امروز پنجم مرداد 1405 [1]، 150 روز از آغاز جنگِ غیرقانونی، تجاوزکارانه و زورگویانه امریکا و اسراییل علیه ایران می‌گذرد، جنگ رسوایی که تمام قوانین، شاخص‌ها و توافقنامه‌های بین المللی تعیین کننده راه و روش جنگ و صلح در جهان انسانی را زیر پای نهاد، و اولین روز آغازش را با کشتن دانش آموزان در مدارس، رهبران در دفاتر کارشان، نظامیان در پادگان‌هایشان و... کلید زدند، میانه‌اش نیز خدعه و نیرنگ و عهد شکنی بود، و اکنون شاه بیت تهدیدهای اصلی سردمدار این جنگ، یعنی رئیس جمهور امریکا، پاکسازی تمدنی، زدن پل‌ها، ویران کردن نیروگاه‌ها و زیرساخت‌های انرژی و... ایران است.

جنگی که فصل جدیدی از روش‌های تجاوز و نُرم شکنی را در دنیای بی‌قانون، و جهانِ زیر سلطه زیاده‌خواهان پلیدِ باز کرد، دنیایی که هر روزه در دامن راستگرایان ملیگرای متجاوز، تمامیت‌خواه و خونخواری همچون پوتین، نتانیاهو، ترامپ، ملا هبت‌الله‌ها و... سقوط می‌کند و کشورها و ملت‌های بیشتری به زیر سلطه اینگونه اندیشه‌های ناپاکِ ضدآدمیت می‌آفتد، تا چشم انداز آینده آدمیان در جنایت، کشتار، بی‌رحمی، تجاوز، زورگویی هر لحظه تیره و تارتر دیده شود، و ویرانی بنای انسانیت، دمکراسی، آزادی و کرامت انسانی هویداتر گردد، اینان طلایه‌داران آغاز دوران بردگی جمعی آدم‌ها، در عصر جدیدند.

امروز 111 روز از آتش بسی می‌گذرد که 40 روز پیش به امضای تفاهمنامه بین روسای جمهور ایران و امریکا، انجامید، و بارقه‌های امید را در دل مخالفان جنگ، و سقوط انسانیت به ورطه دنیای زر، زور و تزویر روشن کرد، اما عهد شکنی، زیاده‌خواهی و خوی تجاوزگری سیری ناپذیر رهبران راستگرای صهیونیسم جهانی در اسراییل، و دیگر مخالفان پایان درگیری‌های خانمان براندازِ اینچنینی، که بقای خود را در هرج و مرج و جنگ و جنایت می‌بینند، باعث شد، تا باز امروز شانزدهمین روز از آغاز دور جدید حملات متقابل را پشت سر بگذاریم،

دوره‌ایی که تجاوز و ویرانگریِ بی حد و اندازه‌ایی را رقم زد، که اهدافش به زیرساخت‌ها، و ابزار ضروری زندگی انسانی تغییر ریل داد، و اکنون دیگر از "جنگ بی پایان" [2] سخن به میان است، و اینکه ترامپ «هیچ راه حل لعنتی برای خروج از این جنگ ندارد» [3] و در دامی که خود و دیگر همپالگان زیاده‌خواه او، خود گستردند، گرفتار آمده است،

 سیاستمدار مغرور و ناپخته‌ایی که اسیر خدعه و نیرنگ روسیه و اسراییل، و البته پَست‌خویی خود شد، و با آغازگر جنگی همراه شد، که یک تاریخ جنایت را، در پس احقاق حقوق تاریخی یهود، مرتکب شده و می‌شود، آوردگاه غزه و کرانه باختری، اکنون آزمایشگاه و نمایشگاهی آشکار از لکه ننگی است که در دامن یهود و صهیونیسم جهانی باقی خواهد ماند، جاییکه هولوکاست غزه رقم خورده است، و 80% زیرساخت کشاورزی این منطقه ویران شده است و پرتراکم‌ترین جمعیت جهانی، در محاصره‌ایی پایان ناپذیر، هر روزه میزبان بمب‌های سبک و سنگینِ انتقام، کینه و جنایت صهیونیست‌هاست، که تا کنون عمق جنایتِ ناشی از انتقام خواهی‌های خود را پیش چشم جهانیان به نمایش گذاشته‌، و اوراق دهشتناکی از خوی درنده زورمداران اسراییلی را به ثبت رسانده‌اند،

