مقدمه مترجم (سایت یادداشت های بی مخاطب) :

دمکراسی و سالاری مردم در حاکمیت بر خود، دستاوردی بزرگ از توسعه اندیشه آدمی و مبارزه انسان برای داشتن زندگی بهتر و کسب حق تعیین سرنوشت توسط توده‌ها، و راهی مهم برای پاسداشت از کرامت اوست، که این موهبت تاریخی آدمیت، در دهه‌های اخیر در معرض خطراتی بزرگ، از جمله از ناحیه سیطره راستگرایان بر ساختارهای نهاد قدرت قرار گرفته است، چراکه آنان با استفاده از ترفندهای گوناگون، خود را به نهاد قدرت رسانده، و طی فرایند سیاسی و ایدئولوژیک پیچیده‌ایی، و زیر نام‌هایی مردم فریب از جمله ملیگرایی، مذهب، مقابله با تهاجم فرهنگی بیگانه [1] و... حضور خود را در قدرت مستحکم و ماندگار می‌کنند، و مخالفان خود را یک به یک بی اثر و خنثی و از میدان بِه دَر کرده، و خود یکه تاز میدان تصمیم خواهند شد.

متاسفانه هجوم این خطر بزرگ برای جهان انسانی جدی است، و اینان کشور به کشور در حال پیشروی هستند، و جهان را به عرصه تاخت و تاز خود در آورده‌، و قدم به قدم، اهداف دیکتاتورمابانه و تمامیت‌خواهانه خود را محقق کرده، و آنرا به اولویت اول ملت‌ها تبدیل می‌کنند، و روندی را در پیش گرفته‌، که ملت‌های آزاد و صاحب رای، به سوی تبدیل شدن به رمه‌ها و توده‌هایی انسانی حرکت کنند، تا صغیر پنداشته شده، و حق انتخاب و انتخابگری را با دسیسه‌های گوناگون از آنان بستانند، و حتی جانفشانی آنان‌ها را، در مسیر اولویت‌های راستگرایانه خود، و برای ماندن در قدرت هدایت، و آنرا به مهمترین اولویت ملت‌ها تبدیل کنند،

سایت اینترنتی "اذهان سرکش" مقاله‌ایی از خانم آروندیتی روی [2]، اندیشمند و نویسنده سرشناس هندی با عنوان "دمکراسی سوسک – غیر مسلح و خطرناک" [3] منتشر ساخت، که جمعبندی جامع و شنیدنی از شرایط رشد، و فراز و فرود ملت هند، زیر حاکمیت دولت راستگرای حزب BJP [4]، حاکم بر دولت مرکزی هند، به رهبری آقای نارندرا مودی (نخست وزیر هند) را روایت می‌کند، که چگونه بر مراکز قدرتمند نهاد دمکراسی، چنبره زده و آنرا از کارکرد خود تهی کرده، قانون و نهاد قانون را بی اثر کرده، و شرایط اسارتباری را هر لحظه بر ملت خود تحمیل کرده و می‌کنند، اما این سرکشی بی پایان قدرت، اخیرا و در مقطعی در مقابل حرکت جوانان معترض سر تسلیم فرود آورد، این مقاله روایت چگونگی این تسلیم است؛

خشم نهفته ملت‌ها به یکباره زبانه می‌کشد، همانگونه که در هند نیز چنین شد، حرکت اعتراضی بزرگی که با توهین یکی از مقامات عالی قضایی هند، به جوانان تحصیلکرده، اما بیکاری که شبکه‌های مجازی را به محل مبارزه برای پیگیری حقوق خود تبدیل کرده‌اند، آغاز شد، وقتی او آنانرا "سوسک" و "انگل اجتماع" نامید، که این توهین با واکنش‌های گوناگونی از سوی اینانان مواجه، و از جمله یک دانشجوی هندی مقیم بوستون امریکا به نام " آبهیجیت دیپکه [5] " آنرا به یک جریان فراگیر در شبکه مجازی، و سپس تحصن و اعتراض خیابانی تبدیل کرد، تا با استفاده از ظرفیت‌های باقی مانده در قانون اساسی بتوانند، راستگرایان مغرور و متکبر حاکم را به زانو در آورند.

اما آنچه این اندیشمند و نویسنده هندی در این مقاله آورده است:

 Jul 31, 2026

 

 هواداران حزب مردم سوسک در حالی که برای راهپیمایی به سوی پارلمان هند و درخواست استعفای وزیر آموزش تلاش می‌کنند،

به موانع امنیتی فشار می‌آورند. منبع عکس  Janta Newspix

آیا می‌توان همهٔ مردم را همیشه فریب داد؟ آیا می‌توان کشوری با جمعیت یک‌ونیم میلیارد نفر را تا ابد همچون یک جسد (بی روح و جان) به دنبال خود کشید؟ چنین چیزی ممکن نیست. سوسک‌ها بیرون خزیده‌اند و جولان می‌دهند.

برای نخستین بار پس از سال‌ها، هندی بودن حس فوق‌العاده‌ای دارد. درست زمانی که به نظر می‌رسید امید از دست رفته است، آن‌ها از راه رسیدند؛ سوسک‌های جوانی که سوار بر باران آمدند؛ زادگانِ پیوند نامقدس میان یک «قاضی» و یک «شوخی».

همه ما این ماجرا را می‌دانیم، اما برای ثبت در تاریخ، آن را بازگو می‌کنیم. در واکنش به اظهارنظری متکبرانه و تحقیرآمیز از سوی سوریا کانت [6]، قاضی ارشد هند، که برخی از جوانان بیکار هندی را «سوسک» خطاب کرده بود، آبهیجیت دیپکه - دانشجویی ساکن بوستون - در کانال اینستاگرام نوشت: «اگر همه سوسک‌ها با هم متحد شوند، چه می‌شود؟» میلیون‌ها نفر به این سخن واکنش نشان دادند و بدین ترتیب «حزب مردمِ سوسک‌»  [7] متولد شد؛ حزبی که دیپکه رهبری آن را بر عهده گرفت. نخستین خواسته این جنبش اعتراضی، استعفای دهارمندرا پردهان [8]، وزیر آموزش بود؛ وزیری که با غرور و آسودگی بر مسند وزارتی فاسد و تباه تکیه زده است؛ وزارتی که در آن، برگه‌ی سوالات آزمون‌های سراسری به‌طور مرتب لو می‌روند. روندی که بنا بر اعلام احزاب مخالف، از سال ۲۰۱۴ تاکنون حدود ۱۵۲ مورد از این نوع افشای سوالات رخ داده است. این نشت اطلاعات (در بستر فساد حاکم بر دستگاه دولت)، زندگی میلیون‌ها جوانی را که طی سال‌ها تلاش برای این آزمون‌ها آماده شده بودند، ویران کرده است؛ جوانانی که برخی از والدینشان برای تأمین هزینه تحصیل فرزندان و پرداخت مبالغ شرکت در این آزمون‌ها، ناچار به فروش زمین یا خانه خود شده‌اند؛ نوعی اخاذی قانونی و نوظهور. اخیرا پس از افشای سوالات «آزمون ملی صلاحیت و ورود»  [9] (و خارج شدن رقابت از مسیر خود) ۱۲ دانش‌آموزِ درمانده و ویران‌‌شده (که علم و تلاششان اثری در پیروزی شان در این کنکور سراسری نداشت) ، دست به خودکشی زدند.

هم‌زمان با تبدیل خشم "سوسک‌ها" به یک سونامی‌ در فضای مجازی بود که دیپکه در ۶ ژوئن از بوستون امریکا بازگشت و یک‌راست از فرودگاه به محل مشهور برگزاری اعتراضات در شهر دهلی، یعنی "جنتر منتر" [10] رفت. سونام وانگچوک [11]، فعال و اصلاح‌ طلب آموزشی سرشناس اهل منطقه لداخ [12] نیز به او پیوست و اعتصاب غذای نامحدودی را آغاز کرد. شش دانشجوی دانشگاه - به‌نام‌های نها بورا، مانیش کومار، آمین آمیتوش، دانش علی، هریشیکش و دیپاک - که عضو «انجمن سراسری دانشجویان هند» [13] شاخه دانشجویی «حزب کمونیست هند (آزادی‌بخش)» [14] بودند، نیز اعلام کردند که اعتصاب غذا خواهند کرد و در جایگاهی در مجاورت محل اصلی اعتراض مستقر شدند. اعتراضات در شهرهای دیگر نیز آغاز شد. با وخیم شدن وضعیت جسمانی اعتصاب‌کنندگان، «سوسک‌های» جوانی که فضای اینترنت را به سیطره خود در آورده بودند، در جنتر منتر حضور فیزیکی پیدا کردند. «حزب مردم سوسک‌» اعلام کرد که در ۲۰ ژوئیه - روزی که قرار بود مجلس ملی هند (لوک سابها) برای آغاز نشست فصل باران‌های موسمی خود، بازگشایی شود - به‌سوی ساختمان پارلمان راهپیمایی خواهند کرد. دو روز پیش از موعد مقرر برای راهپیمایی، پلیس سونام وانگچوک را از روی سکوی اعتراض پایین کشید و با خود برد و بازداشت کرد؛ او ابتدا در بیمارستانی دولتی و سپس، با اصرار همسرش، در بیمارستانی خصوصی تحت نظر قرار گرفت. او همچنان در اعتصاب غذا به سر می‌برد. صبح روز ۲۰ ژوئیه، یعنی روز راهپیمایی، دانشجویان عضو AISA به اعتصاب غذای خود پایان دادند.

سوسک‌ها پایتخت را به طور ناگهانی تصرف کردند. آنها با قطار، اتوبوس، هواپیما، مترو آمدند و تعدادشان ساعت به ساعت افزایش می‌یافت. چند ساعت قبل از اینکه اولین پرتوهای خورشید آسمان موسمی دهلی را روشن کند، ده‌ها هزار سوسک شروع به هجوم به جنتر منتر کردند. با طلوع آفتاب، مشخص بود که نسلی از جوانان ناامید و خشمگین که آینده خود را در مقابل چشمانشان نابود شده دیده‌اند، قرار است آنچه را که نسل‌های والدین و پدربزرگ و مادربزرگ‌هایشان از دست داده بودند، بازپس بگیرند: عزت ما به عنوان یک ملت و یک کشور. حقوق ما به عنوان شهروندان یک دموکراسی.

