مقدمه مترجم (سایت یادداشت های بی مخاطب) :
مرغ در فرهنگِ کوچه بازار ما یادآورِ "قربانی شدن" است، که در جشن و عزا سرش را میبُرند، تا بساط مد نظر اهل دنیا را مطابق با حال آن لحظهشان فراهم سازد، ایران و ایرانیان در نظر بیگانگانِ غربی و شرقی، گاهی به نظر میرسد، در نقش چنین بازیچهایی دیده شده اند، تا آنجا که در نبرد بین غرب و شرق، و یا بین خودشان، ایرانیان مرغوار، همواره قربانی شدند، و تاوانی سنگینی پرداختند.
نمونه روشن آن، فراهم کردن موجبات قتل عام نیمی از ایرانیان در قحطی ساختگی بین سالهای 1917-1919 [1] و در خلال جنگ جهانی اول بود، و یا اشغال خسارتبارِ کشورمان در خلال جنگ جهانی دوم و... [2] که توحش مدرن، کل دنیا را به آوردگاه جنایت، کشتار، ویرانی، تمامیت خواهی خود کشید، و ما نیز از جملهی ملتهای به کنار ایستاده از این جنگ ویرانگر بودیم، که تاوان سنگین این جنایت آنان را سخت و گران پرداختیم،. رنج دامنهدار و کنونی مردم فلسطین نیز، یکی دیگر از نمونه میراث این جنگها، و مانور قدرت آنان در تقسیم جهان بود، که سرزمینها و ملتهای زیادی را دچارِ خود کرد.
امروزه نیز رویارویی جدید غرب و شرق، باز میرود تا ایران را دوباره قربانی فرایند ظالمانهی خود کند، و ایرانیان تاریخ خسارتبار گذشته خود را به تکرار بنشینند، همچنان که غرب و به ویژه دونالد ترامپ، اکنون پرونده هستهایی ایران [3] را بهانه تازه تجاوز خود به حقوق ایران و ایرانیان ساخته، سالها له شدن ما زیر چرخ قلدری و زیاده خواهی غرب و شرق را به فراموشی سپرده، و از «51 سال قلدری ایران» سخن میگوید! [4]
دونالد ترامپ که در نقش ویرانگر انسانیت، قانون، دمکراسی، اخلاق، تمدن پیشرو بشری، ساختارها، قوانین و نهادهای بین المللی و... ظاهر شده است، قلدری، تمامیتخواهی، فساد و دیگر رذایل انسانی از این دست را به اوج رسانده، و اکنون پرچمدار یک به هم ریختگی جدید و گسترده جهانیست، تا با شعار «امریکا را به اوج بریم» [5]، دیگرانِ بسیاری، و از جمله باز ایران را زیر چرخ حرکتِ غیر انسانی و غیرقانونی خود له کند،
و در این فرایند است که از زمان به قدرت رسیدن این قلدرِ هنجارشکن و منفورِ جهانی، سازمان ملل بی خاصیتتر از قبل شده، معاهدات و قوانین آن زیر پا نهاده شده، و به فراموشی میروند، نهادهایش تضعیف و از صحنه خارج میشوند و... و کار به جایی میرسد که حتی، در تریبون رسمی این سازمان، قلدرهای جهانی همچون ترامپ، تمام موازین و عرف جهانی را آشکارا زیر پای نهاده، رجزخوانی نابودی دیگران را پشت این تریبون رسمی سر داده، از تسلیم دیگران به زورگویی خود گزارش داده (گرینلند)، و از ادامه و تشدید جنگِ خارج از قوانین بین الملل خود علیه ایران و ملتهای دیگر (چون کوبا) میگوید، و از همین تریبون، وقیحانه از روند "نابودی ایران" سخن گفت و فرایند این نابودی را توضیح داد [6]
او که پیش از این گاه از نابودی ملت ایران [7]، گاه از نابودی تمدنی ایران [8]، گاه از نابودی زیرساختهای اقتصادی آن، گاه از ویرانی زیرساختهای باستانی و فرهنگی آن [9]، و گاه از نابودی زیرساختهای فن آورانهی آن، و بازگشت دادن ایرانیان به «عصر حجر» [10] به کرات گفته بود، و مرجعی چون سازمان ملل و... نبوده و نیست که بگوید شما طبق کدام موازین و مجوزِ سازمانهای بین المللی، چنین کردهاید؟!
و یا این چنین از الحاق کشورها به خاک امریکا (الحاق ونزوئلا، کانادا و...) و بعنوان استان پنجاه و یکم امریکا، و یا از سرنگونی دولتهای دیگر، و یا راهزنیهای دریایی، غارت ثروت و امکانات ملتها، فرو بردن ملتهای در خشنترین تحریم و محاصره برای گرسنگی دادن آنان و شکستن ارادهی آزادیخواهانه آنان میگویید، و امنیت و بقای ملتها در جهان را به سخره گرفتهاید؟!، و امروز در حضور نمایندگان والارتبه تمام جهان در نیویورک، که در هشتاد و یکمین نشست مجمع رهبران جهان، در سازمان ملل گردهم آمدهاند، از فرستادن ایران به قعر جهنم و... [11] سخن میگویید؟!
اما گذشته از واقعیت ترامپیسم و خوی تجاوزگریش برای بشریت و جهانیان، این که چه کسانی در داخل و خارج ایران، مقدمات قرار گرفتن چهرههای مخوفی همچون دونالد ترامپ را در راس قدرت جهانی فراهم کردهاند، و این که چه کسانی نیروهای میانهرو و متمدن جهانی را به حاشیه راندند، تا مقدمات فرمانروایی چنین تندروها، افراطگرایان، راستگرایان پوپولیست و ضد انسانیت و... را در قدرت فراهم ساختند، وقتی به بازیگران مقصر در این وضعیت، در خارج از ایران، نظری میاندازیم، بیشک یکی از فراهم آوران این صحنه کثیف، امثال جناب الکساندر دوگین [12] بودند، که ساختار تئوریک، و ذهن راهبردی رهبران روسیه را برای تجاوز به همسایگان خود (همچون اوکراین، گرجستان، قفقاز و...) آماده کردند، و با اینگونه تجاوزات بود، که به واقع در جبهه مقابلِ آنان در غرب نیز، راه ورود راستگرایانی ساختارشکن و غیرقابل اتکا همچون دونالد ترامپ و... به صحنه قدرت باز شد،
و این جنایتی بود که جنگ طلبان و فراهم آوردندگان درگیریهایی این چنینی مرتکب شدند، حضور راستگرایانی ویرانگر در قدرت، در گوشه گوشه این جهان نتیجه حرکت نظریه پردازانی همچون دوگین بود، که در کشورهای مختلف نظیر او وجود دارند، و از قضا دغدغه آخرت و اعتقاد به جهان باقی دارند، و طوری حرکت میکنند و سخن میگویند که به زعم خود، در آن جهانِ باقی، بهشتِ خداوندی را از آن خود ساخته، همانگونه که ترامپ نیز چون آنان چنین دغدغه ایی در ذهن پیر و آماده به مرگ خود دارد [13] ، و از خدمات خود به افراطگرایان صلیبی مدرن، و صهیونیسم جنایتکار در فلسطین، در جهت کسب جایگاهی شایسته در سرای باقی، و ورود به بهشت خداوندی را در نظر دارند،
در حالیکه اگر بهشت جایگاه صالحان باشد، خدمتگزاران به جنایت، کشتار، ویرانی و... و ویرانسازان زندگی انسانها را چه به بهشت؟! و اگر بهشت نیز کلوپ تجمع جنایتکاران در آن دنیاست، که خدمتگذاران به مسیحیت و یهودیت چون ترامپ و نتانیاهو، خدمت گذارانی به اسلام همچون بن لادن، ملاعمر، ابوبکر البغدادی، صدام حسین و...، باید آنرا نیز از آنِ خود بدانند، و به وجود خود آلوده کنند.
