از کاشان که به سمت جنوب شرق خارج شوی، اتوبانی تو را به سمت شهر نایین می برد، و تو می توانی از طریق این شاهراه، تند بُگذاری و بِگذری، اما در کنار این شاهراه، راه باریک و قدیمی هم هست که راهی نطنز می شود، "ابیانه" و یا  همان ویونا [1] در این مسیر (که ما آنرا انتخاب کردیم)، قرار دارد، ابیانه سال هاست که مقصد تورهای گردشگری است، و من هم آرزوی دیدارش را داشتم.

ابیانه درس بزرگی به همه ایرانیان می دهد، که قدر داشته های خود را بدانند، داشته هایی که شاید ساده، خاکی، گِلی، و یا گویشی محل و کم اهمیت باشد که از نظر ما کج و مُعوج، و صحبت کردن با آن شرم آور و نشانه دهاتی بودن به نظر آید، و برخی سخن گفتن به گویش خود را مسخره نیز می دانند، اما هر یک از این ها یک دنیا حرف برای گفتن و تاریخی بلند را پشت سر خود دارند، و گوش ها و چشم های زیادی در ایران و جهان هستند، که خسته از گویش رسمی، رایج و یکدست موجود، منتظر شنیدن و یا دیدن این منحصر به فردها هستند؛

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظر اضافه کرد در سنگِ سختِ روزگار و پیشانی، آقا...
تغییر رژیم در داخل کشور دونالد ترامپ خواهان تغییر رژیم در ایران بود. در عوض، جنگ ممکن است تحولات سیا...
- یک نظر اضافه کرد در وقتی نقشی را که به شما می‌دهند...
سارتر نقش یک عصیانگر را بازی می‌کند، اما همچنان در دامِ «انتخاب کردن» گرفتار است. او می‌گوید با رد ک...