سخن این و آن

یاد آر ز شمع مرده یاد آر - مشروطه خواهان

مصطفوی 30 -3443 5260 کلیک ها

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 زان کس که ز نوک تیغ جلاد

مأخوذ به جرم حق ستائی 

پیمانه ی وصل خورده یاد آر

یاد آر ز شمع مرده یاد آر

شعر علامه علی اکبر دهخدا در وصف شهدای مشروطه (صور اسرافیل و ملک المتکلمین)

 

 حاج میرزا نصرالله فرزند میرزا محسن بهشتی (معروف به ملک‌المتکلمین) از وعاظ، و روزنامه‌نگاران معروف دوره مشروطه بود که به همراه میرزا جهانگیر خان صور اسرافیل پس از دستگیری توسط قوای ضد مشروطه وانتقال به باغشاه، در دوم تیر ماه 1287 به طرز فجیعی به شهادت رسیدند، در صحنه اعدام محمدعلی شاه قاجار حضور یافت و سخنانی علیه بازداشت‌شدگان ایراد کرد. ملک المتکلمین در پاسخ گفت:

«ای پادشاه کوشش من برای این بود که مملکت ایران از این تاریکی جهل و نادانی و فقر و پریشانی بیرون آمده در ردیف ملل بزرگ جهان جای گیرد»

و خطاب به مردمانی که در آنجا بودند ادامه داد:

"من نمی‌دانم این خون فاسد که در عروق شما جاری است چقدر عزیز است که نمی‌خواهید یک قطره آن را در راه شرافت و افتخار و نجات وطن و بدست آوردن آزادی بریزید، شما به پستی و دون همتی و تحمل ظلم چنان عادت کرده‌اید که به هر حقارتی تن در می‌دهید. بر هر فرد آزادیخواه علاقه‌مند به مشروطه واجب است که این درخت کهن استبداد را ریشه کن کند والا او بنیان ما و مشروطه را بر باد خواهد داد."

عشق ایران در موسیقی استاد محمد نوری

مصطفی مصطفوی 08 مرداد 1389 2317 کلیک ها

مرحوم محمد نوری خیلی جالب عشق یک ایرانی را در قالب این اشعار در مورد ایران خوانده است. (خدایش رحمت کند)

ما برای آنکه ایران خانه ی خوبان شود ، 
 رنج دوران برده ایم ، رنج دورانبرده ایم 

ما برای آنکه ایران گوهری تابان شود ، 
  خون دل ها خورده ایم ، خون دل ها خورده ایم...

ما برای بوییدن بوی گل نسترن ، 
  چه سفرها کرده ایم ، چه سفرها کرده ایم ...

ما برای نوشیدن شورابه های کویر ، 
  چه خطرها کرده ایم ، چه خطرها کرده ایم  ...

ما برای خواندن این قصه ی عشق به خاک ، 
  رنج دوران برده ایم ، رنج دوران برده ایم...

ما برای جاودانه ماندن این عشق پاک ، 
  خون دل ها خورده ایم ، خون دل ها خورده ایم...

ویا در جایی دیگر این ارجمند می خواند :

در روح و جان مــــن ، مــی مانی ای وطن
بــه زیــر پا فــتد آن دلـی ، که بهر تو نلرزد

شرح این عاشقی ، ننـــشیند در ســخـن
که بهر عشق والای تو ، همه جهان نیـرزد

ای ایران ایران ، دور از دامـــان پــاکت دســــت دگـــران ، بـــد گـــهـــــران 
ای عشق سوزان ، ای شیرین ترین رویای من ، تو بمان ، در دل وجان

ای ایـــران ایران ، گـلزار ســـبــــزت دور از تـــاراج خــزان ، جـــــور زمــــان
ای مهر رخشان ، ای روشـــنـــگر دنــــیای مــــن به جــــهان ، توبـــمان

سبــزی صــد چـــمن ، سرخی خون من ، سپیدی طلوع سحر ، بــه پرچــمت نــشســته 
شرح این عاشقی ، ننشیند در سخن ، بمان که تا ابد هستی ام ، به هستی تو بسته 

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 3:24 PM توسط سید مصطفی مصطفوی  | نظرات

رهبری که گوش خود را تمام و کمال به مشاورانش سپرد

مصطفی مصطفوی 07 مرداد 1390 2812 کلیک ها

این سخن رهبر کشوری بزرگ و متمدن است که دیر از خواب غفلت بیدار شد و گوش خود را به سخن مشاورانی دوخت که او سلطنت و برنامه هایش را به نابودی بردند:

"مشاورینم دیواری بین من و مردمم بنا نهاده بودند. من نفهمیدم که چه می گذشت وقتی از خواب بیدار شدم که مردمم را از دست داده بودم" محمد رضا پهلوی

"My advisers built a wall between myself and my people. I didn't realize what was happening. When I woke up, I had lost my people."

 Mohammed Reza Pahlavi     

    

 

ملاصدرای شیرازی و ماهیت انسان و خداوند

مصطفوی 19 خرداد 1395 9236 کلیک ها

 ملاصدارا فیلسوف و حکیم ایرانی و مسلمان در خصوص ماهیت خداوند گفته است که خدایی وجود ندارد که ازجنس عقل و علم نباشد و به عبارتی ایشان معتقد است توصیف خداوند در عقل انسان می گنجد و قابل درک است و ایشان تعاریف خارج از علم و عقل را در مورد خداوند نمی پذیرد . ایشان معتقد است ماهیت انسان را علم و اگاهی تشکیل می دهد و این علم و اگاهی است که تعیین کننده بقای انسان است و عدم و بقای انسان به ان بستگی دارد و انسان هایی باقی می مانند که از نظر علم و اگاهی  فربه ترند این نظریه را برای اولین بار است که می شنوم و این تفکر نظریات مربوط به معاد را که معمول هستند را به چالش می کشد طبق این نظریه انسان هایی که واجد علم نیستند را داری معاد نمی داند و با مرگ از بین می روند و اخرتی برای انان نیست مثل این که شما مثلا درامتحان کنکور شرکت کنید و در ان رد شوید در واقع دانشگاهی برای شما نخواهد و به حدی از حداقل ها نرسیده اید که وارد این مرحله بشوید و انسان بدون علم و اگاهی که به اندازه کافی در این زمینه فربه نشده باشد با مرگ به پایان می رسد و تمام می شود حال گفته می شود که پس مثلا چگونه این فرد تنبیه می شود به خاطر اعمالشان، پاسخی که مطرح می شود این است که چه تنبیهی از این بالاتر می تواند باشد که انسانی نابود شود و به عدم بپیوندد.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۸۷ ساعت 20:42 شماره پست: 7

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...