خدایا باورم نمی شه که تو اهل نزول بلا باشی
  •  

05 بهمن 1396
Author :  

ایزدا!

 این بارش های نصفه و نیمه،

هرگز جگر سوخته ام را سرد نخواهد کرد، که هیچ،

بلکه آتش درونم را اکسیژن مال کرده، تا شعله ورتر شود،

قامت سراپا گناهم را نخواهد توانست شست،

بارانی می خواهم، که سیلابی شود،

تا باز یحیا (ع) بتواند جسم و جان فربه از فسادم را، در آن غسل دهد،

آبی خروشان که آلودگی هایم را با خود ببرد،

سبک شوم، مثل پر کاهی بر آب،

و پاک شده، سویت سبکبار روان شوم،

براستی وقتی "هر چيز زنده اي را از آب پديد (آفریده ایی) آورديم"  [1]

چرا زمین ما این چنین خشک و بی حاصل شده است،

می خواهی ارزش آب را بفهمیم؟!

خدایا دست از این امتحانات سختِ خود بردار،

با هر امتحانی، هزاران عمرِ بازگشت ناپذیر، بر باد می رود،

مگر تو به "حق الناس" بی اعتنایی،

مگر تو فرصت زیستن ما را "حق الناس" نمی دانی،

که این چنین فرصت هامان را در امتحانات سخت و سهل خود، بر باد می دهی،

یا اینکه این چنین جمعی سیاست مان می کنی،

نکند باز می خواهی به دوران عذاب های سخت و جمعی باز گردی،

و به خاطر چند اَلواط، قومی را به نابودی کشی،

راستی با من نگفتی، در آن روزهای سخت و خشن نزول عذاب،

 عدالت و انصافت را چطور در پای خشم خود قربانی کردی؟!!،

 که به یکباره بر همه، خشک و تر سنگ باریدی،

و یا تر و خشک را با هم در آتش دنیا سوزاندی؛

خداوندا ببخش که بی پرده می پرسم،

آخر برایم سوال است، که تو چطور تر و خشک را با هم در یک عذاب شامل کردی؟!

نمی توانم باور کنم، که این کار یک کریم عدالت محور است،

آنقدر از این نزول عذاب ها توسط تو گفته اند، که بسیاری از تو می ترسند،  

اورمزدا!

همین الان هم هستند "دوستان خاله خرسه ایی" که در بوق ها می دمند،

و بسیاری از زلزله ها، سیل ها، آتشفشان ها، توفان ها و خشک سالی ها را چون من، به تو نسبت می دهند،

و کاملا فراموش کرده اند که این ها همه، دلایل طبیعی و علمی خود را دارد،

و بدین وسیله به خاطر کارکرد دقیق قوانین طبیعت، تو را نامستقیم محکوم، و در بین خلق رسوا می کنند،

و با هر بلایی که از آسمان و زمین می بارد،

و یا از دل زمین و آسمان می جوشد،

آنرا بی آنکه به عواقب گفت های خود فکر کنند، به نام تو سکه می زنند، و آنرا به سان ظلمی آشکار توسط تو، به خورد مخلوق می دهند،

و می گویند :

این خداست که این بلاها را نازل می کند،

نمی دانم، چطور دل شان می آید که نام چون تو رحیمی را به نزول بلا و عذاب های دسته جمعی گره می زنند،

ولی در واقع بلای زمین خودشانند،

و آن خدایی که از تو ساخته و پرداخته اند،

که بلا را از جانب کریم، رحیم و عادلی چون تو می بینند،

کسانی که حتی فرق بلا و نعمت را هم تشخیص نمی دهند،

ولی باز دهان آلوده به نافهمی خود را گشوده و تو را متهم می کنند،

که این تو و عصبانیت توست، که تر و خشک را با هم، در جریان نزول عذاب ها می سوزاند،

غافل از این که تو به سان انسانِ محدود و خطاکار نیستی،

که به وقت خشم، کرم و عدالتت را به فراموشی سپاری،  

و بر شهرهای این دیار و آن دیار، بدون در نظر گرفتن بندگان و دشمنانت،

به یکسره بلا و عذاب به یکباره در اثر آتش خشم فرو فرستی،

طوری که خشک و تر، کودک و پیر و... با هم، بی رحمانه در یک آتش بسوزند،

حال انکه تو خدایی آگاه و توانگری،

و می توانی اگر بلایی خواستی بفرستی به اهلش برسانی،

کار تو اصلن نزول بلا نیست، کار تو نزول رحمت است،

که بر انسان خیر و شر این عالم ارزانی می داری،

زیرا که تو صبوری و در کمینگاه خود به صبر و شکیبایی به انتظارِ لحظه خاص نشسته ایی،