نیم میلیون کشتاری که تنها از جوانان روسی در خلال تجاوز سه ساله ولادیمیر پوتین به اوکراین روی دست خانوادههای مظلوم روسی نهاده شد [14] ، تنها بخش ناچیزی از نتایج بزرگ و خسارتبارِ کار نظریه پردازانهی ملیگرایانِ معتقد به مذهب، و راستگرایانِ ملیگرای روسی همچون الکساندر دوگین بوده و هست، که امروز در این مقاله خود از ظهور منجی، و بهشت خداوندی برای ما ایرانیان سخن میگوید، و از رزمِ رزمآوران ایرانی در برابر "اژدها" یاد کرده، و شکست و پیروزی را برای آنان، برابر دیده، و از بهشتی سخن به میان میآورد که در صورت شهادت، انتظارشان را میکشد. او که خود توسعه طلبی رهبران روس را بر انگیخت، تا مرتکب تجاوزاتی از این دست شوند، و ملتهای روسیه، اوکراین، ایران و البته جهان را در یک به هم ریختگی خسارتبار غرق کنند.
با این مقدمه، به ترجمه مقاله این اندیشمند راهبردی روس میپردازم، که در 21 مارس 2026 منتشر شد و نگاهی به نبردی دارد که دامن ایران و ایرانیان را هم اکنون گرفته، و ایران را در سرپنجه امثال ترامپ و نتانیاهو گرفتار کرد، که از هیچ جنایتی حتی نسل کشی، ویرانی تمدنی و گرسنگی دادن ایرانیان ابا ندارند، کسانی که نشان دادهاند اهداف شومی دارند و بیمحابا از نابودی ایران و ایرانیان میگویند:
ایران چیزی فراتر از صرفاً «ایران» یا «تشیع» است؛ ایران یک «دولت-تمدن» است. جایگاه دولت-تمدن اسلامی اکنون خالی است. هنگامی که ایران پیروز شود، بیش از هر کس دیگری محق خواهد بود که هستهٔ مرکزی آن باشد.
الکساندر دوگین
۲۱ مارس ۲۰۲۶
نگرش ما به تاریخ، یونانمحور و هلنیستی [16] است؛ از اینرو ایران را با چشمِ دشمن میبینیم. اگر زاویه دید خود را تغییر دهیم (آنگونه که هانری کربن ما را به آن فرا میخواند)، جهانِ عظیمِ نبوغ ایرانی را کشف خواهیم کرد. فلسفه، دین، تاریخ، متافیزیک، مفهوم زمان، نور و دوگانگی، همگی ماهیتی ایرانی دارند.
دین ایرانی در یهودیتِ پس از دوران بابل و همچنین در مسیحیت، نقشی بنیادین ایفا کرده است. تأثیر ایران بر تمدن هلنی و امپراتوری روم، تأثیری تعیینکننده داشته است. برجستهترین جنبههای سنت اسلامی — شامل فلسفه، تصوف، تشیع، فرهنگ، شعر و علم — عمدتاً ریشههایی ایرانی دارند. ایران، والاترین است.
ایران چیزی فراتر از صرفاً «ایران» یا «تشیع» است؛ ایران یک «دولت-تمدن» [17] است. امروزه جایگاهِ «دولت-تمدنِ اسلامی» خالی مانده است؛ و هنگامی که ایران پیروز شود، بیش از هر کس دیگری مُحِق خواهد بود که هسته و کانونِ این تمدن باشد.
شجاعت مردم ایران شگفت انگیز/عالی است. اگر بر اژدها پیروز شوید، استاد نهایی میشوید. حتی اگر ببازید، در بهشت پیروز میشوید. کسانی که در مسیر مهدی (منجی) قرار میگیرند، برمیخیزند و پرواز میکنند. زمانی که پیروزی فرا رسد، نه تنها در آنجا، بلکه در اینجا نیز خواهد بود. به این میگویند ظهور.
وقتی شما آنچه از دست رفته [18] را با پول و مادیت محاسبه کرده و میشمارید، فرشتگان روح صالحانی [19] را میشمارند که شهید شدهاند. اینجا دو نوع اقتصاد وجود دارد. غرب مادیگرا که محکوم به فنا است. بهتر است تکنیک تاکو (TACO غیر قابل پیش بینی بودن، ضربات سخت و...) [20] را انجام دهید. و با فرشتگان درگیر نشوید.
ضمناً مفاهیم "فرشته" و "بهشت" نیز ایرانی هستند. "سنت فریسیان عذرا [21] ایرانی است. از جمله "نژادپرستی عرفانی یهودی" [22] نیز ایرانی است. ایده "مسیح" (منجی) ایرانی است، زرتشتی (پادشاه-ناجی - سوشیانت). "نظریه زمان خطی" [23] ایرانی است.
مفهوم "خدا" به عنوان عقل (اهورامزدا، مینو)، مفهوم "علت" [24] در فلسفه، ایرانی است. ایده "نور" ایرانی است. ایده "رستاخیز" ایرانی است. و ایده "شیطان" نیز ایرانی است. تقریباً هر چیزی که سنت غربی بیشترین ارزش را برای آن قائل است، ریشه ایرانی دارد.
بسیاری از آنچه که ما – سامیها، یهودیان و اعراب (یا آرامیها) - دوست داریم، ایرانی هستند. ویژگیهای به اصطلاح "شرقی" [25] در هلنیسم ایرانی هستند. ما میتوانیم با همان حق و اعتبار، از هلنیسم یا از عنصر ایرانی سخن بگوییم.
بسیار غمانگیز و تراژیک است که ایران را در جنگ علیه آن (هلنیسم) کشف میکنیم. ایران به عنوان ایده، به عنوان مأموریت، به عنوان قدرت متافیزیکی جهانی، به عنوان تمدن آریایی (= ایرانی) پیروز خواهد شد.
هویت عمیق ایرانی به طور کامل و هماهنگ در دکترین سیاسی "ولایت فقیه" جای گرفته است. بنابراین بیهوده است که رژیم آیتالله را در مقابل ایران شاه قرار دهیم. رضا پهلوی یک شبیهساز، چهره اپستین [26] ، ابزار سیا (CIA) و موساد (Mossad) است. او هیچ ارتباطی با ایران واقعی ندارد.