و همانگونه که آنان تا کنون از هولوکاست و کشتار یهودیان توسط نازی‌ها می‌گویند، و تشت رسوایی آن حرکت پلید را هر ساله از بلندترین آسمانخراش‌های جهانی بر زمین می‌اندازند، از این پس کسانی در دنیا خواهند بود که تشت رسوایی جنایات صهیونیسم و همکارانش را، از بلندهای جهان به زیر افکنده، تا روشن شود که مظلومان سابق، به واقع چه ظالمان درنده‌ایی در کیش شخصیت بوده‌اند،

و آیندگان، اروپای استعمارگری را به محاکمه خواهند کشید، که بعد از جنایت خود در کشتار یهودیان (چه در دوره سیاه تفتیش عقاید کلیسایی و چه در جنگ جهانی دوم)، غده سرطانی صهیونیسم را از محدوده خاک اروپایی خود، به خارج از مرزهای این قاره، در خاورمیانه صادر کردند، و آنرا در قلب آسیای غربی و در زادگاه ادیان ابراهیمی کاشتند، و تداوم این خون و جنایت را به مناطق دیگران کشاندند، و در این طرحِ ظالمانه، رویای حق‌خواهانه و تاریخی یهود، را به پلیدترین جنایات، با حمایت بی‌حد و حصر خود از صهیونیسم آلودند.

جهان گشایان بزرگی همچون هیتلر، که در نگاه ملیگرایان اروپایی تقدیس شده‌اند را، همین یهود با همین اتهام به رسوایی کشاندند، و این عاقبتی تکراری، برای دونالد ترامپ هم خواهد بود، چراکه اگر حتی موفق شود و پروژه خاورمیانه‌ایی خود را پیش ببرد، تازه یک راستگرای جهانگشای غربی دیگری، همچون هیتلر خواهد بود، که در جنایات بنیامین نتانیاهو و صهیونیست‌های بیرحمی همچون او در دولت اسراییل شراکت تمام عیار داشته و دارد،

این آینده چنین راستگرای ملیگرایی در امریکای شمالی خواهد بود، که وجودش امروز برای تمام جهان به یک بلیِّه تمام عیار تبدیل شده است، که نه اروپا، نه همسایگان امریکایی، و نه ملت‌های ساکن در آسیا و اقیانوسیه از آزار و اذیت و خسارت تمامیت‌خواهانه‌ی او در امان نیستند، و همه را به بازی‌های رسوای مغرورانه خود گرفته، و مقابل زیاده‌خواهی‌های زورگویانه او، همه‌ی جهانیان خونِ دل می‌خورند، و تحمل می‌کنند و روز می‌شمارند تا بلکه روزی دمکراسی امریکا به مدد جهانیان آمده، و این دوره لعنتی ریاست جمهوری‌اش بگذرد، و دنیا، سازمان ملل، قوانین، ساختارها، ارزش‌های انسانی، گروه‌بندی‌ها، توافقنامه‌های جهانی و... و بلکه بشریت از خُوی قانون‌گریز، ساختارشکن، فاسد، مغرور، فرصت‌طلب و زورگویانه او رهایی یابند.

