عفریت جنگ و کشتار بر آسمان و زمین خونین و سر مردمان غرب آسیا دایره وار چرخ می زند، و پرنده صلح را جنگطلبانی قهار در جنگ آفرینی، از این منطقه ی نفرین شده توسط خدایان رَمانده اند، اینجا دعوا بر سر مالکیت و سیطره بر معابدی است، که باید خداوند در آن عبادت شود، دعوایی دیرین که انسان تمامیت خواه، و سلطه جو را وا می دارد، تا حاکمیت خود را بر سجده گاه ها نیز تحکیم بخشد، جایی که مُلک اختصاصی خداوند در زمین است، و باید برای او نیز می ماند، تا رمیدگان از اهل زمین، دمی در آن احساس امن و آسایش کنند، و ارتباطی را با آسمان پی ریخته، دردها از دل وا کنند و با خدای خود رازها در میان بگذارند، و سبک شوند، اما کسانی هستند که از این خلوتکده های دنجِ سخن با خداوند نیز نگذشته، آنرا به وجود بی مقدار و تمامیت خواه خود آلوده ساخته، حتی این نقاط مختصر را نیز از انسان خسته از تمام دنیای خونین آنان، دریغ کرده و می کنند؛
بوق های مرگ و نابودی اینجا هر دم بیشتر از گذشته، با صدایی نکره وارتر، بر سر زندگی های نیم بند این مردمان غارت زده، و گرفتار آمده در دام انسان خودخواه و... می دمند، تابوت ها برای خواندن نمازهای میتی که پشت سرهم برقرارند، با شتاب روانند، تو گویی کار هر روزمان حمل تابوت هاییست که به شتاب سوی گورها می برند، و تشییع کنندگان، دیگر درنگ معمول خود، در اینگونه مراسم ها را از دست داده اند، و وقتی برای گذراندن با مردگانی که آخرین ساعات حضور خود بر زمین را می گذرانند، و اینک بر سر دست ها برای الحاق به زمین آماده می شوند، را نیز، ندارند؛ دیگر آرامش و تانی در مراسم تشییع نیز دیده نمی شود، تابوت ها را باید به تندی در چاله ایی خالی کرد، و برای نفرات بعدی که در صف مرگ و کشتارند، رساند و آماده کرد؛ تابوت سازان را دیگر فرصتی برای ساخت تابوت هایی نو نیست، اینجا اهل زر و زور و تزویر، نان در خون این مردمان قاتق می کنند.
و من اما هنوز زنده ام!
چون همچنان در نکبتِ این قفس، نفس می کشم، نفس نکشیدن در این قفس را مرگ گویند، یعنی نیستی و... یعنی پایان زندگی؛ بی آن، دیگر زندگی نخواهد بود، حال آنکه زندگی در این گور کنده، خود مردگی بیش نیست؛
و زندگی بی تکرار ترین داشته اییست که در این دنیا، به ما رسیده، تا هر کسی از راه رسید، به بهانه ایی اندک، یا بهایی اندک تر، ارزشمندترین، داشته امان را به بازی های کودکانه خود گیرند.
و با همه این تفاصیل، من اما به این خاک احساسی متفاوت دارم، اینجا وطن من است، اینجا به این خاک که ایرانش گویند احساسی دیگر دارم، اینجا برایم، زندگی معنی دیگری دارد، هرچند، هر که در خود زور و توانی احساس کرد، بی شرمانه از راه رسید، و چاک دهان باز کرد و با تکیه بر قدرتی که در پشت خود احساس نمود، از ما خواست، اگر چون آنان فکر نمی کنیم، این خاک آبا و اجدادی مان را ترک کنیم!
چقدر ظالمانه، چقدر بی حیایند، آنانی که انسان ها را از خاکی که بر آن زاده شده اند، زندگی کرده، و می کنند، می رانند، و گزینه ی ترکش را مقابل دیگرانی می نهند، که صاحب خانه اند، اما به فرض که بپذیریم که اینجا جنگل است، و این زور و قدرت است که حکم می کند، و این حق را به کسانی می دهد، که بگویند چه کسی باشد و چه کسانی نباشند!
من این خاک را چگونه ترک گویم، چطور از آن دل بکنم، من از این خاکم، در این خاک زاده شدم، عزیزانم را این خاک در خود بلعیده است و اجساد شان در این خاک بود، که خاک شدند، این زمین از وجود خاک تن عزیزانم موج می زند، آنقدر که در این خاک آشنا دارم، بر آن ندارم، اگر خاک بدنم با این خاک در نیامیزد، با خاک متعلق به کدام دوست و یا دشمن باید در آمیزد؟!
در این سرزمین زرتشت زاده شد، او که اولین بود که مرا به یگانه ایی ماورایی فرا خواند، که هنوز پیدایش هم نکردم، هرچند از جستجوی او هرگز از پای ننشستم و شاید هرگز ننشینم، اما سرنخ نامش را، از بین آنان که می شناسم، او بود که ابتدا به من داد، در پس آن آشنایی بود که هر کسی هم که از راه رسید، از همین سرنخ گفت، و آنرا در دست داشت، و برای این نام بارها ما را در طول تاریخ، به مسلخ مرگ و گشتار برده اند و می برند، اصلا زنده بودنمان را برای او دانسته و می دانند، که باید برای او فدا شویم، حال آنکه وقتی نگاه می کنم، او جانمان داد، که زندگی کنیم، و انسان زیست کنیم، انسان بمانیم، و انسان بمیریم، که در این صورت است که سعادتمند خواهیم بود،
نه این که از هم خون بریزیم، و بر این خاک فساد و کشتاری بی پایان راه بیندازیم، و هر روز بر آن میدانی نو، از کشتارگاه هایی تازه تدارک دیده، کشتار از نو کنیم، بدین قتل و غارت توسعه و وسعت بخشیم، و اما برای این نام، ما هزاره هاست که از هم می کُشیم، و شاید هزاره ها باید در این وضع بمانیم، تا شاید به خود آمده، انسان شویم، و روزی دست از کشتار و قتل همدیگر برداریم.