#نه_به_جنگ
#نه_به_ویرانی
#صلح_آزادی
[1] - قحطی ۱۲۹۸–۱۲۹۶ هجری خورشیدی یا قحطی بزرگ ایران (۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹ میلادی) قحطی سراسری بود که تلفات جانی فراوانی در ایران گرفت این اتفاق همزمان با شیوع آنفلوانزای اسپانیایی در جهان بود که درآن بیش از ۵۰ میلیون نفر از جمعیت ۱٫۵ میلیاردی جهان جان باخت. در آن زمان به جز ایران، آسیای مرکزی، اتیوپی و مستعمرههای گوناگونی چون لبنانِ عثمانی، تانزانیای آلمان و رواندای بلژیک قحطی را تجربه کردند. ۱۰ سال پیش از آن، چین یکی از بزرگترین قحطیهای تاریخش را تجربه کرد. پس از آغاز جنگ جهانی اول و اعلام بیطرفی ایران، بخشهایی از کشور توسط نیروهای روسیه، عثمانی و بریتانیا اشغال شد و در همین زمان درگیریهای داخلی نیز قدرت مرکزی را در ایران تضعیف کرده بود. در مورد تعداد ایرانیانی که در این زمان جان باختند، اطلاعات زیادی در دست نیست و ارقام مورد مناقشه است. مورخان براین باورند که علاوه بر قحطی، مجموعهای از رخدادها چون شیوع وبا، دنیاگیری ۱۹۱۸ آنفلوانزای اسپانیایی و اعتیاد فراگیر به تریاک سبب بالارفتن آمار مرگ و میر در ایران شد. دربارهٔ رقم کشتهها بین مورخان اختلاف وجود دارد و رای غالب بین ۲ تا ۹ میلیون نفر است.
[2] - با آغاز جنگ جهانی دوم در ۹ شهریور ۱۳۱۸ (۱ سپتامبر ۱۹۳۹)، ایران بیطرفی خود را اعلام کرد. با این حال، پس از حملهٔ آلمان نازی به اتحاد جماهیر شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ و به دلیل هممرزی گستردهٔ ایران با شوروی، بیطرفی ایران برای متفقین کافی به نظر نمیرسید. نیروهای متفقین در شهریور ۱۳۲۰ با استناد به حضور کارشناسان آلمانی در ایران، روابط سیاسی و اقتصادی با آلمان و همچنین با ارجاع به قرارداد ۱۹۲۱ میان ایران و شوروی که به شوروی در شرایطی خاص اجازهٔ حضور نظامی در ایران میداد، به ایران حمله کردند و بخشهای گستردهای از کشور توسط نیروهای بریتانیا و شوروی اشغال شد. لازم به ذکر است دلیل متفقین برای حضور نظامی در ایران مبنی بر حضور کارشناسان آلمانی بهانهای برای اشغال ایران بود؛ زیرا هدف اصلی ایجاد مسیری برای رساندن مهمات جنگی به جبهه شوروی از سوی متفقین بود.
[3] - ترامپ 22 سپتامبر 2026: « من هرگز اجازه نخواهم داد ایران به سلاح هستهای دست یابد.» «در جریان عملیات «چکش نیمهشب» (Midnight Hammer)، ارتش آمریکا برنامه هستهای آنها را که زیر کوههایی از بتن پنهان شده بود نابود ساخت. بار دیگر از ایران خواستم به یک توافق دست یابد و آنها باز هم مخالفت کردند. این حکومت به ساخت زرادخانه بزرگی از موشکها و پهپادها ادامه داد که امنیت تکتک نظامیان آمریکایی و دیگر ساکنان منطقه را تهدید میکرد. آنها همچنین موشکی ساختند که قادر به هدف قرار دادن اروپاست و به آن افتخار میکردند. امیدوارم اروپاییها درک کنند که هدف ایران، تکمیل برنامه جنونآمیز دستیابی به بمب هستهای در پناه این موشکهای بالستیک متعارف بود.»
[4] - ترامپ 31 شهریور 1405: « ایران برای 51 سال قلدر خاورمیانه بود.» «هیچ نمونهای آشکارتر از رژیم جمهوری اسلامی ایران به عنوان بنیانگذار اصلی تروریسم وجود ندارد؛ رژیمی متعصب که ۵۱ سال است با خونریزی و کشتار جمعی حکومت کرده و مرگ و هرجومرج را در سراسر خاورمیانه و فراتر از آن گسترش داده است.»
[5] - MAGA ترامپ 22 سپتامبر 2026: «در حالی که دیگران صرفاً سخن گفتهاند، من اقدام کردهام. در حالی که دیگران از صلح گفتهاند، من صلح برقرار کردهام. در حالی که دیگران تهدید ها را نادیده گرفتهاند، من با آنها مقابله کردهام. در حالی که دیگران از شجاعت سخن گفتهاند، آمریکا آن را در عمل به نمایش گذاشته است. در حالی که دیگران وعده قدرت دادهاند، من از آن استفاده کردهام تا آمریکا را به قدرتمندترین کشور جهان تبدیل کنم.»
[6] - ترامپ 22 سپتامبر 2026 در سازمان ملل: « من از قدرت برای تبدیل آمریکا به مقتدرترین کشور جهان استفاده کردم. در جریان عملیات «چکش نیمهشب» (Midnight Hammer)، ارتش آمریکا برنامه هستهای آنها را که زیر کوههایی از بتن پنهان شده بود نابود ساخت. در نتیجه عملیات «خشم حماسی» (Epic Fury)، اکنون تمامی ۱۵۹ فروند شناور ناوگان آنها در قعر دریا قرار دارد. نیروی هواییشان از بین رفته است. رادارهایشان نابود شدهاند. تجهیزات ضدهواییشان منهدم شده و توانمندی تولید موشک و پهپاد آنها تقریباً از میان رفته است. اقتصادشان فروپاشیده و تنها چیزی که باقی مانده، نرخ تورم ویرانگری است که بالای ۳۰۰ درصد برآورد میشود.»
[7] - 31 شهریور 1405 ترامپ: « امیدوارم پیش از آنکه خیلی دیر شود، هرچه سریعتر کار درست را انجام دهند. میدانید، زمانی فرا میرسد که دیگر خیلی دیر شده است و ما فرصتی برای اینکه اجازه دهیم آنها به عنوان یک ملت باقی بمانند، نخواهیم داشت.»
[8] - 7 آوریل 2026 – "دونالد ترامپ، در پستی در حساب خود در شبکه تروث سوشال تمدن ایران را به نابودی تهدید کرد. آقای ترامپ در این پست خود نوشت: «یک تمدن کامل امشب از بین خواهد رفت؛ تمدنی که هرگز دوباره بازنخواهد گشت. من نمیخواهم چنین اتفاقی بیفتد، اما احتمالا رخ خواهد داد.» ترامپ در ادامه نوشت: «با این حال، اکنون که ما به یک تغییر رژیم کامل و تمامعیار رسیدهایم، جایی که ذهنهایی متفاوت، باهوشتر و کمتر افراطی حاکم هستند: شاید اتفاقی واقعا شگفتانگیز و انقلابی رخ دهد؛ چه کسی میداند؟ امشب خواهیم فهمید.» او در پایان نوشت: « یکی از مهمترین لحظات در تاریخ طولانی و پیچیده جهان. ۴۷ سال اخاذی، فساد و مرگ، سرانجام پایان خواهد یافت.»"
[9] - پانزدهم دیماه 1398 "دونالد ترامپ در این رشته توییت با اشاره به وعده مقامات کشورمان برای پاسخ دادن به جنایت آمریکا در ترور سردار سلیمانی آورده است: ایران با جسارت زیاد درباره حمله به منافع آمریکا سخن میگوید، اگر ایران به هر آمریکایی یا منافع آمریکایی حمله کند ۵۲ سایت ایرانی -به نمایندگی از ۵۲ گروگان آمریکایی که سالها پیش توسط ایران گروگان گرفته شدند- هدف قرار میگیرند."