صهیونیسم گرگی که اکنون دست سازندگان خود در اروپا را گاز گرفته است

و با مشغول کردن امریکا در خاورمیانه، اروپا را در مقابل تجاوز روسیه بی پناه و بی حامی کرده است

اروپایی‌ها از سال 1947 تاکنون، 75 سال است که نطفه جنایت، تجاوز، خدعه، نیرنگ و مظلوم‌نمایی‌های گرگ‌صفتانه اسراییل را در غرب آسیا کاشتند، و از روند رشد و پویایی آن حمایت کردند، تا موجودیت اسراییل، بعنوان یک حاکمیت ملیگرای یهودی را، در خارج از مرزهای اروپا تشکیل داده، بخشی از بحران‌های اجتماعی و فرهنگی – مذهبی خود، از جمله یهودستیزی را به خارج از مرزهای اروپا منتقل کرده، و تا ابد خود را از نکبت یهود و یهودستیزی رها سازند، اما امروز دامنه‌ی این بحران باز دوباره به سوی آنان بازگشته، و بال‌های پرواز آرمان‌ها و اهداف والای اروپایی را نیز می‌سوزاند.

دونالد ترامپ به عنوان یک بازیچه دست‌های قدرتمند صهیونیسم بین الملل، ارزش‌های گرانقدر اروپایی همچون قانونگرایی، حقوق بشرخواهی، آزادی‌خواهی، صلح و پیشرفت‌جویی و دمکراسی را علنا در مقابل دوربین‌ها، و مقابل چشم جهانیان به سخره می‌گیرد، رهبر افسار گسیخته‌ایی که، سردمداری تمدن غرب را در این روزهای سخت عهده‌دار شده است، و زیر شعار ملیگرایی سخیف امریکایی، مشغول ویرانی تمام بنیان‌ تمدن بشری، روح انسانیت و کرامت‌جویی و آزادیخواهی آدمیت و... در جهان تشنه ارزش‌هاست،

و تنها در یک پرونده، از ده‌ها پرونده گشوده توسط این قانون شکن قرن، صهیونیسم بین الملل او را وارد جنگی در دفاع از اسراییل کرد، که لجنزاری برای ارزش‌های انسانی و تمدن بشری بیش نخواهد بود، و اکنون در ایران با مقاومت مردمی روبرو شده است، که تمام تفرق و اختلافات شدید و خونین خود را به کناری نهاده‌اند، تا برای حق داشتن دسترسی به فن‌آوری‌های روز جهانی، حق دسترسی به وسایل روز دفاعی، حق داشتن ارتباطات اقتصادی با جهان و... یکپارچه شده، و مقابل این قلدر جهانی مقاومت کنند، تا بلکه خود را از زورگویی‌های قانون شکنِ غیر قابل اعتمادی همچون ترامپ امریکایی و امثالهم برهانند، کسانی که روندی را بر ایران دیکته کردند که، این ملت صبور و مظلوم را دهه‌هاست ظالمانه در تحریم‌های کمرشن، و محاصره همه جانبه غرق کرده‌اند و...،  و اینگونه است که به دلیل زورگویی‌های از حد بیرون شده خود، ترامپ و همپیمانانش را شاهدیم که در تله‌ی خودنهاده، فرو انداخته‌اند، و متجاوزین راه خروجی جز فرو رفتنِ بیشتر در باتلاق جنایات بیشترِ جنگی، و رسوایی گسترده‌تر، و گسترش هرج و مرج و بی قانونی جهانی در پیش ندارند.

نکبت پرونده‌های باز دوره استعمار اروپایی، دور زد، و دور زد، تا در سال 2026، دوباره دامنگیر اروپا شده، و او را در زمانه مقابله راهبردی و سخت با تجاوز روسیه به اروپا، از مهمترین پشتوانه راهبردی خود یعنی امریکا محروم کند، و اروپا اکنون تنها و بی پشتوانه، هاج و واج مقابل متجاوزی زیاده‌خواه همچون ولادیمیر پوتین، انگشت به دهان مانده است، حتی می‌توان گفت، امریکای غرق شده در ملیگرای ترامپیسم، گاه در کنار پوتین در حال مبارزه با اروپا دیده می‌شود، و اروپایی که می‌رفت تا با ساختار دمکرات، و متوجه به کرامت انسانی، به قطب آرامش و ظهور و بروز قانون، کرامت انسانی و اندیشه‌های بشردوستانه، و حامی محیط زیست سالم و... تبدیل شود، اینک با تهدید موجودیتی از چند ناحیه مواجه است،

