چاپ کردن این صفحه

تیغ در دست زنگی مست، ترامپیسم و لزوم مواجهه جهانی با آن
مطلب ویژه

07 خرداد 1405
Author :  

بعد از نزدک به سه ماه که از رخت بربستن اینترنت و ارتباطات ایرانیان با دنیای دیجیتال میگذرد، با رهایی از دنیای اسارتبار بی اینترنتی، به انتشار یادداشت های روزهای قطع اینترنت خواهم پرداخت:

نهم اسفندماه 1404 در تاریخ ایران به عنوان روزی استثنایی ثبت شد. چرا که کسانی که خود را ادامه دهنده راه اسکندر مقدونی معرفی می‌کنند [1] ، ایران را بار دیگر از باختر مورد هجوم ویرانگر خود قرار داده، تا توسعه طلبی و قدرتِ بسیارِ خود را به رخ جهانیان کشیده از امثال ونزوئلا و ایران درس عبرت سازند، تا دیگرانی حساب کار خود را بکنند، و فرمانبردار زورگویی ترامپیسم شوند.

بسیار غمگینانه باید گفت که ایران را همواره در تاریخ خود، مورد هجوم مهاجمانی بیرحم، زیاده خواه و... از این دست بوده است، که هر از چند سده یکبار، ما را مورد حمله و ویرانی قرار داده، و ایرانِ تمدن ساز را شخم زدند، این یک روند تاریخی است که در حافظه تاریخی خود می‌بینیم، اما شوربختانه این را نیز نباید فراموش کرد که بهانه حمله به ایران را نیز، هربار تصمیم سازانی از میان خود ما ایرانیان فراهم، و یا زمینه‌سازی کردند.

اگر خسرو پرویز به نامه پیامبر اسلام، مثل هر نامه دیگری که از سوی این و آن، به سوی فرمانروایان بر تخت نشسته سرازیر است، برخورد می‌کرد، و آنرا در حضور پیام‌آوران، پاره نمی‌کرد، حتی بی پاسخ می‌گذاشت، و یا ادب برخورد با دعوت را نگه می‌داشت، و یا در مقابل کلمات آورده شده در این نامه، پاسخی درخور می‌نگاشته و روانه می‌کرد، شاید ورود اسلام به ایران، با شمشیرهای پر از کینه و آخته از خشم صورت نمی‌گرفت، که در پس آن، دیگر ایرانی باقی نماند، و به سان غنیمتی جنگی، بین جنگاوران فاتح آن، پاره شود و...،

خوارزمشاهیان اگر بنای نوساخته‌ی تجارت با خانِ مغول را، این چنین از سر غرور و نابخردی ویران نمی‌کردند، و به غارت فرستادگان تجاری مغولان دست نمی‌زدند و...، شاید هرگز زمینه ویرانی ایران، و بلکه دنیا را فراهم نمی‌شد که به مثالی در جهان بشریت و تاریخ از بی رحمی و ویرانی تبدیل شد و... و چرا دور برویم، در همین چند سال گذشته، چنانچه در فردای امضای قرارداد صلح جهانی برجام، بی بهره کردن مهمترین طرف این پیمان صلح، یعنی امریکا از منافع برجام، در بالای اولویت سیاست خارجی کشورمان قرار نمی‌گرفت، و امریکا نیز چون دیگر امضا کنندگان برجام، از مواهب بازار تجارت و نفت ایران برخوردار می‌شد، شاید هرگز زمینه برای پاره کردن کل قرارداد برجام توسط ترامپ فراهم نمی‌شد، که روند روابط ایران و امریکا، زان پس به سمتی رود که، امروز او برای اینکه در تجارت و نفت ایران مثل روس‌ها، فرانسوی‌ها، چینی‌ها و... شریک باشد، موجودیت ایران را این چنین در خطر جدی قرار ‌دهد، و امروز سخنان دردناکی، از جمله باز گرداندن ایران به "دوره پارینه سنگی" [2] و "محو ایران از نقشه جهان" و یا "تغییر نقشه ایران" سخن گوید، و اینچنین مغول‌وار بر ایران، زیرساخت‌ها، مدافعان و مردمانش بتازد.