و ما انسان ها هر روز سوهان روح و جسم یکدیگریم، که این نام، این را می خواهد، و آن را نمی خواهد! هر کس از راه رسید، مدعی این نام شد، و منویات دل خود را به نام او، بر این بخت برگشتان عصر خود تحمیل کرد، فتوای دل خود را، فتوای دل او دانست و جار زد، و آن را قانونِ ازل و ابد تلقی کرد، از این روست که در این جهان هزاران قانون وجود دارد، که هر سَری آن را قانونِ آن یکتای بی همتا دانسته، و به او منتسب می کنند، و انسان میان این قوانین، سرگردانِ بین حق و ناحق های بیشمار شده، که سره از ناسره نتوان جدا نمود، الا به وجدانی که به دل پاک انسانی مجهز است، و گوش از بوق های بیشمارِ خودخواهی و سلطه گری برداشته است.
این حجم از بحران آفرینی در روابط خارجی، که به احتمال درگیری نظامی کشور در جنگی بی سرانجام و خسارتبار دیگر در تاریخ انقلاب شدت بخشیده، و اینبار با اسراییل و همپیمانان و پشتیبانانِ قدرتمند و غیر قدرتمندِ غربی، شرقی و عربی اش خواهد انجامید، تعجب و تامل برانگیز است؛ بحرانِ احتمال شروع جنگی فرسایشی و یا فراگیر با طرف خارجی، که در کنار درگیری و تنش با مردم در داخل کشور، بر سر سرنوشتِ وجه جمهوریت نظام، موضوع تحمیل حجاب اجباری، و شرایط بد زندگی و...، پازل شرایط ویژه ایی را برای کشور جفت و جور می کند، که هر تصمیم ساز دلسوز به حال کشور و مردم ایران را، به پرهیز از سیاست های جنگ طلبانه و بحران آفرین این چنینی فرا می خواند، که کشور را به جنگ دیگری با کشورهای دنیا رهنمون نسازد، و از جنگ و آثار دامنگیرش که تر و خشک را با هم خواهد سوزاند، باز دارد، اما گویا بازی با دکمه های آغاز تنش و آتش جنگ، دست از سر ایران و ایرانیان همچنان بر نمی دارد و در بین تصمیم سازان کشور، ایده ی آغاز درگیری مستقیم نظامی با دیگران، خریدار داشته و متولیانی برای آماده سازی شرایط وقوع آن دارد، و این چنین ایران و ایرانیان را که زیر بار خسارات ناشی از سیاستگذاری های داخلی و خارجی کمر خم کرده اند را، در معرض جنگ ویرانگر دیگری، که در خوشبینانه ترین حالت، به ویرانی زیرساخت های مهم و پرقیمت کشور منجر خواهد شد، قرار می دهد.
این در حالی است که پشتیبان تصمیم سازان چنین جنگی، مردم ایران باید باشند، که بدون هیچ جنگی، هم اکنون زیر بار تورم و گرانی، فساد و غارت گسترده ثروت ملی، و تحریم و محاصره اقتصادی، ویرانی محیط زیست، خشکسالی و غارت بی وقفه ی ذخیره های چند میلیون ساله آب سرزمین خشک ایران و...، و در کل کاهش ارتباط با دنیا گرفتار آمده اند، که این امر به تنزل جایگاه ایران در سطح جهانی و بین المللی، در ابعاد مختلف انجامیده است، و باعث افت شدید سطح زندگی مردم، درهم شکستن طبقه متوسط کشور، کاهش درآمد، فربه شدن طبقه فقیر مردم، و مسلط شدن اوضاع اسفبار اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، امنیتی و...، کاهش فرصت های شغلی، فرو ریختن بی سابقه ارزش پول و پاسپورت ملی، تعطیلی برنامه های عمرانی و ساخت و ساز کشور، کاهش سرمایه گذاری، افزایش شکاف اجتماعی – طبقاتی، فرو ریختن دیوارهای اعتماد بین حاکمیت و مردم، و در نتیجه کاهش کم نظیر میزان حضور مردم در صحنه های سیاسی و انتخاباتی اخیر گردیده، و به فرار سرمایه های مالی و جمعیتی به خارج از کشور شدت بخشیده، تهدیدات امنیتی داخلی و بین المللی را روز افزون، مصائب جور وا جور را گریبانگیر این مردم کرده است، و لابد در هر جنگی با طرف خارجی، این پشتیبانی آنان است که لااقل مقاومت نیم بندی را ممکن و میسور می کند، همانگونه که در جنگ خسارتبار 8 ساله با عراق، کمترین حاصل همراهی این مردم، جلوگیری از جدایی خاک از مام میهن، توسط زیاده خواهان بعثی و آلودگان به ناسیونالیسم عربی بود و...، هر چند این جنگ تحمیلی و هشت ساله، کشور را به دره های عمیق عقب ماندگی، ویرانی های گسترده و هزار میلیارد دلاری، و بی اثر شدن آثار و نتایج پیروزی جنبش آزادیبخش 1357 مردم ایران و... پرتاب کرد.
در چنین شرایطی است که با خبرهای شروع عنقریب جنگ، مواجهه می شویم، که تعجب، تامل و اندوه هر ایراندوستی را بر می انگیزد، و دلِ دلسوزان به سرنوشت کشور را به درد می آورد، که واقعا کشور و مردم ایران به کدام سمت و سو برده می شوند، درگیری با جبهه ایی از کشورهای غربی و شرقی که وجود اسراییل را به عنوان یک ایده آخرالزمانی و مذهبی، در کتب دینی خود دارند، و آنرا بعنوان زخم بازمانده ایی از عمق تاریخ جنگ های صلیبی با مسلمانان، در تاریخ خود می خوانند، که در دلِ تفکر غرب و شرق، و جهان مسیحی – یهودی زنده نگه داشته شده، تا جایی که وجود این کشور و سرزمین را، خط سرخ منافع و امنیت ملی، و آرمان مذهبی خود تعریف، و دانسته اند، و جنگ اخیر در غزه نشان داد که، با وجود تمام فشارهای حقوق بشری، راهبردی، منافع و... آنان همچنان پای باقی ماندن، و دفاع از این کشور و ایده ایستاده اند، حتی روس ها نیز، در تعامل با اسراییل، در موضوع اوکراین و غزه با هم کنار آمده، و هوای منافع همدیگر را دارند، از طرفی همانگونه که در قرآن مسلمانان، از وعده تسلط "مستضعفین" بر زمین سخن گفته می شود، در کتب مذهبی یهود نیز از "سرزمین موعود" سخن رانده می شود و...، حال چرا باید ایران و ایرانیان قربانی چنین موضوع بغرنجی در جهان سیاست و مذهب بین الملل شوند، و ارتباطات خارجی خود را منوط به چنین موضوعی نمایند؟!، این خود جای سوال عمده و تامل بسیاری دارد.
