مقدمه مترجم (سایت یادداشت های بی مخاطب) :

دمکراسی و سالاری مردم در حاکمیت بر خود، دستاوردی بزرگ از توسعه اندیشه آدمی و مبارزه انسان برای داشتن زندگی بهتر و کسب حق تعیین سرنوشت توسط توده‌ها، و راهی مهم برای پاسداشت از کرامت اوست، که این موهبت تاریخی آدمیت، در دهه‌های اخیر در معرض خطراتی بزرگ، از جمله از ناحیه سیطره راستگرایان بر ساختارهای نهاد قدرت قرار گرفته است، چراکه آنان با استفاده از ترفندهای گوناگون، خود را به نهاد قدرت رسانده، و طی فرایند سیاسی و ایدئولوژیک پیچیده‌ایی، و زیر نام‌هایی مردم فریب از جمله ملیگرایی، مذهب، مقابله با تهاجم فرهنگی بیگانه [1] و... حضور خود را در قدرت مستحکم و ماندگار می‌کنند، و مخالفان خود را یک به یک بی اثر و خنثی و از میدان بِه دَر کرده، و خود یکه تاز میدان تصمیم خواهند شد.

متاسفانه هجوم این خطر بزرگ برای جهان انسانی جدی است، و اینان کشور به کشور در حال پیشروی هستند، و جهان را به عرصه تاخت و تاز خود در آورده‌، و قدم به قدم، اهداف دیکتاتورمابانه و تمامیت‌خواهانه خود را محقق کرده، و آنرا به اولویت اول ملت‌ها تبدیل می‌کنند، و روندی را در پیش گرفته‌، که ملت‌های آزاد و صاحب رای، به سوی تبدیل شدن به رمه‌ها و توده‌هایی انسانی حرکت کنند، تا صغیر پنداشته شده، و حق انتخاب و انتخابگری را با دسیسه‌های گوناگون از آنان بستانند، و حتی جانفشانی آنان‌ها را، در مسیر اولویت‌های راستگرایانه خود، و برای ماندن در قدرت هدایت، و آنرا به مهمترین اولویت ملت‌ها تبدیل کنند،

سایت اینترنتی "اذهان سرکش" مقاله‌ایی از خانم آروندیتی روی [2]، اندیشمند و نویسنده سرشناس هندی با عنوان "دمکراسی سوسک – غیر مسلح و خطرناک" [3] منتشر ساخت، که جمعبندی جامع و شنیدنی از شرایط رشد، و فراز و فرود ملت هند، زیر حاکمیت دولت راستگرای حزب BJP [4]، حاکم بر دولت مرکزی هند، به رهبری آقای نارندرا مودی (نخست وزیر هند) را روایت می‌کند، که چگونه بر مراکز قدرتمند نهاد دمکراسی، چنبره زده و آنرا از کارکرد خود تهی کرده، قانون و نهاد قانون را بی اثر کرده، و شرایط اسارتباری را هر لحظه بر ملت خود تحمیل کرده و می‌کنند، اما این سرکشی بی پایان قدرت، اخیرا و در مقطعی در مقابل حرکت جوانان معترض سر تسلیم فرود آورد، این مقاله روایت چگونگی این تسلیم است؛

خشم نهفته ملت‌ها به یکباره زبانه می‌کشد، همانگونه که در هند نیز چنین شد، حرکت اعتراضی بزرگی که با توهین یکی از مقامات عالی قضایی هند، به جوانان تحصیلکرده، اما بیکاری که شبکه‌های مجازی را به محل مبارزه برای پیگیری حقوق خود تبدیل کرده‌اند، آغاز شد، وقتی او آنانرا "سوسک" و "انگل اجتماع" نامید، که این توهین با واکنش‌های گوناگونی از سوی اینانان مواجه، و از جمله یک دانشجوی هندی مقیم بوستون امریکا به نام " آبهیجیت دیپکه [5] " آنرا به یک جریان فراگیر در شبکه مجازی، و سپس تحصن و اعتراض خیابانی تبدیل کرد، تا با استفاده از ظرفیت‌های باقی مانده در قانون اساسی بتوانند، راستگرایان مغرور و متکبر حاکم را به زانو در آورند.

اما آنچه این اندیشمند و نویسنده هندی در این مقاله آورده است:

 Jul 31, 2026

 

 هواداران حزب مردم سوسک در حالی که برای راهپیمایی به سوی پارلمان هند و درخواست استعفای وزیر آموزش تلاش می‌کنند،

به موانع امنیتی فشار می‌آورند. منبع عکس  Janta Newspix

آیا می‌توان همهٔ مردم را همیشه فریب داد؟ آیا می‌توان کشوری با جمعیت یک‌ونیم میلیارد نفر را تا ابد همچون یک جسد (بی روح و جان) به دنبال خود کشید؟ چنین چیزی ممکن نیست. سوسک‌ها بیرون خزیده‌اند و جولان می‌دهند.

برای نخستین بار پس از سال‌ها، هندی بودن حس فوق‌العاده‌ای دارد. درست زمانی که به نظر می‌رسید امید از دست رفته است، آن‌ها از راه رسیدند؛ سوسک‌های جوانی که سوار بر باران آمدند؛ زادگانِ پیوند نامقدس میان یک «قاضی» و یک «شوخی».

همه ما این ماجرا را می‌دانیم، اما برای ثبت در تاریخ، آن را بازگو می‌کنیم. در واکنش به اظهارنظری متکبرانه و تحقیرآمیز از سوی سوریا کانت [6]، قاضی ارشد هند، که برخی از جوانان بیکار هندی را «سوسک» خطاب کرده بود، آبهیجیت دیپکه - دانشجویی ساکن بوستون - در کانال اینستاگرام نوشت: «اگر همه سوسک‌ها با هم متحد شوند، چه می‌شود؟» میلیون‌ها نفر به این سخن واکنش نشان دادند و بدین ترتیب «حزب مردمِ سوسک‌»  [7] متولد شد؛ حزبی که دیپکه رهبری آن را بر عهده گرفت. نخستین خواسته این جنبش اعتراضی، استعفای دهارمندرا پردهان [8]، وزیر آموزش بود؛ وزیری که با غرور و آسودگی بر مسند وزارتی فاسد و تباه تکیه زده است؛ وزارتی که در آن، برگه‌ی سوالات آزمون‌های سراسری به‌طور مرتب لو می‌روند. روندی که بنا بر اعلام احزاب مخالف، از سال ۲۰۱۴ تاکنون حدود ۱۵۲ مورد از این نوع افشای سوالات رخ داده است. این نشت اطلاعات (در بستر فساد حاکم بر دستگاه دولت)، زندگی میلیون‌ها جوانی را که طی سال‌ها تلاش برای این آزمون‌ها آماده شده بودند، ویران کرده است؛ جوانانی که برخی از والدینشان برای تأمین هزینه تحصیل فرزندان و پرداخت مبالغ شرکت در این آزمون‌ها، ناچار به فروش زمین یا خانه خود شده‌اند؛ نوعی اخاذی قانونی و نوظهور. اخیرا پس از افشای سوالات «آزمون ملی صلاحیت و ورود»  [9] (و خارج شدن رقابت از مسیر خود) ۱۲ دانش‌آموزِ درمانده و ویران‌‌شده (که علم و تلاششان اثری در پیروزی شان در این کنکور سراسری نداشت) ، دست به خودکشی زدند.

هم‌زمان با تبدیل خشم "سوسک‌ها" به یک سونامی‌ در فضای مجازی بود که دیپکه در ۶ ژوئن از بوستون امریکا بازگشت و یک‌راست از فرودگاه به محل مشهور برگزاری اعتراضات در شهر دهلی، یعنی "جنتر منتر" [10] رفت. سونام وانگچوک [11]، فعال و اصلاح‌ طلب آموزشی سرشناس اهل منطقه لداخ [12] نیز به او پیوست و اعتصاب غذای نامحدودی را آغاز کرد. شش دانشجوی دانشگاه - به‌نام‌های نها بورا، مانیش کومار، آمین آمیتوش، دانش علی، هریشیکش و دیپاک - که عضو «انجمن سراسری دانشجویان هند» [13] شاخه دانشجویی «حزب کمونیست هند (آزادی‌بخش)» [14] بودند، نیز اعلام کردند که اعتصاب غذا خواهند کرد و در جایگاهی در مجاورت محل اصلی اعتراض مستقر شدند. اعتراضات در شهرهای دیگر نیز آغاز شد. با وخیم شدن وضعیت جسمانی اعتصاب‌کنندگان، «سوسک‌های» جوانی که فضای اینترنت را به سیطره خود در آورده بودند، در جنتر منتر حضور فیزیکی پیدا کردند. «حزب مردم سوسک‌» اعلام کرد که در ۲۰ ژوئیه - روزی که قرار بود مجلس ملی هند (لوک سابها) برای آغاز نشست فصل باران‌های موسمی خود، بازگشایی شود - به‌سوی ساختمان پارلمان راهپیمایی خواهند کرد. دو روز پیش از موعد مقرر برای راهپیمایی، پلیس سونام وانگچوک را از روی سکوی اعتراض پایین کشید و با خود برد و بازداشت کرد؛ او ابتدا در بیمارستانی دولتی و سپس، با اصرار همسرش، در بیمارستانی خصوصی تحت نظر قرار گرفت. او همچنان در اعتصاب غذا به سر می‌برد. صبح روز ۲۰ ژوئیه، یعنی روز راهپیمایی، دانشجویان عضو AISA به اعتصاب غذای خود پایان دادند.

سوسک‌ها پایتخت را به طور ناگهانی تصرف کردند. آنها با قطار، اتوبوس، هواپیما، مترو آمدند و تعدادشان ساعت به ساعت افزایش می‌یافت. چند ساعت قبل از اینکه اولین پرتوهای خورشید آسمان موسمی دهلی را روشن کند، ده‌ها هزار سوسک شروع به هجوم به جنتر منتر کردند. با طلوع آفتاب، مشخص بود که نسلی از جوانان ناامید و خشمگین که آینده خود را در مقابل چشمانشان نابود شده دیده‌اند، قرار است آنچه را که نسل‌های والدین و پدربزرگ و مادربزرگ‌هایشان از دست داده بودند، بازپس بگیرند: عزت ما به عنوان یک ملت و یک کشور. حقوق ما به عنوان شهروندان یک دموکراسی.

معترضان با شجاعت و وقار محض خود، ترس فرساینده‌ای را که برای همه ما به طبیعت دوم تبدیل شده بود، دفع کردند. و طنز. در پایان روز، مشخص شد که اعتراض به چیزی بسیار بزرگتر از آنچه معترضان یا رهبرانشان مطالبه می‌کردند، تبدیل شده است. استعفای دهارمندرا پردهان اکنون تغییر کوچکی است. خطرات بسیار بزرگتر هستند. پوسیدگی در کل سیستم حکومتی، از بالا تا پایین، به وضوح قابل مشاهده است و مانند یک جسدِ در حال تجزیه، شروع به بوییدن کرده است. حتی کوچکترین سوسک‌ها، که برخی بیش از هفت یا هشت سال سن نداشتند، توانستند این را به وضوح بیان کنند.

با وجود انتصاب سریع و تقریباً مخفیانه‌ی رئیس پلیس جدید، چند روز قبل از راهپیمایی، و با وجود زمزمه‌های نگران‌کننده در مورد مهارت وحشتناک وزیر کشورِ ترسناکِ دولت مرکزی ما، هم پلیس و هم وزارت کشور، مقیاس سونامی‌ای که دهلی را در 20 جولای در بر گرفت، کاملاً اشتباه محاسبه کردند. آن‌ها همه چیز را برای عقیم کردن این راهپیمایی و تجمع امتحان کردند. اتوبوس‌ها و جاده‌ها و ایستگاه‌های مترو را بستند. اما این اقدامات کمکی نکرد. آن‌ها سعی کردند اینترنت را مختل کنند. اما سوسک‌های جوان – این موجودات دست ساز اینترنت - به نحوی این تلاش را با سیلی از تولیدات عکس، ویدیو، متن و یا موارد مشابهی که معمولاً ماهیتی طنزآمیز داشتند [15] و توسط کاربران اینترنت به‌سرعت کپی و منتشر می‌شدند، محتواهای رسانه‌ایی که شما را همزمان به خنده و گریه می‌انداخت، خنثی کردند.

در دهلی، مثل اعتراضاتی از این نوع در تمام نقاط جهان، زنان جوانی دیده می‌شدند که بخشی از اعتراض بودند، خانم‌هایی که گفتند در میان این جمعیت بزرگ و معترض احساس امنیت می‌کنند - اگرچه برخی از آن‌ها از دستمالی شدن توسط پلیس ضد شورش دهلی شکایت داشتند. ما شاهد بودیم که مسلمانان، هندوها، مسیحیان، سیک‌ها، بودایی‌ها و افرادی از هر کاست و طبقه اجتماعی گرد هم می‌آمدند، به یکدیگر یاری می‌رساندند و در برابر پلیس ضد شورش، حامی و محافظ یکدیگر بودند. آن‌ها به‌جای نصیحت کردن یا ایراد سخنرانی‌های پرطمطراق، آن «هندِ ممکن» و آن «هندِ زیبایِ رؤیاهایمان» را در عمل به ما نشان دادند و آنرا به تصویر کشیدند.

برای مقابله با این خطر، پلیس موانع فلزی زرد‌رنگ خود را به هم جوش داد و تجهیزات آزموده‌شده‌اش را به میدان آورد: کامیون‌های مملو از سنگ و خودروهایی که از پیش آسیب دیده بودند؛ به این امید که وانمود کنند جوانان به خشونت روی آورده‌اند و پلیس در حال دفاع از خود است. آن‌ها لشکری ​​از اراذل و اوباش لباس‌شخصی را با باتوم و چماق به صحنه آوردند. نیروهای واکنش سریع [16] نیز برای آماده‌سازی عملیات، اتیکت‌های نام خود را از روی یونیفرم‌هایشان کندند.

شبکه‌های تلویزیونیِ وفادار به جریان اصلی (حامی رژیم) نیز صف کشیده و آماده بودند تا این دروغ‌ها را مخابره کنند. - برخی از آن‌ها عجله کردند و شروع به گزارش وقایعی کردند که هنوز رخ نداده بود؛ چرا که اخبار در هند معمولاً نه درباره حال، بلکه درباره آینده است. - اما هیچ‌کدام از این ترفندها کارساز نشد. پلیس و نیروهای واکنش سریع بی‌محابا باتوم‌های خود را (بر تن و جان معترضین) فرود می‌آوردند، سر کودکان را می‌شکستند و استخوان‌هایشان را خرد می‌کردند. گاز اشک‌آور شلیک کردند. با این حال، جوانان همچنان به راهپیمایی ادامه دادند؛ مستقیم به سوی پارلمان، مستقیم به همان‌جایی که گفته بودند که خواهند رفت.

هم‌زمان با پیشروی آن‌ها، نیروهای امنیتی موضع گرفتند و تفنگ‌های کلاشنیکف خود را به سمت دانشجویان غیرمسلح نشانه رفتند. با این وجود، «سوسک‌ها» همچنان پیش می‌رفتند. و در همین راهپیمایی معترضین، آن پوششِ مخملیِ فریبنده‌ای را که مشت آهنین حکومت را پنهان می‌کرد، کنار زد و ماهیت واقعی رژیم کنونی را - همان‌گونه که هست و همیشه بوده - آشکار ساختند: یک مشت آهنین فاشیستی؛ ائتلافی از وحشیانی که هیچ درکی از تاریخ و تنوع و تکثر کشوری که بر آن حکم می‌رانند، ندارند. کسانی که تنها نفرت‌ورزی را می‌شناسند و هیچ بویی از عشق یا اندیشه نبرده‌اند.

هم‌زمان با نزدیک شدن راهپیمایان، نخست‌وزیرِ جسور و لاف‌زن ما از محل حکمرانی خود به‌سرعت به مکانی امن منتقل شد. از خروج نمایندگان مجلس از ساختمان نوساز و پرزرق‌وبرق مشهور به «سمویدهان سانساد» [17] (پارلمان) جلوگیری شد؛ ساختمانی که گویی تمام هدفش تضعیف روزانه‌ی قانون اساسی کشور است. تا عصر، پلیس سکوی اصلی محل ایستادن رهبران اعتراض را درهم‌ شکسته بود، اما تا شب، مردم دوباره آن را پس گرفتند. هنگامی که پلیس برای شب‌هنگام عقب‌نشینی کرد، «سوسک‌ها» به خاطر کتک زدن کودکان، ایستاده برای‌شان کف زدند و تشویق‌شان کردند. و گفتند به‌به حضرت مودی! به‌به! (کارت عالیست!)

انتظار اینکه چنین رویدادِ اعتراضی به تغییرات سیاسی عمده‌ای منجر شود، ساده‌لوحانه است؛ اما نادیده گرفتن آن و تقلیل‌ش به صرفِ یک هیجان زودگذر نیز کوته‌فکری است. جای تعجب نیست که خبرگزاری‌ها و شبکه‌های تلویزیونیِ پرهیاهو، مملو از شایعات، کنایه‌ها و تئوری‌های توطئه دربارهٔ تأمین مالی خارجی و دسیسه‌های سازمان سیا (CIA) شده‌اند. من به عنوان یک "فرصت طلب" [18] - اصطلاح تحقیرآمیزی که مودی برای توصیف افرادی مثل من به کار می‌برد - و با افتخار اعتراف می‌کنم که در آغازِ این ماجرا، من هم محتاط و بدبین بودم. نگران بودم که مبادا در حال حرکت به سوی تکرارِ ماجرای «آنا هزاره» [19] باشیم؛ همان جنبش مردمیِ به‌اصطلاح ضدفساد در سال ۲۰۱۱ که فارغ از نیت‌های اولیه‌اش، در نهایت میراث‌دارِ سه دوره حاکمیتِ حزبی سیاسی شد که تمام نهادهای کشور را ویران کرد؛ حزبی که هیچ مرزی میان خود و دولت هند قائل نیست، نه برای کشور و نه برای شهروندانش احترامی قائل است، و با عملکردش ما را در سطح بین‌المللی سرافکنده و هند را به زانو درآورده است.

اما وقتی خصومت رسانه‌های جریان اصلی وابسته به حاکمیت با «حزب مردمِ سوسک» را دیدم، تردیدهایم نسبت به آن‌ها برطرف شد. این برای من نخستین و اطمینان‌بخش‌ترین نشانه بود. بسیار خوشحال بودم که «آبهیجیت دیپکه» از جامعه دالیت‌هاست (پایین ترین طبقه هندو) و حتی خوشحال‌تر از اینکه هیچ‌کس بر این موضوع تمرکز نداشت. وقتی شنیدم که او می‌گوید: «اگر نامم خالد بود یا مسلمان بودم، تا الان در زندان بودم»، همه‌چیز برایم تغییر کرد. او شجاعت آن را داشت که ماهیت زشتِ سازوکار امورِ حاکمیتی در هند را برملا کند؛ واقعیتی که در آن همه‌چیز - از جمله و به‌ویژه قانون- به‌طور یکسان شامل حال همه نمی‌شود. همه‌چیز کاملاً به دین، کاست، طبقه اجتماعی، قومیت و جنسیت فرد بستگی دارد [20]. این مشاهده‌ای عمیق بود که به شکلی ساده بیان شد. اینکه او چنین حرفی را علنی می‌زد - در حالی که حتی سیاستمداران اپوزیسیون هم از ترس «واکنش تند هندوها» به‌جای واژه «مسلمان» تنها از عبارت «جامعه اقلیت» استفاده می‌کنند - مرا بر آن داشت تا بی‌درنگ راهی جنتر منتر شوم.

