The Latest

شهید سید محسن مصطفوی در سال 1348 بدین دنیا پای نهاد و در سال 1365 در حالی که تنها  شانزده سال سن داشت داوطلبانه به جبهه های نبرد برای دفاع از خاک پاک میهن و انقلاب اعزام شد و در سال 1365 در جریان عملیات بازپس گیری مناطق شهر مهران (ایلام) از دشمن متجاوز به شهادت رسید. وصیت نامه این شهید بزرگوار که در سن شانزده سالگی توسط خود وی نوشته است، و بعد از شهادت توسط سپاه به خانواده ایشان تقدیم شد به شرح ذیل می باشد که تقدیم خوانندگان محترم می گردد، این وصیت نامه بیانگر دغدغه آزادیخواهی، روح معرفت جو، خداجو و ایمان شهدای جنگ تحمیلی است که خود سازی و آزادی را در کنار هم وجه همت خود قرار دادند و وفادار به وطن در راه میهن، خداوند و مردم خود جان دادند.

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

سال 1366 سالی بود که مرحوم مادرم و بابا با هم به مکه مشرف شده بودند این هم زمان با سالی بود که ال سعود کشتاری بزرگ از زایرین خانه خدا کردند که بی سابقه بود. در این سال چند صد زایر و حاجی ایرانی در جریان راهپیمایی ضد امریکایی و اسراییلی در حریم حرم خدا توسط کسانی که ادعای مسلمانی دارند و در واقع تنها ردایی از اسلام و جسمی انسانی دارند و از خونخواری با حیوانات وحشی نیز قابل مقایسه نیستند، شهید شدند در حالی که میهمان خدا و به طور رسمی میهمان ال سعود به عنوان کلید داران خانه خدا بودند و چه بی شرمانه این جنایت را انجام دادند این واقعه زمانی اتفاق افتاد که جبهه بودم و بی وسیله ایی که بتوانیم از جریان اتفاقاتی که ممکن بود بر بابا و مادر گذشته بود، با خبر شویم.

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

شهید سید محسن مصطفوی کسی که در شکل گیری شخصیت من تاثیر زیادی داشت زیرا فاصله کمی از لحاظ سنی با داشتیم او متولد 1347 و من متولد 1349 بودم اگرچه به قول قدیمی ها پس و پیش بودیم ولی مثل دیگر بچه ها که در این سن و سالها با هم مرتب دعوا و درگیری داشتند، نبودیم بیشتر باهم دوست بودیم و او را حامی خود در طول مدتی که با وی بودم یافتم درعین حال انچه یادم می اید او بیشتر به من مراعات می کرد  چون رفتار من بچگانه تر بود ولی انگار او از سن خودش کمی جلوتر بود و بچگانه با من برخورد نمی کرد. 

اکثرا او رفتار مرا نادیده می گرفت و درک رفتار و سن مرا داشت در کارها همیشه بار مرا هم به دوش می کشید و جور کار مرا هم می کشید و در این خصوص در بین دیگران بارز بود و به عینه این می توانستند این را دیده و همیشه به من خرده می گرفتند و به انان از این قضیه حالت ترحم دست می داد زیرا وی از روی ترحم  و از خود گذشتگی خود همیشه اغماض می کرد و از روی گذشت بامن رفتار می کرد.

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

 چند وقت پیش دعوتنامه ای از یک گروه NGO برایم به سفارت آمد که در آن از من برای شرکت در یادواره ی  "شهید" (هندی ها هم به رسم ما مسلمانان به سربازانی که در راه میهن شان کشته می شوند، شهید می گویند و این به علت نفوذ فرهنگ ایرانی و اسلامی در این کشور است) به سالن بزرگی در شهر دهلی نو دعوت شده بودیم.

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

جنگ ما را لایق خود کرده بود!

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
آخرین ویرایش در %ق ظ، %31 %192 %1402 ساعت %07:%شهریور
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
آخرین ویرایش در %ق ظ، %08 %222 %1401 ساعت %07:%دی
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
آخرین ویرایش در %ق ظ، %25 %272 %1401 ساعت %10:%خرداد
صفحه4 از6

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...