آه ای خداوندگار من! خالقا!

فکرت همواره مرا به تو مشغول می کند

نمی دانم با تو چه کنم؟!

نه می توانم نادیده ات انگارم

نه می توانم کامل به تو تکیه کنم

که هزار بار سنگین دنیایی ام ممکن است بر زمین ماند

مانده ام که چه کنم، با این افکار؟!

همچون کبوتری سر بریده، در خون خود بال بال می زنم

فرصت زندگی ام به همین سرگردانی و درد گذشت

و تو از من خواهی پرسید که :

با عمرت، چه کردی؟ فکرت به چه مشغول بود؟

چه بگویم، بگویم سرگردان شناختت بودم؟!

خواهی پرسید آخرش چی؟!!

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظر اضافه کرد در مکانیسم و ساختار رفتار جریان ی...
‌‌ چرا ایدئولوژی داشتن این‌قدر جذاب است؟ ضررهای ایدئولوژی اندیشی چیست؟ مصطفی ملکیان: «ایدئولوژی یعن...
- یک نظر اضافه کرد در جنگ امریکا/اسراییل با ایران، و...
رحیم‌پور ازغدی: «تف بر روزگاری که رهبر ما را بزنند و باز از صلح با آمریکا حرف بزنیم»؛ از تف‌سالاری ت...