همچنین می‌دانستم وقتی دیپکه نام «خالد» را به زبان می‌آورد، به‌احتمال زیاد منظورش «عمر خالد» بوده است؛ پژوهشگر دانشگاه جواهر لعل نهرو (JNU) که ​​همراه با «شارجیل امام» (Sharjeel Imam) و بسیاری دیگر، اکنون نزدیک به شش سال است که بدون محاکمه در زندان به سر می‌برد. جرم عمر چه بود؟ دعوت معترضان به پرهیز از خشونت در جریان اعتراضات سال ۲۰۲۰ علیه «قانون اصلاح شهروندی» [21] ؛ آن هم در شرایطی که دهلی دستخوش موجی از آتش‌افروزی، قتل و به آتش کشیدن مساجد توسط اوباش خودسر هندو بود - اوباشی که تحت نظارتِ پلیسی عمل می‌کردند که یا بی‌تفاوت نظاره‌گر ماجرا بود و یا گاهی خود در آن مشارکت داشت. درخواست‌های مکرر برای آزادی به قید وثیقه توسط قضاتی رد شده است که گویی شجاعتِ انجام دادن، یا حتی درک کردنِ آنچه درست است را از دست داده‌اند.

کاریکاتوری نشان دهنده نقش پلیس هند در مقابله با جنایات گروه های خودسر هندوی افراطی،

که عموما اقلیت مسلمان را در اهداف خود دارند

همچنان که سوسک‌ها رژه می‌رفتند و تعدادشان بیشتر می‌شد، ناگهان به خودم آمدم و فکر کردم: خدا را شکر که اکثرشان مسلمان، سیک، مسیحی (از اقلیت‌ها) یا ادیواسی [22] نیستند. اگر بودند، (توسط حکومت) با خاک یکسان می‌شدند، کشته می‌شدند، تیر می‌خوردند، زندانی می‌شدند. خدا را شکر که کشمیری [23] نیستند. ممکن است کور شده باشند - اگرچه برخی از آنها سهم خود را از جراحات ساچمه‌ای دریافت کردند- . خدا را شکر که اکثرشان هندو هستند. این لحظه در هند چقدر غم‌انگیز است. با این حال، اوضاع می‌تواند در یک دقیقه تغییر کند. ما در وضعیتی هستیم که جریان حاکم آن را «وضعیت در حال گسترش» می‌نامد. گزارش‌هایی مبنی بر اعزام هزاران نیروی شبه‌نظامی از ایالت‌های دیگر به دهلی دریافت می‌شود. ما نمی‌دانیم روزهای آینده چه چیزی را به همراه خواهد داشت.

این وضعیت ما را به کجا می‌رساند؟ برخلاف جنبش «آنا هزاره» که هفته‌ها در صدها شبکه تلویزیونیِ متعلق به شرکت‌های بزرگ، تحت پوشش خبریِ هیجان‌زده و بی‌وقفه - ۲۴ ساعته - قرار داشت، «حزب مردم سوسک‌» تنها می‌تواند به خود و اینترنت تکیه کند. برخلاف جنبش آنا که سازمان «راشتریا سوایام‌سِواک سانگ»  [24] در آن نفوذ کرده و کنترلش را به دست گرفته بود - و حزب بی‌جی‌پی (BJP) به رهبری مودی نیز در کمین نشسته، و کاملاً آماده بود تا از آن هیجانِ تلویزیونی‌ ساختگی بهره‌برداری انتخاباتی کند - «سوسک‌ها» هیچ حزب مخالفِ سازمان‌یافته‌ای در پشت‌صحنه ندارند که آماده باشد تا کار را پیش ببرد. خشم خودجوشی که شاهد آن هستیم فروکش خواهد کرد، مگر آنکه کار سیاسیِ واقعی آغاز شود؛ مگر آنکه بزرگسالان و احزاب مخالف، رقابت‌های قدرت‌طلبانه و مشاجرات حقیرانه را کنار بگذارند و همبستگی نشان دهند. دولت می‌داند که چنین چیزی بعید است. دولت همچنان بی‌تفاوت مانده، زیرا احساس می‌کند تنها کاری که باید انجام دهد، صبر کردن است. دولت‌ها قدرتِ صبر کردن را دارند، اما مردم نه.

در حال حاضر، خیزش سوسک‌ها یکی از چندین اعتراضی است که در سراسر هند در حال وقوع است. ادیواسی‌ها در ایالت مادیاپرادش به پروژه اتصال رودخانه کن-بتوا اعتراض دارند. روستاییان در ایالت اوتارکند به قطع گسترده درختان اعتراض دارند. مردم به بی توجهی به محیط زیست در جزایر بزرگ نیکوبار اعتراض دارند. ایالت مانیپور در حال جوشیدن است. مشاغل در حال ناپدید شدن هستند. قیمت‌ها در حال افزایش است. خشم در حال افزایش است. و بازی "خدا"ی حزب بهاراتیا جاناتا-آر.اس.اس به همان شکلی که همیشه بوده است، در حال آشکار شدن است. یک فریب. یک تب طلا با هدایت گانگسترها. غارت دارایی معبد رام در آیودیا (بر ویرانه های مسجد بابری ساخته شد)، یک سناریوی بد بالیوودی را به ما نشان داده است که جلوی چشمان ما اجرا می‌شود: خداباوران شیک‌پوش و سیاستمداران فاسد، در این شهر هتل می‌سازند، املاک و مستقلات برای خود جمع‌ می‌کنند، با خودروهای شاسی‌بلند رانندگی می‌کنند، با آویزان شدن به ایمان فقرا و بی‌خبران، همچنان فربه می‌شوند. شاخک‌های فساد و دزدی در روز روشن تا بالاترین مقامات امتداد دارند.

آیا انرژی سوسک‌ها می‌تواند ما را از این گودال بیرون بکشد؟ آسان نیست. نگاهی گذرا به نتیجه جنبش‌های مردم محور در هند دلگرم‌کننده نیست. این دوره، تاریخ پر از جاه‌طلبی‌های کوچک و رویاهای بر باد رفته است. در دهه‌های شصت و هفتاد میلادی، جنبش‌های مختلف - از جمله شورش مسلحانه ناکسالیت‌ها [25] - خواستار توزیع مجدد ثروت و زمین بین کشاورزان بودند. آنها سرکوب شدند. در دهه‌های هشتاد و نود میلادی، جنبش‌های اجتماعی، که مشهورترین آنها جنبش نارمادا باچائو آندولان [26] و بعدها مائوئیست‌ها در ایالت‌های آندراپرادش، چتیسگر و جارکند بودند، که علیه آوارگی کشاورزان و قبایل بومی از زمین‌هایشان مبارزه کردند. به عبارت دیگر، آنها خواستار آن چیزی بودند که فقرا هنوز داشتند، تا از آنها گرفته نشود. آنها نیز سرکوب شدند. تا دهه 2000، آنها به سپاسگزاری از قانون ملی تضمین اشتغال روستایی (NREGA) [27] تقلیل یافته بودند. حق سه ماه اشتغال با حداقل دستمزد - مبلغی که معادل قیمت یک وعده غذایی خوب در یک رستوران گران‌قیمت در یک شهر است. این حق نیز توسط این رژیم کنار گذاشته شده و با جیره‌های غذایی در سطح بقا - کیسه‌های آذوقه با تصویر مودی بر روی آنها - جایگزین شده است که با تحقیر به سمت مردم پرتاب می‌شود، مانند صدقه به گدایان از ماشین‌های در حال حرکت، در ازای قدردانی و رأی. با رکود اقتصادی، حتی این حق نیز در معرض خطر است.

متاسفانه در این روزها، در سال ۲۰۲۶، از آن سطح مبارزه، ما به مبارزه برای داشتن حق رأی، و حق شهروندی خود تنزل یافته‌ایم. قانون اصلاح شهروندی (CAA) همراه با ثبت ملی شهروندی (NRC) [28] نسخه جمهوری هندو [29] از قوانین نورنبرگ آلمان نازی در سال ۱۹۳۵ است، که طبق آن شهروندان آلمانی بسته به "مدارک میراثِ" خود توسط رایش سوم [30] شهروندی دریافت می‌کردند. - چند نفر در هند این مدارک را دارند؟- جنبش ضد CAA-NRC پس از اعتراضات گسترده که منجر به قتل معترضان و زندانی شدن فعالان شد، کمرنگ شد. اما این اعتراضات باعث شد دولت اجرای آن قوانین جدید را کُند نماید. اما اکنون، CAA-NRC، که بسیاری به درستی معتقد بودند که عمدتاً مسلمانان را هدف قرار داده است، بازگشته است و در لباس SIR (بازنگری ویژه و فشرده) [31] فهرست‌های انتخاباتی پنهان شده است. به طور اتفاقی به ما اطلاع داده شده است که حتی گذرنامه‌های ما مدرک شهروندی نیستند. میلیون‌ها نفر از فهرست‌های انتخاباتی حذف می‌شوند. کل کشور به شدت به دنبال "مدارک میراث" است. ما نمی‌دانیم کجا ایستاده‌ایم. آیا ما مشروع هستیم؟ نامشروع؟ آیا ما حقوقی داریم؟ کدام یک از ما جایمان در آن بازداشتگاه‌های عظیمی است که برای «شهروندان مشکوک (به خارجی بودن)» ساخته می‌شوند؟ آیا روزهایمان را صرف دویدن از این دادگاه به آن دادگاه خواهیم کرد؟ فاشیست‌ها عاشق هرج و مرج و سردرگمی مردم هستند.

هراس و استیصال، ممکن است باعث شود امید بیش از حد به «خیزش سوسک‌ها» ببندیم. برخی پیش‌تر آن را با جنبش جوانانی مقایسه کرده‌اند که به تغییر رژیم در بنگلادش، نپال و سری‌لانکا انجامید؛ اما هند کشوری بسیار پهناورتر از آن است که چنین رویدادی در آن امکان‌پذیر باشد. عده‌ای دیگر آن را با جنبش تحت رهبری «جایاپراکاش نارایان» مقایسه می‌کنند که در سال ۱۹۷۷ دولت ایندیرا گاندی را سرنگون کرد. این قیاس‌ها راهگشا نیستند. «حزب مردم سوسک‌» هیچ‌یک از آن موارد نیست؛ پدیده‌ای است منحصر‌به‌فرد و محصولی یگانه از زمانه‌ی خود. این جنبش، تقابل جوانانی آسیب‌پذیر با حکومتی بی‌رحم و کینه‌توز است که نشان داده هیچ‌گونه رحمی نسبت به مخالفانش ندارد. بی‌تردید برنامه‌ای برای انتقام‌جویی در کار است و کسانی که حکومت آن‌ها را محرکان اصلی می‌داند، هدف این انتقام‌جویی قرار خواهند گرفت.

چگونه رژیمی که به وضوح به شدت نامحبوب می‌شود، آنقدر اعتماد به نفس دارد، که هیچ امتیازی به مردمی که به آن رأی داده‌اند، ندهد؟ احتمالاً به این دلیل که احساس می‌کند موفق بازی کرده است. این رژیم، تشکیلات دخیل در امر انتخابات را به دستِ خود گرفته است. اکنون کمیسیون انتخابات در ترکیب خود نقص دارد و دیگر نمی‌توان روی بی‌طرفی آن حساب کرد. دستگاه‌های مکانیزه شمارش آرا مدیریت شده‌اند (قابلیت دستکاری دارند)، فهرست‌های انتخاباتی [32] اکنون میلیون‌ها نفر از افراد واقعی را از این لیست‌ها حذف، و میلیون‌ها نام خیالی را در بر می‌گیرند، بوروکراسی که بر انتخابات نظارت دارد، خود را کاملاً همدست با حاکمیت نشان داده است، می‌توان به دادگاه‌ها برای تأخیر یا چشم‌پوشی از تخلفات فاحش اعتماد کرد؟ پلیس هیچ ایده‌ای از بی‌طرفی در فرایند رای گیری ندارد، مطبوعات هر بار که فردی در قدرت، انگشت خود را به نشانه اعتراض به سوی آنان نشانه می‌گیرد، مقابل قدرت سر تعظیم فرود می‌آورند. مرزبندی حوزه‌های انتخابیه قرار است به‌گونه‌ای بازنگری شود که همواره به نفع حزب بی‌جی‌پی (BJP) تمام شود. حزب حاکم چه ترسی دارد؟ چرا باید به حرف کسی گوش دهد؟ این حزب، ثروتمندترین حزب سیاسی در روی زمین است و از حمایت ثروتمندترین صنعتگران جهان برخوردار است. [33] این حزب می‌تواند هر چیزی را بخرد؛ و هر کسی را. یا دست‌کم خودش چنین تصور می‌کند.

اما آیا این بازی می‌تواند تا ابد ادامه یابد؟ آیا می‌توان همه مردم را همیشه فریب داد؟ آیا می‌توان کشوری با جمعیت یک‌ونیم میلیارد نفر را تا ابد همچون یک جسد به دنبال خود کشید؟ چنین چیزی ممکن نیست. سر و کله‌ی «سوسک‌ها» پیدا شده است. کشاورزان بار دیگر راهپیمایی به سوی دهلی را آغاز کرده‌اند؛ این بار برای اعتراض به توافق تجاری هند و آمریکا - همان حکم مرگی که دولت هند با رویکردی بردوار، پذیرفته است آن را به نمایندگی از آنان امضا کند. - دروازه‌های شهر مسدود شده‌اند، اما بعید است که این اقدام مانع پیشروی آن‌ها شود. شاید بقیه ما بتوانیم از کشاورزان و سوسک‌هایمان بیاموزیم که چگونه کمی خطرناک باشیم. جوانان هدیه‌ای به ما داده‌اند؛ اکنون بر عهده‌ی همه‌ی ماست - تک‌تک ما - که کاری کنیم تا اقدام آن‌ها به ثمر بنشیند و اهمیت یابد.

وقتی نخست‌وزیری عملاً و فیزیکی می‌گریزد، دیری نمی‌گذرد که ناچار می‌شود از نظر سیاسی نیز بگریزد.

اما این رژیم به آسانی کنار نخواهد رفت. تحقیر شدن در خیابان‌های پایتخت را برنمی‌تابد. احتمالاً شاهد خونریزی خواهیم بود. کاسه صبر جوانان لبریز شده است. چقدر طول می‌کشد تا فردی در آن جمعیتِ جوان و پرشور، کنترل خود را از دست بدهد و بهانه‌ای به دست پلیس بدهد تا آتش بگشایند؟ آن‌ها هر کاری از دستشان برآید می‌کنند تا ما را درهم بشکنند؛ ما نیز باید هر کاری از دستمان برمی‌آید انجام دهیم تا جلوی آن‌ها را بگیریم.

 

نخست وزیر هند در حال زاری برای حزب بزرگ BJP خود و با اعلام کمک کمک

[1] - معتقدین به فلسفه "هندوتوا" (هندو بودن Hinduness) که بنیانگذار این اندیشه گروه RSS می باشد که از گروه‌های مادر، و از گروه‌های راستگرای افراطی مذهبی هندوست که به حفظ فرهنگ و مذهب هندو در برابر تهاجم فرهنگیِ دیگر فرهنگ‌ها و مذاهب وارداتی به هند اهتمام ویژه دارد و از اسلام، مسیحیت، یهود، پارسیان و... به عنوان مهاجم یاد می کند و حضور آنان در سرزمین هندوها را نوعی تهاجم فرهنگی می‌داند، که باید برچیده شود و مظاهر آن زدوده شود.

[2] - Arundhati Roy با نام کامل سوزانا آروندیتی روی متولد 1961 در شیلونگ مگالیا در هند، نویسنده، بازیگر و فعال سیاسی هندی، نخستین زن هندی است که برنده جایزه بین المللی بوکر (Booker) برای کتاب خود تحت عنوان "خدای اشیای کوچک" (The God of Small Things) شد که در سال 1997 مفتخر به این جایزه گردید، اما در داخل هند نویسنده به متزلزل ساختن اصول اخلاق عمومی متهم می‌شود. او در این اثر به تصویر روابط عاشقانه بین یک زن مسیحی و یک مرد هندوی مطرود می پردازد، او در سال 1999 سخنگوی خیزش معترضان محیط زیستی بود که در مورد پروژه سد "سرور" بخشی از طرح دره نارمادا مبارزه می کرد که این طرح تولید برق و احداث شبکه های آبیاری را فراهم می کرد، ولی سبب آواره شدن 300 هزار مردمی می شد که در این منطقه زندگی میکردند. او نویسنده کتاب‌های دیگری، از جمله رمان ماه برقی (1992)، از جمله در آنچه انی آن را به آنها داد (1988) نیز می باشد.

[3] -  “Cockroach Democracy Unarmed and Dangerous”

[4] - بهاراتیا جاناتا پارتی یا حزب مردم هند که شاخه سیاسی RSS و دیگر گروه های هندوی افراطی از این دست است که مدت هاست حاکمیت را در دهلی بدست دارد. این حزب رقیب سیاسی حزب کنگره می باشد که به واقع مدافع قانون اساسی و دستاوردهای انقلاب آزادیبخش مردم هند می باشد که توسط رهبران بزرگ هند همچون مهاتما گاندی و جواهر لعل نهرو و... بنیانگذاشته است، و ارزش‌هایی همچون دمکراسی، برابری، سکولاریسم، تکثر و... را محافظت می کند.

[5] - Abhijeet Dipke رهبر «کوکروچ جانتا پارتی» (CJP؛ به معنای تحت‌اللفظی «حزب مردمی سوسک»)، که با نام «جنبش سوسک» نیز شناخته می‌شود، یک جنبش سیاسی-طنزآمیز هندی با محوریت جوانان است که در ۱۶ مه ۲۰۲۶ توسط «آبهیجیت دیپکه» — استراتژیست ارتباطات سیاسی و فعال اجتماعی — تأسیس شد. این حزب با بهره‌گیری از نارضایتی‌های گسترده سیاسی و اقتصادی در میان «نسل زد» (Generation Z)، موجی از اعتراضات را در دهلی و سایر شهرهای این کشور در ماه‌های پس از آن رقم زد.

[6] - Surya Kant سوریا کانت (زادهٔ ۱۰ فوریهٔ ۱۹۶۲) حقوقدان هندی و پنجاه‌وسومین رئیس دیوان عالی هند است.  

[7] - Cockroach Janta Party حزب سیاسی که به دنبال اعتراض جوانان شکل گرفت، و همچنان که این نهضت اعتراضی از طریق طنز شوخی حاکمیت راستگرایان متکبر هندو را به سخره گرفته است، به عنوان طنز نام حزب حاکم بهاراتیا جاناتا پارتی را مبنا قرار داد خود را "کاکروچ جاناتا پارتی" نام نهاد،

[8] - Dharmendra Pradhan وزیر آموزش

[9] - the National Eligibility cum Entrance Test (NEET) آزمون ورودی تمام شغل های دولتی در هند که رقابت برای موفقیت در آن در این کشور پر جمعیت بسیار بالاست و قدرتمندان با خرید سوالات این امتحان، سعی می کنند شانس فرزندان خود را برای موفقیت در این آزمون بالا ببرند و این باعث می شود که هدف شایسته گزینی این آزمون نابود شود و تمام زحمتی که خانواده ها و دانش آموزان در طول عمر برای موفقیت در آن می کشند به هدر برود، که این باعث خودکشی و... در جامعه جوان هند شده است.