معترضان با شجاعت و وقار محض خود، ترس فرساینده‌ای را که برای همه ما به طبیعت دوم تبدیل شده بود، دفع کردند. و طنز. در پایان روز، مشخص شد که اعتراض به چیزی بسیار بزرگتر از آنچه معترضان یا رهبرانشان مطالبه می‌کردند، تبدیل شده است. استعفای دهارمندرا پردهان اکنون تغییر کوچکی است. خطرات بسیار بزرگتر هستند. پوسیدگی در کل سیستم حکومتی، از بالا تا پایین، به وضوح قابل مشاهده است و مانند یک جسدِ در حال تجزیه، شروع به بوییدن کرده است. حتی کوچکترین سوسک‌ها، که برخی بیش از هفت یا هشت سال سن نداشتند، توانستند این را به وضوح بیان کنند.

با وجود انتصاب سریع و تقریباً مخفیانه‌ی رئیس پلیس جدید، چند روز قبل از راهپیمایی، و با وجود زمزمه‌های نگران‌کننده در مورد مهارت وحشتناک وزیر کشورِ ترسناکِ دولت مرکزی ما، هم پلیس و هم وزارت کشور، مقیاس سونامی‌ای که دهلی را در 20 جولای در بر گرفت، کاملاً اشتباه محاسبه کردند. آن‌ها همه چیز را برای عقیم کردن این راهپیمایی و تجمع امتحان کردند. اتوبوس‌ها و جاده‌ها و ایستگاه‌های مترو را بستند. اما این اقدامات کمکی نکرد. آن‌ها سعی کردند اینترنت را مختل کنند. اما سوسک‌های جوان – این موجودات دست ساز اینترنت - به نحوی این تلاش را با سیلی از تولیدات عکس، ویدیو، متن و یا موارد مشابهی که معمولاً ماهیتی طنزآمیز داشتند [15] و توسط کاربران اینترنت به‌سرعت کپی و منتشر می‌شدند، محتواهای رسانه‌ایی که شما را همزمان به خنده و گریه می‌انداخت، خنثی کردند.

در دهلی، مثل اعتراضاتی از این نوع در تمام نقاط جهان، زنان جوانی دیده می‌شدند که بخشی از اعتراض بودند، خانم‌هایی که گفتند در میان این جمعیت بزرگ و معترض احساس امنیت می‌کنند - اگرچه برخی از آن‌ها از دستمالی شدن توسط پلیس ضد شورش دهلی شکایت داشتند. ما شاهد بودیم که مسلمانان، هندوها، مسیحیان، سیک‌ها، بودایی‌ها و افرادی از هر کاست و طبقه اجتماعی گرد هم می‌آمدند، به یکدیگر یاری می‌رساندند و در برابر پلیس ضد شورش، حامی و محافظ یکدیگر بودند. آن‌ها به‌جای نصیحت کردن یا ایراد سخنرانی‌های پرطمطراق، آن «هندِ ممکن» و آن «هندِ زیبایِ رؤیاهایمان» را در عمل به ما نشان دادند و آنرا به تصویر کشیدند.

برای مقابله با این خطر، پلیس موانع فلزی زرد‌رنگ خود را به هم جوش داد و تجهیزات آزموده‌شده‌اش را به میدان آورد: کامیون‌های مملو از سنگ و خودروهایی که از پیش آسیب دیده بودند؛ به این امید که وانمود کنند جوانان به خشونت روی آورده‌اند و پلیس در حال دفاع از خود است. آن‌ها لشکری ​​از اراذل و اوباش لباس‌شخصی را با باتوم و چماق به صحنه آوردند. نیروهای واکنش سریع [16] نیز برای آماده‌سازی عملیات، اتیکت‌های نام خود را از روی یونیفرم‌هایشان کندند.

شبکه‌های تلویزیونیِ وفادار به جریان اصلی (حامی رژیم) نیز صف کشیده و آماده بودند تا این دروغ‌ها را مخابره کنند. - برخی از آن‌ها عجله کردند و شروع به گزارش وقایعی کردند که هنوز رخ نداده بود؛ چرا که اخبار در هند معمولاً نه درباره حال، بلکه درباره آینده است. - اما هیچ‌کدام از این ترفندها کارساز نشد. پلیس و نیروهای واکنش سریع بی‌محابا باتوم‌های خود را (بر تن و جان معترضین) فرود می‌آوردند، سر کودکان را می‌شکستند و استخوان‌هایشان را خرد می‌کردند. گاز اشک‌آور شلیک کردند. با این حال، جوانان همچنان به راهپیمایی ادامه دادند؛ مستقیم به سوی پارلمان، مستقیم به همان‌جایی که گفته بودند که خواهند رفت.

هم‌زمان با پیشروی آن‌ها، نیروهای امنیتی موضع گرفتند و تفنگ‌های کلاشنیکف خود را به سمت دانشجویان غیرمسلح نشانه رفتند. با این وجود، «سوسک‌ها» همچنان پیش می‌رفتند. و در همین راهپیمایی معترضین، آن پوششِ مخملیِ فریبنده‌ای را که مشت آهنین حکومت را پنهان می‌کرد، کنار زد و ماهیت واقعی رژیم کنونی را - همان‌گونه که هست و همیشه بوده - آشکار ساختند: یک مشت آهنین فاشیستی؛ ائتلافی از وحشیانی که هیچ درکی از تاریخ و تنوع و تکثر کشوری که بر آن حکم می‌رانند، ندارند. کسانی که تنها نفرت‌ورزی را می‌شناسند و هیچ بویی از عشق یا اندیشه نبرده‌اند.

هم‌زمان با نزدیک شدن راهپیمایان، نخست‌وزیرِ جسور و لاف‌زن ما از محل حکمرانی خود به‌سرعت به مکانی امن منتقل شد. از خروج نمایندگان مجلس از ساختمان نوساز و پرزرق‌وبرق مشهور به «سمویدهان سانساد» [17] (پارلمان) جلوگیری شد؛ ساختمانی که گویی تمام هدفش تضعیف روزانه‌ی قانون اساسی کشور است. تا عصر، پلیس سکوی اصلی محل ایستادن رهبران اعتراض را درهم‌ شکسته بود، اما تا شب، مردم دوباره آن را پس گرفتند. هنگامی که پلیس برای شب‌هنگام عقب‌نشینی کرد، «سوسک‌ها» به خاطر کتک زدن کودکان، ایستاده برای‌شان کف زدند و تشویق‌شان کردند. و گفتند به‌به حضرت مودی! به‌به! (کارت عالیست!)

انتظار اینکه چنین رویدادِ اعتراضی به تغییرات سیاسی عمده‌ای منجر شود، ساده‌لوحانه است؛ اما نادیده گرفتن آن و تقلیل‌ش به صرفِ یک هیجان زودگذر نیز کوته‌فکری است. جای تعجب نیست که خبرگزاری‌ها و شبکه‌های تلویزیونیِ پرهیاهو، مملو از شایعات، کنایه‌ها و تئوری‌های توطئه دربارهٔ تأمین مالی خارجی و دسیسه‌های سازمان سیا (CIA) شده‌اند. من به عنوان یک "فرصت طلب" [18] - اصطلاح تحقیرآمیزی که مودی برای توصیف افرادی مثل من به کار می‌برد - و با افتخار اعتراف می‌کنم که در آغازِ این ماجرا، من هم محتاط و بدبین بودم. نگران بودم که مبادا در حال حرکت به سوی تکرارِ ماجرای «آنا هزاره» [19] باشیم؛ همان جنبش مردمیِ به‌اصطلاح ضدفساد در سال ۲۰۱۱ که فارغ از نیت‌های اولیه‌اش، در نهایت میراث‌دارِ سه دوره حاکمیتِ حزبی سیاسی شد که تمام نهادهای کشور را ویران کرد؛ حزبی که هیچ مرزی میان خود و دولت هند قائل نیست، نه برای کشور و نه برای شهروندانش احترامی قائل است، و با عملکردش ما را در سطح بین‌المللی سرافکنده و هند را به زانو درآورده است.

اما وقتی خصومت رسانه‌های جریان اصلی وابسته به حاکمیت با «حزب مردمِ سوسک» را دیدم، تردیدهایم نسبت به آن‌ها برطرف شد. این برای من نخستین و اطمینان‌بخش‌ترین نشانه بود. بسیار خوشحال بودم که «آبهیجیت دیپکه» از جامعه دالیت‌هاست (پایین ترین طبقه هندو) و حتی خوشحال‌تر از اینکه هیچ‌کس بر این موضوع تمرکز نداشت. وقتی شنیدم که او می‌گوید: «اگر نامم خالد بود یا مسلمان بودم، تا الان در زندان بودم»، همه‌چیز برایم تغییر کرد. او شجاعت آن را داشت که ماهیت زشتِ سازوکار امورِ حاکمیتی در هند را برملا کند؛ واقعیتی که در آن همه‌چیز - از جمله و به‌ویژه قانون- به‌طور یکسان شامل حال همه نمی‌شود. همه‌چیز کاملاً به دین، کاست، طبقه اجتماعی، قومیت و جنسیت فرد بستگی دارد [20]. این مشاهده‌ای عمیق بود که به شکلی ساده بیان شد. اینکه او چنین حرفی را علنی می‌زد - در حالی که حتی سیاستمداران اپوزیسیون هم از ترس «واکنش تند هندوها» به‌جای واژه «مسلمان» تنها از عبارت «جامعه اقلیت» استفاده می‌کنند - مرا بر آن داشت تا بی‌درنگ راهی جنتر منتر شوم.

