تلاش کرده ایم. من هرگز در آینده، خوشی بودن در یک مکان با تعداد زیادی از اساتید را دست نخواهم داد. همه گیری کرونا برخی از چیزها را کم رنگ کرد، اما تعدادی از ما هنوز در تلاشند تا بر این زخم که بر ما زده، فائق آیند. من هرگز آقای استوارت را ندیدم. اما مطالعه آثار او به من این احساس را داده است که انگار مدت ها با هم نشسته ایم و در مورد بسیاری از موضوعات گفتیم و خندیده ایم.
عنوان اصلی سخنانم موضوعاتی که می توان و نمی توان گفت، است، و این عنوان کتاب کوچکی است که آنرا با هنرمند جان کوزاک [4] نوشتیم. این کتاب در خصوص سفر ما به روسیه در دسامبر 2013 برای دیدار از ادوارد اسنودن [5] در مسکو نوشته شد. همراه دیگر ما در این سفر، دانیل الیسبرگ [6] بود، برای کسانی که کم سن و سالند، باید توضیح دهم که او اسنودن زمان خود بود؛ و خطاکاران جنگ ویتنام را لو داد، و اعمال آنان را بر اساس اسناد پنتاگون، عمومی و افشا کرد.
اسنودن، کسی است که سال ها قبل به ما هشدار داد که ما در حال حرکت خوابگرد گونه در یک کشور، تحت تسلط کامل اطلاعاتی و امنیتی هستیم، همین اسنودن، در زمان دیدار ما، داشت زندگی خود را در تبعیدگاه مسکو می گذراند. و ما نیز به همراه او در آن زمان عمیقا در کشوری مسلط به ابزارهای اطلاعاتی و امنیتی فرو افتاده بودیم، که او شرایط حاکم بر آن را قبلا به ما هشدار داده بود، از طریق یک تلفن همراه کوچک، که اکنون ضروری ترین و نزدیک ترین به ما، که به سان ضروری ترین اُرگان، در بدن ما تبدیل شده است، که از ما جاسوسی می کند، حرف های ما را ضبط، و منتقل می نماید، شخصی ترین اطلاعات ما که، توسط این اطلاعات ما می توانستیم به زنجیر کشیده شده، کنترل، استاندارد و اهلی و رام شویم. نه تنها توسط این کشور، بلکه همچنین به وسیله دیگران.
تصور کنید که کبد یا کیسه صفرای شما عملکرد خوبی در قبال قلب شما نداشته باشند، دکتر به شما خواهد گفت که شما بیمار هستید. این زنجیره ایی از ریسمان ها بود که ما خود را در میان آن احساس می کردیم. ما کاری بدون آنها نمی توانستیم بکنیم، و آنها هم کارشان را می کردند.
بخش نخست سخنان من در مورد چیزهایی است که می توان و نمی توان گفت. در بخش دوم به پرده برداری و حجاب برداری از جهانی خواهم کوشید که ما از آن اطلاع داریم.
امسال سال بسیار بدی برای کسانی بود که از "چیزهایی که نمی توان در مورد آن گفت" را گفتند و یا انجام دادند. در ایران، مهسا امینی، دختر 22 ساله در حین بازخواست در پلیس اخلاقی به اتهام نپوشیدن روسری استاندارد، و مورد نظر حکم رسمی، کشته شد. در اعتراضاتی که به دنبال آن شکل گرفت و در جریان است نیز تعداد زیادی از مردم کشته شدند.
در همین حال، در هند، در ایالت جنوبی کارناتاکا، دختر مسلمان دانش آموز مدرسه ایی، که می خواست هویت خود به عنوان یک زن مسلمان، در کلاس درس حفظ کند، با حجاب در کلاس حاضر شد، که مورد هجوم فیزیکی مردان وابسته به راستگرایان افراطی هندو قرار گرفت. اینجا ایالتی است که مسلمانان و هندوها برای قرن ها در کنار هم زندگی کرده اند، اما اکنون به طرز خطرناکی فضای اجتماعی این ایالت دو قطبی شده است.
هر دو مثال – اجبار پوشیدن حجاب در ایران، و ممنوعیت حجاب در هند و دیگر کشورها – ممکن است به خشونت کشیده شود، اما در حقیقت چنین موضوعی نباید چنین ظرفیت خطرناکی داشته باشد. در موضوع اجبار یک زن برای پوشیدن حجاب، یا اجبار دیگری برای کنار گذاشتن آن، موضوع، موضوع حجاب نیست، اینجا بحث، بحث اجبار و کنترل جامعه است، بحث به بند کشیدن اوست، سیاست پوشاندن او، لخت کردن او، ملاحظه ی کنترل و تسلط بر زن را در خود دارد.
در ماه آگوست، سلمان رشدی به صورت خشونت آمیزی در ایالت شمالی نیویورک توسط یک اسلام گرای افراطی به خاطر کتابش، آیات شیطانی [7] مورد حمله قرار قرار گرفت، کتابی که اولین بار در سال 1988 به چاپ رسید. در سال 1989 آیت الله خمینی، رهبر انقلابی ایران، و اولین رهبر جمهوری اسلامی ایران، فتوایی صادر کرد و خواستار مرگ رشدی شد. تمام سال های بعد از آن، فقط همان زمانی که به نظر می رسید، که عصبانیت بر انگیخته شده، کاهش یافته، و رشدی از مخفیگاه خود خارج شد، این حمله نیز بلافاصله صورت پذیرفت.
بعد از اخبار اولیه که سلمان رشدیِ هفتاد و پنج ساله، از این حمله جان سالم به در برده، و روحیه خوبی هم دارد، دیگر هرگزی خبری از او در بیرون درز نکرد. تنها امیدی که می توان داشت این است که او در حال بازیابی سلامت خود است و این که او با قدرت کامل، به کیان ادبیات جهانی باز خواهد گشت. رهبران کشورهای اروپایی و امریکایی، قدرتمندانه در حمایت از رشدی ظاهر شدند، برخی نیز در جملاتی کوتاه گفتند، "نبرد او، نبرد ماست".
در همین حال جولیان اسانژ [8] ، کسی که موارد جرایم جنگی غیر محرمانه سربازان همین کشورها، در جنگی که صدها هزار نفر در آن مردند را منتشر کرد، او اکنون غرق در مشکلات سلامت جسمی، در زندان بلمارش به دام افتاده، و منتظر است تا به امریکا مسترد شود، جایی که ممکن است حکم مرگ، یا چند حکم زندان ابد او را انتظار کشند.
بنابراین، ما باید این حمله تنفر برانگیز به رشدی را، در خلال توقف بیان فرازهای کلیشه ایی همچون "جنگ تمدن ها" [9] و "آیات تاریک دمکراسی" [10] متوقف می کردیم. چرا که میلیون ها نفر در خلال تجاوزاتی کشته شدند، که توسط همین اونجلیست های دارای آزادی بیان هدایت می شدند، که در میان این میلیون ها نفر کشته، نویسندگان، شعرا و هنرمندان و... نیز بودند.
