هزار برده را آزاد کردم، و می توانم هزار برده دیگر را نیز آزاد کنم،
در صورتی که خود متوجه شوند که برده بوده اند.
همه می خواهند نظامی از تفکر و اعتقادات را تدارک دیده و بر جماعت معتقدین افزوده و همین را سند حقانیت خود اعلام داشته و دیگران را به پیروی از آن مجاب دارند، حال آن که در تطور تاریخی هر کدام که بنگری، این تجدید و پوست اندازی است که خود را به خوبی نمایان می کند، و با تابیدن هر خورشیدی، و طلوع هر بامدادی صفحه ایی در تفکر آنان نیز نو شده و این نو شدن ها نشانه از اساس سستی است که دارند، و دایم در حال پوست اندازیند، و این حکایت از این دارد که این طراوتی که اکنون دیده می شود، نشانه آفتاب نخوردن است، و چون آفتاب تفکر و زمان به جِد بدانان تابیدن آغاز کند، باز سرنوشت شان پوست اندازی و تجدید خواهد بود.
چنین شرایطی لزوم حضور اکسیر آزادی در زندگی بشر را روشن خواهد کرد، تا او بتواند با آسودگی خاطر در این دیدن شب و روز، طراوت و سستی و... یکی را رها کرده و سراغ دیگری برود و در بازار مکاره اندیشه، بجوید و آنچه منطقی تر یافت را انتخاب کند، ورنه ماندن بر پوست های چروکیده، پوسیده، ماست مال شده (برای رخ نمودن طراوت) و... خود تحجریست خسارت بار و نابود کننده؛ آزادی درمانِ دردِ نایافتن ها و بن بست هاست، تا بتوان بر اسبی چنین راهوار سوار شد و از گذشته های امتحان داده، گذشت و به سوی راه های جدید عبور کرد.
دوست شما کسی است که بیشترین آزادی را به شما بدهد تا خود باشید
گاه روند دنیا را به سوی پاک شدن مرزهای سیاسی می بینم، لذا امروزه مهمتر از مرزهای سیاسی، شاید آنچه که ارزش مردن و شهادت برایش را دارد، ارزش های انسانی همچون آزادی است، و اگر روزی بشر بخواهد بر ارزش هایی والا توافق کرده، جهانی واحد را رقم زند، یکی از مهمترین ارزش ها، آزادی خواهد بود، آزادی اندیشیدن، انتخاب کردن، رد کردن، پذیرفتن، بازگشت، رها کردن،گفتن، نوشتن، طرح کردن، نقد کردن و...
آزادی اکسیری که سال ها بشر برای دست یابی اش زحمت کشیده و گاه بدان دست می یابد، و یا بدان نزدیک می شود، ولی باز هنوز زمانی نگذشته، از چاله ای به چاه، و یا از چاهی به چاله ایی می افتد، و متاسفانه نهضت های رهایی بخش و کسانی که خود را وقف رهایی انسان کرده بودند، و برای دست یابی به آزادی هزار زحمت کشیدند، خود به تحدیدگران آزادی تبدیل می شوند و سد راهی بزرگ در راه کسب آزادی می گردند.
وقتی از ارزش ها گفته می شود، آزادی از بزرگترین هاییست که رخ می نماید؛ و همین آزادی می تواند میزانی باشد بر سنجش صداقت ایسم ها، اندیشه ها، تفکرات، نظامات و... مدعی سعادت بشر، تا پی برد کدامیک توانایی اعطای آزادی بیشتری را دارند، در واقع هر مکتبی آزادی بیشتری را برای پیروان خود در نظر می گیرد این تفکر به اصالت انسانی نزدیکتر است.
برای تحقق آزاد بودن یک انسان،
این تنها باز کردن زنجیرها از دست و پایش نیست، که لازم است،
بلکه باید در جهتی حرکت کرد که در احترام زندگی کند
و هم آزادی دیگران نیز افزایش یابد.
Nelson Mandela