[10] - Jantar Mantar محل رسمی برگزاری اعتراضات در شهر دهلی که از سوی دولت هند به این منظور در نظر گرفته شده است

[11] - Sonam Wangchuk از فعالان سیاسی اهل منطقه لداخ، منطقه بودایی نشین ایالت جامو و کشمیر هند

[12] - Ladakh

[13] - the All India Students Association (AISA)

[14] - Communist Party of India (Liberation)

[15] - memes

[16] - the Rapid Action Force (RAF) «نیروی واکنش سریع» (RAF) یک یگان تخصصی واکنش سریع وابسته به «نیروی پلیس ذخیره مرکزی» (CRPF) هند است که در اکتبر ۱۹۹۲ با هدف مقابله با شورش‌ها و کنترل جمعیت تشکیل شد.

[17] - Samvidhan Sansad

[18] - Andolan jeevi اصطلاحی در زبان هندی، به معنی کسانیکه با دامن زدن به آشوب و جنجال امرار معاش می‌کنند.

[19] - Anna Hazare کیسان بابو رائو «آنا» هزاره (زادهٔ ۱۵ ژوئن ۱۹۳۷) فعال اجتماعی هندی است که رهبری جنبش‌هایی را برای ترویج توسعه روستایی، افزایش شفافیت دولتی، و همچنین رسیدگی به فساد در امور عمومی و مجازات عاملان آن بر عهده داشته است. او در سال ۱۹۹۲ نشان «پادما بوشان» — سومین نشان عالی غیرنظامی هند — را از دولت این کشور دریافت کرد.

[20] - فارغ از ظرفیت‌های قانونی و شبه قانونی که دولت هند و دستگاه امنیتی و اطلاعاتی آن در دست دارد، تا اهداف سیاسی و... خود را تحت پوشش آن دنبال کند، و مخالفان را از پیش پای خود بردارد، گروه‌های فشار مذهبی و سازمانی نیز در این راستا فعالند، قانون Unlawful Activities Prevention Act که به مقامات امنیتی هند این توانایی را می دهد تا هر فردی را بدون طی تشریفات قانونی، دستگیر و تحت شکنجه و بازجویی قرار دهند، و برای مدتها در این وضع، در بازداشت نگه دارند، گروه‌های شبه نظامی، و میدانی هندوی افراطی وابسته به RSS نیز در سرکوب خیابانی، اجتماعی، قرهنگی، اقتصادی، مذهبی و... به کمک دستگاه سرکوب در دولت وابسته به گروه های هندویی افراطی آمده، و هر عمل ضد انسانی را در این راستا مرتکب می شوند، از کشتار مردم به دلیل امر به معروف و نهی از منکر گرفته، که نمونه بارز آن، برخورد با مسلمانان به دلیل خوردن گوشت گاو است، که از نظر هندوها امری کامل حرام تلقی می شود لذا رانندگان مسلمان را به خاطر حمل گوشت گاو و یا حتی گاو، دستگیر کرده و در حاشیه جاده ها خود راسا محاکمه، ضرب و شتم و به دار می آویزند، یا خانه مسلمانان را به دلایل واهی از جمله اعتراض، با بلدوزر ویران می کنند و این گروه‌های فشار، از هر گونه پیگرد قانونی نیز در امان هستند، و از پشت پرده توسط دستگاه رهبری کشور حمایت می‌شوند.

[21] - the Citizenship Amendment Act قانون اعطای شهروندی به مهاجران خارجی در هند که به غیر از مسلمانان، به باقی مهاجرین تعلق می‌گرفت و همین تبعیض باعث شد که مسلمانان هند سلسله اعتراضاتی را داشته باشند که این اعتراضات در سال 2020 منجر به کشتار آنان توسط دولت هندوی بی جی پی و لباس شخصی های متعلق به گروهای هندویی افراطی در خیابان های دهلی شد. هندوهای افراطی مسلمانان و دیگر مخالفین خود را با انگ Anti-National ضد ملی می نوازند و به خود این حق را می دهند که هر جرمی را علیه آنان مرتکب شوند.

[22] - Adivasis «آدی‌واسی» به گروه‌های قبیله‌ای گوناگونی در سراسر شبه‌قاره هند اطلاق می‌شود. واژه آدی‌واسی که در قرن بیستم ابداع شده و به معنای «ساکنان باستانی» است، امروزه به طور گسترده‌ای به عنوان عنوانی خود-گزیده توسط بسیاری از جوامعی به کار می‌رود که رسماً در هند تحت عنوان «قبایل فهرست‌شده» (Scheduled Tribes) و در بنگلادش به عنوان «اقلیت‌های قومی» شناخته می‌شوند. آن‌ها تقریباً ۸٫۶ درصد از جمعیت هند (حدود ۱۰۴٫۲ میلیون نفر بر اساس سرشماری سال ۲۰۱۱) و حدود ۱٫۱ درصد از جمعیت بنگلادش (تقریباً ۲ میلیون نفر بر اساس برآورد سال ۲۰۱۰) را تشکیل می‌دهند.

[23] - ایالتی مسلمان نشین که از زمان استقلال در سال 1947 درگیر اعتراضات خونین و جنگ‌های فاجعه بار بین هند و پاکستان است و در این بین ارزانترین چیز در کشمیر جان مردمی است که بین دو سنگ آسیاب هند و پاکستان، مسلمان و هندو و... در حال خرد شدن هستند.

[24][24] - the Rashtriya Swayamsevak Sangh (RSS) گروه اصلی و سازمانی است که تجمعی از ملیگرایان مذهبی هندو را در خود دارد و آشکارا رهبران و بنیانگذاران این سازمان با الهام از نازی ها در آلمان، خواهان پاکسازی هند از مذاهب وارداتی (مسلمانان، مسیحیان، یهودیان، پارسیان و...) بوده و معتقدند هندی های گول خورده و پیوسته به این مذاهب نیز باید به فرهنگ و مذهب هندویی خود باز گردند وگرنه باید سرزمین پاک هندوها را ترک کنند و... شاخه سیاسی این گروه‌ها، حزب BJP بعد از مانورهای مذهبی و سیاسی ناشی از ویرانی مساجد مسلمانان و از جمله مسجد بابری، حساسات و رای هندوها را با خود همراه کرده و اکنون حاکمیت دولت مرکزی و بسیاری از ایالت‌ها را در هند در دست دارد. این سازمان سیاسی – مذهبی گروهی پایه دارای تندروهای مسلح هم بوده و شاخه روحانیت آن VHP بر معابد هندو و بخش روحانیت هندو تسلط دارد، بجرانگ دال جوانان شبه نظامی برای اقدامات خیابانی هستند که کار حملات به اقلیت ها و لباس شخصی ها را سازمان داده و اجرا می کنند، بخش های دیگر جامعه از جمله آموزش، فرهنگ، صنعت، اقتصاد و... نیز متولی خاص خود در زیر شاخه های این سازمان دارد، به طوری که RSS اکنون بزرگترین سازمان فاشیستی جهان با سابقه ایی بسیار طولانی نزدیک به صدسال فعالیت را در کارنامه خود دارد.

[25] - Naxalites ناکسالیسم ایدئولوژی کمونیستی «ناکسالیت‌ها» یا «ناکسال‌ها» است؛ گروهی متشکل از تشکل‌های سیاسی و شورشی در هند که از گرایش‌ها و ایدئولوژی سیاسی مائوییستی تأثیر پذیرفته‌اند.

[26] - the Narmada Bachao Andolan

[27] - the National Rural Employment Guarantee Act

[28] - the National Register of Citizenship «فهرست ملی شهروندان» (NRC) قرار است شامل مشخصات تمام شهروندان هند باشد. ایجاد این فهرست بر اساس اصلاحیه سال ۲۰۰۳ در «قانون شهروندی مصوب ۱۹۵۵» الزامی شد. هدف از آن، ثبت اطلاعات تمام شهروندان قانونی هند است تا امکان شناسایی و اخراج مهاجران غیرقانونی فراهم شود. اجرای این طرح در ایالت «آسام» از سال‌های ۲۰۱۳–۲۰۱۴ آغاز شده است. دولت هند برنامه‌هایی را برای اجرای آن در سایر نقاط کشور در سال ۲۰۲۱ اعلام کرد، اما این طرح هنوز اجرایی نشده است. در سال ۲۰۱۹، دولت «قانون اصلاحیه شهروندی مصوب ۲۰۱۹» (که با نام‌های «CAA 2019» یا «CAA» نیز شناخته می‌شود) را تصویب کرد. این قانون وعده می‌داد که روند اعطای شهروندی برای مهاجرانی که متعلق به اقلیت‌های مذهبیِ تحت آزار و اذیت (شامل هندوها، مسیحیان، بودایی‌ها، پارسیان، سیک‌ها و پیروان آیین جین) از کشورهای بنگلادش، پاکستان و افغانستان هستند، تسریع شود. این اقدام به‌طور گسترده به عنوان راهکاری برای معافیت غیرمسلمانانی تلقی شد که ممکن بود معیارهای لازم برای گنجانده شدن در «فهرست ملی شهروندان» (NRC) را احراز نکنند؛ هرچند یهودیان و بهائیان نیز در این دسته قرار می‌گیرند.

[29] - the Hindu Rashtra جمهوری هندو که هند را نه بر اساس جمهوری سکولار فارغ از مذهب، بلکه هند را بر اساس مذهب هندو جمهوری می داند که جایی برای دیگران نخواهد بود، حال آنکه نزدیک به یک پنجم هند مسلمانند یعنی رقمی بالغ بر 300 میلیون از شمولیت خارج می شوند که این تنها بخش مسلمان آن است.

[30] - the Third Reich

[31] - Special Intensive Revision «بازنگری ویژه و فشرده» (SIR) اقدامی است از سوی کمیسیون انتخابات هند برای راستی‌آزمایی و اصلاح فهرست‌های انتخاباتی از طریق سرشماری خانه‌به‌خانه، استفاده از فرم‌های از پیش‌تکمیل‌شده و بررسی اطلاعات پیشین رأی‌دهندگان انجام می‌شود. هدف از این طرح، تضمین دقت فهرست‌های انتخاباتی در سراسر هند از طریق حذف نام افراد متوفی، کسانی که به‌طور دائم نقل‌مکان کرده‌اند، موارد تکراری و افراد غیرشهروند است؛ و در عین حال، اطمینان حاصل می‌شود که شهروندان واجد شرایط از قلم نیفتند. فرایند سراسری SIR در تاریخ ۲۷ اکتبر ۲۰۲۵ توسط «گیانش کومار»، رئیس کمیسیون انتخابات، در «ویگیان باوان» دهلی نو اعلام شد.

[32] - در هند این مدارک هویتی نیست که به شما حق رای می دهد، بلکه حضور در لیست انتخاباتی است که به شما حق رای دادن و ابراز نظر خواهد داد.

[33] - مشهور است که حاکمیت حزب بی.جی.پی از سوی ثروتمندترین خاندان‌های هند حمایت می شود و یک نوع بده و بستان پروژه و پول سیاه بین این دو در روند کار اقتصادی در هند جریان دارد، که بقای هر یک بسته به دیگری دارد، یکی پروژه می دهد و یکی هم جبران می کند و... مشهورترین ثروتمند هندی که با شخص مودی در ارتباط است آقای گوتام ادانی است که صاحب شرکت های زنجیره ایی ادانی در هند و خارج از کشور است.

دیگ مانور قدرت دمکراسی در پر جمعیت‌ترین کشور جهان، به رغم سیلی‌های فراوانی که از مخالفان خود خورده و می‌خورد، همچنان زنده و جوشان است. روح قوانین برابری‌خواه، دمکرات، سکولار و تکثرگرای هند، بازمانده از انقلاب 1947 که در قانون اساسی این کشور تضمین شد، همچنان میداندار و کارساز است، قانونی که بوی آزادی، برابری و اعطای حق تعیین سرنوشت به مردم هند و... از آن به هواست، که این مهم توسط انقلابیون آزادیبخشِ پاک نفس‌ِ طرفدار اعتماد به مردم، و اعطای این نقش به آنان در حکمرانی، همچون مهاتما گاندی، جواهر لعل نهرو و... چنان در قانون و نهادهای حاکمیتی این کشور جایگذاری و نهادینه شده است، که این قانون و این سیستم حکمرانی، حتی زیر سیطره درازدامن راستگرایان برهمن‌مسلک و رادیکال هندو نیز، هنوز همچنان پابرجاست و عرض اندام می‌کند.

گرچه راستگرایان ملیگرای مذهبی از طریق بازیگری‌های ماهرانه و پر از خدعه سیاسی راهبرانِ حزب مردم هند (BJP) [i] دهه‌هاست که برابری اجتماعی حاصل از منسوخ شدن نظام طبقاتی ظالمانه هندوئی را هدف گرفته، و بازسازی دوباره نظام طبقاتی هندو را هدف گرفته‌اند، که حاصل آن رهبری و بالانشینی طبقه برهمنان (روحانیت هندو) خواهد بود، و دیگران را به انقیاد و به ذیل آنان در خواهد کشید،

 برهمنیسم جدید تلاش دارد تا با فتح دو سوم کرسی‌های پارلمانی در مجلس قانونگذاری هند (لوک سابها)، مقدمات رسیدن به حد نِصابِ توان تغییر در قانون اساسی را فراهم، و این قانونِ برآمده از روح انقلاب و زحمت و رحمت انقلابیونِ هند در حق مردمان‌شان را، مطابق با اهداف فاشیسم مذهبیِ گروه‌های هندویی طرفدار خود، تنظیم، تفسیر، بازسازی و دوباره نویسی کنند، تا با آرمان و اندیشه‌ی رهبران رادیکالیسم هندو در گروه‌ها فراگیری و مرموز پنهانکاری همچون RSS  [ii] هماهنگ و همراه سازند،

و بدین سان، هندوستان با همه گونه گونی فرهنگی، زبانی، نژادی و... را به سوی پاگیری "جمهوری هندو[iii]، مطابق با آرمانِ این رهبران، راهبری کنند، تا در کنار "جمهوری یهود" در اسراییل، و جمهوری‌های اسلامی در منطقه، هند سکولار، دمکرات و تکثرگرا را نیز بر اساس مذهب هندو، به یک دولت - ملت بر اساسِ بالانشینی طبقه برهمنان، و با سالاری مذهب و فرهنگ هندویی شکل دهند، و رهنمون سازند.

در چنین اَبَر پروژه‌ایی، دهه‌ها حضور در قدرت، و یا حاکمیت راستگرایان هندو باعث شد که، اینک علاوه بر دولت مرکزی، قدرت را در بسیاری از ایالت‌های این کشور، سنگر به سنگر فتح، و از آن خود کرده، که این به ویژه در قلب هندوئیسم، در کمربند شمالی آن کشور (که خاستگاه هندوئیسم شناخته می‌شود Hindu Heartland)، بیشتر نمودار است، و راستگرایان هر روزه دامنه قدرت خود را گسترش داده، و احزاب ملی و منطقه‌ایی رقیب و معترض به این روند را به عقب رانده، و می‌رانند، و خود جایگاه آنان را تصاحب کرده و می‌کنند،

که در آخرین آن، کسب سیطره بر ایالت مهم بنگال غربی بود، که آخرین حلقه در این زنجیره، در سمت شرقیِ این کمربند را تکمیل کرد، ایالتی که مدت‌ها بود در ذیل سیاست و اهداف حزب کنگره ترینامول به رهبری خانم مامتا بانرجی باقی مانده بود، اما این نیز اخیرا از آنِ حزب BJP گردید و...،

در نتیجه این پیروزی‌هاست و...، که غرور و تکبر، بی‌قانونی، ظلم طبقاتی و سخت‌گیری علیه اقلیت‌ها به طرز کم‌نظیری در رهبران این کشور بروز کرده و شدت گرفت، به طوریکه این تکبر را در ادبیات و رفتار رهبران آن، در قبال تمام و یا بخش‌هایی از مردم این کشور آشکارا می‌توان مشاهده کرد، که به دیده خفت به مردمِ تحت سیطره خود نگریسته، و با آنان بر همین مبنا رفتار می‌کنند، همان تجربه‌ایی که ما در ایران نیز شاهدیم، که عده‌ایی از رهبران راستگرا، گستره‌ایی از ایرانیان را "گوساله و بزغاله"، "خس و خاشاک" ، "علف‌های هرز" و... نامیدند و...

 

سوسکی که تمثال بی مثالِ مودی! را با تمام تکبر هندوئی اش به زیر کشید

نمونه‌ایی از بروز این نوع نگاه متکبرانه به مردم (در آخرین مورد آن) را، در سخنان سوریا کانت [iv] ، رئیس دیوان عالی قضایی هند می‌توان دید، که در پانزدهم می 2026، برخی فعالان و جوانان تحصیلکرده که در زمینه تحصیلی خود، شغلی نیافته، و لاجرم فعالیت در عرصه مبارزه و اعتراض در بستر پلتفرم‌های شبکه مجازی و اجتماعی در این کشور را انتخاب کرده‌اند، و در این بستر کار می‌کنند را، "سوسک" [v] و "پارازیت (انگل)" های جامعه [vi] نامید،

که این گفتمان، واکنش گسترده‌ایی در بین جوانان برانگیخت، از جمله آبجیت دیپک [vii] یک فعال جوان معترض به این نوع برخورد را بر آن داشت که آنرا به یک حرکت اعتراضی و یک جریان اجتماعی بزرگ تبدیل کرده، و در شبکه مجازی، به مقابله با آن برخیزد، و طنزگونه به این مقام هندی اشاره، و هشدار داد که «اگر همه سوسک‌ها دور هم جمع ‌شوند، چی؟» [viii]

و او و خیل میلیونی همراهانش، با این نوع پاسخ‌ها در فضای مجازی، حرکتی را پایه ریزی کردند، که دولت متکبر حاکم در دهلی را به عذرخواهی و تسلیم واداشت، او بعدها با برابری طنزگونه‌ایی، نام حزب حاکم (بهاراتیا جاناتا پارتی BJP) را مبنا قرار داد، و حزب و حرکت خود را (کاکروچ جاناتا پارتی CJP) [ix] نامید، «حزبی سیاسی برای مردمی که نظام فراموش کرده است آن‌ها را به حساب آورد»، "حزب مردمِ سوسک".

اینگونه ادبیات در گفتار رهبران دهلی، نشان از یکه تازی و زورگویی رادیکال‌های ملیگرای هندو در عرصه حکمرانی دارد، که زیر شعارها و اهداف مذهبی و فرهنگی، ذائقه هندیان روادار، کثرتگرا، سکولار، آرام و دمکرات را هدف گرفته، و آنرا با تمامیت‌خواهی، نارواداری، دیکتاتوری فرهنگی، فاشیسم، خشونت و یکه‌تازی آشنا و آلوده کرده، در‌آمیخته، تا موفق شوند سرزمین‌ها و مردمِ بیشتری، را در دامِ تله رادیکالیسم هندو انداخته، و فتح کنند،

گروهی که به طور منسجم، تشکیلاتی و گسترده در تمامی نسوج کشور فعالند و نفوذ کرده، و در قالب بزرگترین و قدیمی‌ترین تشکیلات فاشیستی در جهان، تار و پود و بنیان اندیشه و میراث ماندگار انقلابِ شکوهمند، و عزت آفرینِ هند را که بر پایه دمکراسی، تکثر، رواداری، سکولاریسم و برابری همه، فارغ از دین، زبان، طبقه اجتماعی و...، قانون نویسی و بنا شده بود، را جَوَیده، و به نابودی می‌برند.

