مطالب نویسنده

سخنی با آقای دکتر محسن کدیور منتقد عملکرد ج.ا.ایران و امام خمینی (ره)

مصطفوی 21 خرداد 1395 2931 کلیک ها

چندی است که آقای دکتر محسن کدیور در قامت یک منتقد زبردست به نگارش کتبی انتقادی از رویه و عملکرد ج.ا.ایران و امام خمینی (ره) در دوره رهبری اشان اقدام و به صورت علمی و تحقیق تاریخی به این عملکرد پرداخته است که لازم است دوستانی صاحب فضل و اطلاع با مطالعه کتب ایشان در این خصوص به نقد این کتب بپردازند. البته پر واضح است که زبان علم را پاسخ علمی سزد. اینجانب در مقام دفاع از عملکرد امام (ره) خود در حد وسع با ایشان مکاتبه داشته ام که ذیلا می آید، ولی خود را ناتوان در نقد علمی ایشان یافتم. لذا چنانچه احدی از دوستان بدین کار تواناست اقدام نماید. ذیلا مکاتبات مذکور می آید: 

آقای علم الهدی! نه خواهان بهشت توایم و نه خود را لایق شلاق می دانیم

مصطفوی 21 خرداد 1395 2738 کلیک ها

در آستانه ایام سرور و شادی حلول ماه محمدی (ص)، شعبان بزرگ و پر برکت و در پیشواز از تولد پیام آوران آزادی انسان از بند ستم، ستمکاران و انحراف در دین احمدی (ص) یعنی حضرت امام حسین (ع)، حضرت امام سجاد (ع) و عموی گرامیش عباس (ع)، آقای علم الهدی (امام جمعه محترم مشهد رضوی) باز بیرق مبارزه با رییس جمهور منتخب مردم و دولت خدمت گذار را بر افراشت و از شلاق، زور، بهشت و ... سخن به میان آوردند، حال چی شده؟ نماینده مردم و ریاست جمهور مردم ایران آن طوری که حضرتش فکر می کند، فکر نمی کند و آنطور که امثالهم دوست دارند، سخن و عمل نمی کند. ولی ؟!! 