چرا باید در بحث تقابل اسراییل و مخالفین آن، ایران از اعراب که درگیر این جنگ بوده و هستند، هزینه بیشتری در حد نابودی کشور، منافع و امنیت ملی و حتی موجودیت خود بدهد؟! آیا فلسطینی های امروز، با فلسطینی های زمان جنگ ایران و عراق تفاوتی کرده اند؟! فلسطینی هایی که زمانی جنگ خود با اسراییل را وا نهادند، و به بعد موکول کردند، و بین سال های 1359 تا 1367 خورشیدی، در عدد بسیار زیادی، در موضوع جنگ ایران - عراق دخالت کردند، و فعالانه در کنار صدام علیه ایران و ایرانیان جنگیدند، کشته دادند و اسیر شدند، و حداقل "ایران بیش از ٣٠٠٠ اسیر فلسطینی را دستگیر کرد که برای صدام میجنگیدند" [1].
هزینه کرد ایران و ایرانیان برای منازعه فلسطین – اسراییل در چه حد و درجه ایی قابل پذیرش است، و ما باید چقدر خود را هزینه دیگران کنیم؟! آلمان یکی از نزدیکترین کشورهای غربی به ایران می باشد، اما برای همین آلمان هم، اسراییل خط قرمز سیاست خارجی است، [2] ما ایرانیان برای چه منفعت و هدف ملی، خود و کشور خود را فدای موضوع فلسطین کرده، و می کنیم؟!
مگر همین عضو به اصطلاح محور مقاومت، و گروه مبارز آنان "حماس" نبود که از کمترین تکیه و استفاده سیاسی ج.ا.ایران از عملیات "توفان الاقصی" را، بلافاصله در همان روزهای نخست آغاز آن مسدود و جلوگیری کرد؟! و وقتی سخنگوی سپاه پاسداران، عملیات توفان الاقصی را بخشی از "انتقام سخت" ایران در پاسخ به شهادت قاسم سلیمانی اعلام کرد، آیا این گروه حماس نبود که فورا بیانیه داد و آنرا تکذیب کرد؟! [3] که هرگز هدف چنین انتقامی، در نبرد آنان با اسراییل مطرح نبوده و نیست؟! ایرانیان از این حرکت حماس باید درس بگیرند، که حتی فلسطینیان مورد حمایت ما، در شرایط نیاز شدید به کمک، از چنین حد حمایت لفظی از ایران نیز دریغ کرده، و شانه خالی می کنند! آنان که در شرایط نیاز، این مقدار تکیه ایران به خود را بر نمی تابند، و از آن فورا جلوگیری می کنند، در شرایط بی نیازی، چه حمایتی از ایران خواهند داشت؟! آیا انتظار نمی رود که اگر درگیری بین ایران و امارات متحده عربی (که چشم طمع به خاک ایران دارد، و هر روزه تمامیت ارضی ما را به مخاطره می اندازد) رخ دهد، فلسطینی ها دوباره در کنار متجاوزِ به خاک کشورمان قرار گرفته، همانگونه که در جنگ تحمیلی هشت ساله، در کنار صدام و نیروهای بعثی عراقِ متجاوز قرار گرفتند، و علیه ما جنگیدند؟!
مسئولین تصمیم ساز کشور، نیرو و توان نظامی، سیاسی، تبلیغاتی و در کل منافع، امنیت ملی، و بلکه موجودیت ایران را خرج چه کسانی می کنند؟! چرا باید ایران هزینه چنین انسان های بد عهد، ملیگرای افراطی و افکاری این چنین غرق در ناسیونالیسم عربی شود؟!
[1] - @ShayanX0
[2] - امنیت اسرائیل «جوهر» آلمان در عدالت بین المللی : "امنیت اسرائیل در هسته سیاست خارجی ما قرار دارد." آلمان روز سه شنبه در دادگاه بینالمللی دادگستری گفت که امنیت اسرائیل"در هسته" سیاست خارجی این کشور قرار دارد و با قاطعیت اتهامات نیکاراگوئه مبنی بر اینکه برلین در حال تسهیل"نسل کشی"در غزه است را رد کرد.
[3] - اظهارات سخنگوی سپاه پاسداران ایران مبنی بر اینکه عملیات طوفان الاقصی بخشی از انتقام کشتن قاسم سلیمانی توسط اسرائیل و آمریکا بود، از سوی حماس و با انتشار بیانیهای رد شد. رمضان شریف، سخنگوی سپاه پاسداران روز چهارشنبه (6 دیماه 1402) در جریان نشست خبری در تهران، مدعی شد که اسرائیل در عملیات طوفان الاقصی «بیش از ۲۰۰ فرمانده و ۱۵۰۰ نفر از نظامیان» خود را از دست داد «که این اعداد برای رژیمی که مدعی شکست ناپذیری در عملیات نظامی است، زیاد است.» و تصریح کرد: «اگر کسی بخواهد بگوید که انتقام از صهیونیستها (اسرائیل) و آمریکاییها در ترور شهید سلیمانی چه بود یکی همین طوفان الاقصی است.» در پی انتشار اظهارات سخنگوی سپاه پاسداران، حماس با انتشار بیانیهای آن را تکذیب کرد. در بیانیه حماس آمده است: «تمامی عملیاتهای مقاومت فلسطین در پاسخ به اشغالگری صهیونیستها و تخاصم مستمر آنها با ملت و مقدسات ما صورت میگیرد.» در این بیانیه تصریح شده است: «ما بارها انگیزه و دلایل مان را از انجام عملیات طوفان الاقصی تکرار کردهایم که در درجه اول خطرهایی است که مسجد الاقصی را تهدید میکند.» سپاه پاسداران ایران نیز اطلاعیهای منتشر و مدعی شد که از سخنان سخنگویش «سوء برداشت» شده است
ایران در "شرایط اضطراری" [1] قرار دارد، نشانه های این شرایط هر روز در جامعه ایران هویدا تر، خود را در شکل های مختلفی همچون خطر درگیری در جنگ های فراگیر و دوجانبه و چند جانبه، ریزش هولناک ارزش پول ملی، تورم و گرانی افسار گسیخته، تعطیلی مراکز کسب و کار و تولید، فرار مداوم سرمایه های مالی، و جامعه نخبه کشور و تن سپردن آنان به مهاجرت های دسته جمعی، افزایش بزهکاری های اجتماعی همچون اعتیاد، سرقت، ناامنی، کشتار نیروهای نظامی و امنیتی در درگیری های داخلی و خارجی و بلعکس و... خود بهتر از هر بیانیه رسمی، بیانگر شرایط اضطراری و بغرنج جامعه ایران است.
