مقدمه مترجم (سایت یادداشت های بی مخاطب) :

دمکراسی و سالاری مردم در حاکمیت بر خود، دستاوردی بزرگ از توسعه اندیشه آدمی و مبارزه انسان برای داشتن زندگی بهتر و کسب حق تعیین سرنوشت توسط توده‌ها، و راهی مهم برای پاسداشت از کرامت اوست، که این موهبت تاریخی آدمیت، در دهه‌های اخیر در معرض خطراتی بزرگ، از جمله از ناحیه سیطره راستگرایان بر ساختارهای نهاد قدرت قرار گرفته است، چراکه آنان با استفاده از ترفندهای گوناگون، خود را به نهاد قدرت رسانده، و طی فرایند سیاسی و ایدئولوژیک پیچیده‌ایی، و زیر نام‌هایی مردم فریب از جمله ملیگرایی، مذهب، مقابله با تهاجم فرهنگی بیگانه [1] و... حضور خود را در قدرت مستحکم و ماندگار می‌کنند، و مخالفان خود را یک به یک بی اثر و خنثی و از میدان بِه دَر کرده، و خود یکه تاز میدان تصمیم خواهند شد.

متاسفانه هجوم این خطر بزرگ برای جهان انسانی جدی است، و اینان کشور به کشور در حال پیشروی هستند، و جهان را به عرصه تاخت و تاز خود در آورده‌، و قدم به قدم، اهداف دیکتاتورمابانه و تمامیت‌خواهانه خود را محقق کرده، و آنرا به اولویت اول ملت‌ها تبدیل می‌کنند، و روندی را در پیش گرفته‌، که ملت‌های آزاد و صاحب رای، به سوی تبدیل شدن به رمه‌ها و توده‌هایی انسانی حرکت کنند، تا صغیر پنداشته شده، و حق انتخاب و انتخابگری را با دسیسه‌های گوناگون از آنان بستانند، و حتی جانفشانی آنان‌ها را، در مسیر اولویت‌های راستگرایانه خود، و برای ماندن در قدرت هدایت، و آنرا به مهمترین اولویت ملت‌ها تبدیل کنند،

سایت اینترنتی "اذهان سرکش" مقاله‌ایی از خانم آروندیتی روی [2]، اندیشمند و نویسنده سرشناس هندی با عنوان "دمکراسی سوسک – غیر مسلح و خطرناک" [3] منتشر ساخت، که جمعبندی جامع و شنیدنی از شرایط رشد، و فراز و فرود ملت هند، زیر حاکمیت دولت راستگرای حزب BJP [4]، حاکم بر دولت مرکزی هند، به رهبری آقای نارندرا مودی (نخست وزیر هند) را روایت می‌کند، که چگونه بر مراکز قدرتمند نهاد دمکراسی، چنبره زده و آنرا از کارکرد خود تهی کرده، قانون و نهاد قانون را بی اثر کرده، و شرایط اسارتباری را هر لحظه بر ملت خود تحمیل کرده و می‌کنند، اما این سرکشی بی پایان قدرت، اخیرا و در مقطعی در مقابل حرکت جوانان معترض سر تسلیم فرود آورد، این مقاله روایت چگونگی این تسلیم است؛

خشم نهفته ملت‌ها به یکباره زبانه می‌کشد، همانگونه که در هند نیز چنین شد، حرکت اعتراضی بزرگی که با توهین یکی از مقامات عالی قضایی هند، به جوانان تحصیلکرده، اما بیکاری که شبکه‌های مجازی را به محل مبارزه برای پیگیری حقوق خود تبدیل کرده‌اند، آغاز شد، وقتی او آنانرا "سوسک" و "انگل اجتماع" نامید، که این توهین با واکنش‌های گوناگونی از سوی اینانان مواجه، و از جمله یک دانشجوی هندی مقیم بوستون امریکا به نام " آبهیجیت دیپکه [5] " آنرا به یک جریان فراگیر در شبکه مجازی، و سپس تحصن و اعتراض خیابانی تبدیل کرد، تا با استفاده از ظرفیت‌های باقی مانده در قانون اساسی بتوانند، راستگرایان مغرور و متکبر حاکم را به زانو در آورند.

اما آنچه این اندیشمند و نویسنده هندی در این مقاله آورده است:

 Jul 31, 2026

 

 هواداران حزب مردم سوسک در حالی که برای راهپیمایی به سوی پارلمان هند و درخواست استعفای وزیر آموزش تلاش می‌کنند،

به موانع امنیتی فشار می‌آورند. منبع عکس  Janta Newspix

آیا می‌توان همهٔ مردم را همیشه فریب داد؟ آیا می‌توان کشوری با جمعیت یک‌ونیم میلیارد نفر را تا ابد همچون یک جسد (بی روح و جان) به دنبال خود کشید؟ چنین چیزی ممکن نیست. سوسک‌ها بیرون خزیده‌اند و جولان می‌دهند.

برای نخستین بار پس از سال‌ها، هندی بودن حس فوق‌العاده‌ای دارد. درست زمانی که به نظر می‌رسید امید از دست رفته است، آن‌ها از راه رسیدند؛ سوسک‌های جوانی که سوار بر باران آمدند؛ زادگانِ پیوند نامقدس میان یک «قاضی» و یک «شوخی».

همه ما این ماجرا را می‌دانیم، اما برای ثبت در تاریخ، آن را بازگو می‌کنیم. در واکنش به اظهارنظری متکبرانه و تحقیرآمیز از سوی سوریا کانت [6]، قاضی ارشد هند، که برخی از جوانان بیکار هندی را «سوسک» خطاب کرده بود، آبهیجیت دیپکه - دانشجویی ساکن بوستون - در کانال اینستاگرام نوشت: «اگر همه سوسک‌ها با هم متحد شوند، چه می‌شود؟» میلیون‌ها نفر به این سخن واکنش نشان دادند و بدین ترتیب «حزب مردمِ سوسک‌»  [7] متولد شد؛ حزبی که دیپکه رهبری آن را بر عهده گرفت. نخستین خواسته این جنبش اعتراضی، استعفای دهارمندرا پردهان [8]، وزیر آموزش بود؛ وزیری که با غرور و آسودگی بر مسند وزارتی فاسد و تباه تکیه زده است؛ وزارتی که در آن، برگه‌ی سوالات آزمون‌های سراسری به‌طور مرتب لو می‌روند. روندی که بنا بر اعلام احزاب مخالف، از سال ۲۰۱۴ تاکنون حدود ۱۵۲ مورد از این نوع افشای سوالات رخ داده است. این نشت اطلاعات (در بستر فساد حاکم بر دستگاه دولت)، زندگی میلیون‌ها جوانی را که طی سال‌ها تلاش برای این آزمون‌ها آماده شده بودند، ویران کرده است؛ جوانانی که برخی از والدینشان برای تأمین هزینه تحصیل فرزندان و پرداخت مبالغ شرکت در این آزمون‌ها، ناچار به فروش زمین یا خانه خود شده‌اند؛ نوعی اخاذی قانونی و نوظهور. اخیرا پس از افشای سوالات «آزمون ملی صلاحیت و ورود»  [9] (و خارج شدن رقابت از مسیر خود) ۱۲ دانش‌آموزِ درمانده و ویران‌‌شده (که علم و تلاششان اثری در پیروزی شان در این کنکور سراسری نداشت) ، دست به خودکشی زدند.

هم‌زمان با تبدیل خشم "سوسک‌ها" به یک سونامی‌ در فضای مجازی بود که دیپکه در ۶ ژوئن از بوستون امریکا بازگشت و یک‌راست از فرودگاه به محل مشهور برگزاری اعتراضات در شهر دهلی، یعنی "جنتر منتر" [10] رفت. سونام وانگچوک [11]، فعال و اصلاح‌ طلب آموزشی سرشناس اهل منطقه لداخ [12] نیز به او پیوست و اعتصاب غذای نامحدودی را آغاز کرد. شش دانشجوی دانشگاه - به‌نام‌های نها بورا، مانیش کومار، آمین آمیتوش، دانش علی، هریشیکش و دیپاک - که عضو «انجمن سراسری دانشجویان هند» [13] شاخه دانشجویی «حزب کمونیست هند (آزادی‌بخش)» [14] بودند، نیز اعلام کردند که اعتصاب غذا خواهند کرد و در جایگاهی در مجاورت محل اصلی اعتراض مستقر شدند. اعتراضات در شهرهای دیگر نیز آغاز شد. با وخیم شدن وضعیت جسمانی اعتصاب‌کنندگان، «سوسک‌های» جوانی که فضای اینترنت را به سیطره خود در آورده بودند، در جنتر منتر حضور فیزیکی پیدا کردند. «حزب مردم سوسک‌» اعلام کرد که در ۲۰ ژوئیه - روزی که قرار بود مجلس ملی هند (لوک سابها) برای آغاز نشست فصل باران‌های موسمی خود، بازگشایی شود - به‌سوی ساختمان پارلمان راهپیمایی خواهند کرد. دو روز پیش از موعد مقرر برای راهپیمایی، پلیس سونام وانگچوک را از روی سکوی اعتراض پایین کشید و با خود برد و بازداشت کرد؛ او ابتدا در بیمارستانی دولتی و سپس، با اصرار همسرش، در بیمارستانی خصوصی تحت نظر قرار گرفت. او همچنان در اعتصاب غذا به سر می‌برد. صبح روز ۲۰ ژوئیه، یعنی روز راهپیمایی، دانشجویان عضو AISA به اعتصاب غذای خود پایان دادند.

سوسک‌ها پایتخت را به طور ناگهانی تصرف کردند. آنها با قطار، اتوبوس، هواپیما، مترو آمدند و تعدادشان ساعت به ساعت افزایش می‌یافت. چند ساعت قبل از اینکه اولین پرتوهای خورشید آسمان موسمی دهلی را روشن کند، ده‌ها هزار سوسک شروع به هجوم به جنتر منتر کردند. با طلوع آفتاب، مشخص بود که نسلی از جوانان ناامید و خشمگین که آینده خود را در مقابل چشمانشان نابود شده دیده‌اند، قرار است آنچه را که نسل‌های والدین و پدربزرگ و مادربزرگ‌هایشان از دست داده بودند، بازپس بگیرند: عزت ما به عنوان یک ملت و یک کشور. حقوق ما به عنوان شهروندان یک دموکراسی.

معترضان با شجاعت و وقار محض خود، ترس فرساینده‌ای را که برای همه ما به طبیعت دوم تبدیل شده بود، دفع کردند. و طنز. در پایان روز، مشخص شد که اعتراض به چیزی بسیار بزرگتر از آنچه معترضان یا رهبرانشان مطالبه می‌کردند، تبدیل شده است. استعفای دهارمندرا پردهان اکنون تغییر کوچکی است. خطرات بسیار بزرگتر هستند. پوسیدگی در کل سیستم حکومتی، از بالا تا پایین، به وضوح قابل مشاهده است و مانند یک جسدِ در حال تجزیه، شروع به بوییدن کرده است. حتی کوچکترین سوسک‌ها، که برخی بیش از هفت یا هشت سال سن نداشتند، توانستند این را به وضوح بیان کنند.

با وجود انتصاب سریع و تقریباً مخفیانه‌ی رئیس پلیس جدید، چند روز قبل از راهپیمایی، و با وجود زمزمه‌های نگران‌کننده در مورد مهارت وحشتناک وزیر کشورِ ترسناکِ دولت مرکزی ما، هم پلیس و هم وزارت کشور، مقیاس سونامی‌ای که دهلی را در 20 جولای در بر گرفت، کاملاً اشتباه محاسبه کردند. آن‌ها همه چیز را برای عقیم کردن این راهپیمایی و تجمع امتحان کردند. اتوبوس‌ها و جاده‌ها و ایستگاه‌های مترو را بستند. اما این اقدامات کمکی نکرد. آن‌ها سعی کردند اینترنت را مختل کنند. اما سوسک‌های جوان – این موجودات دست ساز اینترنت - به نحوی این تلاش را با سیلی از تولیدات عکس، ویدیو، متن و یا موارد مشابهی که معمولاً ماهیتی طنزآمیز داشتند [15] و توسط کاربران اینترنت به‌سرعت کپی و منتشر می‌شدند، محتواهای رسانه‌ایی که شما را همزمان به خنده و گریه می‌انداخت، خنثی کردند.

در دهلی، مثل اعتراضاتی از این نوع در تمام نقاط جهان، زنان جوانی دیده می‌شدند که بخشی از اعتراض بودند، خانم‌هایی که گفتند در میان این جمعیت بزرگ و معترض احساس امنیت می‌کنند - اگرچه برخی از آن‌ها از دستمالی شدن توسط پلیس ضد شورش دهلی شکایت داشتند. ما شاهد بودیم که مسلمانان، هندوها، مسیحیان، سیک‌ها، بودایی‌ها و افرادی از هر کاست و طبقه اجتماعی گرد هم می‌آمدند، به یکدیگر یاری می‌رساندند و در برابر پلیس ضد شورش، حامی و محافظ یکدیگر بودند. آن‌ها به‌جای نصیحت کردن یا ایراد سخنرانی‌های پرطمطراق، آن «هندِ ممکن» و آن «هندِ زیبایِ رؤیاهایمان» را در عمل به ما نشان دادند و آنرا به تصویر کشیدند.

برای مقابله با این خطر، پلیس موانع فلزی زرد‌رنگ خود را به هم جوش داد و تجهیزات آزموده‌شده‌اش را به میدان آورد: کامیون‌های مملو از سنگ و خودروهایی که از پیش آسیب دیده بودند؛ به این امید که وانمود کنند جوانان به خشونت روی آورده‌اند و پلیس در حال دفاع از خود است. آن‌ها لشکری ​​از اراذل و اوباش لباس‌شخصی را با باتوم و چماق به صحنه آوردند. نیروهای واکنش سریع [16] نیز برای آماده‌سازی عملیات، اتیکت‌های نام خود را از روی یونیفرم‌هایشان کندند.

شبکه‌های تلویزیونیِ وفادار به جریان اصلی (حامی رژیم) نیز صف کشیده و آماده بودند تا این دروغ‌ها را مخابره کنند. - برخی از آن‌ها عجله کردند و شروع به گزارش وقایعی کردند که هنوز رخ نداده بود؛ چرا که اخبار در هند معمولاً نه درباره حال، بلکه درباره آینده است. - اما هیچ‌کدام از این ترفندها کارساز نشد. پلیس و نیروهای واکنش سریع بی‌محابا باتوم‌های خود را (بر تن و جان معترضین) فرود می‌آوردند، سر کودکان را می‌شکستند و استخوان‌هایشان را خرد می‌کردند. گاز اشک‌آور شلیک کردند. با این حال، جوانان همچنان به راهپیمایی ادامه دادند؛ مستقیم به سوی پارلمان، مستقیم به همان‌جایی که گفته بودند که خواهند رفت.

هم‌زمان با پیشروی آن‌ها، نیروهای امنیتی موضع گرفتند و تفنگ‌های کلاشنیکف خود را به سمت دانشجویان غیرمسلح نشانه رفتند. با این وجود، «سوسک‌ها» همچنان پیش می‌رفتند. و در همین راهپیمایی معترضین، آن پوششِ مخملیِ فریبنده‌ای را که مشت آهنین حکومت را پنهان می‌کرد، کنار زد و ماهیت واقعی رژیم کنونی را - همان‌گونه که هست و همیشه بوده - آشکار ساختند: یک مشت آهنین فاشیستی؛ ائتلافی از وحشیانی که هیچ درکی از تاریخ و تنوع و تکثر کشوری که بر آن حکم می‌رانند، ندارند. کسانی که تنها نفرت‌ورزی را می‌شناسند و هیچ بویی از عشق یا اندیشه نبرده‌اند.

هم‌زمان با نزدیک شدن راهپیمایان، نخست‌وزیرِ جسور و لاف‌زن ما از محل حکمرانی خود به‌سرعت به مکانی امن منتقل شد. از خروج نمایندگان مجلس از ساختمان نوساز و پرزرق‌وبرق مشهور به «سمویدهان سانساد» [17] (پارلمان) جلوگیری شد؛ ساختمانی که گویی تمام هدفش تضعیف روزانه‌ی قانون اساسی کشور است. تا عصر، پلیس سکوی اصلی محل ایستادن رهبران اعتراض را درهم‌ شکسته بود، اما تا شب، مردم دوباره آن را پس گرفتند. هنگامی که پلیس برای شب‌هنگام عقب‌نشینی کرد، «سوسک‌ها» به خاطر کتک زدن کودکان، ایستاده برای‌شان کف زدند و تشویق‌شان کردند. و گفتند به‌به حضرت مودی! به‌به! (کارت عالیست!)

انتظار اینکه چنین رویدادِ اعتراضی به تغییرات سیاسی عمده‌ای منجر شود، ساده‌لوحانه است؛ اما نادیده گرفتن آن و تقلیل‌ش به صرفِ یک هیجان زودگذر نیز کوته‌فکری است. جای تعجب نیست که خبرگزاری‌ها و شبکه‌های تلویزیونیِ پرهیاهو، مملو از شایعات، کنایه‌ها و تئوری‌های توطئه دربارهٔ تأمین مالی خارجی و دسیسه‌های سازمان سیا (CIA) شده‌اند. من به عنوان یک "فرصت طلب" [18] - اصطلاح تحقیرآمیزی که مودی برای توصیف افرادی مثل من به کار می‌برد - و با افتخار اعتراف می‌کنم که در آغازِ این ماجرا، من هم محتاط و بدبین بودم. نگران بودم که مبادا در حال حرکت به سوی تکرارِ ماجرای «آنا هزاره» [19] باشیم؛ همان جنبش مردمیِ به‌اصطلاح ضدفساد در سال ۲۰۱۱ که فارغ از نیت‌های اولیه‌اش، در نهایت میراث‌دارِ سه دوره حاکمیتِ حزبی سیاسی شد که تمام نهادهای کشور را ویران کرد؛ حزبی که هیچ مرزی میان خود و دولت هند قائل نیست، نه برای کشور و نه برای شهروندانش احترامی قائل است، و با عملکردش ما را در سطح بین‌المللی سرافکنده و هند را به زانو درآورده است.

اما وقتی خصومت رسانه‌های جریان اصلی وابسته به حاکمیت با «حزب مردمِ سوسک» را دیدم، تردیدهایم نسبت به آن‌ها برطرف شد. این برای من نخستین و اطمینان‌بخش‌ترین نشانه بود. بسیار خوشحال بودم که «آبهیجیت دیپکه» از جامعه دالیت‌هاست (پایین ترین طبقه هندو) و حتی خوشحال‌تر از اینکه هیچ‌کس بر این موضوع تمرکز نداشت. وقتی شنیدم که او می‌گوید: «اگر نامم خالد بود یا مسلمان بودم، تا الان در زندان بودم»، همه‌چیز برایم تغییر کرد. او شجاعت آن را داشت که ماهیت زشتِ سازوکار امورِ حاکمیتی در هند را برملا کند؛ واقعیتی که در آن همه‌چیز - از جمله و به‌ویژه قانون- به‌طور یکسان شامل حال همه نمی‌شود. همه‌چیز کاملاً به دین، کاست، طبقه اجتماعی، قومیت و جنسیت فرد بستگی دارد [20]. این مشاهده‌ای عمیق بود که به شکلی ساده بیان شد. اینکه او چنین حرفی را علنی می‌زد - در حالی که حتی سیاستمداران اپوزیسیون هم از ترس «واکنش تند هندوها» به‌جای واژه «مسلمان» تنها از عبارت «جامعه اقلیت» استفاده می‌کنند - مرا بر آن داشت تا بی‌درنگ راهی جنتر منتر شوم.

همچنین می‌دانستم وقتی دیپکه نام «خالد» را به زبان می‌آورد، به‌احتمال زیاد منظورش «عمر خالد» بوده است؛ پژوهشگر دانشگاه جواهر لعل نهرو (JNU) که ​​همراه با «شارجیل امام» (Sharjeel Imam) و بسیاری دیگر، اکنون نزدیک به شش سال است که بدون محاکمه در زندان به سر می‌برد. جرم عمر چه بود؟ دعوت معترضان به پرهیز از خشونت در جریان اعتراضات سال ۲۰۲۰ علیه «قانون اصلاح شهروندی» [21] ؛ آن هم در شرایطی که دهلی دستخوش موجی از آتش‌افروزی، قتل و به آتش کشیدن مساجد توسط اوباش خودسر هندو بود - اوباشی که تحت نظارتِ پلیسی عمل می‌کردند که یا بی‌تفاوت نظاره‌گر ماجرا بود و یا گاهی خود در آن مشارکت داشت. درخواست‌های مکرر برای آزادی به قید وثیقه توسط قضاتی رد شده است که گویی شجاعتِ انجام دادن، یا حتی درک کردنِ آنچه درست است را از دست داده‌اند.

کاریکاتوری نشان دهنده نقش پلیس هند در مقابله با جنایات گروه های خودسر هندوی افراطی،

که عموما اقلیت مسلمان را در اهداف خود دارند

همچنان که سوسک‌ها رژه می‌رفتند و تعدادشان بیشتر می‌شد، ناگهان به خودم آمدم و فکر کردم: خدا را شکر که اکثرشان مسلمان، سیک، مسیحی (از اقلیت‌ها) یا ادیواسی [22] نیستند. اگر بودند، (توسط حکومت) با خاک یکسان می‌شدند، کشته می‌شدند، تیر می‌خوردند، زندانی می‌شدند. خدا را شکر که کشمیری [23] نیستند. ممکن است کور شده باشند - اگرچه برخی از آنها سهم خود را از جراحات ساچمه‌ای دریافت کردند- . خدا را شکر که اکثرشان هندو هستند. این لحظه در هند چقدر غم‌انگیز است. با این حال، اوضاع می‌تواند در یک دقیقه تغییر کند. ما در وضعیتی هستیم که جریان حاکم آن را «وضعیت در حال گسترش» می‌نامد. گزارش‌هایی مبنی بر اعزام هزاران نیروی شبه‌نظامی از ایالت‌های دیگر به دهلی دریافت می‌شود. ما نمی‌دانیم روزهای آینده چه چیزی را به همراه خواهد داشت.

این وضعیت ما را به کجا می‌رساند؟ برخلاف جنبش «آنا هزاره» که هفته‌ها در صدها شبکه تلویزیونیِ متعلق به شرکت‌های بزرگ، تحت پوشش خبریِ هیجان‌زده و بی‌وقفه - ۲۴ ساعته - قرار داشت، «حزب مردم سوسک‌» تنها می‌تواند به خود و اینترنت تکیه کند. برخلاف جنبش آنا که سازمان «راشتریا سوایام‌سِواک سانگ»  [24] در آن نفوذ کرده و کنترلش را به دست گرفته بود - و حزب بی‌جی‌پی (BJP) به رهبری مودی نیز در کمین نشسته، و کاملاً آماده بود تا از آن هیجانِ تلویزیونی‌ ساختگی بهره‌برداری انتخاباتی کند - «سوسک‌ها» هیچ حزب مخالفِ سازمان‌یافته‌ای در پشت‌صحنه ندارند که آماده باشد تا کار را پیش ببرد. خشم خودجوشی که شاهد آن هستیم فروکش خواهد کرد، مگر آنکه کار سیاسیِ واقعی آغاز شود؛ مگر آنکه بزرگسالان و احزاب مخالف، رقابت‌های قدرت‌طلبانه و مشاجرات حقیرانه را کنار بگذارند و همبستگی نشان دهند. دولت می‌داند که چنین چیزی بعید است. دولت همچنان بی‌تفاوت مانده، زیرا احساس می‌کند تنها کاری که باید انجام دهد، صبر کردن است. دولت‌ها قدرتِ صبر کردن را دارند، اما مردم نه.

در حال حاضر، خیزش سوسک‌ها یکی از چندین اعتراضی است که در سراسر هند در حال وقوع است. ادیواسی‌ها در ایالت مادیاپرادش به پروژه اتصال رودخانه کن-بتوا اعتراض دارند. روستاییان در ایالت اوتارکند به قطع گسترده درختان اعتراض دارند. مردم به بی توجهی به محیط زیست در جزایر بزرگ نیکوبار اعتراض دارند. ایالت مانیپور در حال جوشیدن است. مشاغل در حال ناپدید شدن هستند. قیمت‌ها در حال افزایش است. خشم در حال افزایش است. و بازی "خدا"ی حزب بهاراتیا جاناتا-آر.اس.اس به همان شکلی که همیشه بوده است، در حال آشکار شدن است. یک فریب. یک تب طلا با هدایت گانگسترها. غارت دارایی معبد رام در آیودیا (بر ویرانه های مسجد بابری ساخته شد)، یک سناریوی بد بالیوودی را به ما نشان داده است که جلوی چشمان ما اجرا می‌شود: خداباوران شیک‌پوش و سیاستمداران فاسد، در این شهر هتل می‌سازند، املاک و مستقلات برای خود جمع‌ می‌کنند، با خودروهای شاسی‌بلند رانندگی می‌کنند، با آویزان شدن به ایمان فقرا و بی‌خبران، همچنان فربه می‌شوند. شاخک‌های فساد و دزدی در روز روشن تا بالاترین مقامات امتداد دارند.