در خصوص اخبار این چنینی که از هند می رسد، در ماه جون، نوپور شارما [11] ، سخنگوی حزب بی.جی.پی، حزب حاکم ملیگرای هندو، یک بار برای همیشه، قربانی سخنان ناخواسته خود علیه محمدِ پیامبر، در یک برنامه گفتگوی تلویزیونی شد، یک گفتگوی چالشی، که او خیلی تهاجمی و با انگیزه در آن وارد شد، و به یک هرج و مرج بین المللی و تعدادی تهدیدات مرگ، مواجه گردید، که مجبور به خروج از زندگی در بین عموم مردم، شد. اما دو مرد هندو که در حمایت از سخنان او برخواسته بودند، به طرزی خشن سر بریده شدند. در روزهایی که به دنبال آن مسلمانان افراطی جمع شدند و شعار "جدایی سر از بدن" [12] را فریاد زدند، و از دولت هند خواستند که قانون کفر و توهین به مقدسات را از مجلس بگذراند. به نظر نمی رسد، که این برای آنان اتفاق افتاده، و نمی تواند کشور را بدین امرر راضی کنند.
همچنین در این زمینه مقاله "در اپزود نوپور شارما، مذهبی بودن بر انسانیت پیروز شد" را بخوانید.
آنها تنها کسانی نبودند که سانسور و ترور را در هم آمیختند. اوایل این ماه، در شهر بنگلور بودم تا در پنجمین سالگرد ترور دوستم خانم گوری لانکش [13] سخن بگویم، روزنامه نگاری که توسط متعصبین هندو درست در بیرون از منزلش به او شلیک شد که ترور این زن، در ارتباط با یک سری ترورهایی بود که با هم مرتبطند. دکتر نارندرا دابولکار [14] ، پزشکی مشهور، و متفکری منطقی که در سال 2013 کشته شد; دوستش، گویند پنسار [15] ، نویسنده و عضو حزب کمونیست هند که در فوریه 2015 به قتل رسید و استاد زبان کانادا (گویش ایالت کارناتاکا) ام.ام کابورگی [16] که در ماه آگوست همان سال به قتل رسید.
ترور البته شکلی از سانسور است که ما تجربه کرده ایم. در سال 2022، هند جایگاه 150 را بین 180 کشور جهان در خصوص شاخص های آزادی مطبوعاتی کسب کرد، حتی پایین تر از کشورهایی مانند پاکستان، سریلانکا و میانمار. ما نه تنها به وسیله دولت تحت نظر و کنترل بودیم، بلکه توسط جمعیتی که در خیابان ها توده وار فعالند، و شاخ های فعال در شبکه های اجتماعی، و به وسیله خود رسانه ها، همچنین.
در صدها کانال تلویزیونی که بیست و چهار ساعته برنامه پخش می کنند، که اغلب به آنها به عنوان "رادیو رواندا" [17] خطاب می کنیم، گویندگانِ طیف وسیعی از تلویزیون های خریداری شده ایی، که علیه مسلمانان (اقلیت هند) و "عناصر ضد ملی" (عنوانی برای اقلیت مسلمان)، برای دستگیری، اخراج و تنبیه آنان دعوت می کنند. آنها در آزادی و بی مسئولیتی مطلقی که به آنها اعطا شده است، زندگی و شخصیت بسیاری را ویران می کنند. هر روزه فعالین، شعرا، روشنفکران، حقوقدانان، دانشجویان دستگیر می شوند. همچنان که در ایالت کشمیر – دره ایی که از آن هیچ خبری به بیرون درز نمی کند – که به یک زندان بزرگ تبدیل شده است. که در آن عدد نظامیان (هندی) از اهالی آن بیشتر است.
هر گونه ارتباط کشمیری ها، خصوصی یا عمومی، حتی آهنگ نفس های آنها توسط نهادهای اطلاعاتی و امنیتی رصد می شود. در مدارس تحت نام آموختن عشق به مهاتما گاندی (رهبر قیام مردم هند علیه بریتانیا) سرودهای مذهبی هندوها را به دانش آموزان مسلمان یاد داده می شود. این روزها وقتی در مورد کشمیر فکر می کنم، به یاد اقدام برخی کشاورزان در نقاط جهان می افتم، که هندوانه های گرد را در جعبه های مکعب مربع پرورش می دهند، تا هندوانه گرد، به صورت مکعب عمل آید، تا بهتر بتوانند آن را نگهداری کنند. بنابر این به نظر می رسد که آنچه در دنیا روی هندوانه ها تجربه می شود، در دره کشمیر روی انسان ها آزمایش و تجربه می شود، در یک هدفگاه تفنگ ها.
در دشت های جغرافیایی پایین تر – در کمربند گاو – [18] در شمال هند، جمعیت های شمشیر بدست هندو، که توسط مردان خدا [19] ، هدایت می شوند، افرادی که توسط رسانه ها به دلایلی بعنوان "غیبگو" ها نامیده می شوند، و مردم هندو را آزادانه به نسل کشی مسلمانان و تجاوز به زنان آنان فرا می خوانند.
ما شاهد شکنجه و کشتار مسلمانان در روز روشن، و نسل کشی بیشتر از هزار مسلمان (منابع غیر دولتی این مقدار را تا دو هزار نفر هم ذکر کرده اند) در ایالت گجرات در سال 2002 و همچنین صدها نفر در شهر مظفرآباد ایالت اتارپرداش در سال 2013 بوده ایم، و جالب این که هر دو کشتار دسته جمعی مذکور، بلافاصله پیش از برگزاری یک انتخابات صورت گرفته است.
دیده ایم که مردی که تحت سروزیری او در ایالت گجرات این کشتار جمعی انجام شد، نارندرا مودی، موقعیت خود را تحکیم می کند تا به عنوان امپراتور قلب هندوها [20] ایستاده، و بالاترین کرسی رسمی کشور را اشغال کند. او هرگز نسبت به این جریان نه عذرخواهی و نه ابراز شرم کرد. دیده ایم که او سرمایه سیاسی خود از پوزخندها و بیانات خطرناک و ضد مسلمانان جمع می کند. دیده ایم که بالاترین دادگاه در کشور او را، قانونا و اخلاقا، به صورت مطلق از پاسخگویی مستثنی کرد، اظهارات تهوع آور کشورهایی که تحت عنوان دنیای آزاد از آنها یاد می شود را، هم دیده ایم که او را به عنوان یک رهبر دمکرات مورد تشویق قرار می دهند.
ماه گذشته، هند هفتاد و پنجمین سالگرد استقلال خود از بریتانیا را جشن گرفت. نارندرا مودی از تریبون بلند خود در قلعه سرخ [21] در دهلی، از رویاهای خود برای قدرت بخشی به زنان هند گفت. او با حرارت و مشت گره کرده، سخن می گفت. عمامه ایی نیز بر سر داشت که با رنگ های پرچم ملی پیچیده شده بود.
نخست وزیر نارندرا در حال دست تکان دادن به حاضرین
در خلال سخنرانی خود در هفتاد و پنجمین سالروز استقلال هند
در قلعه تاریخ سرخ در دهلی نو، 15 اگوست 2021
قدرتمند کردن زنان در جامعه ایی که بر اساس سیستم طبقاتی هندو شکل گرفته، جایی که برای قرن ها قدرت به مردان داده شده و این سیستم تجربه شده است! که مردانش معتقد به داشتن حقوق خاصی بر بدن زنان دالیت ها و ادیواسی [22] هستند، از این رو قدرتمند کردند زنان فقط موضوع مرتبط به سیاست نیست. این موضوع وابسته به اجتماعی شدن، و سیستم اعتقادی هم مرتبط است.