همچنین می‌دانستم وقتی دیپکه نام «خالد» را به زبان می‌آورد، به‌احتمال زیاد منظورش «عمر خالد» بوده است؛ پژوهشگر دانشگاه جواهر لعل نهرو (JNU) که ​​همراه با «شارجیل امام» (Sharjeel Imam) و بسیاری دیگر، اکنون نزدیک به شش سال است که بدون محاکمه در زندان به سر می‌برد. جرم عمر چه بود؟ دعوت معترضان به پرهیز از خشونت در جریان اعتراضات سال ۲۰۲۰ علیه «قانون اصلاح شهروندی» [21] ؛ آن هم در شرایطی که دهلی دستخوش موجی از آتش‌افروزی، قتل و به آتش کشیدن مساجد توسط اوباش خودسر هندو بود - اوباشی که تحت نظارتِ پلیسی عمل می‌کردند که یا بی‌تفاوت نظاره‌گر ماجرا بود و یا گاهی خود در آن مشارکت داشت. درخواست‌های مکرر برای آزادی به قید وثیقه توسط قضاتی رد شده است که گویی شجاعتِ انجام دادن، یا حتی درک کردنِ آنچه درست است را از دست داده‌اند.

کاریکاتوری نشان دهنده نقش پلیس هند در مقابله با جنایات گروه های خودسر هندوی افراطی،

که عموما اقلیت مسلمان را در اهداف خود دارند

همچنان که سوسک‌ها رژه می‌رفتند و تعدادشان بیشتر می‌شد، ناگهان به خودم آمدم و فکر کردم: خدا را شکر که اکثرشان مسلمان، سیک، مسیحی (از اقلیت‌ها) یا ادیواسی [22] نیستند. اگر بودند، (توسط حکومت) با خاک یکسان می‌شدند، کشته می‌شدند، تیر می‌خوردند، زندانی می‌شدند. خدا را شکر که کشمیری [23] نیستند. ممکن است کور شده باشند - اگرچه برخی از آنها سهم خود را از جراحات ساچمه‌ای دریافت کردند- . خدا را شکر که اکثرشان هندو هستند. این لحظه در هند چقدر غم‌انگیز است. با این حال، اوضاع می‌تواند در یک دقیقه تغییر کند. ما در وضعیتی هستیم که جریان حاکم آن را «وضعیت در حال گسترش» می‌نامد. گزارش‌هایی مبنی بر اعزام هزاران نیروی شبه‌نظامی از ایالت‌های دیگر به دهلی دریافت می‌شود. ما نمی‌دانیم روزهای آینده چه چیزی را به همراه خواهد داشت.

این وضعیت ما را به کجا می‌رساند؟ برخلاف جنبش «آنا هزاره» که هفته‌ها در صدها شبکه تلویزیونیِ متعلق به شرکت‌های بزرگ، تحت پوشش خبریِ هیجان‌زده و بی‌وقفه - ۲۴ ساعته - قرار داشت، «حزب مردم سوسک‌» تنها می‌تواند به خود و اینترنت تکیه کند. برخلاف جنبش آنا که سازمان «راشتریا سوایام‌سِواک سانگ»  [24] در آن نفوذ کرده و کنترلش را به دست گرفته بود - و حزب بی‌جی‌پی (BJP) به رهبری مودی نیز در کمین نشسته، و کاملاً آماده بود تا از آن هیجانِ تلویزیونی‌ ساختگی بهره‌برداری انتخاباتی کند - «سوسک‌ها» هیچ حزب مخالفِ سازمان‌یافته‌ای در پشت‌صحنه ندارند که آماده باشد تا کار را پیش ببرد. خشم خودجوشی که شاهد آن هستیم فروکش خواهد کرد، مگر آنکه کار سیاسیِ واقعی آغاز شود؛ مگر آنکه بزرگسالان و احزاب مخالف، رقابت‌های قدرت‌طلبانه و مشاجرات حقیرانه را کنار بگذارند و همبستگی نشان دهند. دولت می‌داند که چنین چیزی بعید است. دولت همچنان بی‌تفاوت مانده، زیرا احساس می‌کند تنها کاری که باید انجام دهد، صبر کردن است. دولت‌ها قدرتِ صبر کردن را دارند، اما مردم نه.

در حال حاضر، خیزش سوسک‌ها یکی از چندین اعتراضی است که در سراسر هند در حال وقوع است. ادیواسی‌ها در ایالت مادیاپرادش به پروژه اتصال رودخانه کن-بتوا اعتراض دارند. روستاییان در ایالت اوتارکند به قطع گسترده درختان اعتراض دارند. مردم به بی توجهی به محیط زیست در جزایر بزرگ نیکوبار اعتراض دارند. ایالت مانیپور در حال جوشیدن است. مشاغل در حال ناپدید شدن هستند. قیمت‌ها در حال افزایش است. خشم در حال افزایش است. و بازی "خدا"ی حزب بهاراتیا جاناتا-آر.اس.اس به همان شکلی که همیشه بوده است، در حال آشکار شدن است. یک فریب. یک تب طلا با هدایت گانگسترها. غارت دارایی معبد رام در آیودیا (بر ویرانه های مسجد بابری ساخته شد)، یک سناریوی بد بالیوودی را به ما نشان داده است که جلوی چشمان ما اجرا می‌شود: خداباوران شیک‌پوش و سیاستمداران فاسد، در این شهر هتل می‌سازند، املاک و مستقلات برای خود جمع‌ می‌کنند، با خودروهای شاسی‌بلند رانندگی می‌کنند، با آویزان شدن به ایمان فقرا و بی‌خبران، همچنان فربه می‌شوند. شاخک‌های فساد و دزدی در روز روشن تا بالاترین مقامات امتداد دارند.

آیا انرژی سوسک‌ها می‌تواند ما را از این گودال بیرون بکشد؟ آسان نیست. نگاهی گذرا به نتیجه جنبش‌های مردم محور در هند دلگرم‌کننده نیست. این دوره، تاریخ پر از جاه‌طلبی‌های کوچک و رویاهای بر باد رفته است. در دهه‌های شصت و هفتاد میلادی، جنبش‌های مختلف - از جمله شورش مسلحانه ناکسالیت‌ها [25] - خواستار توزیع مجدد ثروت و زمین بین کشاورزان بودند. آنها سرکوب شدند. در دهه‌های هشتاد و نود میلادی، جنبش‌های اجتماعی، که مشهورترین آنها جنبش نارمادا باچائو آندولان [26] و بعدها مائوئیست‌ها در ایالت‌های آندراپرادش، چتیسگر و جارکند بودند، که علیه آوارگی کشاورزان و قبایل بومی از زمین‌هایشان مبارزه کردند. به عبارت دیگر، آنها خواستار آن چیزی بودند که فقرا هنوز داشتند، تا از آنها گرفته نشود. آنها نیز سرکوب شدند. تا دهه 2000، آنها به سپاسگزاری از قانون ملی تضمین اشتغال روستایی (NREGA) [27] تقلیل یافته بودند. حق سه ماه اشتغال با حداقل دستمزد - مبلغی که معادل قیمت یک وعده غذایی خوب در یک رستوران گران‌قیمت در یک شهر است. این حق نیز توسط این رژیم کنار گذاشته شده و با جیره‌های غذایی در سطح بقا - کیسه‌های آذوقه با تصویر مودی بر روی آنها - جایگزین شده است که با تحقیر به سمت مردم پرتاب می‌شود، مانند صدقه به گدایان از ماشین‌های در حال حرکت، در ازای قدردانی و رأی. با رکود اقتصادی، حتی این حق نیز در معرض خطر است.

متاسفانه در این روزها، در سال ۲۰۲۶، از آن سطح مبارزه، ما به مبارزه برای داشتن حق رأی، و حق شهروندی خود تنزل یافته‌ایم. قانون اصلاح شهروندی (CAA) همراه با ثبت ملی شهروندی (NRC) [28] نسخه جمهوری هندو [29] از قوانین نورنبرگ آلمان نازی در سال ۱۹۳۵ است، که طبق آن شهروندان آلمانی بسته به "مدارک میراثِ" خود توسط رایش سوم [30] شهروندی دریافت می‌کردند. - چند نفر در هند این مدارک را دارند؟- جنبش ضد CAA-NRC پس از اعتراضات گسترده که منجر به قتل معترضان و زندانی شدن فعالان شد، کمرنگ شد. اما این اعتراضات باعث شد دولت اجرای آن قوانین جدید را کُند نماید. اما اکنون، CAA-NRC، که بسیاری به درستی معتقد بودند که عمدتاً مسلمانان را هدف قرار داده است، بازگشته است و در لباس SIR (بازنگری ویژه و فشرده) [31] فهرست‌های انتخاباتی پنهان شده است. به طور اتفاقی به ما اطلاع داده شده است که حتی گذرنامه‌های ما مدرک شهروندی نیستند. میلیون‌ها نفر از فهرست‌های انتخاباتی حذف می‌شوند. کل کشور به شدت به دنبال "مدارک میراث" است. ما نمی‌دانیم کجا ایستاده‌ایم. آیا ما مشروع هستیم؟ نامشروع؟ آیا ما حقوقی داریم؟ کدام یک از ما جایمان در آن بازداشتگاه‌های عظیمی است که برای «شهروندان مشکوک (به خارجی بودن)» ساخته می‌شوند؟ آیا روزهایمان را صرف دویدن از این دادگاه به آن دادگاه خواهیم کرد؟ فاشیست‌ها عاشق هرج و مرج و سردرگمی مردم هستند.

