+ نوشته شده توسط سید مصطفی مصطفوی در 9:30 یکشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۴
خداوندا برغم این که از توام و شمه ای از خصوصیاتت را در وجودم حس می کنم، و با این که مقام تو جایگاه بندگان نیست، و تو را بندگی کسی، نه سزد، و نه شایسته ای بر این امر خواهی یافت، اما من بندگی تو را بر گردن می نهم و بر این بندگی فخر نیز خواهم فروخت که تو را تنها لایق ستایش و بندگی یافتم و حتما مرا از بندگیِ بندگانِ مدعی و غیر مدعی ات نیز معاف خواهی کرد که بندگی آنان نه مرا سزد و نه در شان توست که پاره ای از وجودت، غیر تو را بندگی کند.
+ نوشته شده توسط سید مصطفی مصطفوی در 9:30 یکشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۴
چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.