یکی از شوخی های او حواله دادن خود و دوستانِ بسیار نزدیکش به "زیر باغ دائی موسی یا دائی موسایی" بود، که نهایتا هم خدا از او این خواسته را پذیرفت و کارش در جوانی به همانجا منتهی شد، که ذکرش مدت ها ورد زبانش بود، آن هم در کمال شجاعتی که در لحظه یی سخت، از یک شجاع دلِ مطمئن انتظار می رفت. همرزم های این شهید که از شهر و دیار دیگر بودند و از چنین مکان اطلاعی نداشتند، مرتب می پرسیدند که زیر باغ دائی موسی کجاست که این شهید، یا ما را به آنجا حواله می دهد و مرتب این تکیه کلامش شده است. خاک مزاری که اکنون امانت دار پیکرِ رشیدِ این "دل گنده ی جبهه و جهاد" است، سال ها نام محلی اش، وِرد زبان این شوخ طبعِ بسیار جدی بود، و انگار خود را با آن قرین و نزدیک تر می دید، تا با زنده ها و مکان های پر زرق و برق دیگر این جهانی.
رضا قنبری شهید عملیات مرصاد هست، این رزمنده ایی که عمر خود را در دفاع از این آب و خاک صرف کرد، در انتها نه توسط دشمن خارجی که توسط فرزندان همین میهن به شهادت رسید.
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم آبان 1393ساعت 6:8 PM توسط سید مصطفی مصطفوی








