دیگ مانور قدرت دمکراسی در پر جمعیتترین کشور جهان، به رغم سیلیهای فراوانی که از مخالفان خود خورده و میخورد، همچنان زنده و جوشان است. روح قوانین برابریخواه، دمکرات، سکولار و تکثرگرای هند، بازمانده از انقلاب 1947 که در قانون اساسی این کشور تضمین شد، همچنان میداندار و کارساز است، قانونی که بوی آزادی، برابری و اعطای حق تعیین سرنوشت به مردم هند و... از آن به هواست، که این مهم توسط انقلابیون آزادیبخشِ پاک نفسِ طرفدار اعتماد به مردم، و اعطای این نقش به آنان در حکمرانی، همچون مهاتما گاندی، جواهر لعل نهرو و... چنان در قانون و نهادهای حاکمیتی این کشور جایگذاری و نهادینه شده است، که این قانون و این سیستم حکمرانی، حتی زیر سیطره درازدامن راستگرایان برهمنمسلک و رادیکال هندو نیز، هنوز همچنان پابرجاست و عرض اندام میکند.
گرچه راستگرایان ملیگرای مذهبی از طریق بازیگریهای ماهرانه و پر از خدعه سیاسی راهبرانِ حزب مردم هند (BJP) [i] دهههاست که برابری اجتماعی حاصل از منسوخ شدن نظام طبقاتی ظالمانه هندوئی را هدف گرفته، و بازسازی دوباره نظام طبقاتی هندو را هدف گرفتهاند، که حاصل آن رهبری و بالانشینی طبقه برهمنان (روحانیت هندو) خواهد بود، و دیگران را به انقیاد و به ذیل آنان در خواهد کشید،
برهمنیسم جدید تلاش دارد تا با فتح دو سوم کرسیهای پارلمانی در مجلس قانونگذاری هند (لوک سابها)، مقدمات رسیدن به حد نِصابِ توان تغییر در قانون اساسی را فراهم، و این قانونِ برآمده از روح انقلاب و زحمت و رحمت انقلابیونِ هند در حق مردمانشان را، مطابق با اهداف فاشیسم مذهبیِ گروههای هندویی طرفدار خود، تنظیم، تفسیر، بازسازی و دوباره نویسی کنند، تا با آرمان و اندیشهی رهبران رادیکالیسم هندو در گروهها فراگیری و مرموز پنهانکاری همچون RSS [ii] هماهنگ و همراه سازند،
و بدین سان، هندوستان با همه گونه گونی فرهنگی، زبانی، نژادی و... را به سوی پاگیری "جمهوری هندو" [iii]، مطابق با آرمانِ این رهبران، راهبری کنند، تا در کنار "جمهوری یهود" در اسراییل، و جمهوریهای اسلامی در منطقه، هند سکولار، دمکرات و تکثرگرا را نیز بر اساس مذهب هندو، به یک دولت - ملت بر اساسِ بالانشینی طبقه برهمنان، و با سالاری مذهب و فرهنگ هندویی شکل دهند، و رهنمون سازند.
در چنین اَبَر پروژهایی، دههها حضور در قدرت، و یا حاکمیت راستگرایان هندو باعث شد که، اینک علاوه بر دولت مرکزی، قدرت را در بسیاری از ایالتهای این کشور، سنگر به سنگر فتح، و از آن خود کرده، که این به ویژه در قلب هندوئیسم، در کمربند شمالی آن کشور (که خاستگاه هندوئیسم شناخته میشود Hindu Heartland)، بیشتر نمودار است، و راستگرایان هر روزه دامنه قدرت خود را گسترش داده، و احزاب ملی و منطقهایی رقیب و معترض به این روند را به عقب رانده، و میرانند، و خود جایگاه آنان را تصاحب کرده و میکنند،
که در آخرین آن، کسب سیطره بر ایالت مهم بنگال غربی بود، که آخرین حلقه در این زنجیره، در سمت شرقیِ این کمربند را تکمیل کرد، ایالتی که مدتها بود در ذیل سیاست و اهداف حزب کنگره ترینامول به رهبری خانم مامتا بانرجی باقی مانده بود، اما این نیز اخیرا از آنِ حزب BJP گردید و...،
در نتیجه این پیروزیهاست و...، که غرور و تکبر، بیقانونی، ظلم طبقاتی و سختگیری علیه اقلیتها به طرز کمنظیری در رهبران این کشور بروز کرده و شدت گرفت، به طوریکه این تکبر را در ادبیات و رفتار رهبران آن، در قبال تمام و یا بخشهایی از مردم این کشور آشکارا میتوان مشاهده کرد، که به دیده خفت به مردمِ تحت سیطره خود نگریسته، و با آنان بر همین مبنا رفتار میکنند، همان تجربهایی که ما در ایران نیز شاهدیم، که عدهایی از رهبران راستگرا، گسترهایی از ایرانیان را "گوساله و بزغاله"، "خس و خاشاک" ، "علفهای هرز" و... نامیدند و...
سوسکی که تمثال بی مثالِ مودی! را با تمام تکبر هندوئی اش به زیر کشید
نمونهایی از بروز این نوع نگاه متکبرانه به مردم (در آخرین مورد آن) را، در سخنان سوریا کانت [iv] ، رئیس دیوان عالی قضایی هند میتوان دید، که در پانزدهم می 2026، برخی فعالان و جوانان تحصیلکرده که در زمینه تحصیلی خود، شغلی نیافته، و لاجرم فعالیت در عرصه مبارزه و اعتراض در بستر پلتفرمهای شبکه مجازی و اجتماعی در این کشور را انتخاب کردهاند، و در این بستر کار میکنند را، "سوسک" [v] و "پارازیت (انگل)" های جامعه [vi] نامید،
که این گفتمان، واکنش گستردهایی در بین جوانان برانگیخت، از جمله آبجیت دیپک [vii] یک فعال جوان معترض به این نوع برخورد را بر آن داشت که آنرا به یک حرکت اعتراضی و یک جریان اجتماعی بزرگ تبدیل کرده، و در شبکه مجازی، به مقابله با آن برخیزد، و طنزگونه به این مقام هندی اشاره، و هشدار داد که «اگر همه سوسکها دور هم جمع شوند، چی؟» [viii]
و او و خیل میلیونی همراهانش، با این نوع پاسخها در فضای مجازی، حرکتی را پایه ریزی کردند، که دولت متکبر حاکم در دهلی را به عذرخواهی و تسلیم واداشت، او بعدها با برابری طنزگونهایی، نام حزب حاکم (بهاراتیا جاناتا پارتی BJP) را مبنا قرار داد، و حزب و حرکت خود را (کاکروچ جاناتا پارتی CJP) [ix] نامید، «حزبی سیاسی برای مردمی که نظام فراموش کرده است آنها را به حساب آورد»، "حزب مردمِ سوسک".
اینگونه ادبیات در گفتار رهبران دهلی، نشان از یکه تازی و زورگویی رادیکالهای ملیگرای هندو در عرصه حکمرانی دارد، که زیر شعارها و اهداف مذهبی و فرهنگی، ذائقه هندیان روادار، کثرتگرا، سکولار، آرام و دمکرات را هدف گرفته، و آنرا با تمامیتخواهی، نارواداری، دیکتاتوری فرهنگی، فاشیسم، خشونت و یکهتازی آشنا و آلوده کرده، درآمیخته، تا موفق شوند سرزمینها و مردمِ بیشتری، را در دامِ تله رادیکالیسم هندو انداخته، و فتح کنند،
گروهی که به طور منسجم، تشکیلاتی و گسترده در تمامی نسوج کشور فعالند و نفوذ کرده، و در قالب بزرگترین و قدیمیترین تشکیلات فاشیستی در جهان، تار و پود و بنیان اندیشه و میراث ماندگار انقلابِ شکوهمند، و عزت آفرینِ هند را که بر پایه دمکراسی، تکثر، رواداری، سکولاریسم و برابری همه، فارغ از دین، زبان، طبقه اجتماعی و...، قانون نویسی و بنا شده بود، را جَوَیده، و به نابودی میبرند.
این نشستگانِ در هنگامهی انقلاب آزادیبخش علیه استعمار بریتانیا، که اکنون دههها بعد از پیروزی، با شعارهای ملیگرایانه با محوریت مذهبِِ هندو، قدرت را از انقلابیون سابق و تشکیلات سکولارشان ربوده، و مدتهاست که بر سریر قدرت سوارند، و اندیشهی نسلِ رهبرانِِ موثری همچون مهاتماگاندی و جواهر لعل نهرو و... با حزب سیاسی و اهداف روشنشان را، به چالش کشیده و به کنار رینگ قدرت برده، و مشت باران کرده، و بُروز تفکر کشتارگر و ویرانساز هنگامه استقلال هند را، به دید جهانیان میکشند، که میلیونها هندی را به جرم نوع مذهبشان به کام مرگ و آوارگی کشیدند، و ویرانی و جنایت اتفاق افتاده در هنگامه استقلال هند را، به یک شاهد مثال ظلم و تعدی در فرهنگ سیاسی، و تنش فرهنگی - اجتماعیِ مذهبمحور در جهان تبدیل کردند، تفکری که اکنون ناخنهای تیز خود را، دوباره بر صورت اقلیتهای فرهنگی، مذهبی و زبانی هندوستان کشیده، آنان را هر روزه زخمی، نابود و یا محدودتر میسازد، و به حاشیه میرانند و...،
اما در میانه همین پیروزیهای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعیِ رادیکالیسم هندو است که، به نظر میرسد نسل جوان هند (که البته پیش از این پیاده نظام چنین حرکتِ ملیگرایانه هندویی بودند، و بر بستر همین شبکه مجازی سوار شده، انقلابیون را با کمک شگردهای اعجاب برانگیزِ حزب BJP به حاشیه راندند، و شکست دادند)، اکنون راه خود را از این روند جدا کرده، و روند اعتراضی خود را به بود و باش چنین صحنه سیاسی- اجتماعی در هند را یادآور شده، و اندیشه و خواستهای خود را به میدان اعتراض کشیده، و آنرا به کرسی مینشانند.
کنارهم آمدن این جوانان، با مردمِ معترضِ دیگرِ به اندیشه و رفتار دولت قدرتمند نارندرا مودی [x]، این حاکمیت بلامنازع را به لرزه انداخته، و برای اولین بار، او را در اوج، مجبور میسازد، برای حفظ تعادل و پایداری خود، دست از حمایت از قدرتمندترین وزرای کابینه خود بردارد، و برای فرو نشاندن آتش اعتراض جوانانی که عمری نزدیک به مدت تکیه زدن او بر کرسی نخست وزیری دارند، برترین وزرای کابینه خود را، پای اهداف حزب، اندیشه و دولت خود قربانی کند.
اکنون جوانانی که نمایندگی خود و برآوردنِ خواستهایشان را در احزاب سنتی و قدرتمند هند همچون حزب کنگره، حزب مردم و احزاب منطقهایی نیافتند، با استفاده از بستر فضای مجازی، از آن به عنوان یک سکوی وحدتساز سود جستند، و تمام جدیت، سختی و تکبر رهبران راستگرای حزب حاکم را، با تولید محتوای طنز و شوخی و جدی شکستند، و به زانو درآوردند،
آنان از همان خطابی که سردمداران حاکمیت دهلی، آنان را نام نهادند، سود جستند، و خود را سوسک، بی مصرف و انگل نام نهاده، و با استفاده از ظرفیتهای دمکراسی 75 ساله هند، خود را "حزب مردمِ سوسک" نامیده، و میداندار اعتراض به وضع موجود شدند، و با حضور معترضانه و پر تعداد خود در خیابانهای دهلی و شهرهای دیگر هند، دولت قدرتمند و یکهتاز هند را مجبور به پذیرش خطاهای خود کردند.
دولتی که پیش از این، اعتراض قدرتمند کشاورزان، احزاب ملی و محلی و... را برنتافته بود، و آن اعتراضات را با بی اعتنایی متکبرانهایی به سخره گرفته، و مغلوب و بی اثر ساخته بود، اکنون در برابر نسل Z، و این جوانان بینام و نشان، و سوسک و بی مصرف پنداشته، و خطاب شده، زانوی شکست بر زمین زده است، و بدین ترتیب تکبر برهمنانه هندویی حاکمان دهلی، توسط این نسل، به تسلیم و عذرخواهی کشیده شد.

سوسکی در حال جویدن نماد سیاسی - مذهبی حزب حاکم BJP
[i] Bharatiya Janata Party حزب بهاراتیا جاناتا (BJP؛ به معنای تحتاللفظی «حزب مردم هند»)، یک حزب سیاسی ملیگرای هندو است که در کنار «کنگره ملی هند»، یکی از دو حزب سیاسی اصلی این کشور محسوب میشود و در طیف سیاسی، در جناح راست تا راست افراطی جای میگیرد. این حزب از سال ۲۰۱۴ و تحت رهبری نارندرا مودی، نخستوزیر کنونی، حزب حاکم هند بوده است. حزب بهاراتیا جاناتا پیرو ایدئولوژی «هندوتوا» (مرتبط با ملیگرایی فرهنگی) است و پیوندهای سازمانی با «راشتریا سوایامسواک سنگ» (RSS) — که یک سازمان داوطلبانه و شبهنظامی با گرایش هندوتواست — دارد. تا مارس ۲۰۲۶، این حزب از نظر میزان نمایندگی در پارلمان و همچنین مجالس قانونگذاری ایالتی، بزرگترین حزب سیاسی کشور به شمار میرود.
[ii] - Rashtriya Swayamsevak Sangh (RSS)
[iii] - Hindu Rashtra هدف «راشتريا سوایامسواک سنگ» (RSS) تأسیس یک دولت هندو («هندو راشترا») در هند است. که در چنین دولتی، بهجای برابریِ کنونیِ تضمینشده در قانون اساسی برای همه شهروندان فارغ از دینشان، هندوها از جایگاهی برتر نسبت به پیروان سایر ادیان - بهویژه مسلمانان که بزرگترین اقلیت مذهبی کشور را تشکیل میدهند - برخوردار خواهند بود.
[iv] – Kant Surya در جریان یک پرونده قضایی ضمن توبیخ وکیلِ خواهان، به دلیل رفتار غیرحرفهای، در خصوص ادبیات بهکاررفته در شبکههای اجتماعی و طرح دعاوی واهی علیه دستگاه قضایی، میان این افراد و کسانی که پس از بیکاری به شبکههای اجتماعی، رسانههای جمعی و کنشگری عمومی روی میآورند، تا به نهادهای دولتی حمله کنند، قیاسی انجام داد، و آنان را «سوسک» و «پارازیت» نامید. او گفت : « هماکنون انگلهای اجتماعی وجود دارند که به نظام حمله میکنند و شما میخواهید با آنها همدست شوید؟ جوانانی هستند که همچون سوسکاند؛ نه شغلی گیرشان میآید و نه جایگاهی در هیچ حرفهای دارند. برخی از آنها سر از رسانهها یا شبکههای اجتماعی درمیآورند، برخی دیگر فعال حوزه «حق دسترسی به اطلاعات» (RTI) یا انواع دیگر کنشگری میشوند و شروع به حمله به همه میکنند... و شما هم دادخواستهایی مبنی بر «اهانت به ساحت قانون» (یا بیاحترامی به مقام قضایی) ثبت میکنید.»