ج.ا.ایران با نقش گیری در کشاکش نبرد قدرت در وجوه منطقه ایی و جهانی، و قرار گرفتن در کنار روس ها، چینی ها و در کل نظام بازمانده از چپِ کمونیسم سابق، که در نبردی اعلام شده و با سابقه، با جهان غرب درگیرند، روزهای سیاه تاریخ خود را طی می کند، شرایطی که منافع و امنیت ملی کشور را در خطر جدی قرار داده، و ایران را در شرایط دائم و پایان ناپذیر پیشاجنگ قرار می دهد؛ نبرد فراگیری که در صورت آغاز، در شکل عرفی آن، انتظار می رود، با توجه به سابقه بدعهدی تاریخی، و سو رفتار و نیت بلوک شرق در قبال اقمار خود، ایران را پیشمرگ اهداف بلوک شرق کرده، ابتدا به نابودی سیستم "جمهوری اسلامی" و در وهله بعد، خطر نابودی "ایران" نیز بسیار جدی خواهد بود.
حمله اسراییل به کنسولگری ج.ا.ایران در دمشق [2] ، و قتل عام میهمانان و میزبانان بلندپایه حاضر در آن، طبق عرف و مقررات پذیرفته شده جهانیِ اماکن دیپلماتیک، قطعا یک حمله مستقیم به خاک ج.ا.ایران محسوب، و نقطه عطفی در رویارویی مستقیم با اسراییل است، چرا که این حمله آغازگر رسمی نبردی نظامی و مستقیم بین این دو کشور بوده، و اینک توپ در زمین ج.ا.ایران است که آیا با پاسخ متقابل، تن به جنگ مستقیم خواهند داد یا خیر، جنگی که پیش از این در ابعاد پنهان و آشکار در قالب جنگ لفظی، نبرد اطلاعاتی، جنگ تروریستی، درگیری های نیابتی، خرابکاری های اعلام شده و نشده علمی، تکنولوژیکی و... ادامه داشته و دارد و اکنون اسراییلی ها پا پیش نهاده، رویارویی مستقیم را نیز کلید زده اند.
نگاهی به کل صحنه ی نبردِ خطرناکی که هر لحظه این پتانسیل را دارد که به نبردی فراگیر و لگام گسیخته تبدیل شود، و صحنه سیاه دیگری را، در مراحل تاریخ درگیری ج.ا.ایران در نبردهایی جهانی و منطقه ایی را نشان دهد، که با آغاز سیاست نگاه و یا گرایش به "شرق" [3] شدت گرفته، و دامن منافع و امنیت ملی ایران را، درگیر بازی با آتشی کرده است که به خصوص در خاورمیانه در جریان است، و می تواند این منطقه را به تلی از ویرانی، فروپاشی، فقر بیشتر، جنگ و نابودی فرو برد، همانگونه که مردم غزه چنین شرایطی را اکنون تجربه می کنند، کشتار، تجاوز، ویرانی، فقر، گرسنگی و رها شدگی در دامن جنگ طلبان، و جنگ سالاران، صورت واقع جنگی است که بین حماس و اسراییل جریان دارد.
در آخرین پرده از فرو غلتیدن مردم فلسطین، و در کنار آنان مردم ایران، یمن، لبنان، سوریه در جنگی بیرحمانه، که از هفت اکتبر 2023 [4] با حمله خونین و عجیب و غریب نیروهای گروه فلسطینی حماس و جهاد اسلامی فلسطین به داخل اراضی اسراییل آغاز شد، برنده واقعی روس ها بودند که با آغاز این جنگ، خود را دست برتر در نبردهای جاری در خلال حمله تجاوزکارانه خود به اوکراین [5] یافته، و نشان می دهند، اما اینکه، چنین نبردی چه دستاوردی برای ایران و دیگر ملل درگیر خواهد داشت، بسیار سوال برانگیز، و پر از ابهام است.
کشور در شرایطی قدم به قدم به این جنگ هولناک کشیده می شود که تصمیم سازان پیش از این در یک نابخردی تمام عیار، دهه هاست که در خلال کشاکش سهم دهی به مردم در حاکمیت، دچار سایش و برخورد عجیب و غریبی با مردم ایران شده اند، و در تندآب خیزش های متعدد، پیاپی، سراسری، خونین، مردمی و... گرفتار آمده، و در پیرامون رعایت حقوق، و تضمین حضور مردم در تصمیم سازی های اجتماعی و...، درگیرند، که آخرین آن خیزش "زن، زندگی، آزادی" است، و در راستای شانه خالی کردن از اعطای این حق و حقوق، حداقل دو انتخابات بسیار مفتضح را نیز، در خلال شرایط قهر اکثریت مردم ایران از حضور و مشارکت در پای صندوق های رای، برگزار کرده اند، و بحران مقبولیت و بلکه مشروعیت دامنگیر کرسی نشینان قدرت شده، و باعث تشکیل مجلس اقلیت، و دولت ضعیفی شد، که با آمدن آن، به رغم شعار کاندیداهای پیروز، هر روزه کشور در غرقاب مشکلات اجتماعی و... بیشتر فرو می رود.
در کنار آن، عوامل دیگری همچون فروپاشی اقتصادی، و گسترش و فراگیری فساد، و چپاول ثروت ملی توسط باندهای مافیای حاضر در پهنه قدرت، که در کیس های متعدد سو استفاده های کلان از امکانات ملی، حرام خواری های سیاسی و مالی و... بروز کرده، و تشت رسوایی عدم توان و یا تصمیم سیستم نظارتی و قضایی، در کنترل این حجم از فساد بارز را به رخ مردم حیرت زده ایران و جهانیان کشیده است،
در چنین شرایطی که تنها در کیس واردات و صادرات چای کشور، توسط یک شرکت سفارشی و دخیل در این امر (شرکت چای دبش)، مبلغ بی سابقه ی فاش شده ایی نزدیک به چهار میلیارد دلار حیف و میل از بیت المالِ مردم را نشان می دهد و...، متاسفانه به رویارویی و شکاف بین حاکمیت ج.ا.ایران با مردم خود، عمق و بُعد بیشتری بخشیده و آنان را در نظام دو قطبی های زیانبار (خودی – غیرخودی، انقلابی - غیر انقلابی، ارزشی - غیر ارزشی و...) گرفتار کرده است، که عملا شرایط کشور را خطرناک تر از پیش هم می کند.