از سوی دیگر، باید اعتراف کرد که ترامپیسم معضل جهانی است و نه تنها ایران، و اگر ما و دنیا در برابر پدیده‌ایی همچون ترامپ با فرزانگی و سیاست بیشتری برخورد می‌کرد، شاید او هرگز به خانِ مغولی متجاوز دگرگون نمی‌شد، اگر دنیا و ما او را با همه بیماری‌های شخصیتی و روانی که دارد، تحقیر نمی‌کرد، امروز شاید اینگونه با عقده گشایی دردهای دیده نشده‌اش مواجه نمی‌شدیم، که تبدیل به هیتلری شود، که ترامپیسم او، دنیا را شخم می‎زند، و پیش می‌تازد، خشک و تر را می‌سوزاند، تا آنجا که کسی در دنیا، از لطمات او بی بهره نیست، از همسایگان شمالی و جنوبی‌اش گرفته، تا امریکای مرکزی و لاتین، تاا اروپای متحد امریکا، تا رقبا و البته کسانی که در دشمنی با او کم نگذاشتند، و نواختن کوس روسوایی اش را، در اولویت اهداف مقدس خود نهادند، و با شاخ چنین گاو وحشی و نابهنجاری دست به یقه شدند، و...،

اما این حقیقت را نباید نادیده گرفت که ترامپ با همه بیماری‌های روانی درونی، و ضعف‌های شخصیتی و فسادی که یک عمر در آن گرفتار و درگیر بوده است، روزی با شعارهایی زیباتر از شعارهایی که امروز سر می‌دهد در جامعه امریکا ظاهر شد، از رها نمودن امریکا، از فساد درونی و باندهای قدرت می‌گفت و... اما هم در آن دوره اول ریاست جمهوری، و هم در این دوره با وضعی مواجه شد، که شاید همین مواجهه، باعث شد تا غولِ مغولیت و نازیسم را در درون او زنده کرد، چرا که دنیا سعی داشت او را نادیده بگیرد و... و در موضع انکار و بی محلی، از این پدیده بگذرد، ولی ترامپ، چنین میز چیده شده‌ایی را، مثل یک یاغی هنجارشکن، زنجیر بریده و... بر هم زد، و اکنون می‌خواهد دنیا را (دوست و دشمن) به خاطر رفتارش تنبیه کند و..،

این است که نه ما و نه دنیا، نمی‌توانند دست‌های خود را در این آتشِ شعله ور ندیده، از آن براحتی بگذرد، و این مرام و منش این دنیاست که آرزوهای بد و نافرجام، از جمله درخواست مرگ‌ و نابودی، که بسوی دیگران روانه می‌شود، پژواک یافته، و به سوی درخواست کنندگانش بازگشت داده می‌شوند و...

تلاش‌های ترامپ در دور اول ریاست جمهوری‌اش برای روزنه گشایی در روابط ایران و امریکا را هرگز نباید فراموش کرد، او می‌خواست تا باز کننده نیم سده گره کور روابط ایران و امریکا باشد، اما ایران و جهان این ولع بسیار را نادیده گرفت، و اکنون ایران و جهان با پدیده‌ایی مواجهند که چه بخواهیم و چه نخواهیم، ترامپ است، ترامپی که عقده های شخصیتی دارد، می‌خواهد دیده شود، تحسین شود، بر صدر نشیند، ارج بیند و...