[v] - "cockroaches"
[vi] - “parasites of society”
[vii] - Abhijeet Dipke
[viii] - “What if all cockroaches came together?”
[ix] - The Cockroach Janta Party (CJP) Cockroach People's Party
[x] - Narendra Modi
مقدمه مترجم (سایت یادداشت های بی مخاطب):
«انسان بدون آزادی و اختیار، تصویری تاریک از موجودیت، و انسانیتی خدشهدار خواهد بود، آزادی و اختیارِ گزینش، دو پدیده والاگهرند، و برازنده انسان، و نشات گرفته از حقیقتِ عالم والای انسانی او، به طوری که در دوره بردگیِ انسان، سخن از انسانیت گفتن گاه بیهوده خواهد بود، چرا که در عالم بردگان، انسانیت خواهد مُرد، و یا رنگ خواهد باخت، و این تنها با آزادی و اختیار است که انسانیت در زندگی شکوه و بزرگی خود را نشان خواهد داد.
بردگیِ تن و نیروی کار انسانها، ابتداییترین نوع بردگی رایج است، بردگانی اسیرترند که در پس دیوارِ ایدهها گرفتارند، زندانی با دیوارهایی بلندتر، که اسرایش انسانیت خود را خواهند باخت، و به رَمِگانی با هیکل انسان، و به قول مرحوم پدرم حیوانی در "غلاف انسان" تبدیل خواهند شد، چراکه تنبردگان تنشان بیشتر از روحشان خواهد فرسود، اما بردگان اندیشه، روح انسانیشان ذره به ذره نابود خواهد شد، و تنبردگی شاید به ارث نرسد، اما بردگی در اعتقاد و ایده احتمالِ به ارث رسیدنش هم بیشتر است، چراکه ورود به ایده و یا هر دینی، گاهی آسان و آزادانه است، اما خروج از آن، سخت و جانکاه، و گاه همراه با باختن جان، و تحمل رنج بسیار خواهد بود.
هندوئیسم همزاد با دین زرتشت، و این دو از یک ریشه، برادر و در بسیاری از اندیشه و ساختار برابرند، که هر دو در دو تمدن دیرپا و باشکوه همسایهی هم، یعنی ایران و هند متولد، و رشد یافتند، هجوم مسلمانان به امپراتوری ساسانی در ایران، دین و قلمرو آئین زرتشت را نابود کرد، تا جایی که اکنون به جزایری اندک و ناچیز محدود شدهاند، که اکثرا در سرزمین هند، و عدد کمتری در ایران و سپس از آن دو کمتر، در آغوش کشورهای غربی باقی ماندهاند، و زندگی خود را نیمبند ادامه میدهند.
ایرانیان زرتشتی با شکست نظامی در برابر سپاه برآمده از شبه جزیره عربی، در درازای یکهزاره و چهار سده گذشته، و به ویژه در زمان حاکمیت خلفای اسلامی، به دین اسلام در آمدند، و به جز جزایر کوچکی از آنان که همچنان زرتشتی باقی ماندهاند، و در مناطقی از جمله یزد، در ایران زندگی میکنند، باقی محو شدند.
اما هندوئیسم، با هجوم مستقیمِ سپاه اسلام رودررو نگردید، بلکه این اسلامی ایرانیزه شده بود، که بعدها حامل فرهنگ اسلامی به شبه قاره هند گردید، چند سده جهاد اسلامی برای مسلمان کردن ایرانیان، نیروی بسیاری از مهاجمان مسلمان را فرسود، و در این بین، ایرانیان زیردست، کم کم توانستند مسلمانان مهاجم را، تا حدودی در فرهنگ غنی خود، اصلاح و تا حد زیادی روادار نموده، لذا سلطه اسلام بر هندوستان، که بعد از سلطه بر ایران صورت گرفت، هرگز گَزَندگی سابق، و خوی تهاجم، کشتار، ویرانگری و... و به ویژه تغییر مذهبی که در ایران به دنبال داشت را، در پی نداشت،
از خشونت آن بسیار کاسته شد، و سپس به هندوستان رسید، از این جهت، فرهنگ هندو از نابودی نجات یافت، و ورود اسلام به هند، بسیار مسالمت آمیزتر بود، و باعث نشد تا شاهد یک ویرانی فرهنگی گسترده، آنچنان که بر فرهنگ و تمدن ایران رفت، در هند تکرار شود، و به عکس، چند سده حاکمیتهای اسلامِ ایرانیزه شده بر هند، در دوره بلند حاکمیت گورکانیان [1] و... باعث شکوفایی و آبادانی بسیار گردید، چرا که با رواداری خود، بقای فرهنگ هندو، و حتی حفظ و گسترش آن را تضمین کرد، ترجمه متون هندو، به زبان فارسی، باعث حفظ و انتقال فرهنگی آنان نیز گشت.
و هندیها این شانس را هم داشتند که متعاقب رنسانس در اروپا، سلطه غرب بر هند، در دو سده پیش از استقلال هند در سال 1947 آغاز شد، و به ویژه حرکت انقلاب آزادیبخش هند علیه این سلطه، باعث شد، برخی از تیزی و گزندگی فرهنگ هندوئیسم نیز توسط غربیها، و بعدها توسط انقلابیونی همچون گاندی، امبادکار (نویسنده قانون اساسی هند) و... اصلاح شود، که از جمله آن سستتر شدن رسوم ظالمانه و ضد انسانی نظام طبقاتی، فرهنگ های ظالمانهایی مثل ساتی [2] و... بود، که از مواردی بودند که در دوره حاکمیت اسلام، غرب و سپس آزادیخواهان در هند، اصلاح گردیدند و...،
اما نهضت بازگشت به فرهنگ هندوئیسم، که با نوعی فاشیسم ملیگرایانه فرهنگی و نژادی همراه است، و حتی بازیابی نظام طبقاتی را به نظر میرسد که مد نظر دارد، از سال 1925، توسط رهبران سازمان بزرگ و گسترده و شبه نظامی RSS [3] و... رسما آغاز، و پی گرفته شد، کسانی که اکنون یکصدسالگی خیزش راستگرایانه خود را جشن گرفتهاند، در حالی که حاکمیت این کشور را توسط شاخه سیاسی خود، یعنی حزب مردم هند (BJP) در دست دارند، مهمترین اهداف آنان حاکمیت مجدد فرهنگ و آئین هندو، از طریق غیرزدایی (اسلام زدایی، و مسیحیت زدایی و...) است که در هجوم خود به هند، فرهنگ و دین هندو را در معرض خطر قرار دادهاند،
هندوئیسم خود را در حال مواجهه با تهاجم فرهنگی اسلام و بودیسم شرقی، و مسیحیت غربی، و اصلاح طلبان داخلی همچون بودیسم میبیند، از این رو، مبارزه با مظاهر حضور این ادیان در خاک هندوها را شدید و رقیق، قانونی و غیرقانونی و... پی گرفته است، اوج مبارزه با اسلام در هند، در نبرد هند با پاکستان بر سر سرزمینهای مسلمان نشین شبه قاره، و مبارزه با بودیسم که به پاک کردن هند از حضور موثر بودائیان انجامید، و بودائیان را به عمق سرزمینهای شرق و جنوب شرق آسیا متواری کردند، و مبارزه با مسیحیت نیز، که هجوم خزنده خود را از طریق گروههای تبشیری در هند دنبال میکند، که به گسترش مسیحیت در بین جامعه ظلمزده (هندو در تقسیم طبقاتی آن) منجر شده، دنبال میشود،
خودخواهی ارباب معابد که خود را صاحب و راهنمای توده مردم، و نماینده ویژه خدایان در زمین میدانند، که در دین هندو، برهمنان (و یا همان موبدان) که کل خلقت انسانها را به سان بدن انسان میبینند، و انسانها را بر اساس حرفه آنان، به اعضای این بدن تقسیم میکنند، و از قضا خود را به مهمترین ارگان این تن انسانی، یعنی سر آن منتسب کرده، و در نظر گرفته و میدانند، و همان نقش را هم برای خود در بین دیگران قائلند.
اینان همچون دیگر ارباب معابد در دیگر ادیان، عدد پیروان آئین هندو را، نشانه عزت دینی خود تلقی کرده، خروج آنان را از این آئین، شکست خدای خود دانسته، و خود را مامور به حفظ عدد پیروان و افزایش آن میدانند، و طبقه روحانیت هندو، خود را به سان چوپانانی میبیینند که، رمههای بزرگ و پر تعدادشان، نشانه حقانیت، شکوه و ثروت آنان است، و بسیار مراقبند که از عدد رمه آنان کاسته نشود، و بلکه افزوده گردد.
از این رو آزادی و اختیار انسانها در پذیرش اعتقاد، ایده و ادیان دیگر را، قربانی هوای نفس خود کرده، به بهانه مبارزه با تهاجم فرهنگی رقیب، انسانهای تحت سلطه خود را به بردگی و اسارت برده، هرگونه تغییر فرهنگ و دین را منافی جایگاه و اهداف خود دیده، و به مبارزه با آن بر میخیزند،
در حالی که در ظهور ایدههای جدید، فرهنگ منحط آنان اصلاح میگردد، همچنانکه در دوره حاکمیت مسلمانان، هندِ متکثر و هزار فرقه، ثروتمندترین کشور دنیا بود، و در دوره استعمار و حاکمیت بریتانیا بر هند، گرچه این ثروت گرد آمده در زمان پارسیگویان مسلمان حاکم بر هند، به تاراج رفت، و فقیر و گرسنه، در سال 1947 وارد دوره آزادی شدند، اما صنعت و سیستم حکومتی جمهوری متکثر، سکولار و سوسیال بر جای ماند، که علاوه بر مبارزه با مظاهر ضد انسانی فرهنگ هندو، از جمله نظام طبقاتی و رسومی همچون ساتی و... اصلاحات رشک برانگیزی در این کشور صورت داد، به طوری که سیستم دمکراسی پارلمانی آنان امروز رشک برانگیز برای ملت های دچار دیکتاتوری در منطقه، و پیشرو بوده، هند را در مسیر پیشرفت و ترقی قرار داده است.
و حال کسانی پیدا شده اند که کوس بازگشت میزنند! و علائم بازسازی نظام طبقاتی، جور و ظلم بردگی اعتقادی و جبر دینی را با تعدی علیه حقوق دیگران دنبال میکنند، اماکن دینی دیگران را ویران، بر خرابههای آن معابد خود را دوباره میسازند، اقلیتها را از حقوق اولیه ساقط کرده، به شهروندان درجه دوم تبدیل کرده، تا در اثر فشار اجتماعی، بلکه آنان را به دین آبا و اجدادی خود، یعنی هندوئیسم باز گردانند، و باقی آنان که به هندوئیسم نَگِروند را، به جرم ناپاک بودن از دین ملی، از سرزمین مقدس هندوها بیرون کنند و...
از این نظر است که شعار مبارزه با تهاجم فرهنگی توسط این نوع فاشیسم مذهبی، نژادی و فرهنگی، تنها معنی بلند کردن دیوارهای اسارت مذهبی دارد، که حرکت انسانها را، در مسیر انتخاب آزادانه و اختیار خدادادی آنان سلب کرده، در دایره دین رسمی، حفظ مینماید.
مطلبی که ترجمه شده است، از سایت اورگانایزر، ارگان مطبوعاتی سازمان RSS در هند است، که گروهی مادر، از مجموعهایی بزرگ از ملیگرایان هندوست، که نوعی فاشیسم مذهبی، نژادی و فرهنگی را در هند دنبال میکنند.
لازم به ذکر است، برای یک ایرانی چنین نبردی در هند دو سر باخت خواهد بود، چرا که ضربه به هندوئیسم، ضربه به محتوای فکری و فرهنگی برادری دو قلو است، که قُل ایرانی آن پیش از این ذبح شده، و از بین رفته است، و نشانههای فرهنگ زرتشت را در قُل دیگر آن، یعنی هندوئیسم میتوان دید و مطالعه کرد؛ از سوی دیگر، هندوها با مسلمانان هند، به عنوان بزرگترین اقلیت مهاجم، در یک مبارزه فراگیر قرار دارند، نابودی مسلمانان هند نیز نابودی ایران و ایرانیت خواهد بود.
چرا که اسلام هند، سرریز ایران فرهنگی در هند است، و صدها سال، معماری، ادبیات، فرهنگ ایران، در زبان و منش مسلمانان هند موج میزند، و آنچه ایرانِ تحت سلطه اعراب نتوانست در خود حفظ کند، هندیهای مسلمان در صنایع دستی، فرهنگ معنوی و عرفانی، معماری و منش و رسوم زندگی خود حفظ کردهاند،
به عنوان نمونه، گروه عرفانی میرسید علی همدانی [4] که با ششصد مرید و همراه خود از همدان ایران، به مناطق کوهستانی کشمیر مهاجرت کردند، گروه بزرگی از مشاغل و حرفهها ایرانی را به هند بردند و رواج دادند، که اکنون نیز در هند زنده است و دنبال میشود، در حالیکه در سرزمین مادری، این حرفهها و صنایع، مرده و به خاک سپرده شده است، و اثری از آن در همدان نمیتوان دید، حال آنکه صنعت کاغذ فشرده، در کشمیر همچنان به عنوان میراث همدانی، و در اتارپرادش به عنوان ظروف فلزی خیامی زنده است و بالنده؛ و برای مردم هند ثروت و صادرات به ارمغان میآورد و...،
نقاشی مینیاتور، شعر و لغت و اندیشه فارسی، عرفان ایران در حد وسیعی توسط حکومتهای پارسیگوی گورکانی و... در هند پرورش یافت و همچنان باقیست، که گنجینهایی بی نظیر از ایران بزرگ فرهنگی و تمدنی است که هند در کالبد خود حفظ کرده است، بزرگترین جمعیت زرتشتیان ایرانی، که با هجوم خلفای اسلامی، از مناطق طبرستان و... به هند مهاجرت کردند، تا خود و دین و آئین خود را از خطر نجات دهند، امروز بزرگترین کُلونی جمعیتی هموطنان زرتشتی ما در جهان است، که در هند ادامه حیات دادهاند.
باعث شرم است که چنین وسعت جمعیتی از زرتشتیان، حتی در سرزمین آبا و اجدادی آنان، در فلات تمدنی ایران، دیده نمیشود، اما برادران هندوی ما، چنان وسعت عملی به این برادران نژادی (آریایی) و فرهنگی خود دادهاند که این ایرانیان، اکنون صاحب بزرگترین صنایع و تجارت هند میباشند، دستان با کفایت زرتشتیان ایرانی (که به پارسیان هند مشهورند) نسبت به تاسیس و اداره کمپانیهایی بزرگ تولید همچون تاتا، گودریج و... خود را نشان داده است، اینان موسس سیستم راه آهن، صنعت هسته ایی، سیستم دانشگاهی پیشرو و... در هند بوده، و از این نظر هند مدیون زرتشتیان است، همانگونه که زرتشتیان بقای خود را مدیون هند هستند.