هراس و استیصال، ممکن است باعث شود امید بیش از حد به «خیزش سوسک‌ها» ببندیم. برخی پیش‌تر آن را با جنبش جوانانی مقایسه کرده‌اند که به تغییر رژیم در بنگلادش، نپال و سری‌لانکا انجامید؛ اما هند کشوری بسیار پهناورتر از آن است که چنین رویدادی در آن امکان‌پذیر باشد. عده‌ای دیگر آن را با جنبش تحت رهبری «جایاپراکاش نارایان» مقایسه می‌کنند که در سال ۱۹۷۷ دولت ایندیرا گاندی را سرنگون کرد. این قیاس‌ها راهگشا نیستند. «حزب مردم سوسک‌» هیچ‌یک از آن موارد نیست؛ پدیده‌ای است منحصر‌به‌فرد و محصولی یگانه از زمانه‌ی خود. این جنبش، تقابل جوانانی آسیب‌پذیر با حکومتی بی‌رحم و کینه‌توز است که نشان داده هیچ‌گونه رحمی نسبت به مخالفانش ندارد. بی‌تردید برنامه‌ای برای انتقام‌جویی در کار است و کسانی که حکومت آن‌ها را محرکان اصلی می‌داند، هدف این انتقام‌جویی قرار خواهند گرفت.

چگونه رژیمی که به وضوح به شدت نامحبوب می‌شود، آنقدر اعتماد به نفس دارد، که هیچ امتیازی به مردمی که به آن رأی داده‌اند، ندهد؟ احتمالاً به این دلیل که احساس می‌کند موفق بازی کرده است. این رژیم، تشکیلات دخیل در امر انتخابات را به دستِ خود گرفته است. اکنون کمیسیون انتخابات در ترکیب خود نقص دارد و دیگر نمی‌توان روی بی‌طرفی آن حساب کرد. دستگاه‌های مکانیزه شمارش آرا مدیریت شده‌اند (قابلیت دستکاری دارند)، فهرست‌های انتخاباتی [32] اکنون میلیون‌ها نفر از افراد واقعی را از این لیست‌ها حذف، و میلیون‌ها نام خیالی را در بر می‌گیرند، بوروکراسی که بر انتخابات نظارت دارد، خود را کاملاً همدست با حاکمیت نشان داده است، می‌توان به دادگاه‌ها برای تأخیر یا چشم‌پوشی از تخلفات فاحش اعتماد کرد؟ پلیس هیچ ایده‌ای از بی‌طرفی در فرایند رای گیری ندارد، مطبوعات هر بار که فردی در قدرت، انگشت خود را به نشانه اعتراض به سوی آنان نشانه می‌گیرد، مقابل قدرت سر تعظیم فرود می‌آورند. مرزبندی حوزه‌های انتخابیه قرار است به‌گونه‌ای بازنگری شود که همواره به نفع حزب بی‌جی‌پی (BJP) تمام شود. حزب حاکم چه ترسی دارد؟ چرا باید به حرف کسی گوش دهد؟ این حزب، ثروتمندترین حزب سیاسی در روی زمین است و از حمایت ثروتمندترین صنعتگران جهان برخوردار است. [33] این حزب می‌تواند هر چیزی را بخرد؛ و هر کسی را. یا دست‌کم خودش چنین تصور می‌کند.

اما آیا این بازی می‌تواند تا ابد ادامه یابد؟ آیا می‌توان همه مردم را همیشه فریب داد؟ آیا می‌توان کشوری با جمعیت یک‌ونیم میلیارد نفر را تا ابد همچون یک جسد به دنبال خود کشید؟ چنین چیزی ممکن نیست. سر و کله‌ی «سوسک‌ها» پیدا شده است. کشاورزان بار دیگر راهپیمایی به سوی دهلی را آغاز کرده‌اند؛ این بار برای اعتراض به توافق تجاری هند و آمریکا - همان حکم مرگی که دولت هند با رویکردی بردوار، پذیرفته است آن را به نمایندگی از آنان امضا کند. - دروازه‌های شهر مسدود شده‌اند، اما بعید است که این اقدام مانع پیشروی آن‌ها شود. شاید بقیه ما بتوانیم از کشاورزان و سوسک‌هایمان بیاموزیم که چگونه کمی خطرناک باشیم. جوانان هدیه‌ای به ما داده‌اند؛ اکنون بر عهده‌ی همه‌ی ماست - تک‌تک ما - که کاری کنیم تا اقدام آن‌ها به ثمر بنشیند و اهمیت یابد.

وقتی نخست‌وزیری عملاً و فیزیکی می‌گریزد، دیری نمی‌گذرد که ناچار می‌شود از نظر سیاسی نیز بگریزد.

اما این رژیم به آسانی کنار نخواهد رفت. تحقیر شدن در خیابان‌های پایتخت را برنمی‌تابد. احتمالاً شاهد خونریزی خواهیم بود. کاسه صبر جوانان لبریز شده است. چقدر طول می‌کشد تا فردی در آن جمعیتِ جوان و پرشور، کنترل خود را از دست بدهد و بهانه‌ای به دست پلیس بدهد تا آتش بگشایند؟ آن‌ها هر کاری از دستشان برآید می‌کنند تا ما را درهم بشکنند؛ ما نیز باید هر کاری از دستمان برمی‌آید انجام دهیم تا جلوی آن‌ها را بگیریم.

 

نخست وزیر هند در حال زاری برای حزب بزرگ BJP خود و با اعلام کمک کمک

[1] - معتقدین به فلسفه "هندوتوا" (هندو بودن Hinduness) که بنیانگذار این اندیشه گروه RSS می باشد که از گروه‌های مادر، و از گروه‌های راستگرای افراطی مذهبی هندوست که به حفظ فرهنگ و مذهب هندو در برابر تهاجم فرهنگیِ دیگر فرهنگ‌ها و مذاهب وارداتی به هند اهتمام ویژه دارد و از اسلام، مسیحیت، یهود، پارسیان و... به عنوان مهاجم یاد می کند و حضور آنان در سرزمین هندوها را نوعی تهاجم فرهنگی می‌داند، که باید برچیده شود و مظاهر آن زدوده شود.

[2] - Arundhati Roy با نام کامل سوزانا آروندیتی روی متولد 1961 در شیلونگ مگالیا در هند، نویسنده، بازیگر و فعال سیاسی هندی، نخستین زن هندی است که برنده جایزه بین المللی بوکر (Booker) برای کتاب خود تحت عنوان "خدای اشیای کوچک" (The God of Small Things) شد که در سال 1997 مفتخر به این جایزه گردید، اما در داخل هند نویسنده به متزلزل ساختن اصول اخلاق عمومی متهم می‌شود. او در این اثر به تصویر روابط عاشقانه بین یک زن مسیحی و یک مرد هندوی مطرود می پردازد، او در سال 1999 سخنگوی خیزش معترضان محیط زیستی بود که در مورد پروژه سد "سرور" بخشی از طرح دره نارمادا مبارزه می کرد که این طرح تولید برق و احداث شبکه های آبیاری را فراهم می کرد، ولی سبب آواره شدن 300 هزار مردمی می شد که در این منطقه زندگی میکردند. او نویسنده کتاب‌های دیگری، از جمله رمان ماه برقی (1992)، از جمله در آنچه انی آن را به آنها داد (1988) نیز می باشد.

[3] -  “Cockroach Democracy Unarmed and Dangerous”

[4] - بهاراتیا جاناتا پارتی یا حزب مردم هند که شاخه سیاسی RSS و دیگر گروه های هندوی افراطی از این دست است که مدت هاست حاکمیت را در دهلی بدست دارد. این حزب رقیب سیاسی حزب کنگره می باشد که به واقع مدافع قانون اساسی و دستاوردهای انقلاب آزادیبخش مردم هند می باشد که توسط رهبران بزرگ هند همچون مهاتما گاندی و جواهر لعل نهرو و... بنیانگذاشته است، و ارزش‌هایی همچون دمکراسی، برابری، سکولاریسم، تکثر و... را محافظت می کند.

[5] - Abhijeet Dipke رهبر «کوکروچ جانتا پارتی» (CJP؛ به معنای تحت‌اللفظی «حزب مردمی سوسک»)، که با نام «جنبش سوسک» نیز شناخته می‌شود، یک جنبش سیاسی-طنزآمیز هندی با محوریت جوانان است که در ۱۶ مه ۲۰۲۶ توسط «آبهیجیت دیپکه» — استراتژیست ارتباطات سیاسی و فعال اجتماعی — تأسیس شد. این حزب با بهره‌گیری از نارضایتی‌های گسترده سیاسی و اقتصادی در میان «نسل زد» (Generation Z)، موجی از اعتراضات را در دهلی و سایر شهرهای این کشور در ماه‌های پس از آن رقم زد.

[6] - Surya Kant سوریا کانت (زادهٔ ۱۰ فوریهٔ ۱۹۶۲) حقوقدان هندی و پنجاه‌وسومین رئیس دیوان عالی هند است.  

[7] - Cockroach Janta Party حزب سیاسی که به دنبال اعتراض جوانان شکل گرفت، و همچنان که این نهضت اعتراضی از طریق طنز شوخی حاکمیت راستگرایان متکبر هندو را به سخره گرفته است، به عنوان طنز نام حزب حاکم بهاراتیا جاناتا پارتی را مبنا قرار داد خود را "کاکروچ جاناتا پارتی" نام نهاد،

[8] - Dharmendra Pradhan وزیر آموزش

[9] - the National Eligibility cum Entrance Test (NEET) آزمون ورودی تمام شغل های دولتی در هند که رقابت برای موفقیت در آن در این کشور پر جمعیت بسیار بالاست و قدرتمندان با خرید سوالات این امتحان، سعی می کنند شانس فرزندان خود را برای موفقیت در این آزمون بالا ببرند و این باعث می شود که هدف شایسته گزینی این آزمون نابود شود و تمام زحمتی که خانواده ها و دانش آموزان در طول عمر برای موفقیت در آن می کشند به هدر برود، که این باعث خودکشی و... در جامعه جوان هند شده است.

[10] - Jantar Mantar محل رسمی برگزاری اعتراضات در شهر دهلی که از سوی دولت هند به این منظور در نظر گرفته شده است

[11] - Sonam Wangchuk از فعالان سیاسی اهل منطقه لداخ، منطقه بودایی نشین ایالت جامو و کشمیر هند

[12] - Ladakh

[13] - the All India Students Association (AISA)

[14] - Communist Party of India (Liberation)

[15] - memes

[16] - the Rapid Action Force (RAF) «نیروی واکنش سریع» (RAF) یک یگان تخصصی واکنش سریع وابسته به «نیروی پلیس ذخیره مرکزی» (CRPF) هند است که در اکتبر ۱۹۹۲ با هدف مقابله با شورش‌ها و کنترل جمعیت تشکیل شد.