این روزها شاهد افزایش گراف جرم علیه زنان، در هند هستیم، و هند در جایگاه یکی از خطرناک ترین کشورها برای زنان قرار دارد. سورپرایز این روزها این است که ببینیم که چه موقع جرم کسانی که در حال حکمرانی هستند، علیه زنان آشکار خواهد شد. در چنین شرایطی، ما شاهد راهپیمایی هایی به نفع متجاوزین به عنف هستیم. در آخرین مورد از این موارد، یک دختر 19 ساله مورد تجاوز قرار گرفت و کشته شد، اما یک رهبر محلی هندو، پدر این دختر را به خاطر “پخش شیر خام به گربه های گرسنه” مورد شماتت قرار داد.
در همان زمانی که نارندرا مودی نخست وزیر حزب بی.جی.پی در حال سخنرانی روز استقلال خود بود، دولت ایالتی این حزب در گجرات، روز بزرگداشتی برای 11یازده مردی که برای تجاوز و قتل دختر 19 ساله مسلمان بلقیس بانو در سال 2002 برگزار کرده بودند، کسانی که قاتل او و 14 عضو دیگر خانواده این خانم بودند، که حکم حبس ابد دریافت داشته اند، و مقتول های این پرونده، شامل مادر این دختر، خواهرانش، برادران خردسالش، عمه ها و عمویش، دائی هایش، کودک یک ساله دائی اش، و صالحه، دختر سه ساله بلقیس، که سرش را با سنگ له کردند.
این جنایت وحشتناک یکی از جنایات متعدد از این دست بود که در خلال حرکت سال 2002 بر ضد اقلیت مسلمانان، در کشتار جمعی آن سال صورت گرفته، که پیش از این در مورد آن سخن گفتم. در این نشستِ حزب بی.جی.پی، آنان خواهان آزادی چنین افرادی شدند، تعداد زیادی از اعضای این حزب در آن شرکت داشتند، از جمله یکی از نمایندگان مجلس از این حزب، که در سخنرانی ضبط شده اش که بعد بیرون آمد گفت که، از آنجا که برخی از این افراد از جامعه برهمن [23] با "فرهنگ بالا" [24] هستند، به نظر نمی رسد که در اساس و در کل مجرم باشند.
در پرونده های بازجویی شده توسط واحد مرکزی بررسی و تحلیل [25] همچنان که در یک مورد هم انجام شد، به لحاظ قانونی هر گونه عفو و یا تصمیم برای بخشش اینها، باید توسط دولت مرکزی صورت می پذیرفت، که البته اکنون این دولت تحت اختیار نارندرا مودی است. بنابراین باید گفت که اجازه عفو آنها داده شده است.
وقتی این مجرمین از زندان بیرون آمدند، بیرون از دیوارهای زندان از آنها به عنوان قهرمان، توسط افراد مرتبط با گروه های متعدد هندویی و مرتبط با حزب بی.جی.پی (این "گستردگی" و تنوع گروهی، قدرت حاشا و انکار آنها را بالا می برد) که با هم "سنگ پریوار" [26] را می سازند، که مجموعه یک خانواده سیاسی و... را تشکیل می دهند، مورد استقبال قرار گرفتند – بر گردن این مجرمین حلقه های گل انداختند، شیرینی پخش کردند، و به احترام، پای آنها را لمس کردند – در چند ماه آینده ایالت گجرات شاهد انتخابات خواهد بود.
در هند، اقدامات عجیب درست قبل از انتخابات آزاد و منصفانه ما اتفاق می افتد. این دوره زمانی قبل از انتخابات، خطرناک ترین دوره زمانی در هند است.
این مقاله را نیز بخوانید : ‘من برای آینده خود بیمناکم: شوهر بلقیس بانو، بعد از آزادی این 11 مجرم
همچنانکه متجاوزین جمعی به زنان و قاتلین به جایگاه خود به عنوان افراد مورد احترام در جامعه باز گشتند، خانم تستا استالواد [27] ، یک فعال سیاسی که سازمان او "شهروندان برای عدالت و صلح" [28] ، اعتراضی را با یک برج بلند از شواهد و قرائن، ناظر بر نقش حمایتی دولت ایالتی گجرات به صورت عمومی، و شخص نارندرا مودی به خصوص، در کشتار جمعی سال 2002 ارایه نمود، او دستگیر و متهم به سند سازی شد، شواهد از بین برده شد، و حزب بی.جی.پی تلاش کرد تا ظرف فرقه ایی را همچنان جوشان نگه دارد.
این شرایط کشوری است که ما در آن زندگی و کار می کنیم. و چیزهایی گفته شد که نباید گفته شود. در سخنرانی ها، همچنان که در هر جای دیگر، قانون به صورت انتخابی، بسته به طبقه، مذهب، جنسیت و کلاس اجتماعی فرد مجرم، که در مقابل آنها قرار می گیرد، جاری می شود، یک مسلمان (اقلیت) نمی تواند آنچه را که یک هندو می تواند بگوید، را ابراز کند. یک کشمیری چیزهایی که دیگران می توانند بگویند را نمی تواند بیان کند. ابراز همدردی، و صدا بلند کردن برای حقوق "دیگران" (Others) مهمتر از هر چیز دیگری است. اما چنین اقدامی تبدیل به یک فعالیت بسیار خطرناک شده است.
در هند، مثل دیگر کشورها، هویت به یک سلاح تبدیل گردیده است، که هویت تفکیک، و به اتم های ریز ریز در دسته های ریزتر تقسیم شده، و این خود به یک ماشین تنبیه تبدیل شده، که به شکار مرتدین و اهل الحاد، نسبت به قوانین شرعی خود اقدام می کند. حتی چنین هویت های کوچکی هم در بین خود، باز سلسله مراتب قدرتِ توسعه یافته دارند. الیت کپچر [29] در کتاب خود، فیلسوف اولوفمی او. تایوو [30] توضیح می دهد که چگونه افرادی، تبدیل به موجود با اهمیت و ارزشمند در میان گروه خود می شوند، افرادی که معمولا در کشورهای قوی، در شهرهای بزرگ، در دانشگاه های بزرگ هستند، افرادی با سرمایه اجتماعی بر روی شبکه اینترنت، که بعدها بنیادها، شرکت ها و رسانه ها، پلتفرم در اختیار آنان قرار می دهند، تا به نمایندگی از جامعه ایی که به آن تعلق دارند تصمیم بگیرند و یا سخن بگویند.
این یک پاسخ قابل فهم، به دردِ تاریخیِ تحقیر و احساس حقارت است. اما این یک پاسخ انقلابی نیست. جذب خرده نخبگان [31] تنها پاسخ لازم به جذب نخبگان درشت [32] نخواهد بود. همچنان که تحقیقات تجربی نشان داده است، وقتی ما یک فرهنگ ممنوعیت پراکن و سانسور کننده را اتخاذ می کنیم، در حقیقت، این انتخاب باعث عدم تناسب جامعه خواهد شد. تحقیقات اخیر توسط موسسه پن [33] از کتاب های ممنوع شده در مدارس امریکا نشان می دهد، که بخش اعظم متون کتاب های ممنوعه، شامل مطالبی است که به صورت روشن و آشکاری، روی موضوع جنیست و نژاد مطالبی نوشته و مانور زیادی داشته اند (از این لحاظ ممنوع شده اند).