 

نتانیاهو در کنار ترامپ، تمدن شکوهمند غرب را به سوی رسوایی و نابودی می‌برند

و تمام ارزش‌های والای انسانی را به سخره گرفته‌اند

اول راستگرایان ملیگرای امریکایی به رهبری ترامپ که با به قدرت رسیدن در امریکا، عمق راهبردی اروپا را بی اثر، و یا بلکه به دشمن اروپا تبدیل کردند، و از این سو نیز راستگرایان روس که به رهبری پوتین بازگشت خوی تجاوزگری و زیاده‌خواهی شوروی سابق را نمایندگی می‌کنند، و اروپا را در معرض تهدید موجودیتی قرار داده‌اند، و زین سو نیز راستگرایانِ صهیونیستِ دست‌ساخته اروپای استعماری، یکه تازی می‌کنند، و تشت رسوایی طرح‌های استعماری صدور بحران از اروپا به دیگر قاره‌ها را هر روز، با جنایات دهشتناک خود بر زمین می‌اندازند و جار می‌زنند، و اوراقی در تاریخ جنایات ضد بشر ثبت می‌کنند، که تا ابد بر دامن تشکیل دهندگان دولت یهود، همچون لرد بالفورهای بریتانیایی، و هم‌صداهای آنان در آلمان و... خواهد نشست، تا یک تاریخ سر به زیر ماندنِ چنین اندیشه‌های شیطانی را رقم زنند، و البته ظهور مجدد راستگرایان ملیگرایی همچون ویکتور اوربان در مجارستان، که در مرزهای اروپای آزاد و دمکرات، همنوایی‌هایی، با رهبرانِ فاسدی همچون ترامپ را، زمزمه ‌کردند و می‌کنند، تا کارد را از دل اروپا، بر قلب ارزش‌های اروپا فرو بشنانند.

آنچه مسلم است، روسیه با آغاز تجاوز به مردم مظلوم اوکراین در سال 2014، کلید بیداری غول‌های تمامیت‌خواه و راستگرایانِ متجاوز را زد، نبرد 7 اکتبر 2023 توسط حماس که نبرد آزادیخواهی فلسطینیان را به خوی انتقام، جنایت و کشتار کور آلود، غول راستگرای متجاوز اسراییل را قدرتمند و زنده ساخت، و بال و پر و میدان داد. انتخاب راستگرای فاسد و تمامیت‌خواهی همچون دونالد ترامپ، همه این پرونده‌ها را قوت بخشید، و در نتیجه اکنون جهان در آتشی می‌سوزد، که ریشه در یک تاریخ جدا افتادن انسان از ارزش‌های بزرگی همچون قانونگرایی، انسانیت، کرامت‌جویی انسان، آزادی‌خواهی، صلح طلبی و دمکراسی دارد، و بازگشت به این ارزش‌ها، تنها راه نجات آدمیان از چرخه تجاوز، کشتار و جنایتی است که سردمدارانِ جهانِ زر و زور تزویر دامنگیر جهان کرده‌اند.

 

«آنان که تاریخ را به فراموشی سپرده‌اند، نمی‌توانند تاریخ سازی کنند.»

دکتر بهیم رائو امبادکار (معمار قانون اساسی مترقی هند بعد از استقلال)

شاید دنیای نویسنده نامدار امریکایی جناب مارک تواین هم به همین کثیفی دنیای امروز ما بوده است، آنگاه که نوشت :

«هرچه بیشتر آدمیان را می‌بینم، بیشتر سگم را ترجیح می‌دهم.» 