این نشستگانِ در هنگامه‌ی انقلاب آزادیبخش علیه استعمار بریتانیا، که اکنون دهه‌ها بعد از پیروزی، با شعارهای ملیگرایانه با محوریت مذهبِِ هندو، قدرت را از انقلابیون سابق و تشکیلات‌ سکولارشان ربوده، و مدت‌هاست که بر سریر قدرت سوارند، و اندیشه‌ی نسلِ رهبرانِِ موثری همچون مهاتماگاندی و جواهر لعل نهرو و... با حزب سیاسی و اهداف روشن‌شان را، به چالش کشیده و به کنار رینگ قدرت برده، و مشت باران کرده، و بُروز تفکر کشتارگر و ویران‌ساز هنگامه استقلال هند را، به دید جهانیان می‌کشند، که میلیون‌ها هندی را به جرم نوع مذهب‌شان به کام مرگ و آوارگی کشیدند، و ویرانی و جنایت اتفاق افتاده در هنگامه استقلال هند را، به یک شاهد مثال ظلم و تعدی در فرهنگ سیاسی، و تنش فرهنگی - اجتماعیِ مذهب‌محور در جهان تبدیل کردند، تفکری که اکنون ناخن‌های تیز خود را، دوباره بر صورت اقلیت‌های فرهنگی، مذهبی و زبانی هندوستان کشیده، آنان را هر روزه زخمی، نابود و یا محدودتر می‌سازد، و به حاشیه می‌رانند و...،

اما در میانه همین پیروزی‌های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعیِ رادیکالیسم هندو است که، به نظر می‌رسد نسل جوان هند (که البته پیش از این پیاده نظام چنین حرکتِ ملیگرایانه هندویی بودند، و بر بستر همین شبکه مجازی سوار شده، انقلابیون را با کمک شگردهای اعجاب برانگیزِ حزب BJP به حاشیه راندند، و شکست دادند)، اکنون راه خود را از این روند جدا کرده، و روند اعتراضی خود را به بود و باش چنین صحنه سیاسی- اجتماعی در هند را یادآور شده، و اندیشه و خواست‌های خود را به میدان اعتراض کشیده، و آنرا به کرسی می‌نشانند.

کنارهم آمدن این جوانان، با مردمِ معترضِ دیگرِ به اندیشه و رفتار دولت قدرتمند نارندرا مودی [x]، این حاکمیت بلامنازع را به لرزه انداخته، و برای اولین بار، او را در اوج، مجبور می‌سازد، برای حفظ تعادل و پایداری خود، دست از حمایت از قدرتمندترین وزرای کابینه خود بردارد، و برای فرو نشاندن آتش اعتراض جوانانی که عمری نزدیک به مدت تکیه زدن او بر کرسی نخست وزیری دارند، برترین وزرای کابینه خود را، پای اهداف حزب، اندیشه و دولت خود قربانی کند.

اکنون جوانانی که نمایندگی خود و برآوردنِ خواست‌های‌شان را در احزاب سنتی و قدرتمند هند همچون حزب کنگره، حزب مردم و احزاب منطقه‌ایی نیافتند، با استفاده از بستر فضای مجازی، از آن به عنوان یک سکوی وحدت‌ساز سود جستند، و تمام جدیت، سختی و تکبر رهبران راستگرای حزب حاکم را، با تولید محتوای طنز و شوخی و جدی شکستند، و به زانو درآوردند،

آنان از همان خطابی که سردمداران حاکمیت دهلی، آنان را نام نهادند، سود جستند، و خود را سوسک، بی مصرف و انگل نام نهاده، و با استفاده از ظرفیت‌های دمکراسی 75 ساله هند، خود را "حزب مردمِ سوسک" نامیده، و میداندار اعتراض به وضع موجود شدند، و با حضور معترضانه و پر تعداد خود در خیابان‌های دهلی و شهرهای دیگر هند، دولت قدرتمند و یکه‌تاز هند را مجبور به پذیرش خطاهای خود کردند.

دولتی که پیش از این، اعتراض قدرتمند کشاورزان، احزاب ملی و محلی و... را برنتافته بود، و آن اعتراضات را با بی اعتنایی متکبرانه‌ایی به سخره گرفته، و مغلوب و بی اثر ساخته بود، اکنون در برابر نسل Z، و این جوانان بی‌نام و نشان، و سوسک و بی مصرف پنداشته، و خطاب شده، زانوی شکست بر زمین زده است، و بدین ترتیب تکبر برهمنانه هندویی حاکمان دهلی، توسط این نسل، به تسلیم و عذرخواهی کشیده شد.

سوسکی در حال جویدن نماد سیاسی - مذهبی حزب حاکم BJP

 [i] Bharatiya Janata Party  حزب بهاراتیا جاناتا (BJP؛ به معنای تحت‌اللفظی «حزب مردم هند»)، یک حزب سیاسی ملی‌گرای هندو است که در کنار «کنگره ملی هند»، یکی از دو حزب سیاسی اصلی این کشور محسوب می‌شود و در طیف سیاسی، در جناح راست تا راست افراطی جای می‌گیرد. این حزب از سال ۲۰۱۴ و تحت رهبری نارندرا مودی، نخست‌وزیر کنونی، حزب حاکم هند بوده است. حزب بهاراتیا جاناتا پیرو ایدئولوژی «هندوتوا» (مرتبط با ملی‌گرایی فرهنگی) است و پیوندهای سازمانی با «راشتریا سوایام‌سواک سنگ» (RSS) — که یک سازمان داوطلبانه و شبه‌نظامی با گرایش هندوتواست — دارد. تا مارس ۲۰۲۶، این حزب از نظر میزان نمایندگی در پارلمان و همچنین مجالس قانون‌گذاری ایالتی، بزرگ‌ترین حزب سیاسی کشور به شمار می‌رود.

[ii] - Rashtriya Swayamsevak Sangh (RSS)

[iii] - Hindu Rashtra هدف «راشتريا سوایام‌سواک سنگ» (RSS) تأسیس یک دولت هندو («هندو راشترا») در هند است. که در چنین دولتی، به‌جای برابریِ کنونیِ تضمین‌شده در قانون اساسی برای همه شهروندان فارغ از دینشان، هندوها از جایگاهی برتر نسبت به پیروان سایر ادیان - به‌ویژه مسلمانان که بزرگ‌ترین اقلیت مذهبی کشور را تشکیل می‌دهند - برخوردار خواهند بود.

[iv] – Kant Surya در جریان یک پرونده قضایی ضمن توبیخ وکیلِ خواهان، به دلیل رفتار غیرحرفه‌ای، در خصوص ادبیات به‌کاررفته در شبکه‌های اجتماعی و طرح دعاوی واهی علیه دستگاه قضایی، میان این افراد و کسانی که پس از بیکاری به شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌های جمعی و کنشگری عمومی روی می‌آورند، تا به نهادهای دولتی حمله کنند، قیاسی انجام داد، و آنان را «سوسک» و «پارازیت» نامید. او گفت : « هم‌اکنون انگل‌های اجتماعی وجود دارند که به نظام حمله می‌کنند و شما می‌خواهید با آن‌ها همدست شوید؟ جوانانی هستند که همچون سوسک‌اند؛ نه شغلی گیرشان می‌آید و نه جایگاهی در هیچ حرفه‌ای دارند. برخی از آن‌ها سر از رسانه‌ها یا شبکه‌های اجتماعی درمی‌آورند، برخی دیگر فعال حوزه «حق دسترسی به اطلاعات» (RTI) یا انواع دیگر کنشگری می‌شوند و شروع به حمله به همه می‌کنند... و شما هم دادخواست‌هایی مبنی بر «اهانت به ساحت قانون» (یا بی‌احترامی به مقام قضایی) ثبت می‌کنید.»

[v] - "cockroaches"

[vi] - “parasites of society”

[vii] - Abhijeet Dipke

[viii] - “What if all cockroaches came together?”

[ix] - The Cockroach Janta Party (CJP) Cockroach People's Party

[x] - Narendra Modi


مقدمه مترجم (سایت یادداشت های بی مخاطب):

برای ما ایرانیان که بارها مهاجمانی با پرچمدارانی در پیشانی سپاهیانی گران، غرق در سلاح، از شرق به غرب، از غرب به شرق، از شمال به جنوب، و یا از جنوب به شمال، از روی اجساد ما گذشتند، و ما را زیر پای خود له کردند، و از ما برای سده‌ها ویرانه‌ای پر پهنا در زمین نبرد بر جای گذاشتند و...، برافراشتن هر پرچمی، هراس انگیز، اضطراب‌آور است، و زنگ‌های خطر را در گوش‌مان به صدا در می‌آورد.

چراکه هربار این پرچم‌ها را یا بر منارهایی از اجساد، یا سرهای بریده ما، و یا بر بلنداهایی برافراشتند، که از دسترسِ ما چنان به دور بود، که برای سده‌ها مجبور بودیم، آنرا چون خاری در چشم‌های صدمه دیده خود تحمل کنیم، و صدای خشنِ شلاق گونه ووُل خوردنش را میان باد و توفان‌های داغ و مسمومِ سلطه، اجبار، تحمیل، غارت، چپاول، تجاوز، زورگویی و... بشنویم، و از طنین دردناکش، در پائیزِ سرد و خشک زندگی خود زجر بکشیم، صدایی که ارباب زر، زور و تزویر را هر چه بیشتر بر ظلم و تعدیِ خود، حریص‌تر می‌کرد، و برای ما پیامی جز آمادگی برای دادن خون، مال و جان‌هایی بیشتر، یا تن دادن به عَمَلِگی ساخت و ساز بلنداهایی بلندتر، نداشت.

از این روست که برافراشتن چنین پرچم‌هایی، برای خاک نشینان این خاک بلازده، همواره ترسناک و دلهوره آور بوده است، چرا که برافراشته شدنش، نشان از پیروزی، غلبه، قوت قلب، غرور بیشتر ایدئولوک‌های سیطره و سلطه بود، و برای ما معنایی جز دمیدن در شیپورِ جنگ‌های جدید، خاک نشینی، و برخاک افتادن‌ها، آوارگی و ویرانی، و غارت و چپاولی بیشتر از قبل نداشت.

از این روست که برافراشتن پرچم، در دنیای ایدئولوژی‌زده ما خوف انگیز است، دنیایی که گاه مذهب و ایدئولوژی در نقش پرچمدار مردمانی در جهان ظهور می‌کنند، که بیشخواهی افراد و طبقاتی را در پس ماموریت‌هایی از سوی خداوندی آسمانی دنبال می‌کنند، تا خونریزی و ظلم و بیدادِ خود را مشروع نشان داده، فسادش در زمین را توجیه، و به پای خدایی بنویسند، که برای دفاع از خود و خلایق گرفتار آمده‌اش در این بیداد، وعده داده است منجیانی اعزام کند، که برای برخی از ما زمینیان بعد از چند هزاره، هزاران نسل از ما، چشم به افقِ آمدن‌شان سپید گردید، و همچنان در کنار دیگرانی از این دست، منتظر آمدن منجی مانده‌ایم، و این انتظار دیگر همچون ژنی ثابت قدم، در تن ما زمینیان، از نسلی به نسل دیگر، منتقل می‌شود، و ما را دیوانه‌وار مدهوش دوران بعد از ظهور، ندبه‌گرِ ظهور کرده است و... که شاید در پسِ فردایی بیاید، و جهان را پر از داد کند، وز بیداد پاک نماید.

به ویژه در بین پیروان آئین هندو، یهود، مسلمان، مسیحی و... که بر یک رقابت نانوشته تاریخی، هزاره‌هاست که پای می‌فشارند، تا چنین برافراشتنی را بر گوشه گوشه‌ی جهان محقق نمایند، چراکه هر یک خود را حق مطلق، شایسته وسعتی جهانی، و خدایی بر زمین می‌دانند، و از این رو در فرایند کارهای سیاسی رهبران‌شان، مشق آمادگی نبرد، ایجاد شور در بین جنگجویان، برای نبردی شورانگیز همواره بوده است، که بر اجساد این و آن، پیروزی و سیطره خود را جشن باید گرفت؛

بردن رهبران سیاسی میهمان به زیارت «دیوار ندبه» در بیت المقدس/اورشلیم، برای کسانی که از اسراییل دیدار می‌کنند، یا حاضر شدن نارندرا مودی نخست وزیر هند، در مراسم افتتاح ساختمان معبد خدای رام در سال 2023، که بر ویرانه‌ی مسجد 460 ساله ظهیرالدّین محمّد بابر (۱۴۸۳ – ۱۵۳۰ میلادی/ ۸۸۸ – ۹۳۷ ه‍.ق) در شهر فیض آباد (آیودیا) ایالت اوتارپردادش ساخته شد، و اینک حضور او در مراسم برافراشتن پرچم بزرگ و زعفرانی این معبد در چهارم آذرماه (25 نوامبر 2025) گذشته، اوج حضور مذهب در حکومت بود،

تا آنجا که نخست وزیر یک کشور با قانون اساسی سکولار، پلورال (تکثرگرا) و دمکرات، که پای بر اصول سکولاریسم، آزادی مذهبی، و برابری شهروندانش را بر اساس قانون اساسی ناشی از انقلاب آزادیبخش هند تضمین کرده است، اما به عکس در کار مذهب هندو آنقدر غرق می‌شوند که حتی در برافراشتن پرچم معبدی پر از حرف و حدیث نیز، در حد بالاترین مقام رسمی، شخصا در کنار سروزیرِ برهمن (روحانی هندو) بزرگترین و پر جمعیت ترین ایالت خود، و همقدم با رئیس بزرگترین تشکیلات راستگرای افراطی، خواهان مجد و عظمت مکتب هندو شده، از التیام دردهای افراطگرایان، بعد از 500 سال که از برقراری و سپس ویرانی این مسجد می‌گذرد، گفته و از غلبه و پیروزی فرهنگ هندو دم می‌زند، و پیام خیزش جهانی برای عظمت هندوئیسم را می‌دهد!

اما از این مرد سیاست باید پرسید، مگر تطور تاریخی ویران کردن معبدی از یک مذهب، و ساختن معبدی بر ویرانه‌های آن، از مذهبی دیگر را پایانی هست؟! کاری که در این دنیای بخت برگشته ما، تمامی نخواهد داشت، به قول آن فرزانه پارسیگوی ایالت خراسان باستانی‌ام، نتیجه‌ایی ندارد جز این که بگویند: "گفتا که، «کِرا کُشتی تا کُشته شدی زار؟ تا باز کِه او را بُکشد آنکه تو را کُشت!»" [1] مگر در این تفکر که جان آدمیان به ارزانی قربانی بر پی معابد، این چنین ارزان است، مَگر معبد کُشی را پایانی است؟!

و یا آن هموطن‌ِ متهور و تریبون‌دار ما، که دلی پرشور برای تاختن و تازیدن دارد، اما حتی الفبای تاختن را نیز نمی‌داند، و بی محابا لاف سخن تازیدن تا دل ثروت و قدرت این و آن می‌زند، و از آرزوهایی که معمولا باید در پس پرده، و یا در گوشه‌ی دل‌های تمامیتخواه و توسعه طلب خود نگهدارند، جار می‌زند، و در نتیجه به تحریک دیگران مشغول است، و نتیجه عملِ چنین لاف‌زنانی این است که امروز دنیا (اروپا، امریکا و...)، با همه اختلافات خود با هم، در احساس خطر از چنین تفکراتی در کشورمان، وحدت یافته، و در کنار اسراییل، ایران و ایرانیان را نقطه‌ایی کثیف می‌ببینند، [2] که توسط ناپاکی همچون بنیامین نتانیاهو، باید از صفحه روزگار پاک شود!

 و این آرمان‌داران بیخرد، چنان از منویات دل خود، با همه‌ی جزئیاتش، در ملا عام سخن می‌گویند، و از آمادگی خود برای برافراشتن چنین پرچم‌هایی، بر فراز کاخ‌های دیگران (کاخ سفید مقر رهبری امریکا)، و یا تبدیل آن به حسینیه می‌گویند، [3]  که گویا می‌خواهند همه دنیا را بر علیه ایران و ایرانیان بشوارنند، چرا که همه را به هماوردی در میدانی فرا می‌خوانند، که حتی آمادگی دفاع از خود را نیز، به اندازه کافی در آن ندارند، و آدم شک می‌کند که این بیخردان در این هماورد طلبی‌ها، و رقابت‌جویی‌های مذهبی، به دنبال چه هستند، که این چنین رجزخوان شده اند؟! آیا به نابودی خود و اطرافیان‌شان نظر دارند، یا به نابودی دیگران می‌اندیشند؟! آیا اینان از جواسیس دشمن‌ند، که بهانه برای جنگ و نبرد او می‌تراشند، و یا به لو دادن طرح‌های بلندمدتِ خود و همفکران خود، اینچنین بی‌موقع، حریف را به آمادگی فرا می‌خوانند؟!

دنیای اهداف این برافراشته کنندگان پرچم‌های مخوف و خونین، تن انسانیت را می‌لرزاند، و آدمی را به اندیشه وا می‌دارد، که آرمان‌های خونین و خطرناک آنان برای رونق معابد، و توسعه قدرت خود، چطور صلح و آرامش بشر را به خطر انداخته، در حالی که به قول شیخ بهایی در این معابد « جمعی به تو (خداوند) مشغولُ و تو غایب ز میانه»، [4] حال آنکه روزی آدمی باید دست از کندن چاه‌ و چاله‌های عمیق از مسیر زیست انسانی بردارد، و به دیگران اجازه دهد، در فضایی بهتر، با ذهنی آسوده و فارغ از چنین جنگ‌های بی حاصلی، راه درست زندگی کردن را بیابد، در چنین بستری، زندگی بسازد، نه اینکه همواره با مرگ و نابودی و ویرانی دست به گریبان باشد.

چه کسی بهتر از نارندرا مودی (نخست وزیر هند)، می‌داند، که چگونه اقلیت مسلمانِ شهر کوچک فیض آباد (آیودیا)، و بعدها کل جامعه اقلیت بزرگ مسلمان هند، اسیر و گرفتار خدعه و نیرنگ سیاسی راستگرایان همکار او در حزب BJP شدند، تا راستگرایان افراطی هندو، موج سیاسی‌ایی به پا کنند، و بر این موج سوار شده، در پناه شعار احیای آئین هندو در هند، و افروختن آتشِ ملیگرایی مذهبی، در دلِ توده‌های پاکدل هندو، زمینه ساز کسب قدرت سیاسی برای خود شوند،

و البته هم موفق شدند تا سوار بر این موج خدعه و نیرنگ، قدرت را در قبضه خود گرفته، و اکنون سوار بر اسب چموش قدرت، بر بدن انسانیت بتازند، پرچم‌های مخوفِ مردم فریب را، برافراشته ساخته، مناره‌ها، بلنداها و کنگره‌ها را به تسخیر در آورند، و در زمین فتنه خیز مذهب، تغارِ کسبِ قدرت سیاسی خود را بِقاچند، کاری که هم دنیای سیاست، و هم مذهب را به خدعه و نیرنگ خواهد آلود، و به تمام نابود خواهد کرد، و این رنسانس فرهنگی که نخست وزیر هند از آن سخن می‌گوید، به واقع در پس این تزویر، اتفاق خواهد افتاد تا هند نیز بار دیگر از وجوه ستمگری مذهب، دوری جسته، آن را از این بلیه بِزُداید.