آیا انرژی سوسک‌ها می‌تواند ما را از این گودال بیرون بکشد؟ آسان نیست. نگاهی گذرا به نتیجه جنبش‌های مردم محور در هند دلگرم‌کننده نیست. این دوره، تاریخ پر از جاه‌طلبی‌های کوچک و رویاهای بر باد رفته است. در دهه‌های شصت و هفتاد میلادی، جنبش‌های مختلف - از جمله شورش مسلحانه ناکسالیت‌ها [25] - خواستار توزیع مجدد ثروت و زمین بین کشاورزان بودند. آنها سرکوب شدند. در دهه‌های هشتاد و نود میلادی، جنبش‌های اجتماعی، که مشهورترین آنها جنبش نارمادا باچائو آندولان [26] و بعدها مائوئیست‌ها در ایالت‌های آندراپرادش، چتیسگر و جارکند بودند، که علیه آوارگی کشاورزان و قبایل بومی از زمین‌هایشان مبارزه کردند. به عبارت دیگر، آنها خواستار آن چیزی بودند که فقرا هنوز داشتند، تا از آنها گرفته نشود. آنها نیز سرکوب شدند. تا دهه 2000، آنها به سپاسگزاری از قانون ملی تضمین اشتغال روستایی (NREGA) [27] تقلیل یافته بودند. حق سه ماه اشتغال با حداقل دستمزد - مبلغی که معادل قیمت یک وعده غذایی خوب در یک رستوران گران‌قیمت در یک شهر است. این حق نیز توسط این رژیم کنار گذاشته شده و با جیره‌های غذایی در سطح بقا - کیسه‌های آذوقه با تصویر مودی بر روی آنها - جایگزین شده است که با تحقیر به سمت مردم پرتاب می‌شود، مانند صدقه به گدایان از ماشین‌های در حال حرکت، در ازای قدردانی و رأی. با رکود اقتصادی، حتی این حق نیز در معرض خطر است.

متاسفانه در این روزها، در سال ۲۰۲۶، از آن سطح مبارزه، ما به مبارزه برای داشتن حق رأی، و حق شهروندی خود تنزل یافته‌ایم. قانون اصلاح شهروندی (CAA) همراه با ثبت ملی شهروندی (NRC) [28] نسخه جمهوری هندو [29] از قوانین نورنبرگ آلمان نازی در سال ۱۹۳۵ است، که طبق آن شهروندان آلمانی بسته به "مدارک میراثِ" خود توسط رایش سوم [30] شهروندی دریافت می‌کردند. - چند نفر در هند این مدارک را دارند؟- جنبش ضد CAA-NRC پس از اعتراضات گسترده که منجر به قتل معترضان و زندانی شدن فعالان شد، کمرنگ شد. اما این اعتراضات باعث شد دولت اجرای آن قوانین جدید را کُند نماید. اما اکنون، CAA-NRC، که بسیاری به درستی معتقد بودند که عمدتاً مسلمانان را هدف قرار داده است، بازگشته است و در لباس SIR (بازنگری ویژه و فشرده) [31] فهرست‌های انتخاباتی پنهان شده است. به طور اتفاقی به ما اطلاع داده شده است که حتی گذرنامه‌های ما مدرک شهروندی نیستند. میلیون‌ها نفر از فهرست‌های انتخاباتی حذف می‌شوند. کل کشور به شدت به دنبال "مدارک میراث" است. ما نمی‌دانیم کجا ایستاده‌ایم. آیا ما مشروع هستیم؟ نامشروع؟ آیا ما حقوقی داریم؟ کدام یک از ما جایمان در آن بازداشتگاه‌های عظیمی است که برای «شهروندان مشکوک (به خارجی بودن)» ساخته می‌شوند؟ آیا روزهایمان را صرف دویدن از این دادگاه به آن دادگاه خواهیم کرد؟ فاشیست‌ها عاشق هرج و مرج و سردرگمی مردم هستند.

هراس و استیصال، ممکن است باعث شود امید بیش از حد به «خیزش سوسک‌ها» ببندیم. برخی پیش‌تر آن را با جنبش جوانانی مقایسه کرده‌اند که به تغییر رژیم در بنگلادش، نپال و سری‌لانکا انجامید؛ اما هند کشوری بسیار پهناورتر از آن است که چنین رویدادی در آن امکان‌پذیر باشد. عده‌ای دیگر آن را با جنبش تحت رهبری «جایاپراکاش نارایان» مقایسه می‌کنند که در سال ۱۹۷۷ دولت ایندیرا گاندی را سرنگون کرد. این قیاس‌ها راهگشا نیستند. «حزب مردم سوسک‌» هیچ‌یک از آن موارد نیست؛ پدیده‌ای است منحصر‌به‌فرد و محصولی یگانه از زمانه‌ی خود. این جنبش، تقابل جوانانی آسیب‌پذیر با حکومتی بی‌رحم و کینه‌توز است که نشان داده هیچ‌گونه رحمی نسبت به مخالفانش ندارد. بی‌تردید برنامه‌ای برای انتقام‌جویی در کار است و کسانی که حکومت آن‌ها را محرکان اصلی می‌داند، هدف این انتقام‌جویی قرار خواهند گرفت.

چگونه رژیمی که به وضوح به شدت نامحبوب می‌شود، آنقدر اعتماد به نفس دارد، که هیچ امتیازی به مردمی که به آن رأی داده‌اند، ندهد؟ احتمالاً به این دلیل که احساس می‌کند موفق بازی کرده است. این رژیم، تشکیلات دخیل در امر انتخابات را به دستِ خود گرفته است. اکنون کمیسیون انتخابات در ترکیب خود نقص دارد و دیگر نمی‌توان روی بی‌طرفی آن حساب کرد. دستگاه‌های مکانیزه شمارش آرا مدیریت شده‌اند (قابلیت دستکاری دارند)، فهرست‌های انتخاباتی [32] اکنون میلیون‌ها نفر از افراد واقعی را از این لیست‌ها حذف، و میلیون‌ها نام خیالی را در بر می‌گیرند، بوروکراسی که بر انتخابات نظارت دارد، خود را کاملاً همدست با حاکمیت نشان داده است، می‌توان به دادگاه‌ها برای تأخیر یا چشم‌پوشی از تخلفات فاحش اعتماد کرد؟ پلیس هیچ ایده‌ای از بی‌طرفی در فرایند رای گیری ندارد، مطبوعات هر بار که فردی در قدرت، انگشت خود را به نشانه اعتراض به سوی آنان نشانه می‌گیرد، مقابل قدرت سر تعظیم فرود می‌آورند. مرزبندی حوزه‌های انتخابیه قرار است به‌گونه‌ای بازنگری شود که همواره به نفع حزب بی‌جی‌پی (BJP) تمام شود. حزب حاکم چه ترسی دارد؟ چرا باید به حرف کسی گوش دهد؟ این حزب، ثروتمندترین حزب سیاسی در روی زمین است و از حمایت ثروتمندترین صنعتگران جهان برخوردار است. [33] این حزب می‌تواند هر چیزی را بخرد؛ و هر کسی را. یا دست‌کم خودش چنین تصور می‌کند.

اما آیا این بازی می‌تواند تا ابد ادامه یابد؟ آیا می‌توان همه مردم را همیشه فریب داد؟ آیا می‌توان کشوری با جمعیت یک‌ونیم میلیارد نفر را تا ابد همچون یک جسد به دنبال خود کشید؟ چنین چیزی ممکن نیست. سر و کله‌ی «سوسک‌ها» پیدا شده است. کشاورزان بار دیگر راهپیمایی به سوی دهلی را آغاز کرده‌اند؛ این بار برای اعتراض به توافق تجاری هند و آمریکا - همان حکم مرگی که دولت هند با رویکردی بردوار، پذیرفته است آن را به نمایندگی از آنان امضا کند. - دروازه‌های شهر مسدود شده‌اند، اما بعید است که این اقدام مانع پیشروی آن‌ها شود. شاید بقیه ما بتوانیم از کشاورزان و سوسک‌هایمان بیاموزیم که چگونه کمی خطرناک باشیم. جوانان هدیه‌ای به ما داده‌اند؛ اکنون بر عهده‌ی همه‌ی ماست - تک‌تک ما - که کاری کنیم تا اقدام آن‌ها به ثمر بنشیند و اهمیت یابد.

وقتی نخست‌وزیری عملاً و فیزیکی می‌گریزد، دیری نمی‌گذرد که ناچار می‌شود از نظر سیاسی نیز بگریزد.

اما این رژیم به آسانی کنار نخواهد رفت. تحقیر شدن در خیابان‌های پایتخت را برنمی‌تابد. احتمالاً شاهد خونریزی خواهیم بود. کاسه صبر جوانان لبریز شده است. چقدر طول می‌کشد تا فردی در آن جمعیتِ جوان و پرشور، کنترل خود را از دست بدهد و بهانه‌ای به دست پلیس بدهد تا آتش بگشایند؟ آن‌ها هر کاری از دستشان برآید می‌کنند تا ما را درهم بشکنند؛ ما نیز باید هر کاری از دستمان برمی‌آید انجام دهیم تا جلوی آن‌ها را بگیریم.

 

نخست وزیر هند در حال زاری برای حزب بزرگ BJP خود و با اعلام کمک کمک

[1] - معتقدین به فلسفه "هندوتوا" (هندو بودن Hinduness) که بنیانگذار این اندیشه گروه RSS می باشد که از گروه‌های مادر، و از گروه‌های راستگرای افراطی مذهبی هندوست که به حفظ فرهنگ و مذهب هندو در برابر تهاجم فرهنگیِ دیگر فرهنگ‌ها و مذاهب وارداتی به هند اهتمام ویژه دارد و از اسلام، مسیحیت، یهود، پارسیان و... به عنوان مهاجم یاد می کند و حضور آنان در سرزمین هندوها را نوعی تهاجم فرهنگی می‌داند، که باید برچیده شود و مظاهر آن زدوده شود.

[2] - Arundhati Roy با نام کامل سوزانا آروندیتی روی متولد 1961 در شیلونگ مگالیا در هند، نویسنده، بازیگر و فعال سیاسی هندی، نخستین زن هندی است که برنده جایزه بین المللی بوکر (Booker) برای کتاب خود تحت عنوان "خدای اشیای کوچک" (The God of Small Things) شد که در سال 1997 مفتخر به این جایزه گردید، اما در داخل هند نویسنده به متزلزل ساختن اصول اخلاق عمومی متهم می‌شود. او در این اثر به تصویر روابط عاشقانه بین یک زن مسیحی و یک مرد هندوی مطرود می پردازد، او در سال 1999 سخنگوی خیزش معترضان محیط زیستی بود که در مورد پروژه سد "سرور" بخشی از طرح دره نارمادا مبارزه می کرد که این طرح تولید برق و احداث شبکه های آبیاری را فراهم می کرد، ولی سبب آواره شدن 300 هزار مردمی می شد که در این منطقه زندگی میکردند. او نویسنده کتاب‌های دیگری، از جمله رمان ماه برقی (1992)، از جمله در آنچه انی آن را به آنها داد (1988) نیز می باشد.

[3] -  “Cockroach Democracy Unarmed and Dangerous”

[4] - بهاراتیا جاناتا پارتی یا حزب مردم هند که شاخه سیاسی RSS و دیگر گروه های هندوی افراطی از این دست است که مدت هاست حاکمیت را در دهلی بدست دارد. این حزب رقیب سیاسی حزب کنگره می باشد که به واقع مدافع قانون اساسی و دستاوردهای انقلاب آزادیبخش مردم هند می باشد که توسط رهبران بزرگ هند همچون مهاتما گاندی و جواهر لعل نهرو و... بنیانگذاشته است، و ارزش‌هایی همچون دمکراسی، برابری، سکولاریسم، تکثر و... را محافظت می کند.

[5] - Abhijeet Dipke رهبر «کوکروچ جانتا پارتی» (CJP؛ به معنای تحت‌اللفظی «حزب مردمی سوسک»)، که با نام «جنبش سوسک» نیز شناخته می‌شود، یک جنبش سیاسی-طنزآمیز هندی با محوریت جوانان است که در ۱۶ مه ۲۰۲۶ توسط «آبهیجیت دیپکه» — استراتژیست ارتباطات سیاسی و فعال اجتماعی — تأسیس شد. این حزب با بهره‌گیری از نارضایتی‌های گسترده سیاسی و اقتصادی در میان «نسل زد» (Generation Z)، موجی از اعتراضات را در دهلی و سایر شهرهای این کشور در ماه‌های پس از آن رقم زد.

[6] - Surya Kant سوریا کانت (زادهٔ ۱۰ فوریهٔ ۱۹۶۲) حقوقدان هندی و پنجاه‌وسومین رئیس دیوان عالی هند است.  

[7] - Cockroach Janta Party حزب سیاسی که به دنبال اعتراض جوانان شکل گرفت، و همچنان که این نهضت اعتراضی از طریق طنز شوخی حاکمیت راستگرایان متکبر هندو را به سخره گرفته است، به عنوان طنز نام حزب حاکم بهاراتیا جاناتا پارتی را مبنا قرار داد خود را "کاکروچ جاناتا پارتی" نام نهاد،

[8] - Dharmendra Pradhan وزیر آموزش

[9] - the National Eligibility cum Entrance Test (NEET) آزمون ورودی تمام شغل های دولتی در هند که رقابت برای موفقیت در آن در این کشور پر جمعیت بسیار بالاست و قدرتمندان با خرید سوالات این امتحان، سعی می کنند شانس فرزندان خود را برای موفقیت در این آزمون بالا ببرند و این باعث می شود که هدف شایسته گزینی این آزمون نابود شود و تمام زحمتی که خانواده ها و دانش آموزان در طول عمر برای موفقیت در آن می کشند به هدر برود، که این باعث خودکشی و... در جامعه جوان هند شده است.

[10] - Jantar Mantar محل رسمی برگزاری اعتراضات در شهر دهلی که از سوی دولت هند به این منظور در نظر گرفته شده است

[11] - Sonam Wangchuk از فعالان سیاسی اهل منطقه لداخ، منطقه بودایی نشین ایالت جامو و کشمیر هند

[12] - Ladakh

[13] - the All India Students Association (AISA)

[14] - Communist Party of India (Liberation)

[15] - memes

[16] - the Rapid Action Force (RAF) «نیروی واکنش سریع» (RAF) یک یگان تخصصی واکنش سریع وابسته به «نیروی پلیس ذخیره مرکزی» (CRPF) هند است که در اکتبر ۱۹۹۲ با هدف مقابله با شورش‌ها و کنترل جمعیت تشکیل شد.

[17] - Samvidhan Sansad

[18] - Andolan jeevi اصطلاحی در زبان هندی، به معنی کسانیکه با دامن زدن به آشوب و جنجال امرار معاش می‌کنند.

[19] - Anna Hazare کیسان بابو رائو «آنا» هزاره (زادهٔ ۱۵ ژوئن ۱۹۳۷) فعال اجتماعی هندی است که رهبری جنبش‌هایی را برای ترویج توسعه روستایی، افزایش شفافیت دولتی، و همچنین رسیدگی به فساد در امور عمومی و مجازات عاملان آن بر عهده داشته است. او در سال ۱۹۹۲ نشان «پادما بوشان» — سومین نشان عالی غیرنظامی هند — را از دولت این کشور دریافت کرد.

[20] - فارغ از ظرفیت‌های قانونی و شبه قانونی که دولت هند و دستگاه امنیتی و اطلاعاتی آن در دست دارد، تا اهداف سیاسی و... خود را تحت پوشش آن دنبال کند، و مخالفان را از پیش پای خود بردارد، گروه‌های فشار مذهبی و سازمانی نیز در این راستا فعالند، قانون Unlawful Activities Prevention Act که به مقامات امنیتی هند این توانایی را می دهد تا هر فردی را بدون طی تشریفات قانونی، دستگیر و تحت شکنجه و بازجویی قرار دهند، و برای مدتها در این وضع، در بازداشت نگه دارند، گروه‌های شبه نظامی، و میدانی هندوی افراطی وابسته به RSS نیز در سرکوب خیابانی، اجتماعی، قرهنگی، اقتصادی، مذهبی و... به کمک دستگاه سرکوب در دولت وابسته به گروه های هندویی افراطی آمده، و هر عمل ضد انسانی را در این راستا مرتکب می شوند، از کشتار مردم به دلیل امر به معروف و نهی از منکر گرفته، که نمونه بارز آن، برخورد با مسلمانان به دلیل خوردن گوشت گاو است، که از نظر هندوها امری کامل حرام تلقی می شود لذا رانندگان مسلمان را به خاطر حمل گوشت گاو و یا حتی گاو، دستگیر کرده و در حاشیه جاده ها خود راسا محاکمه، ضرب و شتم و به دار می آویزند، یا خانه مسلمانان را به دلایل واهی از جمله اعتراض، با بلدوزر ویران می کنند و این گروه‌های فشار، از هر گونه پیگرد قانونی نیز در امان هستند، و از پشت پرده توسط دستگاه رهبری کشور حمایت می‌شوند.

[21] - the Citizenship Amendment Act قانون اعطای شهروندی به مهاجران خارجی در هند که به غیر از مسلمانان، به باقی مهاجرین تعلق می‌گرفت و همین تبعیض باعث شد که مسلمانان هند سلسله اعتراضاتی را داشته باشند که این اعتراضات در سال 2020 منجر به کشتار آنان توسط دولت هندوی بی جی پی و لباس شخصی های متعلق به گروهای هندویی افراطی در خیابان های دهلی شد. هندوهای افراطی مسلمانان و دیگر مخالفین خود را با انگ Anti-National ضد ملی می نوازند و به خود این حق را می دهند که هر جرمی را علیه آنان مرتکب شوند.

[22] - Adivasis «آدی‌واسی» به گروه‌های قبیله‌ای گوناگونی در سراسر شبه‌قاره هند اطلاق می‌شود. واژه آدی‌واسی که در قرن بیستم ابداع شده و به معنای «ساکنان باستانی» است، امروزه به طور گسترده‌ای به عنوان عنوانی خود-گزیده توسط بسیاری از جوامعی به کار می‌رود که رسماً در هند تحت عنوان «قبایل فهرست‌شده» (Scheduled Tribes) و در بنگلادش به عنوان «اقلیت‌های قومی» شناخته می‌شوند. آن‌ها تقریباً ۸٫۶ درصد از جمعیت هند (حدود ۱۰۴٫۲ میلیون نفر بر اساس سرشماری سال ۲۰۱۱) و حدود ۱٫۱ درصد از جمعیت بنگلادش (تقریباً ۲ میلیون نفر بر اساس برآورد سال ۲۰۱۰) را تشکیل می‌دهند.

[23] - ایالتی مسلمان نشین که از زمان استقلال در سال 1947 درگیر اعتراضات خونین و جنگ‌های فاجعه بار بین هند و پاکستان است و در این بین ارزانترین چیز در کشمیر جان مردمی است که بین دو سنگ آسیاب هند و پاکستان، مسلمان و هندو و... در حال خرد شدن هستند.

[24][24] - the Rashtriya Swayamsevak Sangh (RSS) گروه اصلی و سازمانی است که تجمعی از ملیگرایان مذهبی هندو را در خود دارد و آشکارا رهبران و بنیانگذاران این سازمان با الهام از نازی ها در آلمان، خواهان پاکسازی هند از مذاهب وارداتی (مسلمانان، مسیحیان، یهودیان، پارسیان و...) بوده و معتقدند هندی های گول خورده و پیوسته به این مذاهب نیز باید به فرهنگ و مذهب هندویی خود باز گردند وگرنه باید سرزمین پاک هندوها را ترک کنند و... شاخه سیاسی این گروه‌ها، حزب BJP بعد از مانورهای مذهبی و سیاسی ناشی از ویرانی مساجد مسلمانان و از جمله مسجد بابری، حساسات و رای هندوها را با خود همراه کرده و اکنون حاکمیت دولت مرکزی و بسیاری از ایالت‌ها را در هند در دست دارد. این سازمان سیاسی – مذهبی گروهی پایه دارای تندروهای مسلح هم بوده و شاخه روحانیت آن VHP بر معابد هندو و بخش روحانیت هندو تسلط دارد، بجرانگ دال جوانان شبه نظامی برای اقدامات خیابانی هستند که کار حملات به اقلیت ها و لباس شخصی ها را سازمان داده و اجرا می کنند، بخش های دیگر جامعه از جمله آموزش، فرهنگ، صنعت، اقتصاد و... نیز متولی خاص خود در زیر شاخه های این سازمان دارد، به طوری که RSS اکنون بزرگترین سازمان فاشیستی جهان با سابقه ایی بسیار طولانی نزدیک به صدسال فعالیت را در کارنامه خود دارد.

[25] - Naxalites ناکسالیسم ایدئولوژی کمونیستی «ناکسالیت‌ها» یا «ناکسال‌ها» است؛ گروهی متشکل از تشکل‌های سیاسی و شورشی در هند که از گرایش‌ها و ایدئولوژی سیاسی مائوییستی تأثیر پذیرفته‌اند.

[26] - the Narmada Bachao Andolan

[27] - the National Rural Employment Guarantee Act

[28] - the National Register of Citizenship «فهرست ملی شهروندان» (NRC) قرار است شامل مشخصات تمام شهروندان هند باشد. ایجاد این فهرست بر اساس اصلاحیه سال ۲۰۰۳ در «قانون شهروندی مصوب ۱۹۵۵» الزامی شد. هدف از آن، ثبت اطلاعات تمام شهروندان قانونی هند است تا امکان شناسایی و اخراج مهاجران غیرقانونی فراهم شود. اجرای این طرح در ایالت «آسام» از سال‌های ۲۰۱۳–۲۰۱۴ آغاز شده است. دولت هند برنامه‌هایی را برای اجرای آن در سایر نقاط کشور در سال ۲۰۲۱ اعلام کرد، اما این طرح هنوز اجرایی نشده است. در سال ۲۰۱۹، دولت «قانون اصلاحیه شهروندی مصوب ۲۰۱۹» (که با نام‌های «CAA 2019» یا «CAA» نیز شناخته می‌شود) را تصویب کرد. این قانون وعده می‌داد که روند اعطای شهروندی برای مهاجرانی که متعلق به اقلیت‌های مذهبیِ تحت آزار و اذیت (شامل هندوها، مسیحیان، بودایی‌ها، پارسیان، سیک‌ها و پیروان آیین جین) از کشورهای بنگلادش، پاکستان و افغانستان هستند، تسریع شود. این اقدام به‌طور گسترده به عنوان راهکاری برای معافیت غیرمسلمانانی تلقی شد که ممکن بود معیارهای لازم برای گنجانده شدن در «فهرست ملی شهروندان» (NRC) را احراز نکنند؛ هرچند یهودیان و بهائیان نیز در این دسته قرار می‌گیرند.

[29] - the Hindu Rashtra جمهوری هندو که هند را نه بر اساس جمهوری سکولار فارغ از مذهب، بلکه هند را بر اساس مذهب هندو جمهوری می داند که جایی برای دیگران نخواهد بود، حال آنکه نزدیک به یک پنجم هند مسلمانند یعنی رقمی بالغ بر 300 میلیون از شمولیت خارج می شوند که این تنها بخش مسلمان آن است.

[30] - the Third Reich

[31] - Special Intensive Revision «بازنگری ویژه و فشرده» (SIR) اقدامی است از سوی کمیسیون انتخابات هند برای راستی‌آزمایی و اصلاح فهرست‌های انتخاباتی از طریق سرشماری خانه‌به‌خانه، استفاده از فرم‌های از پیش‌تکمیل‌شده و بررسی اطلاعات پیشین رأی‌دهندگان انجام می‌شود. هدف از این طرح، تضمین دقت فهرست‌های انتخاباتی در سراسر هند از طریق حذف نام افراد متوفی، کسانی که به‌طور دائم نقل‌مکان کرده‌اند، موارد تکراری و افراد غیرشهروند است؛ و در عین حال، اطمینان حاصل می‌شود که شهروندان واجد شرایط از قلم نیفتند. فرایند سراسری SIR در تاریخ ۲۷ اکتبر ۲۰۲۵ توسط «گیانش کومار»، رئیس کمیسیون انتخابات، در «ویگیان باوان» دهلی نو اعلام شد.

[32] - در هند این مدارک هویتی نیست که به شما حق رای می دهد، بلکه حضور در لیست انتخاباتی است که به شما حق رای دادن و ابراز نظر خواهد داد.

[33] - مشهور است که حاکمیت حزب بی.جی.پی از سوی ثروتمندترین خاندان‌های هند حمایت می شود و یک نوع بده و بستان پروژه و پول سیاه بین این دو در روند کار اقتصادی در هند جریان دارد، که بقای هر یک بسته به دیگری دارد، یکی پروژه می دهد و یکی هم جبران می کند و... مشهورترین ثروتمند هندی که با شخص مودی در ارتباط است آقای گوتام ادانی است که صاحب شرکت های زنجیره ایی ادانی در هند و خارج از کشور است.