[10] - 13 فروردین 1405 دوم آوریل 2026: "ترامپ در بخشی از سخنرانیاش گفت: «در دو تا سه هفته آینده ضربات سختی به آنها وارد خواهیم کرد. آنها را به عصر حجر، جایی که به آن تعلق دارند، برمیگردانیم.»"
[11] - عبارتهایی که او برای تهدید به نابودی به کار برد شامل «annihilate the Islamic Republic» و «drive them into hell with no chance of survival» است. اتحادیه دانشمندان نگران یا UCS، یکی از سازمانهای آمریکایی فعال در حوزه سیاستگذاری و امنیت هستهای پس از سخنرانی ترامپ اعلام کرد که اظهارات او را «تهدید ضمنی» به استفاده از نیروی هستهای علیه ایران و مردم این کشور میداند.
[12] - آلکساندر گلییویچ دوگین، متولد ۷ ژانویه ۱۹۶۲) دانشمند علوم سیاسی اهل روسیه است. دوگین برای نظرات اوراسیاگرایی شناخته شدهاست دوگین رهبر و بنیانگذار «حزب اوراسیا» در روسیه بهشمار میآید. او، بانفوذترین ایدئولوگ ناسیونالیسم در میان روسهاست وی استاد افتخاری دانشگاه ملی اوراسیا به نام ل.ن. گومیلیف و دانشگاه تهران، استاد مدعو دانشگاه فدرال جنوبی، پژوهشگر ارشد در دانشگاه فودان (شانگهای) است. به زبانهای روسی، انگلیسی و آلمانی صحبت می کند.
در سال ۲۰۱۴، کارزاری علیه الکساندر دوگین در روسیه به راه افتاد که منجر به برکناری او از ریاست دپارتمان جامعهشناسی روابط بینالملل در دانشگاه دولتی مسکو شد. دلیل این مسئله آن بود که او در یک مصاحبه صراحتاً خواهان قتلعام اوکراینیهای مخالف روسیه شده بود. او دیدگاهی همراه با انقلاب اسلامی ایران و مواضعی مخالف لیبرالیسم و حتی کمونیسم دارد. الکساندر دوگین از مهمترین مشاوران ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه است. در سال ۲۰۱۴، مجله آمریکایی فارین پالیسی، دوگین را در رده صد «متفکر جهانی» دوره معاصر و در رده «آژیتاتورها (آشوبگران)» قرار داد. الکساندر دوگین را ایدئولوگ راشیسم می دانند. از سال ۲۰۱۴ در فهرست تحریمهای اتحادیه اروپا و از سال ۲۰۱۵ در فهرست تحریمهای آمریکا و کانادا قرار گرفته است.
[13] - دونالد ترامپ در مصاحبه تلفنی با فاکس نیوز در سخنانی گفته بود: «میخواهم جنگها را تمام کنم. اگر بتوانم جان هفت هزار نفر را در هر هفته نجات بدهم، کار بزرگی انجام دادهام. دلم میخواهد به بهشت بروم، اگر ممکن باشد. شنیدهام وضعم خوب نیست و میگویند در پایینترین جایگاه هستم. اگر روزی به بهشت برسم، یکی از دلایلش همین کار خواهد بود.»
[14] - 13 سپتامبر 2026: «سر ریچ نایتون، فرمانده نیروهای مسلح انگلستان، در گفتگو با شبکه خبری اسکای نیوز اعلام کرد که شمار تلفات نظامی روسیه در جنگ با اوکراین به حدود ۵۰۰ هزار نفر رسیده است.»
[15] - Iran and the Destiny of Civilisation
[16] - هلنیسم یا یونانیسازی، پذیرش فرهنگ، مذهب، زبان و هویت یونانی توسط مردمان نایونانی است. در دورهٔ باستان، استعمار اغلب به یونانی شدن مردمان بومی انجامید. در دوره هلنیستی، بسیاری از سرزمینهایی که توسط اسکندر مقدونی فتح شده بودند، هلنیزه شدند
[17] - Civilisation-State
[18] -the wastes تلفات
[19] - righteous
[20] - در زمینه سیاسی گستردهتر استراتژی مذاکره در مقابل بلوف زدن: حامیان و دولت ترامپ از این اقدامات به عنوان تاکتیکهای مذاکرهای پرخطر دفاع کردهاند - شروع با حداکثر فشار قبل از تنظیم شرایط، پس از آمدن سایر کشورها یا نهادها به میز مذاکره. با این حال، منتقدان و تحلیلگران بازار از "TACO" به صورت تحقیرآمیز یا به عنوان مخفف غیرقابل پیشبینی بودن سیاست استفاده میکنند. فراتر از تعرفهها: از آن زمان، این اصطلاح توسط مفسران برای توصیف تغییرات ناگهانی یا عقبنشینیهای تاکتیکی درک شده در سایر بنبستهای ژئوپلیتیکی پرفشار، مانند لفاظیهای پیرامون تصمیمات سیاست خارجی یا درگیریهای بینالمللی، مورد استفاده قرار گرفته است.
[21] - The Pharisees tradition of Ezra فریسیان (به معنای «جداشدگان») یک جنبش اجتماعی و مکتب فکری یهودی در منطقه شام (لوانت) در دوران یهودیتِ «معبد دوم» بودند. پس از ویرانی معبد دوم در سال ۷۰ میلادی، باورهای فریسی به شالوده و مبنای اعتقادی، عبادی و آیینیِ «یهودیتِ ربانی» بدل شد. اگرچه این گروه دیگر وجود خارجی ندارد، اما سنتهای آنان برای جنبشهای گوناگون مذهبی یهودیت از اهمیت بسزایی برخوردار است
[22] - the Jewish mystical racism
[23] - The theory of linear time
[24] - Logos همان که فیلسوفان از آن برای توصیف اصل عقلانی و هدایتگر یا نظم پنهانِ جهان هستی استفاده میکردند.