در بُعد خارجی نیز، ضعف ج.ا.ایران در مواجهه مقتدرانه و موثر با تهدیداتی که از جانب همسایگان بی مقداری همچون طالبان در افغانستان [6] ، یا سیستم وابسته و متجاوزی مثل نظام دیکتاتوری الهام علیف در جمهوری آذربایجان و... متوجه کشور است، باعث باید می شد تا عُقلا را از درگیری در جنگ با قدرت هسته ایی مثل اسراییل باز دارد، اما این درگیری، برای رسیدن به اهداف ایدئولوژیک به سان یک طنز تلخ، در حال شدت گرفتنِ هر روزه است، و نشان می دهد که در جهت گیری ها، بیشتر از آنکه منافع و امنیت ملی ایران مد نظر تصمیم سازان کشور باشد، اهداف انترناسیونالیستی [7]، ایدئولوژیکی و... راهبر سیاست ج.ا.ایران و تصمیم سازی ها در این جهت شده است، که ایران را طعمه شرایطی می کند که پیش از این دامن اتحاد جماهیر شوروی را گرفت، و سیستم آنان را از صفحه روزگار پاک، و سرزمین شان را دچار تجزیه و فروپاشی کرد. مسکو نشینانِ دچار چنین توهمی، سیستم، نظام و سرزمین تحت حاکمیت خود را به نابودی و ویرانی کشاندند.
البته تقصیر این شرایط را نباید تماما منحصر به سران نظام کرد، بلکه قانون اساسی و ملت ایران نیز به اندازه خود، در بوجود آمدن این شرایط دخیل و سهیمند، چرا که وقتی شعار نابودی این و آن را در هر تجمعی فریاد می زدیم و می زنیم، و یا وقتی در اساسنامه، و حتی نام "سپاه پاسداران انقلاب اسلامی"، ماموریت حفاظت از "انقلاب اسلامی" را بدون ذکر پسوند نام "ایران"، می آورند، و کسی معترض این هدف انترناسیونالیستی و فراملی نمی شود و...،
امروز سپاه پاسداران با تمسک به چنین بند و ظرفیتی در قانون تشکیل خود، خود را فرای از منافع و امنیت ملی کشور تعریف، و در راستای ماموریت شبه قانونی و فراملی خود در سوریه، لبنان، عراق، یمن و... می بیند، تا از چنین زائده هایی که رنگ و بوی "انقلاب اسلامی" و... دارند، در آنجا و یا هر جای دیگر جهان حمایت، حفاظت و پشتیبانی کند، و در این راستا خود را پاسخگوی هیچ نماینده انتخابی از سوی مردم هم نمی بیند،
و این چنین است که ما ایرانیان بدون نظر داشت به چنین عواقبی، به این اساسنامه، با اهداف فراملی، جهان وطنی و انترناسیونالیستی آن تن دادیم، که بدون نظر داشت به منافع و امنیت ملی، ثروت و نیروی ایران را که باید در مسیر توسعه و پیشرفت کشور و ملت ایران شود، صرف دیگران شده، و می شود.
و یا وقتی در قانون اساسی رسما از دخالت نظام ج.ا.ایران در جنگ های آزادیبخش و انقلابی در سراسر جهان سخن گفته می شود [8]، عملکرد مسئولین در حضور در چنین نبردهایی، خود را شبه قانونی نشان داده، و امروز اعتراض برای پا پس کشیدن از عملی شدن این بندهای قانون اساسی در این راستا، نمی تواند کاملا موجه جلوه کند،
هر چند که در آنسو، اگر حاکمیت بخواهد، می تواند، مطابق با خواست فعلی مردم، و اعتراض جاری در کشور به این عملکرد و این پتانسیل های قانونی، مثل بسیاری از اصول بر زمین مانده قانون اساسی، این بخش ها را نیز، نادیده گرفته، و از این شرایط خسارتبار، برای حفظ منافع و امنیت ملی، پا پس کشیده و از آن عبور نماید،
اما در انتخاب گزینشی بندهای قانون اساسی برای اجرا توسط حُکام نیز، توجیهات شبه قانونی در مقابل کسانی قرار دارد که در رای "آری" دادن به چنین متون قانونی در 12 فروردین 1358 و 6 مرداد سال 1368 از هم پیشی می گرفتند، و به حکام خود، حق دخالت در نبردهای ایدئولوژیکی با وجوه انترناسیونالیسم اسلامی و فراملی در خارج کشور را می دادند.
شرایط فعلی داخلی و خارجی کشور، نیاز به یک خود انتقادی جدی و شدیدِ مردم و حاکمیت را ضروری می نمایاند، که ایران را در ابعاد داخلی و خارجی، این چنین دچار بحران های بسیار خطرناک با نتایج بسیار زیانبار کرده است، و خطر نابودی و فروپاشی را هم برای سیستم، و هم برای کلیت ایران جدی نموده است.
[1] - مدیریت شرایط اضطراری به سازماندهی و مدیریت منابع و مسئولیتهای مرتبط با تمامی جنبههای انسانی، به موارد اضطراری همچون آمادگی، پاسخگویی، کاهش، و بازیابی اطلاق میگردد و هدف از آن کاهش اثرات مضر تمامی مخاطرات از جمله بلایای میباشد.