مقدمه مترجم (سایت یادداشت های بی مخاطب):

«انسان بدون آزادی و اختیار، تصویری تاریک از موجودیت، و انسانیتی خدشه‌دار خواهد بود، آزادی و اختیارِ گزینش، دو پدیده والاگهرند، و برازنده انسان، و نشات گرفته از حقیقتِ عالم والای انسانی او، به طوری که در دوره بردگیِ انسان، سخن از انسانیت گفتن گاه بیهوده خواهد بود، چرا که در عالم بردگان، انسانیت خواهد مُرد، و یا رنگ خواهد باخت، و این تنها با آزادی و اختیار است که انسانیت در زندگی شکوه و بزرگی خود را نشان خواهد داد.

بردگیِ تن و نیروی کار انسان‌ها، ابتدایی‌ترین نوع بردگی رایج است، بردگانی اسیرترند که در پس دیوارِ ایده‌ها گرفتارند، زندانی با دیوارهایی بلندتر، که اسرایش انسانیت خود را خواهند باخت، و به رَمِگانی با هیکل انسان، و به قول مرحوم پدرم حیوانی در "غلاف انسان" تبدیل خواهند شد، چراکه تن‌بردگان تنشان بیشتر از روحشان خواهد فرسود، اما بردگان اندیشه، روح انسانی‌شان ذره به ذره نابود خواهد شد، و تن‌بردگی شاید به ارث نرسد، اما بردگی در اعتقاد و ایده احتمالِ به ارث رسیدنش هم بیشتر است، چراکه ورود به ایده و یا هر دینی، گاهی آسان و آزادانه است، اما خروج از آن، سخت و جانکاه، و گاه همراه با باختن جان، و تحمل رنج بسیار خواهد بود.

هندوئیسم همزاد با دین زرتشت، و این دو از یک ریشه، برادر و در بسیاری از اندیشه و ساختار برابرند، که هر دو در دو تمدن دیرپا و باشکوه همسایه‌ی هم، یعنی ایران و هند متولد، و رشد یافتند، هجوم مسلمانان به امپراتوری ساسانی در ایران، دین و قلمرو آئین زرتشت را نابود کرد، تا جایی که اکنون به جزایری اندک و ناچیز محدود شده‌اند، که اکثرا در سرزمین هند، و عدد کم‌تری در ایران و سپس از آن دو کمتر، در آغوش کشورهای غربی باقی مانده‌اند، و زندگی خود را نیم‌بند ادامه می‌دهند.

 ایرانیان زرتشتی با شکست نظامی در برابر سپاه برآمده از شبه جزیره عربی، در درازای یکهزاره و چهار سده گذشته، و به ویژه در زمان حاکمیت خلفای اسلامی، به دین اسلام در آمدند، و به جز جزایر کوچکی از آنان که همچنان زرتشتی باقی مانده‌اند، و در مناطقی از جمله یزد، در ایران زندگی می‌کنند، باقی محو شدند.

اما هندوئیسم، با هجوم مستقیمِ سپاه اسلام رودررو نگردید، بلکه این اسلامی ایرانیزه شده بود، که بعدها حامل فرهنگ اسلامی به شبه قاره هند گردید، چند سده جهاد اسلامی برای مسلمان کردن ایرانیان، نیروی بسیاری از مهاجمان مسلمان را فرسود، و در این بین، ایرانیان زیردست، کم کم توانستند مسلمانان مهاجم را، تا حدودی در فرهنگ غنی خود، اصلاح و تا حد زیادی روادار نموده، لذا سلطه اسلام بر هندوستان، که بعد از سلطه بر ایران صورت گرفت، هرگز گَزَندگی سابق، و خوی تهاجم، کشتار، ویرانگری و... و به ویژه تغییر مذهبی که در ایران به دنبال داشت را، در پی نداشت،

از خشونت آن بسیار کاسته شد، و سپس به هندوستان رسید، از این جهت، فرهنگ هندو از نابودی نجات یافت، و ورود اسلام به هند، بسیار مسالمت آمیزتر بود، و باعث نشد تا شاهد یک ویرانی فرهنگی گسترده، آنچنان که بر فرهنگ و تمدن ایران رفت، در هند تکرار شود، و به عکس، چند سده حاکمیت‌های اسلامِ ایرانیزه شده بر هند، در دوره بلند حاکمیت گورکانیان [1] و... باعث شکوفایی و آبادانی بسیار گردید، چرا که با رواداری خود، بقای فرهنگ هندو، و حتی حفظ و گسترش آن را تضمین کرد، ترجمه متون هندو، به زبان فارسی، باعث حفظ و انتقال فرهنگی آنان نیز گشت.

و هندی‌ها این شانس را هم داشتند که متعاقب رنسانس در اروپا، سلطه غرب بر هند، در دو سده پیش از استقلال هند در سال 1947 آغاز شد، و به ویژه حرکت انقلاب آزادیبخش هند علیه این سلطه، باعث شد، برخی از تیزی و گزندگی فرهنگ هندوئیسم نیز توسط غربی‌ها، و بعدها توسط انقلابیونی همچون گاندی، امبادکار (نویسنده قانون اساسی هند) و... اصلاح شود، که از جمله آن سست‌تر شدن رسوم ظالمانه و ضد انسانی نظام طبقاتی، فرهنگ های ظالمانه‌ایی مثل ساتی [2] و... بود، که از مواردی بودند که در دوره حاکمیت اسلام، غرب و سپس آزادیخواهان در هند، اصلاح گردیدند و...،

اما نهضت بازگشت به فرهنگ هندوئیسم، که با نوعی فاشیسم ملیگرایانه فرهنگی و نژادی همراه است، و حتی بازیابی نظام طبقاتی را به نظر می‌رسد که مد نظر دارد، از سال 1925، توسط رهبران سازمان بزرگ و گسترده و شبه نظامی RSS [3] و... رسما آغاز، و پی گرفته شد، کسانی که اکنون یکصدسالگی خیزش راستگرایانه خود را جشن گرفته‌اند، در حالی که حاکمیت این کشور را توسط شاخه سیاسی خود، یعنی حزب مردم هند (BJP) در دست دارند، مهمترین اهداف آنان حاکمیت مجدد فرهنگ و آئین هندو، از طریق غیرزدایی (اسلام زدایی، و مسیحیت زدایی و...) است که در هجوم خود به هند، فرهنگ و دین هندو را در معرض خطر قرار داده‌اند،

هندوئیسم خود را در حال مواجهه با تهاجم فرهنگی اسلام و بودیسم شرقی، و مسیحیت غربی، و اصلاح طلبان داخلی همچون بودیسم می‌بیند، از این رو، مبارزه با مظاهر حضور این ادیان در خاک هندوها را شدید و رقیق، قانونی و غیرقانونی و... پی گرفته است، اوج مبارزه با اسلام در هند، در نبرد هند با پاکستان بر سر سرزمین‌های مسلمان نشین شبه قاره، و مبارزه با بودیسم که به پاک کردن هند از حضور موثر بودائیان انجامید، و بودائیان را به عمق سرزمین‌های شرق و جنوب شرق آسیا متواری کردند، و مبارزه با مسیحیت نیز، که هجوم خزنده خود را از طریق گروه‌های تبشیری در هند دنبال می‌کند، که به گسترش مسیحیت در بین جامعه ظلم‌زده (هندو در تقسیم طبقاتی آن) منجر شده، دنبال می‌شود،  

خودخواهی ارباب معابد که خود را صاحب و راهنمای توده مردم، و نماینده ویژه خدایان در زمین می‌دانند، که در دین هندو، برهمنان (و یا همان موبدان) که کل خلقت انسان‌ها را به سان بدن انسان می‌بینند، و انسان‌ها را بر اساس حرفه آنان، به اعضای این بدن تقسیم می‌کنند، و از قضا خود را به مهمترین ارگان این تن انسانی، یعنی سر آن منتسب کرده، و در نظر گرفته و می‌دانند، و همان نقش را هم برای خود در بین دیگران قائلند.

اینان همچون دیگر ارباب معابد در دیگر ادیان، عدد پیروان آئین هندو را، نشانه عزت دینی خود تلقی کرده، خروج آنان را از این آئین، شکست خدای خود دانسته، و خود را مامور به حفظ عدد پیروان و افزایش آن می‌دانند، و طبقه روحانیت هندو، خود را به سان چوپانانی می‌بیینند که، رمه‌های بزرگ و پر تعدادشان، نشانه حقانیت، شکوه و ثروت آنان است، و بسیار مراقبند که از عدد رمه آنان کاسته نشود، و بلکه افزوده گردد.

از این رو آزادی و اختیار انسان‌ها در پذیرش اعتقاد، ایده و ادیان دیگر را، قربانی هوای نفس خود کرده، به بهانه مبارزه با تهاجم فرهنگی رقیب، انسان‌های تحت سلطه خود را به بردگی و اسارت برده، هرگونه تغییر فرهنگ و دین را منافی جایگاه و اهداف خود دیده، و به مبارزه با آن بر می‌خیزند،

در حالی که در ظهور ایده‌های جدید، فرهنگ منحط آنان اصلاح می‌گردد، همچنانکه در دوره حاکمیت مسلمانان، هندِ متکثر و هزار فرقه، ثروتمندترین کشور دنیا بود، و در دوره استعمار و حاکمیت بریتانیا بر هند، گرچه این ثروت گرد آمده در زمان پارسیگویان مسلمان حاکم بر هند، به تاراج رفت، و فقیر و گرسنه، در سال 1947 وارد دوره آزادی شدند، اما صنعت و سیستم حکومتی جمهوری متکثر، سکولار و سوسیال بر جای ماند، که علاوه بر مبارزه با مظاهر ضد انسانی فرهنگ هندو، از جمله نظام طبقاتی و رسومی همچون ساتی و... اصلاحات رشک برانگیزی در این کشور صورت داد، به طوری که سیستم دمکراسی پارلمانی آنان امروز رشک برانگیز برای ملت های دچار دیکتاتوری در منطقه، و پیشرو بوده، هند را در مسیر پیشرفت و ترقی قرار داده است.

و حال کسانی پیدا شده اند که کوس بازگشت می‌زنند! و علائم بازسازی نظام طبقاتی، جور و ظلم بردگی اعتقادی و جبر دینی را با تعدی علیه حقوق دیگران دنبال می‌کنند، اماکن دینی دیگران را ویران، بر خرابه‌های آن معابد خود را دوباره می‌سازند، اقلیت‌ها را از حقوق اولیه ساقط کرده، به شهروندان درجه دوم تبدیل کرده، تا در اثر فشار اجتماعی، بلکه آنان را به دین آبا و اجدادی خود، یعنی هندوئیسم باز گردانند، و باقی آنان که به هندوئیسم نَگِروند را، به جرم ناپاک بودن از دین ملی، از سرزمین مقدس هندوها بیرون کنند و...

 از این نظر است که شعار مبارزه با تهاجم فرهنگی توسط این نوع فاشیسم مذهبی، نژادی و فرهنگی، تنها معنی بلند کردن دیوارهای اسارت مذهبی دارد، که حرکت انسان‌ها را، در مسیر انتخاب آزادانه و اختیار خدادادی آنان سلب کرده، در دایره دین رسمی، حفظ می‌نماید.

مطلبی که ترجمه شده است، از سایت اورگانایزر، ارگان مطبوعاتی سازمان RSS در هند است، که گروهی مادر، از مجموعه‌ایی بزرگ از ملیگرایان هندوست، که نوعی فاشیسم مذهبی، نژادی و فرهنگی را در هند دنبال می‌کنند.

 لازم به ذکر است، برای یک ایرانی چنین نبردی در هند دو سر باخت خواهد بود، چرا که ضربه به هندوئیسم، ضربه به محتوای فکری و فرهنگی برادری دو قلو است، که قُل ایرانی آن پیش از این ذبح شده، و از بین رفته است، و نشانه‌های فرهنگ زرتشت را در قُل دیگر آن، یعنی هندوئیسم می‌توان دید و مطالعه کرد؛ از سوی دیگر، هندوها با مسلمانان هند، به عنوان بزرگترین اقلیت مهاجم، در یک مبارزه فراگیر قرار دارند، نابودی مسلمانان هند نیز نابودی ایران و ایرانیت خواهد بود.

چرا که اسلام هند، سرریز ایران فرهنگی در هند است، و صدها سال، معماری، ادبیات، فرهنگ ایران، در زبان و منش مسلمانان هند موج می‌زند، و آنچه ایرانِ تحت سلطه اعراب نتوانست در خود حفظ کند، هندی‌های مسلمان در صنایع دستی، فرهنگ معنوی و عرفانی، معماری و منش و رسوم زندگی خود حفظ کرده‌اند،

 به عنوان نمونه، گروه عرفانی میرسید علی همدانی [4] که با ششصد مرید و همراه خود از همدان ایران، به مناطق کوهستانی کشمیر مهاجرت کردند، گروه بزرگی از مشاغل و حرفه‌ها ایرانی را به هند بردند و رواج دادند، که اکنون نیز در هند زنده است و دنبال می‌شود، در حالیکه در سرزمین مادری، این حرفه‌ها و صنایع، مرده و به خاک سپرده شده است، و اثری از آن در همدان نمی‌توان دید، حال آنکه صنعت کاغذ فشرده، در کشمیر همچنان به عنوان میراث همدانی، و در اتارپرادش به عنوان ظروف فلزی خیامی زنده است و بالنده؛ و برای مردم هند ثروت و صادرات به ارمغان می‌آورد و...،

نقاشی مینیاتور، شعر و لغت و اندیشه فارسی، عرفان ایران در حد وسیعی توسط حکومت‌های پارسیگوی گورکانی و... در هند پرورش یافت و همچنان باقیست، که گنجینه‌ایی بی نظیر از ایران بزرگ فرهنگی و تمدنی است که هند در کالبد خود حفظ کرده است، بزرگترین جمعیت زرتشتیان ایرانی، که با هجوم خلفای اسلامی، از مناطق طبرستان و... به هند مهاجرت کردند، تا خود و دین و آئین خود را از خطر نجات دهند، امروز بزرگترین کُلونی جمعیتی هموطنان زرتشتی ما در جهان است، که در هند ادامه حیات داده‌اند.

باعث شرم است که چنین وسعت جمعیتی از زرتشتیان، حتی در سرزمین آبا و اجدادی آنان، در فلات تمدنی ایران، دیده نمی‌شود، اما برادران هندوی ما، چنان وسعت عملی به این برادران نژادی (آریایی) و فرهنگی خود داده‌اند که این ایرانیان، اکنون صاحب بزرگترین صنایع و تجارت هند می‌باشند، دستان با کفایت زرتشتیان ایرانی (که به پارسیان هند مشهورند) نسبت به تاسیس و اداره کمپانی‌هایی بزرگ تولید همچون تاتا، گودریج و... خود را نشان داده است، اینان موسس سیستم راه آهن، صنعت هسته ایی، سیستم دانشگاهی پیشرو و... در هند بوده، و از این نظر هند مدیون زرتشتیان است، همانگونه که زرتشتیان بقای خود را مدیون هند هستند.

اینگونه است که یک ایرانی آگاه به تاریخ خود، نه خواهان نابودی مسلمانانِ هند، و نه خواهان نابودی هندوها، و فرهنگ هندویی خواهد بود، چرا که هر دو از نژاد و فرهنگی با یک منشا، به ایران گره می‌خورند. اما چه می‌شود کرد، راستگرایان هندو در سازمان RSS و شاخه سیاسی آن حزب BJP برای حراست از فرهنگ هندویی، دست به خشونت و فشار علیه دیگران زده‌اند، و به تحمیل و اجبار دینی و فرهنگی روی آورده اند.

و در دنیایی که ارباب معابد، عدد پیروان خود را، مبنا و پایه‌ی حقانیت خود قرار داده‌اند، و کمتر به وجه انسان‌سازی ایده‌ها توجه دارند، فشار خود را به کسانی که مکتب هندو را رها می‌کنند، افزایش داده، و سعی دارند به اسم مبارزه با تهاجم فرهنگی غرب (مسیحیت) و شرق (اسلام، بودیسم و...) دیگر اقلیت‌ها را سرکوب کنند، با این مقدمه تلخ و شیرین به ترجمه یک متن خبری کوتاه، از فعالیت راستگرایان هندو برای حفظ عدد جمعیتی خود، می پردازم.

اما باید توجه داشت که دین و آئینی که یک حکومت، با تمام نیروهای دولتی و شبه دولتی، با فشار و بسیج تدابیر حکومتی، و گروه‌های سیاسی فشار وابسته، عدد جمعیتی خود را حفظ کند، محرز است که با بحران استدلال وجودی، و ناکارامدی مفهومی مواجه است، که اینگونه حفظ و سرپا نگه داشته می‌شود،»

 تهران - شنبه 24 آبانماه 1404 برابر با 15 نوامبر 2025

بازگشت به خانه: 115 تن از جامعه قبایلی [5] منطقه کبیردام ایالت چتیسگر به هندوئیسم بازگشتند[6]

خانم باوانا بوهرا (نماینده مجلس ایالتی، از حزب مردم هند) [7] عنوان داشت، این تلاش‌ها باعث حفظ فرهنگ باستانی و اعتقادات مذهبی مردم ایالت خواهد شد.

Nov 12, 2025 (20 آبان 1404)

باوانا بوهرا و دیگران، در حال شستن پای بازگشت کنندگان به آئین هندو

منبع عکس: ANI

رایپور [8] : بیشتر از صد تن از مردم بخش پانداریا در کبیردام ایالت چتیسگر به هندوئیسم [9] تغییر دین دادند. بازگشت کنندگان در مراسم "بازگشت به خانه" [10] که در روز 11 نوامبر (2025) در روستای "نئور" برگزار شد، به سنت و اعتقاد اعقاب خود بازگشتند. تمام این 115 تن از جامعه قبایلی بودند که تحت برنامه "Sanskriti Gaurav Sammellan Evam Abhinandan Samaroh " به حقیقت یکتای [11] خود بازگشتند. آنان کسانی بودند که بازگشتی به آنچه داشتند، که از آن روی برگردانده بودند، و به مذاهب دیگر گرویده بودند. تمام این 41 خانوار، توسط نماینده مجلس ایالتی از حزب BJP، خانم باوانا بوهرا و دیگران با مراسم شستن پای‌شان، همراهی و خوش آمد گفته شدند، تا به دین اصیل و آبا و اجدادی خود باز گردند.

"کبیردام، چتیسگر: ۱۱۵ روستایی قبیله‌ای از مناطق جنگلی از مسیحیت به ساناتان دارما بازگشتند. باوانا بوهرا، نماینده مجلس از حزب بهاراتیا جاناتا، با شستن پاهایشان از آنها استقبال کرد؛ گفت برخی قبایل را از طریق کتاب‌های عهد جدید (انجیل)  فریب می‌دهند، تا فرهنگ آنان را به بیراهه برند."

این مطلب را نماینده قانونگذاری از حزب BJP در شبکه X (ایکس و یا توئیتر سابق) [12] به اشتراک گذاشت که "فرهنگ قبیلگی، تمدن و هویت میراث ماست." 

 بوهرا نوشت : « 115 نفر از جامعه قبیلگی، در اثر برنامه "بازگشت به خانه" در منطقه ونانچال به راه راست هدایت شدند و به اعتقاد اصیل خود دوباره بازگردانده شدند، و به ریشه‌های فرهنگ خودشان دوباره متصل شدند.»

او اضافه کرد : «در این مراسم، پاهای آنان شسته شد، و خوش آمد گفته شدند، و اعضای خانواده‌های قبیلگی در روستاهای Neur, Amania, Amlitola, Mahidabra, Khairahapara, Dafrapani, Damgarh,   Sarapani و  Birhuldih در این برنامه‌ی "بازگشت به خانه" هدایت شدند.»

بوهرا اشاره داشت که اینگونه تلاش‌ها برای حفظ فرهنگ و مذهب ایالت صورت می‌گیرد.

بوهرا همچنین از نخست وزیر (نارندرا) مودی و سروزیر  ایالت چتیسگر (ویشنو دیو سای) به خاطر طرح‌های رفاهی با هدف ارتقاء، خدمت و توسعه جوامع قبیله‌ای تقدیر کرد و اظهار داشت که این تلاش‌های انجام شده توسط آنان، باعث کسب هویت جدید، برای جامعه قبیلگی در جهان شده است.

بیشتر در مورد برنامه "بازگشت به خانه" بخوانید : « 240 خانواده در چتیسگر به هندوئیسم گرویدند»

او اشاره داشت که تنها در منطه پانداریا بیشتر از 3000 نفر تحت برنامه نخست وزیر برای خانه‌دار کردن جویندگان مسکن [13]، صاحب خانه شده‌اند. این رهبر حزب BJP عنوان داشت که "بیش از ۱۰۰ کیلومتر جاده آسفالته ساخته شده است و اعضای جامعه مذکور دیگر مجبور نیستند برای آوردن آب مسافت زیادی را طی کنند، زیرا آب آشامیدنی تمیز به همراه برق و دیگر مزایای رفاه دولتی به آنها تحویل داده می‌شود.»

او تاکید کرد که «این وظیفه ماست که از فرهنگ قبایلی خود محافظت کنیم که از آب، جنگل، و زمین محافظت می‌کند، و تلاش‌های ما در این زمینه بدون وقفه ادامه خواهد یافت.»

لازم به ذکر است که بخش‌هایی از مناطق با اکثریت قبایلی، مدت‌هاست که تحت تأثیر فعالیت‌های مرتبط با تغییر دین از طریق افرادی از جوامع قبیله‌ای قرار گرفته‌اند، و عده‌ایی اغلب به خیابان‌ها می‌آیند تا علیه فعالیت‌های غیرقانونی تغییر دین اعتراض کنند [14] و خواستار حذف مزایای عضویت در جامعه قبیله‌ایی توسط کسانی‌اند که دین دیگری را پذیرفته‌اند و هنوز از مزایایی که منحصراً برای این جامعه در نظر گرفته شده است، بهره‌مند می‌شوند.[15]

یک مرد متعلق به اقلیت مسلمان هندی، در حال عبور از مقابل یک دیوار نگاره با محتوای رواداری مذهبی،

که نشان دهنده تنوع ادیان در هند است، و با نام آنان (هندوئیسم، جینیسم، بودیسم، سیکیسم، اسلام، مسیحیت)

و با حروف مشترکی از این ادیان، در یک وحدت، کلمه "هند" را ساخته‌اند

[1] - امپراتوری گورکانی یا گورکانیان هند که در ادبیات غرب با عنوان مغولان کبیر هند نیز شناخته می‌شود، یک امپراتوری ترکی-مغولی، مسلمان و با فرهنگ ترکی-ایرانی و فرهنگ هندوپارسی در دوران تاریخی عصر جدید اولیه در شبه‌قاره هند بود. این دولت که برای بیش از سه سده بر مناطق وسیعی در جنوب آسیا فرمان راند، در سال ۱۵۲۶ میلادی توسط بابر که از نوادگان امیر تیمور بود بنیان گذاشته شد. بابر، یکی از شاهزادگان تیموری، با پشتیبانی صفویان و عثمانی در جهت تضعیف سلطان دهلی، ابراهیم لودی، به جنوب آسیا لشکر کشید و در نبرد نخست پانی‌پت دولت دهلی را به سختی شکست داد و بر شمال هند مسلط شد. با این حال، ظهور گورکانیان به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای، حدوداً در سال ۱۶۰۰ میلادی و در دوران اکبر کبیر، نوهٔ بابر، روی داد. امپراتوری وسیع اکبر تا پایان حکومت اورنگ‌زیب، آخرین پادشاه بزرگ گورکانی، پا بر جا ماند و پس از مرگ او در ۱۷۰۷ میلادی، زوال آنان آغاز شد. گورکانیان در سال ۱۷۳۹ میلادی به سختی از نادرشاه در نبرد کرنال شکست خوردند که این مسئله عملاً زمینه‌ساز سقوط نهایی آنان شد و سرانجام رفته رفته تمام قلمروی گورکانیان توسط کمپانی هند شرقی تصرف گردید. پس از شورش‌های سال ۱۸۵۷، امپراتوری بریتانیا رسماً دولت گورکانی را منحل کرد و حکومت شبه‌قاره به راج بریتانیا واگذار شد.