اینگونه است که یک ایرانی آگاه به تاریخ خود، نه خواهان نابودی مسلمانانِ هند، و نه خواهان نابودی هندوها، و فرهنگ هندویی خواهد بود، چرا که هر دو از نژاد و فرهنگی با یک منشا، به ایران گره میخورند. اما چه میشود کرد، راستگرایان هندو در سازمان RSS و شاخه سیاسی آن حزب BJP برای حراست از فرهنگ هندویی، دست به خشونت و فشار علیه دیگران زدهاند، و به تحمیل و اجبار دینی و فرهنگی روی آورده اند.
و در دنیایی که ارباب معابد، عدد پیروان خود را، مبنا و پایهی حقانیت خود قرار دادهاند، و کمتر به وجه انسانسازی ایدهها توجه دارند، فشار خود را به کسانی که مکتب هندو را رها میکنند، افزایش داده، و سعی دارند به اسم مبارزه با تهاجم فرهنگی غرب (مسیحیت) و شرق (اسلام، بودیسم و...) دیگر اقلیتها را سرکوب کنند، با این مقدمه تلخ و شیرین به ترجمه یک متن خبری کوتاه، از فعالیت راستگرایان هندو برای حفظ عدد جمعیتی خود، می پردازم.
اما باید توجه داشت که دین و آئینی که یک حکومت، با تمام نیروهای دولتی و شبه دولتی، با فشار و بسیج تدابیر حکومتی، و گروههای سیاسی فشار وابسته، عدد جمعیتی خود را حفظ کند، محرز است که با بحران استدلال وجودی، و ناکارامدی مفهومی مواجه است، که اینگونه حفظ و سرپا نگه داشته میشود،»
تهران - شنبه 24 آبانماه 1404 برابر با 15 نوامبر 2025
بازگشت به خانه: 115 تن از جامعه قبایلی [5] منطقه کبیردام ایالت چتیسگر به هندوئیسم بازگشتند[6]
خانم باوانا بوهرا (نماینده مجلس ایالتی، از حزب مردم هند) [7] عنوان داشت، این تلاشها باعث حفظ فرهنگ باستانی و اعتقادات مذهبی مردم ایالت خواهد شد.
Nov 12, 2025 (20 آبان 1404)

باوانا بوهرا و دیگران، در حال شستن پای بازگشت کنندگان به آئین هندو
منبع عکس: ANI
رایپور [8] : بیشتر از صد تن از مردم بخش پانداریا در کبیردام ایالت چتیسگر به هندوئیسم [9] تغییر دین دادند. بازگشت کنندگان در مراسم "بازگشت به خانه" [10] که در روز 11 نوامبر (2025) در روستای "نئور" برگزار شد، به سنت و اعتقاد اعقاب خود بازگشتند. تمام این 115 تن از جامعه قبایلی بودند که تحت برنامه "Sanskriti Gaurav Sammellan Evam Abhinandan Samaroh " به حقیقت یکتای [11] خود بازگشتند. آنان کسانی بودند که بازگشتی به آنچه داشتند، که از آن روی برگردانده بودند، و به مذاهب دیگر گرویده بودند. تمام این 41 خانوار، توسط نماینده مجلس ایالتی از حزب BJP، خانم باوانا بوهرا و دیگران با مراسم شستن پایشان، همراهی و خوش آمد گفته شدند، تا به دین اصیل و آبا و اجدادی خود باز گردند.
"کبیردام، چتیسگر: ۱۱۵ روستایی قبیلهای از مناطق جنگلی از مسیحیت به ساناتان دارما بازگشتند. باوانا بوهرا، نماینده مجلس از حزب بهاراتیا جاناتا، با شستن پاهایشان از آنها استقبال کرد؛ گفت برخی قبایل را از طریق کتابهای عهد جدید (انجیل) فریب میدهند، تا فرهنگ آنان را به بیراهه برند."
این مطلب را نماینده قانونگذاری از حزب BJP در شبکه X (ایکس و یا توئیتر سابق) [12] به اشتراک گذاشت که "فرهنگ قبیلگی، تمدن و هویت میراث ماست."
بوهرا نوشت : « 115 نفر از جامعه قبیلگی، در اثر برنامه "بازگشت به خانه" در منطقه ونانچال به راه راست هدایت شدند و به اعتقاد اصیل خود دوباره بازگردانده شدند، و به ریشههای فرهنگ خودشان دوباره متصل شدند.»
او اضافه کرد : «در این مراسم، پاهای آنان شسته شد، و خوش آمد گفته شدند، و اعضای خانوادههای قبیلگی در روستاهای Neur, Amania, Amlitola, Mahidabra, Khairahapara, Dafrapani, Damgarh, Sarapani و Birhuldih در این برنامهی "بازگشت به خانه" هدایت شدند.»
بوهرا اشاره داشت که اینگونه تلاشها برای حفظ فرهنگ و مذهب ایالت صورت میگیرد.
بوهرا همچنین از نخست وزیر (نارندرا) مودی و سروزیر ایالت چتیسگر (ویشنو دیو سای) به خاطر طرحهای رفاهی با هدف ارتقاء، خدمت و توسعه جوامع قبیلهای تقدیر کرد و اظهار داشت که این تلاشهای انجام شده توسط آنان، باعث کسب هویت جدید، برای جامعه قبیلگی در جهان شده است.
بیشتر در مورد برنامه "بازگشت به خانه" بخوانید : « 240 خانواده در چتیسگر به هندوئیسم گرویدند»
او اشاره داشت که تنها در منطه پانداریا بیشتر از 3000 نفر تحت برنامه نخست وزیر برای خانهدار کردن جویندگان مسکن [13]، صاحب خانه شدهاند. این رهبر حزب BJP عنوان داشت که "بیش از ۱۰۰ کیلومتر جاده آسفالته ساخته شده است و اعضای جامعه مذکور دیگر مجبور نیستند برای آوردن آب مسافت زیادی را طی کنند، زیرا آب آشامیدنی تمیز به همراه برق و دیگر مزایای رفاه دولتی به آنها تحویل داده میشود.»
او تاکید کرد که «این وظیفه ماست که از فرهنگ قبایلی خود محافظت کنیم که از آب، جنگل، و زمین محافظت میکند، و تلاشهای ما در این زمینه بدون وقفه ادامه خواهد یافت.»
لازم به ذکر است که بخشهایی از مناطق با اکثریت قبایلی، مدتهاست که تحت تأثیر فعالیتهای مرتبط با تغییر دین از طریق افرادی از جوامع قبیلهای قرار گرفتهاند، و عدهایی اغلب به خیابانها میآیند تا علیه فعالیتهای غیرقانونی تغییر دین اعتراض کنند [14] و خواستار حذف مزایای عضویت در جامعه قبیلهایی توسط کسانیاند که دین دیگری را پذیرفتهاند و هنوز از مزایایی که منحصراً برای این جامعه در نظر گرفته شده است، بهرهمند میشوند.[15]

یک مرد متعلق به اقلیت مسلمان هندی، در حال عبور از مقابل یک دیوار نگاره با محتوای رواداری مذهبی،
که نشان دهنده تنوع ادیان در هند است، و با نام آنان (هندوئیسم، جینیسم، بودیسم، سیکیسم، اسلام، مسیحیت)
و با حروف مشترکی از این ادیان، در یک وحدت، کلمه "هند" را ساختهاند
[1] - امپراتوری گورکانی یا گورکانیان هند که در ادبیات غرب با عنوان مغولان کبیر هند نیز شناخته میشود، یک امپراتوری ترکی-مغولی، مسلمان و با فرهنگ ترکی-ایرانی و فرهنگ هندوپارسی در دوران تاریخی عصر جدید اولیه در شبهقاره هند بود. این دولت که برای بیش از سه سده بر مناطق وسیعی در جنوب آسیا فرمان راند، در سال ۱۵۲۶ میلادی توسط بابر که از نوادگان امیر تیمور بود بنیان گذاشته شد. بابر، یکی از شاهزادگان تیموری، با پشتیبانی صفویان و عثمانی در جهت تضعیف سلطان دهلی، ابراهیم لودی، به جنوب آسیا لشکر کشید و در نبرد نخست پانیپت دولت دهلی را به سختی شکست داد و بر شمال هند مسلط شد. با این حال، ظهور گورکانیان بهعنوان یک قدرت منطقهای، حدوداً در سال ۱۶۰۰ میلادی و در دوران اکبر کبیر، نوهٔ بابر، روی داد. امپراتوری وسیع اکبر تا پایان حکومت اورنگزیب، آخرین پادشاه بزرگ گورکانی، پا بر جا ماند و پس از مرگ او در ۱۷۰۷ میلادی، زوال آنان آغاز شد. گورکانیان در سال ۱۷۳۹ میلادی به سختی از نادرشاه در نبرد کرنال شکست خوردند که این مسئله عملاً زمینهساز سقوط نهایی آنان شد و سرانجام رفته رفته تمام قلمروی گورکانیان توسط کمپانی هند شرقی تصرف گردید. پس از شورشهای سال ۱۸۵۷، امپراتوری بریتانیا رسماً دولت گورکانی را منحل کرد و حکومت شبهقاره به راج بریتانیا واگذار شد.
[2] - رسم ساتی یک آیین مذهبی در میان جوامع هندی بود که در آن، زنی که شوهرش را به تازگی از دست داده بود، در مراسم سوزاندن بدن شوهرش، خودش را آتش میزد و هر دو با هم در آتش سوزانده می شدند، یکی زنده و یکی مرده. در هند باستان این رسم اهمیت فرهنگی و دینی بسیاری داشت و نشانه وفاداری زن به شوهر تلقی میشد. هر چند بیشتر ساتیها به صورت داوطلبانه انجام میگرفت اما فشارهای خانوادگی و اجتماعی و اجبارها زن را به شرکت در این مراسم وا میداشت. رسم ساتی هم در بین زنان عادی و هم در بین زنان اشرافی رایج بود و یک فریضه دینی محسوب میشد. این سنت دینی از ۱۸۲۹م نادر و غیر قانونی اعلام شد
[3] - راشتریا سوایامسیوک سَنگْ به انگلیسی: Rashtriya Swayamsevak Sangh با سرواژهٔ آراساس به انگلیسی: RSS) «سازمان ملی داوطلبی» یا «سازمان ملی میهنپرستی») یک سازمان داوطلبی شبهنظامی، ملیگرای هندو و راستگرای هندی است که بهطور گسترده شاخهٔ عملیاتی حزب بهاراتیا جاناتا، حزب فعلی حاکم هند، شناخته میشود. آراساس رهبر شبکه بزرگی از سازمانها به نام «سنگه پریوار» است که در همه بخشهای جامعه هند حاضرند. با ۶ میلیون عضو بزرگترین سازمان غیردولتی در جهان است. این سازمان، حکم بسیج مردمی را دارد و از افراد داوطلب و میهنپرست تشکیل میشود که به باورهای پیش از حمله نادرشاه به هند که باعث ورود ادیان سامی به هندوستان شد، پایبند هستند. تحت فشارهای این گروه، مجلس هندوستان طرح جلوگیری از مهاجرت مسلمانان به هندوستان را اجراء کرد که از سال ۲۰۲۰ به بعد، هیچ مسلمانی نمیتواند به هندوستان مهاجرت کند
[4] - امیر سید علی بن شهاب (۲۲ اکتبر ۱۳۱۴ – ۱۸ ژانویه ۱۳۸۵) معروف به میر سید علی همدانی، قطب سلسله ذهبیه، عالم و شاعر ایرانی قرن هشتم و از مبلغان عمده اسلام در کشمیر هند و از بزرگان سلسله کبرویه بود. بیش از ۱۱۰ اثر به وی منسوب است. از وی به عنوان «امیر کبیر»، «شاه همدان» و «حضرت علی ثانی» نیز نام برده شده است. پدر وی حاکم همدان و از سادات حسینی بود. از او آثاری در علوم غریبه بهجای مانده است. وی را جد اعلای سید روحالله خمینی دانستهاند.
[5]- Tribal Community جامعه قبایلی از جمله جوامع عقب مانده جامعه هند است که در قانون به رسمیت شناخته شده، و قوانینی برای حمایت از این جامعه وضع شده است، یکی از این قوانین مراقبت از آنان در برابر تغییر مذهب است، که دستگاه قضایی هند روی تغییر دین این مردم بسیار حساس عمل کرده است، و سال گذشته دو کشیش مسیحی که روی ترویج مسیحیت در بین این جامعه فعال بودند را دستگیر و به زندان محکوم کرد، اما تغییر دین از اسلام، مسیحیت و... به آئین هندو خطی است که از سوی راستگرایان ملیگرا در حزب مردم هند (BJP) و سازمان ملیگرایان آر.اس.اس (RSS) و... دنبال می شود، تسلط راستگرایان بر ارکان قدرت در هند، مبانی قانون اساسی بازمانده از نهضت آزادیبخش مهاتما گاندی را سست کرده و کم کم آنرا از محتوا خارج می کند و حاکمیت هند در پی ترویج مبانی دینی هندوئیسم رفته و اقلیت ها را نابود و به سوی دین اکثریت باز می گرداند، و هندوئیسم به عنوان دین اکثریت مبنا می شود، یکی از ارزشهای اساسی قانون اساسی انقلابی و آزادیبخش هند، سکولاریسم و جدایی دین از دولت بود که با روی کار آمدن ملیگرایان هندو، اصل متکثر بودن جامعه، به محاق می رود و رسما ترویج و تحکیم دین هندو، به عنوان یک رویه در اولویت دست اندرکاران حاکمیت هند قرار میگیرد.
[6] - Ghar Wapsi: 115 people from tribal community revert to Sanatan fold in Kabirdham of Chhattisgarh.
[7] - خانم Bhawna Bohra نمانده حزب BJP در مجلس ایالتی @BhawnaBohrabjp
[8] - Raipur مرکز ایالت چتیسکر
[9] - Sanatan fold و یا Sanatan Dharma یک واژه سانسکریت است که میتوان آن را بعنوان "دین ماندگار" و یا "قانون مانا" ترجمه کرد که منظور همان آئین هندو است، که گفته می شود 15 هزار سال عمر دارد و قدیمی ترین نوشته های این فرهنگ مذهبی در کتاب های ودا و از جمله چهار کتاب ودای اصلی به جای مانده، که اشاره به روش، نژاد و نوعی زندگی خاص دارد، که در مسیر این فرهنگ، فرد به آزادی و بیداری دست مییابد (Moksha) و چرخه تناسخ رها می شود.
