ایزدا!

ای زندگی دهنده به آب!

به نرمی باران لطف بی منتهایت قسم،

روزگارمان به جایی رسید،

سر صفی ها را با ته صفی ها، انگار فرقی نیست،

گرچه سر صفی ها را امروز، روز پایان است،

اما برای ته صفی ها هم، چند روزی بیش نمانده است،

چون آینده است، و آینده چه نزدیک است؟!!

چه زود فصل مستی و عشق گذشت،

در حالی که هرگز آمدن و حضورش را نفهمیدم،

اما چه خوب، که زود می گذرد،

و بر این گذشتش، شعفناکم،

چنانکه که رهی معیری [1] گفت :

"رهی! تا چند سوزم در دل شب ها چو کوکب ها       باقبال شرر نازم، که دارد عمر کوتاهی"

خوش به حال شرری که از آتشی خیزد،

شرری زند، شکوهی آفریند، چشم هایی بِرُباید، و در اوج، زود تمام،

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...