مهر و موم کردن ها در جوامع، کاهش و صاف و صوف کردن هویت ها و تجمیع آن در سیلوها (یکدست سازی)، می تواند خطرناک و باعث توقف جریان همبستگی اجتماعی شود. – چیزی که بر عکس در هند، چنین روندی بوده و هست، و هدف غایی سیستم طبقاتی هندو است – تقسیم مردم در یک سلسله مراتب اجتماعی طبقات، در سیلوهای غیر قابل دسترسی به هم، که هیچ یک از اعضای جامعه نمی تواند درد دیگران را حس کنند، چراکه همه در یک درگیری و چالش دائم با هم قرار دارند. این شرایط مثل یک فرایند خودکار عمل می کند، ارتباط پیچیده ایی در مکانیسم حاکمیت/کنترل کننده که در آن، جامعه خود کنترل/ اداره کننده است، و در پروسه ایی قرار دارد که باید مطمئن بود، که هدف نهایی این ساختار، باقی ماندن و پابرجا ماندن این شرایط طبقاتی است. همه اعضای جامعه، به جز آنهایی که در بالاترین و پایین ترین طیف جامعه قرار می گیرند (و قسمت هایی از جامعه که به صورت نزدیک گرفتار شده اند) توسط دیگران در حال ظلم و ستم دیدن هستند، یا خود به عده ایی در حال ظلم و ستم کردن می باشند.
وقتی این ماز پر از تله برداشته شود، تقریبا هیچکس نمی تواند از امتحان خلوص و درستی، سربلند سر برآورد. در حقیقت، هیچ چیزی باقی نخواهد ماند، آنچه که در ادبیات فاخر خوب در نظر گرفته می شوند، نه شکسپیر مطمئن خواهد بود، نه تولستوی (تصور کنید که آیا او ذهن آن زن، که آنا کارنینا نامید، را درک خواهد کرد). نه داستایوفکسی، که زنان پیر را "عجوزه" می نامید. در استاندارد سازی او، من به عنوان یک عجوزه خواهم بود. اما من هنوز شبیه دیگر مردم، نوشته هایش را می خوانم، و این استاندارد سازی ها از زنان، در هر کتاب مقدس، در هر مذهبی هست، بدون این که به آزمایش و گردآوری و همایش در آمده باشند، و امتحان خود را پس داده باشند.
بر اساس آنچه در گفتمان عمومی مطرح است، به سرعت به سمت یک بن بست فکری و آکادمیک می رویم. همبستگی هرگز به صورت یک امر واقع و ذاتی نیست، چیزی است که باید به چالش کشیده شود، در خصوص آن بحث شود، پیشنهاد داده شود و تصحیح شود. با توقف این فرایند، ما بسیاری از موارد را به عنوان مواردی که باید علیه اش نبرد کرد، در خواهیم آورد.
اکنون می خواهم برگردم به زیر عنوان سخنم، "پرده برداری از جهانی که ما آن را می شناسیم". دوست دارم کمی در خصوص ملکه ها و تشییع جنازه ی آنان سخن بگویم. وقتی ملکه مرد برخی از روزنامه های بریتانیا از من خواستند تا قطعه ایی در خصوص این درگذشت بنویسم. من کمی بر این درخواست خیره شدم، شاید به این دلیل که من در انگلستان زندگی نکردم، ملکه الیزابت دوم، حتی در مرزهای ذهن من نیز موجود بود، بنابراین، گفتم البته که می نویسم، اما نه آن ملکه ایی که شما در موردش فکر می کنید.
ملکه ایی که من در موردش فکر می کردم، مادرم بود، که یک دبیرستان را بنیانگذاری و اداره کرد، و اوایل همین ماه درگذشت، خوب یا بد، منحصر به فردترین، تاثیر را روی زندگی من داشت. ما حریف سرسخت، در همان حال بهترین دوست با هم بودیم. او مانع و جلودار سرعتی بود که من از دوره جوانی خود را حول و حوش آن شکل داده بودم. اکنون او از پیش ما رفته است، اما او مرا نه با قلبی شکسته، بلکه با یک قلب محکم بر جای گذاشت، به نظر نمی رسد که ساخت و شکل فرد اولی، بیشتر از این، احساسی را ایجاد کند. من به این بحث پیوستم تا این سخنرانی را به سمت سیاستِ در پس این دو تشییع ببرم. یکی تشییع در سطح جهانی (ملکه)، و دیگری در یک شهر کوچک در جنوب هند. اما من مقابل این فریبندگی و اغواگری مقاومت خواهم کرد. شاید، اکنون زمانیست برای من، که اولین نکته ایی که نباید گفته شود را بگویم، چیزی که لااقل اکنون اینجا، و در لندن نباید گفت، اما من خواهم گفت.
نمی توانم اعتقادی به این نمایش پرشکوه و جلال داشته باشم که به صورت بی وقفه ایی برای روزها تلویزیون ها مناسک و تشریفات تشییع او را پوشش دادند، من مبهوت و میخکوب فرمانبرداری و تملق و احترام ارایه شده توسط آن مردم تاریک و عوام، که او آنان را در مستعمره های سابق خود داشت، که اکنون به عنوان مشترک المنافع شناخته می شوند، و هیچ اشتراکی در منافع وجود نداشته است. من افشرده و مچاله بودم. و این در یک جهت می دوید. ما در مستعمرات برای این سنت ها، برای این پوشش ها، برای این جواهرات، برای این ابزار و لباس های طلایی هزینه ها داده ایم.
چیزهای زیادی در خصوص مستعمرات و استعمار و سلسله های های پادشاهی که حاکمیت خود را در دوره بربریت تاریخ اعمال کردند، قابل گفتن است. چه کسی بهتر از استوارت هال (جامائیکایی)، تا از این شرایط، برای ما داستان ها بگوید؟ اما این شرایط چه بود - فقط قسمتی از این دیوار نوشته غمناکی که بر کاروان گذشته ثبت شده است؟ تاریخ دان مایک دیویس [34] برآورد می کند در یک چهارم پایانی قرن نوزدهم، بین 30 تا 60 میلیون از این مردم در جامعه مرد سالار مستعمره های هند، چین و برزیل از گرسنگی مردند، او آن را هولوکاست ویکتوریای بزرگ [35] می نامد.
چرا ما به کسانی که، ما را غارت کرده اند، عشق می ورزیم؟ این همان سیاست وابستگی است، و به همان میزان شخصیت وابسته، و البته سوال زمان ما.
همچنین این گزارش را در این خصوص بخوانید : ارتباط سخت جنوب آسیا با پادشاهی بریتانیا
عذرخواهی می کنم سخنانم به بیانیه ایی علیه استعمار تبدیل شد. من در این جایگاه و بر این هدف نیستم، اما نمی خواهم همچون اندیشمندانی از کشورم شمرده شوم، که علیه استعمار سخن می گویند، اما نسبت به مسایل ناجور و بد جاری در سرزمین خود سکوت کرده اند. برای مثال سیستم طبقاتی هندویی، یک سیستم ظالمانه از سلسله بندی اجتماعی، که در جهان شناخته می شود. تعدادی آن را به عنوان بروز استعمار یاد می کنند، که در آن زمان، در هند مستعمره، ساری و جاری بود، و حتی اکنون نیز استمرار دارد. سیستم طبقاتی موتور حرکت هند مدرن باقی مانده است.
این نکته قابل توجهی است که چه تعداد از نویسنده ها و اندیشمندان تلاش می کنند تا این سیستم را از جامعه هند پاک کنند. برای ندیدن چیزی که همواره جلوی چشم ماست، هر لحظه، هر روز، آنان باید ادبیات و یا سبک آکادمیکی را اتخاذ کنند که با دقت و حساسیت تمام فریبکاری یوگا سنا [36] را ببینند. همه این ها موضوع بسیاری از نوشته های من است، بنابر این می خواهم برگردم به ابهامات و درگیری های ذهنی ام در پیرامون تشییع ملکه. چه حقیقتی در آن بود؟ فردی کمک کند آن را بیرون کشیم، چرا که من نمی فهمم.