[10] - Ghar Wapsi (Returning Home) برنامهای برای تغییر مذهب به هندوئیسم (و تا حد کمتری، سیکیسم) از اسلام، مسیحیت و سایر ادیان در هند است که توسط هندوهای هندی انجام میشود. سازمانهایی مانند ویشوا هندو پریشاد (VHP) و راشتریا سوایمسواک سنگ (RSS) و همچنین در خارج از کشور مانند اندونزی. این اصطلاح به ایدئولوژی ملیگرایانه هندو برمیگردد که همه مردم هند از اجداد هندو هستند و از این رو، تغییر به هندوئیسم نوعی «بازگشت به خانه» به ریشههای اجدادی خود است این برنامه در سال ۲۰۱۴ به موضوع بحث عمومی تبدیل شد. یوگی آدیتیانات از حزب بهاراتیا جاناتا ادعا کرده است که این کمپین ادامه خواهد یافت مگر اینکه تغییر دین به ادیان دیگر در کشور به طور کلی ممنوع شود. ویشوا هندو پریشاد و راشتریا سوایمسواک سانگ چندین رویداد از این نوع را در ایالت های تلانگانا، آندرا پرادش، کرالا و گوا ترتیب دادند. و اینک در چتیسگر
[11] - Mool Dharma دین یکتا، یا حقیقت یکتا
[12] - pic.twitter.com/arOSk3vFQE — Treeni (@TheTreeni) November 11, 2025
[13] - Pradhan Mantri Awas Yojana
[14] - گروههای ملیگرای هندو به صورت سازمان یافته با مظاهر حضور ادیانی که از خارج از سرزمین هند، به داخل شبه قاره آمدهاند، مبارزه کرده و به حضور آنان اعتراض میکنند. با روی کار آمدن احزاب ملیگرا قوانینی در سطح ایالت ها برای غیر قانونی کردن تغییر دین تصویب کرده اند که هنوز در ابعاد ملی این قوانین به قدر کافی تصویب نشده است، از این لحاظ است که تغییر دین از هندوئیسم به دیگر ادیان را غیر قانونی اعلام میکنند، اما تغییر دین از دیگر ادیان به هندو کاملا قانونی و حتی ارزش تلقی میشود.
[15] - جامعه قبیلهای به عنوان یک جامعه عقب افتاده، در قانون اساسی هند، شامل مزایایی از جمله سهمیه کسب پست های اداری، دولتی و تحصیلی و... است که ملیگرایان، اعطای همین سهمیه را عامل فشار به کسانی قرار داده اند که از دین هندو خارج شده و به ادیان دیگر می گروند، و اعلام می کنند کسانی که دین خود را از آئین هندو تغییر دهند، این امتیازات اجتماعی را از دست خواهند داد، به واقع امتیازات اجتماعی که به واسطه عقب ماندگی این جامعه اعطا شده، به اهرم فشاری از سوی حکومت، برای منصرف کردن افراد از تغییر در دین تبدیل شده است.
پیشگفتار برگرداننده (تارنمای یادداشتهای بیمخاطب) :
پردههای نیرنگ و فریبِ استوانههای دو رویی، که در پرتو دانش و آگاهی، از پیشِ چشم آدمی کنار رود، و ترفندها رنگ ببازند، آدمیانِ خام شده، خواهند دید که، هرچند هماوردخواهیهای بیپایهی آئینها و اندیشهها، گوشها سپهر آسمانها را کَر میکند، و آنان خود را در داشتن پایههای قدرتمندِ لمیده بر دیوارهای خرد، دارا و دولتمند نشان میدهند، و چنان خود را یگانه و بیهمتا میبینند، که خود را جهانی دانسته، و برای زندگی تمام آدمیان خود را راهگشا نشان میدهند، اما در این سو، کشیدن دیوارهای بلند، پیرامونِ پیروانشان، کم کردن دسترسی آزاد آنان به چشمههای اندیشهی دیگر، و بستن زنجیرهای کلفت و سفت، بر پای پیروان، تا آنجا که آنان نتوانند، اگر پوشالیاشان یافتند، از آن آئین و اندیشه بگریزند، این خود نشان روشنی از سستی در بنیانِ اندیشهی نهفته در پس چنین آئینهایی است.
آئینها، اندیشهها و ایدئولوژیهای گوناگون و گستردهایی در جهان آدمی، که هر یک با پیشینههای دور و دراز، در زندگی آدمی پدید آمدهاند، و بیشتر آنان خود را از سرچشمه پدیده ایی دیرپا، بیآغاز و بیانجام، به نام زایشگر همه چیز، یعنی خدای بیهمتا میدانند، و رشته زایش خود را در دستان او میانگارند، خدایی که هر یک بر او نامی نهادهاند (برهما، یهو، مسیح، الله و...)، که وقتی در گفتارشان نیک بنگری خواهی دید که در بنمایه و درونمایه، همهی این نام، به راستی این یکتای بیهمتاست که خود را بیکم و کاست نشان میدهد، که تنها در نام، گونه گون، اما در درونمایه یکی هستند.
آئین ها، اندیشهها و ایدئولوژیهای فراگیر با صدها میلیون پیرو، باز هرگز این جُربزه را نداشته، تا به خود روادید دهند، تا پهنه دنیا را برای نمایشِ کاردانی، کارایی، شایستگی و چیرگی اندیشه خود باز کنند، و در کنار هم، در میدانی گسترده، یکدیگر را پذیرا باشند، و نشان دهند که به خود این مقدار، دل استوار و قوی میدارند، که در بازاری آزاد گردِ هم آیند، پا در میدان و پهنه ایی آزاد بگذارند، تا داشتهها و نداشتهها، لنگیها و پر بودنهایشان را به گفتمانی آزاد بسپارند، رخ به اندیشه و چشمان بشر کِشند، و آدمی را نیز آزاد بگذارند، تا در بازاری آزاد، پر از دکانهای جورواجور، بده و بستانِ اندیشه راه اندازد، تا آدمی ببیند، بشنود، و بگزیند. بازاری که در آن، گفتمانی از خوبیها و بدیهای هر اندیشه و آئین جاری باشد، تا بگویند و بشنوند، تا توانِ گزینشی سزاوار یابند.
آئینها و اندیشههایی چنین گسترده، اما در اولین قدم، دل و دست به ماناییاشان چنان ترسان و لرزان میشود، که به دور خود و پیروانِشان مرزهایی استوار و بلند، دیدنی و نادیدنی میکشند، تا آمد و شدها را، به پایشی بیپایان کشیده، تا مبادا آدمی بدون پروانهی نیایشگاهداران، آئین سالاران و میداندارانِ هر اندیشهایی، آمد و شدی آزاد داشته باشد، بر مردابِشان تکانی اندازد، و هر آمد و شدی، تنها با پروانه آنان شدنی شود.
خود سزاواراِنگاران که سزیدن، شایستگی و برازندگی را به تمام، در خود، آئین، و اندیشه خود میانگارند، میدانداری را تنها سزاوار خود میبینند، و همین بیماری تراژیکیست که دامنگیر بسیاری از آئینها و اندیشهها شده، بیشتر اندیشمندان ایدئولوژیک را، در گرداب خودبرتر بینیهای بیپایه و بیبنیان فرو برده است. شگفت آنکه پدید آمدن پی در پی آئینها و اندیشههای گونه گون، در درازای زندگی آدمی، خود گویای ریشهی سست، ناکارآمد، نارسا، نیمهکاره، ناآزموده، و کاستیمندانهی چنین اندیشههاییست.
آئین و اندیشههایی که در راه گرهگشایی از زندگی آدمی ناکارآمد بوده، به ناچار به گوشههای پایان، خزانیده و به پسرفت واداشته خواهد شد، و ناتوانی و ناکامی بسیاری از آنان، در برخورد با چالشِ زندگیِ آدمی، نشان میدهد، که در هنگامهها، راهگشا نبوده اند، از این رو آدمی نیز دریافته است، که این اندیشه و یا آئین را باید به کناری نهاده، آئین و اندیشهایی دیگر را به میان کشید و...، که همین به ناچار راه را بر دیگران باز کرد، اما این رشته آمد و شدِ آئینها و اندیشههای گوناگون، که رشتهایی دیرینه و دیرپاست، دستآویزی نگردید تا بسیاری از آنان ناکارآمدی، و یا لنگی کار خود را بپذیرند، و در گفتمان خود، دگرگونی دهند، و به پیروان خود، این گزینه را بدهند که در مسیر اندیشههای دیگر قرار گیرند، تا بلکه آئین و اندیشه دیگری را، برای گشودن گره چالش زندگیِ لنگِ خود بیابند.
آئینها و اندیشهها، همواره تنها خود را، یگانه راه رسیدن آدمی به خواستگاه بهروزی، خوشبختی، نیکبختی دانسته، میدانداری را تنها سزاوار خود میداند، و آدمی را از اندیشه و تلاش اندیشمندانه بینیاز دانسته، و تنها راه نیکنامی را، در پشتگرمی و پذیرش خود میدانند، و اینکه نیاز نیست آدمی تلاشی اندیشمندانه داشته باشد، و یا اگر داشت، نباید راههای دستیابی دیگری را بازگشایی، و یا بگزیند.
چنین اندیشه زیادهخواهی هرگز نمیپذیرد که برای دستیابی به چنین پهنه بدون بیم و آزادی، نیاز است، که آدمی بر آنچه که راست و درست یافت، دست اندازد و بر آن پای فشارد، و همهی آئینها و اندیشهها در بازار آزاد اندیشه و آئین، خود را بنمایانند تا بلکه درست از نادرست شناخته شود. تنها راه آن نیز این است که پیروان آئینهای گوناگون، دست از اندیشههای خودخواهانه خود بردارند، و اجازه دهند آزادی، میدان اندیشه ورزی را باز نگه دارد، تا شاید این خواسته بدست آید.
اما گویا با این مقدار که از رویش و افزایش، که در تراز اندیشه و رفتار آدمی پدید آمده است، هنوز هم از این خواستگاه پایهایی و بایسته، برای پیدایش و آشکار شدن آدمیت، به دوریم، که خودخواهان و بیشخواهان، میدانی به آدمی نمیسپارند، تا آنچه درست میبیند و میپندارد را بنمایاند و پدیدار نماید. آئینها و اندیشهها به روشی دردآور و زورگویانه، بازاری خودویژهانگارانه، یکهتازانه و گسترده، در پس دیوارهایی سختگذرِ پر از سیم خاردارهای خونینکننده، مینهند و میخواهند تا مانایی خود را در پناه زورمداری خود، نگه دارند.
و این تنها هراسِ از دست دادن میدان است، که خود نشان از سستی و بیپایگی در اندیشه و آئینی است که خود را در پس دیوارهای زور خود نگه میدارد و در پس آن، زیستی آبخوستی و جزیرهایی دارد، چراکه دنبالهروهای خود را با زور، وادار به ماندن در زندانهای بزرگی میکند، و هر چه سستیدر پایههای اندیشهاش نمایانتر میشود، اندیشناکتر شده، هر روزه بر این زندان دیوارهایی بلندتر میسازند، و هر سخن ناچسب را، برآشفتنی سختتر، در پی دارد، دگراندیشان را غیر پنداشته، میداندار نمیخواهند، و نابود میکنند، چراکه در بود آنان، مانایی اندیشهی پوشالی خود را در خطر خواهند دید، و این دریافتنِ لقی و لرزانی در پایه و بنیان است، که دیوارها را بلندتر، دسترسیها را کوتاهتر، و زنجیرهای بردگی و به بند شدنِ آدمی را کلفتتر میکند.
گزارشی که میآید، برگردان نوشتاری است که به برخورد میدانداران هندو اشاره دارد، که هنجار می نویسند تا کسی را یارای گزیدن آئینی، به غیر از آئین نیاکانشان نباشد، کسی از درستی اندیشهایی که آن را درست انگاشته است، نگوید، تا دلی بِرُباید، و به آئین و اندیشه ای دگر در آورد و...،

تغییر دین زیر فشار و تحمیل، تغییر دین نیست، بلکه بزدلی است
مهاتما گاندی رهبر آزادیخواهان هند
زن و شوهر کرالایی به دلیل تلاش برای دگرگونی آئین روستائیان دالیت به آئین عیسایی،
در ایالت اوتارپرادش، به پنج سال زندان محکوم شدند [1]
گزارشگر : عمر رشید [2]
این شرایط زمانی رخ داد که بعد از شانزده ماه پس از رد وثیقه به دادگاه عالی الله آباد، مشخص شد که کارهای این جفت اهل ایالت کرالا از جمله تبلیغ آئین عیسایی، دادن انجیل، دادن انگیزه به کودکان برای آموختن، برپایی نشست از سوی روستائیان و...، گیرایی بایسته برای دگرگونی آئین در آنان فراهم نکرده است.
دهلی نو: دادگاهی در ایالت شمالی اوتارپرادش هند، زن و شوهر اهل ایالت جنوبی کرالا را، به اتهام تلاش برای دگرگونی آئین هندویی دالیتها [3] به مسیحیت، به پنج سال زندان محکوم کرد. پرونده مجرمانه ایی که در سال 2023 به دنبال دادخواست یکی از وابستگان به حزب حاکم مردم هند (BJP) [4] در این ایالت در دادگاه مطرح شد.
قابل توجه اینکه دادگاه ویژه منطقه "آمبدکارنگر" در حالی این جفت را محکوم کرد که، شانزده ماه پیش، دادگاه عالی الله آباد بنا بر اینکه دادخواه این پرونده (رهبر محلی BJP) در تسلیم این دادخواست، فرد زیاندیده نیست، از این رو نمیتواند برای این دادخواهی شایسته باشد، این زن و شوهر را بر پایه «قانون ضد تغییر دین در ایالت اوتارپرادش» [5] محکوم کرد.
رسانه وایر رونوشتی از حکم بیست و دو صفحه ایی دادگاه امبادکارنگر را در اختیار دارد.
در 22 ژانویه 2025 آقای رام ویلاس سینگ [6] قاضی ویژه قانون (SC/ST)، آقای خوزه پاپچن [7] و همسرش شیجا [8] را به پنج سال حبس، و هر کدام را به بیست و پنج هزار روپیه، جریمه نقدی محکوم کرد. این محکومیت بر اساس بند 5 (1) قانون ایالتی «غیرقانونی اعلام شدن تغییر دین و آئین، در ایالت اوتارپرداش»، مصوب سال 2021 صورت پذیرفت.
قاضی سینگ این زن و شوهر را به دلیل القای دالیتهای فقیر روستای "شاهپور فیروز"، در "آمبدکارنگر" در شرق ایالت "اوتارپرادش"، برای گردهم آوردن آنان در مراسم «دعا و نیایش گروهی مسیحیان» و تغییر آئین آنان از هندو به مسیحیت مجرم شناخت.
دادگاه گفت که این زوج درسهایی از انجیل (کتاب مقدس مسیحیان) میدادند، در مورد عیسی مسیح تبلیغ میکردند، کتاب های مذهبی توزیع میکردند، گردآوری اعانه در اعیاد و در کریسمس ترتیب میدادند و به دالیتها پول و سایر جذابیت ها را ارائه میکردند، و از آنها میخواستند که از عیسی مسیح پیروی کنند، تا آئین آنان را از هندو به مسیحیت تغییر دهند.
پاپچن و شیجا که در ایالت مادیاپرادش هند زندگی میکنند و اصالت آنان به ایالت کرالا در جنوب هند باز میگردد، نتوانستند چرایی حضور خود در این روستا را در برابر دادگاه توجیه کنند.
این دادخواست در ژانویه 2023 در ایستگاه پلیس جلالپور ثبت شد، بعد از آنکه چاندریکا پراساد منشی حزب BJP در منطقه، پاپچن و شیجا را متهم کرد که از باستی دالیتها در شاهپور فیروز دیدار میکنند. آنها از خانه ویفلا، یک زن متعلق به جامعه دالیت دیدن میکردند، جایی که برای تبدیل روستاییان دالیت هندو به مسیحیت، در آنجا جمع میشدند، و اندیشه اغواگرانه خود را به مردم ارائه میکردند. خود پراساد نیز به جامعه دالیت تعلق دارد.
