27 اسفند 1396 بود که ما دیدارهای خود را از شهر ایساتیس [1] آغاز کردیم، اولین محلی که در یزد به دیدارش رفتیم مسجد جامع بود، مسجدی که مناره هایش مثل معجزه ایی در آسمان سر کشیده اند و سرفراز در مقابل بادهای تند مقاومت کرده و ایستاده اند. زیبایی این بنا دل انسان را روانه آسمان می کند، آسمانی که انگار درد و غم های زمینیان را دیگر پذیرا نیست و به نظر می رسد که دیگر از ما قطع نظر کرده است، اما باز با این حال مناره های مسجد جامع یزد انگار می خواهند ارتباط آسمان و زمین را همچنان وصل نگهداشته و برای آن تلاش می کنند. 

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

روزی صلاح الدين ايوبی فرمانده مسلمانان در جنگهای صليبی به خاطر كمبود بودجه نظامی نزد شخص ثروتمندی رف...
- یک نظر اضافه کرد در جنگ امریکا/اسراییل با ایران، و...
خیرستان_بین_الملل تفاهم به جای تقابل؛ یادداشتی در #فایننشال‌تایمز* تفاهم‌نامه ایران و آمریکا، فرصت...