[2] - حمله هوایی به کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در دمشق در ۱ آوریل ۲۰۲۴ روی داد. طی این حمله هوایی به ساختمان ضمیمه کنسولگری در مجاورت سفارت ایران در سوریه، پنج تا هشت تن از جمله فرمانده ارشد نیروی قدس سپاه پاسداران، سردار سرتیپ محمدرضا زاهدی کشته شد. سایر کشته شدگان عبارتند از پنج عضو سپاه پاسداران و دو مستشار ایرانی. روزنامه اسرائیلی یدیعوت آحرونوت به نقل از برخی گزارشهای تأیید نشده مدعی شده که «حمله اسرائیلی» درزمان برگزاری یک نشست میان فرماندهان سپاه پاسداران با سران سازمان جهاد اسلامی فلسطین انجام شد. تعدادی از سران سازمان جهاد اسلامی نیز در بین کشتهشدگان هستند که هویت آنها فعلا معلوم نیست. https://t.me/+iK-468eUZ8tlYTQ0
[3] - نگاه به شرق یک راهبرد در سیاست خارجی ایران است که از آغاز ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد در سال ۱۳۸۴ مطرح شد. بر اساس این سیاست، ایران باید برای ارتقای جایگاه بینالمللی خود بر اهرم ایجاد رابطه مناسب با کشورهای مشرقزمین بیشتر تکیه داشته باشد.
[4] - حمله حماس به اسرائیل مجموعهای از حملات هماهنگ بود که در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ توسط گروههای شبهنظامی اسلامگرای فلسطینی به رهبری حماس، از نوار غزه به مناطق مرزی اسرائیل انجام شد. حملاتی که توسط حماس و دیگر گروههای مسلح فلسطینی به عنوان عملیات طوفان الاقصی و توسط اسرائیل شنبه سیاه یا کشتار سیمحاط تورا خطاب شد و جنگ اسرائیل و حماس را در پی داشت.
[5] - روز ۵ اسفند ۱۴۰۰ (۲۴ فوریهٔ ۲۰۲۲)، روسیه تهاجم گستردهای را به اوکراین، همسایهٔ غربی خود آغاز کرد که نشاندهندهٔ تشدید چشمگیر بحران روسیه و اوکراین است که از سال ۲۰۱۴ آغاز شده بود. این تهاجم بزرگترین حملهٔ نظامی متعارف به خاک اروپا از زمان جنگ جهانی دوم است
[6] - در ۲۷ می ۲۰۲۳، مصادف با ۶ خرداد ۱۴۰۲ نیروهای طالبان و مرزبانان ایرانی در امتداد مرز افغانستان و ایران میان ولایت نیمروز افغانستان و استان سیستان و بلوچستان ایران درگیر شدند درگیری حدود شش ساعت به طول انجامید و سطح تبادل آتش سنگین بود چنان که ضمن رد و بدل شدن آتش مسلسل از توپ و خمپارهانداز نیز استفاده شد. درگیری برای دو طرف تلفاتی را به همراه داشت، طرف ایرانی و افغان هرکدام دیگری را آغازگر درگیری معرفی کردند، پیشتر جدال لفظی میان مقامات دو کشور پیرامون حقابه ایران از رود هیرمند افزایش سطح تنش میان دو کشور را سبب گردیدهبود
[7] - بینالمللگرایی یا انترناسیونالیسم : Internationalism) مفهومی کلی است که بر عقاید و سیاستهای منجر به منافع مشترک اقوام و ملتها، تکیه دارد. این عقیده، با ملیگرایی (ناسیونالیسم) پرخاشگر مخالفت دارد. اینترناسیونالیستها برآنند که در صورت امکاننداشتن همکاری میان حکومتها، این مساعدت بین ملتها قاعدتاً امکانپذیر است. این مکتب بر آن است که بشریت را به این آگاهی برساند که هر فرد متعلق به یک جامعه جهانی است.
[8] - عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس گفت: در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، حمایت از نهضتهای آزادیبخش و مللی که به دنبال استقلال خود هستند، به عنوان یک خط مشی کلی در حوزه سیاست خارجی مطرح شده و به عنوان یکی از وظایف دولتها در تحقق آن، تاکید شده است....
فتیله جنگ ها را، جنگ سالاران، و جنگ طلبان درست و یا نادرست روشن می کنند، و ملت هایی که در تصمیمِ آغاز و پایان این جنگ ها هیچ نقشی ندارند، ناگزیر، و هاج و واج، گوش و چشم هایشان را به اخبار رسانه ها می سپارند، و در کشاکش قدرتنمایی و وزنکشی صاحبان صحنه های خونبار جنگ، و میدانداران آتش و ویرانی، به شمارش روزهای کشتار، و تعداد انسان هایی می نشینند که سلاخی شده و می شوند، بدن هایی که آماج گلوله ها و بمب ها شده و می شوند، و این همان میزانسنج شدت درگیری، برای شاهدانِ آن خواهد بود. آرزوهایی که بر باد می رود، امیدهایی که دچار ناامیدی شده، خانواده هایی که از هم می پاشند، سرزمین هایی که آبادانی خود را می بازند و...
جنگ های آغاز شده را، انگار پایانی نیست، پرونده هایی که گاه هزاران سال است بسته نشده و نمی شوند، مثل همین جنگ بر سر سرزمین فلسطین، که دهه هاست که تاریخ خونبار آن ورق های پی در پی می خورد، و امروز ما به این پرده خونین و جاری آن رسیده ایم، و شاهد نبردی هستیم که هر دو طرف آن را مقدس می نامند و از شنبه 15 مهرماه (7 اکتبر 2023) کلید خورد، و به واقع یک پرده از هزاران پرده ایی است، که در 75 سال گذشته، ورق خورده، و با این شرایط، ورق های بسیاری نیز در پس خود دارد که خواهد خورد؛
دنیای ما، دنیای بی رحمی ها، شقاوت ها، سفاکی ها، کشتارها، تمامیت خواهی ها و ویرانگری هاست؛ و البته دنیا هرگز صاحب چنین خصلت های ناشایستی نبوده و نیست، و بلکه این خصوصیت انسانِ اشرف مخلوقات، مدعی عقل، اخلاق، خدا و... است، که بانی چنین صحنه های زشتی در دنیا می شود، و آنرا بارها و بارها آفریده، و بازآفرینی کرده، گسترش می دهد، و مدیریت می کند؛ در نبود انسان ها، به حتم دنیا زیباتر، سالمتر و آرامتر از اینی خواهد بود که هست؛ من اگر جای خدا بودم، به حتم از آفریدن چنین موجودی منصرف می شدم.