این جفت متهم هستند که کتابهای آئین مسیحیت را توزیع میکردند، از انجیل برای مردم میخواندند، و از زندگی مسیح برای آنان میگفتند. چند روز قبل از این که این دادخواست علیه آنان مطرح شود، آنان غذا و شیرینی در بین مردم محلی تقسیم کرده بودند، و کیک جشن کریسمس را بریده بودند.
جدای از اتهام تغییر مذهب غیرقانونی، این زن و شوهر همچنین تحت قانون "جلوگیری از خشونت برنامه ریزی شده علیه کاست و قبیله" مصوب سال 1989 نیز محکوم شدند.
بیانیه روستائیان
هنگام محکوم کردن این زن و شوهر، قاضی سینگ به اظهارات حداقل شش زن دالیت (که همگی بیسواد بودند)، پراساد مسئول دفتر BJP (ساکن محله لاوکش)، و سه پلیس اشاره کرد، و آنرا در نظر گرفت. خانم ویفلا در بیانیه خود به دادگاه گفت که پاپچن و شیجا برای ارائه موعظه به او و خانواده اش، به خانهاش میآمدهاند. ویفلا گفت که آنها کتابهایی از طرف یک کلیسای محلی برای او میآوردند، « به خانه ما میآمدند و به ما آموزههای خوبی میآموختند، که مشروب الکلی نخوریم و در درگیریها محلی شرکت نکنم و...» او ادامه داد که از همسایهها میخواسته است که در هنگام حضور آنها، به منزل او بیایند و پاپچن و شیجا برای آنها از انجیل میخواندند، از مسیح میگفتند و از حاضرین میخواستند که از مسیح پیروی کنند.
مانجو دیگر زن دالیت در شهادت خود در دادگاه گفت که به دعوت وی، در نمازخانه منزل ویفلا شرکت میکرد. او گفت که پاپچن و شیجا برای تبلیغ مسیحیت به آنجا میآیند و از روستاییان میخواهند که به عیسی نماز بگذارند. مانجو اما افزود که این زوج از روستاییان میخواهند که بر آموختن و زندگی دوستانه تمرکز کنند، و کتابها و نسخههایی را به صورت رایگان در اختیار آنها گذاشتند. مانجو، مدعی شد این موضوع را به صورت تلفنی به منشی منطقهایی حزب BJP، پراساد، نیز اطلاع داده است، و گفت که این زوج از مردم محلی میخواهند که از عیسی مسیح و مسیحیت پیروی کنند.
تقریباً همه شاهدان در شهادت ارائه شده توسط دادستان اذعان داشتند که این زوج کرالایی درسهای خوبی به آنها و فرزندانشان دادهاند. با این حال، قاضی بر بخشهایی از گفتههای آنها تأکید کرد که، در آن آنها گفتند که این زوج از آنها میخواهند که از عیسی پیروی کنند و او را ستایش کنند.
طبق بند 2 قانون «جلوگیری از تغییر دین در ایالت اوتارپردادش»، تطمیع و اغواگری به معنا، و یا شامل ارائه هرگونه وسوسه به صورت هدیه، پول آسان، اهدا، سود مادی (اعم از نقدی یا غیر نقدی)، اعطای کار، اعطای امکان تحصیل رایگان در مدرسه معتبر، توسط هر یک از اعضای مذهبی، ارایه سبک بهتر زندگی، یا عرضه مشوقهایی برای دوری نارضایتی الهی میباشد.
یک روستایی دیگر به نام خانم سورمانی نیز گفت، که این زن و شوهر «آموزههای خوبی» را به آنان و کودکان شان ارائه کردند. او گفت که آنان به روستائیان میگفتند که مسیح خداوند فناناپذیر است.
خانم روشنی گفت، که این زن و شوهر یک تصویر تقویمی از مسیح به او هدیه کردند و از او خواستند که از آئین مسیح پیروی کند.
آنجانی تنها شاهد این پرونده بود که صریح این زوج را متهم کرد که برای تبدیل کردنشان به مسیحی، به آنها پول و جذابیتهای مالی ارائه دادهاند. او گفت که این زوج به فرزندانش آموزش میدهند و از او میخواهند که از عیسی پیروی کند و به او دعا کند و از عیسی به عنوان خدای خود یاد کند. «ما بیسوادیم، از این رو آنها از بیسوادی ما بهره بردند و تلاش کردند تا ما را پیرو مسیح سازند.»
قاضی سینگ، پاپچن و شیجا را از اتهام دوم یعنی سو استفاده از قربانیان ادعایی در تغییر مذهب مبنی بر موضوع کاستها (طبقات هندویی) و قبیله ها تبرئه کرد.
فرمان دادگاه عالی الله آباد
در 6 سپتامبر 2023 قاضی شمیم احمد، از دادگاه الله آباد (دادگاه عالی ایالت اوتارپرادش)، حکم دادگاه بدوی را لغو کرد و به پاپچن و شیجا وثیقه اعطا کرد. قاضی احمد خاطرنشان کرده بود که ارائه آموزههای خوب، توزیع کتاب مقدس، تشویق کودکان به تحصیل، سازماندهی اجتماع روستاییان، جمعآوری اعانه، دستور دادن به روستاییان برای عدم مشاجره و مصرف نکردن مشروبات الکلی، شامل موارد اغواگری حساب نمیشوند. قاضی احمد همچنین حکم داد که این شکایت از سوی فرد شایسته ایی طبق این قانون، ارایه نشده است. چرا که بند 4 قانون 2021 می گوید که "هر شخص آسیب دیده، والدین، برادر، خواهر یا هر شخص دیگری که از طریق خون، ازدواج یا فرزندخواندگی با او مرتبط است" صلاحیت ارائه دادخواست (FIR) تحت این قانون را دارد. این در حالی است که این عضو حزب BJP، یعنی چاندریکا پراساد در هیچکدام از این موارد در این پرونده نمیگنجد، تا ذیل چنین قانونی دادخواست دهد.
«عبارت "هر شخص آسیب دیده" در ابتدای این قانون را میتوان به معنای "هر شخص" تفسیر کرد، بهویژه که هیچ مادهای در قانون I.P.C وجود ندارد. یا Cr.P.C.، که هر شخص را از ارائه دادخواست در مورد جرم قابل تشخیص بازدارد. با این حال، عبارت "هر فرد آسیب دیده" با دستهی بعدی از واژههای آمده، که در این بند، یعنی پدر و مادر او، برادر، خواهر یا خویشاوندان خونی یا ناشی ازدواج و فرزندخواندگی را شامل است.
قاضی احمد بیان داشت بنابراین، عبارت "هر فرد آسیب دیده"، اگرچه خود بخود بسیار گسترده است. اما دامنه این اصطلاح با دستهبندیهای بعدی، کاملاً کاهش مییابد، و بنابراین باید گفت که "هر فرد آسیب دیده"، یک شخص خواهد بود، یا شخصاً از تغییر متقلبانه آئین خود آسیب دیده است، خواه به صورت فردی آسیب دیده باشد یا در مراسم تغییر آئین، به صورت دسته جمعی آسیب ببیند.
[1] - منتشر شده در بخش فرقه گرایی رسانه وایر (The Wire) Keralite Couple in UP Get 5 Years in Jail for 'Converting' Dalit Villagers to Christianity
[2] - Omar Rashid
[3] - توده بزرگی از جامعه هندو که نجس انگاشته شده و از محرومترین اقشار جامعه طبقاتی هندو می باشند.
[4] - Bharatiya Janata Party حزب مردم هند که چند دهه است که قدرت را در هند در دست دارد، نخست وزیر هند نارندرا مودی از اعضای آن می باشد، و معتقد به احیای هندوئیسم است،
[5] - The Uttar Pradesh Prohibition of Unlawful Conversion of Religion Act, 2021
[6] - Ram Vilas Singh
[7] - Jose Papachen
[8] - Sheeja
هفدهم دیماه 1403، هیمالیا [1] و یا بام دنیا سخت لرزید [2]، مثل تمام زلزلههای ویرانگری که زندگیها را نابود، و انسانها را به کام مرگ میبرد، و یا به داغ عزیزانش می نشاند؛ هیمالیا مرکز لرزش های بزرگی است که هر از گاهی تن این مردمِ بلند مرتبه نشین و صبور را میلرزاند. زلزلههای چند سال اخیر در پاکستان، هند، نپال و اینک در تبت، از هیمالیا نشینان کشتارها کرده است.
در هیمالیا، حرکتی که در پوسته زمین، از میلیون ها سال قبل آغاز شده، هنوز به سمت شمال، به وجه محسوسی ادامه دارد، و ارتفاع چکادهای چند هزارمتری هیمالیا همچنان بلند و بلندتر میشود؛ و مردمانی که بر آن زندگی میکنند، بیقراری زمینِ زیرپای خود را، با آرامشی که در درون خود ایجاد میکنند، قابل تحمل میسازند، زندگی در هیمالیا همواره با رنجی توان فرسا همراه بوده و هست، که شرایط زیست محیطی بر مردمانش تحمیل میکند، رنجی که از تولد تا مرگ، دغدغه ذهنی آنان است، مردمی که فلسفه فکری اشان بر تبیین و همزیستی با «رنج» [3] تعریف شده است، آنطور که بودای شان [4]، در تفکر پرسشگونه اش از روندهای جاری در جهان، زیر درختی که به بیداریاش منجر شد، پتانسیل رنج را در زندگی بشر شناخت، ریشه رنج را یافت، و با تفکر رهایی از رنج [5] بیدار شد.
بلندترین منطقه کره زمین، که سپیدی برف هایش، و تیزی اشعه های آفتابِ کوهستانیاش، چشمِ مردمانش را رنج میدهد، و آنان را وادار میکند تا پلک ها را به هم آورند، و روزنه چشم به بیرون را تنگ کنند، و با تمرکز بیشتری نسبت به ما، به پیرامون خود بنگرند، شاید همین تمرکز است که باعث شده، تا حقیقت هستی را بیشتر از آنانی که با چشمانی باز می بینند، درک کرده و بیابند.
آنان در سرزمینی زندگی میکنند که تو گویی خورشیدِ این سرزمینِ شرقی، دِگر گونه آفریده شده است، و سوزش شعلههای بلندش باعث می شود، مردم تنها از روزنه ایی میان دو پلکِ به هم آمده، راه خود را بپایند و بیابند، و فلسفه زندگی را دریابند، و اینچنین است که در طولانی مدت، چشم هایشان بادامی شده است، آنان در ناحیه جنوب و جنوب شرقی ایالت خراسان باستان ایرانِ تمدنی می زیاند، که خورشید در تابش خود در این منطقه باستانی ما هم، طوریست که ایرانیان نیز، این شرقی ترین ایالت خود را، «خوَرآسان» می گفتند، یعنی سرزمین زایش خورشید.

مناطق متاثر از زلزله در هیمالیا با مردم خاص و افکاری منحصر به فرد
زلزله هفت ریشتریِ بزرگِ تبت، منطقه ایی را متاثر کرد که اکنون قلب خیزش بوداییان، و بودیسم جهانی است، مرام و منشی که در کوههای بلندِ حاشیه جنوبی هیمالیا به دنیا آمد، رشد کرد، و در جهان گسترش یافت، اما پیش از گسترش، خود را در این کوههای دور افتاده و سختدسترس هیمالیا، از گزند رقیب و دشمنی سرسخت چون برهمنیسم هندوییِ، که بودیسم در واقعی اصلاحی بر آن بود، حفظ کرد، اما اکنون آنان از لاک دفاعی خود خارج شده اند و روحانیون بودایی از این منطقه، خود را به قاره های دوردست در اروپا و امریکا رساندهاند، و علاوه بر چیرگی فرهنگی و فکری بر مناطق بسیاری در قاره دیرپای آسیا، یکی از پیشروترین شیوههای تفکر و منش را در رویارویی با زندگی، در جهانِ تشنه ی معنا، رهبری میکنند، هر چه آنان، در هندوستان که زادگاه بودا است، غریب و عقب رانده شده اند، در آسیا، اروپا و به خصوص امریکا در حال جولان و حرکتند.
و معنایی را نمایندگی میکنند، که خود را از طریق انقلاب، جنگ، غازیگریِ برونگرایانه و... گسترش نمی دهد، بلکه از راه ایجاد صلحی درونی در وجود تک تک انسانهای پیرو خود، و توسط خودشان پی گرفته و می گیرند، و سپس بروز اثرات درونی این خودسازی است که آنرا در معرض قضاوت جهانیان گذاشته، و دلها را به خود متوجه میکند؛ درست بر عکس عملکرد اسلام، کمونیسم و... که یکی گسترش خود را از همان آغاز بَنا، بر نبردهای انقلابی، و یا ایجاد انقلابات بزرگ دنبال میکند، و دیگری که بسیاری از پیروانش به استفاده حداکثری از حربه جهاد و مبارزه ی سخت می اندیشند، و گسترش آن را به سرداران سپاهیانی میسپارند که در سرزمینهای دیگران پیش تاخته، و وسعتگشایی می نمایند،
تا به زعم برخی، مالیات جزیه، یا زکات، و غنایم را به سرزمینهای خلیفه نشین اسلامی سرازیر کنند، در حالی که چشم جهانیان از این تازش سریع، باز و گرد مانده، و در بهت و حیرت فرو میرود، مسلمانان روزی در جهانگشاییهای خود، تا انتهای ایالت خراسان باستان ایران در نزدیکیهای مغولستان در خاوران رساندند، و از این سو تا سرزمینهای سرد و قطبی شمالی، و در باختر، تا دیوارهای اروپای غربی، و از این سو تا کرانه های اقیانوس اطلس، و در جنوب آن تا مرکز آفریقا تاختند، و پیش رفتند، تنها اسلامی که در جنوب شرق آسیا رواج دارد را سفیران تجاری و... از ایرانیان بدون تازش و لشکرکشی گسترش دادند، ورنه داستان و تاریخ جهاد و غازیگری سرداران اسلامی خواندنی و عبرت آموز است.
اما چه فایده، وقتی گَردِ سم اسبان تیزروِ آنان فرو نشست، بعد از پیروزی، و بدست آوردن چیرگی کامل، به خاطر عدم خودسازی، تقوا و پرهیزکاری درونی، به عدم سازش درونی مبتلا شدند، و از آن زمان تا کنون، نبردهای داخلی پرشماری برای تقسیم مناطق، بین مسلمانان و نحله های قومی، فکری، مذهبی و... آنان ادامه داشته و دارد، و سرزمینهای اسلامی، به سان گوشتِ قربانی بین مسلمانان همواره رد و بدل شده و می شود، و آنان در پس هر پیروزی، همدیگر را منحرف، فتنه، خارج از دین و... خوانده، مال، جان و ناموس همدیگر را حلال کرده، از همدیگر به غارت بردند و به کنیزی فروختند،
و تو گویی بازی پایان ناپذیر «بزکشی» [6] همواره در این سرزمین ها جاری بوده است، که مردم و سرزمین های اسلامی، به سان لاش بزی، هر دم در دستانِ سواری قرار گرفت و می گیرد، که زودتر و قدرتمندتر از راه می رسید، و در فرصتی اندک، آن را از دیگری ربوده، و به سوی خزانه ی خود می تاخت، تا اگر موفق شد، آن را در تیول دارایی خود شامل نماید، تا بتواند آن را، از آنِ خود بداند و...، به سوریه امروز نگاه کنیم، تنها در چند دهه گذشته، چقدر دست به دست شده است، یک بار از آنِ داعشیان شد، یک بار ایران و روسیه آن را گرفتند، اکنون ترکیه، و فردا لابد از آنِ عربستان خواهند بود و...!