سیاستمدار کهنه‌کاری همچون نارندرا مودی فراموش می‌کند که او نخست وزیر و رهبری برای هندی‌هاست، از هندو، مسلمان گرفته تا همه شهروندان دیگر در زیر حاکمیت او، که هر چند ممکن است در دین و آئین با او گونه گون باشند، اما در انسانیت یکی خواهند بود، و ویران کردن مسجدی (1992)، و ساختن معبدی بر جای آن (2023)، و برافراشتن پرچمی با این همه تشریفات (2025)، بر کنگره آن، به واقع انگشت در زخم دیگران کردن است، و تخم کینه‌ای را خواهد کاشت که بعدها شاید هزاران خون را در پی داشته باشد.

همانگونه که ظهیرالدین بابر گورکانی هم وقتی مسجدی را میان خیل معابد هندو بنا می‌نهاد، که چون انگشتی در زخم آنان بود، و باید می‌دانست که تخم عداوتی می‌کارد که 460 سال بعد، بهای آن را دیگرانی خواهند پرداخت، که هیچ نقشی در ساخت و ساز این معبد و مسجد نداشتند، و این چرخه‌ایی از خون و دشمنی است که هر از چند سده، حمامی از خون، برکه‌هایی از جنایت و غارت و چپاول جان‌ها در پی خواهد داشت.

حال ببینیم در مراسم برافراشتن پرچم بر کنگره‌ی معبد رام، توسط این بالاترین مقامات رسمی و اجرایی هند، چه گفته شد، گزارش زیر را ارگان رسمی سازمان RSS (راستگرایان افراطی هندو) از این واقعه سیاسی – مذهبی تهیه، و در سایت خود "ارگانایزر" منتشر کرده است:

 تهران - 6 آذرماه 1404 برابر با 27 نوامبر 2025

برافراشتن پرچم آیودیا : سخنان مهم نخست وزیر مودی هنگام سخنرانی در مورد رنسانس فرهنگی و شکوه تمدن هند  [5]

پس از برگزاری مراسم برافراشتن پرچم بر فراز معبد زادگاه حضرت خدای رام در آیودیا، نخست وزیر نارندرا مودی پیام رنسانس فرهنگی و احیای شکوه تمدن باستانی هند را انعکاس داد. در اینجا بخش‌های محوری سخنان نخست وزیر برای جهانیان جهت ارتباط با میراث مذهبی و بزرگداشت آن آمده است!

نخست وزیر هند نارندرا مودی در حال سخنرانی 

در مراسم برافراشتن پرچم معبد رام

25 نوامبر 2025 (4 آذر 1404) ایالت اتارپرادش هند

آیودیا : سرزمین مقدس بهارات (هند) امروز 25 نوامبر شاهد لحظه‌ای تاریخی در تاریخ تمدن خود است، زیرا پرچم زعفرانی رنگ [6] در سرزمین مقدس زادگاه خدای رام، آیودیا، برافراشته می‌شود. این رویداد، احیای شکوه تمدنی و فرهنگ هند را نشان می‌دهد. در طول این رویداد تاریخی، پیام نخست وزیر نارندرا مودی نمادی از بیداری فرهنگی است. نخست وزیر درباره عظمت میراث دینی صحبت کرد. در اینجا بخش‌هایی از سخنان مهم نخست وزیر خطاب به جهانیان از سرزمین مقدس آیودیا آمده است.

 

رنگ زعفرانی، (ذکر) "اوم" (ॐ) و تصویر درخت آبنوس کوهی [7]، شکوه حاکمیت رام را مجسم می‌کند

«این پرچم مقدس فقط یک پرچم نیست. این پرچم تجدید حیات تمدن هند است. رنگ زعفرانی، نشان سوریاوانش [8] ، کلمه «اوم» و درخت کوویدارا، نماد ملت خدای رام هستند این پرچم یک تصمیم، یک موفقیت، داستانی از مبارزه برای آفرینش، شکلی فیزیکی از مبارزه صدها ساله است. برای هزاران قرن آینده، این پرچم فریادگر ارزش‌های خدای رام خواهد بود. حقیقت دارما [9] است [10] . نباید هیچ تبعیض یا دردی وجود داشته باشد و صلح و شادی برقرار است. نباید فقری وجود داشته باشد و هیچ‌کس درمانده باشد».

نماد تمدن هند

«امروز، نتیجه چند سده عبادت است، که شعله مقدس آن به مدت ۵۰۰ سال بدون تزلزل در ایمان یا فداکاری‌اش روشن ماند. انرژی الهی حضرت خدای رام اکنون به شکل این پرچم مقدس در معبد بزرگ محفوظ است. این پرچم صرفاً یک نماد نیست، بلکه نمایانگر تجدید حیات تمدن هند است. امروز، آیودیا شاهد یک لحظه تاریخی از بیداری فرهنگی است. ملت هند و جهان غرق در ارادت به خدای رام هستند. قلب هر پیرو خدای رام سرشار از رضایت عمیق، سپاسگزاری عظیم و شادی الهی است، زیرا زخم‌های چند صد ساله در حال التیام هستند.»

معابد ساپت منعکس کننده آرمان‌های خدای رام است

«من از همه شهروندان می‌خواهم که هنگام بازدید از معبد رام، از ایوان‌های ساپت [11] نیز دیدن کنند. این ایوان‌ها ارزش‌های ایمان، دوستی، وظیفه و هماهنگی اجتماعی را تقویت می‌کنند.»

آرمان‌های خدای رام به غلبه بر تأثیر مکالی [12] کمک می‌کند

«تا سال ۲۰۴۷، زمانی که صدمین سالگرد استقلال هند را جشن می‌گیریم، باید یک هند توسعه‌یافته را تضمین کنیم. چند روز پیش گفتم که در ۱۰ سال آینده، هدف ما رهایی هند از ذهنیت بردگی است. متأسفانه، تأثیر آنچه مکالی تصور کرده بود، حتی گسترده‌تر شد. ما به استقلال رسیدیم اما نتوانستیم خود را از احساس حقارت رها کنیم. ما کم‌کم به این باور رسیدیم که هر چیزی که منشأ خارجی داشته باشد برتر است و هر چه مال خودمان باشد پست‌تر.»

دموکراسی در دی‌ان‌ای هند است؛ خدای رام رونق اقتصادی را به آیودیا آورد.

«گفته می‌شد که قانون اساسی ما از قوانین اساسی خارجی الهام گرفته شده است، اما حقیقت این است که هند مادر دموکراسی است. دموکراسی در DNA ماست. از زمان قرار گرفتن تجسم خدای رام در معبد (pran pratishtha)، نزدیک به 450 میلیون نفر از پیروان معبد رام از آیودیا بازدید کرده‌اند. [13] این سرزمین مقدس شاهد ورود 450 میلیون نفر بوده است که تحول اقتصادی قابل توجهی را برای آیودیا به ارمغان آورده است.»

 

معبد رام، ساخته شده بر ویرانه های مسجد بابری 

در شهر فیض آباد (آیودیا) در ایالت اوتارپرداش هند

 

[1] - آنچنان که فرزانه خراسان، ناصر خسرو قبادیانی سرودند که :   «چون تیغ به دست آری مردم نتوان کشت     نزدیک خداوند بدی نیست فرامشت              این تیغ نه از بهر ستمگاران کردند      انگور نه از بهر نبید است به چرخشت        عیسی به رهی دید یکی کشته فتاده       حیران شد و بگرفت به دندان سر انگشت     گفتا که «کرا کشتی تا کشته شدی زار؟      تا باز که او را بکشد آنکه تو را کشت!»     انگشت مکن رنجه به در کوفتن کس          تا کس نکند رنجه به در کوفتنت مشت»

[2] - «فردریش مرتس» صدراعظم آلمان در حاشیه نشست «گروه هفت» در کانادا با شبکه تلویزیونی ZDF آلمان به نقش مُخرب رژیم صهیونیستی در خاورمیانه اذعان کرد و گفت: «این کار کثیفی است که اسرائیل برای همه ما انجام می‌دهد.»

[3] - دکتر حسن عباسی (زادهٔ ۱۳۴۵ ازنا) سخنران و نظریه‌پرداز توطئه ایرانی است. (مدیر اندیشکده یقین) : «ما باید کاخ سفید را به حسینیه بدل کنیم دوم بر سر زنان شأن حجاب می‌کنیم سوم کلیات دین اسلام را می‌بایست بپذیرند، چهارم قانون همجنس بازی را باید ملغی کنند، پنجم سیستم فساد را باید جمع کنند، شش اینکه امسال فرانسه تصویب کرد که محارم حتی بتوانند با هم ازدواج کنند به شرط اینکه بیش از ۱۵ سال داشته باشند باید ملغی شود زیرا جمهوری اسلامی ایران این انحطاط اخلاقی و فساد را بر نمی‌تابد.»

[4] - تا کی به تمنای وصال تو یگانه       اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه      خواهد به سر آید، شب هجران تو یا نه؟        ای تیر غمت را دل عشاق نشانه     جمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانه        رفتم به در صومعهٔ عابد و زاهد          دیدم همه را پیش رخت راکع و ساجد          در میکده رهبانم و در صومعه عابد         گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد            یعنی که تو را می‌طلبم خانه به خانه          روزی که برفتند حریفان پی هر کار          زاهد سوی مسجد شد و من جانب خمار          من یار طلب کردم و او جلوه‌گه یار          حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار           او خانه همی‌جوید و من صاحب خانه            هر در که زنم صاحب آن خانه تویی تو          هرجا که روم پرتو کاشانه تویی تو              در میکده و دیر که جانانه تویی تو        مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو           مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه            بلبل به چمن زان گل رخسار نشان دید      پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید        عارف صفت روی تو در پیر و جوان دید        یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید        دیوانه نیم من که روم خانه به خانه       عاقل به قوانین خرد راه تو پوید        دیوانه برون از همه آیین تو جوید         تا غنچهٔ بشکفتهٔ این باغ که بوید       هرکس به زبانی صفت حمد تو گوید     بلبل به غزلخوانی و قمری به ترانه      بیچاره بهائی که دلش زار غم توست       هرچند که عاصی است ز خیل خدم توست         امید وی از عاطفت دم به دم توست      تقصیر «خیالی» به امید کرم توست          یعنی که گنه را به از این نیست بهانه

[5] -  Ayodhya Dhwajarohan: Top quotes of PM Modi as he gives message on cultural renaissance & civilizational glory of Bharat

[6] – روزنامه هندو: «معبد آیودیا رام: نخست وزیر مودی پرچم زعفرانی را به نشانه اتمام ساخت و ساز برافراشت، نخست وزیر نارندرا مودی روز سه شنبه پرچم زعفرانی - دارما داوج - را در معبد رام در آیودیا به نشانه اتمام ساخت معبد رام برافراشت. آقای مودی پرچم زعفرانی مثلثی قائم الزاویه، به ارتفاع 10 فوت و طول 20 فوت، که تصویر خورشید تابان نماد شجاعت خدای رام، یک "اوم" (ذکر مقدس هندوها) و درخت کوویدارا را بر خود داشت، برافراشت. راشتریا سوایامسیواک سانگ (RSS)، سارسانگچالک (رئیس) موهان باگوات و یوگی آدیتانت، سروزیر اوتار پرادش نیز در این مراسم حضور داشتند.»

[7] - درخت کوویدارا (Kovidara) یک گونه گلدار مهم است که در سراسر شبه قاره هند و چندین بخش از آسیای جنوب شرقی یافت می‌شود. این درخت با نام‌هایی مانند آبنوس کوهی و درخت ارکیده شناخته می‌شود. اهمیت اکولوژیکی، فرهنگی، دارویی و گیاه‌شناسی آن، آن را به یک گونه گیاهی مهم تبدیل کرده است.

[8] - نام سوریاوانشی، که ریشه عمیقی در تاریخ و اساطیر هند دارد، به معنای واقعی کلمه به "نسل خورشید" یا "متعلق به سلسله خورشیدی" ترجمه می‌شود. این نام از کلمات سانسکریت "سوریا" (خورشید) و "وانشا" (سلسله یا دودمان) گرفته شده است. در سنت هندو، دودمان سوریاوانشی یکی از دو سلسله سلطنتی اصلی است که ریشه آن به سوریا، خدای خورشید، برمی‌گردد. این دودمان از اهمیت بالایی برخوردار است زیرا اعتقاد بر این است که بسیاری از حاکمان افسانه‌ای و صالح، از جمله خدای رام، یکی از خدایان مهم در هندوئیسم، از آن برخاسته‌اند.

[9] - آئین، باید و نبایدهای اخلاق فردی، نظم و سنتی که زندگی این جهانی را ممکن می‌سازد، شامل وظایف، حقوق، قوانین، ارتباطات و... زندگی درست

[10] - Truth is Dharma

[11] - معابد ساپت (Sapt Mandapam) نمایانگر راهنمایان، مریدان و همراهان محترمی هستند که نقش‌های محوری در زندگی خدای رام ایفا کردند، اصحاب آن حضرتند.

[12] -  Thomas Babington Macaulay (1800–1859) مکالی‌گرایی به سیاست معرفی سیستم آموزشی انگلیسی به مستعمرات بریتانیا اشاره دارد. این اصطلاح از نام سیاستمدار بریتانیایی توماس بابینگتون مکالی (۱۸۰۰-۱۸۵۹) گرفته شده است، که در شورای فرماندار کل خدمت می‌کرد و نقش مهمی در تبدیل زبان انگلیسی به زبان آموزش عالی در هند داشت. پروفسور کاپیل کاپور (دانشگاه جواهر لعل نهرو) در سخنرانی خود در سمینار ملی «استعمارزدایی از آموزش زبان انگلیسی» در سال 2001، تأکید کرد که آموزش زبان انگلیسی رایج در هند امروز، تمایل به «به حاشیه راندن یادگیری موروثی» و ریشه‌کن کردن دانشگاهیان از «شیوه‌های فکری سنتی هندی» داشته و در آنها «روحیه خودکم‌بینی» را القا کرده است. بسیاری از ملی‌گرایان هندی از مکالی‌گرایی انتقاد کرده‌اند و ادعا می‌کنند که این مکتب، سنت‌های هندی را در بخش‌هایی مانند امور مالی ریشه‌کن کرده و آنها را با یک سیستم خارجی جایگزین کرده است که کاملاً برای هند نامناسب است. علاوه بر این، آنها ادعا می‌کنند که مکالی‌گرایی باعث شده است که سیستم‌های فکری خارجی بر سیستم‌های فکری هندی، به ویژه سیستم‌های فکری هندو، اولویت پیدا کنند.

[13] - گزارش های منتشر شده توسط مقامات وابسته به حکومت حزب BJP بیانگر آن است که معبد رام در سال 2023 تا قبل از تکمیل شدن 57 میلیون نفر بازدیدکننده داشته است، این آمار در سال 2024 به 160 میلیون بازدید کننده افزایش یافته است، و در ششماهه نخست سال 2025 نیز 230 میلیون نفر از آن بازدید کردند. که این حجم توریست در این شهر کوچک، یک و نیم درصد از GSDP هزار میلیارد دلاری ایالت اوتارپرادش را به خود اختصاص داده است.

مقدمه مترجم (سایت یادداشت های بی مخاطب):

«انسان بدون آزادی و اختیار، تصویری تاریک از موجودیت، و انسانیتی خدشه‌دار خواهد بود، آزادی و اختیارِ گزینش، دو پدیده والاگهرند، و برازنده انسان، و نشات گرفته از حقیقتِ عالم والای انسانی او، به طوری که در دوره بردگیِ انسان، سخن از انسانیت گفتن گاه بیهوده خواهد بود، چرا که در عالم بردگان، انسانیت خواهد مُرد، و یا رنگ خواهد باخت، و این تنها با آزادی و اختیار است که انسانیت در زندگی شکوه و بزرگی خود را نشان خواهد داد.

بردگیِ تن و نیروی کار انسان‌ها، ابتدایی‌ترین نوع بردگی رایج است، بردگانی اسیرترند که در پس دیوارِ ایده‌ها گرفتارند، زندانی با دیوارهایی بلندتر، که اسرایش انسانیت خود را خواهند باخت، و به رَمِگانی با هیکل انسان، و به قول مرحوم پدرم حیوانی در "غلاف انسان" تبدیل خواهند شد، چراکه تن‌بردگان تنشان بیشتر از روحشان خواهد فرسود، اما بردگان اندیشه، روح انسانی‌شان ذره به ذره نابود خواهد شد، و تن‌بردگی شاید به ارث نرسد، اما بردگی در اعتقاد و ایده احتمالِ به ارث رسیدنش هم بیشتر است، چراکه ورود به ایده و یا هر دینی، گاهی آسان و آزادانه است، اما خروج از آن، سخت و جانکاه، و گاه همراه با باختن جان، و تحمل رنج بسیار خواهد بود.

هندوئیسم همزاد با دین زرتشت، و این دو از یک ریشه، برادر و در بسیاری از اندیشه و ساختار برابرند، که هر دو در دو تمدن دیرپا و باشکوه همسایه‌ی هم، یعنی ایران و هند متولد، و رشد یافتند، هجوم مسلمانان به امپراتوری ساسانی در ایران، دین و قلمرو آئین زرتشت را نابود کرد، تا جایی که اکنون به جزایری اندک و ناچیز محدود شده‌اند، که اکثرا در سرزمین هند، و عدد کم‌تری در ایران و سپس از آن دو کمتر، در آغوش کشورهای غربی باقی مانده‌اند، و زندگی خود را نیم‌بند ادامه می‌دهند.

 ایرانیان زرتشتی با شکست نظامی در برابر سپاه برآمده از شبه جزیره عربی، در درازای یکهزاره و چهار سده گذشته، و به ویژه در زمان حاکمیت خلفای اسلامی، به دین اسلام در آمدند، و به جز جزایر کوچکی از آنان که همچنان زرتشتی باقی مانده‌اند، و در مناطقی از جمله یزد، در ایران زندگی می‌کنند، باقی محو شدند.

