وارد اتوبوس شدم و در صندلی خود کنار پنجره در ردیف سوم استقرار یافتم، اینجا در کنار پنجره ایی شیشه ایی که مرا از عالم بیرون جدا و در عین حال وصل می کند، می توان نشست و در حین سفری طولانی، یکنواخت، اجباری، خسته کننده، پر ابهام و... به سیر آفاق و انفس پرداخت و رنج سفر را کم و مسیر را راحت تر، خالی از افکار مخشوش و در خلسه ایی مصنوعی کوتاه کرد. 

دنیای طبیعی و مصنوعی اطراف با همه زیبایی ها، زشتی ها، شادی ها و غم هایش خود را قسمتی از وجودم کرده و در ژرفنای آن رخنه کرده حصارها، درب ها، گاردها و قفل های ذهنم را می شکند و از نزدیک و رو در رو با من به سخن می نشیند و به درد و دل، شکایت و تبادل افکار مشغول می شود.

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...