[2] - رسم ساتی یک آیین مذهبی در میان جوامع هندی بود که در آن، زنی که شوهرش را به تازگی از دست داده بود، در مراسم سوزاندن بدن شوهرش، خودش را آتش می‌زد و هر دو با هم در آتش سوزانده می شدند، یکی زنده و یکی مرده. در هند باستان این رسم اهمیت فرهنگی و دینی بسیاری داشت و نشانه وفاداری زن به شوهر تلقی می‌شد. هر چند بیشتر ساتی‌ها به صورت داوطلبانه انجام می‌گرفت اما فشارهای خانوادگی و اجتماعی و اجبارها زن را به شرکت در این مراسم وا می‌داشت. رسم ساتی هم در بین زنان عادی و هم در بین زنان اشرافی رایج بود و یک فریضه دینی محسوب می‌شد. این سنت دینی از ۱۸۲۹م نادر و غیر قانونی اعلام شد

[3] - راشتریا سوایامسیوک سَنگْ به انگلیسی: Rashtriya Swayamsevak Sangh با سرواژهٔ آراس‌اس به انگلیسی: RSS) «سازمان ملی داوطلبی» یا «سازمان ملی میهن‌پرستی») یک سازمان داوطلبی شبه‌نظامی، ملی‌گرای‌ هندو و راست‌گرای هندی است که به‌طور گسترده شاخهٔ عملیاتی حزب بهاراتیا جاناتا، حزب فعلی حاکم هند، شناخته می‌شود. آراس‌اس رهبر شبکه بزرگی از سازمانها به نام «سنگه پریوار» است که در همه بخش‌های جامعه هند حاضرند. با ۶ میلیون عضو بزرگترین سازمان غیردولتی در جهان است. این سازمان، حکم بسیج مردمی را دارد و از افراد داوطلب و میهن‌پرست تشکیل می‌شود که به باورهای پیش از حمله نادرشاه به هند که باعث ورود ادیان سامی به هندوستان شد، پای‌بند هستند. تحت فشارهای این گروه، مجلس هندوستان طرح جلوگیری از مهاجرت مسلمانان به هندوستان را اجراء کرد که از سال ۲۰۲۰ به بعد، هیچ مسلمانی نمی‌تواند به هندوستان مهاجرت کند

[4] - امیر سید علی بن شهاب (۲۲ اکتبر ۱۳۱۴ – ۱۸ ژانویه ۱۳۸۵) معروف به میر سید علی همدانی، قطب سلسله ذهبیه، عالم و شاعر ایرانی قرن هشتم و از مبلغان عمده اسلام در کشمیر هند و از بزرگان سلسله کبرویه بود. بیش از ۱۱۰ اثر به وی منسوب است. از وی به عنوان «امیر کبیر»، «شاه همدان» و «حضرت علی ثانی» نیز نام برده شده‌ است. پدر وی حاکم همدان و از سادات حسینی بود. از او آثاری در علوم غریبه به‌جای مانده‌ است. وی را جد اعلای سید روح‌الله خمینی دانسته‌اند. 

[5]- Tribal Community جامعه قبایلی از جمله جوامع عقب مانده جامعه هند است که در قانون به رسمیت شناخته شده، و قوانینی برای حمایت از این جامعه وضع شده است، یکی از این قوانین مراقبت از آنان در برابر تغییر مذهب است، که دستگاه قضایی هند روی تغییر دین این مردم بسیار حساس عمل کرده است، و سال گذشته دو کشیش مسیحی که روی ترویج مسیحیت در بین این جامعه فعال بودند را دستگیر و به زندان محکوم کرد، اما تغییر دین از اسلام، مسیحیت و... به آئین هندو خطی است که از سوی راستگرایان ملیگرا در حزب مردم هند (BJP) و سازمان ملیگرایان آر.اس.اس (RSS) و... دنبال می شود، تسلط راستگرایان بر ارکان قدرت در هند، مبانی قانون اساسی بازمانده از نهضت آزادیبخش مهاتما گاندی را سست کرده و کم کم آنرا از محتوا خارج می کند و حاکمیت هند در پی ترویج مبانی دینی هندوئیسم رفته و اقلیت ها را نابود و به سوی دین اکثریت باز می گرداند، و هندوئیسم به عنوان دین اکثریت مبنا می شود، یکی از ارزش‌های اساسی قانون اساسی انقلابی و آزادیبخش هند، سکولاریسم و جدایی دین از دولت بود که با روی کار آمدن ملیگرایان هندو، اصل متکثر بودن جامعه، به محاق می رود و رسما ترویج و تحکیم دین هندو، به عنوان یک رویه در اولویت دست اندرکاران حاکمیت هند قرار می‌گیرد.

[6] - Ghar Wapsi: 115 people from tribal community revert to Sanatan fold in Kabirdham of Chhattisgarh.

[7] - خانم Bhawna Bohra نمانده حزب BJP در مجلس ایالتی @BhawnaBohrabjp

[8] - Raipur مرکز ایالت چتیسکر

[9] - Sanatan fold و یا Sanatan Dharma یک واژه سانسکریت است که می‌توان آن را بعنوان "دین ماندگار" و یا "قانون مانا" ترجمه کرد که منظور همان آئین هندو است، که گفته می شود 15 هزار سال عمر دارد و قدیمی ترین نوشته های این فرهنگ مذهبی در کتاب های ودا و از جمله چهار کتاب ودای اصلی به جای مانده، که اشاره به روش، نژاد و نوعی زندگی خاص دارد، که در مسیر این فرهنگ، فرد به آزادی و بیداری دست می‌یابد (Moksha) و چرخه تناسخ رها می شود.

[10] - Ghar Wapsi (Returning Home) برنامه‌ای برای تغییر مذهب به هندوئیسم (و تا حد کمتری، سیکیسم) از اسلام، مسیحیت و سایر ادیان در هند است که توسط هندوهای هندی انجام می‌شود. سازمان‌هایی مانند ویشوا هندو پریشاد (VHP) و راشتریا سوایمسواک سنگ (RSS) و همچنین در خارج از کشور مانند اندونزی. این اصطلاح به ایدئولوژی ملی‌گرایانه هندو برمی‌گردد که همه مردم هند از اجداد هندو هستند و از این رو، تغییر به هندوئیسم نوعی «بازگشت به خانه» به ریشه‌های اجدادی خود است این برنامه در سال ۲۰۱۴ به موضوع بحث عمومی تبدیل شد. یوگی آدیتیانات از حزب بهاراتیا جاناتا ادعا کرده است که این کمپین ادامه خواهد یافت مگر اینکه تغییر دین به ادیان دیگر در کشور به طور کلی ممنوع شود. ویشوا هندو پریشاد و راشتریا سوایمسواک سانگ چندین رویداد از این نوع را در ایالت های تلانگانا، آندرا پرادش، کرالا و گوا ترتیب دادند. و اینک در چتیسگر

[11] - Mool Dharma دین یکتا، یا حقیقت یکتا 

[12] - pic.twitter.com/arOSk3vFQE — Treeni (@TheTreeni) November 11, 2025 

[13] - Pradhan Mantri Awas Yojana

[14] - گروه‌های ملیگرای هندو به صورت سازمان یافته با مظاهر حضور ادیانی که از خارج از سرزمین هند، به داخل شبه قاره آمده‌اند، مبارزه کرده و به حضور آنان اعتراض می‌کنند. با روی کار آمدن احزاب ملیگرا قوانینی در سطح ایالت ها برای غیر قانونی کردن تغییر دین تصویب کرده اند که هنوز در ابعاد ملی این قوانین به قدر کافی تصویب نشده است، از این لحاظ است که تغییر دین از هندوئیسم به دیگر ادیان را غیر قانونی اعلام می‌کنند، اما تغییر دین از دیگر ادیان به هندو کاملا قانونی و حتی ارزش تلقی می‌شود.

[15] - جامعه قبیله‌ای به عنوان یک جامعه عقب افتاده، در قانون اساسی هند، شامل مزایایی از جمله سهمیه کسب پست های اداری، دولتی و تحصیلی و... است که ملیگرایان، اعطای همین سهمیه را عامل فشار به کسانی قرار داده اند که از دین هندو خارج شده و به ادیان دیگر می گروند، و اعلام می کنند کسانی که دین خود را از آئین هندو تغییر دهند، این امتیازات اجتماعی را از دست خواهند داد، به واقع امتیازات اجتماعی که به واسطه عقب ماندگی این جامعه اعطا شده، به اهرم فشاری از سوی حکومت، برای منصرف کردن افراد از تغییر در دین تبدیل شده است.

 

مقدمه مترجم (سایت یادداشت‌های بی مخاطب):

راستگرایان و ایدئولوژی راستگرایی این روزها در صحنه جهانی (آسیایی، اروپایی، افریقایی و امریکایی) جولان می‌دهد و ویرانگری‌های بسیار دارد، ایده‌ایی که انسان را از انسانیت خود تهی کرده، آنان را به خودی و غیرخودی، حق و باطل، شهروند و بیگانه، مقیم و مهاجر و... تعریف، و در نهایت کل آنان را به ابزاری برای تحقق اهداف خود تبدیل، و یا بردگانی در مسیر هدف عالی خود دیده و شمرده، و به پیش رانده و همراه می‌سازد.

برای یک راستگرای هندو، اصل و اساس، مجد و عظمت سرزمین و آئین هندوست، که اهمیت دارد، و او بدان توجه دارد، وقتی به او بگویند برای مجد و عظمت این آئین مثلا باید 200 میلیون مسلمان هند و... را قربانی کرد، تا تغییر دین دهند، خدای خود را فراموش کنند، آئین و کتاب خود را رها کنند و...، می‌گوید، اینان روزی هندو بوده‌اند، و در اثر تجاوز بیگانگان بر ما تحمیل شدند، پس مهم نیست که چه برای‌شان پیش می‌آید! یا اینان دوباره به آئین هندویی و فرهنگ باستانی خود باز می‌گردند! یا به عنوان اغیارِ متجاوز باید سرزمین هندوها را ترک کنند و...، هند پاکستان هندوهاست!

برای یک راستگرای یهودی صهیونیست، و یا مدافع آنان دونالد ترامپ، از حزب جمهوریخواه امریکا مهم نیست که چه بر سر یک ملت که از بیش هزار و چهارصد سال قبل، به هر ترتیبی مقیم فلسطین شده‌اند، خواهد آمد، اگر آرمان یهود به پایتختی اورشلیم تحقق یابد، برای او کافی است، و این همان وعده الهی خواهد بود که خدا در تورات به آنان داده است! دیگران نه برای او مهمند، و نه مساله، این است که آنان برای تنبیه 50 هزار نیروی حماس، بیش از دو میلیون و اندی فلسطینی را در غزه دو سال است که آواره و گرسنه به این و سو آن سو می‌کشند، تنبیه کرده، هفتاد هزار نفر از آنان را، از کودک، زن، پیر و جوان، به انتقام نیم روز حمله حماس به اسراییل، و کشتن هزار و دویست اسراییلی در حمله 7 اکتبر 2023 کشتند، هزاران نفر را معلول و مجروح کردند، هزاران تن بمب بر سر آنان فرو ریختند، و آنان را تشنگی و رنج نگاه داشتند و... می‌دهند، او برای رسیدن به سرزمین مقدس موعود خود در تورات، از هیچ جنایتی فروگذار نبوده، و ابایی از ارتکاب به آن ندارد.

 یا آن راستگرای شیعه [1] که او را جانشین آیت الله محمد تقی مصباح یزدی، در بین امثال جبهه پایداری مطرح می‌کنند، وقتی از کشتار 42 هزار نفر در غزه توسط اسراییل می‌گویند، بیدرنگ ابراز می‌دارد که برای این هدف خود، که آزاد سازی قدس از دست صهیونیست هاست، راضی است نیمی از مردم کره زمین قربانی شوند، او در راه رسیدن به اهداف مقدس خود، نه از کشتن ابایی دارد و نه از کشته شدن چهار میلیارد انسان (نیمی از مردم کره زمین)، تنها در ذهن خود کشتار و ریختن نیمی از مردم جهان بر زمین را که مثل برگ‌های پائیز ریخته اند را تصور کن و در نظر بگیر، خواهی دید اینان چه هزینه‌هایی از جیب انسان و انسانیت برای اهداف خود حاضرند پرداخت کنند و..،

و در این میان، این انسان و انسانیت است که زیر پای اهداف ایدئولوژیک راستگرایان له و نابود است، تو گویی خداوند انسان را سرباز اهداف راستگرایان آفرید، تا کشته شوند و بِکُشد، تا آنان به اهداف مقدس و غیر مقدس خود دست یابند.

راستگرایان که به عنوان پدیده‌ایی بلاگونه بر جانمایه زندگی و حقوق مدنی انسان‌ها، حق تعیین سرنوشت آنان، و آزادی او می‌تازند، اکثرا از مدافعان نوعی دیکتاتوری، و نظامی با این نوع پایه فکری‌اند. آنان به توده انسان‌ها به عنوان گله‌هایی از حیوانات می‌نگرند، که نخبگانی با ژن، طبقه، ایدئولوژی خاص، باید آنان را چوپانی کرده، و بر مقدرات آنان حاکم بوده و باشند، و آنان را به سوی هدفی تعریف شده رهنمون کنند و...، و به طور کلی آنان انسان را صغیر، و از موالی خود می‌بینند.

جناح عمده‌ایی در حاکمیت انتصابی کشورمان [2] و احزابی همچون حزب موتلفه اسلامی، جبهه پایداری و...، دولت حزب لیکود به رهبری بنیامین نتانیاهو، یا حزب حاکم مردم (بی.جی.پی) به رهبری نارندرا مودی در هند، حاکمیت شبه تزاری روسیه کنونی به رهبری ولادیمیر پوتین در اروپا، دولت فاشیست دونالد ترامپ با پایه حزب جمهوریخواه در امریکا و... نمونه‌هایی از این راستگرایی مخربند که پایه‌های آزادی، کرامت و حقوق انسانی، زندگی آنان، ساختار تمدن بشری را در جامعه داخلی خود، و در بُعد وسیع‌تر در محیط بین الملل سست و متزلزل کرده، قصد تحمیل هژمون خود بر جامعه‌ایی نحیف به لحاظ حضور و تاثیر مردم، در صحنه اجتماع خود و جامعه جهانی داشته، و بر این ایده خود پای فشرده‌اند، و در راه هدف خود، از ظلم و کشتار و...، و گاه کشته شدن ابایی ندارند.

در هند نیز تخم راستگرایی مخرب و ویرانگر کاشته شد، هند با یک تمدن دیرپا و شرقی، به رغم تجربه انقلابی آزادیبخش به رهبری آزادمردانی همچون مهاتما گاندی و...، و ادامه دهندگانِ این بنای زیبای انقلابی، یعنی همفکران و جانشینان او، همچون جواهر لعل نهرو، بهیم رائو امبادکار و...، و دنباله روهای آنان در حزب کنگره هند، در معرض این راستگرایی جنایت پیشه بوده و هست، تخم راستگرایی در آن جامعه رها شده از استعمار خارجی، و شخصیت یافته ذیل جمهوری دمکراتیک و سکولار پارلمانی بعد از پیروزی، ریشه دواند، و بیشک یکی از بنیان‌های راستگرایی در هند سازمان RSS ، و یا اتحادیه ملی داوطلبان است، که امسال یکصدمین سالگرد تاسیس خود از سال 1925 را جشن گرفت، مقاله‌ایی که ترجمه آن می‌آید، نگاهی به پیروزی و شکست‌های این سازمان دارد، که اکنون حکومت را در هند، به واسطه شاخه سیاسی خود، یعنی حزب BJP در دست دارند :

بر ساحل شنی دریا نوشته "درود بر بهیم "

مجسمه دکتر بهیم رائو امبدکار، نویسنده و طراح قانون اساسی مترقی هند

او از طبقه نجس ها بود که در نهضت گاندی قدر یافت و به این جایگاه دست یافت

RSS در صدسالگی: سه شکست مهم، چهارمی که در حال رقم خوردن است [3]

نویسنده: هریش خاره [4]

اتحادیه ملی داوطلبان (RSS) [5] یکصدمین سالگرد خود را جشن می‌گیرد و همانطور که انتظار می‌رود، انبوهی از گفتار تجلیل گونه - از نخست وزیر نارندرا مودی گرفته تا به پایین، و نویسندگان اجاره‌ای مختلف - در ستایش این سازمان شنیده شده است. طوریکه به نظر می‌رسد نوعی همه‌گیری RSS گونه بودن [6] وجود دارد. همانطور که پیش‌بینی می‌شد، ما زیر تحسین‌ها در مورد استثنایی و بی‌نظیر بودن فرضی این سازمان - از خودگذشتگی منحصر به فرد آن، آرمان‌گرایی بی‌عیب و نقص آن، عشق خارق‌العاده آن به سرزمین مادری، تعهد بی‌نظیر آن به شکوه و تجدید حیات ملی و بسیاری موارد دیگر - مدفون شده‌ایم.

درست است که به صرف این حقیقت که یک سازمان صد سال از عمر خود را سپری کرده است، به خودی خود به فرصتی مشروع برای نوعی بزرگداشت تبدیل می‌شود. در مورد  RSS، این مناسبت به طور اغراق‌آمیزی به عنوان جشن پیروزی برگزار می‌شود. بنابراین، صحبت در مورد شکست سازمان سنگ [7]، به ویژه سه شکست بزرگی که به این سازمان و شعارهای ایدئولوژیک آن وارد شد، مهم است؛ و همچنین لازم است در مورد شکست چهارم که در فرایند شکل‌گیری است نیز صحبت شود.

اولین شکست راهبردی که سازمان RSS از آن رنجور است، توسل مهاتما گاندی به نوعی ملیگرایی اخلاقی [8]  بود که در جامعه هند عرضه نمود. چیزی که کی.بی. هدگوار [9] (پایه گذار RSS) و جانشین او، ام.اس. گولوالکار [10] از آن برخوردار نبودند، تا موجب به تحرک در آوردن حتی بخش کوچکی از جمعیت «هندو» هند شوند، و آنان را به خردِ نهفته در استدلال خود برانگیزانند. گاندی قبلاً ذهن هندی‌ها را با ایده‌ها و تکنیک‌های خود آشنا کرده بود و جنگجویان ناگپور (کادرهای سازمان RSS) [11] در هیچ مقطعی نتوانستند گاندی را از تخیل جمعی ما بیرون کنند. و این در ناامیدی آنان بود، که به ناتورام گادسه [12] نقش یک تروریست محول کردند و یک تپانچه به او دادند. در واقع، 30 ژانویه 1948 (روز ترور گاندی) چشمگیرترین شکست برای ادعاهای RSS بود. و گاندی به یک قدیس ملی تبدیل شد.

در طول چهار دهه بعدی، بعد از ترور گاندی، سازمان RSS و «ناسیونالیسم فرهنگی» آن، شکست‌های پی در پی را در فضای «ناسیونالیسم سکولار» [13] که توسط جواهر لعل نهرو (جانشین گاندی) و ایندیرا گاندی (جانشین نهرو) تدوین و تئوریزه شده بود، را تجربه کردند. این یک شکست راهبردی پیش‌بینی شده بود. مفاهیم و ایده‌های سران ناگپور (RSS) به سادگی نمی‌توانستند در برابر شور و نشاط شادی‌آوری که نهرو توانست در کشور برای ساختن یک ملت جدید بر اساس شرایط و رویاهای ما ایجاد کند، پیشرفتی داشته باشند. متولیان متکبر «جامعه هندو» [14] نمی‌فهمیدند که فرقه‌گرایی [15] دینی و فرهنگی آنها در مغایریت با مغز و پایه تمدنی ما برای فراگیری (همه شمولی) و سازگاری است.

نهرو ملت هند را به تفکر مترقی دعوت کرد و به صورت خستگی‌ناپذیری اجتماع قدیمی ما را ترغیب کرد تا خود را با ایده‌ها و نوآوری‌های مدرن موتلف و هماهنگ کند. اما RSS به گذشته‌ای دور بازگشت داد و اشاره می‌کرد. نهرو از مشروعیت مقدسی برخوردار بود که از مبارزه آزادی‌خواهانه علیه استعمار بریتانیا به او و حزب کنگره‌اش رسیده بود. اما RSS هیچگاه از چنین احترام معادلی برخوردار نبود، چه برسد به نشانه‌ای از مشروعیت، RSS به جز نوعی شعار تفرقه‌انگیز چیزی نداشت. نهرو جامعه سیاسی تازه شکل گرفته را با ایده هند ممزوج ساخت، و به طرز درخشانی انرژی‌های فرهنگی و عاطفی جامعه را برای ایجاد یک دولت هندی پایدار و قوی هدایت کرد. در مقابل، تمام چیزی که RSS ارائه می‌داد، ملاقات با شعارهای پیش از طوفان، با دعوت ضمنی به نبرد، یعنی خشونت، بود.

تنها چیزی که هواداران RSS را به حرکت در می‌آورد، تولد کشور (مسلمان) پاکستان از دل هند، و وجود تعداد زیادی از شهروندان مسلمان در هند بود. در سال ۱۹۷۱، ایندیرا گاندی با تشکیل بنگلادش از دل پاکستان، به مرثیه اصلی RSS  پایان داد. جنگ ۱۹۷۱ به همان اندازه که برای ایده‌ی هدگوارها و گلوالکارها یک شکست استراتژیک بود، برای پاکستانِ محمد علی جناح نیز یک شکست استراتژیک بود.

باید تأکید کرد که با وجود تمام ایدئولوژی و آرمان‌گرایی خودپسندانه، و با وجود تمام «کادر»های [16] متعددش، حتی یک بار هم به نظر نرسید که RSS در میان اکثریت جامعه طرفدار پیدا کند. ایدئولوژی «هندی بودن» [17] آن در تضاد با واقعیت‌های تلخ یک نهاد اجتماعی هندوی چند صد ساله دیگر - نظام طبقاتی [18] تغییرناپذیر - بود.

برای دهه‌ها، سازمانRSS  یک سازمان حاشیه‌ای در جامعه هند باقی ماند و در ویژگی‌های خاص خود غرق بود. کادر آن در مواقع بروز خشونت‌های فرقه‌ای، در چند درگیری خیابانی پیروز شدند؛ اما سازمان سنگ هرگز نتوانست در مواجهه با یک جمع مصمم در کشور، در نبردی پیروز شود. و با وجود تمام شیفتگی‌اش به تجهیزات نظامی (یک سازمان شبه نظامی است)، هرگز یک بار هم به در صدد مقابله با دولت هند نبوده است.

سومین شکست RSS به دست یکی از کادرهای ارشد خود آن - آتال بیهاری واجپایی [19] - رخ داد که به گزینه مصالحه، هم برای مهاجمان جهانی‌سازی مستقر در واشنگتن، و هم برای مدیران و صاحبان شرکت‌های بزرگ مستقر در بمبئی تبدیل شده بود. هر دو این لابی‌ها می‌خواستند به عدم قطعیت و بی‌ثباتی سال‌های حکومت جبهه متحد [20] پایان دهند.

این کار واجپایی به یک عمل انجام ‌شده برای RSS تبدیل شد که سازمان سنگ می‌توانست به ادعای خود مبنی بر اینکه یک صدای ملیگرایی سازش‌ناپذیر است، وفادار بماند یا اینکه به یک سازمان راهبر تشویق‌کننده برای حزب BJP تبدیل شود، و هرچند با اکراه، خود را با سیاست رژیم واجپایی، وفق دهد. که گروه ناگپور نقش دوم را انتخاب کرد و به سرعت به یک حزب تبدیل شد و بخشی از تمام سازش‌ها و امتیازاتی که BJP مجبور بود برای کسب و چشیدن قدرت ملی (به داخل و خارج) بدهد.RSS  بی‌سروصدا تسلیم شد؛ اما این یک خوش اقبالی برای RSS بود که، جنگ کارگیل [21] اتفاق افتاد (پاس گل پاکستانی‌ها به راستگریان RSS)، و فرصتی را برای ناگپور فراهم کرد تا میهن پرستی و ملیگرایی خود را دوباره به تأیید برساند.

رهبری RSS با مهارت‌ و زیرکی‌های واجپایی در سیاست واقع‌گرایانه همخوانی نداشت و اما بی‌هیچ اعتراضی تسلیم اقدام نخست‌وزیر مبنی بر تبعید گووینداچاریا [22] ، رهبر ارشد RSS شد. در واقع، رژیم واجپایی هرگز به کمیسرهای RSS  فرصت نداد. و از آنجا که RSS به محاسبات انتخاباتی واجپایی و ادوانی تن داد، طرح هندوتوا [23] به عنوان یک عمل فریبنده و مصلحتی بی‌ارزش شد. ناگپور همچنان از حاشیه‌نشینی خود در رژیم واجپایی راضی بود. و در طول ده سال حاکمیت دولت ائتلافی  UPA، این سازمان مجبور شد با احتیاط عمل کند.

سپس دوران «جمهوری هندو» [24] در سال ۲۰۱۴ آغاز شد. روسای  RSS، جدا از برخورداری از اندک حمایتی، خود را در جایگاه دوم کیش شخصیت (نارندرا) مودی یافتند، چرا که مجبور بودند فساد شایع ذاتی در سرمایه‌داری سازمان‌یافته‌ی رفاقتی را که به آهنگ امضای رژیم مودی تبدیل شده است، ستایش کنند. [25] اکنون یک پوچی معنوی و اخلاقی، متولیان خودخوانده‌ی رنسانس ملی ما را تهدید می‌کند. در صدمین سالگرد خود، سازمان سنگ خود را در دام پروژه‌ی مودی می‌بیند و به اشتباه معتقد است که این گرفتاری یک دستاورد بزرگ و مایه‌ی رضایت است. واضح است که موهان باگوات [26] و همکارانش با میل و رغبت در حال قدم گذاشتن به چیزی هستند که قرار است چهارمین شکست بزرگ RSS باشد.