جناب آقای علم الهدی! ای که پیشوایی مطلق مردم را در عصر غیبت ولی عصر (عج) تنها برای خود و دوستان هم فکرتان قایل و تضمین نموده اید؟! کی به شما این مسولیت و این ماموریت را داده که مردم را به زور به بهشت ببرید؟! چرا و چگونه و از کجا برای خود این قدر قایلید؟! این همه اعتماد به خود، حق بودن خود و قرائت خود از دین را از کجا آورده اید؟! چگونه و به چه معیار و چه میزانی خود، سخن و گروه خود را سنجیده اید که به این نتیجه رسیدید که باید تنها محور، مدعی و سردمدار راهبری مردم به سوی بهشت باشید؟! از کجا می دانید که درست فکر می کنید و در جهت درست می روید و این ره که می روید به بهشت ختم می شود؟! کی به غیر از خودتان، شما را محور و معیار درستی قرار داده که دیگران باید خود را با شما و افکار و خواسته هایتان وفق دهند؟!  و دیگران را مجبور به همراهی خود می بینید و می فرمایید "شلاق که سهل است..."؟! در کدام انتخابات شما به عنوان نماینده انحصاری خدا بر زمین انتخاب شدید که این چنین بر خود و راه خود مطمئن هستید؟! شما فعلا همین دنیای مادی ما را که دست شما افتاده است بسازید؛ آخرت و بهشت بماند برای بعد.
آقای علم الهدی! بهشت و جهنم نتیجه اعمال انسان هاست و لازم نیست که کسی را کشان کشان و شلاق بدست بدانجا رهسپار کرد و رفتن به این بهشت و جهنم نیز منوط به تصمیم و خواست
 تک تک انسان هاست و نه کس دیگر و زبان زور آنان؛ و خدا آن را در دنیایی دیگر قرار داد تا انسان ها آزادانه و با اختیار در مدت زندگی این دنیایی خود عمل کرده و یکی از آنها را آگاهانه انتخاب کنند و لابد "لا اکراه فی الدین" نیز در این همین رابطه قابل تفسیر است و علی (ع) هم در نامه خود به مالک اشتر انسان ها را با تمام نحله های فکری و عملی شان به رسمیت می شناسد و برای آنان حق قایل شده و بر حاکم شان رعایت همه مردم را سفارش می فرمایند و آزادی در عمل قایل است و همین آزادی است که مسولیت آور و منطق وجود بهشت و جهنم می شود؛ و اگر برای بردن به بهشت هم زور لازم بود، خود خداوند باری تعالی بر این امر لایق تر و توانا تر از هر کس دیگری بودند و لذا خداوند شلاق را از دست نمایندگان شلاق بدست خود در زمین یعنی همین انسان ها گرفت و سلاح امر به معروف و نهی از منکر، آن هم با شرایطی خاص و با زبانی مناسب و اگر موثر بود و... را جایگزین آن کرد و آنان که درد دین دارند را بدان مسلح کرد و بس.
در ثانی، آقای علم الهدی! بهشت آن دنیاییِ شما هم اگر می خواهد مثل همین بهشتی باشد که در این هشت سال گذشته شما و دوستان تان برای ما ساختید و با همین شرایط،
 آن بهشت را هم نخواستیم و برای خودتان نگهدارید و پیشکش خود و دوستان هم فکر و هم رویه اتان! و شلاق هم برازنده امت و رهروان مکتب محمدی (ص) نیست و  این ابزار دست امت و سردمدارن اموی آن روز و وهابیون امروز  است که در تحکیم ظلم و تسلط  بر مردم مورد استفاده است و هیچ کدام از ائمه معصومین (ع) در این کسوت حاضر نشدند و شلاق بدست مردم را به بهشت رهنمون نمی کردند و آنان با زبان مناسب، هدایت وحیانی، با رحمت بر آنان در رفتار، کردار و گفتار بودند، آن هم نه برای فرستادن آنان به بهشت که برای آشنایی و هدایت و آشتی دادن آنان با خدا و اهالی منطق خدایی و بندگی خداوند و نه چیز دیگر.
که بهشت موصوف، هدف انسان های ضعیف در ایمان، کم بصیرت و محروم از مواهب این دنیایی است که بی برخورداری ها در این دنیا، عقده یی شان کرده
 و به امید تنعم به نعمت های ارضا کننده جنبه نفس حیوانی موجود در بهشت (اطعمه، اشربه و...) جلب می شوند و گرنه قائدتا بهشت واقعی و رحمانی باید چیزی فرای از این برخورداری های جنبه حیوانی انسان باشد که تنها خوی حیوانی و جسمانی انسان بدان تشنه و مشتاق است، و بسیاری از آن هم در همین دنیا حصولش حداقل در حد راضی کننده یی (اگر بیمار روانی نباشیم) میسر است. قائدتا بهشت واقعی بر امور دیگری از جمله "عشق" و "معرفت" و مقام "قرب و لقا" بنا شده و در تحقق آن نیز شلاق و شلاق بدستان جایی ندارند.
لذا خواهشمند است بیش از این مکتب علوی (ع) و دین محمدی (ص) را بدنام با شلاق و تهدید به شلاق نکنید و شلاق هایتان را به کناری بگذارید و متواضعانه و خیر خواهانه در برابر خلق خدا (از مسلمان و غیر مسلمان) ظاهر شوید، رحمت برای شان باشید نه وسیله خوف که در وادی خوف آن هم خوفی که دنیاییان آن را
 فراهم نمایند میوه یی جز جهل، انحراف، ظلم، تباهی، تاریکی، فساد و... عمل نخواهد آمد.

 

+ نوشته شده توسط سید مصطفی مصطفوی در دوشنبه پنجم خرداد  1393 

آغاز ختم نبوت - مبارک باید گفت یا تسلیت

آغاز ختم نبوت - مبارک باید گفت یا تسلیت

مصطفوی 21 خرداد 1395 2667 کلیک ها

به نام فرستنده یِ فرستادگان؛ یک هزار و چهارصد و سه سال قبل در همین روزها نبوت و ارسال رُسُل به پایان رسید، و آن زمانی بود که آخرین دور از ارتباطات وحی آسمانی با زمین از طریق جبراییل در 27 رجب در غار حرا مکانی در اطراف مکه مقدس آغاز و محمد (ص) در حالی که غرق در عبادت بود، مورد خطاب فرشته ی وحی قرار گرفت و بدین ترتیب پیامبر (ص) ما در سن چهل سالگی ماموریت 23 ساله ایی سخت و طاقت فرسا را در مکه آغاز که با رحلتش ۲۳ سال بعد در 28 صفر در مدینه النبی (ص) پایان یافت. این روز مبارکی برای بشر و آغازی سخت برای حامل پیام حق که در مقابلش موجی بزرگ از ظلمت قرار داشت و باید از موانع سخت و انسان های لجوجی عبور می کرد ولی انسان یک بار دیگر و برای آخرین بار در اوج خود و مورد خطاب مستقیم خداوند قرار گرفت. 