نامه‌ها، مارک تواین

#نه_به_جنگ

#نه_به_ویرانی

#نه_به_انتقام

[1] -  27 July  2026

[2] -  “forever war” 

[3] - "Trump has no fucking way out"

آتش بس نه به معنای پایان جنگ است، و نه لزوما خطر جنگ را برمی‌دارد، بلکه فرصت تنفسی است، گاه کوتاه، و یا بلند، تا به گفتگو و در نتیجه، دستیابی به صلحی پایدار پایان یابد، و گاه فرصتی برای به خود آمدن، و پی گرفتن نبردی که احتمالِ پیروزی در آن باشد، این فرصت را دوستان می‌دهند، و البته بر کسی پوشیده نیست که این فرصت تنفس، در این جنگ 12 روزه را، امریکا به ایران و اسراییل داد! امریکایی که در دوره‌ایی در نقش دوست و متحد ایران، ما را به انواع سلاح و فن‌آوری نوین و راهبردی تجهیز کرد، و البته نیز در این دوازده روز، در کنار اسراییل، با حفظ فاصله‌ایی تاکتیکی، و شاید هم با نیم نگاهی به اهداف راهبردی چون رسیدن به دوستی، ژرف اندیشانه با ایران جنگید.

 پس می‌توان گفت ایران و امریکا (اسراییل) در این دوازده روزه، در حال جنگ بودند، و این فرصت آتش بس از سوی امریکا داده شد تا شاید به دوره دوستی و اتحاد گذشته باز گردیم، و در غیر این صورت ابتکار عمل در صحنه سیاسی و بین المللی این جنگ نیز، همانند صحنه نبرد مستقیم در آسمان ایران، در اختیار امریکا (اسراییل) باشد، و در حالی که خلبانان و موشک‌های امریکایی و اسراییلی صحنه گردان جنگند، مسئولین سیاسی آنان نیز میدان‌دار سیاست، دیپلماسی، داوری و هدایتگر جهانی این پرونده، در زمانه مرگ نهادهای بین المللی و دیگر قدرت‌های جهانی باشند.

همه دیدیم و دیدند که دو دور نشست شورای امنیت سازمان ملل به درخواست ایران، به دنبال حمله اسراییل و امریکا به کشورمان، و برگزاری جلسات آژانس بین المللی انرژی اتمی، حتی به محکومیت لفظی متجاوز هم منجر نشد، چه رسد به دفاع ساختارهای بین المللی از کشوری که مورد تجاوز قرار گرفته، یا زیرساخت هایی که باید تحت محافظت آژانس می‌بودند و...

در حالیکه این حرکت امریکا و اسراییل، در حمله به زیرساخت‌های، هسته ایی، نظامی، دانش‌بنیان، صنعت، مدافعین کشور، عبور غیر مجاز از مرزهای محترم ایران، کشتن دانشمندان، مدافعان امنیت، نظامیان و مردم ایران، به صورت آشکارا و بسیار روشن، زیر پا نهادن قوانین پایه بین الملل بود،

و در کنار آن نشان داد که طراحان نظریه «نگاه به شرق» در حاکمیت ج.ا.ایران نیز ره به بیراهه زدند، و سرمایه، آبرو و داشته‌های بین المللی ایران را به قمارِ تجاوز روسیه به اوکراین زدند، و باختند و بر شمار دشمنان ایران در جامعه بین الملل افزودند، حتی دوستان سنتی ایران، همچون آلمان را هم، و دیگر کشورهای اروپایی را هم، در همراهی با روسیه متجاوز در جهان به مخمصه انداختند، و به سوی دشمنی با ایران سوق دادند، و گرچه می‌خواستند، پشتیبانان بین المللی را در جبهه شرق، برای این روزهای خطر، تدارک بببینند، اما همه دیدند که این طرح، خیال باطلی بیش نبود، و رویایی بود که تعبیری در آن متصور نبود، و کل دفاع روسیه و چین از ایران، در این هنگامه‌ی سخت تجاوز آشکار به حریم ایران و ایرانیان، حرف‌های دوپهلو، و بیانیه ها و لفاظی اندکی بیش نبود،