تهران - 29 مهرماه 1404 برابر با 21 اکتبر 2025

 گروهی از کادرهای سازمان RSS 

شبه نظامیانی که درس های ملیگرایی را نزد راستگرایان هندو آموخته اند

از این رو از ارتکاب هیچ جنایتی علیه اقلیت های مورد هدف خود در هند فروگذار نیستند

[1] - آیت الله محمد مهدی میرباقری : « خدا یک طرح بزرگ برای مردم جهان دارد و آن عبارت از جنگ میان کافران و مؤمنان است که از آغاز خلقت تا پایان جهان ادامه دارد. برای رسیدن به مقصد قرب الهی حتی اگر نصف مردم جهان کشته شوند، می‌ارزد؛ لذا کشته شدن ۴۲ هزار نفر از مردم غزه در قبال آن مقصد بزرگ اهمیت ندارد»

[2] - مثلا مرحوم ناصر تقوایی (1320-1404) نویسنده و کارگردان مطرح سینمای ایران، که در دو حاکمیت پهلویی و ج.ا.ایران در بخش فرهنگ کشور و فیلم سازی فعال بوده است، عملکرد راستگرایانه و ایده آنرا در دو حکومت ج.ا.ایران و پهلوی چنان دنباله هم می‌دید که معتقد بود : «جمهوری اسلامی دنباله سلطنت است.» تا آنجا که در مقایسه عملکرد این دو در بحث فرهنگ و فیلم سازی بیان داشت : « به نظر من رژیم‌های سیاسی در ایران همه مکمل همدیگر هستند. یعنی رژیم بعدی کاری را تمام کرد که فکر می‌کنم رژیم پهلوی نتوانسته بود تمام کند، اون جلوی فیلمی را می‌گرفت و در حالی که این رژیم اصلا اجازه نمی‌دهد که فیلمی تولید بشود در این زمینه.»  https://t.me/sh_n_halloo/61551

[3] - RSS at 100: Three Grand Defeats and a Fourth in the Making

[4] - Harish Khare سردبیر سابق روزنامه تریبون هند

[5] - The Rashtriya Swayamsevak Sangh یا راشتریا سوایام سیواک سنگ همان آر.اس.اس یا همان اتحادیه ملی داوطلبان. یک سازمان شبه‌نظامی داوطلب راست‌گرای هندی بر مبنای فلسفه هندوتوا است. این سازمان، پیشگام و رهبر مجموعه‌ای بزرگ از سازمان‌های هندوتوا به نام سنگ پریوار (خانواده سنگ) است که در تمام جنبه‌های جامعه هند حضور پیدا کرده است و شامل حزب بهاراتیا جاناتا (BJP)، حزب سیاسی حاکم تحت رهبری نارندرا مودی، نخست‌وزیر هند، می‌شود. موهان باگوات در حال حاضر به عنوان سارسانگ ​​چالاک (به معنای "رئیس") RSS و داتاتریا هوساباله به عنوان سرکاریاوا (به معنای "دبیر کل") فعالیت می‌کنند.

[6] - RSS-ness آر.اس.اسی بودن

[7] - گروه RSS با ده ها گروه زیر مجموعه بعنوان سنگ پریوار یا خانواده سنگ مشهورند.

[8] - moral nationalism مهمترین سلاح گروه راستگرای RSS توسل به ملیگرایی فرهنگی و مذهبی است که گاندی با توسل به ملیگرایی اخلاقی ناشی از فرهنگ هند، تا حدود زیادی راستگرایان مذکور را از ملیگرایی خلع سلاح کرد.

[9] - K.B. Hedgewar بنیانگذار سازمان RSS است که این سازمان را در سال 1925 در ایالت مهارشترای هند تاسیس کرد.

[10] - M.S. Golwalkar جانشین هدگوار بود و در توسعه و تئوریزه کردن این سازمان موثر بود

[11] - Nagpur warriors جنگجویان ناگپور، اشاره به کادرها و سران سازمان RSS دارد که ناگپور به عنوان زادگاه و مقر این سازمان بزرگ و وسیع محسوب میشود، از این رو آنان را با زادگاه گروه شان مورد خطاب قرار می‌دهند.

[12] - Nathuram Godse تروریست وابسته به گروه RSS بود که در سی ام ژانویه سال 1948 ، درست چند ماه بعد از پیروزی انقلاب آزایبخش گاندی علیه استعمار بریتانیا و حاکم کردن جمهوری تکثرگرا، سکولار، سوسیال و... هند، با چند گلوله او به شهادت رسید.

[13] - secular nationalism درست عکس ملیگرایان RSS که مذهب هندو را اساس نظریه ملیگرایی خود قرار داده اند، گاندی و همکاران او در نبرد آزادیبخش هند، در حزب کنگره، تکثر مذهبی، نژادی، فرهنگی هندیان را در نظر گرفته و آن را سکولار اعلام کردند و بقای تمام حاضرین در این کشور را تضمین کردند.

[14] - Hindu samaj جامعه هندو،

[15] - sectarianism یا همان فرقه‌گرایی یا درگیری‌های مذهبی و فرقه ایی به یک راهبرد و روش برای هندوهای ملیگرا افراطی در گروه های وابسته به RSS تبدیل شده است تا محدودیت علیه رقبای خود را تشدید کرده و سیاست های ملیگرایی خود را پیش برند.

[16] - swayamsevaks به کادرها و اعضای RSS سوایام سواک یا خدمتگذاران ملی‌ گفته میشود.

[17] - Bharatiyata یا همان «هندی بودن» در مقابل بیگانگان، به لحاظ سرزمین و فرهنگ، و مذهب است که اساس ایدئولوژی RSS است Bharatiya نامیست که ملیگرایانی از نوع RSS از آن به جای واژه هندوستان استفاده می‌کنند، که نوعی بازگشت به فرهنگ قدیم و تمدن باستان هند مد نظر است، هند بر وزن سند، نامی است که ایرانیان باستان بر این همسایه تمدنی خود نهادند، و بعدها این نام به نام رسمی هند مبدل، انتخاب و در مجامع بین المللی اعلام شد، ولی ملیگرایان هندو بر این باورند که نام اصلی هند، بهاراتیا هست نه هند، چرا که هند به منطقه رود سند محدود می‌شود که اکنون در خاک پاکستان قرار دارد.

[18] - caste system سیستم طبقه بندی اجتماعی که برهمنان و یا روحانیون هندو در راس آن قرار می گیرند، و آخرین آنها انسان های خارج از طبقه قرار میگیرند که نجس ها هستند، اینان که دالیت نام دارند، اکثریت جامعه هندو را تشکیل می دهند که مورد ظلم و تعدی بوده و از حقوق یک انسان برخوردار نیستند.

[19] - Atal Bihari Vajpayee نخست وزیر حزب بی جی پی

[20] - جبهه متحد حاکمیت های ائتلافی بود که بعد از ایندراگاندی حزب کنگره، و بعدها BJP به علت نداشت کرسی های لازم در پارلمان هند دچار شدند، و تن به ائتلاف با مخالفان خود دادند، مثل وضعیت کنونی ریاست جمهوری پزشکیان که مجلس دست مخالفان است و باید در این وضعیت کار کند، که بسیار دشوار و چالش برانگیز و ضد شعارهای خود مجبور می شود عمل کند.

[21] - Kargil conflict جنگ کارگیل بین هند و پاکستان رخ داد و آن زمانی بود که سربازان پاکستانی بخشی از بلندهای منطقه کارگیل که در کوران سرمای زمستان خالی شده، و در بهار دوباره پر میشود، را پیش از آمدن سربازان هندی، در فصل گرما به تسخیر خود در آوردند و هند مجبور شد برای کسب دوباره این بلندی‌ها تن به یک نبرد دهد، که موفقیت آمیز بود و هندی ها مواضع خود را پس گرفتند و غرور ملی هند را باز گرداندند

[22] -  Kodipakam Neelameghacharya Govindacharya  متولد 1943، او که پیش از این با نام راشتریا سوایامسواک سنگ پراچاراک شناخته می‌شد، فعال محیط زیست، فعال اجتماعی، فعال سیاسی و متفکر بود. او با حزب بهاراتیا جاناتا مرتبط بود، اما اکنون به همان اندازه که منتقد کنگره ملی هند است، منتقد سرسخت حزب BJP نیز می‌باشد. در سال ۱۹۸۸ به عضویت حزب BJP درآمد و برای مدتی تا سال ۲۰۰۰ به عنوان دبیرکل آن خدمت کرد. او به اصرار نخست وزیر واجپایی مجبور به ترک BJP شد، زیرا گفته بود که ادوانی حرف آخر را می‌زند در حالی که نخست وزیر فقط یک نقاب بیش نیست. او اصرار داشت که این بیانیه به اشتباه به او نسبت داده شده است. اما واجپایی که تحت تأثیر این شفاف‌سازی قرار نگرفته بود، معتقد بود که چه نقل قول معتبر باشد چه نباشد، به وجهه حزب آسیب وارد شده است

[23] - Hindutva یا هندو بودن، فلسفه و فرهنگ مد نظر گروه های راستگرایی همچون آر.اس.اس است که معتقدند هند سرزمین هندوهاست، و مذاهب غیر هندی، بیگانه و متجاوز و تهاجم فرهنگی محسوب شده، و پیروان آن مذاهب باید به مذهب هندو باز گردند.

[24] - سال 2014 با پیروزی حزب BJP موفق به تشکیل دولت شد و از ائتلاف های گسترده دور شد، اینکه می توانستند از جمهوری هندو سخن گویند. Hindu raj جمهوری هندو، جمهوری اسلامی، جمهوری یهود و... بر مبنای مذهب، یک نظام جمهوری را با نیم نگاهی به دخالت دادن مومنان در امور خود، به وجود آمده است، که بنیان‌های مذهبی هر کدام، این اجازه را به حاکمان نمی دهد تا جمهوری واقعی داشته باشند، بلکه پوسته ایی از نظام جمهوری با تاکید بر مبانی دینی شکل می دهند.

[25] - دولت مودی چه در زمان حاکمیت بر ایالت کجرات، و چه اکنون که دولت ملی و مرکزی را در اختیار دارد همواره با سرمایه داران بزرگ از در دوستی و رفاقت در آمده و این رفاقت در قدرت گیری او بسیار موثر بود از این رو منافع مردم به پای این ترجیح قربانی شد، در این رویه بین ارتباط ترامپ و صاحبان سرمایه و مودی و صاحبان سرمایه در هند می توان همپوشی و روند یکسان دید. این در حالی است که نظام هند یک پایه سوسیالیسم دارد، که ثروت را بین مردم تقسیم می کند، و BJP به رهبری واجپایی و اکنون مودی به رغم این ظرفیت قانون اساسی هند، آن را به سمت سرمایه داری برده است و نظام سرمایه داری غربی غلبه یافته است.

[26] - Mohan Bhagwat متولد 1950، ششمین و رهبر فعلی سازمان RSS می باشد او از سال 2009 تا کنون در این سمت قرار دارد.

قانون اساسی سکولار، دمکرات، تکثرگرا و سوسیالیست هند، که بزرگترین دمکراسی مترقی در پرجمعیت ترین کشور جهان را، با یک میلیارد و چهارصد میلیون نفر حول خود انسجام بخشیده، و در مسیر توسعه و پیشرفت هدایت می کند، حاصل مبارزه ی درازدامن، و پیروزی انقلابی شکوهمند به رهبری انسان هایی فرهیخته و الگو در جهان سیاست، تفکر و شیوه مبارزه، همچون مهاتما گاندی، جواهر لعل نهرو و... است.

این قانون که بدست انقلابیون مبارز، علیه سلطه بریتانیا و همچنین نظامات ظالمانه طبقاتی هندویی و... به صورت سکولار و تکثرگرا تنظیم و سامان یافت، یک نظام فدرال - دمکراسی پارلمانی را از سال 1947 در هند رقم زد، که ضامن موفقیت یک ملت در مسیر حیات، و توسعه خود بوده است، اما این قانون اکنون در خطر استحاله و تغییر قرار دارد، چرا که با پیروزی احزاب و تشکل های راستگرا و ملیگرای افراطی هندو، ستون های آن یعنی سکولاریسم و تکثرگرایی و حتی وجه دمکراتیک آن، در معرض خطر جدی قرار گرفته است، و زنگ های خطر مدت هاست که در هند به صدا در آمده اند.

صحنه دار سیاست هند اکنون گروه هایی اند که تحت رهبری سازمان داوطلبان ملی موسوم به RSS و با مجریگری سیاسی حزب مردم هند (BJP)، برای سومین دوره قدرت را در هند، در دست گرفته اند، و آشکارا از تغییر قانون اساسی سخن می گویند، و شدیدا به دنبال کسب اکثریت لازمِ پارلمانی اند تا این قانون را مطابق با فرهنگ و سیاست های فرقه ایی و ملیگرای خود، و بر اساس فرهنگ باستانی هندو تغییر دهند.

از جمله انتقادات آنان به قانون اساسی انقلاب هند این است که چرا کشوری با اکثریت هندو، باید قانونی بر اساس اصل سکولاریسم و تکثرگرایی داشته باشد، چیزی که موجودیت فرهنگ هندو را در معرض خطر تهاجم فرهنگی «دیگران» قرار داده است. چنین رویکردی، اقلیت پر تعداد مسلمان (نزدیک به 20% جمعیت هند فعلی)، مسیحی و... هند را «اغیار» تعریف می کند، و اسلام و مسیحیت را ادیانی مهاجم و وارداتی به هند در نظر می گیرد، که هجومی وسیع را به جامعه و فرهنگ هندو تدارک دیده، و اجرا می کنند.

از این روست که مبارزه دامنه داری با این اقلیت های پر تعداد در هند آغاز و اعلام کرده اند، و دهه هاست که به آن ادامه می دهند، حملات فرقه ای که اساس سیاست انتخاباتی افراط گرایان هندو، و موتور محرک انسجام اجتماعی و تجمع بانک رای آنان را، بر اساس تحریک احساسات مذهبی مردم هند تشکیل می دهد، و به مسلمانان و مسیحیان در هند در چند دهه گذشته، به طور وسیع، خونین و خسارتبار ادامه دار بوده، و وضع بسیار ناگواری را برای این اقلیت ها رقم زده، و نقض فاحش حقوق بشر را به نمایش در آورده، و نوعی تروریسم مورد حمایت دولت را در دست اندازی به حقوق افراد، جایگاه، اموال و اماکنِ متعلق به اقلیت ها در هند رقم زده است، بسان دیگر حاکمیت های موجود در جهان که سیاست های  ضد اقلیت در پیش گرفته اند، و درد و رنج انسان را بر اساس نپذیرفتن تکثر فکری و مذهبی، و آزادی عقیده، برای دیگران به ارمغان می آورند.

اما در انتخابات سراسری سال 2024، حزب سکولار - دمکرات و تکثرگرای کنگره ملی هند (NIC) بعد از مدت ها مورد اقبال بیشتری از سوی مردم هند قرار گرفت، و نسبت به انتخابات های اسفبار گذشته، کرسی های بیشتری را در مجلس هند بدست آورد، و راه تغییرات قانون اساسی را برای حزب BJP اگر نگوییم غیر ممکن، لااقل سخت کرد؛ از جمله نتایج این انتخابات، ورود خانم پریانکا گاندی [1] به عنوان نماینده ای از حوزه ایالت کرالا بود، که برای اولین بار به پارلمان این کشور راه یافت.

خانم پریانکا گاندی در حال سخنرانی در لوک سابها

او در نخستین نطق نمایندگی خود را در 13 دسامبر 2024، که در صحن مجلس ملی هند (لوک سابها) ایراد کرد، رقیب سیاسی – انتخاباتی اش، حزب BJP  را در مورد رویکردهایش به قانون اساسی زیر سوال برد و مورد شماتت قرار داد. پریانکا گاندی مراسمِ هفتاد و پنجمین سالگرد اعمال این قانون در سیستم حاکمیتی هند را که در پارلمان این کشور گرامی داشته می شد را غنیمت دانسته، و به بنیادگرایان راستگرای هندو، و کادر حاکمیتی دولت (حزب BJP) تاخت و هشدار داد که آنان باید بدانند که قانون مبنای کشور برای دولت مرکزی، قانون اساسی هند باید باشد، و نه اجرای «اساسنامه گروه راستگرایان ملیگرای هندویی RSS» که طرفداران آن، در گروه های «سنگ پرویوار» تجمع یافته اند. [2] 

چرا که قانون اساسی سپری برای پاسداشت ارائه داده است، تا هندوستان مدل «وحدت در عین کثرت» خود را بدست آورد و خود را حفظ کند، مدلی که اکنون مورد تعدی کسانی قرار گرفته است که تخم بدگمانی و ترس را در جامعه می کارند. خانم گاندی ادامه داد: «قانون اساسی ما سپر حفاظت است، سپر عدالت است،» و این قانون به مردم هند قدرت داد تا صدای خود را علیه دولت حاکم بر خود بلند کنند و «بسیاری از دولت ها توسط مردم هند، به دلیل تندخویی شان، سرنگون شده اند. این قدرتِ قانون اساسی هند بود.»

خانم گاندی افزود که تمجید و استنادی که از سوی دولت حزب BJP از قانون اساسی در امسال دیده می شود، نتیجه نمایش انتخاباتی ضعیف حزب حاکم BJP در انتخابات اخیر است، مردم هند جایگاه خود را در جهت گیری های رای خود، به حزب حاکم نشان دادند، حزبی که قانون اساسی را در هر مرحله از حکومت خود نقض کرده است، و این  جهت گیری رای مردم بود که آنان را به توجه به قانون اساسی باز گرداند، که امروز از آن سخن گویند چرا که "اگر نتایج ضعیف انتخاباتی کسب شده حزب مردم در مجلس نبود، آنها تغییر قانون اساسی را اکنون آغاز می کردند. [3] حقیقت این که سخن حزب BJP در مورد قانون اساسی، ناشی از نتایج ضعیف آنان در انتخابات است که متوجه اشان کرد که مردم از قانون اساسی محافظت می کنند و آن را زنده نگه می‌دارند.»

خانم گاندی با تاکید بر استراتژی سیاسی - انتخاباتی حزب BJP که همواره مجموعه ای از حوادث خشونت آمیز فرقه ایی را تدارک می بیند و رقم می زند، تا بین آحاد مردم هند شکاف اندازد، و از نتایج انتخاباتی این شکاف و حالت دو قطبی سود جوید، خطاب به نمایندگان حزب BJP در مجلس هند ادامه داد، شما درست می گویید، «تمام مسئولیت گذشته بر عهده جواهر لعل نهرو است، اما چرا در مورد وضعیت حال کشور صحبت نمی‌کنید... چرا قوانین بخش کشاورزی به نفع افراد قدرتمند تنظیم شده است... چرا پروژه ساخت همه فرودگاه‌ها، جاده‌ها، کارهای راه‌آهن تنها به یک نفر داده می‌شود. و دولت هند به نفع اَدانی (Adani) [4] کار می کند… مردم باید بر این باور برسند که قانون اساسی از آنها حفاظت می کند، اما اکنون مردم این اعتماد را از دست داده اند.» پریانکا گاندی پرسید که چرا زنان باید 10 سال دیگر صبر کنند تا از مزایای قانون قدرتمند سازی زنان [5] بهره مند شوند. «چرا اکنون نمی توان این قانون را اجرا کرد؟ چرا الان آن را اجرا نمی کنید؟»

خانم گاندی از نقش جواهر لعل نهرو در ملت سازی و پرکردن قابلیت های تولیدی هند با تأسیس شرکت های بخش خصوصی ( PSUها) [6] ، پالایشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی مانند IIT ها و IIM ها و... گفت، و به خفقان موجود در ذیل حاکمیت حزب BJP اشاره داشت که «ترس محسوسی در جامعه وجود دارد و روزنامه نگاران، اساتید، کشاورزان، فعالان، مورد حمله قرار می گیرند... گاهی اوقات، این I-T ، ED است که به آنها حمله می کند... معلمی در ایالت اوتار پرادش (تحت حاکمیت حزب BJP) به عنوان عنصر ضد ملی معرفی می کنند.» و در توضیح ترس هایی که حاکمیت حزب BJP بدان مبتلاست، این چنین ادامه داد که «وقتی کل اپوزیسیون خواستار برگزاری سرشماری در کشور مبتنی بر تعیین آمار نفوس طبقات اجتماعی (کاست) شدند، [7] حزب BJP (در عملی عوام فریبانه و با تکیه بر اعتقادات مذهبی مردم) درباره «گاو» و «ماگالسوترا» صحبت کردند.»

و این شرایط را ناشی از ترس حاکمیت ارزیابی کرد، خانم گاندی ماهیتِ ترس را به گونه‌ای دانست که کسانی که ترس را در کشور منتشر می‌کنند، خود همیشه خوفناکند، «ماهیت ترس چنین است. حتی کسانی که ترس را القا می کنند نیز حتی می‌ترسند مناظره کنند، در مجلس جواب بدهند... در 15 روز گذشته که من در مجلس هستم، نخست وزیر (نارندرا مودی) بیش از 10 دقیقه در جلسات مجلس شرکت نکرد. شواهد تاریخی ما نشان می‌دهد که ترسوها برای مدت طولانی بر هند حکومت نکرده‌اند. قانون اساسی تضمین می‌کند که ترسوها در قدرت باقی نمانند.» پریانکا گاندی اولین سخنان پارلمانی خود را با این جمله به پایان برد که : «تنها حقیقت پیروز است»

سخنرانی پر شور و موثر و بجای خانم پریانکا گاندی، مانور پارلمانی قوی از سوی وی به نمایش گذاشت که یادآور نطق های رهبرانی همچون ایندرا گاندی در پارلمان بوده است، و این سخنرانی واکنش های زیاد را در سطح رهبران ارشد حزب BJP بر انگیخت، از جمله در مقابل راجنات سینگ از رهبران و از اعضای ارشد کابینه حزب BJP، حملات تبلیغاتی را به حزب کنگره تدارک دید، و با اشاره به اعلام قانون شرایط اضطراری در زمان حاکمیت حزب کنگره به رهبری خانم ایندرا گاندی، این حزب را مورد سرزنش قرار داد که در زمان حاکمیت خود، روح قانون اساسی را مورد تعدی قرار داده است، او تغییرات قانون اساسی در زمان دولت حزب مردم و حاکمیت نارندرا مودی را در راستای ترقی جامعه زنان، گروه های مردمی به حاشیه رانده شده، و فقرا دانست. او قانون اساسی را نماینده ارزش های تمدنی هند دانست و عنوان داشت که :

«برخی قانون اساسی ما را استعماری می دانند، و برخی می گویند این قانون عاریه ای است. برخی ادعا می کنند که این قانون هدیه یک حزب (کنگره) به کشور است. واقعیت این است که قانون اساسی ما بیانگر ارزش های تمدنی ماست. میراث مبارزه آزادیبخش ما را به همراه دارد. قانون اساسی ما، یک شخص متعلق به یک خانواده فقیر را قادر می سازد که نخست وزیر و یا رئیس جمهور هند شود. این ظرفیت بعد از استقلال نادیده گرفته شد، اما دولت ما متعهد به آن است. ما قید و بندهای استعماری را شکسته ایم و قوانین جزایی جدیدی آورده ایم.»

وی افزود که فقرا در طول حاکمیت نارندرا مودی صاحب "خانه، درمان رایگان، جیره رایگان، آب لوله کشی و توالت" شدند. او همچنین در مورد چگونگی تلاش دولت برای "توسعه تحت رهبری زنان" سخن گفت. سینگ تأکید کرد که احترام به قانون اساسی تنها به معنای صحبت در مورد مفاد «حقوق» نیست، بلکه «وظایف و مسئولیت‌ها» هم هست، و گفت : ارزش‌های تمدنی هند به BJP تبلیغ ایده ی وظایف را آموزش داده است.

او ضمن دفاع از اقدامات فرقه ایی حزب، و دولت حزب راستگرای هندوی BJP  عنوان داشت که : «در نسخه اصلی قانون اساسی ما، در قسمت سوم، جایی که حقوق اساسی مورد بحث قرار گرفته است، تصویری از خداوندِ رام، سیتا و لکشمن وجود دارد. نقاشی هایی از غار اِجانتا و نیلوفر آبی نیز به تصویر کشیده شده است. که دومی بیرون آمدن از قرن‌ها بردگی را به تصویر می‌کشد...».

راجنات سینگ که خود از رهبران تحرکات فرقه ایی در ایالت اتارپرادش و ویرانی مسجد بابری و ساخت معبد رام به جای آن بوده است که به پاس خدمات خود در این راستا، به مقامات بالای حزبی دست یافته است، به نقش مهمی که جواهر لعل نهرو (نخست وزیر و از رهبران انقلاب هند) و دیگر رهبران حزب کنگره در تدوین قانون اساسی هند داشتند اذعان کرد، ولی تاکید کرد که افرادی هم بودند که نقش مهمی را از خارج از مجلس مؤسسان در این زمینه ایفا کردند. افرادی که عضو مجلس مؤسسان نبودند اما میراث آنها بخشی از قانون اساسی شده است. باید به یاد داشته باشیم که پاندیت مالاویا (Pandit [Madan Mohan] Malawiya)، سردار پاتل (Sardar Patel)، باگات سینگ (Bhagat Singh) و ویر سوارکار (Veer Savarkar) نیز به اخلاق قانون اساسی کمک کرده اند.