[17] - Samvidhan Sansad

[18] - Andolan jeevi اصطلاحی در زبان هندی، به معنی کسانیکه با دامن زدن به آشوب و جنجال امرار معاش می‌کنند.

[19] - Anna Hazare کیسان بابو رائو «آنا» هزاره (زادهٔ ۱۵ ژوئن ۱۹۳۷) فعال اجتماعی هندی است که رهبری جنبش‌هایی را برای ترویج توسعه روستایی، افزایش شفافیت دولتی، و همچنین رسیدگی به فساد در امور عمومی و مجازات عاملان آن بر عهده داشته است. او در سال ۱۹۹۲ نشان «پادما بوشان» — سومین نشان عالی غیرنظامی هند — را از دولت این کشور دریافت کرد.

[20] - فارغ از ظرفیت‌های قانونی و شبه قانونی که دولت هند و دستگاه امنیتی و اطلاعاتی آن در دست دارد، تا اهداف سیاسی و... خود را تحت پوشش آن دنبال کند، و مخالفان را از پیش پای خود بردارد، گروه‌های فشار مذهبی و سازمانی نیز در این راستا فعالند، قانون Unlawful Activities Prevention Act که به مقامات امنیتی هند این توانایی را می دهد تا هر فردی را بدون طی تشریفات قانونی، دستگیر و تحت شکنجه و بازجویی قرار دهند، و برای مدتها در این وضع، در بازداشت نگه دارند، گروه‌های شبه نظامی، و میدانی هندوی افراطی وابسته به RSS نیز در سرکوب خیابانی، اجتماعی، قرهنگی، اقتصادی، مذهبی و... به کمک دستگاه سرکوب در دولت وابسته به گروه های هندویی افراطی آمده، و هر عمل ضد انسانی را در این راستا مرتکب می شوند، از کشتار مردم به دلیل امر به معروف و نهی از منکر گرفته، که نمونه بارز آن، برخورد با مسلمانان به دلیل خوردن گوشت گاو است، که از نظر هندوها امری کامل حرام تلقی می شود لذا رانندگان مسلمان را به خاطر حمل گوشت گاو و یا حتی گاو، دستگیر کرده و در حاشیه جاده ها خود راسا محاکمه، ضرب و شتم و به دار می آویزند، یا خانه مسلمانان را به دلایل واهی از جمله اعتراض، با بلدوزر ویران می کنند و این گروه‌های فشار، از هر گونه پیگرد قانونی نیز در امان هستند، و از پشت پرده توسط دستگاه رهبری کشور حمایت می‌شوند.

[21] - the Citizenship Amendment Act قانون اعطای شهروندی به مهاجران خارجی در هند که به غیر از مسلمانان، به باقی مهاجرین تعلق می‌گرفت و همین تبعیض باعث شد که مسلمانان هند سلسله اعتراضاتی را داشته باشند که این اعتراضات در سال 2020 منجر به کشتار آنان توسط دولت هندوی بی جی پی و لباس شخصی های متعلق به گروهای هندویی افراطی در خیابان های دهلی شد. هندوهای افراطی مسلمانان و دیگر مخالفین خود را با انگ Anti-National ضد ملی می نوازند و به خود این حق را می دهند که هر جرمی را علیه آنان مرتکب شوند.

[22] - Adivasis «آدی‌واسی» به گروه‌های قبیله‌ای گوناگونی در سراسر شبه‌قاره هند اطلاق می‌شود. واژه آدی‌واسی که در قرن بیستم ابداع شده و به معنای «ساکنان باستانی» است، امروزه به طور گسترده‌ای به عنوان عنوانی خود-گزیده توسط بسیاری از جوامعی به کار می‌رود که رسماً در هند تحت عنوان «قبایل فهرست‌شده» (Scheduled Tribes) و در بنگلادش به عنوان «اقلیت‌های قومی» شناخته می‌شوند. آن‌ها تقریباً ۸٫۶ درصد از جمعیت هند (حدود ۱۰۴٫۲ میلیون نفر بر اساس سرشماری سال ۲۰۱۱) و حدود ۱٫۱ درصد از جمعیت بنگلادش (تقریباً ۲ میلیون نفر بر اساس برآورد سال ۲۰۱۰) را تشکیل می‌دهند.

[23] - ایالتی مسلمان نشین که از زمان استقلال در سال 1947 درگیر اعتراضات خونین و جنگ‌های فاجعه بار بین هند و پاکستان است و در این بین ارزانترین چیز در کشمیر جان مردمی است که بین دو سنگ آسیاب هند و پاکستان، مسلمان و هندو و... در حال خرد شدن هستند.

[24][24] - the Rashtriya Swayamsevak Sangh (RSS) گروه اصلی و سازمانی است که تجمعی از ملیگرایان مذهبی هندو را در خود دارد و آشکارا رهبران و بنیانگذاران این سازمان با الهام از نازی ها در آلمان، خواهان پاکسازی هند از مذاهب وارداتی (مسلمانان، مسیحیان، یهودیان، پارسیان و...) بوده و معتقدند هندی های گول خورده و پیوسته به این مذاهب نیز باید به فرهنگ و مذهب هندویی خود باز گردند وگرنه باید سرزمین پاک هندوها را ترک کنند و... شاخه سیاسی این گروه‌ها، حزب BJP بعد از مانورهای مذهبی و سیاسی ناشی از ویرانی مساجد مسلمانان و از جمله مسجد بابری، حساسات و رای هندوها را با خود همراه کرده و اکنون حاکمیت دولت مرکزی و بسیاری از ایالت‌ها را در هند در دست دارد. این سازمان سیاسی – مذهبی گروهی پایه دارای تندروهای مسلح هم بوده و شاخه روحانیت آن VHP بر معابد هندو و بخش روحانیت هندو تسلط دارد، بجرانگ دال جوانان شبه نظامی برای اقدامات خیابانی هستند که کار حملات به اقلیت ها و لباس شخصی ها را سازمان داده و اجرا می کنند، بخش های دیگر جامعه از جمله آموزش، فرهنگ، صنعت، اقتصاد و... نیز متولی خاص خود در زیر شاخه های این سازمان دارد، به طوری که RSS اکنون بزرگترین سازمان فاشیستی جهان با سابقه ایی بسیار طولانی نزدیک به صدسال فعالیت را در کارنامه خود دارد.

[25] - Naxalites ناکسالیسم ایدئولوژی کمونیستی «ناکسالیت‌ها» یا «ناکسال‌ها» است؛ گروهی متشکل از تشکل‌های سیاسی و شورشی در هند که از گرایش‌ها و ایدئولوژی سیاسی مائوییستی تأثیر پذیرفته‌اند.

[26] - the Narmada Bachao Andolan

[27] - the National Rural Employment Guarantee Act

[28] - the National Register of Citizenship «فهرست ملی شهروندان» (NRC) قرار است شامل مشخصات تمام شهروندان هند باشد. ایجاد این فهرست بر اساس اصلاحیه سال ۲۰۰۳ در «قانون شهروندی مصوب ۱۹۵۵» الزامی شد. هدف از آن، ثبت اطلاعات تمام شهروندان قانونی هند است تا امکان شناسایی و اخراج مهاجران غیرقانونی فراهم شود. اجرای این طرح در ایالت «آسام» از سال‌های ۲۰۱۳–۲۰۱۴ آغاز شده است. دولت هند برنامه‌هایی را برای اجرای آن در سایر نقاط کشور در سال ۲۰۲۱ اعلام کرد، اما این طرح هنوز اجرایی نشده است. در سال ۲۰۱۹، دولت «قانون اصلاحیه شهروندی مصوب ۲۰۱۹» (که با نام‌های «CAA 2019» یا «CAA» نیز شناخته می‌شود) را تصویب کرد. این قانون وعده می‌داد که روند اعطای شهروندی برای مهاجرانی که متعلق به اقلیت‌های مذهبیِ تحت آزار و اذیت (شامل هندوها، مسیحیان، بودایی‌ها، پارسیان، سیک‌ها و پیروان آیین جین) از کشورهای بنگلادش، پاکستان و افغانستان هستند، تسریع شود. این اقدام به‌طور گسترده به عنوان راهکاری برای معافیت غیرمسلمانانی تلقی شد که ممکن بود معیارهای لازم برای گنجانده شدن در «فهرست ملی شهروندان» (NRC) را احراز نکنند؛ هرچند یهودیان و بهائیان نیز در این دسته قرار می‌گیرند.

[29] - the Hindu Rashtra جمهوری هندو که هند را نه بر اساس جمهوری سکولار فارغ از مذهب، بلکه هند را بر اساس مذهب هندو جمهوری می داند که جایی برای دیگران نخواهد بود، حال آنکه نزدیک به یک پنجم هند مسلمانند یعنی رقمی بالغ بر 300 میلیون از شمولیت خارج می شوند که این تنها بخش مسلمان آن است.

[30] - the Third Reich

[31] - Special Intensive Revision «بازنگری ویژه و فشرده» (SIR) اقدامی است از سوی کمیسیون انتخابات هند برای راستی‌آزمایی و اصلاح فهرست‌های انتخاباتی از طریق سرشماری خانه‌به‌خانه، استفاده از فرم‌های از پیش‌تکمیل‌شده و بررسی اطلاعات پیشین رأی‌دهندگان انجام می‌شود. هدف از این طرح، تضمین دقت فهرست‌های انتخاباتی در سراسر هند از طریق حذف نام افراد متوفی، کسانی که به‌طور دائم نقل‌مکان کرده‌اند، موارد تکراری و افراد غیرشهروند است؛ و در عین حال، اطمینان حاصل می‌شود که شهروندان واجد شرایط از قلم نیفتند. فرایند سراسری SIR در تاریخ ۲۷ اکتبر ۲۰۲۵ توسط «گیانش کومار»، رئیس کمیسیون انتخابات، در «ویگیان باوان» دهلی نو اعلام شد.