اما هندوئیسم، با هجوم مستقیمِ سپاه اسلام رودررو نگردید، بلکه این اسلامی ایرانیزه شده بود، که بعدها حامل فرهنگ اسلامی به شبه قاره هند گردید، چند سده جهاد اسلامی برای مسلمان کردن ایرانیان، نیروی بسیاری از مهاجمان مسلمان را فرسود، و در این بین، ایرانیان زیردست، کم کم توانستند مسلمانان مهاجم را، تا حدودی در فرهنگ غنی خود، اصلاح و تا حد زیادی روادار نموده، لذا سلطه اسلام بر هندوستان، که بعد از سلطه بر ایران صورت گرفت، هرگز گَزَندگی سابق، و خوی تهاجم، کشتار، ویرانگری و... و به ویژه تغییر مذهبی که در ایران به دنبال داشت را، در پی نداشت،

از خشونت آن بسیار کاسته شد، و سپس به هندوستان رسید، از این جهت، فرهنگ هندو از نابودی نجات یافت، و ورود اسلام به هند، بسیار مسالمت آمیزتر بود، و باعث نشد تا شاهد یک ویرانی فرهنگی گسترده، آنچنان که بر فرهنگ و تمدن ایران رفت، در هند تکرار شود، و به عکس، چند سده حاکمیت‌های اسلامِ ایرانیزه شده بر هند، در دوره بلند حاکمیت گورکانیان [1] و... باعث شکوفایی و آبادانی بسیار گردید، چرا که با رواداری خود، بقای فرهنگ هندو، و حتی حفظ و گسترش آن را تضمین کرد، ترجمه متون هندو، به زبان فارسی، باعث حفظ و انتقال فرهنگی آنان نیز گشت.

و هندی‌ها این شانس را هم داشتند که متعاقب رنسانس در اروپا، سلطه غرب بر هند، در دو سده پیش از استقلال هند در سال 1947 آغاز شد، و به ویژه حرکت انقلاب آزادیبخش هند علیه این سلطه، باعث شد، برخی از تیزی و گزندگی فرهنگ هندوئیسم نیز توسط غربی‌ها، و بعدها توسط انقلابیونی همچون گاندی، امبادکار (نویسنده قانون اساسی هند) و... اصلاح شود، که از جمله آن سست‌تر شدن رسوم ظالمانه و ضد انسانی نظام طبقاتی، فرهنگ های ظالمانه‌ایی مثل ساتی [2] و... بود، که از مواردی بودند که در دوره حاکمیت اسلام، غرب و سپس آزادیخواهان در هند، اصلاح گردیدند و...،

اما نهضت بازگشت به فرهنگ هندوئیسم، که با نوعی فاشیسم ملیگرایانه فرهنگی و نژادی همراه است، و حتی بازیابی نظام طبقاتی را به نظر می‌رسد که مد نظر دارد، از سال 1925، توسط رهبران سازمان بزرگ و گسترده و شبه نظامی RSS [3] و... رسما آغاز، و پی گرفته شد، کسانی که اکنون یکصدسالگی خیزش راستگرایانه خود را جشن گرفته‌اند، در حالی که حاکمیت این کشور را توسط شاخه سیاسی خود، یعنی حزب مردم هند (BJP) در دست دارند، مهمترین اهداف آنان حاکمیت مجدد فرهنگ و آئین هندو، از طریق غیرزدایی (اسلام زدایی، و مسیحیت زدایی و...) است که در هجوم خود به هند، فرهنگ و دین هندو را در معرض خطر قرار داده‌اند،

هندوئیسم خود را در حال مواجهه با تهاجم فرهنگی اسلام و بودیسم شرقی، و مسیحیت غربی، و اصلاح طلبان داخلی همچون بودیسم می‌بیند، از این رو، مبارزه با مظاهر حضور این ادیان در خاک هندوها را شدید و رقیق، قانونی و غیرقانونی و... پی گرفته است، اوج مبارزه با اسلام در هند، در نبرد هند با پاکستان بر سر سرزمین‌های مسلمان نشین شبه قاره، و مبارزه با بودیسم که به پاک کردن هند از حضور موثر بودائیان انجامید، و بودائیان را به عمق سرزمین‌های شرق و جنوب شرق آسیا متواری کردند، و مبارزه با مسیحیت نیز، که هجوم خزنده خود را از طریق گروه‌های تبشیری در هند دنبال می‌کند، که به گسترش مسیحیت در بین جامعه ظلم‌زده (هندو در تقسیم طبقاتی آن) منجر شده، دنبال می‌شود،  

خودخواهی ارباب معابد که خود را صاحب و راهنمای توده مردم، و نماینده ویژه خدایان در زمین می‌دانند، که در دین هندو، برهمنان (و یا همان موبدان) که کل خلقت انسان‌ها را به سان بدن انسان می‌بینند، و انسان‌ها را بر اساس حرفه آنان، به اعضای این بدن تقسیم می‌کنند، و از قضا خود را به مهمترین ارگان این تن انسانی، یعنی سر آن منتسب کرده، و در نظر گرفته و می‌دانند، و همان نقش را هم برای خود در بین دیگران قائلند.

اینان همچون دیگر ارباب معابد در دیگر ادیان، عدد پیروان آئین هندو را، نشانه عزت دینی خود تلقی کرده، خروج آنان را از این آئین، شکست خدای خود دانسته، و خود را مامور به حفظ عدد پیروان و افزایش آن می‌دانند، و طبقه روحانیت هندو، خود را به سان چوپانانی می‌بیینند که، رمه‌های بزرگ و پر تعدادشان، نشانه حقانیت، شکوه و ثروت آنان است، و بسیار مراقبند که از عدد رمه آنان کاسته نشود، و بلکه افزوده گردد.

از این رو آزادی و اختیار انسان‌ها در پذیرش اعتقاد، ایده و ادیان دیگر را، قربانی هوای نفس خود کرده، به بهانه مبارزه با تهاجم فرهنگی رقیب، انسان‌های تحت سلطه خود را به بردگی و اسارت برده، هرگونه تغییر فرهنگ و دین را منافی جایگاه و اهداف خود دیده، و به مبارزه با آن بر می‌خیزند،

در حالی که در ظهور ایده‌های جدید، فرهنگ منحط آنان اصلاح می‌گردد، همچنانکه در دوره حاکمیت مسلمانان، هندِ متکثر و هزار فرقه، ثروتمندترین کشور دنیا بود، و در دوره استعمار و حاکمیت بریتانیا بر هند، گرچه این ثروت گرد آمده در زمان پارسیگویان مسلمان حاکم بر هند، به تاراج رفت، و فقیر و گرسنه، در سال 1947 وارد دوره آزادی شدند، اما صنعت و سیستم حکومتی جمهوری متکثر، سکولار و سوسیال بر جای ماند، که علاوه بر مبارزه با مظاهر ضد انسانی فرهنگ هندو، از جمله نظام طبقاتی و رسومی همچون ساتی و... اصلاحات رشک برانگیزی در این کشور صورت داد، به طوری که سیستم دمکراسی پارلمانی آنان امروز رشک برانگیز برای ملت های دچار دیکتاتوری در منطقه، و پیشرو بوده، هند را در مسیر پیشرفت و ترقی قرار داده است.

و حال کسانی پیدا شده اند که کوس بازگشت می‌زنند! و علائم بازسازی نظام طبقاتی، جور و ظلم بردگی اعتقادی و جبر دینی را با تعدی علیه حقوق دیگران دنبال می‌کنند، اماکن دینی دیگران را ویران، بر خرابه‌های آن معابد خود را دوباره می‌سازند، اقلیت‌ها را از حقوق اولیه ساقط کرده، به شهروندان درجه دوم تبدیل کرده، تا در اثر فشار اجتماعی، بلکه آنان را به دین آبا و اجدادی خود، یعنی هندوئیسم باز گردانند، و باقی آنان که به هندوئیسم نَگِروند را، به جرم ناپاک بودن از دین ملی، از سرزمین مقدس هندوها بیرون کنند و...

 از این نظر است که شعار مبارزه با تهاجم فرهنگی توسط این نوع فاشیسم مذهبی، نژادی و فرهنگی، تنها معنی بلند کردن دیوارهای اسارت مذهبی دارد، که حرکت انسان‌ها را، در مسیر انتخاب آزادانه و اختیار خدادادی آنان سلب کرده، در دایره دین رسمی، حفظ می‌نماید.

مطلبی که ترجمه شده است، از سایت اورگانایزر، ارگان مطبوعاتی سازمان RSS در هند است، که گروهی مادر، از مجموعه‌ایی بزرگ از ملیگرایان هندوست، که نوعی فاشیسم مذهبی، نژادی و فرهنگی را در هند دنبال می‌کنند.

 لازم به ذکر است، برای یک ایرانی چنین نبردی در هند دو سر باخت خواهد بود، چرا که ضربه به هندوئیسم، ضربه به محتوای فکری و فرهنگی برادری دو قلو است، که قُل ایرانی آن پیش از این ذبح شده، و از بین رفته است، و نشانه‌های فرهنگ زرتشت را در قُل دیگر آن، یعنی هندوئیسم می‌توان دید و مطالعه کرد؛ از سوی دیگر، هندوها با مسلمانان هند، به عنوان بزرگترین اقلیت مهاجم، در یک مبارزه فراگیر قرار دارند، نابودی مسلمانان هند نیز نابودی ایران و ایرانیت خواهد بود.

چرا که اسلام هند، سرریز ایران فرهنگی در هند است، و صدها سال، معماری، ادبیات، فرهنگ ایران، در زبان و منش مسلمانان هند موج می‌زند، و آنچه ایرانِ تحت سلطه اعراب نتوانست در خود حفظ کند، هندی‌های مسلمان در صنایع دستی، فرهنگ معنوی و عرفانی، معماری و منش و رسوم زندگی خود حفظ کرده‌اند،

 به عنوان نمونه، گروه عرفانی میرسید علی همدانی [4] که با ششصد مرید و همراه خود از همدان ایران، به مناطق کوهستانی کشمیر مهاجرت کردند، گروه بزرگی از مشاغل و حرفه‌ها ایرانی را به هند بردند و رواج دادند، که اکنون نیز در هند زنده است و دنبال می‌شود، در حالیکه در سرزمین مادری، این حرفه‌ها و صنایع، مرده و به خاک سپرده شده است، و اثری از آن در همدان نمی‌توان دید، حال آنکه صنعت کاغذ فشرده، در کشمیر همچنان به عنوان میراث همدانی، و در اتارپرادش به عنوان ظروف فلزی خیامی زنده است و بالنده؛ و برای مردم هند ثروت و صادرات به ارمغان می‌آورد و...،

نقاشی مینیاتور، شعر و لغت و اندیشه فارسی، عرفان ایران در حد وسیعی توسط حکومت‌های پارسیگوی گورکانی و... در هند پرورش یافت و همچنان باقیست، که گنجینه‌ایی بی نظیر از ایران بزرگ فرهنگی و تمدنی است که هند در کالبد خود حفظ کرده است، بزرگترین جمعیت زرتشتیان ایرانی، که با هجوم خلفای اسلامی، از مناطق طبرستان و... به هند مهاجرت کردند، تا خود و دین و آئین خود را از خطر نجات دهند، امروز بزرگترین کُلونی جمعیتی هموطنان زرتشتی ما در جهان است، که در هند ادامه حیات داده‌اند.

باعث شرم است که چنین وسعت جمعیتی از زرتشتیان، حتی در سرزمین آبا و اجدادی آنان، در فلات تمدنی ایران، دیده نمی‌شود، اما برادران هندوی ما، چنان وسعت عملی به این برادران نژادی (آریایی) و فرهنگی خود داده‌اند که این ایرانیان، اکنون صاحب بزرگترین صنایع و تجارت هند می‌باشند، دستان با کفایت زرتشتیان ایرانی (که به پارسیان هند مشهورند) نسبت به تاسیس و اداره کمپانی‌هایی بزرگ تولید همچون تاتا، گودریج و... خود را نشان داده است، اینان موسس سیستم راه آهن، صنعت هسته ایی، سیستم دانشگاهی پیشرو و... در هند بوده، و از این نظر هند مدیون زرتشتیان است، همانگونه که زرتشتیان بقای خود را مدیون هند هستند.

اینگونه است که یک ایرانی آگاه به تاریخ خود، نه خواهان نابودی مسلمانانِ هند، و نه خواهان نابودی هندوها، و فرهنگ هندویی خواهد بود، چرا که هر دو از نژاد و فرهنگی با یک منشا، به ایران گره می‌خورند. اما چه می‌شود کرد، راستگرایان هندو در سازمان RSS و شاخه سیاسی آن حزب BJP برای حراست از فرهنگ هندویی، دست به خشونت و فشار علیه دیگران زده‌اند، و به تحمیل و اجبار دینی و فرهنگی روی آورده اند.

و در دنیایی که ارباب معابد، عدد پیروان خود را، مبنا و پایه‌ی حقانیت خود قرار داده‌اند، و کمتر به وجه انسان‌سازی ایده‌ها توجه دارند، فشار خود را به کسانی که مکتب هندو را رها می‌کنند، افزایش داده، و سعی دارند به اسم مبارزه با تهاجم فرهنگی غرب (مسیحیت) و شرق (اسلام، بودیسم و...) دیگر اقلیت‌ها را سرکوب کنند، با این مقدمه تلخ و شیرین به ترجمه یک متن خبری کوتاه، از فعالیت راستگرایان هندو برای حفظ عدد جمعیتی خود، می پردازم.

اما باید توجه داشت که دین و آئینی که یک حکومت، با تمام نیروهای دولتی و شبه دولتی، با فشار و بسیج تدابیر حکومتی، و گروه‌های سیاسی فشار وابسته، عدد جمعیتی خود را حفظ کند، محرز است که با بحران استدلال وجودی، و ناکارامدی مفهومی مواجه است، که اینگونه حفظ و سرپا نگه داشته می‌شود،»

 تهران - شنبه 24 آبانماه 1404 برابر با 15 نوامبر 2025

بازگشت به خانه: 115 تن از جامعه قبایلی [5] منطقه کبیردام ایالت چتیسگر به هندوئیسم بازگشتند[6]

خانم باوانا بوهرا (نماینده مجلس ایالتی، از حزب مردم هند) [7] عنوان داشت، این تلاش‌ها باعث حفظ فرهنگ باستانی و اعتقادات مذهبی مردم ایالت خواهد شد.

Nov 12, 2025 (20 آبان 1404)

باوانا بوهرا و دیگران، در حال شستن پای بازگشت کنندگان به آئین هندو

منبع عکس: ANI

رایپور [8] : بیشتر از صد تن از مردم بخش پانداریا در کبیردام ایالت چتیسگر به هندوئیسم [9] تغییر دین دادند. بازگشت کنندگان در مراسم "بازگشت به خانه" [10] که در روز 11 نوامبر (2025) در روستای "نئور" برگزار شد، به سنت و اعتقاد اعقاب خود بازگشتند. تمام این 115 تن از جامعه قبایلی بودند که تحت برنامه "Sanskriti Gaurav Sammellan Evam Abhinandan Samaroh " به حقیقت یکتای [11] خود بازگشتند. آنان کسانی بودند که بازگشتی به آنچه داشتند، که از آن روی برگردانده بودند، و به مذاهب دیگر گرویده بودند. تمام این 41 خانوار، توسط نماینده مجلس ایالتی از حزب BJP، خانم باوانا بوهرا و دیگران با مراسم شستن پای‌شان، همراهی و خوش آمد گفته شدند، تا به دین اصیل و آبا و اجدادی خود باز گردند.

"کبیردام، چتیسگر: ۱۱۵ روستایی قبیله‌ای از مناطق جنگلی از مسیحیت به ساناتان دارما بازگشتند. باوانا بوهرا، نماینده مجلس از حزب بهاراتیا جاناتا، با شستن پاهایشان از آنها استقبال کرد؛ گفت برخی قبایل را از طریق کتاب‌های عهد جدید (انجیل)  فریب می‌دهند، تا فرهنگ آنان را به بیراهه برند."

این مطلب را نماینده قانونگذاری از حزب BJP در شبکه X (ایکس و یا توئیتر سابق) [12] به اشتراک گذاشت که "فرهنگ قبیلگی، تمدن و هویت میراث ماست." 

 بوهرا نوشت : « 115 نفر از جامعه قبیلگی، در اثر برنامه "بازگشت به خانه" در منطقه ونانچال به راه راست هدایت شدند و به اعتقاد اصیل خود دوباره بازگردانده شدند، و به ریشه‌های فرهنگ خودشان دوباره متصل شدند.»

او اضافه کرد : «در این مراسم، پاهای آنان شسته شد، و خوش آمد گفته شدند، و اعضای خانواده‌های قبیلگی در روستاهای Neur, Amania, Amlitola, Mahidabra, Khairahapara, Dafrapani, Damgarh,   Sarapani و  Birhuldih در این برنامه‌ی "بازگشت به خانه" هدایت شدند.»

بوهرا اشاره داشت که اینگونه تلاش‌ها برای حفظ فرهنگ و مذهب ایالت صورت می‌گیرد.

بوهرا همچنین از نخست وزیر (نارندرا) مودی و سروزیر  ایالت چتیسگر (ویشنو دیو سای) به خاطر طرح‌های رفاهی با هدف ارتقاء، خدمت و توسعه جوامع قبیله‌ای تقدیر کرد و اظهار داشت که این تلاش‌های انجام شده توسط آنان، باعث کسب هویت جدید، برای جامعه قبیلگی در جهان شده است.

بیشتر در مورد برنامه "بازگشت به خانه" بخوانید : « 240 خانواده در چتیسگر به هندوئیسم گرویدند»

او اشاره داشت که تنها در منطه پانداریا بیشتر از 3000 نفر تحت برنامه نخست وزیر برای خانه‌دار کردن جویندگان مسکن [13]، صاحب خانه شده‌اند. این رهبر حزب BJP عنوان داشت که "بیش از ۱۰۰ کیلومتر جاده آسفالته ساخته شده است و اعضای جامعه مذکور دیگر مجبور نیستند برای آوردن آب مسافت زیادی را طی کنند، زیرا آب آشامیدنی تمیز به همراه برق و دیگر مزایای رفاه دولتی به آنها تحویل داده می‌شود.»

او تاکید کرد که «این وظیفه ماست که از فرهنگ قبایلی خود محافظت کنیم که از آب، جنگل، و زمین محافظت می‌کند، و تلاش‌های ما در این زمینه بدون وقفه ادامه خواهد یافت.»

لازم به ذکر است که بخش‌هایی از مناطق با اکثریت قبایلی، مدت‌هاست که تحت تأثیر فعالیت‌های مرتبط با تغییر دین از طریق افرادی از جوامع قبیله‌ای قرار گرفته‌اند، و عده‌ایی اغلب به خیابان‌ها می‌آیند تا علیه فعالیت‌های غیرقانونی تغییر دین اعتراض کنند [14] و خواستار حذف مزایای عضویت در جامعه قبیله‌ایی توسط کسانی‌اند که دین دیگری را پذیرفته‌اند و هنوز از مزایایی که منحصراً برای این جامعه در نظر گرفته شده است، بهره‌مند می‌شوند.[15]

یک مرد متعلق به اقلیت مسلمان هندی، در حال عبور از مقابل یک دیوار نگاره با محتوای رواداری مذهبی،

که نشان دهنده تنوع ادیان در هند است، و با نام آنان (هندوئیسم، جینیسم، بودیسم، سیکیسم، اسلام، مسیحیت)

و با حروف مشترکی از این ادیان، در یک وحدت، کلمه "هند" را ساخته‌اند

[1] - امپراتوری گورکانی یا گورکانیان هند که در ادبیات غرب با عنوان مغولان کبیر هند نیز شناخته می‌شود، یک امپراتوری ترکی-مغولی، مسلمان و با فرهنگ ترکی-ایرانی و فرهنگ هندوپارسی در دوران تاریخی عصر جدید اولیه در شبه‌قاره هند بود. این دولت که برای بیش از سه سده بر مناطق وسیعی در جنوب آسیا فرمان راند، در سال ۱۵۲۶ میلادی توسط بابر که از نوادگان امیر تیمور بود بنیان گذاشته شد. بابر، یکی از شاهزادگان تیموری، با پشتیبانی صفویان و عثمانی در جهت تضعیف سلطان دهلی، ابراهیم لودی، به جنوب آسیا لشکر کشید و در نبرد نخست پانی‌پت دولت دهلی را به سختی شکست داد و بر شمال هند مسلط شد. با این حال، ظهور گورکانیان به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای، حدوداً در سال ۱۶۰۰ میلادی و در دوران اکبر کبیر، نوهٔ بابر، روی داد. امپراتوری وسیع اکبر تا پایان حکومت اورنگ‌زیب، آخرین پادشاه بزرگ گورکانی، پا بر جا ماند و پس از مرگ او در ۱۷۰۷ میلادی، زوال آنان آغاز شد. گورکانیان در سال ۱۷۳۹ میلادی به سختی از نادرشاه در نبرد کرنال شکست خوردند که این مسئله عملاً زمینه‌ساز سقوط نهایی آنان شد و سرانجام رفته رفته تمام قلمروی گورکانیان توسط کمپانی هند شرقی تصرف گردید. پس از شورش‌های سال ۱۸۵۷، امپراتوری بریتانیا رسماً دولت گورکانی را منحل کرد و حکومت شبه‌قاره به راج بریتانیا واگذار شد.