او مثل بسیاری از انسان‌ها و از جمله رهبران جهانی دیگر، دچار بیماری روانی و شخصیتی آشکار است، که از بد حادثه، سکان قدرتمندترین کشور جهان را در دست دارد، او به سان «زَنگی مستِ تیغ آخته در دست» است، که ایستادگی در مقابل چنین مستِ از عقل برون افتاده‌ایی، فرزانگی ویژه‌ایی را فرا می‌خواند، تا با این پدیده رودرو ‌شد، درست است که «روزی خواهد شد که هر گونه انتساب به ترامپ و دیگر سفیدسالاران نژادپرست (چون او)، ننگ خواهد شد»، اما تا پیش از این که این دوره نفرت فرا رسد، شرایط را باید مدیریت می‌کردیم، تا این توفان از سر ایران و ایرانیان بگذرد،

ترامپ و ترامپیسم معضل ایران نیست، یک مشکل بزرگ برای بشریت و جهان است، نباید در مقابل چنین پدیده‌ایی به تنهایی به میدان رفت، عاشورا ساختن و عاشورایی برخورد کردن، در مقابل چنین پدیده خطرناکی، که دنیا را به بازی‌های خطرناک خود گرفته است، به صلاح مُلک و ملت ایران نبوده و نیست، و اهل تدبیر نباید اجازه دهند کسانی از کیسه ایران و ایرانیان، برای خود عاشورا خلق کنند، به چنین کسانی باید یادآوری کرد که خالق عاشورا این درس را نیز به آزادگان و پیروانِ در پس خود داد، که اگر امر بر تو تحمیل کرد که در معرکه عاشورایی قرار گیری، تو تنها خود و نزدیکترین‌های به خود باید باشی، نمی‌شود یک ملت را به یکباره به معرکه عاشورا برد.

و خلاصه اینکه، در چنین جهان و شرایطی که زنگی مست و تیغ آخته در دست ساخته است، در برخورد نخست تنها باید با سیاست و تدبیر شرایط را اداره کرد، و در برابر این غول جهیده از شیشه، نبردی بخردانه داشت.

شاهرود - یکشنبه 16 فروردین 1405، 5 آوریل 2026، روز 37 جنگ امریکا و اسراییل با ایران

[1] - استراتژیست سابق ترامپ:  ما قرار است کاری را دوباره انجام دهیم که اسکندر ۲۳۰۰ سال پیش انجام داد (۱۴۰۵/فروردین/۱۰ ) استیو بنون استراتژیست سابق ترامپ و متحد نزدیک او، درمورد جنگ علیه ایران: "ما قرار است کاری را دوباره انجام دهیم که اسکندر ۲۳۰۰ سال پیش انجام داد. اگر چنین کاری انجام دهیم، می‌خواهم عرب‌ها در خط مقدم باشند. در موج اول حمله به جزیره خارک، امارات را بفرستید. محمد بن زاید احتمالاً بهترین متحد ما در آنجاست؛ کشوری که بسیار فراتر از اندازه‌اش عمل می‌کند. بسیار خب، اگر همه‌تان واقعاً پای کار هستید، پس شروع کنیم."

[2] - کد خبر:  ۹۱۵۹۰۴تاریخ انتشار: ۳۸ : ۰۴ - ۱۳ فروردين ۱۴۰۵ ادعا‌های تکراری ترامپ درباره ایران: "اهداف استراتژیک اصلی ما در جنگ نزدیک به تحقق هستند / به تمام شدن کار، خیلی نزدیک شده‌ایم / کشور‌های دیگر باید از تنگه هرمز حفاظت کنند / ایران را به عصر حجر باز خواهیم گرداند / اگر به توافق نرسیم، به تمام تاسیسات برق آنها حمله خواهیم کرد / در دو تا سه هفته آینده به شدت به ایران حمله خواهیم کرد / افزایش کوتاه مدت قیمت نفت به خاطر حملات ایران به نفتکش‌هاست نه جنگ!" دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا مدعی شد اهداف استراتژیک اصلی ما در این جنگ نزدیک به تحقق هستند و به تمام شدن کار، خیلی نزدیک شده‌ایم.  پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir)

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
 مصطفی مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

آخرین‌ها از  مصطفی مصطفوی

موارد مرتبط