چراکه دیگر شریک فعالِ ما انسان ها در این دنیا، حیوانات هستند که تنها به قصد خوراک، جفتگیری و دیگر دلایل حیوانی، از هم می کُشند، ولی ما انسان ها علاوه بر دلایل حیوانی، برای آرمان و آرزوهایی که تنها برای دارندگانش محترمند، نیز می کشیم؛ حتی برای تفریح و تفرج عده ایی به کشتار انسان ها و حیوانات مبادرت می کنند؛ گاه مست از باده ی تسلط بر تمام ثروت و منابع کره زمین (آب، خاک، جنگل و...)، که همه را ملک طِلق انسان، و در خدمت او می دانیم، در فکر تصاحب سرزمین های همدیگریم، و برای این نیز کشتار می کنیم؛ گاه انسان در فکر تسلط ایده هایی است که تنها نزد صاحبانش بهترین تلقی می شوند، برای تسلط ایده ها و آرمان های مان نیز کشتار می کنیم؛ یا در پی حکمرانی نژادی بر جهانیم، که آنرا برترین نژاد تعریف می کنیم، برای تسلط نژادمان بر جهان نیز کشتار می کنیم؛ و یا برای تسلط مذهب مان به کشتار روی آورده، مذهبی که تنها پیروانش، آنرا بهترین دین دانسته، و آنرا لایقترین برای تسلط بر جهانِ انسانی می دانند، برایش حاضرند، از دیگرانی که از آنان نیستند، مثل آنان فکر نمی کنند، و مانع یکه تازی آنان هستند، حمام خون به پا کنند و...، اینجاست که کشتارها از همدیگر، مجوز دینی، ایدئولوژیک، قانونی، منطقی، لازم و واجب بودن و... می گیرند، آنرا تشدید کرده، و هر بار بدون وجداندرد، آنرا از سر می گیریم، و بر تعدد کشته های از همدیگر، مجلس جشن به پا می کنیم.
فلسطین یک سمبل کشتار و ویرانی، در همین مقوله هاست، نبردهای دنباله دارِ قدیم و معاصری که انگار پایانی بر این پرونده خونین وجود ندارد؛ نمی دانم برای فلسطین چه مقدار از انسان ها کشته شده اند، فقط همین را می دانم، که زمین اورشلیم بارها و بارها، با خون تپه هایی از اجساد سربازان مهاجم و مدافع آن، سیراب شده، و از زمان رومیان بدین سو، این سرزمین بارها و بارها، دست به دست شده، و می شود، و هر که از راه رسید، و قدرت لازم را یافت، بر اساس تسلط مذهبی، نژادی، قومی و... بر این نقطه، بر تلی از اجساد دیگران، پیروزی خود را جشن می گیرد، درست مثل همین چند روز پیش که حماس در یک غافلگیری مشکوک، نبردی را استارت زدند، و تا میانه های سرزمین تحت حاکمیت صهیون ها پیش رفتند، و در یک روز، 1300 نفر از آنانرا کشتار کردند.
و عده ایی در گوشه و کنار دنیا، از جمله در همین میدان فلسطینِ خودِ ما در تهران، جشن گرفتند و شادی کردند، اما این جشن را دیری نپایید، و کشتار متقابل، و جشن و پایگوبی طرف مقابل شروع شد، و تاکنون هزاران نفر زیر آوار ساختمان های فرو ریخته، و انفجارات پی در پی و بی وقفه، در غزه و دیگر مناطق فلسطینی و اسراییلی جان داده و می دهند، و تازه وزیر دفاع اسراییل از "وحشی های حماس" می گوید و به سربازانش وعده ورود به غزه [1] را می دهد، تا از درون آنرا ببیند! [2] و لابد کشتار اصلی را بعد از آن همه ویرانی و خونریزی و...، تجدید کنند.
بیش از هزاره است که سنگی در چاه ویل (بدون ته) خاورمیانه افتاده، و هزاران عاقل، توان بیرون آوردن آن را ندارند، تنها در همین فقره غزه، دو میلیون نفر در بزرگترین زندان سر باز جهان، در باریکه ایی با عرض و طول بسیار کم، گرفتار آمده، به هر سو که فرار می کنند، دیوار است و فنس های بلند، و گذرگاه هایی که بسته مانده اند، تنها گزینه ایی که دارند، ماندن و مردن است، چرا که نه کشورهای همسایه ی همکیش و همزبانِ آنان، دیگر توان پذیرش مهاجر و پناهندگانی جدید، و بیش از آن که در گذشته پذیرفته اند را دارند، و نه این مردم می خواهند خانه و کاشانه خود را رها کرده و بروند، تازه اگر تصمیم به رفتن هم بگیرند، و راهی هم باز شود، این رفتنی است که معلوم نیست دیگر بازگشتی برای آنان وجود داشته باشد، یا خیر.
و جنگ سالاران پشت این همه دلایل مذهبی، تاریخی، منطقی و غیر منطقی که برای جنگ و نبرد تدارک دیده شده، پنهان شده و همچنان محکم و استوار، بر طبل و بوق جنگ نواخته، راهی برای خلاصی از جنگ و کشتار نیست؛ به نظر می رسد انسان تا زمانی که به ارزش های انسانی، و اخلاقِ انسانی باز نگردند، و خود، ایده، دین، نژاد و... خود را حق مطلق بداند، حکایت جنگ ها، همچنان باقی است، و این روند ادامه خواهد داشت؛
در این سو چشم هایی وجود دارد، که به دیدن گرسنگی، تشنگی، قساوت، کشتار، آوارگی و... در خاورمیانه عادت می کنند، و سو استفاده گرانی که منطق جنگ را همچنان ترویج و تئوریزه کرده، و گسترش می دهند، دیگر کشته شدن مردم افغانستان، فلسطین و... به دست طالبان جنایتکار، جانیان صهیونیسم، تروریست های سنگدل و افسارگسیخته مسلمان و... کاملا عادی شده است، گرسنگی مردم افغانستان و فلسطین، یمن، ایران و... کاملا نادیده گرفته می شود، زنان شان در بدترین وضعیت قرون وسطایی، برایشان قانون نوشته می شود، حتی از تحصیل، کار و مسافرت محروم می شوند و... نه گوشی به فریاد شان حساس است، نه چشمی به غم شان گریان، ملت هایی فراموش شده، در تکرار جنایت، کشتار، غارت و ظلم رها شده اند، چشم های دنیا به دیدار ظلم و ظالم، کشتار و غارت و جنگ، آوارگی و گرسنگی و حوادث تلخ و... دارد عادت می کند و...،
این بزرگترین خطر برای انسانیت است، این همان ناقوس خطری است که نواختن آغاز کرده، و همه ی ارزش های انسانی و اخلاقی را به سخره گرفته است، شاید به جایی برسیم که دنیا بگوید، این ملل وحشی را به حال خود رها کنید، تا آنقدر از هم بکشند، تا تمام شوند، و دنیا از چنین آوردگاه جنایتکارانی این چنینی رها شود، تا بلکه چشم و گوش جهان از دیدن این همه پلیدی خلاص گردد!
