کجا سفره گشایم ز دل، که آشوب نَخیزد

چگونه سفره گشایم، که موج کینه نَجُنبد

بند ز دل نَرُباید، اشک به دیده، نَبارد

کجاست همنفسی، تا ز کینِ یار بگویم

ز ظلم او، وزآن خونریزِ قهار بگویم

ملول ز سفره گشایی، به نزد نامحرم،

کجاست مَحرم رازی، کَز بی وفاییِ یار بگویم،

هلا تو ای سکوتِ غم انگیز و بنیانکن

تنوره کش ز گلویم، تا به یار بگویم

تو غایبی، وز غیبتت چند بگویم،

هزار گفته نشاید، تا به اغیار بگویم

به نظم در آمده در تهران – 30 آبان 1404، 21 نوامبر 2025

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...