و این چنین شد که شعار «الله اکبر» رزمندگان اسلام، با بریدن سر دیگران عجین و همراه شد و...، و شنیدن این ذکر، مو را بر تن جهانیان سیخ کرد، و بدین ترتیب اسلام به دینی مخوف و مهاجم تبدیل شد، و مسلمانان بعنوان انسان هایی چالشی، انتحاری، درگیر در نبرد و خون و... در چشم جهانیان شکل گرفتند. سرمایه کشورهای مسلمان برای چیرگی بر همدیگر، همواره هزینه شد و می شود، و امروز ایرانیان نیز، شرایط قرار گرفتن در مسیر چنین بادهایی را حس می کنند، و نتایج طرح های توسعه طلبانه اینچنینی را با پوست و خون خود لمس می کنند، که چنین تفکری چه بر سر مردمِ خود می آورد، و مردم زیر نظریه های توسعه طلبانه چطور دچار فقر، بیکاری، ورشکستگی، عقب ماندگی، سقوط اخلاقی، اجتماعی، فرهنگی و... می شوند، و این تنها بخشی از عوارض چنین تفکری است.

غژگاوها در حال حمل بار در هیمالیا
اما در مقابل، هیمالیا نشینها هستند، که هنوز وسیله باربری آنها غَژگاو (یاک Yak) [7] است که بار زندگی مردمان هیمالیا را در مسیرهای سختِ کوههای بلند آن به دوش میکشد، و در خانههایی ساخته از سنگ و گِل زندگی میکنند، و بزرگترین سازههای آنان معابدی است، که اهل معنا در آن درسِ رهایی از رنج می آموزند، نارنجی پوشانی که همواره لباس احرام بر تن دارند، و سرهای خود را همیشه تراشید نگه میدارند و...، و بزرگترین دغدغه سالهای زندگی اشان، کشف و حسِ آرامشی درونی است، که از راه چیرگی بر نفسِ زیادهطلب بدست می آید، و در انتها در پی ساخت انسانی است که بر خود چیره شود، و بر تمایلات خود لگام زند، و نیروهای عصیانگر درونی اش را به کنترل در آورد تمایلاتی که او را به تهاجم و تجاوز می خواند، بعد از این است که به فکر رفتن و کشف جهان دیگران می اُفتد و...
و اینان، وقتی به کشف جهان پیرامون خود نایل می شوند نیز، به دنبال ایجاد امپراتوری های متکی بر سلاح و قدرت نبوده و نیستند، و بلکه امپراتورهای خونریز را هم به آرامش، تامل، در خود نگریستن، رعایت حقوق دیگران، تفکر در کردار خود و... میکِشَند، آن سان که آشوکا [8]، یعنی خونریزترین حاکم سلسله موریایی ها را، به آرامترین و صلحجوترین انسان تبدیل کردند، از این رو سلاحی جز ریاضت و کنترل بر خود ندارند، و راه رهایی فردی را دنبال میکنند، و بیش از این که به فکرِ به بهشت بردن دیگران باشند، در فکر نجات خود از رذیلت های درونی خود، چون زیادهخواهیهای دنیایی و...، که به رنج بیشتر انسان منجر میشود، هستند، و برای رهایی از چرخه زندگیهای بیهوده اند و.. تلاشی پایان ناپذیر، و همیشگی، همراه با پرهیزکاری و مراقبه دائم دارند.
این است که بودا از جایی در نزدیکیهای همین کشور نپال، که در این زلزله دیروز سخت لرزید، برخاست و تفکر او انقلابی فکری و اصلاحی علیه هندویسم بود، دینی که به دسمایه برهمنان و ارباب معابد تبدیل شده، و پنجههای خود را در زندگی و تن پیروانش فرو کرده، و به دین و مرامی تبدیل شده بود، که غرق در پرستش الهههای بیشمار گردید، و کار را به جایی رساندند، که بجای این که هندوئیسم و این دین و مرام، در خدمت انسان و زندگی او باشد، انسان و زندگی او را در پای این خدایان و این مرام و مسلک، توسط ارباب معابد، و برهمنان فرصتطلب و زیاده خواه و... قربانی می کردند، و انسان را در رنج و دردی بسیار غرق کرده بودند و...
بودیسم اکنون بسیاری از مناطق آسیای شرقی، جنوبی و جنوب شرق را در بر گرفته است، اما بوداییان داعیهدار حکومت بر مناطق تحت چیرگی خود نیستند، اما فارغ از اشتباهاتی که داشته و دارند، آن مناطق را به سلطه فرهنگ و رفتار خود در آورده اند، این است که دنیای غرب در مقابل بودیسم احساس خطر نمیکند، و بودیسم مقام مهمی در رشد و توسعه در بازار معنا، در جهان غرب را بدست آورده است، و غرب تصمیمی برای توقف آن راا ندارد، و بدان آغوش باز کرده است. [9]
مانک های بودایی در حال مراقبه دسته جمعی در یک مکان مذهبی
اما روش مبتنی بر تهاجم، انقلاب و سیطره با قدرت سلاح و طغیان فیزیکی، توسط متفکران دیگری در بازار تفکر جهانی، از جمله کمونیسم، اسلام و... باعث شده است که جهان به مقاومت منفی روی آورد، و غربی که آغوش خود را به سوی بودیسم شرقی باز کرده است، گارد دفاعی گرفته، و به ستیز و مقابله با اسلام و کمونیسم روی آورد. و در یک فقره اقدام تدافعی، تنها با کاشتن درختی با میوه هایی بسیار تلخ، همچون موجودیت اسراییل، با سکانداری فاشیست های خونخوار و ظالم و متجاوزی به نام صهیونیسم، کل خاورمیانه را به قتلگاه مسلمانان و سرداران پرشور آن در کشورهای اسلامی تبدیل کرده است.
و تنها از سال 1947 تا کنون، در ابتدا لیگ کشورهای عربی، در مقابل صهیونیسم زانو زدند، و بسیار تضعیف شدند، و در آخرین پروژه، ج.ا.ایران نیز با کل امکانات داخلی و خارجی اش، که اسراییل را در دایره آتش خود، از چند طرف گرفتار و محاصره کرده بود را، در پای این درخت، بر زمین زدند و سر بریدند، و با کنار رفتن این جدیدترین رجزخوان بزرگ اسلامی، علیه این پروژه غربی در خاورمیانه، و بعد از شکست در سوریه، زمزمه هایی برای رویارویی آینده ترکیه با این تله غربی شنیده میشود، که محور ترکیه – قطر (اخوال مسلمین) نیز، قربانی بعدی آنان در جهان اسلام، در مقابل پروژه صهیونیسم خواهند بود، تا کل سرمایه های داخلی و خارجی کشورهای اسلامی، خود را یک به یک در مقابل این قمار تکراری، ببازند و از صحنه خارج شوند.
امروز وقتی به خانه های ویران شده در اثر زلزله مهیب نزدیک به هفت ریشتری، در قلب بودیسم، در هیمالیا نگاه می کنی، باورت نمی شود که چه کسانی با چه پتانسیل مالی، نظامی، امکاناتی، تمدنی و... در حال فتح مغزها در دنیای تشنه معنا در جهان هستند، مردمی نادار، که کل زندگی آنان خانه هایی گلی – سنگی است که در سخت ترین آب و هوا و شرایط زندگی می کنند، اما در مقابل مسلمانان با دارا بودن ثروت های افسانه ایی و سرزمین های حاصلخیز، درگیر همدیگرند، و رهبران شان که همه داعیهدار رهبری جهان اسلام هستند، در ابتدای هر خیزش فکری، به تقویت قدرت خود، به هر طریق و وسیله ی ممکن می اندیشند، تا چیرگی یافته، بر کشورهای اسلامی دیگر مسلط شوند، و سپس سلطه فیزیکی خود را به خارج از آن گسترش دهند، اما آن رهبر بودایی، مثل مردمش، از خود شروع می کند و با خودسازی ایی که هیچگاه پایان نمییابد، دنیا را به سیطره رفتار و تفکر خود در آورده است.
این است که در مقابل تمام جان هایی که این روزها در سرمای چند درجه زیر صفر هیمالیا از دست رفتند، و اکنون زیر آوار خفته اند، ادای احترام می کنم، برای بازماندگانشان آرامش آرزو دارم، چرا که آنان مردمی اند که خودسازی وجه همتشان از تولد تا مرگ است، تفکر و دستشان در فکر چیرگی بر خود است، تا سیطره بر دیگران؛ و در حالی که به خودسازی مشغولند، نگاه و تحسین دیگران را به خود جلب می کنند، و گسترش می یابند.
مردمی که در مرام و مسلک خود خدایی ندارند [10]، اما از هر خداترس و خداپرستی، خود را در جهان بی ضررتر نشان دادهاند، و دنیا در کنارشان احساس آرامش میکند، پیام آورشان معجزه ایی [11] ندارد، اما معجزهوار انسان ها را به انسانیت و خودسازی، و درونسازی سوق می دهد، آنچنان معنی عمیقی در گفتار ساده اوست، که دنیا اعتماد کرده و آغوش بدان ها باز کرده است.
نمایی از شهر له، در شمال هند در هیمالیا، منطقه ایی بودایی نشین
یک روحانی بودایی در کنار یک فیل در جنوب شرق آسیا
یک روحانی بودایی در کنار یک فیل در جنوب شرق آسیا
یک معبد بودایی ساخته شده بر صخره ها در هیمالیا
یک معبد بودایی ساخته شده بر صخره ها در هیمالیا
یک طلبه بودایی در حال مراقبه و مدیتیشن در جنوب شرق آسیا
یک طلبه بودایی در حال مراقبه و مدیتیشن در جنوب شرق آسیا
مانک های بودایی در حال انجام مراقبه و مدیتیشن در کنار یک بنای بودایی در جنوب شرق آسیا
مانک های بودایی در حال انجام مراقبه و مدیتیشن در کنار یک بنای بودایی در جنوب شرق آسیا
تقدیم یک کودک به عنوان قربانی به یکی از خدایان
تقدیم یک کودک به عنوان قربانی به یکی از خدایان
عیب بودیسم در غرق شدن در خودسازی است، به گفته گاندی هر غرق شدنی نادرست است
عیب بودیسم در غرق شدن در خودسازی است، به گفته گاندی هر غرق شدنی نادرست است
http://mail.mostafa111.ir/neghashteha/articel/sokan-in-on/tag/%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%A6%DB%8C%D8%B3%D9%85.html#sigProId41bd826a7d
[1] - رشتهکوه هیمالیا به سانسکریت हिमाल مرتفعترین رشتهکوه جهان که به بام دنیا مشهور است. این رشتهکوه، خط جداکنندهٔ شبهقارهٔ هند از فلات تبت است. نام هیمالیا به معنی «برفستان» است. بلندترین قلهٔ جهان، اورست با ارتفاع ۸۸۴۸ متر در این رشتهکوه قرار دارد و بخشی از کشورهای، پاکستان، هند، نپال، چین (تبت)، بوتان در آن قرار دارد.
[2] - هیجدهم دیماه 1403 بر اساس دادههای سازمان زمینشناسی آمریکا، زلزله ایی به بزرگی ۶.۸ در عمق ۱۰ کیلومتری سطح زمین، حوالی ساعت ۹ صبح به وقت محلی شهر «شیگاتسه» در تبتِ چین را لرزاند. کشور نپال در همسایگی آن، و بخشهایی از هند نیز این زلزله را احساس کردهاند. زمین لرزهها در این منطقه که بر روی یک خط گسل عمده زمین شناسی قرار دارد، رایج است. شیگاتسه یکی از مقدسترین شهرهای تبت به حساب می آید.
[3] - چهار حقیقت شریف یا چهار حقیقت آریایی را آموزه اصلی سنت بودایی دانستهاند که قالبی مفهومی برای تمامی اندیشههای بودایی بهدست میدهد. این چهار اصل، سرشت رنج (دوکه dukkha)، علت آن، توقف رنج، و راهی که به گسست از رنج میانجامد را توضیح میدهند. بودا میگوید: «زائیده شدن، پیری، بیماری، مرگ، اندوه، زاری و درد، پریشانی و ناامیدی، نرسیدن به آنچه شخص دوست میدارد رنج هستند.» ویژگی رنج، یکی از سه نشانه هستی است. دوکَه، نه تنها بر رنج به معنای احساسهای ناخوشایند دلالت دارد، بلکه اشاره است به هر چیزی، چه مادی و چه روانی، که مشروط است، و دستخوش پیدایش و از میان رفتن است، و شامل پنج انبوهه است، و حالت رهایی نیست. پس هر لذت معرفتی رنج است زیرا دستخوش پایانیافتگی است. دلیل رنج دیدن، تمایلات نفسانی است. دوُکه به دلیل میل و تشنگی پیدا میشود.
[4] - بودا बुद्ध "فردِ بیدار" به معنی «بیدار شده» است و به فردِ «روشنیده» یا بودی گفته میشود گرچه از آن بیشتر برای اشاره به سیدارتا گوتاما بودا، بنیانگذار دینی ان آرتین نیبودایی استفاده میشود. در بسیاری از منابع وقتی صحبت از «بودا» میشود منظور همان «گوتاما بودا» بنیانگذار مذهب بودایی است و همین به این باور غلط که منظور از لفظ «بودا» تنها همان «گوتاما بودا» است دامن زدهاست اما به باور بوداییان بسیاری دیگر نیز به «مقام بودایی» رسیدهاند. بر پایه پژوهشهایی توسط راناجیت پال، بودا از شاهزادگان ایرانیتبار و معاصر مهاویرا بودهاست. در حقیقت «بودا» یک لقب است به معنی فرد «روشنفکر» یا به عبارتی «فردی که درک بالایی دارد».
[5] - بریدن از رنجها با بریدن از تمایلات نفسانی دستیافتنی است و این حقیقت سوم میگوید که هر انسان توان بریدن از رنجها را در خود دارد. گسست از رنجها را در آیین بودا، روشنایی، بیداری، و خاموشی نیروانا شعله رنج نیز میگویند. برای رسیدن به این حالت، انسان باید درک کند که راه رسیدن به خوشبختی راستین، از طریق دنبال کردن تمایلات و تشنگیها میسر نمیشود بلکه با پذیرش واقعیت خود و گسست از تشنگیها بهدست میآید.
