هر سو می نگری زنجیرهای اسارتی است که نوع بشر را فکری و جسمی در بند می کشند، چه آن درویش بی مدعایی که خود را مجذوب نور حق می داند، و چه آن مقلدجویی که از متون دریای ادعا، حکمی بیرون می کشد و آن را وحی مُنزَل می داند و هیچ علمی را نافع تر از علم خود نمی داند و می گوید این درست است ولاغیر؛ و یا آن فیلسوفی که با غور در اقیانوس خلقت سعی در یافتن نخ هایی دارد تا سلسله ایی ساخته و آن را بجایی وصل کند، که محکم باشد و با کشیدنش به راحتی فرو نریزد، و یا آنانی که

ایسم هایی را ساخته و همه را بر مدار ایدئولوژی و یا سیستم فکری خود فرا می خوانند.

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...