[25] - oriental
[26] - Epstein جفری ادوارد اپستین (۱۹۵۳ –۲۰۱۹ )سرمایهگذار، متجاوز جنسی به کودکان، تجاوزکار زنجیرهای و قاچاقچی انسان آمریکایی بود او کار خود را به عنوان معلم فیزیک آغاز کرد و بدون داشتن مدرک دانشگاهی توسط دونالد بار در مدرسهٔ دالتون استخدام شد. پس از اخراج از این مدرسه در سال ۱۹۷۶ وارد بخش بانکداری و امور مالی شد و در شرکت بر استرنز در وظایف گوناگون فعالیت کرد و سپس شرکت سرمایهگذاری خود را تأسیس نمود. اپستین شبکهای از افراد نخبه و از لحاظ اجتماعی بانفوذ پیرامون خود ایجاد کرد و دستکم ۱٬۰۰۰ دختر زیر سن قانونی، نوجوان و زن جوان را قَوّادی میکرد که همگی بهطور مکرر توسط او و نزدیکانش مورد تجاوز جنسی و خشونت جنسی قرار میگرفتند. بخش عمدهٔ ثروت اپستین از طریق ارائهٔ خدمات مشاورهٔ مالیاتی و برنامهریزی اموال میلیاردرها به دست آمد
رفتاری نیکو که ریشه در تاریخ اندیشه، پندار و رفتار کهن ایرانیان دارد، همچنان در میان ما زنده است، که در هر وعده نیایش یکی از جمع حاضر، راهبر مراسم نیایش گردد، این رفتار نیکو را، در هنگامه دفع تجاوز خسارتبار رژیم بعثی صدام علیه کشورمان (1359-1367) به نوع دیگری تجربه کردم، که هربار که از سفرهایی فارغ میشدیم، نظم سفره به هم نخورد تا نیایش و دعایی جمعی بر این سفره خوانده شود، و مدافعان وطن، هر یک دعایی به فراخور حال و بلندای اندیشه خود، بگویند، و از دیگران آمینی در برابر حضرت حق بستانند، تا همه در این اقدام شایسته و بایسته فرصت یابند، دیگران را بر خواست خود، در برابر خداوند با خود همراه نشان داده، بر ضرورت برآوردنش توسط خداوند، گواه آورند،
و از این روست که این رسمِ ریشهدار، در پایان هر کار جمعی انجام میپذیرد، که دست به سوی خداوندگار بلند کرده، و جمعی نیایش کنیم، جشنهای بازمانده از کیشِ کهن و مغزدارِ ایرانیان، از نوروز بزرگ گرفته، تا مهرگان، اسفندگان و... همه در پایان فصلی از کار و تلاش، و یا آغاز فصل دیگری از حرکت، به واقع گردآمدن، نیایش و شادی از توفیق زندگی، و آغاز پردهایی دیگر از آن بودند.
و امروز وقتی ورزش جمعی بامدادی به پایان رسید، حاضران در این کردار نکو، شرکت جستند، دایره زدند، تا چشم در چشم، و شانه به شانه هم، ندای نیایشوارِ خود را روانه گوشی کنند که نسبت به ما، انگار شنواست، پس باید با او به سخن نشست، و درخواست داشت.
امروز خانمی فرهیخته، نیایش پایان ورزش را به عهده گرفتند، و به زیبایی، از دیدگاه خود،حال و روزگار ما ایرانیان را شرح گفتند، و این چنین به نیایش آغاز کردند، که :
«به نام خداوندی که وقتی نامش به میان میآید، همه سر و پا نشناخته، به سویش روان میشوند.
این روزها که سایه جنگ تا پشت دروازه خانهی تک تک ما آمده، و ما دیگر به اخبار گوش نمیدهیم و روزنامه نمیخوانیم، تا بلکه از خبرهای بد جنگ به دور بمانیم، اما وقتی به ناچار، برای خرید نیازهای خود، از خانه خارج میشویم، با آثار جنگ رودررو میشویم، جنگ بار سنگینی بر دوش همه ماست، برخی از هموطنان ما درد را از نزدیک تجربه کردند، و بعضی هم فقط خبرهای آن را شنیدند،
در شرایطی که جامعه به این وضعیت میرسد، احساسی در آدمها به وجود میآید که خیلی کمتر از آن صحبت میشود، و ما میخواهیم امروز راجع به آن بگوییم، احساس شرمساری و گناه از اینکه عادی زندگی میکنیم،
خیلی از ما به همدیگر میگویند، مگر میشود خندید، وقتی هموطن من در شرایط سخت است، مگر میشود که در پارکها و باغها قدم زد، و یا مثل ما ورزش کرد، وقتیکه در گوشه ایی از این کشور، مردم در کنار خرابههای جنگ زندگی میکنند؟
اما باید بگوییم که، زنده بودن، و زندگی کردن جرم نیست، این که ما لبخندی را به عزیزانمان هدیه میدهیم، خیانت به رنج دیگران نیست، شاید خداوند آن آرامشی را که به ما هدیه کرده است، اصلا برای این داده که از آن (آرامش و زندگی) نگاهبانی کنیم، نه این که، همان را هم از بین ببریم،
زندگی با نوع دوستی، مهربانی و یاری به دیگران، همان ایستادگی در برابر تاریکیست. جنگ، کشتار و... میخواهد که زندگی را متوقف کند، اما هر گُلی که روئیده میشود، هر دستی که برای گرفتن دست نیازمندی دراز میشود، یادآور و اعلامگر این است که زندگی زنده است، متوقف نمیشود، و جریان دارد، پس باید به جای احساس گناه و شرمساری، از اینکه عادی زندگی میکنیم، احساس مسئولیت را به جای آن، جایگزین کنیم، و اگر در شرایط بحرانی، با شرافت، نوع دوستی، مهربانی و انسانیت زندگی میکنیم، باید گفت، این از بیدردی و بیخبری ما نیست، و از آنجا ناشی میشود، که این خود، شکل زیبایی از مقاومت است،
پس پروردگارا!
بیشتر از هر زمان دیگری نیازمند این هستیم که صدای ما را بشنوی، و ما را ببینی. پس در میان این جمع بِخَرام، دستان قدرتمند خود را بر شانههای ما قرار ده، و ما را با دستان خودت به ساحل اَمن و نِِجات بِرسان،
آمین.
آرزو میکنم همه شما و خانواده شما، در حفاظت نام پروردگار باشید،
الهی آمین»
با این دکلمه زیبا و نیایش بامدادی، دیگری از ورزشکاران با شوری وصف ناشدنی، عِنانِ نیایش بازگفته را به دست گرفته و اینگونه بدان پایان داد که :
پروردگارا!
پندار نیک مرا، (همهی جمع یکصدا پاسخ گفتند) سپاس
گفتار نیک مرا، (همهی جمع یکصدا پاسخ گفتند) سپاس
کردار نیک مرا، (همهی جمع یکصدا پاسخ گفتند) سپاس
و در ادامه، همگی با نظمی ورزشی، و تند، دستها را ده بار به سوی آسمان بالا بردند و پایین کشیدند، و ده بار دیگر نیز معکوس شمرده، و تکرار کردند، تا یکصدا، بیست بار خداوند آسمانها را متوجه خواستهای خود سازند.
و وعده دیدار به بامدادی دیگر دادند، تا برای نرمشی دیگر، و باز جاری نگه داشتن زندگی، دوباره گردهم آیند.
#نه_به_جنگ
#نه_به_کشتار
#نه_به_ویرانی
#زندگی
#صلح
امروز پنجم مرداد 1405 [1]، 150 روز از آغاز جنگِ غیرقانونی، تجاوزکارانه و زورگویانه امریکا و اسراییل علیه ایران میگذرد، جنگ رسوایی که تمام قوانین، شاخصها و توافقنامههای بین المللی تعیین کننده راه و روش جنگ و صلح در جهان انسانی را زیر پای نهاد، و اولین روز آغازش را با کشتن دانش آموزان در مدارس، رهبران در دفاتر کارشان، نظامیان در پادگانهایشان و... کلید زدند، میانهاش نیز خدعه و نیرنگ و عهد شکنی بود، و اکنون شاه بیت تهدیدهای اصلی سردمدار این جنگ، یعنی رئیس جمهور امریکا، پاکسازی تمدنی، زدن پلها، ویران کردن نیروگاهها و زیرساختهای انرژی و... ایران است.