راجنات سینگ در ادامه به نظرات دکتر سیاما پراساد موکرجی [8] اشاره کرد که «معتقد بود که قانون اساسی باید نتیجه اخلاق و اجماع جمعی باشد. در سال 1944، قانون اساسی ایالات هندوستان حاوی نظرات بسیاری از رهبران بود. او گفت که دولت باید از آزادی مذهبی برخوردار باشد. همچنین به هر شهروند این حق را بدهد که از فرهنگ خود محافظت کند. دولت قرار بود سکولار باشد. این ها را کسانی می‌گفتند که کنگره آنها را فرقه ایی می‌نامید.»

و سپس ادامه داد که «دکتر موکرجی از این سند بسیار الهام گرفته است. او یک مرکز قوی می خواست و از قانون اساسی دموکراتیک حمایت می کرد. اما چنین جزئیاتی هرگز ذکر نشده است... یک طرف (حزب کنگره) تلاش کرد قانون اساسی را ربوده و تصاحب کند... همه این موارد پنهان شده است. قانون اساسی ما هدیه یک حزب نیست، بلکه متعلق به مردم هند است.»

راجنات سینگ سپس به دیگر نقاط ضعف عملکرد حزب کنگره اشاره کرد و داستان قاضی سابق دیوان عالی کشور، اچ‌.آر.خانا را یادآور شد که چگونه قضاوت مخالف او در پرونده ADM Jabalpur vs Shivkant Shukla به قیمت از دست دادن منصب قاضی عالی هند او تمام شد، در حالی که در تلاش برای حمله به «گرایشات استبدادی» دولت‌های کنگره در گذشته بود. سینگ گفت «او حاضر نبود حق زندگی کسی را به دولت واگذار کند و دادگاه را تغییر دهد. او باید برای آن بهایی می پرداخت (از دست دادن مقام).»

راجنات سینگ ادامه داد که «من می بینم که بسیاری از رهبران اپوزیسیون با یک نسخه از قانون اساسی در جیب خود حرکت می کنند. آنها این را از کودکی یاد گرفته اند. آنها شاهد بوده اند که قانون اساسی در طول نسل ها در خانواده خود در جیب نگه داشته شده است.» این رهبر ارشد BJP ادامه داد که : «اما BJP قانون اساسی را بر پیشانی خود می گذارد.»

در حرکتی دیگر، در راستای حملات حزب BJP به حزب کنگره، آمیت شاه وزیر کشور حزب BJP، در یک اظهارات عجیب و تمسخر آمیز که در 17 دسامبر 2024 در خلال جلسه قانون اساسی که در مجلس سنا هند (راجیا سابها) جریان داشت، در حمله ی دیگری به رهبران حزب کنگره در این مجلس، که نام معمار قانون اساسی هند، دکتر بهیم رائو امبادکار [9] را در نطق خود مرتب بیان می داشتند، عنوان نمود که :

« اکنون این شعار مد شده است که بگوییم امبدکار، امبدکار، امبدکار، امبدکار، امبدکار، امبدکار. اگر بجای این نام، چند بار نام خدا را برده بودی، جایی در بهشت ​​داشتی. شعار امبدکار، امبدکار کمکی نمی کند. بهتر است حمد و ثنای خدا را بخوانی، شاید به بهشت ​​برسی.» این سخنان وزیر کشور هند، موجی از اعتراضات را در پی داشت.

آرویند کجریوال [10] نماینده ملی حزب Aam Aadmi (AAP) در خصوص این سخنان آمیت شاه عنوان داشت که : «امبادکار روح ملت هند است و کمتر از یک الهه نیست. ما نمی‌توانیم بگوییم که آیا کسی پس از مرگ، به بهشت ​​می‌ رود یا خیر، اما اینجا روی زمین، میلیون‌ها نفر از مردم محروم از کرامت و حقوق خود، مدیون دکتر امبدکار هستند که قانون اساسی را به آنها هدیه داده است. اظهارات آمیت شاه احساسات میلیون ها هندی را به شدت جریحه دار کرده است. من شخصاً دکتر امبدکار را معبود خود می‌دانم، و سعی می‌کنم راهی را که او نشان داده است طی کنم. دکتر آمبدکار صدای ستمدیدگان و سنگ بنای دموکراسی هند است. توهین آمیت شاه به او توهین به هر دالیت (طبقه نجس ها)، هر شهروند محروم، و هر معتقد به برابری است. ما اجازه نخواهیم داد که این اتفاق بیفتد.»

 

 

کاریکتاتوری که امبادکار را نشان می دهد که ساختمان پارلمان هند را داخل جعبه قانون اساسی هند می گذارند

[1] - Priyanka Gandhi فرزند خانم سونیا گاندی (رهبر حزب کنگره ملی هند) و راجیو گاندی (نخست وزیر فقید هند که توسط تامیل ها ترور شد) است، پریانکا نوه خانم ایندرا گاندی (نخست وزیر فقید هند است که توسط سیک ها ترور شد)، و خواهر راهول گاندی (رهبر اپوزیسیون دولت هند در پارلمان این کشور)، وابسته به حزب کنگره ملی هند می باشد.

[2] - Constitution Not Sangh's Legislation گروه سنگ پریوار مجموعه ایی از احزاب، سازمان ها و گروه های سیاسی، فرهنگی و مذهبی را شامل می شود که شاخه سیاسی آنها حزب مردم هند (BJP)  می باشد، گروه RSS سازمان اصلی و ایدئولوگ این مجموعه است که گروه ها دیگری از جمله شیوسنا و بجرانگ دال و... شاخه های خشونت طلب و مسلح آن می باشند، گروه VHP شاخه روحانیت هندویی و گرداننده معابد را تشکیل می دهند، تفکر و ایدئولوژی آنها هندتوا (Hindutva) است که بازیابی و استقرار دوباره فرهنگ مذهبی هندو را در جامعه متکثر هند هدف گرفته است. این گروه دشمن خود را در اقلیت های مذهبی وارداتی به هند تعریف می کنند و اماکن آنان را ویران می کند و.... رقیب سیاسی این گروه حزب کنگره ملی هند است که به رهبری مهاتما گاندی انقلاب هند را رهبری و به سرانجام رساندند، اما امروز نهرو – گاندی زدایی از سیاست و قانون اساسی، که متکی بر مدارا و تکثرگرایی و سکولاریسم است، را دنبال می کنند،

[3] - این گفته دقیقی از سوی این عضو ارشد رهبری حزب کنگره می باشد، چرا که اگر حزب BJP می توانست آنچه را که در انتخابات امسال در نظر داشت را بدست آورد (400 کرسی از 543 کرسی لوک سابها)، یکی از برنامه های اعلام شده آنها، اصلاح قانون اساسی سکولار، تکثرگرای هند بود که در آن حقوق اقلیت ها به خوبی در نظر گرفته شده است، و این حزب مخالف حق برابر اقلیت ها در هند است، چرا که آنان را بازماندگان از مهاجمان به هند می داند، که باید به فرهنگ و دین هندو باز گردند، از جمله اقدامات آنان در دوره گذشته حاکمیت حزب مردم، الغای بند 370 قانون اساسی بود که در قانون اساسی به ایالت مسلمان نشین جامو و کشمیر حقوق خاصی را بنا بر توافق بین مسلمانان این ایالت و دولت هند در زمان استقلال برای باقی ماندن آنان در شاکله این کشور اعطا کرده بود، اما اکنون این حقوق از آنان بازپس گرفته شد. حزب BJP به دنبال تحمیل قانونی یکسان به همه هندی ها فارغ از دین و مذهب آنان است، چیزی که در قانون فعلی به اقلیت ها به طور خاص اعطا شده است که اقلیت های دینی بر اساس قوانین شرعی خود حقوق خصوصی خود را دارند، مثل ثبت ازدواج و...

[4] - گوتام ادانی یکی از ثروتمندترین صنعتگران و سرمایه داران هند، متحد حزب BJP است که رابطه دوستانه ایی با نخست وزیر هند، آقای نارندرا مودی دارد، و این روابط تا حدی پیش رفته است که او را به سان ایلان ماسک برای ترامپ می بینند، که در نقش یک ثروتمند امریکایی در پیروزی دونالد ترامپ در امریکا نقش بازی کرد، و در فردای پیروزی او نقش مهمی خواهد داشت، شباهت های قابل توجهی در نحوه برخورداری آدانی و ماسک از نفوذ در سیستمی که در آن فعالیت می کنند وجود دارد. اما طرح ترامپ برای استفاده از ایلان ماسک و تقویت متقابل آنها کاملاً آشکار و شفاف است. ترامپ آشکارا از حمایت ثروتمندترین میلیاردر آمریکایی برخوردار است اما نارندرا مودی به صراحت چنین چیزی نمی گوید، اما اقدامات دولت او گویای جایگاه ویژه ای است که گروه تجاری آدانی در طرح امور دولت، به ویژه دیپلماسی اقتصادی آن در سطح جهانی دارد. دونالد ترامپ تاکنون نشانه هایی را ارائه کرده است که ماسک سفیر جهانی او در زمان انجام معاملات تجاری/سرمایه گذاری مهم با شرکای بزرگ اقتصادی در سطح جهان باشد. برای کشورهای شریک، این می تواند اثری دو طرفه داشته باشد. نارندرا مودی قبلاً آدانی را به عنوان محوری برای گسترش دیپلماسی اقتصادی خود در سرتاسر جهان - البته با موفقیت متفاوت - ساخته است، چه در بنگلادش، سریلانکا، آفریقا، میانمار، اسرائیل، اروپا، آمریکا یا اخیراً چین، جایی که آدانی یک منبع عرضه زنجیره ای تجهیزات انرژی خورشیدی باز کرده است. ادانی همچنین یک بسته سرمایه گذاری ده میلیارد دلاری در امریکا را اعلام کرد که با سد دادگاه منطقه ایی در امریکا مواجه شد، که شرکت ادانی را متهم به فساد اقتصادی کرده است. با این حال، آدانی منصرف نشده است و گفته است که با این پرونده مبارزه خواهد کرد و قوی تر ظاهر خواهد شد. کسی که در حال حاضر شاهد چنین چیزی است که می توان آن را به عنوان حمایت بی قید و شرط از آدانی از سوی حزب حاکم توصیف کرد، که کمپینی در داخل و خارج از پارلمان هند ایجاد کرده است که نشان می دهد توطئه خارجی علیه این گروه تجاری، در واقع تلاشی بزرگتر برای ضربه زدن به حاکمیت هند است! بنابراین BJP عملاً اعلام کرده است که آدانی نماینده هند است و سؤالاتی را در مورد اینکه آیا دولت ایالات متحده به همراه جورج سوروس به سازمان های رسانه ای جهانی کمک مالی می کند تا به رشد هند آسیب برساند که عمدتاً توسط گروه آدانی تقویت شده است، سؤالاتی را مطرح کرده است. از رهبر عالی خود محافظت کنید، این خود یک توهم در سطوح مختلف را نشان می دهد. حزب حاکم هرگز اجازه نداده است که حقایق مانع روایت غیرباورانه آنها شود. ترامپ به هیچ وجه پنهان نمی کند که ماسک در ایجاد و تثبیت حضور ایالات متحده در فناوری های حیاتی در سطح جهانی نقش خواهد داشت. ترامپ آشکارا و صریحاً ماسک را به عنوان فردی که نقشی کلیدی در سیاست او «اول آمریکا» ایفا خواهد کرد، مطرح می‌کند.

[5] - Naari Shakti Vandan Adhiniyam

[6] - شرکت‌های بخش عمومی (PSU Public Sector Undertakings) در هند، نهادهای دولتی هستند که حداقل 51 درصد از سهام آنها تحت مالکیت دولت هند یا دولت‌های ایالتی است.

[7] - برگزاری آمارگیری ملی بر اساس نفوس طبقات اجتماعی از سوی حزب کنگره هند، چند هدف را دنبال می کند که به صورت شعار انتخاباتی در سال 2024 از سوی این حزب مطرح شد، یکی از اهداف این شعار نشان دادن آمار بسیار کم جمعیت طبقات بالای هندو است که آقایی خود را در قالب طرح های ایدئولوژیک حزب BJP و RSS و احیای فرهنگ هندویی دنبال می کنند، تفکر هندوتوا قائل به احیای نظام فرهنگی طبقاتی باستانی هندوست که در صورت تحقق، تضمین کننده حاکمیت طبقه برهمنان (روحانیت هندو) و... بر دیگر طبقات جامعه هند است، و بدین ترتیب عمده مردم هند که در طبقات پایین قرار می گیرند، اتوماتیک تحت سیطره آنان قرار می گیرند، قانون اساسی زمان استقلال این سیادت و این فرهنگ را نابود کرد و غیر قانونی اعلام نمود، اما در حال احیای دوباره است.

[8] - Syama Prasad Mookerji از وزرای دولت جواهر لعل نهرو بود، که به علت اعتقادات هندویی افراطی و فرقه ایی از این دولت کناره گیری کرد و پایه های حزبی هندویی را که اکنون همان BJP از آن نشات گرفته است را نهاد.

[9] - امبادکار شخصیت فرهیخته و آگاهی است که قانون اساسی هند سکولار و تکثرگرا را بعد از پیروزی انقلاب هند طراحی و تنظیم کرد، او به پایین ترین طبقه اجتماعی هندوها یعنی دالیت ها تعلق دارد که این طبقه پرجمعیت از سوی طبقات بالای هندو، نجس انگاشته می شوند، و مورد ظلم و تعدی بسیاری اند. فقه هندویی طبقات بالا را از ارتباط با دالیت ها منع می کند، و آنرا مستوجب توبه و اقداماتی می داند، که بعد از ارتباط به پاکی دوباره آنها منجر شود.

[10] - Arvind Kejriwal از رهبران حزب عام آدمی، از احزاب سکولار هند است که اخیرا تاسیس و موفقیت های زیادی در پهنه سیاسی هند داشته است.

مقدمه مترجم (سایت یادداشت های بی مخاطب):

الگوی نظام سیاست زده، جامعه را از نیروهای کارا، متخصص و متکثر خود تهی کرده، آن را از سعادت و نیکبختی دور خواهد نمود، محیط مسموم چنین جامعه ایی، نیروهای اجتماعی خود را مستهلک کرده، امور را از روند شایسته سالاری خارج و به فیلترهای گزینش و حذف و یکدست سازی و خالص سازی سپرده، نیروهای متکثر جامعه را ضایع و بی اثر، و حقوق شهروندی مردمش را ضایع، و روند جامعه را به سوی ناکارآمدی، نابودی و قهقرا پیش خواهد برد.

بیماری افراط گرایی و رادیکالیسم فکری، ایدئولوژیک و مذهبی گریبانگیر جامعه انسانی بوده و است، و آن را به جنایت، بی عدالتی، بی کرامتی، بی عزتی و بردگی جمعی انسان ها مبتلا کرده و خواهد کرد. ابتلای بعضی از انسان ها به بیماری خود حق مطلق پنداری، آنان را بر آن می دارد تا سدهای اخلاقی و انسانی، حتی دینی را شکسته، و بر سر همنوع آنی را بیاورند که نه رضایت خلق، و نه رضایت خالق در آن است، و به حتم اگر وجدان زنده ایی در دل چنین انسان هایی، با چنین نگرشی باقی مانده باشد، از درون نیز آنان را خواهد آزُرد،

اما از آنجا که انسانِ مذکور خود را معمولا به یک امر متعالی، مثل خدا، جانشینی خدا، تحت امری خدا، عاملیت برای خدا، مجری اوامر خدا بودن و... وصل می کند، اعتنایی به هیچ کدام از ترمزهای سه گانه درونی و برونی یعنی خدا، خلق و وجدان نداشته، آن می کند که دلش بدان امر می کند، یا با قصد تحقق منویات دل انسان دیگری، که به عناصر مذکور متصلش کرده است، خود را وقف تحقق خواست و منویات دل آن می کند، تا اقتضای دولت و عزت مراد خود را در آن محقق سازد.

حال آنکه خود حق مطلق انگاری پدیده ایی شوم و بیماری انسانی است که نه به لحاظ نظری، و نه به لحاظ ایمانی، در شان و ظرف انسان نبوده و نیست، و تنها در شان و ظرفیت خدای خالق هستی می تواند مصداق یابد، و تنها در وجود اوست که می تواند بروز واقعی داشته باشد. دنیا (به ویژه از ناحیه راستگرایان، به خصوص راستگرایان مذهبی) اکنون گرفتار چنین پدیده ایی شده است، که پویایی تفکر، و دانش بشری، و پیشرفت و تعالی آن را مختل کرده، بشریت را در خون و جنایت و بی عدالتی متوقف کرده است، انسان خود حق مطلق انگار برای خود اختیاراتی قائل است که در شان خدای خالق هستی است، این چنین برای خود قائل بودن است که او را از گرفتن هر نعمتی از انسان همنوع و هم شان خود، حتی جان، ابایی نداشته و چون خدا، خود را بر جان، مال و ناموسِ دیگر انسان ها، و دیگر مواهب موجود در این دنیا، مالک و دارای حق دخل و تصرف می بیند، از این رو جان ستاندن از انسان ها را هم چنان که برای خداوند مجاز و منطقی می بینند، برای خود نیز چنین احساس می کند.

دیرزمانی است که دو محیط تمدنخیز ایران، و همسایه بزرگ تمدنی آن، یعنی هند نیز بدین پدیده شوم و منحوس مبتلا شده است، هندی ها اکنون چند دهه است که رشد افراط گرایان، و چیرگی آنان بر شوون جامعه خود را تجربه می کنند، افراط گرایانی که دستاوردهای دمکراسی خواهی، سکولاریسم و آزادیخواهانه آنان را مورد خطر حضور خود در قدرت قرار داده اند.

افراط گرایی و رادیکالیسم فرهنگی - مذهبی در هند، با ترور مهاتما گاندی در سال 1948، چهره کریهه خود را بیش از گذشته به جهانیان نشان داد، و آنان که در خیابان ها و محلات شهرهای خود، مسلمانان (و دیگر اقلیت ها) را به جرم جدایی پاکستان از هند در خلال پیروزی جنبش استقلال، کشتار می کردند و اموال شان را به غارت و چپاول می بردند، کار را به جایی رساندند که گاندی که همان روح بزرگ آزادیخواهی، و نماد نبرد با چیرگی انسان بر انسانی دیگر، و رواج دهنده برتری رواداری (تسامح و تساهل)، بر خود حق مطلق انگاری بود، و دنیای تشنه به انسانیت را، متوجه روح و تفکر انسانی خود کرده بود را هم، از دم تیغ حذف کینه جوی خود گذراندند، چرا که او را مزاحم اقدامات و تفکر ضد بشری و فاشیستی خود می دیدند، و او را چالشگر عمل و تفکر جنایتبار خود یافتند.

 این ترور تاسفبار آنگاه اتفاق افتاد که یک عضو از اعضای سازمان داوطلبان ملی (RSS) (یک گروه افراطی و ملیگرای فرهنگی – دینی هندو [1] که از 1925 موجودیت یافته است)، تپانچه اش را، تنها چند ماه بعد از پیروزی انقلاب بزرگ و آزادیبخش هند، در مقابل سینه فراخ این رهبر الهام بخش به آزادگان جهان گرفت، و سینه و قلب او را، در حالی که پر از عشق به انسانیت و مشحون از مهر به آنان، حتی در حق دشمنانش هم بود، شکافت، در حالی که برای عبادتی اعتراضی، به ظلم و کشتار اقلیت مسلمان راهی عبادتگاه خود بود، ملتی که دچار ظلم و کشتار توسط اکثریت هندو، بعد از جدایی پاکستان از هند شده بودند، و بی پناه و غریب در سرزمین خود مورد هجوم بودند.

و این چنین بود که این استوانه کرامت طلبی برای انسان، به شهادت رسید، و افراط گرایان هندو او را این چنین از جلوی پای خود برداشتند، تا به زعم خود ریشه ی دلسوزی برای اقلیت مظلوم را، در جامعه اکثریت هندو بسوزانند، تا دیگر دلی برای آنان که در جامعه خود توسط هموطنان شان "دیگران" و «غیر» [2] تعریف می شوند، و مورد هجومند، نسوزد، و وجدانی از ظلم به «دیگران» به درد نیاید، و جنایتکاران خود حق مطلق بین، که حقی برای دیگران قایل نیستند، هر آنچه خواستند بر انسان های "دیگر انگاشته»، روا دارند، و چه ظالمانه است ظلم اکثریت بر اقلیتی که زیر چرخ بی عدالتی و ظلم آنان له می شوند، و همه در سکوت به تماشا می نشینند.

و این پدیده ایی نا آشنا برای ما ایرانیان نیز نبوده و نیست، چرا که در ایران نیز چنین افراط گرایی، و چنین رادیکالیسم فکری و مذهبی وجود داشته و دارد، و بخشی از این ظلم، به نخبگان این آب و خاک می شود، و همین موجب شده است، تا گردن های فرازی که در تفکر و اندیشه انسانی، گام هایی بلندی برداشته، و پیش رفته بودند را شکسته، کمر آنان را خم کند. 

جریان تفکر آزاد، و زاده تفکر بشری، که می رفت تا انسان شرقی را نیز از قیودی که بر دست و پایش بسته اند، برهاند، و بر بلندای اندیشه ی آزاد، به پرواز در آورد، و او را از آنچه که آن را انسانیت نام نهاده اند، دوباره بچشاند، کرامت و عزت خدادادی ساقط شده اش را باز نمایی کند، و روح رواداری او را برای پذیرش تکثر و تنوعی که خداوند بر انسان، و جهان خلقت در جمع، به رسمیت شناخته است، بازیابی و چیره نماید، تا این انسان را به سان بردگانی در چنبره قدرت انسان هایی دیگر نبیند، کسانی که، انسان را گله وار به دنبال خود می کشند، و اجازه نمی دهند انسان، با خود بماند، در خود فرو رود، و خود را بشناسد، و انسانیت خود را شکوفا نماید، خود باشد و کرامتی را برای خود حس و تحصیل نماید، و فارغ از نوع تفکر، دین و مرامش در جامعه خود از حق شهروندی و حقوق انسانی برابر برخوردار باشد.

اهل تفکر در ایران (گذشته از نوع تفکری که داشته اند و ممکن است من و شما آنرا قبول داشته و یا نداشته باشیم)، همواره با این پدیده شوم مواجه بودند، شهید گرانقدر دنیای تفکر، فلسفه، عرفان و علم همدان، یعنی "عین القضات" همدانی (۵۲۵–۴۹۲ ه.ق) [3] را همین جریان به خاک و خون کشیدند، ملاصدرای شیرازی (۹۷۹ – ۱۰۴۵ ه.ق) [4] ، ابن سینای بخارایی (۳۷۰–۴۲۸ ه.ق) را و... همین تفکر متواری و تبعید کردند، زکریای رازی (۲۵۱–۳۱۳ ه.ق) را همین ها در تنگنا قرار دادند، شهاب الدین سهروردی (۵۴۹–۵۸۷ ه.ق) [5] را در حلب همین تفکر جوانمرگ، و در عنفوان جوانی همنشین خاک گورستانش کرد و...

تا بزرگان تفکر و علم در این دیار آغشته به خون اهل علم و تفکر، با عدم قرار و آرامش همراه و همنشین باشند، و از محیط علمی، اجتماعی و گفتمان انسانی جامعه خود به دور افتند، تیغ ترور همواره در جان نویسندگان و متفکران پرتوانی همچون احمد کسروی (1269- 1324) [6] فرو رفت، و یا گلوله هایی این چنین، جوشش تفکر را در مغز متفکرانی چون مرتضی مطهری [7] نشانه رفت، و فکر را در سینه ی صاحبان آن، به این دلیل که با تفکر این چهره منحوس از ترور، خشونت و خود حق مطلق انگاری، متفاوت ش یافتند، و به خاک و خون کشیدند، در این دیار نه مزدک، و نه مانی توانستند بر تفکر رسمی، راه دومی باز کنند، و نه حلاج، و بر دار شدگان فراوانی از این دست، که به دلیل اندیشه دگر گون خود، بر دار شدند، و نابود گردیدند.

بی شک تروریست هایی که در هند مهاتما گاندی و آن روح بزرگ انقلاب آزادیبخش هند در قرن بیستم را به خاک و خون کشیدند، در ایران نیز سروهای بلند اندیشه را در خون خود غسل دادند، آنان از روح رواداری فکری خالی بودند، و تکثر و تنوع، که وجه غالب و بارز خلقت خداوندی است را، به رسمیت نشناختند، و تفکر یکدست ساز و مطلق انگارانه خود را تئوریزه کرده، به دیگران تحمیل کردند، و بر اساس این تفکر خشن، اندیشه را در مرزهایی که خود آنرا ترسیم کردند، متوقف و زندانی کردند.

