در حالی که مقصد بسیاری از سفرهای نوروزی شمال کشور است، ما راه جنوب را در پیش گرفتیم، تا در دل دیار آشنای کویر پیش رفته، و در عمق خود فرو رویم. کویر و حاشیه کویر شاهد تمدن های بسیاری در طول سالیان دراز تاریخ این مردم و این سرزمین بوده است که دیدار و مطالعه در خصوص آنها دلم را به سوی خود می کشد، سفر به شمال را سفری تفریحی و سفر به مرکز، جنوب، غرب و شرق را سفری به دل فرهنگ و هنر ایران می دانم، و در حالی که تلاش های ذهنی ام برای یادآوری و تداعی آخرین سفرم چندان موثر نیست، اما سفر را حرکتی رو به جلو و تحرکی مفید می دانم؛
جنگ باعث شد به بسیاری از مناطق ایران سرکی بکشم، اما این رفتن ها به قدر نوک زدن کبوتری بر اَنبانی از دانه هاست، که تمام تلاشش تنها به برداشتن چند دانه ایی بیشتر منجر نمی شود؛ جاهای زیادی وجود دارد که می تواند مقصدی بِکر برای دیدارهای مان گردد، استان های زیادی از 31 استان کشور هستند که هنوز موفق به دیدارشان نشده ام، نقاط زیبایی در شمال، شمالشرق، شمالغرب، غرب و جنوبغرب، شمالغرب، جنوب، جنوبغرب را دیده ام، ولی در مرکز، شرق، جنوبشرق کشور مناطق زیادیست که همچنان برایم بکر مانده اند، تا بدآنجا هم سری زده با مراکز تمدن ایران آشنا شوم؛ مناطق زیادی از این دست در این مناطق وجود دارد که آرزوی دیدارش را داشتم، یزد، کرمان، سیستان و... و اکنون انگار بخت این دیدارها هم به همت عزیزی باز شده است؛ و در روزگاری که سفر به آنتالیا، استانبول در ترکیه، ارمنستان، گرجستان و... از سفر به جزایر کیش، قشم و... خودمان ارزان تر است، ما همچنان ترجیح دادیم که مناطق دیدنی کشورمان را مورد بازدید قرار دهیم، نه اینکه آرزوی دیدن قفقاز و یا آناتولی که روزگاری پاره ایی از قلب فرهنگی و گاه سرزمینی ایران و یا حداقل همسایه ایی که اکنون نشانه های زیادی از دوران شکوه این کشور را در خود دارند، را ندارم، ولی اکنون ترجیح می دهم اول به دیدار خود نایل شوم، تا بعد به دیگرانِ امروز پرداخت، و در واقع کسی که خود را نمی شناسد چطور می خواهد اطراف خود را بشناسد.