تا روز واپسین به اعمال تک تک ما، حتی به اندازه مثقالش رسیدگی کنی،

و به اصطلاح "مو از ماست بکشی"  [2]

و من،

در حالی که می دانم در هیچ کدام از دادن ها و گرفتن ها نقشی به عهده نگرفتی،

و مکانیسم این جهانی دادن و گرفتن ها را به حساب و کتاب قوانین و سنت طبیعت خود گذاشته ایی،

ولی باز از تو، "این و آن" می خواهم،

چرا که تو انگار دوست داری، که دست های ما همیشه به سوی تو باشد،

نمی دانم چرا،

شاید این برای ما خوب است، و دوای دردهای ماست، که همواره رو سوی آسمان باشیم،

می دانم و اقرار دارم که تو بی نیازی،

از نیایش، و هرگونه کرنشی، از رکوع و سجود ما،

تو بَری هستی از هرگونه نیاز، به توجه ما،

تو بی نیازی از هرگونه دریوزگی ما،

اما می دانم این مراجعه به درب خانه ات برای ما، داروست،

در حالی که تو بی نیاز از هر دارو و درمانی،

اما ما فقیر و درمانده ایم،

پس بارخدایا اجازه بده هر چند وقت یکبار موضوعی را بهانه کرده،

با تو به عشق بازی نیاز بنشینم،

گویند در دوره جدید، دیگر بشر کم کم باید از تو دست بردارد، و به خود تکیه کند،

آنها از عصر روشنگری می گویند [3] ،

که ایده کانونی روشنگری، "دلیری اندیشیدن برای خود است"،

و این یعنی دلیری (انسان برای) پذیرش مسولیت در برابر جهان. در عصر جدید، آدمی بار مسولیت در قبال رویدادها را از عهده خداوند بر می دارد و به دوش خویش می گذارد. در روزگار مدرن دوران آسودگی خداوند و آغاز آزادی و مسولیت پذیری انسان است. "مرگ خدا" ، مرگ مسولیت خداوند و زایش آگاهی دردناک، دلهره آور و پویای انسان به مسولیت فردی و جمعی خود است.

شر نتیجه نیندیشیدن است،

و به قول کانت انسان باید "دلیری کاربرد عقل خود را داشته باش"  

می دانم باید بارهای بدنام کننده چون نزول بلا را از دوش های تو برداشت،

می دانم نباید بار رسوایی اعمال خود را بر دوش تو گذاشت.

دیگر من بلایای طبیعی را آسمانی نمی دانم،

چرا که آسمان جای خوبان است،

جای کریمانی چون توست،

که برای دیدار و حضور در جوارت، بهترین ها چشم دوخته اند،

اما خداوندا!

 اگر این نیاز، احساس نیاز و خواستن را از خود بگیرم،

با چه بهانه ایی به تو رو خواهم کرد،

بهترین بهانه برای سخن گفتن با تو، همین نیاز است و کمبودهای بی پایان ماست،

گرچه می دانم، منحرفین ما را در مضیقه می گذارند، که رو به آسمان باشیم و نقش مخرب آنان را در زمین کمتر ببینیم،

و همان ها هم بدترین تراژدی های زمین را به تو نسبت می دهند،

حال آنکه اگر رسول تو "رحمت للعالمین" باشد،

تو خود چه خواهی بود؟!

اقرار دارم که تو بری از فرستادن بلا بر بندگان خودی،  

 

 

خدایا باورم نمی شه که تو اهل نزول بلا باشی

 

 

[1] -  سوره انبيا 21:30. "هر چيز زنده اي را از آب پديد آورديم" (و جعلنا من الماء كل شي ء حي) 

[2] - کنایه از دقت رسیدگی در اعمال ماست.

[3] - اندیشه هانا آرنت منبع مقدمه کتاب "انسان در عصر ظلمت" ص 15 مترجم مهدی خلجی – انتشارات توانا

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

نظرات (3)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
This comment was minimized by the moderator on the site

باران نمی بارد چون عقل نمی بارد

محسن وثوقی

این روزها یکی از نمایندگان محترم مجلس فرموده‌اند که علت کم‌بارشی در کشور، مخالفت آقای پزشکیان با قانون حجاب است.

یعنی ظاهراً ابرهای ایران هم گوش به فرمان کمیسیون فرهنگی مجلس‌اند! اگر لایحه عفاف تصویب شود، ابرها از شادی می‌گریند، و اگر مخالفتی بشود، قهر می‌کنند و می‌روند تا مثلاً روی سرِ اسکاتلندی‌های بی‌حجاب ببارند!