[2] - رسم ساتی یک آیین مذهبی در میان جوامع هندی بود که در آن، زنی که شوهرش را به تازگی از دست داده بود، در مراسم سوزاندن بدن شوهرش، خودش را آتش می‌زد و هر دو با هم در آتش سوزانده می شدند، یکی زنده و یکی مرده. در هند باستان این رسم اهمیت فرهنگی و دینی بسیاری داشت و نشانه وفاداری زن به شوهر تلقی می‌شد. هر چند بیشتر ساتی‌ها به صورت داوطلبانه انجام می‌گرفت اما فشارهای خانوادگی و اجتماعی و اجبارها زن را به شرکت در این مراسم وا می‌داشت. رسم ساتی هم در بین زنان عادی و هم در بین زنان اشرافی رایج بود و یک فریضه دینی محسوب می‌شد. این سنت دینی از ۱۸۲۹م نادر و غیر قانونی اعلام شد

[3] - راشتریا سوایامسیوک سَنگْ به انگلیسی: Rashtriya Swayamsevak Sangh با سرواژهٔ آراس‌اس به انگلیسی: RSS) «سازمان ملی داوطلبی» یا «سازمان ملی میهن‌پرستی») یک سازمان داوطلبی شبه‌نظامی، ملی‌گرای‌ هندو و راست‌گرای هندی است که به‌طور گسترده شاخهٔ عملیاتی حزب بهاراتیا جاناتا، حزب فعلی حاکم هند، شناخته می‌شود. آراس‌اس رهبر شبکه بزرگی از سازمانها به نام «سنگه پریوار» است که در همه بخش‌های جامعه هند حاضرند. با ۶ میلیون عضو بزرگترین سازمان غیردولتی در جهان است. این سازمان، حکم بسیج مردمی را دارد و از افراد داوطلب و میهن‌پرست تشکیل می‌شود که به باورهای پیش از حمله نادرشاه به هند که باعث ورود ادیان سامی به هندوستان شد، پای‌بند هستند. تحت فشارهای این گروه، مجلس هندوستان طرح جلوگیری از مهاجرت مسلمانان به هندوستان را اجراء کرد که از سال ۲۰۲۰ به بعد، هیچ مسلمانی نمی‌تواند به هندوستان مهاجرت کند

[4] - امیر سید علی بن شهاب (۲۲ اکتبر ۱۳۱۴ – ۱۸ ژانویه ۱۳۸۵) معروف به میر سید علی همدانی، قطب سلسله ذهبیه، عالم و شاعر ایرانی قرن هشتم و از مبلغان عمده اسلام در کشمیر هند و از بزرگان سلسله کبرویه بود. بیش از ۱۱۰ اثر به وی منسوب است. از وی به عنوان «امیر کبیر»، «شاه همدان» و «حضرت علی ثانی» نیز نام برده شده‌ است. پدر وی حاکم همدان و از سادات حسینی بود. از او آثاری در علوم غریبه به‌جای مانده‌ است. وی را جد اعلای سید روح‌الله خمینی دانسته‌اند. 

[5]- Tribal Community جامعه قبایلی از جمله جوامع عقب مانده جامعه هند است که در قانون به رسمیت شناخته شده، و قوانینی برای حمایت از این جامعه وضع شده است، یکی از این قوانین مراقبت از آنان در برابر تغییر مذهب است، که دستگاه قضایی هند روی تغییر دین این مردم بسیار حساس عمل کرده است، و سال گذشته دو کشیش مسیحی که روی ترویج مسیحیت در بین این جامعه فعال بودند را دستگیر و به زندان محکوم کرد، اما تغییر دین از اسلام، مسیحیت و... به آئین هندو خطی است که از سوی راستگرایان ملیگرا در حزب مردم هند (BJP) و سازمان ملیگرایان آر.اس.اس (RSS) و... دنبال می شود، تسلط راستگرایان بر ارکان قدرت در هند، مبانی قانون اساسی بازمانده از نهضت آزادیبخش مهاتما گاندی را سست کرده و کم کم آنرا از محتوا خارج می کند و حاکمیت هند در پی ترویج مبانی دینی هندوئیسم رفته و اقلیت ها را نابود و به سوی دین اکثریت باز می گرداند، و هندوئیسم به عنوان دین اکثریت مبنا می شود، یکی از ارزش‌های اساسی قانون اساسی انقلابی و آزادیبخش هند، سکولاریسم و جدایی دین از دولت بود که با روی کار آمدن ملیگرایان هندو، اصل متکثر بودن جامعه، به محاق می رود و رسما ترویج و تحکیم دین هندو، به عنوان یک رویه در اولویت دست اندرکاران حاکمیت هند قرار می‌گیرد.

[6] - Ghar Wapsi: 115 people from tribal community revert to Sanatan fold in Kabirdham of Chhattisgarh.

[7] - خانم Bhawna Bohra نمانده حزب BJP در مجلس ایالتی @BhawnaBohrabjp

[8] - Raipur مرکز ایالت چتیسکر

[9] - Sanatan fold و یا Sanatan Dharma یک واژه سانسکریت است که می‌توان آن را بعنوان "دین ماندگار" و یا "قانون مانا" ترجمه کرد که منظور همان آئین هندو است، که گفته می شود 15 هزار سال عمر دارد و قدیمی ترین نوشته های این فرهنگ مذهبی در کتاب های ودا و از جمله چهار کتاب ودای اصلی به جای مانده، که اشاره به روش، نژاد و نوعی زندگی خاص دارد، که در مسیر این فرهنگ، فرد به آزادی و بیداری دست می‌یابد (Moksha) و چرخه تناسخ رها می شود.

[10] - Ghar Wapsi (Returning Home) برنامه‌ای برای تغییر مذهب به هندوئیسم (و تا حد کمتری، سیکیسم) از اسلام، مسیحیت و سایر ادیان در هند است که توسط هندوهای هندی انجام می‌شود. سازمان‌هایی مانند ویشوا هندو پریشاد (VHP) و راشتریا سوایمسواک سنگ (RSS) و همچنین در خارج از کشور مانند اندونزی. این اصطلاح به ایدئولوژی ملی‌گرایانه هندو برمی‌گردد که همه مردم هند از اجداد هندو هستند و از این رو، تغییر به هندوئیسم نوعی «بازگشت به خانه» به ریشه‌های اجدادی خود است این برنامه در سال ۲۰۱۴ به موضوع بحث عمومی تبدیل شد. یوگی آدیتیانات از حزب بهاراتیا جاناتا ادعا کرده است که این کمپین ادامه خواهد یافت مگر اینکه تغییر دین به ادیان دیگر در کشور به طور کلی ممنوع شود. ویشوا هندو پریشاد و راشتریا سوایمسواک سانگ چندین رویداد از این نوع را در ایالت های تلانگانا، آندرا پرادش، کرالا و گوا ترتیب دادند. و اینک در چتیسگر

[11] - Mool Dharma دین یکتا، یا حقیقت یکتا 

[12] - pic.twitter.com/arOSk3vFQE — Treeni (@TheTreeni) November 11, 2025 

[13] - Pradhan Mantri Awas Yojana

[14] - گروه‌های ملیگرای هندو به صورت سازمان یافته با مظاهر حضور ادیانی که از خارج از سرزمین هند، به داخل شبه قاره آمده‌اند، مبارزه کرده و به حضور آنان اعتراض می‌کنند. با روی کار آمدن احزاب ملیگرا قوانینی در سطح ایالت ها برای غیر قانونی کردن تغییر دین تصویب کرده اند که هنوز در ابعاد ملی این قوانین به قدر کافی تصویب نشده است، از این لحاظ است که تغییر دین از هندوئیسم به دیگر ادیان را غیر قانونی اعلام می‌کنند، اما تغییر دین از دیگر ادیان به هندو کاملا قانونی و حتی ارزش تلقی می‌شود.

[15] - جامعه قبیله‌ای به عنوان یک جامعه عقب افتاده، در قانون اساسی هند، شامل مزایایی از جمله سهمیه کسب پست های اداری، دولتی و تحصیلی و... است که ملیگرایان، اعطای همین سهمیه را عامل فشار به کسانی قرار داده اند که از دین هندو خارج شده و به ادیان دیگر می گروند، و اعلام می کنند کسانی که دین خود را از آئین هندو تغییر دهند، این امتیازات اجتماعی را از دست خواهند داد، به واقع امتیازات اجتماعی که به واسطه عقب ماندگی این جامعه اعطا شده، به اهرم فشاری از سوی حکومت، برای منصرف کردن افراد از تغییر در دین تبدیل شده است.

 

مقدمه مترجم (سایت یادداشت‌های بی مخاطب):

راستگرایان و ایدئولوژی راستگرایی این روزها در صحنه جهانی (آسیایی، اروپایی، افریقایی و امریکایی) جولان می‌دهد و ویرانگری‌های بسیار دارد، ایده‌ایی که انسان را از انسانیت خود تهی کرده، آنان را به خودی و غیرخودی، حق و باطل، شهروند و بیگانه، مقیم و مهاجر و... تعریف، و در نهایت کل آنان را به ابزاری برای تحقق اهداف خود تبدیل، و یا بردگانی در مسیر هدف عالی خود دیده و شمرده، و به پیش رانده و همراه می‌سازد.

برای یک راستگرای هندو، اصل و اساس، مجد و عظمت سرزمین و آئین هندوست، که اهمیت دارد، و او بدان توجه دارد، وقتی به او بگویند برای مجد و عظمت این آئین مثلا باید 200 میلیون مسلمان هند و... را قربانی کرد، تا تغییر دین دهند، خدای خود را فراموش کنند، آئین و کتاب خود را رها کنند و...، می‌گوید، اینان روزی هندو بوده‌اند، و در اثر تجاوز بیگانگان بر ما تحمیل شدند، پس مهم نیست که چه برای‌شان پیش می‌آید! یا اینان دوباره به آئین هندویی و فرهنگ باستانی خود باز می‌گردند! یا به عنوان اغیارِ متجاوز باید سرزمین هندوها را ترک کنند و...، هند پاکستان هندوهاست!

برای یک راستگرای یهودی صهیونیست، و یا مدافع آنان دونالد ترامپ، از حزب جمهوریخواه امریکا مهم نیست که چه بر سر یک ملت که از بیش هزار و چهارصد سال قبل، به هر ترتیبی مقیم فلسطین شده‌اند، خواهد آمد، اگر آرمان یهود به پایتختی اورشلیم تحقق یابد، برای او کافی است، و این همان وعده الهی خواهد بود که خدا در تورات به آنان داده است! دیگران نه برای او مهمند، و نه مساله، این است که آنان برای تنبیه 50 هزار نیروی حماس، بیش از دو میلیون و اندی فلسطینی را در غزه دو سال است که آواره و گرسنه به این و سو آن سو می‌کشند، تنبیه کرده، هفتاد هزار نفر از آنان را، از کودک، زن، پیر و جوان، به انتقام نیم روز حمله حماس به اسراییل، و کشتن هزار و دویست اسراییلی در حمله 7 اکتبر 2023 کشتند، هزاران نفر را معلول و مجروح کردند، هزاران تن بمب بر سر آنان فرو ریختند، و آنان را تشنگی و رنج نگاه داشتند و... می‌دهند، او برای رسیدن به سرزمین مقدس موعود خود در تورات، از هیچ جنایتی فروگذار نبوده، و ابایی از ارتکاب به آن ندارد.

 یا آن راستگرای شیعه [1] که او را جانشین آیت الله محمد تقی مصباح یزدی، در بین امثال جبهه پایداری مطرح می‌کنند، وقتی از کشتار 42 هزار نفر در غزه توسط اسراییل می‌گویند، بیدرنگ ابراز می‌دارد که برای این هدف خود، که آزاد سازی قدس از دست صهیونیست هاست، راضی است نیمی از مردم کره زمین قربانی شوند، او در راه رسیدن به اهداف مقدس خود، نه از کشتن ابایی دارد و نه از کشته شدن چهار میلیارد انسان (نیمی از مردم کره زمین)، تنها در ذهن خود کشتار و ریختن نیمی از مردم جهان بر زمین را که مثل برگ‌های پائیز ریخته اند را تصور کن و در نظر بگیر، خواهی دید اینان چه هزینه‌هایی از جیب انسان و انسانیت برای اهداف خود حاضرند پرداخت کنند و..،

و در این میان، این انسان و انسانیت است که زیر پای اهداف ایدئولوژیک راستگرایان له و نابود است، تو گویی خداوند انسان را سرباز اهداف راستگرایان آفرید، تا کشته شوند و بِکُشد، تا آنان به اهداف مقدس و غیر مقدس خود دست یابند.

راستگرایان که به عنوان پدیده‌ایی بلاگونه بر جانمایه زندگی و حقوق مدنی انسان‌ها، حق تعیین سرنوشت آنان، و آزادی او می‌تازند، اکثرا از مدافعان نوعی دیکتاتوری، و نظامی با این نوع پایه فکری‌اند. آنان به توده انسان‌ها به عنوان گله‌هایی از حیوانات می‌نگرند، که نخبگانی با ژن، طبقه، ایدئولوژی خاص، باید آنان را چوپانی کرده، و بر مقدرات آنان حاکم بوده و باشند، و آنان را به سوی هدفی تعریف شده رهنمون کنند و...، و به طور کلی آنان انسان را صغیر، و از موالی خود می‌بینند.

جناح عمده‌ایی در حاکمیت انتصابی کشورمان [2] و احزابی همچون حزب موتلفه اسلامی، جبهه پایداری و...، دولت حزب لیکود به رهبری بنیامین نتانیاهو، یا حزب حاکم مردم (بی.جی.پی) به رهبری نارندرا مودی در هند، حاکمیت شبه تزاری روسیه کنونی به رهبری ولادیمیر پوتین در اروپا، دولت فاشیست دونالد ترامپ با پایه حزب جمهوریخواه در امریکا و... نمونه‌هایی از این راستگرایی مخربند که پایه‌های آزادی، کرامت و حقوق انسانی، زندگی آنان، ساختار تمدن بشری را در جامعه داخلی خود، و در بُعد وسیع‌تر در محیط بین الملل سست و متزلزل کرده، قصد تحمیل هژمون خود بر جامعه‌ایی نحیف به لحاظ حضور و تاثیر مردم، در صحنه اجتماع خود و جامعه جهانی داشته، و بر این ایده خود پای فشرده‌اند، و در راه هدف خود، از ظلم و کشتار و...، و گاه کشته شدن ابایی ندارند.

در هند نیز تخم راستگرایی مخرب و ویرانگر کاشته شد، هند با یک تمدن دیرپا و شرقی، به رغم تجربه انقلابی آزادیبخش به رهبری آزادمردانی همچون مهاتما گاندی و...، و ادامه دهندگانِ این بنای زیبای انقلابی، یعنی همفکران و جانشینان او، همچون جواهر لعل نهرو، بهیم رائو امبادکار و...، و دنباله روهای آنان در حزب کنگره هند، در معرض این راستگرایی جنایت پیشه بوده و هست، تخم راستگرایی در آن جامعه رها شده از استعمار خارجی، و شخصیت یافته ذیل جمهوری دمکراتیک و سکولار پارلمانی بعد از پیروزی، ریشه دواند، و بیشک یکی از بنیان‌های راستگرایی در هند سازمان RSS ، و یا اتحادیه ملی داوطلبان است، که امسال یکصدمین سالگرد تاسیس خود از سال 1925 را جشن گرفت، مقاله‌ایی که ترجمه آن می‌آید، نگاهی به پیروزی و شکست‌های این سازمان دارد، که اکنون حکومت را در هند، به واسطه شاخه سیاسی خود، یعنی حزب BJP در دست دارند :

بر ساحل شنی دریا نوشته "درود بر بهیم "

مجسمه دکتر بهیم رائو امبدکار، نویسنده و طراح قانون اساسی مترقی هند

او از طبقه نجس ها بود که در نهضت گاندی قدر یافت و به این جایگاه دست یافت

RSS در صدسالگی: سه شکست مهم، چهارمی که در حال رقم خوردن است [3]

نویسنده: هریش خاره [4]

اتحادیه ملی داوطلبان (RSS) [5] یکصدمین سالگرد خود را جشن می‌گیرد و همانطور که انتظار می‌رود، انبوهی از گفتار تجلیل گونه - از نخست وزیر نارندرا مودی گرفته تا به پایین، و نویسندگان اجاره‌ای مختلف - در ستایش این سازمان شنیده شده است. طوریکه به نظر می‌رسد نوعی همه‌گیری RSS گونه بودن [6] وجود دارد. همانطور که پیش‌بینی می‌شد، ما زیر تحسین‌ها در مورد استثنایی و بی‌نظیر بودن فرضی این سازمان - از خودگذشتگی منحصر به فرد آن، آرمان‌گرایی بی‌عیب و نقص آن، عشق خارق‌العاده آن به سرزمین مادری، تعهد بی‌نظیر آن به شکوه و تجدید حیات ملی و بسیاری موارد دیگر - مدفون شده‌ایم.

درست است که به صرف این حقیقت که یک سازمان صد سال از عمر خود را سپری کرده است، به خودی خود به فرصتی مشروع برای نوعی بزرگداشت تبدیل می‌شود. در مورد  RSS، این مناسبت به طور اغراق‌آمیزی به عنوان جشن پیروزی برگزار می‌شود. بنابراین، صحبت در مورد شکست سازمان سنگ [7]، به ویژه سه شکست بزرگی که به این سازمان و شعارهای ایدئولوژیک آن وارد شد، مهم است؛ و همچنین لازم است در مورد شکست چهارم که در فرایند شکل‌گیری است نیز صحبت شود.