من نمی توانم این میزان مراسم تشییع برای یک اهل سلطنت 96 ساله در یک کشور جزیره ایی کوچک را درک کنم، که برای نگه داشتن قسمت های واقع شده در سرزمین خود، همچون اسکاتلند، ولز و ایرلند شمالی هم مشکل دارد (جدایی طلبی و استقلال طلبی ها). آیا این فقط یک بازگشت به نیایشی نوستالژیک، یا احضار ارواح بود، یا رجز یک شبح امپراتوری، که خورشید هرگز در سرزمینش غروب نمی کرد؟ یا این چیزی فرای این هاست، آیا این به گذشته مرتبط است، یا این که به آینده ارتباط می یابد؟ در زمانی که وضعیت جنگ در اوکراین هنوز روشن نشده، و جهان مدرن آنچنان که ما آنرا می شناسیم، در یک سو کنار هم آمده اند. آیا همه اینها در حقیقت اجرای یک پانتومیم واقعی است. یک خودنمایی، یک رژه و سان از دوستان و همپیمانان، برای یک نبرد، که هنوز به پایان نرسیده؟
این یک بخش باز مانده از نوشته باربارا تاچمن در کتاب [37] سلاح های آگوست [38] در خصوص رهبری جنگ جهانی اول است، که نوشت :
"نمایش تشییع در ماه می 1910 با شکوه و پر زرق و برق بود، زمانی که 9 پادشاه در تشییع ادوارد هفتم از انگلستان اسب های خود را می راندند، در حالی که جمعیت، در سکوت کامل منتظر، مشکی پوش و پر هیبت، نمی توانست نفس بریده بریده کارگزاران را باز گرداند. سرخ، آبی، سبز و بنفش، سه به سه پادشاهانه از درب های قصر بیرون می آمدند، با کلاه های آراسته، حاشیه لباس های طلایی، شال کمر های قرمز، و شال های طلاکاری شده، که در خورشید می درخشید. بعد از آنها هفت ملکه ... و پراکنشی از سفرای مخصوص از کشورهای غیر پادشاهی. در کنار هم هفتاد ملت را، در یک گردهم آیی شاهانه، و رده بالا که تاکنون در یک جا گردهم آمده بودند، و این آخرین از این نوع، تا این زمان بود، نمایندگی می کردند. ساعت بیگ بن، ساعت 9 را با زبان بی زبانی اعلام می کرد، که ملتزمین قصر را ترک کردند، اما بر روی ساعت تاریخ، این افول خورشید بود، و خورشید این جهان پیر، مرگ دنیایی از غرور را رقم می زد که دیگر هرگز دیده نخواهد شد".
سیاست استقبال از احتمال جنگ و مخاطره، در موضوع اوکراین، در حالی بازی است، و به نوعی مخلوط با صدایی از پروپاگاندا و تبلیغات توسط دو طرف ابراز می گردد. اما ساعت تاریخ، می تواند به خوبی به سمت افول سرعت گیرد. نقطه نظرات متفاوت از جنگ، نسبتا با سایه روشن، دیده می شود – برخی دیدن ها و ندیدن های نسبتا رادیکال – بسته به این که شما تصمیم بگیری خود را کجا قرار دهید. تعداد زیادی در جبهه چپ نمی توانند خود را در موقعیتی ببینند که از اشغال و تجاوز روسیه به اوکراین سخن بگویند. آنان بر این باورند که تقصیرهای اوکراینی ها علیه روسیه، نهایتا توسط امپریالیسم غرب کاشته و آماده شده است. قحطی دهه 1930 اوکراین، دوباره اتفاق نخواهد افتاد. آنان منکر این می شوند که میلیون ها اوکراینی – تاریخ نویس تیموتی سیندر [39] رقم آنها را 5 میلیون نفر برآورد کرد – در آن قحطی مردند. قحطی که تحت سیاست های جوزف استالین به اوکراینی ها تحمیل شد. آنها تجاوز روسیه به اوکراین را به عنوان یک جنگ دفاعی، در برابر تهدید موجود ناتو علیه خود می بینند. این یک نظر نادرست نیست. این که روسیه با یک تهدید جدی روبروست، غیر قابل انکار است. اما شلیدن این استدلال در این است که، جنگ دفاعی آنها، به یک جنگ تهاجمی در خاک اوکراین علیه مردم اوکراین تبدیل شده است.
وقتی جنگ جهانی به پایان رسید، غیر نظامی کردند و خلع السلاح اتمی باید آغاز می شد. در مقابل، ناتو به عکس عمل کرد. سلاح های بیشتری انبار کرد، جنگ های بیشتری را انجام داد، از سرزمین های متحدین خود سود جست، برای جنگ نیابتی برای هجوم به جلو، و چالش و جابجایی موشک و سربازان. اگر روسیه اقدامات نیابتی در اروپا و امریکا انجام داد، ناتو چه کاری می توانست انجام دهد، شک کمی در این خصوص وجود دارد که ما باید بیانات اخلاقی رسانه های غربی که در خلال پوشش اخبار، که درون خود را بیرون می ریزند را، ببینیم.
هیچ کدام از این ها ولادیمیر پوتین را انقلابی ضد امپریالیست و یا یک دمکرات از هر نوعش، نمی سازد. هیچ کدام از این دگروار کردن ها، حقیقت این که او معتقد به مواجهه با فاشیست، ضد یهودیت، ضد همجنس بازی، ایدئولوژی ملی گرای مسیحی ( که او آن نازی زدایی [40] می نامد) که توسط دو ایدئولوگ مورد علاقه اش الکساندر دوگین [41] و الکساندر پروخانوف [42] بیان شده است، را نمی پوشاند.
اعلام مواضع او در خصوص اوکراین، کریمه و بلاروس که سرزمین های غیر قابل جدایی از روس باستان [43] است، تئوری است که بر اساس افکار هزاره ایی مسیحیت توسط ولادیمیر [44] در کریمه در سال 988 بیان شد، که اکنون به صورت درستی با حقیقت تصادم می یابد.
اما ما باید بپرسیم، اگر این تصرف های تاریخی، از سوی پوتین، درست و مباح است، پس چرا همنوایی کمتری، در همین نوع استدلال حضور به وجود می آید، وقتی سخن از رفتار اسراییل با فلسطینیان و راه حل اسراییل پیش می آید، و آن ها سرزمین موعود باستانی [45] برای یهودیان را اعلام می کنند که به زبان مدرن به "دولت - ملت یهود" [46] ترجمه می شود.
یا در هند، موقعی که سازمان راشتریا سویامسواک سنگ (آر.اس.اس) [47] یک میلیشیای هندو ملیگرا، و هادی فرهنگی نخست وزیر، که نارندرا مودی یکی از اعضای آن است، اعلام "هند بزرگ" [48] می کند، یک سری تصویر سازی ها که هم شامل گذشته می شود و هم اهداف آینده را در خود دارد، که آینده هند باستان، که شامل پاکستان و بنگلادش نیز می شود، که باید اشغال شوند، و توسط هندوها حکمرانی شوند.