به رغم این جنایت ناروا داران، حتی انهدام کامل چنین پدیده منحوسی از دیدگاه اهل مدارا و تکثر، درست و مناسب نیست، چرا که در کنسرت اندیشه و تفکر بشری، و در هر زمینه ایی از این دست، نوازندگان و آلات موسیقی چنین خشنی نیز، همچون طبل های پر صدا و گوش خراش لازم است، تا آنان نیز بنوازند و بر زیبایی تنوع و تکثر، نقش خود را در کنسرت هستی، بیافرینند و حذف آنان نیز حتی، نه لازم و نه درست است، اما راهبران جامعه نرمال، همیشه سعی می کنند تدبیری اندیشیده، تا چنین تنوعی ادامه و بقا یابد، و حضور اینان در کنسرت جامعه طوری باشد که صدای خشن طبل های پر صدای آنان، نفس را در سینه نوازندگان نی، تنبور و... خفه و قطع نکند، تا همه ی صداهای زیر و بم به اندازه و در زمان خاص خود شنیده شوند، چرا که زیبایی در شنیده شدن صدای تمامی سازهاست، و این از رواداری و تحمل به دور است، که حتی چنین صدای خشنی هم کاملا خاموش و بی اثر شود،

اما روندهایی هم باید باشد، تا در کنسرت متکثر اجتماع، از قدرت گیری و چیرگی این تفکرات ضد انسانی، و ضد اجتماعی جلوگیری کند، و سدی در برابر رشد قارچ گونه آنان همواره باید باشد، چرا که آنان در روند قدرت گیری خود، نه مقید به اخلاقند، نه قانون، و نه اعضای آنان به وجدانی قدرتمند مجهزند، تا ترمزی در مقابل انجام عمل ناروای شان باشد، و آنان را از صدمه زدن به جامعه و دیگران باز دارد، و نه ترمزهایی همچون دین و مرام آنان را از اقدامات ناشایست شان در روند قدرت گیری و پیش روی در جامعه، باز داری می کند،

لذاست که جامعه باید، خود دست اندازهایی را، در روند قدرت گیری چنین پدیده های مخوفی از ترور و خشونت و تمامیت خواهی ایجاد نماید، تا مردم خود را از گزند چیرگی و روند یکدست ساز و خالص ساز آنان دور دارد، متفکرین این جماعت خشن و بی پروا، و بی تقوا، و فاقد اخلاق انسانی، وقتی به مشی تشکیلاتی و گروهی روی می آورند، بسیار مخوف تر و خسارتبار تر از قبل می شوند، و حتی از ریختن خون کسانی که آنان را مانع خود می یابند نیز، ابایی نداشته و ندارند،

آنچنان که گروه های فرقان، فداییان اسلام، مصباحیست های فعلی و... در ایران کردند و می کنند، در هند سازمان RSS و گروه های پیرامونش کرده و می کند، در افغانستان داعش و طالبان کرده و می کنند، در پاکستان گروه هایی همچون سپاه صحابه، طالبان پاکستان و... انجام داده و می دهند و... همه از یک منطق برخوردارند، خود حق مطلق انگاری که لگام از وجدان انسانی آنان بر می دارد، تا هر جنایتی را مرتکب شوند، تا به اهداف آرمانی خود، که آن را آرمانی مقدس، و ناموس خلقت می دانند، دست یابند، حال آنکه در مکتب اهل علم و انسانیت "هدف وسیله را توجیه نمی کند"، و برای سعادت انسان نباید به جنایت و خودرایی روی آورد، حتی اگر واقعا سعادت را هدف گرفته باشی.

جامعه باید خود کنترلی و خود محاسبه گری دائم خود را داشته باشد تا از این خطرات همواره آگاه شود و حفظ شود، چراکه متاسفانه وقتی منطق و ضرورت اجتماع انسانی، و لوازم دوام طبیعی آن، از جمله پذیرش رعایت حقوق همه و...، به کناری رود، این گروه ها نیز مجوز می گیرند و صحنه خواهند یافت، تا در اجتماع ظهوری آشکارتر یافته، و به عضو گیری های آشکار، و هماهنگ سازی دیگران با خود اقدام کنند و حضور خود در قدرت را میسر نموده و دوام بخشند، و در مصادر کار که به اشغال در آورده اند، جولان دهند، و در واقع این همان حضور آشکار تروریسم در قدرت است، و نتایج آن را اکنون در جامعه هند و ایران می توان به چشم سر دید.

در ایران کنونی حضور قدرتمند تفکر معتقد به خوانش تک قرائتی از دین، و مخالف تکثر و تنوع، و مبلغ یکدستی و خالص سازی، اهل دین را هم به مخمصه انداخته، چه رسد به دیگران، و اکثر دیگران را به کنج خانه های خود خزانیده و فرستاده است، و روح خالص ساز و یکدست ساز ناشی از تفکر امثال مرحوم محمد تقی مصباح یزدی، که ادامه همان سبقه سابق پیرو بقای دیکتاتوری، در انقلاب شکوهمند مشروطه ایرانیان است، و... ، را می توان در جامعه انقلابی به چشم دید، که مجال حضور و فعالیت را از همه ی جریان های فکری و متنوعی که روزی در کنار هم کنسرت وار تجمع کردند و انقلاب 57 را آفریدند، گرفته است، و مجال حضور و فعالیت در روند اجتماع و قدرت سیاسی کشور را از همه آنان گرفته، و قدرت را در انحصار تفکری خاص می کشد که تنها بخش بسیار کوچکی از جامعه با آن همراه و هم عقیده اند،

حال آنکه اکثریت جامعه از آن تفکر و چیرگی منحوس آن دور و بیزارند، چرا که آزادی و کرامت انسان ایرانی، بلکه مسلمانان جهان، و در نهایت بشریت را هدف گرفته است و او را به انسان های گله وار تبدیل می کند که به دنبال انسانی دیگر از نوع خودشان، بی هیچ اراده و اختیاری روان می خواهد و...، و این اقلیت سعی می کند به هر وضعی، اکثریت سازی کند، اکثریت سازی که به قیمت نابودی تمام روند طبیعی جامعه است، و چقدر باید از نیروهای یک جامعه را نابود کرد، تا اقلیتی را به اکثریت تبدیل، و اکثریتی جدید را بر ویرانه و اجساد اکثریت سابق، بر پا ساخت، خسارت چنین عملیاتی، کمر جامعه انسانی را خواهد شکست و چه بسا که چنین عمل جراحی مخوفی، در هر جامعه ایی، به مرگ و نابودی آن تمدن نیز منجر شود.

روند خالص ساز و یکدست سازی که با چیرگی بر مجاری مهم قدرت، همچون شورای نگهبان قانون اساسی، سازمان های نظامی و اطلاعاتی، روند رسانه ایی و بودجه های کلان فرهنگی آن و... عرصه را بر همه گروه های فکری ایران، و حتی اکثریت بدنه جامعه تنگ کرده، و باقیِ غیر از خود را فتنه، تحت نفوذ، وابسته، جاده صاف کن دشمن، انحراف، غیرخودی، علف های هرز و... معرفی و از عرصه تاثیر گذاری اجتماع اخراج و حذف می کند، یا به رغم اصل عدم دخالت اهل دولت و نظام در روند سیاست، و از جمله توصیه های اکید بنیانگذار ج.ا.ایران مبنی بر عدم دخالت نظامیان در روند سیاسی کشور، سپاه پاسداران و بسیج را در روند سیاسی، اجتماعی، رسانه ایی، اقتصادی، اطلاعاتی، امنیتی و... نقش می دهد، و این چنین است که نیروهای ملی و مدافع وطن و مردم را، به وسیله ایی برای حذف جریان مخالف خود، و مردم معترض به وضع موجود و...، تبدیل می کند، تا گفتمانی سفارشی، طرح هایی فرقه ایی، جمع هایی مافیایی را و...، خارج از روند طبیعی، بر کشور تحمیل کنند، و از این پس است که انتخابات در این کشور شور و هیجان خود را از دست می دهد، و لوازم دمکراسی و حاکمیت مردم بر امر خود، برچیده می شود و دولت و مجلسی که باید نمایندگی مردم در قدرت باشند را، به بازیچه دست هسته های مافیایی قدرت تبدیل می کند، تا شرایط روند پیش گفته را مهیا کنند، اینجاست که امید از میان این مردم رخت بر می بندد، و به هر سقوطی بی حس و ستبر و بی حرکت و بی تفاوت می شوند.

حال آنکه این نهادها متعلق به مردم است، و باید پیگیر و حساس به حقوق اساسی و جزئی آنان باشند، اما این چنین از محتوا و کارکرد خود تهی شده، و حاضرین در آن، نماینده واقعی مردم خود نیستند، چرا که با کمترین میزان رای، سکاندار کاری می شوند که به نمایندگی اساسی از سوی مردم نیاز است، تا کارا و موثر باشند، از جمله این دولت و دولت قبلی، و این مجلس، و مجلس قبلی، که با کمترین مشارکت مردمی، کرسی های نمایندگی مردم ایران را اشغال، و مشغول به کار قانون گذاری و اجرای آن شدند، قانونی که مد نظر اقلیت است را تصویب می کنند، و جماعتی باید آنرا بر اکثریت معترض به آن تحمیل نمایند و...، روندی که بر زنان و دختران این کشور، در خیابان ها و اماکن عمومی کشور در این روزها و در خلال اجرای «طرح نور» یا همان تحمیل حجاب و پوشش اجباری جاریست، بیانگر چنین قوانینی و چنین روندی است که توسط اقلیتی تصویب، و برای اکثریت تجویز و با تکیه بر قوای امنیتی و... تحمیل می شود.

چنین روندی را در هند نیز شاهدیم، آنجا نیز اقلیت جامعه اکنون در حال تبدیل به اکثریت است، اما با کمی تفاوت، چرا که در هند هنوز دمکراسی و سازوکارها و نهادهایش تاحدودی زنده است، و ذیل چنین پتانسیلی در این کشور، مردم هر 5 سال یک بار، می توانند با رای خود، مسیر کشور و سیاست ها، و حتی قانون اساسی خود را هم تغییر دهند، قدرت را از کسانی گرفته و به کسانی دیگر بسپارند، هنوز راستگرایان هندو، دمکراسی و آزادی ناشی از انقلاب هند، و تلاش امثال دکتر امبادکار، جواهر لعل نهرو، مهاتما گاندی و... را آنچنان از محتوا خالی نکرده اند که شرکت در انتخابات در این کشور هم، آب در هاون کوبیدن باشد، و تغییری در روندها و شرایط ایجاد نکند.

 هر چند اکنون شاخه سیاسی سازمان مخوف RSS، یعنی حزب مردم هند (BJP)، با تکیه بر ملیگرایی هندویی و در یک پروژه چند دهه ایی، مشغول خالی کردن انقلاب هند از محتوای متکثر، سکولار، دمکرات و مردم سالار آن است، و یادگار آن حرکت بزرگ انقلابی و آزادیبخش قرن بیستم، یعنی قانون اساسی برآمده از آن حرکت بزرگ را، که حقوق همه اقشار متکثر و متنوع این کشور را در نظر داشته و دارد را، هدف گرفته اند و سعی می کنند اکثریتی در نهاد قانوگذاری هند بدست آورده، قانون اساسی را مطابق تفکر منحط خود، دوباره نویسی کنند و آن را از محتوای سکولار، دمکرات و تکثرگرای و مردم اساس خود تهی کنند،

و این چنین است که راستگرایان هند به سان راستگرایان لانه گزیده در ارکان انقلاب آزادیبخش ایران، با چنین تفکری اساس حرکات سیاسی خود را بر حذف "دیگران" پایه ریزی کرده، و با دگر سازی مخالفان حقیقی و غیر حقیقی خود، قصد دارند جامعه هند را به لحاظ فرهنگی، مذهبی، فکری، سیاسی، اجتماعی و حتی زبانی پاکسازی کنند، و "یک زبان، یک فرهنگ و یک مذهب" را هدف گرفته و برای مردم متکثر هند تعیین جهت می کنند، چرا که پیشرفت خود را در عدم دیگران می بینند و تعریف می کند، و حضور دیگران را تجاوز به فرهنگ خود، تفکر آنان را تهاجم فرهنگی دشمن می بینند و می دانند، و با تعریف اقشاری از هموطنان خود به عنوان «غیر»، و در نتیجه تبدیل آنان به اهداف سیاسی و امنیتی و...، در پی نابودی آنان بر آمده، و کشور را در این مسیر غلط بسیج می کنند،

در حالی که این بخش عظیم مردمی، بخش بزرگی از جامعه، و مردم هند را تشکیل می دهند، اما با تعریف آنان بعنوان «دیگران»، برای محدود سازی و در انتها نابودی آنان، نقشه و طرح ریخته، آن طرح ها را در قالب قدرت قانونی و دولتی، اجرایی و محقق می کنند، این چنین است که بدون هیچ بررسی قضایی سازمان پیچیده و مخوف و تشکیلاتی RSS را، با آن همه سابقه اقدامات فرقه گرایانه، تروریسم، و تفکر خطرناک یکدست ساز و خالص ساز خود و... از ذیل گروه های ممنوع و مضر به حال جامعه، در یک روند رانتخواری سیاسی، و سفارشی و اعمال نفوذ  و... خارج می کنند.

فشارهای بی پایانی که دولت راستگرای هندوی افراطی بر اقلیت مسلمان، مسیحی و... و دیگر آزادیخواهان هند وارد می کند، امری آشکار است، و حزب BJP با کمک شرکای خود در سازمان RSS و دیگر گروه های پر شمار از این دست، از طریق قانون گذاری و...، محدود سازی یک اقلیتِ چند ده میلیونی را، در این چند دهه، در سر لوحه کار خود قرار داده، و آشکارا جامعه را علیه آنان می شورانند، خانه های شان را با بلدوزر ویران می کنند، در استخدام شان در شغل های دولتی و... دست انداز ایجاد می کنند، و نظام گزینشی سفت و سخت، آنان را از شغل و کار و درآمد باز می دارد، مشاغل شان را تحریم می کنند، از ازدواج افرادشان با دیگران جلوگیری می کنند، مساجد شان را خراب می کنند و بر جایش معابد خود را می سازند، در نظامی که کارکنان دولت نباید سیاسی باشند، حتی نخست وزیر هند، رکن رکین سکولاریسم را در قانون اساسی هند زیر پا می گذارد، و به نفع یک مذهب در جامعه متکثر مذهبی هند، خود شخصا معبد ساخته شده بر ویرانه ی مسجد مسلمانان را با افتخار و پر سر و صدا افتتاح می کند و... و باز می گویند نه سازمان  RSS و نه کادر آن سیاسی نیستند! در حالی که نخست وزیر هند، آقای نارندرا مودی خود سابقه عضویت در این سازمان مخوف و سری RSS را دارد، و بسیاری از رهبران دیگر، و وزرای شاخص حزب حاکم BJP که شاخه سیاسی سازمان RSS محسوب می شود، خود سابقه عضویت در این سازمان مخوف را در سابقه خود دارند.

و ترور مهاتما گاندی توسط اعضای سازمان RSS، به واقع اوج مبارزه چنین تفکری با مخالفین سیاسی خود در بین جریان تکثرخواه، آزادی طلب، و طرفداران مدارا و سکولاریسم در حزب کنگره، و جریان آزادیبخش و انقلابی هندو مسلک بود، و دگر پنداری اقلیت مسلمان که حدود یک پنجم مردم یک میلیارد و چهارصد میلیونی هند را تشکیل می دهند، و اعلام آنان به عنوان دین متجاوز به جامعه و سرزمین هندو، و تلقی اسلام، مسیحیت و... به عنوان یک نوع تهاجم فرهنگی، و در نتیجه اتخاذ مشی محدود سازی آنان از طریق ویران سازی اماکن مذهبی آنان، دست اندازی بر اموال و اماکن آنان، فشارهای امنیتی بر بزرگان و فعالین آنان، حذف قوانین مدافع آنان در قوانین اساسی و غیر اساسی هند و... ادامه داشته و دارد.

در بُعد داخلی با قدرت گیری هندوهای افراطی تحت رهبری حزب BJP، علاوه بر تشدید فشار به «دیگران»، فشار و محدودیت های سابق اعمال شده بر خودی های شان نیز به مرور بر داشته می شود، تا با فراغ بال بیشتری پنجه های این تفکر متجاوز را، در شریان های قدرت جامعه فرو کرده، دست باز تر در جامعه هند جولان دهند، از جمله آخرین اقدامات آنان رفع و بی اثر کردن قوانینی است که به علت مشی تروریستی چنین گروه هایی در طول تاریخ بعد از انقلاب هند، بر گروه های اساسی از این دست، همچون سازمان RSS تحمیل و تصویب شده بود، تا همانگونه که گفته شد دست اندازی باشد برای کنترل آنان، و باز داری از قدرت گیری بی حد و حصر افراط گرایانی از این دست، که تفکرشان اساس جامعه یعنی قانون اساسی را بی اثر و خنثی می کند.

گزارش زیر نشان از این روند و تلاشی دارد، که حزب BJP و طرفدارانش در دیگر بخش های کشور، چنین تفکری را از بندهای قانونی محدود کننده رها می کنند تا قدرت و دولت را بیش از قبل در قبضه و چنبره افراط گرایان در آورده، و بر شریان های قانونی و اجرایی چیرگی بیشتری یابند. 

 

توضیح این تصویر :

موهان بهاگوات رهبر سازمان RSS هند در لباس فرم این سازمان و در ژست احترام سازمانی آن، در مرکز تصویر می بینیم، سمت چپ گروهی از اعضای این سازمان در همین لباس فرم در حال مشق گروهی و سازمانی هستند، سمت راست پایین گروهی از مسلمانان هند، لابد عضو سازمان جماعت اسلامی هند، که با RSS  همزمان ممنوع شدند، و در بالای آن گروهی از مردم که هاج و واج به شرایط کشور خود نگاه می کنند که چطور عضویت کارکنان دولت دو سازمان به علت فعالیت غیر قانونی ممنوع می کنند، سپس در یک رانتخواری سیاسی، و یک حالت استاندارد دوگانه یکی را از ممنوعیت خارج کرده، و دیگری را همچنان در فشار مضاعف نگاه می دارند، این نتیجه چیرگی افراطگرایان بر سیاست کشور است که این استانداردهای دوگانه را، در چنین جامعه ایی بسیار باید دید.

RSS و خدمتگذاران دولت: با شلوار پاچه بلند ... به پیش! [8]

 

ممنوعیت عضویت کارکنان دولت در RSS و جماعت اسلامی زمینه و دلیل خاصی دارد. ابراز  اینکه RSS یک گروه سیاسی نیست به معنای نگاهی تنگ نظرانه به معنای اصطلاح « سیاسی بودن » است.

نویسنده : K. Chandru    -  27/Jul/2024

زمانی که قاضی چیتا رنجان دش [9] بعد از بازنشستگی از دادگاه عالی کلکته اعلام کرد، که « من یک عضو گروه RSS هستم و آماده ام که به این گروه باز گردم» زنگ به صدا درآمد. کمی پیش از این نیز قاضی روحیت آریا [10] از دادگاه عالی ایالت مادیاپرادش نیز، چند هفته پس از بازنشستگی به حزب BJP پیوست.

این دو واقعه علائمی کافی برای «مدیریت آموزش و نیروی انسانی (DoPT)» [11] دولت هند بود تا با بخشنامه ایی عجولانه در پیرامون سه مصوبه قبلی، اعلام نماید که آن دستورالعمل ها را « بازنگری کرده و تصمیم گرفته است، تا نام گروه "راشتریا سوایام سواک سنگ (RSS)" را از مندرجات این سه بخشنامه مورد اعتراض صادره در تاریخ های 3/11/1966، 25/7/1970 و 28/10/1980 آن مرکز، بردارد.»

 و این جای تعجب نیست که کاپیل سیبال، وزیر سابق در دولت مرکزی  (از حزب BJP)، و وکیل ارشد کنونی، در زمان انتخابش بعنوان رئیس انجمن وکلای دادگاه عالی بگوید : «اکنون قضاتی داریم که بعد از بازنشستگی اعلام می کنند که از گروه RSS بوده اند و می خواهند به این گروه باز گردند.»

بر این اساس تصمیم دولت مرکزی هند برای اجازه به کارکنان خود برای حضور بعنوان نیروهای بدنه گروه RSS و عضویت در شاخه های این گروه، که در واقع عقب نشینی از تصمیم قبلی دولت، مبنی بر ممنوعیت آن است، نمی تواند شوک بر انگیز باشد.

چیزی که تعجب برانگیز است، اقدام دادگاه عالی ایالت مادیا پرادش – یعنی یک شعبه از دادگاه منطقه ایندور است - که دادگاه به ریاست قاضی سوشروت آرویند دامادهیکاری با صدور دستوری در تاریخ 25 ژوئیه 2024 و ادای احترامی با شکوه به RSS در موضوعی که فرجام خواهی شده است، داشت.

 در پایان سال 2023 دادخواستی برای به چالش کشیدن قانوانین فرعی 12، 12A و همچنین بند 13 از قانون پنجم قواعد خدمات عمومی (رفتار) دولت مرکزی، مصوب سال 1964، برای اعلام این قوانین بر خلاف قانون اساسی و قوانین فوق العاده قانون اساسی ارائه شد. اساس این دادخواست لغو قوانین «مدیریت آموزش و نیروی انسانی (DoPT)» مربوط به ممنوعیت عضویت و ارتباط خدمتگذاران شاغل در دولت مرکزی، با سازمان RSS است. از دادخواست مشخص شد که درخواست کننده پوروشوتام گوپتا یک فرد بازنشسته، که کارمند دولت مرکزی بود و می خواست به RSS بپیوندد و در سال های باقی مانده از زندگی خود، عضو فعال آن سازمان باشد.

پس از صدور اخطار دادگاه عالی ایالت مادیاپردادش، یکی از معاونان مدیریت آموزش و نیروی انسانی دولت هند (DoPT) سندی را در متقابل دادگاه ارائه کرد که، در آن اظهار شده بود که دستورات صادره قبلی در این زمینه، مبنی بر غیر قانونی بودن عضویت کارکنان دولت مرکزی در سازمان مذکور دوباره بررسی شده و نام سازمان RSS از آن بخشنامه ها، توسط این بخش از دولت هند، از این بخشنامه های سه گانه حذف شده است و بنابراین، درخواست کتبی اهل دعوا از خواهان غیرقانونی شده است و از دستور کار دادگاه خارج شد.

در شرایط عادی، هر دادگاهی می باید دادخواست مذکور را ثبت، و سپس دادخواست کتبی را، غیرقانونی و رد می کرد. اما این شاخه از دادگاه ایالت مادیاپردادش این کار را انجام نداد. در واقع، آنها خاطرنشان کردند که پس از شهادت دولت مرکزی، بررسی این دادخواست بی مورد بوده و نافرجام مانده است. با وجود این اقدام دادگاه مذکور ما می دانیم که :

« از آنجایی که موضوعات مطروحه در دادخواست که دارای حواشی ملی است، به ویژه مربوط به یکی از بزرگترین سازمان های غیردولتی داوطلبانه، یعنی سازمان RSS است، بنابراین قبل از فارغ شدن از این موضوع، این دادگاه محتاج و مجبور به انجام مشاهدات و بررسی های خاص است. مشاهداتی لازم است تا اطمینان حاصل شود که آیا هر سازمان داوطلبانه ایی، در جهت منافع عمومی و ملی کار می کند و یا نه، و دوباره از مسیر دستورالعمل های اجرایی دولت وقت خارج نمی شود، کاری که سازمان RSS انجام نداده و تقریباً 5 دهه این روند کار علیه منافع عمومی و ملی را ادامه داده است.»

بدون بهره مندی و اتکا به هر پاسخ و استدلالی از سوی دولت مرکزی، قضات کارآزموده قضایی باید سه سؤال را طرح می کردند و خود بدان سوالات در روند خاص قضایی خود پاسخ می گفتند، و سپس حکم قضایی می دادند. و در آن فرآیند، آنها پیش‌فرض‌های خود را ساخته، و یافته‌های خود را جمع آوری می کردند. این در حوزه دانش عمومی است که RSS تنها سازمان داوطلبانه خودگردان در سطح ملی است، که خارج از سلسله مراتب بوروکراتیک دولتی قرار دارد و فعالیت می کند، که بالاترین تعداد و حجم عضویت را از تمام شهرستان ها و بخش های کشور در خود دارد، و در فعالیت های مذهبی، اجتماعی، آموزشی، بهداشتی و بسیاری فعال است که زیر چتر آن جریان دارد، که این فعالیت ها هیچ ارتباطی با کار این سازمان سیاسی ندارد.