اما حکایت تلخ‌تر از طنز است.
وقتی سیاست‌ورزان، پدیده‌ای مانند خشکسالی را به گناه و حجاب ربط می‌دهند، یعنی ٭عقلانیت از مدار علم خارج شده و وارد منطق خرافه شده است.٭

باران در اقلیم خشک ایران، قربانی سوءمدیریت منابع آب، سدسازی‌های بی‌رویه، و نابودی تالاب‌هاست، نه قربانی رنگ روسری زنان.

اگر هر بار که عقل در مجلس کم می‌بارد، خداوند هم باران را از ما می‌گیرد، پس بی‌جهت نیست که سال‌هاست نه آسمان می‌بارد، نه زمین می‌خندد.

مشکل ما کم‌حجابی نیست؛ *کم‌خِرَدیِ مزمن در تصمیم‌گیری‌های کلان کشور است

This comment was minimized by the moderator on the site

خشکسالی ایران نتیجه بی‌حجابی نیست، محصول خرافه‌پرستی سیاسی است
باران نمی‌بارد چون ابر خشکیده است

نویسنده: پیام رسیده از مخاطب

این مانند آن است که پزشکی، علت سرطان ریه یک بیمار را نه در استعمال روزانه دو پاکت سیگار، بلکه در «نداشتن عکس امام در اتاقش» بداند. این دیگر نه پزشکی، که شارلاتانیسم است.
وقتی نماینده‌ی مجلس، علت کاهش بارش‌ها را نه در تخریب جنگل‌ها، تغییر اقلیم، مدیریت ناکارآمد منابع آب، یا سدسازی‌های بی‌ضابطه می‌بیند، بلکه در «بی‌حجابی»، یعنی ما از مرحله‌ی سیاست‌ورزی به مرحله‌ی خرافه‌پرستی اداری وارد شده‌ایم. آقای غضنفری اگر در قرن نهم میلادی در قاهره یا بغداد سخن می‌گفت، شاید مایه‌ی شگفتی نبود؛ اما امروز که جهان درباره‌ی هوش مصنوعی، انرژی پاک و احیای اکوسیستم‌ها بحث می‌کند، شنیدن چنین تحلیل‌هایی از تریبون رسمی کشور، بیش از هر چیز، نشان از خشکسالی در حوزه‌ی اندیشه دارد، نه در آسمان.
ای کاش این آقای نماینده، پیش از آن‌که آسمان را متهم کند، نگاهی به زمین می‌انداخت. کشاورزان ورشکسته، تالاب‌های خشک، دریاچه‌های مرده و جنگل‌های سوخته، همه حاصل همان سیاست‌های غلطی‌اند که زیر پرچم همان «ولایت الهی» و «تبعیت از اوامر» شکل گرفته‌اند. اگر بناست نافرمانی از خدا موجب خشکسالی باشد، پس چرا ده‌ها کشور بی‌دین جهان بارانشان بیشتر است و محصولاتشان سرسبزتر؟ در استرالیا، کشورهای اسکاندیناوی و ژاپن، زنان نسبت به ایران بی‌حجاب‌ترند، اما بارش ابر و باران آن‌ها بسیار بیشتر است. آیا خداوند در تقسیم باران هم تبعیض قائل است و فقط با چادر و روسری معامله می‌کند؟
ممکن است برخی بگویند: «اما در متون دینی، نزول برکات آسمانی به تقوا وابسته است.» در پاسخ باید پرسید: آیا «تقوا»ی حقیقی که مایه برکت می‌شود، در پوشش ظاهری خلاصه می‌شود، یا در «تقوای اجتماعی» و «تقوای مدیریتی» است؟ تقوایی که مانع از غارت بیت‌المال شود، مانع از نابودی میراث طبیعی شود، و مانع از تصمیم‌گیری‌های غلط بر اساس منافع جناحی و کوتاه‌مدت گردد؟ جامعه‌ای که مدیرانش فاقد «تقوای اداره کردن» باشند، حتی اگر همه مردمش محجبه باشند، دچار قحطی و خشکسالی می‌شود.
در حقیقت، آنچه کم شده «بارش آگاهی» است. مجلسی که باید بر بودجه‌ی آب، محیط زیست و توسعه‌ی پایدار نظارت کند، وقتش را صرف سخنرانی‌های تریبونی درباره‌ی «گناهان رئیس‌جمهور» می‌کند. این منطق، نه دین است و نه علم؛ این، همان ترکیب خطرناک جهل و قدرت است که هر بار در تاریخ، سرزمین‌ها را به قحطی و نابودی کشانده است.
آقای غضنفری، اگر قرار است آسمان را با اخلاق سنجید، نخست باید زمین را با عدالت سنجید. خشکسالی از جایی آغاز شد که دریاچه ارومیه را قربانی شعار کردند، آب کارون را دزدیدند، و جنگل‌های زاگرس را در آتش بی‌مسئولیتی سوزاندند. این‌ها همه «گناه» است، اما نه از نوعی که در ذهن شماست؛ از نوعی که در فهرست جرائم مدیریتی و خیانت به منافع ملی می‌نویسند.
باران نمی‌بارد، چون ابرها از ترس آنکه مبادا بارششان در پشت سدی بی‌ضابطه اسیر شود، یا در زمینی تشنه اما در انحصار چاه‌های غیرمجاز فرو رود، از آسمان این سرزمین می‌گریزند. ابرها نیز شرم دارند از اینکه شاهد باشند، به جای نجات زمین، سرگرم سرزنش آسمانیم.
مشکل ما نه کمبود ایمان مردم، بلکه کمبود عقل در سیاست است. خدا اگر قرار بود باران را بر اساس روسری بباراند، این‌همه سال خشکسالی در کشورهایی که زنانشان باحجاب‌ترین‌اند، معنایی نداشت. پس بیایید صادق باشیم: مشکل از آسمان نیست که باران نمی‌فرستد؛ مشکل از زمینی است که به جای «دلایل»، به دنبال «دلیل‌تراشی» است. و تا وقتی که در مجلس ما، به جای عقل، خرافه حاکم باشد، نه تنها باران، که روزی «امید» نیز در این سرزمین نخواهد بارید.
حمید_آصفی