مردم عادی در اروپا، آماده رویارویی با زمستانی سخت هستند، که به زودی آنها را در بر خواهد گرفت، با گرمایش کمی که در اختیار دارند، در حالی که روسیه در پاسخ به تحریم های آنها تهدید به قطع گاز خود به اروپا کرده است، همچنان که جنگ اوکراینی ها با شدت و دلاوری، و در حالی که شانس مذاکره و رفع مشکل دور از دسترس است، در جریان است، ترس از گسترش جنگ هم دیده می شود. پوتین سخن از حرکت محدود [49] می کند، فراخوان سیصد هزار نیروی ذخیره توسط پوتین، هر معنی می تواند داشته باشد. شاید امریکا به اندازه کافی دور و البته به اندازه کافی امن باشد، اما تمام اروپا و روسیه و قسمت هایی از آسیا می تواند، تهدید جنگ را حس کنند، جنگی که در آن هیچ برنده ایی نمی تواند باشد.
آیا زمان آن نرسیده که همه بازگشت کنند؟ آیا زمان آن نرسیده است که گفتگو واقعی پیرامون رویارویی اتمی آغاز شود؟
همچنین این گزارش را بخوانید : روسیه و اوکراین : خطر قبول مخاطره رویارویی اتمی
دوستان خوب، روسیه در حال برنامه ریزی برای استفاده از منطق امریکا، برای رویکرد استفاده از سلاح هسته ایی است. در یک مقاله تحت عنوان اگر یک بمب اتمی نباید استفاده شود که در دسامبر 1946 توسط کارل ک. کاپشن [50] فیزیکدان و رئیس سابق دانشگاه ام.آی.تی [51] امریکا، نوشته و منتشر شد، او در این مقاله نوشت که "بمب اتمی که روی هیروشیما و ناکازاکی انداخته شد، جان صدها هزار نفر را نجات داد – شاید چندین میلیون - زندگی ژاپنی و امریکایی؛ که بدون این بمب، جنگ باید ماه ها ادامه می داشت". منطق او این بود که ژاپنی ها، حتی شکست هم می خوردند، تسلیم نمی شدند و، اگر بمب روی شهرهای هیروشیما و ناکازاکی انداخته نمی شد، که صدها هزار نفر کشته شدند، ژاپنی ها تا آخرین نفرات می ایستادند و می جنگیدند تا کشته شوند. کاپشن از خود می پرسد: "آیا استفاده از بمب اتمی غیر انسانی است؟" سپس خود پاسخ می دهد "تمام جنگ ها غیر انسانی است". آیا این پاسخ و قوت قلب دادن به خود بود. این مقاله در نشریه آتلانتیک چاپ شده است. رئیس جمهور ترومن هم، این منطق را به کار برد.
سال ها بعد، ژنرال ویلیام وستمورلند [52] این منطق را در خلال جنگ ویتنام به کار برد و گفت : "شرقی ها به میزانی که غربی برای زندگی هزینه های گزاف کرده اند، سرمایه نگذاشتند. زندگی فراوان است. زندگی در شرق ارزان است". به بیان دیگر، ما به عنوان آسیایی ها برای زندگی مان ارزش قایل نیستیم، و بنابراین ما جهان سفیدپوست را مجبور می کنیم، تا بار سنگین نسل کشی ما را تحمل کنند.
و پس از ایشان، آقای روبرت مک نامارا [53] هستند، که یک سمبل موفقیت بودند، اول بعنوان برنامه ریز بمباران توکیو در سال 1946، که دویست هزار نفر را در حملات مختلف کشتند، و بعد به عنوان رئیس کمپانی فورد موتور، و بعد هم به عنوان وزیر خارجه امریکا در طول جنگ ویتنام که در آن سربازان امریکایی دستور یافتند که "هر جنبنده ایی را بکُشند" که در نتیجه آن سه میلیون ویتنامی جان خود را از دست دادند.
آخرین مشغولیت مک نامارا مراقبت از فقر جهانی بود که تحت ریاست بانک جهانی آن را دنبال کرد، در آخرین سال های عمر، در یک برنامه مستند توسط ارول موریس [54] که به نام ابر جنگ [55] او یک سوال دردناک پرسید : "در راستای خوب عمل کردن، چقدر باید شیطانی عمل کرد؟" [56]
همچنان که شما هم باید جمع کرده باشید، من یک کلسیونر از این جواهرات هستم. اجازه بدهید رئیس جمهور اوباما را که یک لیست کشتار را دارد، را از لیست نیندازم، و مادلین آلبرایت، که جو بایدن اخیرا او را به عنوان "یک نیرو برای خوبی، عشق و نجابت برای آزادی" تعبیر کرد. وقتی از او در خصوص نیم میلیون بچه های عراقی که به دلیل تحریم های اقتصادی امریکا مردند، پرسیدند، پاسخ داد "من فکر می کنم این یک انتخاب سخت است، اما هزینه ایی، که ما در موردش فکر می کنیم، هزینه ایی گران تر است".[57]
ما از کجا هدایت می شویم؟ حتی افرادی از ما، که مستقیما با مردم اوکراین علیه تجاوز روسیه علیه کشورشان ایستاده، نمی توانند کمکی کنند، اما در شگفتی از شدت و ضعف تن صدا و مدل پوشش رسانه های غربی از جنگ اوکراین، و دولتمران نفس بند آمده، که به پوشش تجاوز امریکا و ناتو به عراق و افغانستان، که در آن صدها هزار تن از مردم کشته شدند. در همین ژانویه، تونی بلر بعنوان آتشی مزاج ترین پراکننده اخبار بی اساس در خصوص سلاح های کشتار جمعی ناموجود در عراق، که همین اخبار تجاوز به عراق را توجیه می کرد، و بهترین متحد رئیس جمهور جورج بوش کوچک، در این تجاوز بود، به دریافت نشان گارتر که بالاترین نشان سلطنتی انگلستان و قدیمی ترین نشان شوالیه دلاور [58] از دست ملکه، مفتخر شد.
تماشای مراسم تشییع ملکه، در روزی دیگر، مرا نزدیک به مرحله شوک برد، وقتی در حال صرف نوشیدنی بودم که یکی از سر اسقف ها، شبیه کسانی که تنها وفادار به ثروت و قدرتند، در حضور همه گفت ملکه الیزابت دوم، به خاطر "یک عمر خدمت گذاری"، همواره دوست داشته، و در خاطر خواهند ماند. فرزند ملکه، شاه جدید انگلستان، مالک ثروت و موقعیت او خواهد بود. زندگی شاهانه اش، توسط ثروت خصوصی اش، که بیشتر از میلیاردها دلار است، تامین نخواهد شد، بلکه این خرج ها از محل اموال عمومی، به وسیله مردم بریتانیا تامین خواهد شد، که به گفته روزنامه گاردین، میلیون ها نفر از آنها (به دلیل گرانی انرژی و تورم) از یک وعده غذایی خود صرف نظر می کنند، تا چراغ منزل خود را روشن نگه دارند. فهم این خاکساری و عشق مرموز مردم بریتانیا به سیستم پادشاهی شان، شاید برای ما و دیگر مردم جهان سخت باشد. شاید این باید به خاطر احساس هویت ملی، و یا غرور ملی است که باید از اقتصاد عوام الناس برداشته شود، اما اجازه دهید تا من، این افراط عوامانه را برای یک ثانیه یا دو ثانیه انجام دهم.
تحلیل اخیر روزنامه فایننشیال تایمز، این مطلب را در خود داشت که تفاوت برابری درآمد در امریکا و انگلستان، خیلی زیاد است، اینجا در انگلستان می توان جامعه را به "جامعه فقیر، و برخی خیلی ثروتمند" کلاس بندی کرد. آنان شبیه ما، کشورهای جهان سومیِ [59] متکی به صادرات مواد اولیه [60]، سطح ثروت ثروتمندان شان، سر به آسمان کشیده، و سطح ثروت فقرای شان از سطح دریا هم پایین تر افتاده است.