اولین شکست راهبردی که سازمان RSS از آن رنجور است، توسل مهاتما گاندی به نوعی ملیگرایی اخلاقی [8]  بود که در جامعه هند عرضه نمود. چیزی که کی.بی. هدگوار [9] (پایه گذار RSS) و جانشین او، ام.اس. گولوالکار [10] از آن برخوردار نبودند، تا موجب به تحرک در آوردن حتی بخش کوچکی از جمعیت «هندو» هند شوند، و آنان را به خردِ نهفته در استدلال خود برانگیزانند. گاندی قبلاً ذهن هندی‌ها را با ایده‌ها و تکنیک‌های خود آشنا کرده بود و جنگجویان ناگپور (کادرهای سازمان RSS) [11] در هیچ مقطعی نتوانستند گاندی را از تخیل جمعی ما بیرون کنند. و این در ناامیدی آنان بود، که به ناتورام گادسه [12] نقش یک تروریست محول کردند و یک تپانچه به او دادند. در واقع، 30 ژانویه 1948 (روز ترور گاندی) چشمگیرترین شکست برای ادعاهای RSS بود. و گاندی به یک قدیس ملی تبدیل شد.

در طول چهار دهه بعدی، بعد از ترور گاندی، سازمان RSS و «ناسیونالیسم فرهنگی» آن، شکست‌های پی در پی را در فضای «ناسیونالیسم سکولار» [13] که توسط جواهر لعل نهرو (جانشین گاندی) و ایندیرا گاندی (جانشین نهرو) تدوین و تئوریزه شده بود، را تجربه کردند. این یک شکست راهبردی پیش‌بینی شده بود. مفاهیم و ایده‌های سران ناگپور (RSS) به سادگی نمی‌توانستند در برابر شور و نشاط شادی‌آوری که نهرو توانست در کشور برای ساختن یک ملت جدید بر اساس شرایط و رویاهای ما ایجاد کند، پیشرفتی داشته باشند. متولیان متکبر «جامعه هندو» [14] نمی‌فهمیدند که فرقه‌گرایی [15] دینی و فرهنگی آنها در مغایریت با مغز و پایه تمدنی ما برای فراگیری (همه شمولی) و سازگاری است.

نهرو ملت هند را به تفکر مترقی دعوت کرد و به صورت خستگی‌ناپذیری اجتماع قدیمی ما را ترغیب کرد تا خود را با ایده‌ها و نوآوری‌های مدرن موتلف و هماهنگ کند. اما RSS به گذشته‌ای دور بازگشت داد و اشاره می‌کرد. نهرو از مشروعیت مقدسی برخوردار بود که از مبارزه آزادی‌خواهانه علیه استعمار بریتانیا به او و حزب کنگره‌اش رسیده بود. اما RSS هیچگاه از چنین احترام معادلی برخوردار نبود، چه برسد به نشانه‌ای از مشروعیت، RSS به جز نوعی شعار تفرقه‌انگیز چیزی نداشت. نهرو جامعه سیاسی تازه شکل گرفته را با ایده هند ممزوج ساخت، و به طرز درخشانی انرژی‌های فرهنگی و عاطفی جامعه را برای ایجاد یک دولت هندی پایدار و قوی هدایت کرد. در مقابل، تمام چیزی که RSS ارائه می‌داد، ملاقات با شعارهای پیش از طوفان، با دعوت ضمنی به نبرد، یعنی خشونت، بود.

تنها چیزی که هواداران RSS را به حرکت در می‌آورد، تولد کشور (مسلمان) پاکستان از دل هند، و وجود تعداد زیادی از شهروندان مسلمان در هند بود. در سال ۱۹۷۱، ایندیرا گاندی با تشکیل بنگلادش از دل پاکستان، به مرثیه اصلی RSS  پایان داد. جنگ ۱۹۷۱ به همان اندازه که برای ایده‌ی هدگوارها و گلوالکارها یک شکست استراتژیک بود، برای پاکستانِ محمد علی جناح نیز یک شکست استراتژیک بود.

باید تأکید کرد که با وجود تمام ایدئولوژی و آرمان‌گرایی خودپسندانه، و با وجود تمام «کادر»های [16] متعددش، حتی یک بار هم به نظر نرسید که RSS در میان اکثریت جامعه طرفدار پیدا کند. ایدئولوژی «هندی بودن» [17] آن در تضاد با واقعیت‌های تلخ یک نهاد اجتماعی هندوی چند صد ساله دیگر - نظام طبقاتی [18] تغییرناپذیر - بود.

برای دهه‌ها، سازمانRSS  یک سازمان حاشیه‌ای در جامعه هند باقی ماند و در ویژگی‌های خاص خود غرق بود. کادر آن در مواقع بروز خشونت‌های فرقه‌ای، در چند درگیری خیابانی پیروز شدند؛ اما سازمان سنگ هرگز نتوانست در مواجهه با یک جمع مصمم در کشور، در نبردی پیروز شود. و با وجود تمام شیفتگی‌اش به تجهیزات نظامی (یک سازمان شبه نظامی است)، هرگز یک بار هم به در صدد مقابله با دولت هند نبوده است.

سومین شکست RSS به دست یکی از کادرهای ارشد خود آن - آتال بیهاری واجپایی [19] - رخ داد که به گزینه مصالحه، هم برای مهاجمان جهانی‌سازی مستقر در واشنگتن، و هم برای مدیران و صاحبان شرکت‌های بزرگ مستقر در بمبئی تبدیل شده بود. هر دو این لابی‌ها می‌خواستند به عدم قطعیت و بی‌ثباتی سال‌های حکومت جبهه متحد [20] پایان دهند.

این کار واجپایی به یک عمل انجام ‌شده برای RSS تبدیل شد که سازمان سنگ می‌توانست به ادعای خود مبنی بر اینکه یک صدای ملیگرایی سازش‌ناپذیر است، وفادار بماند یا اینکه به یک سازمان راهبر تشویق‌کننده برای حزب BJP تبدیل شود، و هرچند با اکراه، خود را با سیاست رژیم واجپایی، وفق دهد. که گروه ناگپور نقش دوم را انتخاب کرد و به سرعت به یک حزب تبدیل شد و بخشی از تمام سازش‌ها و امتیازاتی که BJP مجبور بود برای کسب و چشیدن قدرت ملی (به داخل و خارج) بدهد.RSS  بی‌سروصدا تسلیم شد؛ اما این یک خوش اقبالی برای RSS بود که، جنگ کارگیل [21] اتفاق افتاد (پاس گل پاکستانی‌ها به راستگریان RSS)، و فرصتی را برای ناگپور فراهم کرد تا میهن پرستی و ملیگرایی خود را دوباره به تأیید برساند.

رهبری RSS با مهارت‌ و زیرکی‌های واجپایی در سیاست واقع‌گرایانه همخوانی نداشت و اما بی‌هیچ اعتراضی تسلیم اقدام نخست‌وزیر مبنی بر تبعید گووینداچاریا [22] ، رهبر ارشد RSS شد. در واقع، رژیم واجپایی هرگز به کمیسرهای RSS  فرصت نداد. و از آنجا که RSS به محاسبات انتخاباتی واجپایی و ادوانی تن داد، طرح هندوتوا [23] به عنوان یک عمل فریبنده و مصلحتی بی‌ارزش شد. ناگپور همچنان از حاشیه‌نشینی خود در رژیم واجپایی راضی بود. و در طول ده سال حاکمیت دولت ائتلافی  UPA، این سازمان مجبور شد با احتیاط عمل کند.

سپس دوران «جمهوری هندو» [24] در سال ۲۰۱۴ آغاز شد. روسای  RSS، جدا از برخورداری از اندک حمایتی، خود را در جایگاه دوم کیش شخصیت (نارندرا) مودی یافتند، چرا که مجبور بودند فساد شایع ذاتی در سرمایه‌داری سازمان‌یافته‌ی رفاقتی را که به آهنگ امضای رژیم مودی تبدیل شده است، ستایش کنند. [25] اکنون یک پوچی معنوی و اخلاقی، متولیان خودخوانده‌ی رنسانس ملی ما را تهدید می‌کند. در صدمین سالگرد خود، سازمان سنگ خود را در دام پروژه‌ی مودی می‌بیند و به اشتباه معتقد است که این گرفتاری یک دستاورد بزرگ و مایه‌ی رضایت است. واضح است که موهان باگوات [26] و همکارانش با میل و رغبت در حال قدم گذاشتن به چیزی هستند که قرار است چهارمین شکست بزرگ RSS باشد.

تهران - 29 مهرماه 1404 برابر با 21 اکتبر 2025

 گروهی از کادرهای سازمان RSS 

شبه نظامیانی که درس های ملیگرایی را نزد راستگرایان هندو آموخته اند

از این رو از ارتکاب هیچ جنایتی علیه اقلیت های مورد هدف خود در هند فروگذار نیستند

[1] - آیت الله محمد مهدی میرباقری : « خدا یک طرح بزرگ برای مردم جهان دارد و آن عبارت از جنگ میان کافران و مؤمنان است که از آغاز خلقت تا پایان جهان ادامه دارد. برای رسیدن به مقصد قرب الهی حتی اگر نصف مردم جهان کشته شوند، می‌ارزد؛ لذا کشته شدن ۴۲ هزار نفر از مردم غزه در قبال آن مقصد بزرگ اهمیت ندارد»

[2] - مثلا مرحوم ناصر تقوایی (1320-1404) نویسنده و کارگردان مطرح سینمای ایران، که در دو حاکمیت پهلویی و ج.ا.ایران در بخش فرهنگ کشور و فیلم سازی فعال بوده است، عملکرد راستگرایانه و ایده آنرا در دو حکومت ج.ا.ایران و پهلوی چنان دنباله هم می‌دید که معتقد بود : «جمهوری اسلامی دنباله سلطنت است.» تا آنجا که در مقایسه عملکرد این دو در بحث فرهنگ و فیلم سازی بیان داشت : « به نظر من رژیم‌های سیاسی در ایران همه مکمل همدیگر هستند. یعنی رژیم بعدی کاری را تمام کرد که فکر می‌کنم رژیم پهلوی نتوانسته بود تمام کند، اون جلوی فیلمی را می‌گرفت و در حالی که این رژیم اصلا اجازه نمی‌دهد که فیلمی تولید بشود در این زمینه.»  https://t.me/sh_n_halloo/61551

[3] - RSS at 100: Three Grand Defeats and a Fourth in the Making

[4] - Harish Khare سردبیر سابق روزنامه تریبون هند

[5] - The Rashtriya Swayamsevak Sangh یا راشتریا سوایام سیواک سنگ همان آر.اس.اس یا همان اتحادیه ملی داوطلبان. یک سازمان شبه‌نظامی داوطلب راست‌گرای هندی بر مبنای فلسفه هندوتوا است. این سازمان، پیشگام و رهبر مجموعه‌ای بزرگ از سازمان‌های هندوتوا به نام سنگ پریوار (خانواده سنگ) است که در تمام جنبه‌های جامعه هند حضور پیدا کرده است و شامل حزب بهاراتیا جاناتا (BJP)، حزب سیاسی حاکم تحت رهبری نارندرا مودی، نخست‌وزیر هند، می‌شود. موهان باگوات در حال حاضر به عنوان سارسانگ ​​چالاک (به معنای "رئیس") RSS و داتاتریا هوساباله به عنوان سرکاریاوا (به معنای "دبیر کل") فعالیت می‌کنند.

[6] - RSS-ness آر.اس.اسی بودن

[7] - گروه RSS با ده ها گروه زیر مجموعه بعنوان سنگ پریوار یا خانواده سنگ مشهورند.

[8] - moral nationalism مهمترین سلاح گروه راستگرای RSS توسل به ملیگرایی فرهنگی و مذهبی است که گاندی با توسل به ملیگرایی اخلاقی ناشی از فرهنگ هند، تا حدود زیادی راستگرایان مذکور را از ملیگرایی خلع سلاح کرد.

[9] - K.B. Hedgewar بنیانگذار سازمان RSS است که این سازمان را در سال 1925 در ایالت مهارشترای هند تاسیس کرد.

[10] - M.S. Golwalkar جانشین هدگوار بود و در توسعه و تئوریزه کردن این سازمان موثر بود

[11] - Nagpur warriors جنگجویان ناگپور، اشاره به کادرها و سران سازمان RSS دارد که ناگپور به عنوان زادگاه و مقر این سازمان بزرگ و وسیع محسوب میشود، از این رو آنان را با زادگاه گروه شان مورد خطاب قرار می‌دهند.

[12] - Nathuram Godse تروریست وابسته به گروه RSS بود که در سی ام ژانویه سال 1948 ، درست چند ماه بعد از پیروزی انقلاب آزایبخش گاندی علیه استعمار بریتانیا و حاکم کردن جمهوری تکثرگرا، سکولار، سوسیال و... هند، با چند گلوله او به شهادت رسید.

[13] - secular nationalism درست عکس ملیگرایان RSS که مذهب هندو را اساس نظریه ملیگرایی خود قرار داده اند، گاندی و همکاران او در نبرد آزادیبخش هند، در حزب کنگره، تکثر مذهبی، نژادی، فرهنگی هندیان را در نظر گرفته و آن را سکولار اعلام کردند و بقای تمام حاضرین در این کشور را تضمین کردند.

[14] - Hindu samaj جامعه هندو،

[15] - sectarianism یا همان فرقه‌گرایی یا درگیری‌های مذهبی و فرقه ایی به یک راهبرد و روش برای هندوهای ملیگرا افراطی در گروه های وابسته به RSS تبدیل شده است تا محدودیت علیه رقبای خود را تشدید کرده و سیاست های ملیگرایی خود را پیش برند.

[16] - swayamsevaks به کادرها و اعضای RSS سوایام سواک یا خدمتگذاران ملی‌ گفته میشود.

[17] - Bharatiyata یا همان «هندی بودن» در مقابل بیگانگان، به لحاظ سرزمین و فرهنگ، و مذهب است که اساس ایدئولوژی RSS است Bharatiya نامیست که ملیگرایانی از نوع RSS از آن به جای واژه هندوستان استفاده می‌کنند، که نوعی بازگشت به فرهنگ قدیم و تمدن باستان هند مد نظر است، هند بر وزن سند، نامی است که ایرانیان باستان بر این همسایه تمدنی خود نهادند، و بعدها این نام به نام رسمی هند مبدل، انتخاب و در مجامع بین المللی اعلام شد، ولی ملیگرایان هندو بر این باورند که نام اصلی هند، بهاراتیا هست نه هند، چرا که هند به منطقه رود سند محدود می‌شود که اکنون در خاک پاکستان قرار دارد.

[18] - caste system سیستم طبقه بندی اجتماعی که برهمنان و یا روحانیون هندو در راس آن قرار می گیرند، و آخرین آنها انسان های خارج از طبقه قرار میگیرند که نجس ها هستند، اینان که دالیت نام دارند، اکثریت جامعه هندو را تشکیل می دهند که مورد ظلم و تعدی بوده و از حقوق یک انسان برخوردار نیستند.

[19] - Atal Bihari Vajpayee نخست وزیر حزب بی جی پی

[20] - جبهه متحد حاکمیت های ائتلافی بود که بعد از ایندراگاندی حزب کنگره، و بعدها BJP به علت نداشت کرسی های لازم در پارلمان هند دچار شدند، و تن به ائتلاف با مخالفان خود دادند، مثل وضعیت کنونی ریاست جمهوری پزشکیان که مجلس دست مخالفان است و باید در این وضعیت کار کند، که بسیار دشوار و چالش برانگیز و ضد شعارهای خود مجبور می شود عمل کند.

[21] - Kargil conflict جنگ کارگیل بین هند و پاکستان رخ داد و آن زمانی بود که سربازان پاکستانی بخشی از بلندهای منطقه کارگیل که در کوران سرمای زمستان خالی شده، و در بهار دوباره پر میشود، را پیش از آمدن سربازان هندی، در فصل گرما به تسخیر خود در آوردند و هند مجبور شد برای کسب دوباره این بلندی‌ها تن به یک نبرد دهد، که موفقیت آمیز بود و هندی ها مواضع خود را پس گرفتند و غرور ملی هند را باز گرداندند

[22] -  Kodipakam Neelameghacharya Govindacharya  متولد 1943، او که پیش از این با نام راشتریا سوایامسواک سنگ پراچاراک شناخته می‌شد، فعال محیط زیست، فعال اجتماعی، فعال سیاسی و متفکر بود. او با حزب بهاراتیا جاناتا مرتبط بود، اما اکنون به همان اندازه که منتقد کنگره ملی هند است، منتقد سرسخت حزب BJP نیز می‌باشد. در سال ۱۹۸۸ به عضویت حزب BJP درآمد و برای مدتی تا سال ۲۰۰۰ به عنوان دبیرکل آن خدمت کرد. او به اصرار نخست وزیر واجپایی مجبور به ترک BJP شد، زیرا گفته بود که ادوانی حرف آخر را می‌زند در حالی که نخست وزیر فقط یک نقاب بیش نیست. او اصرار داشت که این بیانیه به اشتباه به او نسبت داده شده است. اما واجپایی که تحت تأثیر این شفاف‌سازی قرار نگرفته بود، معتقد بود که چه نقل قول معتبر باشد چه نباشد، به وجهه حزب آسیب وارد شده است

[23] - Hindutva یا هندو بودن، فلسفه و فرهنگ مد نظر گروه های راستگرایی همچون آر.اس.اس است که معتقدند هند سرزمین هندوهاست، و مذاهب غیر هندی، بیگانه و متجاوز و تهاجم فرهنگی محسوب شده، و پیروان آن مذاهب باید به مذهب هندو باز گردند.

[24] - سال 2014 با پیروزی حزب BJP موفق به تشکیل دولت شد و از ائتلاف های گسترده دور شد، اینکه می توانستند از جمهوری هندو سخن گویند. Hindu raj جمهوری هندو، جمهوری اسلامی، جمهوری یهود و... بر مبنای مذهب، یک نظام جمهوری را با نیم نگاهی به دخالت دادن مومنان در امور خود، به وجود آمده است، که بنیان‌های مذهبی هر کدام، این اجازه را به حاکمان نمی دهد تا جمهوری واقعی داشته باشند، بلکه پوسته ایی از نظام جمهوری با تاکید بر مبانی دینی شکل می دهند.

[25] - دولت مودی چه در زمان حاکمیت بر ایالت کجرات، و چه اکنون که دولت ملی و مرکزی را در اختیار دارد همواره با سرمایه داران بزرگ از در دوستی و رفاقت در آمده و این رفاقت در قدرت گیری او بسیار موثر بود از این رو منافع مردم به پای این ترجیح قربانی شد، در این رویه بین ارتباط ترامپ و صاحبان سرمایه و مودی و صاحبان سرمایه در هند می توان همپوشی و روند یکسان دید. این در حالی است که نظام هند یک پایه سوسیالیسم دارد، که ثروت را بین مردم تقسیم می کند، و BJP به رهبری واجپایی و اکنون مودی به رغم این ظرفیت قانون اساسی هند، آن را به سمت سرمایه داری برده است و نظام سرمایه داری غربی غلبه یافته است.

[26] - Mohan Bhagwat متولد 1950، ششمین و رهبر فعلی سازمان RSS می باشد او از سال 2009 تا کنون در این سمت قرار دارد.

صفحه1 از3

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظر اضافه کرد در سنگِ سختِ روزگار و پیشانی، آقا...
تغییر رژیم در داخل کشور دونالد ترامپ خواهان تغییر رژیم در ایران بود. در عوض، جنگ ممکن است تحولات سیا...
- یک نظر اضافه کرد در وقتی نقشی را که به شما می‌دهند...
سارتر نقش یک عصیانگر را بازی می‌کند، اما همچنان در دامِ «انتخاب کردن» گرفتار است. او می‌گوید با رد ک...