جنگی که فصل جدیدی از روشهای تجاوز و نُرم شکنی را در دنیای بیقانون، و جهانِ زیر سلطه زیادهخواهان پلیدِ باز کرد، دنیایی که هر روزه در دامن راستگرایان ملیگرای متجاوز، تمامیتخواه و خونخواری همچون پوتین، نتانیاهو، ترامپ، ملا هبتاللهها و... سقوط میکند و کشورها و ملتهای بیشتری به زیر سلطه اینگونه اندیشههای ناپاکِ ضدآدمیت میآفتد، تا چشم انداز آینده آدمیان در جنایت، کشتار، بیرحمی، تجاوز، زورگویی هر لحظه تیره و تارتر دیده شود، و ویرانی بنای انسانیت، دمکراسی، آزادی و کرامت انسانی هویداتر گردد، اینان طلایهداران آغاز دوران بردگی جمعی آدمها، در عصر جدیدند.
امروز 111 روز از آتش بسی میگذرد که 40 روز پیش به امضای تفاهمنامه بین روسای جمهور ایران و امریکا، انجامید، و بارقههای امید را در دل مخالفان جنگ، و سقوط انسانیت به ورطه دنیای زر، زور و تزویر روشن کرد، اما عهد شکنی، زیادهخواهی و خوی تجاوزگری سیری ناپذیر رهبران راستگرای صهیونیسم جهانی در اسراییل، و دیگر مخالفان پایان درگیریهای خانمان براندازِ اینچنینی، که بقای خود را در هرج و مرج و جنگ و جنایت میبینند، باعث شد، تا باز امروز شانزدهمین روز از آغاز دور جدید حملات متقابل را پشت سر بگذاریم،
دورهایی که تجاوز و ویرانگریِ بی حد و اندازهایی را رقم زد، که اهدافش به زیرساختها، و ابزار ضروری زندگی انسانی تغییر ریل داد، و اکنون دیگر از "جنگ بی پایان" [2] سخن به میان است، و اینکه ترامپ «هیچ راه حل لعنتی برای خروج از این جنگ ندارد» [3] و در دامی که خود و دیگر همپالگان زیادهخواه او، خود گستردند، گرفتار آمده است،
سیاستمدار مغرور و ناپختهایی که اسیر خدعه و نیرنگ روسیه و اسراییل، و البته پَستخویی خود شد، و با آغازگر جنگی همراه شد، که یک تاریخ جنایت را، در پس احقاق حقوق تاریخی یهود، مرتکب شده و میشود، آوردگاه غزه و کرانه باختری، اکنون آزمایشگاه و نمایشگاهی آشکار از لکه ننگی است که در دامن یهود و صهیونیسم جهانی باقی خواهد ماند، جاییکه هولوکاست غزه رقم خورده است، و 80% زیرساخت کشاورزی این منطقه ویران شده است و پرتراکمترین جمعیت جهانی، در محاصرهایی پایان ناپذیر، هر روزه میزبان بمبهای سبک و سنگینِ انتقام، کینه و جنایت صهیونیستهاست، که تا کنون عمق جنایتِ ناشی از انتقام خواهیهای خود را پیش چشم جهانیان به نمایش گذاشته، و اوراق دهشتناکی از خوی درنده زورمداران اسراییلی را به ثبت رساندهاند،
و همانگونه که آنان تا کنون از هولوکاست و کشتار یهودیان توسط نازیها میگویند، و تشت رسوایی آن حرکت پلید را هر ساله از بلندترین آسمانخراشهای جهانی بر زمین میاندازند، از این پس کسانی در دنیا خواهند بود که تشت رسوایی جنایات صهیونیسم و همکارانش را، از بلندهای جهان به زیر افکنده، تا روشن شود که مظلومان سابق، به واقع چه ظالمان درندهایی در کیش شخصیت بودهاند،
و آیندگان، اروپای استعمارگری را به محاکمه خواهند کشید، که بعد از جنایت خود در کشتار یهودیان (چه در دوره سیاه تفتیش عقاید کلیسایی و چه در جنگ جهانی دوم)، غده سرطانی صهیونیسم را از محدوده خاک اروپایی خود، به خارج از مرزهای این قاره، در خاورمیانه صادر کردند، و آنرا در قلب آسیای غربی و در زادگاه ادیان ابراهیمی کاشتند، و تداوم این خون و جنایت را به مناطق دیگران کشاندند، و در این طرحِ ظالمانه، رویای حقخواهانه و تاریخی یهود، را به پلیدترین جنایات، با حمایت بیحد و حصر خود از صهیونیسم آلودند.
جهان گشایان بزرگی همچون هیتلر، که در نگاه ملیگرایان اروپایی تقدیس شدهاند را، همین یهود با همین اتهام به رسوایی کشاندند، و این عاقبتی تکراری، برای دونالد ترامپ هم خواهد بود، چراکه اگر حتی موفق شود و پروژه خاورمیانهایی خود را پیش ببرد، تازه یک راستگرای جهانگشای غربی دیگری، همچون هیتلر خواهد بود، که در جنایات بنیامین نتانیاهو و صهیونیستهای بیرحمی همچون او در دولت اسراییل شراکت تمام عیار داشته و دارد،
این آینده چنین راستگرای ملیگرایی در امریکای شمالی خواهد بود، که وجودش امروز برای تمام جهان به یک بلیِّه تمام عیار تبدیل شده است، که نه اروپا، نه همسایگان امریکایی، و نه ملتهای ساکن در آسیا و اقیانوسیه از آزار و اذیت و خسارت تمامیتخواهانهی او در امان نیستند، و همه را به بازیهای رسوای مغرورانه خود گرفته، و مقابل زیادهخواهیهای زورگویانه او، همهی جهانیان خونِ دل میخورند، و تحمل میکنند و روز میشمارند تا بلکه روزی دمکراسی امریکا به مدد جهانیان آمده، و این دوره لعنتی ریاست جمهوریاش بگذرد، و دنیا، سازمان ملل، قوانین، ساختارها، ارزشهای انسانی، گروهبندیها، توافقنامههای جهانی و... و بلکه بشریت از خُوی قانونگریز، ساختارشکن، فاسد، مغرور، فرصتطلب و زورگویانه او رهایی یابند.

صهیونیسم گرگی که اکنون دست سازندگان خود در اروپا را گاز گرفته است
و با مشغول کردن امریکا در خاورمیانه، اروپا را در مقابل تجاوز روسیه بی پناه و بی حامی کرده است
اروپاییها از سال 1947 تاکنون، 75 سال است که نطفه جنایت، تجاوز، خدعه، نیرنگ و مظلومنماییهای گرگصفتانه اسراییل را در غرب آسیا کاشتند، و از روند رشد و پویایی آن حمایت کردند، تا موجودیت اسراییل، بعنوان یک حاکمیت ملیگرای یهودی را، در خارج از مرزهای اروپا تشکیل داده، بخشی از بحرانهای اجتماعی و فرهنگی – مذهبی خود، از جمله یهودستیزی را به خارج از مرزهای اروپا منتقل کرده، و تا ابد خود را از نکبت یهود و یهودستیزی رها سازند، اما امروز دامنهی این بحران باز دوباره به سوی آنان بازگشته، و بالهای پرواز آرمانها و اهداف والای اروپایی را نیز میسوزاند.