This comment was minimized by the moderator on the site

دیوار کوتاه مردم!

محسن اراکی عضو مجلس خبرگان: «تجاهر به فسق و بی‌حجابی در خیابان‌های تهران وشهرهای ایران» موجب بحران خشکسالی و بی‌آبی در کشور شده است

ظاهرا باز هم، تقصیر وقوع یک پدیده طبیعی از یک سو و سیاست‌ها، ترک فعل‌ها و برنامه‌ریزی‌های غلط دولت‌ها، از سوی دیگر، بر گردن مردم، بویژه زنان گذاشته شد!

اینکه چرا این خشکسالی‌ها، در رژیم گذشته و یا در سایر کشورهای مسلمان و غیرمسلمان، که کمترین توجه به حجاب در آن کشورها صورت می‌گرفت و می‌گیرد، رخ نمی‌دهد، مسئله‌ای که بسیاری در مورد آن بحث کرده‌اند و نیازی به طرح دوباره آن نیست و اظهار من الشمس است.

اما چرا آقایان، به سمت عوامل دیگر طبیعی که دلایل اصلی خشک‌سالی و کم‌آبی را باید در آنجا یافت، نمی‌روند؟

دانش در دنیا به سطحی قطعیت رسیده است که به راحتی می‌توان، بر مبنای دست‌آوردهای علمی، در مورد وضعیت آب در سال‌ها و دهه‌های آتی، پيش‌بيني لازم بعمل آورد و برای مدیریت آن شرایط برنامه‌ریزی کرد.

سیاست‌های آبی دولت‌ها و حاکمیت در ۴دهه اخیر تا چه اندازه در این مسیر قدم‌های علمی و فنی و پیشگیرانه برداشته است؟

سدسازیهای غیرضرور، خشک کردن غیرمسیولانه تالاب‌ها و دریاچه‌ها، عدم مدیریت و ضعف مفرط و بی توجهی به حفظ آب‌ها و سفره‌های زیر زمینی، نبود آموزش کافی و فرهنگ سازی در خصوص مصرف بهینه آب توسط شهروندان، کشاورزهای غیرضرور و کشت محصولات غیراستراتژیک، که مصرف آب بالایی دارند، و دهها مسئله دیگر، که مسئولیت دولت‌ها بوده و به آن عمل نشده است!

پس دولت و حاکمیت چکاره اند؟ مسئولیت این بی‌برنامه گیها و ترک فعل‌ها با چه اشخاص و چه نهادهایی است؟!

دیوار، از دیوار مردم و زنان، پیدا نکرده‌اید؟!

هیچ گناهی بالاتر از این نیست که در اثر بی کفایتی ها و بی مسئولیت‌های مسئولان کارنابلد یک کشور، جامعه‌ای و مردمی با پدیده و بلاهایی از قبیل بی‌آبی، بی برقی و ... روبرو شوند!

لااقل یکبار مسئولیت بپذیرید!

بهرام_گل‌زاده

هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظر اضافه کرد در تاملی در خدایی شدن انسان، که ب...
دروود بسیار عالی خداقوت
- یک نظر اضافه کرد در بازگشت به خانه؟! یا اسارت در د...
‍ جهل‌ مقدس... برگرفته از کتاب نفیس «جهل‌مقدس» ۴۲۵ سال پيش در ۱۷ فوريه ســـال ۱۶۰۰ ميلادی "جوردانو ...