[1] - منطقه غزه شامل 2 میلیون نفر جمعیت در مساحت 360 کیلومتر مربع است. این منطقه از دو طرف با اسرائیل، از یک طرف با دریای مدیترانه در کنترل نیروی دریایی اسرائیل و از یک طرف با خاک مصر همسایه است
[2] - گالانت (10/19/2023 08:59 PM) یوآو گالانت، وزیر دفاع اسرائیل، در یک سخنرانی در جمع نیروهای نظامی این کشور در مرز غزه گفته است «شما الان غزه را از دور میبینید، به زودی از داخل آن را خواهید دید. فرمان خواهد رسید.» ناظران میگویند اظهارات او نشان میدهد که آغاز یک حمله زمینی ممکن است نزدیک باشد. ارتش اسرائیل پیش از این اعلام کرده بود که نیروهایش به منظور افزایش آمادگی جهت انجام عملیات برای مراحل بعدی جنگ، در سراسر خاک این کشور استقرار پیدا کردهاند. وزیر دفاع اسرائیل روز دوشنبه (تاریخ انتشار: ۱۴:۱۶ - ۱۷-۰۷-۱۴۰۲) گفت که اسرائیل در حال تشدید تدابیر خود علیه نوار غزه است. این محاصره کامل شامل ممنوعیت ورود مواد غذایی و سوخت نیز می شود. او ادامه داد که این اقدام بخشی از نبرد علیه "مردم وحشی" است
کشتار و آوارگی و ظلم در افغانستان هرگز پایان ندارد، و هنوز زخم نبرد قره باغ باز، و کشتار و آوارگی های آن پابرجاست، که امروز اسراییلی ها در صبح، و فلسطینی ها در بعد از ظهر با کشتاری عظیم مواجه شدند. اسراییلی ها روز خود را با زوزه های موشک، راکت و گلوله آغاز کردند، بعد هم حمله ایی برق آسا که به اسارت و کشتار ساکنان مناطق اسراییلی نشین منجر شد، اما همه چیز مشکوک است، چرا که انگار همه ی چشم های بینای جهان، کور شده بودند، تا این نبرد آغاز شود، و تا حدی که می خواهد پیش رود! تو گویی چشم های زیادی به دیدن خونریزی های امروز آماده مست شدن بودند.
چرا که تمام سرویس های امنیتی و نظامی منطقه و جهان از جمله اسراییل، امریکا و... و تمام همکاران منطقه ایی اشان انگار در یک خواب خرگوشی بودند، تا حوادثی که باید، اتفاق بیفتند؛ کارشناسان سیاسی، امنیتی و اطلاعاتی، نظامی همه ی آنها غافلگیر شدند، و باخت خود را باید اعلام کنند، نه گنبد آهنین اسراییل بیدار بود، و نه مرزبانانش استحکاماتی برای دفاع از مرزهای مصنوعی سیاسی با فلسطینی های ساکن در بزرگترین زندان سرباز جهان، و باریکه غزه داشتند،
و در نتیجه، شرایطی مهیا بود تا صدها نفر کشته، زخمی و اسیر شوند. این از شرایطی بود که امروز صبح رقم خورد، اما بعد از ظهر حملات متقابل اسراییلی ها آغاز شد، و این سو نیز صدها نفر از زندانیان گرفتار آمده در باریکه غزه، توسط زندان بانان شان کشته و مجروح شدند. و نتانیاهو، نخست وزیر تندرو اسراییل، کشورش را در حالت "جنگ" اعلام کرد.
این چنین است که تو گویی از عهد باستان ناف منطقه غرب آسیا را با جنگ بریده اند، آسان ترین و مجازترین کار، جنگ و کشتار است؛ حکیم ابو نصر فارابی، اندیشمند بزرگ ایرانی می فرمایند : "شخصیت هر ملتی عبارت از مجموعه ترسیمات ذهنی و یا خیالی آنها است". و تو گویی ترسیمات ذهنی و یا خیالی مردم این خطه از آسیا را در جنگ و نبرد شکل داده و بقا می یابد؛ مردمان این سرزمین بلازده ترسیمات ذهنی و خیالی خود را بعد از گذر از دریای خون دیگران قرار داده اند، آنان آرمان های خود را با گذر از دریای خون همدیگر تعریف می کنند.
و همه این جمله زیبای حکیم بلخ، جناب جلال الدین مولوی را به فراموشی سپرده اند که :
"آنها که اهل صلحند بردند زندگی را وین ناکسان بمانند در جنگ زندگانی"
و تو گویی زندگی بی ارزش ترین کالا در این خطه از جهان است، و این روزهای آینده است که تعیین می کند که دامنه جنگ، چقدر وسعت خواهد یافت، و آیا این جنگ به صبح و عصری خونین در امروز ختم خواهد شد، یا نه، جان های دیگری را باید طعمه این جنگ جدید دید. آنانی که دیروز زنده بودند و هرگز فکر نمی کردند امروز روز آخر زندگی آنان باشد، آیا کسان دیگری هم هستند که ساعات آخر زندگی خود را طی می کنند؟!
شعار "نه به جنگ" در میان هیاهوی جنگجویان، در این منطقه فلاکت زده گم شده است، و همیشه دلایل زیاد و محکمه پسندی برای کشتار و جنگ، دم دست تمام کسانی است که بخواهند نبردی را، در هر یک از روزهای سیاه این مردم فلاکت زده، آغاز کنند. این جا رجز خوانی جنگ، مقدس ترین و زیباترین نوای مردان میدان این منطقه است. همه از کمک خداوند برای غلبه بر همدیگر می گویند، هر یک از آنان خدایی دارند که خدای شان را طرفدار خود، و اجر اعمال خود را نزد او محفوظ می دانند. و البته غایب ترین عنصر این میدانِ کشتار، آوارگی و ظلم، خدایی است که همه از آن یاد می کنند. او غایب ترین موجود، در این آوردگاه تجارت خون و زندگی است.
هر روزمان آبستن جنگی جدید است، و هر جنگی مجوزی برای آغاز جنگی دیگر.