مطالعه اکسفام [61] در سال 2022 بیان می دارد که ثروت 98 ثروتمند هندی، برابر است با دارایی 552 میلیون فقیرترین مردم این کشور. در پاسخ به این گستاخی آکسفام، در اعلام این آمار، دفتر اکسفام در هند توسط دپارتمان درآمد های مالیاتی هند مورد هجوم واقع شد، و شاید در آینده بسته شود. شبیه آنچه برای دفتر سازمان عفو بین الملل، و سازمان های دیگر از این دست، که از دولت مودی انتقاد کرده اند، و بسته شدند.
همچنین این مطلب را بخوانید : دفتر عفو بین الملل در هند بسته شد، انتقاد از انتقام دولت هند
اگر ثروت شاه چارلز سوم انلگستان را در نظر بگیریم، ممکن است در برابر گوتام ادانی [62] شاید انسان مفلسی به نظر آید. او سومین مرد ثروتمند جهان، صاحب شرکت تایکون در ایالت گجرات هند، و دوست نارندرا مودی نخست وزیر است. ثروت ادانی 137 میلیارد دلار برآورد می شود. این ثروت در طول دوره همه گیری کرونا بارها چند برابر شد.
در سال 2014 وقتی برای اولین بار نارندرا مودی بعنوان نخست وزیر هند انتخاب شد، مودی از احمدآباد، شهر محل سکونتش، به دهلی را با جت اختصاصی ادانی پرواز کرد، در حالی که این هواپیما با نام و لوگی ادانی مزین بود. در طول نه سال حاکمیت مودی بر هند، ثروت هشت میلیارد دلاری ادانی در سال 2014 (سال ابتدای حکومت مودی)، به مقدار فعلی آن افزایش یافته است، افزایشی برابر با 129 میلیارد دلار. من فقط این را می گویم، لطفا شما به عمق معنی آن نروید. ثروت ادانی از معدنکاری ذغالسنگ، مدیریت بنادر و فرودگاه ها بدست می آید. در آخرین حرکت، او درگیر بدست آوردن اکثریت سهام ان.دی.تی.وی [63] تنها کانال مهم تلویزیونی ملی شده است، که همین امر، باعث انتقاد از رژیم مودی گردیده است. بیشتر رسانه های دیگر هند قبلا خریداری و بهای آن پرداخته شده است.
شرکت هایی که رشته کوه ها را منفجر می کنند، جنگل ها را از درخت خالی می کنند، صخره ها دریایی را از مرجان ها پاک می کنند. همچنین همزمان میزبان کنفرانس های "سعادت و خوشبختی" [64] ، رویدادهای ورزشی، فستیوال های فیلم و ادبیات هستند. پلتفرم هایی برای نویسنده های قهار، فراهم می کنند تا حمله به آزادی بیان را، در طی آن محکوم کرده، و بیانیه های التزام به صلح، عدالت و حقوق بشر را بنویسند.
و چیزهایی که نمی شد گفت، تمام شد.
نظام سرمایه داری در آخرین حرکت بازی شطرنج خود قرار دارد، مهره های زیادی برای بازی ندارد. بد بختانه هر چه آنها غرق می شوند، این سیاره را نیز با خود به زیر می برند. بین ستیزه گران اتمی، و شرکت های معدن کاری، یک مسابقه به سمت انتها در جریان است.
در این میان، برای مشغولیت های آشکار، اجازه دهید تمام نبرد، پیرامون اینکه چه خدایانی باید پرستیده شوند، چه پرچم هایی باید تکان داده شود، چه سرود هایی باید خوانده شوند، ادامه یابد. در شرایطی که شما را با حس افسردگی و حزن ترک می کنم، اجازه دهید ایمیلی را برای شما بخوانم، که در پاسخ به یکی از شنوندگان این مجلس نوشتم، که مرا به نرمی مورد انتقاد قرار داد. برای ابراز طنین مثبت انگاری و امید، وقتی من از خاطره گوری لانکش گفتم : اگر شما هیچ امیدی نداشتید، اجازه دهید همه بنشینند و تسلیم شوند، برای ما میلیون ها دلیل عالی، برای این که منفی نگر باشیم وجود دارد. به همین دلیل است که من توصیه می کنم، ما باید امید را طلاق دهیم، امید باید دیوانه، غیر منطقی و غیر قابل دسترس باشد.
در هر خطی که نوشتم، هر کلمه ایی که گفتم، آنچه حقیقتا گفته شد، این است که، ما برابر صفر نیستیم، شما ما را شکست نداده اید.
برای میلیون ها در جهان، که پشت به دیوار داده و ایستاده اند، این گفتار در خصوص امید، و یاس و ناامیدی، لاکچری است. حتی اینجا، در بخش تحتانی بوی بخار ثروت، در شهر لندن، دیدار کننده یک احساس نگرانی و بیم را می بیند، ارتعاش عدم آرامش را می بیند، صدای ریز و سنگین شکایت را از زیر قدم های شما، وقتی که یک قطار به سمت سکو روی می آورد، می شنود.
هیچ کدام از اینها، موضوعیتی در حادثه جنگ اتمی نخواهند داشت. این به سادگی ما را به اتمام خواهد رساند، اکنون زمانی برای دو طرف است که عقب بنشینند، و باقی دنیا قدم پیش بگذارند. آخر الزمان، بندی برای دومین شانس در خود ندارد.
منبع : https://thewire.in/rights/arundhati-roy-stuart-hall-memorial-lecture
[1] - روی، آرونْداتی (۱۹۶۱)(Roy, Arundhati) نویسندۀ هندی. نخستین رمان او خدای چیزهای کوچک، برندۀ جایزۀ بوکر۱۹۹۷ شد. در بنگال بهدنیا آمد، فرزند زنی مسیحی اهل ایالت کرالا و پدری هندو از مردم بنگال بود. در کرالا بزرگ شد و در مدرسۀ معماری دهلی تحصیل کرد؛ فیلمنامههایی نیز نوشت، از جمله در آنچه انی آن را به آنها داد (۱۹۸۸) و ماه برقی (۱۹۹۲). روی نخستین زن هندی برندۀ جایزۀ بوکر است، اما کتاب او بحثهایی را درپی داشت. این اثر موضوع محاکمهای در کرالا بود، که در آن نویسنده به متزلزل ساختن اصول اخلاقی عمومی متهم میشود. در این اثر او به تصویر روابط عاشقانه بین یک زن مسیحی و یک مرد هندوی مطرود پرداخته است. روی در اوت ۱۹۹۹ سخنگوی معترضان محیطزیست بود که برضد برنامههای دولت در ساخت سد سرور، بخشی از طرح درۀ نارمادا، مبارزه میکردند. این طرح، که تولید برق و آبیاری را فراهم میکرد، سبب آوارهشدن ۳۰۰هزار نفر از مردمی بود که در درۀ رودِ نارمادا در هند غربی زندگی میکردند.