عید مبعث گرچه واقعا به نوعی مبارک است، ولی با توجه به بی بهره شدن بشر از ارسال پیام آوران الهی (ع) که دست ما را تنگناهای جهل و حاکمیت ظلم و جور می گیرند، باز هم میمون و مبارک تلقی شده و باید چنین روزی را به همدیگر مبارکباد بگوییم؟ در حالی که می گوییم "اللهم نشکو  فقد نبینا" خدایا به تو شکایت می آوریم از فقدان نبی خود.


+ نوشته شده توسط سید مصطفی مصطفوی در 5:29 PM |  یکشنبه چهارم خرداد 1393

 

بهزاد نبوی - مردی که نشان داد می تواند اسوه در سیاست و زندگی مسولین کشور باشد

مصطفوی 21 خرداد 1395 4220 کلیک ها

این روز ها خبر پایان محکومیت آقای بهزاد نبوی معروف به "چریک پیر" و آزادی ایشان از زندان نقل محافل رسانه ایی است. او که برای نسل مبارز قبل از انقلاب و دست اندرکاران دهه اول انقلاب شناخته شده تر است. آقای نبوی در دوره مبارزه با دیکتاتور گذشته نیز جزو مبارزین بوده و زندان آن رژیم را هم تجربه کرده است و در جمله وزرای دهه اول انقلاب است که کشور را در جنگ و مشکلات پیش بردند، البته بدون اختلاس و فساد. او برای ما با این سن و سال کمتر شناخته شده و همرزمانش شاید بیشتر بتوانند او را معرفی کنند ولی این را می توانم بگویم که هیچ گونه فسادی از او نشنیده ام، در حالی که ایشان در زمان تصدی وزارت می توانست با استفاده از این دوره حداقل به زندگی خود سرو سامان مناسبی دهد. خاطره یی از او دارم که مربوط به سال 1374 است که با آقای مرتضی الویری (شهردار وقت تهران) در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران حضور پیدا کرده بودند و با هم مناظره عمومی داشتند. گذشته از جلسه مناظره که مثل مناظره های امروزی نبود که مناظره کنندگان انگار با دشمنان خود روبرو هستند و یک طرف می خواهد به هر وسیله یی طرف دیکر را رسوا کنند، مناظره را متین و بی درگیری و توهین اداره کردند که نشانه از خوی انسانی اشان بود، بعد از جلسه مناظره هم او را با چهره یی جدی اما پذیرا، یافتم که چند دانشجو  او را با سوال و جواب های که پیرامون جلسه مناظره داشتند و رد و بدل می شد، تا پای مجسمه حضرت حکیم توس (ره) در مقابل دانشکده همراهی کردیم، برایم جالب بود که با این که نشان میداد که عجله دارد اما صبورانه به دانشجویان جوان پاسخ می گفت و برای من هم زمان مغتنمی بود که با یک مرد صحنه سیاست چند قدمی حرکت می کردم و رفتارش را با وسواس خاصی تحت نظر و مشاهده خود قرارداده بودم در آنجا بود که دیدم کسی که ظاهرا روزگاری از مسولین شرکت "ایران خورو" بوده، یک پیکان مدل حدود 1354 یا 1355 را سوار شد و رفت. با خود گفتم این اتومبیل حتما اداری است و با آن به جلسه مناظره آمده است، ولی خوب که به تزیینات داخلی و وضعیت داخل اتومبیل که نگاه کردم همه چیز گواهی می داد که اتومبیل مورد استفاده شخصی و خانوادگی است و آن زمان بود که از خود پرسیدم از آن همه مسولیت ها، حتی یک پیکان مدل بالاترهم به این مسول کشور نرسیده است؟!  او حداقل نمی توانست پیکان خود را ارتقا دهد؟

+ نوشته شده توسط سید مصطفی مصطفوی در 2:38 PM |یکشنبه چهارم خرداد  1393

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...