[32] - در هند این مدارک هویتی نیست که به شما حق رای می دهد، بلکه حضور در لیست انتخاباتی است که به شما حق رای دادن و ابراز نظر خواهد داد.

[33] - مشهور است که حاکمیت حزب بی.جی.پی از سوی ثروتمندترین خاندان‌های هند حمایت می شود و یک نوع بده و بستان پروژه و پول سیاه بین این دو در روند کار اقتصادی در هند جریان دارد، که بقای هر یک بسته به دیگری دارد، یکی پروژه می دهد و یکی هم جبران می کند و... مشهورترین ثروتمند هندی که با شخص مودی در ارتباط است آقای گوتام ادانی است که صاحب شرکت های زنجیره ایی ادانی در هند و خارج از کشور است.

مقدمه مترجم (سایت یادداشت‌های بی مخاطب):

شهرنشینی یا همان تمدن در دو همسایه دیوار به دیوار ایران و هند، پا به پای هم، در دورهای گوناگون تاریخی خود پیش آمده‌اند، این دو خویشاوند نسبی، و پاره‌هایی از یک تنِ تمدنی و اندیشه‌ی فرهنگ و اندیشه ساز آریایی هستند، که مطالعه یکی، تطور اندیشه و زندگی دیگری را نیز تا حدود زیادی روشن می‌کند.

ادی شانکارآچاریا [1] ، یکی از اندیشمندان بزرگ هند در دوره انتقال از عصر ودایی [2] به عصری روشنتر در شهر نشینی آریاییان هند است، که نگاه مردمان خود را از خدایانی طبیعی به خدایانی در ماورا بازگرداند. از جمله کارهای بسیار مهم او اهمیت دادن به انسان، بعنوان عنصر مهم دنیایی بود، که با همه داشته‌ها و نداشته‌هایش، او را در بر می‌گرفت، از این به بعد است که انسان در نقطه توجه اندیشمندان شرقی قرار می‌گیرد و از یک قربانی در برابر خدایانی همچون رود، خورشید، کوه و...، به پدیده‌ای ارزشمندتر ارتقا می‌یابد که حتی در نظریه این اندیشمند هندی، خود را در مقام و ارزش خدایی و یا متصل به خدا قرار می‌دهد. اندیشه اومانیسم یا انسانگرایی اینجاست که در اندیشه شرق زاده می‌شود و به انسان ارزش بیشتری می‌دهد تا خدا را در بیرون از خود جستجو نکرده، بلکه آن را در ژرفای درون خود بجوید.

در قرن 8 میلادی در حالی که جنگجویان مسلمان شاخ و شمال افریقا را درنوردیده بودند و اینک با عبور از جبل الطارق در شبه جزیره ایبری، در اروپای جنوب باختری پیش می‌رفتند (711 میلادی)، در این سو، بعد از فروریزش سامانه امپراتوری ساسانی در ایران، بعد از بلعیدن لقمه بزرگی چون امپراتوری ایران توسط مهاجمان که هضم آن بسیار به درازا کشید و دردناک نیز بود، اینک مهاجمان از ایران فارغ شده و کم کم هند را نیز در معرض مزمز تهاجم اموی (661-750 میلادی) خود قرار داده بودند، تا بار دیگر هم‌سرنوشتی ایرانیان و هندی‌ها را به رخ تاریخ بکشند. پیشتازان اموی، اکنون شانس خود را در پیشروی در ژرفای تمدن هند را، از طریق تهاجم به سند (پاکستان فعلی) در سال 672 میلادی آغاز، و سنجیدند، و این نبردهای پراکنده ادامه داشت، تا بعدها در سده ده میلادی فرمانروایی‌های اسلامی را در هند پایه‌گذاری نمایند،

در این هنگامه که آسیا، اروپا، و افریقا درگیر اینگونه هجوم‌ها بود، سواحل جنوب باختری هند (ساحل مالابار) نیز در معرض اخبار این تحولات در دنیای اطراف خود بودند، که دریانوردان و صاحبان کشتی‌های تجاری آنرا با ساحل نشینان این منطقه در شبه قاره هند به اشتراک می‌گذاشتند، و آنانرا نیز از کم و کیف این تحولات، و سرانجام ملت‌های سواحل مدیترانه، مکران، شاخاب پارس، دریای سرخ و... در روند این حملات آگاه می‌کردند، در این زمانه و هنگامه بود که در اندیشه ادی شانکارآچاریا تحولی در نوع نگرش به دنیا و انسان، کلید خورد، تا خود، تمدن و ملت خود را برای بزرگترین تهاجم فرهنگی به اندیشه‌ی باستانی و آریایی هند، که در پیش بود، آماده کند، و هند را از اندیشه‌های عقب مانده ودایی رها کرده، به سوی ارزش دادن به انسان، و تغییر نگرش نسبت به جهان پیش براند، و تحولی در اندیشه و رفتار آنان در قبال انسان و اجتماع آدمیان باشنده در هندوستان ایجاد نمایند و...،

و شاید همین حرکت و حرکاتی از این دست بود که باعث شد که تمدن هند تا حدود زیادی از گزند تیز اندیشه فرهنگ مهاجمان جدید عصر مذکور، رهاند، و تمدن هند در مسیر هجوم بنیانکن جنگجویان اسلامی، دست نخورده تر از تمدن مصر، ایران و... ماند، که بی هیچ درنگی در معرض هجوم آنان واقع شدند، و فرصتی برای حفظ و حراست از خود نیافتند، تا باقی مانده، و بود و باش خود را در مسیر تحولات آتی تضمین نمایند.

این نکته را نیز نباید فراموش کرد که اسلامی وارد هند شد که ایرانیزه شده بود، که بعدها، سرِ فرصت به هند وارد شد، و مهاجمان در هضم لقمه بزرگی مثل ایران آنقدر معطل ماندند، که مهاجمانی که به هند روی کردند اصلا تیزی هجوم آورندگان اولیه، و جنگجویان خلافتی و اموی را در خود نداشتند، و لذا تمدن هند، بقای خود را مدیون اندیشورانِ نوگرایی همچون ادی شانکارآچاریا و اسلام ایرانیزه‌ایی هستند، که حاملانِ آن اسلام بودند، ایرانیانی که خود طعم ویرانی تمدنی را، در مسیر هجوم اخیر چشیده بودند، و اکنون در ذیل حاکمیت مهاجمان مسلمان، آمیزه ایی از اسلام و ایران بودند، که در نقش توسعه دهندگان اسلام، به عموزاده‌های آرایی نژاد و مسلک خود در هند، روی آوردند و الحق نیز، حق بقای فرهنگی و تمدنی را، حتی بعد از تهاجم بزرگ خود، به هندی‌ها بخشیدند،

این در حالی بود که خط و زبان و تمدن ایران، در معرض هجوم‌های اولیه و تند و تیز خلافتی و اموی قرار گرفت، و هرگز از مزیتی که هندیان و فرهنگ و تمدن و ساختار اجتماعی‌ آنان از آن برخوردار بودند، برخوردار نبود، و نابودی و دگرگونی بسیار زیادی را تجربه کردند، به طوری که در مقایسه هند و ایران بعد از قرار گرفتن زیر چتر حاکمان اسلامی، تفاوت در موجودیت تمدنی بسیار بود، و به طوری که باید گفت، اگرچه هند هم نهایتا مورد حمله قرار گرفت، و به زیر مهمیز کشیده شد، ولی نتیجه بسیار متفاوت بود، به طوریکه حتی هند کنونی، مامن بزرگترین بود و باش فرهنگ و تمدن شرق، و از جمله آئین هندوست، ولی ایران هرگز این شانس را نداشت که میزبان بزرگترین اجتماع زرتشتیان و فرهنگ و آئین خود در جهان باشد، و بعد از آن هجوم اولیه، به مقام دوم در این زمینه تنزل جایگاه یافت، که میزبان پرجمعیت ترین ایرانیان تن نداده به تهاجم، و فرهنگ و تمدن خود نباشد، و این هند بود که این جایگاه را برای خود کسب کرد.

 هند اکنون بزرگترین کُلونی ایرانیان است که هزاران زرتشتی را در خود دارد که حتی با عددی ناچیز، آنانرا نیز در فضای تمدنی خود حفظ کرده است، و با صدها میلیون هندو، اولین کشور پرجمعیت هندو در جهان است که توانسته از کوران تهاجمات مذکور عبور کند، و موجودیت فرهنگی و تمدنی و اجتماعی و میراث نوشتاری و... خود را حفظ نموده، باقی بماند، بیشک در این بقای تمدنی، امثال ادی شانکارآچاریاها موثر بودند، چرا که در یک هنگامه چرخش و پیچ تاریخی، اندیشه‌ایی والاتر از آنچه رسما در جامعه آنها جریان داشت را معرفی، و ملت و فرهنگ خود را به موقع، ارتقا بخشیدند، تا در هنگامی که مهاجمان فرهنگ جدید که از راه می‌رسند، ملت‌ها‌شان در یک احساس جمود، فقر فرهنگی و... غرق نباشند و چندان هم مجذوب فرهنگ مهاجم نشوند، خود را در برابر توفان نظامی، فرهنگی، اجتماعی مذکور حفظ کنند.