[2] - Arundhati Roy on Things that Can and Cannot Be Said: The Dismantling of the World as We Know It
[3] - استوارت هال (Stuart Hall ۱۹۳۲ –۲۰۱۴) جامعهشناس، نظریهپرداز فرهنگی و فعال سیاسی مارکسیست بریتانیایی با تبار جامائیکایی، که به همراه ریچارد هاگارت و ریموند ویلیامز، به عنوان یکی از چهرههای بنیانگذار مکتب فکری است که اکنون به عنوان مطالعات فرهنگی انگلستان یا مدرسه مطالعات فرهنگی بیرمنگام شناخته میشود.
[4] - John Cusack
[5] - Edward Snowden فاش کننده اسناد امریکایی در خصوص اقدامات آنها در دنیا
[6] - Daniel Ellsberg
[7] - The Satanic Verses کتاب مشهور سلمان رشدی که موجب شد حکم ارتداد وی صادر و مرگ او به جایزه گذاشته شود
[8] - Julian Assange یکی از افشا کنندگان اسرار
[9] - Clash of Civilisations نظریه ایی که توسط فوکویاما مطرح گردید و مقابل آن گفتگوی تمدن ها توسط سید محمد خاتمی رئیس جمهوری ایران در سازمان ملل اعلام شد که مورد استقبال جهانیان قرار گرفت و آن سال به عنوان سال گفتگوی تمدن ها نام گرفت. تا فریاد صلح طلبی ایرانیان به گوش جهانیان برسد
[10] - Democracy versus Darkness
[11] - Nupur Sharma سخنگوی حزب بی.جی.پی که در پی سخنان خود در خصوص همسران پیامبر اسلام از سوی حزب اخراج گردید و فعالیت او به تعلیق درآمد
[12] - tan se sar juda” (separate the head from the body) متاسفانه در ادبیات مسلمانان تنها چیزی که در برابر مخالف به نظرشان می رسد بریدن سرش هست که این تصویری بسیار بد از مسلمانان در دنیا ترسیم کرده است.
[13] - Gauri Lankesh روزنامه نگار و فعال سیاسی اهل ایالت کارناتاکا در جنوب هند متولد 1962 که در سال 2017 ترور شد. در زمان ترور او فردی برجسته در انتقاد از گروه های راستگرای هندو بود که همین امر انگشت اتهام این ترور را به تروریست های وابسته به گروه های هندوی افراطی برد. او مخالف ملیگرایی هندوتوا بود که برای پاکسازی هند از اغیار فعال است.
[14]- Dr Narendra Dabholkar متولد 1945 نویسنده، فعال اجتماعی که در سال 2013 در شهر پونا ایالت مهاراشترا ترور شد.
[15] - Govind Pansare سیاستمدار چپگرای هندی متولد 1933، یکی بهترین نویسندگان به زبان مراتی، از حزب کمونیست هند، در سال 2015 توسط جوخه های ترور توسط دو موتور سوار از طریق شلیک گلوله کشته شد.
[16] - M.M. Kalburgi از نویسندگان زبان کانادا، زبان ایالت کارناتاکا متولد 1938 ،
[17] - رواندا به عنوان کشوری که در آن کشتار عظیمی در مسایل نژادی و فاشیستی انجام شد مشهور است
[18] - به واقع این منطقه به کمربند هندویی که زبان فرهنگ هندو و هندی دارند مشهور است که به واسطه تمرکز هندویسم افراطی روی فقه عدم مصرف گوشت گاو کشتار آنان در این رابطه که کسانی که این حکم شرعی هندویی را نقض می کنند را مورد شکنجه و کشتار قرار می دهند، از این منطقه به عمد کمربند گاو خطاب می کند.
[19] - منظور روحانیت هندوست که جمعیت توده هندو را علیه دیگر پنداشته شده و اقلیت ها همواره در سخنرانی های تند و آتشین خود تحریک می کنند. آنان هر جرم آشکاری حتی نسل کشی قسمتی از جامعه را از تریبون های مذهبی خود فریاد می زنند و سیستم قضایی و امنیتی هند با آنها کاری ندارد و تحت یک نوع آپارتاید و مصونیت هر حرفی را می زنند و هر کاری را انجام می دهند و کسی از آنها بازخواست نمی کند و جرات این را ندارد.
[20] - Hindu Hriday Samrat نارندرا مودی که اکنون در زمان سروزیری ایالت گجرات در سال 2002 موجب کشتار اقلیت مسلمان با حمایت اعضای دولت او گشت به قصاب گجرات مشهور بود، اما او اکنون به این عنوان در مقام نخست وزیری خطاب می شود. او از هندوهای افراطی است که نقش زیادی در به قدرت رسیدن حزب بی جی.پی در سال 2014 داشت،
[21] - بنایی تاریخی از دوره اسلامی در دهلی که مراسم بزرگداشت روز ملی هر ساله در مقابل آن برگزار می شود
[22] - Dalit and Adivasi پایین ترین طبقه در بین جامعه طبقاتی هندو که طبق شرع مذهب هندویی نجس انگاشته شده و ارتباط با آنها ناپاکی می آورد و کفاره دارد، زیرا آنها در وجود خود ناپاکی هایی ذاتی دارند که به شما در خلال این ارتباط منتقل می شود.
[23] - Brahmin جامعه روحانیت هندو، که بالاترین طبقه در بین طبقات باستان هندو قرار دارند.
[24] - good sanskar’ (good upbringing)
[25] - the Central Bureau of Investigation یکی از سازمان های امنیتی هند وابسته به حاکمیت مرکزی هند.
[26] - the ‘Sangh Parivar’ مجمعی از گروه های هندوی افراطی که حول فلسفه هندوتوا و ملیگرایی هندویی تجمع یافته و اکنون شاخه سیاسی این گروه ها حزب بی.جی.پی قدرت را در این کشور در دست دارد.
[27] - Teesta Setalvad متولد 1962، فعال حقوق بشری و روزنامه نگار هندی، که در جریان پیگیری حقوق اقلیت مسلمان اقدام به فعالت کرد و طعمه نفوذ هندوهای افراطی در سازمان های امنیتی و سیاسی هند شد و به خاطر اقدامات خود توسط سازمان های ضد تروریسم دستگیر و در سال 2022 زندانی شد.
[28] - Citizens for Justice and Peace
[29] - Elite Capture
[30] - the philosopher Olufemi O. Taiwo
[31] - Micro-Elite Capture
[32] - Macro-Elite Capture
[33] - PEN
[34] - Mike Davis
[35] - the Great Victorian Holocaust
[36] - yoga asana
[37] - Barbara Tuchman
[38] - The Guns of August
[39] - Timothy Snyder
[40] - de-Nazification
[41] - Alexander Dugin
[42]- Alexander Prokhanov
[43] - Ancient Rus
[44] - Volodymyr/Valdemar
[45] - the ancient Promised Land
[46] - the Nation-State of the Jewish people
[47] - the Rashtriya Swayamsevak Sangh (RSS)
[48] - Akhand Bharat یا Akhand Hindustan که مفهومی شامل کشورهای هند، پاکستان، افغانستان، بنگلادش، نپال، بوتان، سری لانکا، مالدیو و میانمار است که به عنوان یک ملت در نظر گرفته می شوند.
[49] - partial mobilisation
[50] - Karl K. Compton
[51] - MIT
[52] - William Westmoreland
[53] - Robert McNamara
[54] - Erroll Morris
[55] - he Fog of War
[56] - How much evil must we do in order to do good?
[57] - I think that is a very hard choice, but the price, we think, the price is worth it.
[58]- Order of the Garter
[59] - Third Worlders
[60] - Banana Republics
[61] - Oxfam
[62] - Gautam Adani
[63] - NDTV
[64] -‘happiness conferences