دونالد ترامپ به عنوان یک بازیچه دستهای قدرتمند صهیونیسم بین الملل، ارزشهای گرانقدر اروپایی همچون قانونگرایی، حقوق بشرخواهی، آزادیخواهی، صلح و پیشرفتجویی و دمکراسی را علنا در مقابل دوربینها، و مقابل چشم جهانیان به سخره میگیرد، رهبر افسار گسیختهایی که، سردمداری تمدن غرب را در این روزهای سخت عهدهدار شده است، و زیر شعار ملیگرایی سخیف امریکایی، مشغول ویرانی تمام بنیان تمدن بشری، روح انسانیت و کرامتجویی و آزادیخواهی آدمیت و... در جهان تشنه ارزشهاست،
و تنها در یک پرونده، از دهها پرونده گشوده توسط این قانون شکن قرن، صهیونیسم بین الملل او را وارد جنگی در دفاع از اسراییل کرد، که لجنزاری برای ارزشهای انسانی و تمدن بشری بیش نخواهد بود، و اکنون در ایران با مقاومت مردمی روبرو شده است، که تمام تفرق و اختلافات شدید و خونین خود را به کناری نهادهاند، تا برای حق داشتن دسترسی به فنآوریهای روز جهانی، حق دسترسی به وسایل روز دفاعی، حق داشتن ارتباطات اقتصادی با جهان و... یکپارچه شده، و مقابل این قلدر جهانی مقاومت کنند، تا بلکه خود را از زورگوییهای قانون شکنِ غیر قابل اعتمادی همچون ترامپ امریکایی و امثالهم برهانند، کسانی که روندی را بر ایران دیکته کردند که، این ملت صبور و مظلوم را دهههاست ظالمانه در تحریمهای کمرشن، و محاصره همه جانبه غرق کردهاند و...، و اینگونه است که به دلیل زورگوییهای از حد بیرون شده خود، ترامپ و همپیمانانش را شاهدیم که در تلهی خودنهاده، فرو انداختهاند، و متجاوزین راه خروجی جز فرو رفتنِ بیشتر در باتلاق جنایات بیشترِ جنگی، و رسوایی گستردهتر، و گسترش هرج و مرج و بی قانونی جهانی در پیش ندارند.
نکبت پروندههای باز دوره استعمار اروپایی، دور زد، و دور زد، تا در سال 2026، دوباره دامنگیر اروپا شده، و او را در زمانه مقابله راهبردی و سخت با تجاوز روسیه به اروپا، از مهمترین پشتوانه راهبردی خود یعنی امریکا محروم کند، و اروپا اکنون تنها و بی پشتوانه، هاج و واج مقابل متجاوزی زیادهخواه همچون ولادیمیر پوتین، انگشت به دهان مانده است، حتی میتوان گفت، امریکای غرق شده در ملیگرای ترامپیسم، گاه در کنار پوتین در حال مبارزه با اروپا دیده میشود، و اروپایی که میرفت تا با ساختار دمکرات، و متوجه به کرامت انسانی، به قطب آرامش و ظهور و بروز قانون، کرامت انسانی و اندیشههای بشردوستانه، و حامی محیط زیست سالم و... تبدیل شود، اینک با تهدید موجودیتی از چند ناحیه مواجه است،
نتانیاهو در کنار ترامپ، تمدن شکوهمند غرب را به سوی رسوایی و نابودی میبرند
و تمام ارزشهای والای انسانی را به سخره گرفتهاند
اول راستگرایان ملیگرای امریکایی به رهبری ترامپ که با به قدرت رسیدن در امریکا، عمق راهبردی اروپا را بی اثر، و یا بلکه به دشمن اروپا تبدیل کردند، و از این سو نیز راستگرایان روس که به رهبری پوتین بازگشت خوی تجاوزگری و زیادهخواهی شوروی سابق را نمایندگی میکنند، و اروپا را در معرض تهدید موجودیتی قرار دادهاند، و زین سو نیز راستگرایانِ صهیونیستِ دستساخته اروپای استعماری، یکه تازی میکنند، و تشت رسوایی طرحهای استعماری صدور بحران از اروپا به دیگر قارهها را هر روز، با جنایات دهشتناک خود بر زمین میاندازند و جار میزنند، و اوراقی در تاریخ جنایات ضد بشر ثبت میکنند، که تا ابد بر دامن تشکیل دهندگان دولت یهود، همچون لرد بالفورهای بریتانیایی، و همصداهای آنان در آلمان و... خواهد نشست، تا یک تاریخ سر به زیر ماندنِ چنین اندیشههای شیطانی را رقم زنند، و البته ظهور مجدد راستگرایان ملیگرایی همچون ویکتور اوربان در مجارستان، که در مرزهای اروپای آزاد و دمکرات، همنواییهایی، با رهبرانِ فاسدی همچون ترامپ را، زمزمه کردند و میکنند، تا کارد را از دل اروپا، بر قلب ارزشهای اروپا فرو بشنانند.
آنچه مسلم است، روسیه با آغاز تجاوز به مردم مظلوم اوکراین در سال 2014، کلید بیداری غولهای تمامیتخواه و راستگرایانِ متجاوز را زد، نبرد 7 اکتبر 2023 توسط حماس که نبرد آزادیخواهی فلسطینیان را به خوی انتقام، جنایت و کشتار کور آلود، غول راستگرای متجاوز اسراییل را قدرتمند و زنده ساخت، و بال و پر و میدان داد. انتخاب راستگرای فاسد و تمامیتخواهی همچون دونالد ترامپ، همه این پروندهها را قوت بخشید، و در نتیجه اکنون جهان در آتشی میسوزد، که ریشه در یک تاریخ جدا افتادن انسان از ارزشهای بزرگی همچون قانونگرایی، انسانیت، کرامتجویی انسان، آزادیخواهی، صلح طلبی و دمکراسی دارد، و بازگشت به این ارزشها، تنها راه نجات آدمیان از چرخه تجاوز، کشتار و جنایتی است که سردمدارانِ جهانِ زر و زور تزویر دامنگیر جهان کردهاند.

«آنان که تاریخ را به فراموشی سپردهاند، نمیتوانند تاریخ سازی کنند.»
دکتر بهیم رائو امبادکار (معمار قانون اساسی مترقی هند بعد از استقلال)
شاید دنیای نویسنده نامدار امریکایی جناب مارک تواین هم به همین کثیفی دنیای امروز ما بوده است، آنگاه که نوشت :
«هرچه بیشتر آدمیان را میبینم، بیشتر سگم را ترجیح میدهم.»
نامهها، مارک تواین

#نه_به_جنگ
#نه_به_ویرانی
#نه_به_انتقام
[1] - 27 July 2026
[2] - “forever war”
بعد از نزدک به سه ماه قطع اینترنت در ایران، با فرا رسیدن دوره رهایی از دنیای اسارتبار بی اینترنتی، اکنون میتوان نفسی کشید و به انتشار یادداشت های مختصر روزهای قطع ارتباطات اینترنتی اقدام کرد:
وطن مظلوم من! صدای شکستن استخوانهایت را زیر بمبهای سنگین کینه را میتوانم با سلول سلولهای تنم بشنوم و حس کنم، شب و روز فرغون فرغون بمب را بر سرت خالی میکنند، تا تو را از داشتههایی که دههها برای داشتنش خون جگر خوردی محروم کنند، در این میان یکی از تحویل سرزمین سوخته میگوید، یکی از اختیاردار شدنت به هر وسیله و... هر کدام معاملهای خطرناک را برایت در نظر دارند، تو چقدر مظلومی؟
ایرانیان همنشین و همسفره با تجاوز و متجاوزان، لذت میبرند، اینان نیز از همان قسم هموطنانی هستند که تو را چنان مفت و بی ارزش یافتهاند که به پای آرمان و هدفشان قربانیات میخواهند و میبینند، و بر این ویرانی کشتار خوشحال، بیتفاوت و یا توجیهگرند؛ و من، تو را در میان گاز انبری میبینم، که تو و مرا در خود له میکند.