[6] - بُزکَشی (کشیدن بز) یک بازی سنتی گروهی است که سوار بر اسب انجام میشود. شیوهٔ انجام بازی به این صورت است که عدهای اسب سوار برای جابجا کردن لاشه یک بز یا گوساله تازه ذبح شده با هم به رقابت میپردازند. سوارکاران باید لاشه بز را در حین سوارکاری از روی زمین برداشته و آن را با پیشی گرفتن از رقبا در محل مشخصی که معمولاً یک دایره علامتگذاری شده در زمین بازی است بر زمین بگذارند.
[7] - گونهای گاوسان موبلند است که دمی مانند اسب دارد و در مناطق افغانستان، هیمالیا، فلات تبت و مغولستان زندگی میکند. بیشتر غژگاوها به صورت اهلی در میان مردم زندگی میکنند ولی گروه کوچکی غژگاو وحشی نیز در طبیعت وجود دارد.
[8] - آشوکا که سلطنتش بین ۲۶۸ تا ۲۳۲ پیش از میلاد بود، پیرامون دو سده و نیم پس از بودا و شاهی از دودمان موریا بود که به کیش بودایی درآمد و به آموزههای بودایی باورِ راستین یافت و همهٔ زندگی خود را وقف تحققِ عملیِ اصول آن نمود. گرچه قبل از ایمان آوردن به بودا پادشاهی خونریز و مستبد بود. موریاها به احتمال زیاد از تبار عربها بودند که از شمال به هند درآمدند. وی پسر بیندوساره از شاهان موریایی بود و بر بیشتر شبه قاره هندوستان از بخشهایی از افغانستان امروزی گرفته تا میسوره در دوردستهای بنگال و تا جنوب گوآی کنونی فرمان راند.
[9] - آیین بودایی، چهارمین دین فراگیر جهان است؛ که بیش از ۵۰۰ میلیون نفر از جمعیت جهان از آن پیروی میکنند.
[10] - در دین بودایی خدایی پرستیده نمی شود
[11] - بیشتر پیامبران در ادیان مختلف، به خصوص ادیان ابراهیمی را با اقدامات خارق العاده ایی به نام معجزه، همراه می دانند که آنان با نشان دادن این معجزات، مردم را مجاب به پذیرش پیام خود می کنند.
قانون اساسی سکولار، دمکرات، تکثرگرا و سوسیالیست هند، که بزرگترین دمکراسی مترقی در پرجمعیت ترین کشور جهان را، با یک میلیارد و چهارصد میلیون نفر حول خود انسجام بخشیده، و در مسیر توسعه و پیشرفت هدایت می کند، حاصل مبارزه ی درازدامن، و پیروزی انقلابی شکوهمند به رهبری انسان هایی فرهیخته و الگو در جهان سیاست، تفکر و شیوه مبارزه، همچون مهاتما گاندی، جواهر لعل نهرو و... است.
این قانون که بدست انقلابیون مبارز، علیه سلطه بریتانیا و همچنین نظامات ظالمانه طبقاتی هندویی و... به صورت سکولار و تکثرگرا تنظیم و سامان یافت، یک نظام فدرال - دمکراسی پارلمانی را از سال 1947 در هند رقم زد، که ضامن موفقیت یک ملت در مسیر حیات، و توسعه خود بوده است، اما این قانون اکنون در خطر استحاله و تغییر قرار دارد، چرا که با پیروزی احزاب و تشکل های راستگرا و ملیگرای افراطی هندو، ستون های آن یعنی سکولاریسم و تکثرگرایی و حتی وجه دمکراتیک آن، در معرض خطر جدی قرار گرفته است، و زنگ های خطر مدت هاست که در هند به صدا در آمده اند.
صحنه دار سیاست هند اکنون گروه هایی اند که تحت رهبری سازمان داوطلبان ملی موسوم به RSS و با مجریگری سیاسی حزب مردم هند (BJP)، برای سومین دوره قدرت را در هند، در دست گرفته اند، و آشکارا از تغییر قانون اساسی سخن می گویند، و شدیدا به دنبال کسب اکثریت لازمِ پارلمانی اند تا این قانون را مطابق با فرهنگ و سیاست های فرقه ایی و ملیگرای خود، و بر اساس فرهنگ باستانی هندو تغییر دهند.
از جمله انتقادات آنان به قانون اساسی انقلاب هند این است که چرا کشوری با اکثریت هندو، باید قانونی بر اساس اصل سکولاریسم و تکثرگرایی داشته باشد، چیزی که موجودیت فرهنگ هندو را در معرض خطر تهاجم فرهنگی «دیگران» قرار داده است. چنین رویکردی، اقلیت پر تعداد مسلمان (نزدیک به 20% جمعیت هند فعلی)، مسیحی و... هند را «اغیار» تعریف می کند، و اسلام و مسیحیت را ادیانی مهاجم و وارداتی به هند در نظر می گیرد، که هجومی وسیع را به جامعه و فرهنگ هندو تدارک دیده، و اجرا می کنند.
از این روست که مبارزه دامنه داری با این اقلیت های پر تعداد در هند آغاز و اعلام کرده اند، و دهه هاست که به آن ادامه می دهند، حملات فرقه ای که اساس سیاست انتخاباتی افراط گرایان هندو، و موتور محرک انسجام اجتماعی و تجمع بانک رای آنان را، بر اساس تحریک احساسات مذهبی مردم هند تشکیل می دهد، و به مسلمانان و مسیحیان در هند در چند دهه گذشته، به طور وسیع، خونین و خسارتبار ادامه دار بوده، و وضع بسیار ناگواری را برای این اقلیت ها رقم زده، و نقض فاحش حقوق بشر را به نمایش در آورده، و نوعی تروریسم مورد حمایت دولت را در دست اندازی به حقوق افراد، جایگاه، اموال و اماکنِ متعلق به اقلیت ها در هند رقم زده است، بسان دیگر حاکمیت های موجود در جهان که سیاست های ضد اقلیت در پیش گرفته اند، و درد و رنج انسان را بر اساس نپذیرفتن تکثر فکری و مذهبی، و آزادی عقیده، برای دیگران به ارمغان می آورند.
اما در انتخابات سراسری سال 2024، حزب سکولار - دمکرات و تکثرگرای کنگره ملی هند (NIC) بعد از مدت ها مورد اقبال بیشتری از سوی مردم هند قرار گرفت، و نسبت به انتخابات های اسفبار گذشته، کرسی های بیشتری را در مجلس هند بدست آورد، و راه تغییرات قانون اساسی را برای حزب BJP اگر نگوییم غیر ممکن، لااقل سخت کرد؛ از جمله نتایج این انتخابات، ورود خانم پریانکا گاندی [1] به عنوان نماینده ای از حوزه ایالت کرالا بود، که برای اولین بار به پارلمان این کشور راه یافت.

خانم پریانکا گاندی در حال سخنرانی در لوک سابها
او در نخستین نطق نمایندگی خود را در 13 دسامبر 2024، که در صحن مجلس ملی هند (لوک سابها) ایراد کرد، رقیب سیاسی – انتخاباتی اش، حزب BJP را در مورد رویکردهایش به قانون اساسی زیر سوال برد و مورد شماتت قرار داد. پریانکا گاندی مراسمِ هفتاد و پنجمین سالگرد اعمال این قانون در سیستم حاکمیتی هند را که در پارلمان این کشور گرامی داشته می شد را غنیمت دانسته، و به بنیادگرایان راستگرای هندو، و کادر حاکمیتی دولت (حزب BJP) تاخت و هشدار داد که آنان باید بدانند که قانون مبنای کشور برای دولت مرکزی، قانون اساسی هند باید باشد، و نه اجرای «اساسنامه گروه راستگرایان ملیگرای هندویی RSS» که طرفداران آن، در گروه های «سنگ پرویوار» تجمع یافته اند. [2]
چرا که قانون اساسی سپری برای پاسداشت ارائه داده است، تا هندوستان مدل «وحدت در عین کثرت» خود را بدست آورد و خود را حفظ کند، مدلی که اکنون مورد تعدی کسانی قرار گرفته است که تخم بدگمانی و ترس را در جامعه می کارند. خانم گاندی ادامه داد: «قانون اساسی ما سپر حفاظت است، سپر عدالت است،» و این قانون به مردم هند قدرت داد تا صدای خود را علیه دولت حاکم بر خود بلند کنند و «بسیاری از دولت ها توسط مردم هند، به دلیل تندخویی شان، سرنگون شده اند. این قدرتِ قانون اساسی هند بود.»
خانم گاندی افزود که تمجید و استنادی که از سوی دولت حزب BJP از قانون اساسی در امسال دیده می شود، نتیجه نمایش انتخاباتی ضعیف حزب حاکم BJP در انتخابات اخیر است، مردم هند جایگاه خود را در جهت گیری های رای خود، به حزب حاکم نشان دادند، حزبی که قانون اساسی را در هر مرحله از حکومت خود نقض کرده است، و این جهت گیری رای مردم بود که آنان را به توجه به قانون اساسی باز گرداند، که امروز از آن سخن گویند چرا که "اگر نتایج ضعیف انتخاباتی کسب شده حزب مردم در مجلس نبود، آنها تغییر قانون اساسی را اکنون آغاز می کردند. [3] حقیقت این که سخن حزب BJP در مورد قانون اساسی، ناشی از نتایج ضعیف آنان در انتخابات است که متوجه اشان کرد که مردم از قانون اساسی محافظت می کنند و آن را زنده نگه میدارند.»
خانم گاندی با تاکید بر استراتژی سیاسی - انتخاباتی حزب BJP که همواره مجموعه ای از حوادث خشونت آمیز فرقه ایی را تدارک می بیند و رقم می زند، تا بین آحاد مردم هند شکاف اندازد، و از نتایج انتخاباتی این شکاف و حالت دو قطبی سود جوید، خطاب به نمایندگان حزب BJP در مجلس هند ادامه داد، شما درست می گویید، «تمام مسئولیت گذشته بر عهده جواهر لعل نهرو است، اما چرا در مورد وضعیت حال کشور صحبت نمیکنید... چرا قوانین بخش کشاورزی به نفع افراد قدرتمند تنظیم شده است... چرا پروژه ساخت همه فرودگاهها، جادهها، کارهای راهآهن تنها به یک نفر داده میشود. و دولت هند به نفع اَدانی (Adani) [4] کار می کند… مردم باید بر این باور برسند که قانون اساسی از آنها حفاظت می کند، اما اکنون مردم این اعتماد را از دست داده اند.» پریانکا گاندی پرسید که چرا زنان باید 10 سال دیگر صبر کنند تا از مزایای قانون قدرتمند سازی زنان [5] بهره مند شوند. «چرا اکنون نمی توان این قانون را اجرا کرد؟ چرا الان آن را اجرا نمی کنید؟»
خانم گاندی از نقش جواهر لعل نهرو در ملت سازی و پرکردن قابلیت های تولیدی هند با تأسیس شرکت های بخش خصوصی ( PSUها) [6] ، پالایشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی مانند IIT ها و IIM ها و... گفت، و به خفقان موجود در ذیل حاکمیت حزب BJP اشاره داشت که «ترس محسوسی در جامعه وجود دارد و روزنامه نگاران، اساتید، کشاورزان، فعالان، مورد حمله قرار می گیرند... گاهی اوقات، این I-T ، ED است که به آنها حمله می کند... معلمی در ایالت اوتار پرادش (تحت حاکمیت حزب BJP) به عنوان عنصر ضد ملی معرفی می کنند.» و در توضیح ترس هایی که حاکمیت حزب BJP بدان مبتلاست، این چنین ادامه داد که «وقتی کل اپوزیسیون خواستار برگزاری سرشماری در کشور مبتنی بر تعیین آمار نفوس طبقات اجتماعی (کاست) شدند، [7] حزب BJP (در عملی عوام فریبانه و با تکیه بر اعتقادات مذهبی مردم) درباره «گاو» و «ماگالسوترا» صحبت کردند.»
و این شرایط را ناشی از ترس حاکمیت ارزیابی کرد، خانم گاندی ماهیتِ ترس را به گونهای دانست که کسانی که ترس را در کشور منتشر میکنند، خود همیشه خوفناکند، «ماهیت ترس چنین است. حتی کسانی که ترس را القا می کنند نیز حتی میترسند مناظره کنند، در مجلس جواب بدهند... در 15 روز گذشته که من در مجلس هستم، نخست وزیر (نارندرا مودی) بیش از 10 دقیقه در جلسات مجلس شرکت نکرد. شواهد تاریخی ما نشان میدهد که ترسوها برای مدت طولانی بر هند حکومت نکردهاند. قانون اساسی تضمین میکند که ترسوها در قدرت باقی نمانند.» پریانکا گاندی اولین سخنان پارلمانی خود را با این جمله به پایان برد که : «تنها حقیقت پیروز است»
سخنرانی پر شور و موثر و بجای خانم پریانکا گاندی، مانور پارلمانی قوی از سوی وی به نمایش گذاشت که یادآور نطق های رهبرانی همچون ایندرا گاندی در پارلمان بوده است، و این سخنرانی واکنش های زیاد را در سطح رهبران ارشد حزب BJP بر انگیخت، از جمله در مقابل راجنات سینگ از رهبران و از اعضای ارشد کابینه حزب BJP، حملات تبلیغاتی را به حزب کنگره تدارک دید، و با اشاره به اعلام قانون شرایط اضطراری در زمان حاکمیت حزب کنگره به رهبری خانم ایندرا گاندی، این حزب را مورد سرزنش قرار داد که در زمان حاکمیت خود، روح قانون اساسی را مورد تعدی قرار داده است، او تغییرات قانون اساسی در زمان دولت حزب مردم و حاکمیت نارندرا مودی را در راستای ترقی جامعه زنان، گروه های مردمی به حاشیه رانده شده، و فقرا دانست. او قانون اساسی را نماینده ارزش های تمدنی هند دانست و عنوان داشت که :
«برخی قانون اساسی ما را استعماری می دانند، و برخی می گویند این قانون عاریه ای است. برخی ادعا می کنند که این قانون هدیه یک حزب (کنگره) به کشور است. واقعیت این است که قانون اساسی ما بیانگر ارزش های تمدنی ماست. میراث مبارزه آزادیبخش ما را به همراه دارد. قانون اساسی ما، یک شخص متعلق به یک خانواده فقیر را قادر می سازد که نخست وزیر و یا رئیس جمهور هند شود. این ظرفیت بعد از استقلال نادیده گرفته شد، اما دولت ما متعهد به آن است. ما قید و بندهای استعماری را شکسته ایم و قوانین جزایی جدیدی آورده ایم.»
وی افزود که فقرا در طول حاکمیت نارندرا مودی صاحب "خانه، درمان رایگان، جیره رایگان، آب لوله کشی و توالت" شدند. او همچنین در مورد چگونگی تلاش دولت برای "توسعه تحت رهبری زنان" سخن گفت. سینگ تأکید کرد که احترام به قانون اساسی تنها به معنای صحبت در مورد مفاد «حقوق» نیست، بلکه «وظایف و مسئولیتها» هم هست، و گفت : ارزشهای تمدنی هند به BJP تبلیغ ایده ی وظایف را آموزش داده است.