در کنار دو دلیل بالا که سازمان ایران در برابر تهاجم خارجی این چنین به زودی فرو می‌پاشد و سازمان تمدنی هند باقی می‌ماند، دلایل دیگری هم وجود دارد، که از جمله آن به نحوه برخورد این دو جامعه و این دو نظام فرهنگی با مصلحین اجتماعی و اندیشوران اصلاح طلب خود بسته است، در نظام فرهنگی هند امثال ادی شانکارآچاریاها، با اندیشه‌های متحول و بنیانی خود، شنیده شده، تحمل می‌شوند و میدان می‌گیرند، و روحانیت هندو با مدارا از کنار این اندیشه زلزله‌وار، در روند جاری اندیشه و رفتار رد می‌شود، اما در نظام مغان زرتشت ایران، امثال مانی و مزدک‌ها به طرز وحشتناکی با سعایت روحانیت زرتشت، پرونده سازی شده، و به دهان خونین قدرت سپرده می‌شوند، تا لت و پار شوند، و هیچ اندیشه اصلاحی در ایران پای نگیرد و میزان شکنندگی اجتماعی و ملی در برابر تهاجم فرهنگی خارجی به اوج برسد، و لذا به هنگام هجوم‌های ناچیز و کم تعدادی همچون جنگ‌های اولیه اعراب با ایرانیان، شاهد فروپاشی بزرگ و غیر قابل باور می‌شود، اما جامعه هند با بهره‌گیری از مدارای خود، و اندیشه‌های اصلاحی، خود را در مقابل مهاجمان پیروز هم، مقاوم و ماندگار، و بیمه می‌کند، این است که صدها سال حاکمیت مسلمانان بر هند باعث نگردید که فرهنگ هندو نابود شود، و هندوئیسم ضربه آنچنانی در خود احساس کند.

با این مقدمه به ترجمه مقاله‌ایی از سایت «ریشه‌های باستانی» [3] به قلم دکتر ایوانیس سیریگوس [4] می‌پردازم که به اندیشه، زندگی و زمانه اندیشمند هندی، ادی شانکارآچاریا می‌پردازد:

فرزانه‌ای که گفت تو خود خدایی:

چگونه غیردوگانگی ادی شانکارآچاریا می‌تواند به جستجوی شما برای معنا پایان دهد [5]

خرد باستان – هفته 20

ریشه‌های باستانی رها شده و دکتر ایوانیس سیریگوس

27 می 2026

در ژرفای جنگل‌های پرپشت کرالا، در سال 800 میلادی، یک پسر بچه 8 ساله رویایی دید و مکاشفه‌ایی داشت که در فلسفه شرق برای همیشه تغییر ایجاد کرد. او نه ثروتی، نه سپاهی و نه قدرت سیاسی داشت. در درازای 24 سال بعد، این پسر پای برهنه گوشه و کنار شبه قاره (هند) را پیمود، با بزرگترین اندیشمندان زمان خود به سخن نشست و در چهارگوشه این سرزمین صومعه‌هایی تاسیس کرد، و فلسفه‌ای معنوی را که تقریباً در گذر زمان از بین رفته بود، احیا کرد.

نام او ادی شانکارآچاریا بود.

بر خلاف بسیاری دیگر، که خود را از جانب خدایی در آن دور دست‌ها و با آئینی  از این دست معرفی می‌کردند، او به عنوان یک فیلسوف با یک پیام رادکال و سازش ناپذیر به میدان آمد. این پیام در ادامه نوع نگاه و فهم کنونی ما از طبیعت را به چالش کشید. نظریه او از «راه بهشت» [6] یا «خشنود ساختن خدایان» [7] سخن نمی‌گفت، پیام او درباره‌ی «بیدار شدن» [8] نسبت به چیزی بود که به همان اندازه که رهایی‌بخش است، ترسناک نیز هست.

چیزی که این راهب جوان می آموزاند چه تغییر و جهشی در آگاهی بشر در خود داشت؟ چه چیزی در فلسفه او، آدویتا ودانتا [9] ، وجود دارد که آن را به یکی از قوی‌ترین پادزهرها برای استرس، تنهایی و جستجوی بی‌وقفه جامعه مدرن (برای معنا) تبدیل می‌کند؟ نوشتار این هفته «خرد باستانی» به پاسخ به این گونه سوال‌ها خواهد پرداخت و فرصتی برای نگاه کردن به آینه و دیدن کسی است که به شما نگاه می‌کند.

مشکل جدایی

فرضیات زیر در مورد زندگی را می‌توان به عنوان باور جدایی نامید - هر فرد یک «خود» [10] دارد؛ در حالی که هر چیز دیگری خارج از «خود» فردی او بود و باشِ خود را دارد. بنابراین، هر فرد یک «خود» جداگانه و فردیت‌یافته است؛ در یک جهان بزرگ و بی‌تفاوت، آنها باید زنده بمانند، معنی خود را کشف کنند و در پایان بمیرند. این احساس جدایی ریشه تمام رنج آدمیست. این همان چیزی است که ایجاد ترس می‌کند، چرا که جهان بزرگ است و شما در برابر آن کوچکید. این همان چیزی است که آرزوها را ایجاد می‌کند، چراکه شما احساس ناکامل بودن می‌کنید و برای کامل شدن نیاز به چیزهایی خارج خود دارید.

زمانی که ادی شانکار در هند زندگی می‌کرد (سده هشتم میلادی)، چشم انداز معنایی کشور به تعداد زیادی از مسیرهای معنایی تجزیه شده بود. سنت ودایی سال‌ها بود که درگیر آئین‌های پیچیده، و الگو رفتارهایی کلیشه‌ایی شده بود که مدت‌ها از فرایند شکل‌گیری آن گذشته بود. بودائی‌گری زوال خود را طی می‌کرد و در حال از دست دادن حامیانش بود. مردم در جستجوی پاسخ به سوال‌های خود بودند، و آن را در جاهای اشتباه جستجو می‌کردند، در مراسمات ظاهری، در گفتگوهای اندیشمندانه، و یا در آرزوی زندگی بهتر بعد از مرگ.

ادی شانکار این توانایی را داشت که نشان دهد، تمام این رفتارهای اشتباه جریان دارد، و در سردرگمی معنوی امروزین آدمیان موثرند، او همچنین این حقیقت را به رسمیت شناخت که فرضیات مرتبط با جستجوی بیداری و روشن بینی الهی [11] گمراه کننده هستند. وقتی فردی در حال جستجوی بیداری و روشن بینی الهی است، آن فرد قادر به کشف الوهیت [12] نخواهد بود، مگر اینکه آن جستجوگر آگاه شود که خود، در واقع منبع الوهیت است.

فلسفه غیر دوگانگی [13] (و یا عدم وجود دوالیسم)

آدویتا ودانتا در شکل کامل خود و اندیشه‌ایی قابل فهم به وسیله شانکارآچاریا توسعه داده و نظام‌مند شد. آدوایت اغلب به در معنای ادبی و تحت‌اللفظی خود «نه دو» [14] یا «غیر دوگانگی» [15] ترجمه می‌شود، و این در حالیست که بر اساس جمعبندی وداها [16] ، یعنی قدیمی‌ترین نوشتارهای معنوی هند، و به ویژه اوپانیشادها [17] ، این مفهوم بنا شده است؛ در این معنی، ادویتا ودانتا را در یک جمله می‌توان در این اندیشه و ایده خلاصه کرد که یک واقعیت وجود دارد و آن همانا تویی.[18] برای دانستن این که چطور شنکارآچاریا به این جمعبندی رسید، ما باید به سه ستون پایه فلسفه او نظری بیندازیم.

سه ستون ادویتا ودانتا

  • برهمن [19] : تنها حقیقت [20]

شنکارآچاریا بیان داشت که تنها واقعیت این جهان برهمن است. بنابراین، برهمن نمی‌تواند به عنوان یک شخصیت طبیعی شکل یابد (مثل رود، خورشید و...)، مثل خدایی که از بالا و در آسمان بر زیر حکمرانی کند، برای این که برهمن یک خودآگاهی بی‌پایان و جامع [21] است که زمینه، و حد و مرزی ندارد [22] . آن همان پس‌زمینه‌ای خاموش و بی تغییر است که کل نمایش جهان در برابر آن اجرا می‌شود. او نه آغاز دارد و نه پایان، نه شکل درد و نه محدودیت. او تنها چیزی هست که واقعا وجود دارد، زیرا آن تنها چیزی است که هرگز تغییری ندارد.

  • مایا [23] : حجاب توهم [24]

اگر برهمن همه واقعیت است، پس آن «چیزهایی» [25] که ما در اطراف خود می‌بینیم چیستند؟ در مورد درختان، شهرها، مردم، شادی و غم چطور؟ شانکارآچاریا در مورد همه این‌ها در مبحث مایا توضیح می‌دهد، که معمولا به عنوان توهم ترجمه می‌شود اما بهتر است به عنوان نمود و بروز [26] ترجمه شود. در حالی که عقیده بود و باش جهان کاذب نیست، اما باید توجه داشت که جهان همه چیز را مستقیما نمود و بروز نمی‌دهد. شانکاراچاریا از تشبیه معروف مار و طناب استفاده می‌کند، جایی که ممکن است در یک جاده تاریک باشید و چیزی را ببینید که روی زمین پیچیده شده است و شما با ترس به عقب می‌پرید و فکر می‌کنید که آن یک مار است. ترسیده‌ای، ضربان قلبت تند شده و کف دست‌هایت عرق کرده‌اند، چون فکر می‌کردی مار است. اما وقتی نوری به آن می‌اندازی، متوجه می‌شوی که یک تکه طناب است. هرگز ماری وجود نداشته است؛ این تصویری از ایده‌ی مار بر واقعیت طناب بوده است. به همین ترتیب، دنیای اشیاء جداگانه و خودهای فردی، تصویری است که بر واقعیت واحد برهمن قرار گرفته است.

  • تات توام عاصی [27] : که تو هستی [28]

این بخش از ستون سوم اندیشه شانکارآچاریا گویای رهایی‌بخش‌ترین و رادیکال‌ترین دیدگاه آدویتا ودانتا می‌شود. اگر برهمن تنها واقعیت هست، و جهان این چنین نمود و بروز دارد، بنابراین یک نوع جدایی بین ما انسان‌ها وجود دارد، پس این چه معنا برای شما خواهد بود؟  

شما نباید تن باشید، چراکه تن تغییر می‌کند و می‌میرد. شما نمی‌توانید ذهن باشید، زیرا ذهن بر پایه اندیشه‌های  گذشته و احساسات گذرا استوار است. حقیقت خود واقعی شما، همان آگاهی ناب از بود و باش خود شماست، مشاهده‌گری ساکت بر همه چیز، و هر آنچه که شما تجربه‌اش می‌کنید، خواننده همه کلماتی که شما آنرا امروز خواندید، آن همان روح (آتمن) [29] شماست. کشف نهایی شانکارآچاریا همین است که برهمن و روح هر دو یک چیز واحدند.