تهران - سه شنبه، ۲۶ اسفند ۱۴۰۴، 17 مارس 2026، روز هیجدهم جنگ امریکا و اسراییل با ایران
«ما نمیتوانیم برای از بین بردن اهریمن، خود تبدیل به اهریمن شویم.» [1]
جنگ امریکا و اسراییل با ایران باعث شد که ج.ا.ایران برای مقابله با چنین تجاوز وسیعی که از ناحیه دو قدرت هسته ایی جهان (امریکا و اسراییل)، با آن مواجهه گردید، از هر وسیله استفاده کند تا هجوم به خود را سد کند، از شدت حمله بکاهد، و یا در این جنگ پیروز شود، از حمله به همسایگان نه چندان بی گناه و هرچند متخلف در بیرون گرفته، تا قطع کل ارتباطات ایرانیان از جمله اینترنت، در داخل و...، ایران از تبعات این جنگ تا مدتها رهایی نخواهد یافت. تاریخ ایران به قبل و بعد از این حمله تقسیم خواهد شد، دو دنیای کاملا متفاوت. این همان عرفی سازی در فرمانروایی و زمینی فکر کردن است، که انجام شد، یعنی دوری از شعارها (ایدئولوژیک، اخلاقی، انسانی و...) و عمل بر اساس واقعگرایی، یعنی دست به هر کاری زدن، برای به نتیجه رسیدن؛ عرفی سازی رفتار، بر پایه همان روشی که طرف مقابل بدان عمل میکند، بیخیال قوانین، افکار عمومی و...
شاهرود - یکشنبه 16 فروردین 1405، 5 آوریل 2026، روز 37 جنگ امریکا و اسراییل با ایران
بعد از تو، باز خورشید بی اعتنا به جنایات شب، از باختر بالا آمد، تا باز بی اعتنا به هر آنچه در روز روشن بر ما رفت، خود را از شرم، به پشت کوهی بلند بیندازد، تا بالا آمدن دوبارهاش را در آسمان غمناک ما، در صبحی تکرار شوندهی دیگر، به انتظار بنشیند. انگار نه انگار در این بین هر چه داشتیم، بر باد رفت. در حین عبور، بی اعتنا به بی عملیاش، گفت: «دیدی پوزهاش را چطور به خاک مالیدند؟»، و هرگز نگفت که در این توفان خاک دادنها، گلو، چشمها و هر آنچه راه ارتباط ما با این دنیا بود، که خداوند برای ما مقرر داشته بود، پر از خاک و دود، ناتوان و مسدود شد.
شاهرود - دوشنبه 24 فروردین 1405، 13 آوریل 2026، روز 45 جنگ امریکا و اسراییل با ایران، ششمین روز آتش بس
«امریکا! کشوری بی در و پیکر با آزادیهای خاص» [2] که نمایندگان ایران در صحنه این کشور غائبند، تا در مجموعه آزادیها، و بی در و پیکری آن، با همه بازیگران جهانی، از جمله دشمنان و رقبای ایران، بازیگری کنند، و در غیبتِ ایران و نمایندگانش است که، حتی اسراییل 9 میلیونی میتواند، یک کشور 400 میلیونی را، با اهداف ایدئولوژیک و توراتی خود همراه کند، و ملعبه خود ساخته، و به جنگ با کشوری 90 میلیون با تمدنی چندهزار ساله بکشاند. نتیجه قطع روابط با کشوری که لابیها نقشی تعیین کننده در جهت گیریهایش دارند، همین است که امروز و دیروز دامنگیر ایران شد، و ایرانیان را در نبردی قرار داد که حتی تمدنش را نیز در معرض آسیب و خطر قرار داد.
شاهرود - پنجشنبه 3 اردیبهشت 1405، 23 آوریل 2026، روز 55 جنگ امریکا و اسراییل با ایران، روز 17 آتش بس
70 روز از آغاز جنگ شرارتبار امریکا و اسراییل بر علیه ایران میگذرد، جنگی که ایران و جهان را ویران کرد، در سالروز پایان جنگ جهانی دوم (۸ می ۱۹۴۵) همه به انتظار پایان این جنگ جدید، جهانی و ویرانگرند، حال و هوای پایان جنگ جهانی دوم در آنسوی آتلانتیک، و در شهر تورنتو، در چنین روزی در سال ۱۹۴۵ این چنین توصیف شده است : «روزی که پایان جنگ، خیابانهای تورنتو را پر کرد. جنگ جهانی دوم بالاخره تمام شد. صبح ۸ می ۱۹۴۵، خبر تسلیم آلمان در شهر پیچید و تورنتو ناگهان رنگ دیگری گرفت. مردمی که سالها با اضطراب جنگ زندگی کرده بودند، از خانهها و ادارهها بیرون آمدند و به خیابانهای مرکز شهر رفتند. مقابل شورای شهر جایی برای ایستادن نبود. هزاران نفر برای مراسم شکرگزاری جمع شدند؛ بعضیها گریه میکردند، بعضیها میخندیدند و خیلیها فقط مات و ساکت به اطراف نگاه میکردند؛ انگار هنوز باورشان نمیشد جنگی که دنیا را زیرورو کرده بود، تمام شده است. بیش از یک میلیون کانادایی در جنگ خدمت کرده بودند و ۴۲ هزار نفر جان خود را از دست داده بودند. برای همین، آن روز فقط جشن پیروزی نبود؛ روز پایان سالها ترس، انتظار و دلتنگی هم بود. روزی که تورنتو نفس راحتی کشید.»
شاهرود - جمعه 18 اردیبهشت 1405، 8 می 2026، روز 70 جنگ امریکا و اسراییل با ایران، روز 32 آتش بس
آه ای خدایان زمینی! چه دنیایی ساختهاید؟! خدایان آسمان هم در سیلاب و گرد و خاکِ توفانتان غرق خواهند شد، چه رسد به نازک نارنجیترینهای خلفت! یعنی آدمیان؛ که زندگی او در این جهان، و گیج زدنهای او برای چگونه زیستن، خدا را به دستکاری در این دنیا وا داشت، تا بلکه به نوعی هدایت شان کند و دنیایشان را به نحوی اصلاح کند، که بتوانند در این دنیا زندگی درستی داشته باشند، که تا کنون که کنون است هم نتوانسته است به این دنیای درهم و برهمشان سامان دهد! رنج و ویرانی و تجاوز، کشتار و زورگویی و بی اخلاقی و... حیوانیت، در این دنیا، زیر نگین انگشتری خداوندی توانا، هنوز به وفور جریان دارد.
یکشنبه 20 اردیبهشت 1405، 10 می 2026، روز 72 جنگ امریکا و اسراییل با ایران، روز 34 آتش بس

[1] - رامین جهانبگلو - گفتگوی ویژه با BBC
[2] - دیالوگی از زبان رئیس باند تبهکاران زندان، از جامعه امریکا در سریال تلویزیونی «فرار از زندان» (Prison Break)