او ضمن دفاع از اقدامات فرقه ایی حزب، و دولت حزب راستگرای هندوی BJP عنوان داشت که : «در نسخه اصلی قانون اساسی ما، در قسمت سوم، جایی که حقوق اساسی مورد بحث قرار گرفته است، تصویری از خداوندِ رام، سیتا و لکشمن وجود دارد. نقاشی هایی از غار اِجانتا و نیلوفر آبی نیز به تصویر کشیده شده است. که دومی بیرون آمدن از قرنها بردگی را به تصویر میکشد...».
راجنات سینگ که خود از رهبران تحرکات فرقه ایی در ایالت اتارپرادش و ویرانی مسجد بابری و ساخت معبد رام به جای آن بوده است که به پاس خدمات خود در این راستا، به مقامات بالای حزبی دست یافته است، به نقش مهمی که جواهر لعل نهرو (نخست وزیر و از رهبران انقلاب هند) و دیگر رهبران حزب کنگره در تدوین قانون اساسی هند داشتند اذعان کرد، ولی تاکید کرد که افرادی هم بودند که نقش مهمی را از خارج از مجلس مؤسسان در این زمینه ایفا کردند. افرادی که عضو مجلس مؤسسان نبودند اما میراث آنها بخشی از قانون اساسی شده است. باید به یاد داشته باشیم که پاندیت مالاویا (Pandit [Madan Mohan] Malawiya)، سردار پاتل (Sardar Patel)، باگات سینگ (Bhagat Singh) و ویر سوارکار (Veer Savarkar) نیز به اخلاق قانون اساسی کمک کرده اند.
راجنات سینگ در ادامه به نظرات دکتر سیاما پراساد موکرجی [8] اشاره کرد که «معتقد بود که قانون اساسی باید نتیجه اخلاق و اجماع جمعی باشد. در سال 1944، قانون اساسی ایالات هندوستان حاوی نظرات بسیاری از رهبران بود. او گفت که دولت باید از آزادی مذهبی برخوردار باشد. همچنین به هر شهروند این حق را بدهد که از فرهنگ خود محافظت کند. دولت قرار بود سکولار باشد. این ها را کسانی میگفتند که کنگره آنها را فرقه ایی مینامید.»
و سپس ادامه داد که «دکتر موکرجی از این سند بسیار الهام گرفته است. او یک مرکز قوی می خواست و از قانون اساسی دموکراتیک حمایت می کرد. اما چنین جزئیاتی هرگز ذکر نشده است... یک طرف (حزب کنگره) تلاش کرد قانون اساسی را ربوده و تصاحب کند... همه این موارد پنهان شده است. قانون اساسی ما هدیه یک حزب نیست، بلکه متعلق به مردم هند است.»
راجنات سینگ سپس به دیگر نقاط ضعف عملکرد حزب کنگره اشاره کرد و داستان قاضی سابق دیوان عالی کشور، اچ.آر.خانا را یادآور شد که چگونه قضاوت مخالف او در پرونده ADM Jabalpur vs Shivkant Shukla به قیمت از دست دادن منصب قاضی عالی هند او تمام شد، در حالی که در تلاش برای حمله به «گرایشات استبدادی» دولتهای کنگره در گذشته بود. سینگ گفت «او حاضر نبود حق زندگی کسی را به دولت واگذار کند و دادگاه را تغییر دهد. او باید برای آن بهایی می پرداخت (از دست دادن مقام).»
راجنات سینگ ادامه داد که «من می بینم که بسیاری از رهبران اپوزیسیون با یک نسخه از قانون اساسی در جیب خود حرکت می کنند. آنها این را از کودکی یاد گرفته اند. آنها شاهد بوده اند که قانون اساسی در طول نسل ها در خانواده خود در جیب نگه داشته شده است.» این رهبر ارشد BJP ادامه داد که : «اما BJP قانون اساسی را بر پیشانی خود می گذارد.»
در حرکتی دیگر، در راستای حملات حزب BJP به حزب کنگره، آمیت شاه وزیر کشور حزب BJP، در یک اظهارات عجیب و تمسخر آمیز که در 17 دسامبر 2024 در خلال جلسه قانون اساسی که در مجلس سنا هند (راجیا سابها) جریان داشت، در حمله ی دیگری به رهبران حزب کنگره در این مجلس، که نام معمار قانون اساسی هند، دکتر بهیم رائو امبادکار [9] را در نطق خود مرتب بیان می داشتند، عنوان نمود که :
« اکنون این شعار مد شده است که بگوییم امبدکار، امبدکار، امبدکار، امبدکار، امبدکار، امبدکار. اگر بجای این نام، چند بار نام خدا را برده بودی، جایی در بهشت داشتی. شعار امبدکار، امبدکار کمکی نمی کند. بهتر است حمد و ثنای خدا را بخوانی، شاید به بهشت برسی.» این سخنان وزیر کشور هند، موجی از اعتراضات را در پی داشت.
آرویند کجریوال [10] نماینده ملی حزب Aam Aadmi (AAP) در خصوص این سخنان آمیت شاه عنوان داشت که : «امبادکار روح ملت هند است و کمتر از یک الهه نیست. ما نمیتوانیم بگوییم که آیا کسی پس از مرگ، به بهشت می رود یا خیر، اما اینجا روی زمین، میلیونها نفر از مردم محروم از کرامت و حقوق خود، مدیون دکتر امبدکار هستند که قانون اساسی را به آنها هدیه داده است. اظهارات آمیت شاه احساسات میلیون ها هندی را به شدت جریحه دار کرده است. من شخصاً دکتر امبدکار را معبود خود میدانم، و سعی میکنم راهی را که او نشان داده است طی کنم. دکتر آمبدکار صدای ستمدیدگان و سنگ بنای دموکراسی هند است. توهین آمیت شاه به او توهین به هر دالیت (طبقه نجس ها)، هر شهروند محروم، و هر معتقد به برابری است. ما اجازه نخواهیم داد که این اتفاق بیفتد.»
.png)
کاریکتاتوری که امبادکار را نشان می دهد که ساختمان پارلمان هند را داخل جعبه قانون اساسی هند می گذارند
[1] - Priyanka Gandhi فرزند خانم سونیا گاندی (رهبر حزب کنگره ملی هند) و راجیو گاندی (نخست وزیر فقید هند که توسط تامیل ها ترور شد) است، پریانکا نوه خانم ایندرا گاندی (نخست وزیر فقید هند است که توسط سیک ها ترور شد)، و خواهر راهول گاندی (رهبر اپوزیسیون دولت هند در پارلمان این کشور)، وابسته به حزب کنگره ملی هند می باشد.
[2] - Constitution Not Sangh's Legislation گروه سنگ پریوار مجموعه ایی از احزاب، سازمان ها و گروه های سیاسی، فرهنگی و مذهبی را شامل می شود که شاخه سیاسی آنها حزب مردم هند (BJP) می باشد، گروه RSS سازمان اصلی و ایدئولوگ این مجموعه است که گروه ها دیگری از جمله شیوسنا و بجرانگ دال و... شاخه های خشونت طلب و مسلح آن می باشند، گروه VHP شاخه روحانیت هندویی و گرداننده معابد را تشکیل می دهند، تفکر و ایدئولوژی آنها هندتوا (Hindutva) است که بازیابی و استقرار دوباره فرهنگ مذهبی هندو را در جامعه متکثر هند هدف گرفته است. این گروه دشمن خود را در اقلیت های مذهبی وارداتی به هند تعریف می کنند و اماکن آنان را ویران می کند و.... رقیب سیاسی این گروه حزب کنگره ملی هند است که به رهبری مهاتما گاندی انقلاب هند را رهبری و به سرانجام رساندند، اما امروز نهرو – گاندی زدایی از سیاست و قانون اساسی، که متکی بر مدارا و تکثرگرایی و سکولاریسم است، را دنبال می کنند،
[3] - این گفته دقیقی از سوی این عضو ارشد رهبری حزب کنگره می باشد، چرا که اگر حزب BJP می توانست آنچه را که در انتخابات امسال در نظر داشت را بدست آورد (400 کرسی از 543 کرسی لوک سابها)، یکی از برنامه های اعلام شده آنها، اصلاح قانون اساسی سکولار، تکثرگرای هند بود که در آن حقوق اقلیت ها به خوبی در نظر گرفته شده است، و این حزب مخالف حق برابر اقلیت ها در هند است، چرا که آنان را بازماندگان از مهاجمان به هند می داند، که باید به فرهنگ و دین هندو باز گردند، از جمله اقدامات آنان در دوره گذشته حاکمیت حزب مردم، الغای بند 370 قانون اساسی بود که در قانون اساسی به ایالت مسلمان نشین جامو و کشمیر حقوق خاصی را بنا بر توافق بین مسلمانان این ایالت و دولت هند در زمان استقلال برای باقی ماندن آنان در شاکله این کشور اعطا کرده بود، اما اکنون این حقوق از آنان بازپس گرفته شد. حزب BJP به دنبال تحمیل قانونی یکسان به همه هندی ها فارغ از دین و مذهب آنان است، چیزی که در قانون فعلی به اقلیت ها به طور خاص اعطا شده است که اقلیت های دینی بر اساس قوانین شرعی خود حقوق خصوصی خود را دارند، مثل ثبت ازدواج و...
[4] - گوتام ادانی یکی از ثروتمندترین صنعتگران و سرمایه داران هند، متحد حزب BJP است که رابطه دوستانه ایی با نخست وزیر هند، آقای نارندرا مودی دارد، و این روابط تا حدی پیش رفته است که او را به سان ایلان ماسک برای ترامپ می بینند، که در نقش یک ثروتمند امریکایی در پیروزی دونالد ترامپ در امریکا نقش بازی کرد، و در فردای پیروزی او نقش مهمی خواهد داشت، شباهت های قابل توجهی در نحوه برخورداری آدانی و ماسک از نفوذ در سیستمی که در آن فعالیت می کنند وجود دارد. اما طرح ترامپ برای استفاده از ایلان ماسک و تقویت متقابل آنها کاملاً آشکار و شفاف است. ترامپ آشکارا از حمایت ثروتمندترین میلیاردر آمریکایی برخوردار است اما نارندرا مودی به صراحت چنین چیزی نمی گوید، اما اقدامات دولت او گویای جایگاه ویژه ای است که گروه تجاری آدانی در طرح امور دولت، به ویژه دیپلماسی اقتصادی آن در سطح جهانی دارد. دونالد ترامپ تاکنون نشانه هایی را ارائه کرده است که ماسک سفیر جهانی او در زمان انجام معاملات تجاری/سرمایه گذاری مهم با شرکای بزرگ اقتصادی در سطح جهان باشد. برای کشورهای شریک، این می تواند اثری دو طرفه داشته باشد. نارندرا مودی قبلاً آدانی را به عنوان محوری برای گسترش دیپلماسی اقتصادی خود در سرتاسر جهان - البته با موفقیت متفاوت - ساخته است، چه در بنگلادش، سریلانکا، آفریقا، میانمار، اسرائیل، اروپا، آمریکا یا اخیراً چین، جایی که آدانی یک منبع عرضه زنجیره ای تجهیزات انرژی خورشیدی باز کرده است. ادانی همچنین یک بسته سرمایه گذاری ده میلیارد دلاری در امریکا را اعلام کرد که با سد دادگاه منطقه ایی در امریکا مواجه شد، که شرکت ادانی را متهم به فساد اقتصادی کرده است. با این حال، آدانی منصرف نشده است و گفته است که با این پرونده مبارزه خواهد کرد و قوی تر ظاهر خواهد شد. کسی که در حال حاضر شاهد چنین چیزی است که می توان آن را به عنوان حمایت بی قید و شرط از آدانی از سوی حزب حاکم توصیف کرد، که کمپینی در داخل و خارج از پارلمان هند ایجاد کرده است که نشان می دهد توطئه خارجی علیه این گروه تجاری، در واقع تلاشی بزرگتر برای ضربه زدن به حاکمیت هند است! بنابراین BJP عملاً اعلام کرده است که آدانی نماینده هند است و سؤالاتی را در مورد اینکه آیا دولت ایالات متحده به همراه جورج سوروس به سازمان های رسانه ای جهانی کمک مالی می کند تا به رشد هند آسیب برساند که عمدتاً توسط گروه آدانی تقویت شده است، سؤالاتی را مطرح کرده است. از رهبر عالی خود محافظت کنید، این خود یک توهم در سطوح مختلف را نشان می دهد. حزب حاکم هرگز اجازه نداده است که حقایق مانع روایت غیرباورانه آنها شود. ترامپ به هیچ وجه پنهان نمی کند که ماسک در ایجاد و تثبیت حضور ایالات متحده در فناوری های حیاتی در سطح جهانی نقش خواهد داشت. ترامپ آشکارا و صریحاً ماسک را به عنوان فردی که نقشی کلیدی در سیاست او «اول آمریکا» ایفا خواهد کرد، مطرح میکند.
[5] - Naari Shakti Vandan Adhiniyam
[6] - شرکتهای بخش عمومی (PSU Public Sector Undertakings) در هند، نهادهای دولتی هستند که حداقل 51 درصد از سهام آنها تحت مالکیت دولت هند یا دولتهای ایالتی است.
[7] - برگزاری آمارگیری ملی بر اساس نفوس طبقات اجتماعی از سوی حزب کنگره هند، چند هدف را دنبال می کند که به صورت شعار انتخاباتی در سال 2024 از سوی این حزب مطرح شد، یکی از اهداف این شعار نشان دادن آمار بسیار کم جمعیت طبقات بالای هندو است که آقایی خود را در قالب طرح های ایدئولوژیک حزب BJP و RSS و احیای فرهنگ هندویی دنبال می کنند، تفکر هندوتوا قائل به احیای نظام فرهنگی طبقاتی باستانی هندوست که در صورت تحقق، تضمین کننده حاکمیت طبقه برهمنان (روحانیت هندو) و... بر دیگر طبقات جامعه هند است، و بدین ترتیب عمده مردم هند که در طبقات پایین قرار می گیرند، اتوماتیک تحت سیطره آنان قرار می گیرند، قانون اساسی زمان استقلال این سیادت و این فرهنگ را نابود کرد و غیر قانونی اعلام نمود، اما در حال احیای دوباره است.
[8] - Syama Prasad Mookerji از وزرای دولت جواهر لعل نهرو بود، که به علت اعتقادات هندویی افراطی و فرقه ایی از این دولت کناره گیری کرد و پایه های حزبی هندویی را که اکنون همان BJP از آن نشات گرفته است را نهاد.
[9] - امبادکار شخصیت فرهیخته و آگاهی است که قانون اساسی هند سکولار و تکثرگرا را بعد از پیروزی انقلاب هند طراحی و تنظیم کرد، او به پایین ترین طبقه اجتماعی هندوها یعنی دالیت ها تعلق دارد که این طبقه پرجمعیت از سوی طبقات بالای هندو، نجس انگاشته می شوند، و مورد ظلم و تعدی بسیاری اند. فقه هندویی طبقات بالا را از ارتباط با دالیت ها منع می کند، و آنرا مستوجب توبه و اقداماتی می داند، که بعد از ارتباط به پاکی دوباره آنها منجر شود.
[10] - Arvind Kejriwal از رهبران حزب عام آدمی، از احزاب سکولار هند است که اخیرا تاسیس و موفقیت های زیادی در پهنه سیاسی هند داشته است.