اندیشه‌های او هنوز معتبر و مرتبط است

در این عصر پرشتابِ بحران هویت مداوم و جستجوی هدف، ما تلاش می‌کنیم تا از طریق شغل، روابط، رسانه‌های اجتماعی و دستاوردهای‌مان، هویت خود را بسازیم. در نهایت هم شکست خواهیم خورد. مهم نیست چقدر برای ساختن هویت خود تلاش می‌کنید، هر آنچه را که در سطح مادیِ همواره در حال تغییر، خلق می‌کنید، در برهه‌ای از زمان محکوم به نابودی است.

ادویتا ودانتا احساسی از آرامش و آسودگی از این هم کارها و دلمشغولی‌ها به شما عرضه می‌دارد. شما نباید و لازم نیست که خود را خلق کنید، زیرا شما خود کامل، جاودانه و عالی هستید. شما نباید به دنبال معنا باشید، زیرا این شما خود شما هستید که معنی را خلق می‌کنید. شما نباید از مرگ بترسید، چراکه حقیقت طبیعی شما زاده نشده که بمیرد، جاودانه است.

ادویتا ودانتا به ما نمی‌آموزد که از جهان دوری کنیم و از آن جدا باشیم و با زندگی خود در تعامل نباشیم. با آگاهی کامل، وقتی شما درک کنید، همان آگاهی که از چشمان شما می‌گذرد، از چشمان هر فردی که با او روبروئید نیز می‌گذرد، حس شفقت شما به دیگران، دیگر یک وظیفه اجتماعی نیست؛ بلکه این صرفاً یک واقعیت است. شما همسایه خود را دوست دارید، و این به هیچ دلیلی نیست الا اینکه آن همسایه، به معنای واقعی کلمه، همان خود شما هستید! (او و تو یکی و یکتا و از یک جنس هستید).

سه تمرین برای تجربه غیر دوگانگی

آدویتا ودانتا بیش از یک ایده به تنهایی است، چیزی است که شما دقیقا تجربه می‌کنید. موارد سه گانه زیر، راه‌های متفاوتی است برای آوردن ادویتا در زندگی روزمره شماست.

  • تمرین نه این نه آن [30]

این تکنیک باستانی یک برانداز شخصی است و برای این استفاده می‌شود تا به شما نشان دهد که شما واقعا چگونه‌اید. وقتی به شدت با یک احساس، اندیشه یا حس فیزیکی همذات‌پنداری می‌کنید، با صدای بلند یا در درون خود بگویید : «می‌دانم این احساس وجود دارد، بنابراین نمی‌توانم همان باشم.» به حذف تمام موارد قابل مشاهده (بدن، ذهن، نقش‌ها، گذشته) ادامه دهید، و آنچه را که پس از حذف هر آنچه که می‌توان دید، باقی می‌ماند، مشاهده کنید. آنچه پس از رفتن همه این چیزها باقی خواهد ماند، شاهد خاموش [31] است.

  • تمرین شاهد خاموش

در طول روز، تلاش کنید یک مشاهده گر باشید، به جای یک کنشگر. در حالی که مشغول کارهایی همچن قدم زدن، خوردن، و یا کار کردن هستید، خود را نظاره‌گر این وقایع بر روی صفحه نمایش در نظر بگیرید. توجه کنید که ذهنتان چگونه دائماً سخن می‌گوید و قضاوت می‌کند؛ با این حال، درگیر آن نشوید؛ فقط آن را تماشا کنید. با توسعه جنبه «شاهد خاموش» وجود خود، به آرامی درام مایا را پشت سر خواهید گذاشت و با آرامش با روح (آتمن) خود ارتباط برقرار خواهید کرد.

  • تمرین دیدن یکی در بسیاری [32]

وقتی با فرد دیگری سخن می‌گویید، با خود بیندیشید که «آگاهی در آنها، همان آگاهی موجود در من است.» با ایجاد این تغییر کوچک در ادارک خود، شما توهم جدایی را حل خواهید کرد احساس ژرفی از همدلی و ارتباط را در خود پرورش خواهید داد.

پایان جستجو

آتش برای هزاران سال است که می‌سوزاند. مهمترین سفری که هر انسانی می‌تواند طی کند، کشف خود واقعی‌مان است، که تنها یک میلی‌متر با خودِ ادراک‌شده‌مان فاصله دارد. ما زندگی خود را وقف جستجوی خدا، آرامش و معنا در زندگی کرده‌ایم. پیام شانکاراچاریا ساده است: دست از نگاه به اطراف بردار. به خودت نگاه کن، آی کسی که در جستجوی چیزی هستی. آنچه می‌جویی در درون خودت است.

شاهرود - چهار شنبه 20 خرداد 1405،  10 Jun 2026، روز 103 جنگ امریکا و اسراییل با ایران، روز 65 آتش بس

 

در پایان این ترجمه، چند سخن از این اندیشور هندی خواهیم شنید:

حواس و ذهنت را مهار کن و خداوند را در قلبت ببین.

دنیا، مانند رویایی پر از دلبستگی‌ها و بیزاری‌ها، تا زمان بیداری واقعی به نظر می‌رسد.

به مال و ثروت، به قوم و خویشان و دوستان و به جوانی مغرور مشو. همه اینها در یک چشم به هم زدن به دست زمان ربوده می‌شوند. از این دنیای وهم‌آلود دست بکش، به حقیقت متعال دست یاب.

واقعیت را تنها می‌توان با چشم فهم تجربه کرد، نه فقط توسط یک اندیشمند.

وقتی آخرین نفست می‌رسد، دیگر از دستور زبان هیچ کاری ساخته نیست.

اندیشه در حقیقت چیست؟ این اعتقاد راسخ است که خود حقیقی است و هر چیزی غیر از آن غیر حقیقی.

فضا به دلیل اشکال فراوان موجود در آن، شکسته و متنوع به نظر می‌رسد. اشکال را حذف کنید تا فضای خالص باقی بماند. در مورد خودِ حاضر در همه جا نیز همینطور است.

[1] - Adi Shankaracharya

[2] - Veda دوره ودایی، دوره اولیه ادیان آریایی هند است که در این مرحله پرستش مظاهر طبیعی است که شامل عناصر شکلی و اولیه پرستش است که این موارد در نوشتارهای ودایی گرد آمده است که عبور از این دوره را امثال ادی شانکارآچاریا رقم زدند.

[3] - Ancient Origins ریشه های باستانی

[4] - IOANNIS SYRIGOS دکتر یوانیس (جان) سیریگوس، مالک مشترک و مدیر عامل شرکت Ancient Origins است. یوانیس مهندس کامپیوتر و برق با مدرک دکترا در هوش مصنوعی، مدرس، کاوشگر و محقق است. او علاقه شخصی به تاریخ باستان، اسطوره‌شناسی، انسان‌شناسی و نجوم دارد و علاقه خاصی به فرهنگ عامه پیرامون مکان‌های باستانی، آنطور که توسط مردم بومی محلی روایت می‌شود، دارد. ایوانیس سفرهای اکتشافی و تحقیقاتی در مناطق دورافتاده اکوادور، کلمبیا و پرو، از جمله سیوداد پریدیدا (شهر گمشده) در جنگل کلمبیا و مجموعه غارهای تایوس در جنگل آمازون اکوادور، شبکه‌ای وسیع از غارهای زیرزمینی که قبلاً آثار باستانی در آن یافت شده بود، اما تعداد بسیار کمی از آنها رسماً کاوش شده است، انجام داده است. یکی از سفرهای اکتشافی او منجر به ربوده شدن او و یکی از همکارانش توسط یک قبیله پس از ورود ناخواسته به قلمرو آنها شد. آنها محاکمه شدند اما موفق به مذاکره برای آزادی خود شدند. ایوانیس در حال حاضر در حال بررسی مکان‌های باستانی در سراسر ایرلند است، جایی که در حال حاضر مستقر است.

[5] - The Sage Who Said You Are God: How Adi Shankaracharya's Non-Duality Can End Your Search for Meaning

[6] - the way to heaven

[7] - pleasing the Gods

[8] - waking up

[9] - Advaita Vedanta

[10] - self

[11] - divine enlightenment

[12] - divine

[13] - Non-Duality

[14] - not-two

[15] - non-duality

[16] - Vedas

[17] - Upanishads

[18] - there is but one reality, and that is you.

[19] - Brahman

[20] - The One Reality

[21] - complete and unending consciousness

[22] - آنگونه که جلال الدین بلخی می فرمایند : «صورت از بی صورتی آمد برون»

[23] - Maya

[24] - The Veil of Illusion

[25] - stuff

[26] - appearance

[27] - Tat Tvam Asi

[28] - That Thou Art

[29] - Atman اصل حیات معنوی جهان، به ویژه هنگامی که به عنوان امری ذاتی در خود واقعی فرد در نظر گرفته شود.

[30] - The Practice of Neti Neti (Not This, Not That)

[31] - the Silent Witness

[32] - The Practice of Seeing the One in the Many 

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظر اضافه کرد در سنگِ سختِ روزگار و پیشانی، آقا...
تغییر رژیم در داخل کشور دونالد ترامپ خواهان تغییر رژیم در ایران بود. در عوض، جنگ ممکن است تحولات سیا...
- یک نظر اضافه کرد در وقتی نقشی را که به شما می‌دهند...
سارتر نقش یک عصیانگر را بازی می‌کند، اما همچنان در دامِ «انتخاب کردن» گرفتار است. او می‌گوید با رد ک...