سازمان همچنین مدعی است که سازمان های زیر شاخه دیگری شامل یک سازمان ملی خدمت به هند (راشتریا سوا بهاراتی (RSB)) [12] است که این خود 45 سازمان را نمایندگی می کند، و همچنین 1200 شرکت و سازمان غیر دولتی دیگر (NGO) را در خود دارد. آنها بر این باورند که با RSB نمی توان به عنوان یک سازمان سیاسی رفتار کرد. آنها همچنین به جزئیاتی از عملکرد معابد «ساراسواتی شیشو» [13] به عنوان نمونه‌هایی از اشاره کردند که به نفع افراد کم‌توان و کودکان فقیر در جامعه کار می کنند.

و همه این ها به این یافته و ارائه آنان ختم می شود که : « عضویت در سازمان فی نفسه به معنی و با هدف مشارکت در فعالیت سیاسی سازمان RSS نیست، و تعداد بسیار کمی از RSS در فعالیت های فرقه ایی، و ضد ملی و ضد سکولار فعالند. و این تمایز قائل شده بین عضویت در سازمان، و شرکت در فعالیت های سیاسی موقعی رنگ می بازد که بیانیه ها و بخشنامه های صادره از سوی دولت مرکزی در طول 45 تا 50 سال گذشته را مورد نظر قرار داد.»

دادگاه مذکور حتی بدون بهره مندی از نظرات دولت مرکزی، خود دریافته و اعلام کرده است که بخش مدیریت منابع انسانی و آموزش دولت هند (DoPT)، تصمیمی آگاهانه برای بررسی بخشنامه های سابق در این رابطه گرفته است و دولت نمی تواند عضویت کارکنان خود را در سازمان RSS با دستورالعمل های بخش اجرایی خود ممنوع کند.  

آنان قبل از بستن این پرونده هم، از این امر متاسف شدند که « تقریبا 5 دهه به طول انجامید تا دولت مرکزی به این حقیقت دست یابد، و به اشتباه خود پی ببرد، و به این حقیقت برسد که نام یک سازمان شناخته شده بین المللی همچون سازمان RSS به صورت اشتباه آمیزی در بین سازمان های ممنوع کشور قرار گرفته است، و برداشتن این ممنوعیت، بسیار ضروری بود. و آروزی تعداد زیادی از کارکنان دولت برای خدمت در جهات مختلف، در اثر این ممنوعیت با مانع مواجه بود، که تنها زمانی این ممنوعیت برداشته شد که این موضوع در این دادگاه مطرح، و ممنوعیت فعالیت کارکنان دولت، در سازمان RSS ، توسط خود دولت برداشته شد.»

دادگاه مذکور در یک اقدام سوال برانگیز، به این امر هم اکتفا نکرد و به مدیریت منابع انسانی و آموزش دولت (DoPT) توصیه کرد که این دستور جدید را در وبسایت رسمی خود منتشر کند، و همچنین عنوان داشتند که این بخشنامه به همه بخش های زیر مجموعه دولت در دولت مرکزی و در سراسر کشور ابلاغ شود.

دادگاه با این اقدام و توصیه خود، به نوعی می توان گفت که به یک اقدام پیشگیرانه نیز دست زد، تا نه تنها اقدام بخش مدیریت منابع انسانی و آموزش  DoPTرا در اقدام خود ستوده، بلکه از هر گونه چالش احتمالی متصور در مقابل این تصمیم نیز جلوگیری نماید.

فرایندهای بعدی نیز از یک سیستم قضایی قابل انتظار نبود، که بارها و بارها به دادگاه های عالی عنوان دارد که همه دادگاه ها را ملزم نماید که به هیچ تعریض اکادمیک درباره این موضوعِ غیر قانونی (رفع ممنوعیت فعالیت در سازمان RSS) پاسخ ندهند، چه شخصی و چه سازمانی. دادگاه عالی در این خصوص ابراز داشت :

«به نظر ما عاقلانه این است که دادگاه ها از ورود به این میدان مین ناشناخته خودداری کنند. ما اراده خود را اعمال نمی کنیم. ما نمی توانیم ارزش های خود را به جامعه تحمیل کنیم. هر تلاش این چنینی و در این زمینه به معنای قضاوتی ارزشی (و نه قانونی) است. حکم مورد اعتراض "خطر قضات را نشان می‌دهد که به اشتباه و ناخودآگاه دیدگاه‌های خود را جایگزین دیدگاه‌های تصمیم‌گیرنده می‌کنند که توسط قانون تعیین شده و مجاز به اعمال صلاحدید خود است." (Meerut Development Authority Vs. Association Of Management, 2009 (6) SCC 171) »

 

دور نگه داشتن کارکنان دولت از سیاست :

چه موقع مجزا نگه داشتن، و دور نگه داشتن خدمتگذاران شاغل در بخش دولتی از سیاست آغاز شد؟

در چهارم سپتامبر 1920 مهاتما گاندی "جنبش عدم همکاری" و همراهی با دولت استعماری بریتانیا در هند را اعلام کرد، او نه تنها از خدمتگذاران بخش دولتی، بلکه حتی از وکلا نیز خواست که به این جنبش بپیوندند. و بدین صورت بود که صدها تن از کارکنان دولت در تمامی سطوح خدمت، در ارکان دولت پادشاهی بریتانیا در هند، کار خود را ترک کردند، تعدادی از وکلا نیز خدمات خود را در این سیستم پایان دادند.

بعد از قانون سال 1935 دولت (استعماری وابسته به اشغالگران بریتانیایی در) هند، قوانین خدمت در این دولت شکل گرفت، شامل قوانین رفتاری خدمتگذاران دولت، در قسمت های ایالتی و مرکزی. این قانون روشن نمود که خدمتگذاران شاغل در بخش دولتی نباید به هیچ شکلی در سیاست دست داشته باشند. با این حال، از آنجایی که بیشتر صنایع در دست بخش خصوصی بود، اتحادیه‌های کارگری اجازه یافتند که صندوق سیاسی داشته باشند و از آن در هزینه های انتخاباتی استفاده کنند.

بعد از این که قانون اساسی هند اجرایی شد (در سال 1950 بعد از پیروزی انقلاب آزادیبخش هند درسال 1947)، یک فصل کامل (قسمت چهاردهم) به موضوع خدمتگذاران بخش دولت اختصاص یافت و بر اساس ماده 309، قوانین حاکم بر کارکنان بخش دولت در مرکز و ایالتی مشخص شد.

دولت هند قوانین و قواعد رفتاری بخش مدنی خود را شکل داد، در سال 1964 قانون 5(1) آن کارمندان دولت را از شرکت در سیاست و اقدامات انتخاباتی منع کرد، این قانونی این چنین ابراز می دارد :  «هیچ کارمند دولتی نباید عضو هیچ حزب سیاسی یا سازمانی باشد که در سیاست شرکت می‌کند یا به نحوی دیگر با آن ارتباط داشته باشد، و نباید در آن شرکت کند، در کمک‌های آن شراکت کند، یا به نحو دیگری کمک کند. هرگونه حرکت یا فعالیت سیاسی در این رابطه ممنوع».

تنها بر اساس اصل 33، نیروهای مسلح از حقوق اساسی مندرج در بند سوم قانون اساسی برخوردار نخواهند بود و مجلس می تواند در مورد محدود کردن این حقوق نه تنها در مورد نیروهای مسلح، بلکه در مورد سایر سازمان های شبه نظامی نیز قانونی وضع کند.

این برای اولین بار بود که یک رهبر اتحادیه کارگری راه آهن، تحت قانون حفظ نظم عمومی مَدرَس، دستگیر شد و از خدمات راه آهن اخراج گردید. وقتی او همین امر را زیر سوال برد، دیوان عالی گفت که، فرد می تواند رهبر اتحادیه، و یا کارمند راه آهن باشد، اما هر دو، نه (Balakotaiah, 1957).

بعدها، یک شعبه مربوط به قانون اساسی عنوان داشت که یک خدمتگذار دولتی حق دارد از تمام حقوق اساسی، مشروط به محدودیت های معقول برخوردار باشد (Kameshwar Prasad, 1962). اما هیچگاه قاعده منع شرکت در سیاست و انتخابات در مورد کارمندان دولت بد تلقی نشد.

ممکن است در مورد کارکنان بخش دولتی و صنایعی که توسط دولت اداره می شوند، از این قانون عدول شود. با این حال، زمانی که افرادی که برای پستی در خدمات دولتی درخواست داده بودند، به دلیل اعتقادات سیاسی گذشته خود قبل از استخدام، رد صلاحیت شدند، دادگاه عالی اعلام کرد که طبق قانون اساسی هند، مک کارتیسم کاربرد ندارد.

دادگاه عالی در حال رسیدگی به پرونده معلم مدرسه ای بود که دولت مادیا پرادش از انتصاب او به این دلیل که راستی آزمایی های پلیس نشان می داد که او در زمانی که دانش آموز بوده است، در فعالیت های سازمان RSS شرکت کرده بود، رسیدگی می کرد. دیوان عالی کشور با استثناء از نفی استخدام بر اساس اعتقادات سیاسی گذشته، به استخدام وی دستور داد.

با این حال، قاضی چیناپا ردی معتقد است که در حالی که اعتقاد سیاسی گذشته فرد نمی تواند دلیلی برای رد صلاحیت وی برای ورود به شغل باشد، اما زمانی که فردی وارد خدمات دولتی می شود، تحت قوانین تنظیم شده توسط دولت قرار می گیرد. او در این رابطه نوشت:

«ما حتی یک لحظه هم نمی‌گوییم که پس از ورود به خدمت دولتی، ممکن است شخصی به فعالیت‌های سیاسی بپردازد. تنها چیزی که می گوییم این است که او را نمی توان به خاطر فعالیت های سیاسی گذشته خود، به عقب برگرداند. زمانی که او خدمتگزار دولت شد، او دیگر مشمول قواعد متعددی می شود که رفتار او را تنظیم می کند و طبیعتاً باید مشمول کلیه قوانینی باشد که مطابق قانون اساسی در این رابطه وضع و تنظیم شده است. (Ramashankar Raghuvanshi, 1983)»

 

چرا مبنایی این ممنوعیت بررسی نشد؟

شعبه دادگاه ایالت مادیاپرادش، بدون بررسی و بازخوانی پرونده دستورالعمل های دولتی سابق صادره در تاریخ 30 نوامبر 1966، 7 آوریل 1970 و 28 اکتبر 1980 دولت مرکزی، بررسی پرونده درخواست برداشت ممنوعیت سازمان RSS را رد کرده، و ممنوعیت عضویت و فعالیت کارکنان دولت در سازمان RSS را بنا به استناد به نامه دولتی برداشت، حال آنکه اگر آن پرونده ها را فرا می خواند، و بررسی می کرد، مشخص می شد که مبنای منع عضویت کارمندان دولت نه تنها در RSS، بلکه در حزب جماعت اسلامی چه بوده است.

شعبه دادگاه ایندور در یک اقدام آکادمیکی همچنین عنوان داشت که فقط انجام فعالیت های سیاسی در قالب سازمان RSS برای کارکنان دولت ممنوع است، و نه سایر فعالیت های فرهنگی و اجتماعی در قالب این سازمان، و RSS یک سازمان سیاسی نیست. این نظری ساده و ساده لوحانه بود و هیچ تعریف قابل قبول روشنی در مورد اینکه منظور از سیاست چیست، وجود ندارد. آیا به این معناست که اگر سازمانی از سیاست و فعالیت انتخاباتی رسمی دور بماند، اما فعالیت‌های جمعی مخرب‌تری انجام دهد، دولت با عضویت مقامات دولتی در چنین سازمان‌ و سازمان های وابسته، راضی است و از منافع ناروا برخوردار نخواهد شد؟

این امری روشن است که سازمان RSS سه بار در کشور ممنوع اعلام شده است. اول بار در سال 1948 بعد از ترور مهاتما گاندی بود، بار دوم در جریان اعلام شرایط فوق العاده در سال 1975 و سومین بار در سال 1992 زمانی بود که شرایط خشونت بار ناشی از ویرانی مسجد بابری بر کشور حاکم شد.

نوشته های علمی متعددی در مورد فعالیت های RSS موجود است. گفتن اینکه صرفاً به دلیل شرکت نکردن در فعالیت انتخاباتی این سازمان از هرگونه دستور منع فعالیت کارکنان دولت در آن دور بماند، نشان دهنده درک ساده لوحانه از سیاست در این کشور است.

وقتی شرایط فوق العاده (1975) پایان یافت، دولت حزب جاناتا که توسط ائتلافی از چندین حزب، از جمله شامل حزب "جان سنگ" شکل گرفت، که مادر حزب فعلی BJP است، موضوع بحث برانگیزی مطرح شد که آیا اعضای حزب جاناتا همزمان عضو سازمان RSS هم هستند، که این عضویت خود را مخفی نگه می دارند؟ و یک پیش شرط عضویت در این ائتلاف گذاشته شد که اول افراد عضویت خود در سازمان RSS وا نهند (عضویت دوگانه در حزب جاناتا و RSS)، اما دولت آقای موراجی دسای به دلیل اقلیت بودن، نتوانست خواسته مذکور را به مرحله اجرا گذارد و در نهایت هم این دولت سقوط کرد.

 

موقعیت کنونی این مساله

دولت ایالتی تامیل نادو، نه تنها مدارس را از دادن زمین های بازی و ساختمان های خود برای هر گونه استفاده دیگر منع کرده است، بلکه در آخرین قوانین رفتاری خود در رابطه با معلمان خصوصی و کارکنان غیرآموزشی، آنها را از عضویت در هر سازمانی که ترویج دین و مذهب می کند، منع کرده است. چرا که فعالیت آنها را موجب صدمه به حفظ هماهنگی بین گروه های مذهبی مختلف دانسته، که به آن آسیب وارد می کند (قانون 36 (2) قوانین مدارس خصوصی).

اخیرا وقتی دولت ایالت کرالا و هیات Travancore Devaswom [14] استفاده از محوطه معابد را ممنوع کردند، از جمله جلوگیری از اجرای تمرینات خاص اعضای سازمان RSS در محوطه معبد، چالش ایجاد شده توسط یک شعبه دادگاه رد شد. (G.Vyasan, 2023).

باید اضافه کرد که بازنگری مدیریت منابع انسانی و آموزش (DoPT) دولت هند در سه دستورالعمل قبلی ممنوعیت عضویت در سازمان RSS و حذف این ممنوعیت، فقط برای کارکنان دولت مرکزی اعتبار و کاربرد دارد. در رابطه با کارکنان دولت های ایالتی، برداشتن این ممنوعیت، در محدوده اختیارات این دولت هاست که این اختیار را دارند که قوانین خود را در این زمینه به خواست خود تنظیم کنند. بنابراین، بخشنامه مدیریت DoPT و حکم صادر شده توسط شعبه دادگاه ایالت مادیاپرادش در مورد یک موضوع غیرقانونی، برای آنها الزام آور نیست.

باید عنوان داشت که طرح اعتراض به دستورالمعل جدید مدیریت DoPT صادره در تاریخ 9 ژوئیه 2024، در هر دادگاه عالی دیگر یا در دیوان عالی هند نیز می تواند نتیجه متفاوتی را به دنبال داشته باشد، بسته به اینکه تا چه حد بتوان فعالیت های RSS را مغایر با قوانین، و مخرب تلقی کرد، و دور نگه داشتن کارمندان دولت از این گونه فعالیت ها، تا چه حد در هماهنگی و همزیستی فرقه ایی کارکنان موثر است، و این که باید کارکنان دولت را از این گونه فعالیت ها دور نگه داشت.

لذا دستور دادگاه شعبه ایالت مادیاپرادش پایان کار نیست.

با پوشیدن شلوارهای پاچه بلند [15] و انتقال مقر خود از ناگپور [16]به دهلی، رویای آنها برای تصرف قلعه سرخ [17]ممکن است در نهایت با توجه به نتایج انتخابات 2024 به نتیجه نرسد.[18]

نویسنده این مقاله قاضی بازنشسته دادگاه عالی مَدرَس (مرکز ایالت تامیل نادو) می باشد.

[1] - Rashtriya Swayamsevak Sangh (RSS) the سازمانی با فعالیت همه جانبه، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی حتی تروریستی، که ملیگرایی هندویی را به لحاظ زبان، فرهنگ و مذهب در نظر دارد، و نظامی خالص سازی شده و یکدست از هندوها و ادیان زاده شده در این سرزمین را تحت تفکر و دکترین "هندتوا" از طریق دگرسازی ادیان و فرهنگ های دیگر همچون اسلام و مسیحیت و... دنبال می کند، این سازمان در سال 1925 توسط کیشاو بالیرام هدگوار در شهر ناگپور ایالت مهاراشترای هند پایه گذاری شد و رهبر فعلی آن موهان بهاگواد است. این سازمان زیر شاخه های فراوانی دارد که از جمله حزب مردم هند BJP دولت مرکزی و چند ایالت هند را بدست دارند.

[2] - others

[3] - عین‌القضات همدانی با نام کامل ابوالمعالی عبدالله بن محمد بن علی میانجی همدانی (۵۲۵–۴۹۲ هجری قمری) حکیم، نویسنده، شاعر، مفسر قرآن، محدث و فقیه ایرانی بود. او به زبان‌های فارسی، عربی و زبان پارسی میانه آشنایی داشت و در عین‌حال در عرفان و تصوف در بالاترین جایگاه قرار داشته‌است. او از شاگردان عمر خیام و احمد غزالی بوده‌است و در آثار خود از استادش غزالی گفته‌های بسیار نقل کرده‌است. او در سن ۳۳ سالگی به تهمت الحاد و زندقه در همدان بر دار کشیده شد.

[4] - صدرالمتألهین (۹۷۹ – ۱۰۴۵ ه.ق) حکیم متأله و فیلسوف ایرانی سدهٔ یازدهم هجری قمری و بنیان‌گذار حکمت متعالیه است. کارهای او را می‌توان نمایش دهندهٔ نوعی تلفیق از هزار سال تفکر و اندیشهٔ اسلامی پیش از زمان او به حساب آورد. او را به بدعت‌گذاری در دین متهم ساختند و او را مرتد می‌خواندند. ملاصدرا به مدت ۵ یا ۷ سال در کهک قم و در تبعید زیست آموزش‌های وی بیشتر دربارهٔ اندیشه‌ها و باورهای حکیمان و دانشمندان ایرانی مانند شهاب‌الدین سهروردی، ابن سینا و ابویعقوب الکندی و برخی از دانشمندان اندلسی همچون ابن عربی و ابن رشد بودند

[5] - شهاب‌الدین سهروردی، معروف به شیخ اشراق، شیخ مقتول و شیخ شهید (۵۴۹–۵۸۷ ق / ۱۱۵۴–۱۱۹۱ م) فیلسوف نامدار ایرانی بود. او اهل شهر سهرورد زنجان است. وی از بزرگ‌ترین فلاسفه تاریخ ایران است که حکمت خسروانی ایران باستان را احیا کرد. وی در اصول فقه و فقه نیز ید طولایی داشته و شاعر هم بوده است

[6] - سیّد احمد حُکم‌آبادی تبریزی (۱۲۶۹ – ۱۳۲۴) که بعدها نام خانوادگی کَسرَوی را برگزید، تاریخ‌نگار، زبان‌شناس، پژوهشگر، حقوق‌دان و اندیشمند ایرانی بود. وی استاد رشتهٔ حقوق در دانشگاه تهران و وکیل دعاوی در تهران بود. احمد کسروی در حوزه‌های مختلفی چون تاریخ، زبان‌شناسی، ادبیات، علوم دینی، روزنامه‌نگاری، وکالت، قضاوت و سیاست فعالیت داشت. وی بنیان‌گذار جنبشی سیاسی اجتماعی با هدف ساختن یک «هویت ایرانیِ سکولار» در جامعهٔ ایران، موسوم به جنبش «پاک‌دینی» بود که در دوره‌ای از حکومت پهلوی شکل گرفت. آثار احمد کسروی بالغ بر ۷۰ جلد کتاب به زبان‌های فارسی و عربی است احمد کسروی در ۲۰ اسفند ۱۳۲۴ و در سن ۵۵ سالگی، در اتاق بازپرسی ساختمان کاخ دادگستری تهران «به ضرب گلوله و ۲۷ ضربه چاقو « توسط افراد گروه «فدائیان اسلام» ترور شد. 

[7] - مرتضی مطهری فریمانی (۱۲۹۸ – ۱۳۵۸) روحانی شیعه، استاد فلسفهٔ اسلامی و کلام اسلامی و تفسیر قرآن، عضو هیئت موتلفه اسلامی و از نظریه‌پردازان نظام جمهوری اسلامی ایران بود. وی پیش از انقلاب ۱۳۵۷ استاد دانشکده الهیات دانشگاه تهران بودو پس از انقلاب به ریاست شورای انقلاب منصوب شد. مطهری از شاگردان خمینی و بنیان‌گذاران و عضو مکتب متاع بود و در شامگاه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۵۸ پس از آخرین جلسه مکتب متاع در منزل یدالله سحابی پس از خروج از جلسه در خیابان پارک امین الدوله، هدف گلولهٔ یکی از افراد گروه فرقان قرار گرفت و پس از انتقال به بیمارستان طرفه کشته شد سید روح‌الله خمینی علاقهٔ زیادی به وی داشت، تا آن‌جا که پس از مرگش گفت: «فرزند عزیزی را که پارهٔ تنم و حاصل عمرم بود، از دست دادم».در ادبیات نظام جمهوری اسلامی ایران از وی با عنوان «معلم شهید» یاد شده‌است.

[8] - «RSS and Government Servants: With Full Trousers…March On!»  بر گرفته از سایت وایر به آدرس : https://m.thewire.in/article/politics/with-full-trousers-march-on  همانگونه که در تصویر این پست از اعضای سازمان RSS دیده می شود، لباس رسمی اعضای این سازمان یک پیراهن سفید آستین کوتاه، و یک شورت پاچه بلند خاکی رنگ است، که در این عنوان مقاله از شلوار پاچه بلند ذکر به میان می آید، که کارکنان دولت را توصیه می کند با شلوار در رژه سازمانی شرکت کنند.

[9] - Chitta Ranjan Dash

[10] - Rohit Arya

[11] - the Directorate of Personnel and Training (DoPT) مدیریت منابع انسانی و آموزش دولت هند.

[12] - Rashtriya Seva Bharti (RSB)

[13] - the Saraswati Shishu

[14] - هیاتی خوداتکا که بر اساس قانون سال 1950 ایالت کرالا، در امور موسسات مذهبی تشکیل شد، که 1248 معبد را در ذیل خود شامل دارد

[15] - کنایه از تغییر قوانین داخلی سازمان RSS و پوشیدن شلوار پاچه بلند به جای شورت های پاچه کوتاه که لباس سازمانی این گروه است، برای ایجاد شرایط عضویت کارکنان دولت در فعالیت های سازمان

[16] - مقر رسمی سازمان RSS در شهر ناگپور در ایالت مهاراشترای هند قرار دارد که کنایه از این دارد که نویسنده معتقد است سازمان قصد دارد با شراکت در دولت مرکزی، مقر سازمانی خود در ناگپور را به شهر دهلی پایتخت منتقل کند و زمام امور را در دست گیرد.

[17] - قلعه سرخ یا لال کیلا در دهلی نو نقش میدان آزادی ما را در برگزاری مراسم های رسمی حکومتی بازی می کند، این قلعه محل حکومت سلسله پادشاهی کورکانیان هند یا همان مغولان هند بوده است و نخست وزیر هند مراسم رسمی روز استقلال را در این مکان برگزار می کند، این جمله کنایه از تسلط سازمان بر دولت مستقر در پایتخت می باشد.

[18] - دولت حزب BJP که انتظار داشت در انتخابات سال 2024 با کسب نزدیک به 400 کرسی از پانصد و اندی نمایندگان مجلس عوام هند، تغییرات بنیادین در قانون اساسی را پی بگیرد و قوانین مد نظر فرقه ایی و سیاسی و فرهنگی خود را در قانون اساسی جدید بگنجاند، اما این انتخابات انان را تا حدودی در دستیابی به اهداف خود مایوس کرد، چرا که اقبال مردم هند در این انتخابات به احزاب اپوزیسیون بسیار بیشتر از حد انتظار خود را نشان داد و حزب کنگره بعد از مدت ها شکست توانست کرسی های زیادی را به خود اختصاص دهد و اپوزیسیون قابل توجهی را در پارلمان هند برای خود تدارک بیند، از این رو نتایج غیر منتظره انتخابات اخیر، از دید نویسنده این مقاله، باعث شده است که رویاهای سازمان RSS در دست اندازی به مراکز قدرت نقش بر آب شود.

صفحه1 از3

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظر اضافه کرد در سنگِ سختِ روزگار و پیشانی، آقا...
تغییر رژیم در داخل کشور دونالد ترامپ خواهان تغییر رژیم در ایران بود. در عوض، جنگ ممکن است تحولات سیا...
- یک نظر اضافه کرد در وقتی نقشی را که به شما می‌دهند...
سارتر نقش یک عصیانگر را بازی می‌کند، اما همچنان در دامِ «انتخاب کردن» گرفتار است. او می‌گوید با رد ک...