کار به جایی رسید که امریکا، که خود یک طرف اصلی این جنگ بود، ابتکار عمل را در دست گرفته، دست نجات به سمت ایران و اسراییل دراز کرد و آتش بس را به شریک اسراییلی خود تحمیل کرد، طرف مغرور و مست از پیروزی که این آتش بس تحمیلی را، بی‌موقع و فرصت سوزی برای حرکت و پیروزی خود می‌داند.

این جنگ را به واقع جنگ 12 روزه ایران و امریکا باید دانست، چرا که اسراییل، تنها یک بازو، از بازوان دخیل امریکا در این جنگ بود، و البته بازویی قدرتمند و موثر. و اکنون امریکا در حالی به عنوان منجی وارد این بازی دیپلماتیک شده است، که خود یک طرف جنگ است، و در حالی میانجی و داور آتش بس و رهبری مذاکرات بین دو طرف درگیر را عهده‌دار است که خود یک طرف دعواست، چنین حقیقت روشنی هرگز نباید از دید اندیشمندان و هدایتگران صحنه، دور شود، و تصمیم حرکت‌های آینده بر این پایه باید گرفته شود.

این است که ادامه شیوه رویارویی، از آن نوع که در جنگ 12 روزه جریان داشت، نه بخردانه است و نه ممکن، پس سخن گفتن از آمادگی، و پی گرفتن جنگ و...، انحرافی بیش نیست، و کسانی که از چنین رویکردی سخن می‌گویند و چنین هدفی را دنبال می‌کنند همان‌هایی‌اند که فرصت گفتگو و مذاکره، توافق و حل مسایل ایران و امریکا را طی تاریخ انقلاب، تا این روزهای قبل از جنگ دوازده روزه، و در نزدیک به نیم سده، از بین بردند، و خسارات جبران ناپذیر حیثیتی، و البته هزاران میلیارد دلاری، و جنگ و درگیری‌های بی‌حاصل را در دامن انقلاب، ایران و ایرانیان نهادند،

تنها راهی که در پیش روست، فکر کردن به صلحی کم خسارت‌تر است که منافع و امنیت ملی ایران را بیشتر تامین کند، و لذا کسانی که به این اصل صادقند، باید در پرونده گفتگوهای صلح، طرف مشورت و راهنمایی قرارگیرند، و اکنون که شمشیر دامکلوس نیروی قدرتمند هوایی امریکا (اسراییل)، از آسمان پایتخت و از سر مسئولین کشور، برای مدتی برداشته شده است، و می‌توانند از پناهگاه‌های خود بیرون آمده، با ملت ایران و دنیا، مستقیم سخن گویند، و این توان را یافته اند که روی زمین بنشینند و افرادی را گردهم آورند، بهتر است دایره مشاوران و طرف‌های مشورت خود را، از چنین مشاورانی پر کنند تا بتوانند منافع و امنیت ایران را تامین نمایند.

 لازم است که از نظریه کسانی که ایران را به این مرحله از دره‌های خطر، سقوط و اضمحلال برده‌اند، دوری گزیده و از دیگر آحاد مردم ایران، اندیشمندانِ وطن پرست کمک گرفته، تا راهی یافت و ایران و ایرانیان را از این چاه جنگ و درگیری بیرون کشیده، و به مسیر درستی، در جهت منافع و امنیت ایران و ایرانیان برد.

از سوی دیگر نیز باید گفت که، مردم مظلوم و نجیب ایران اکنون فرصت دوباره‌ایی به فرمانروایان خود داده‌اند که باید غنیمت شمرده شود، مردمی که برغم یقه کشی‌هایی که افراط‌گرایان حاکم بر مجلس، شورای نگهبان، نهادهای انقلابی، دولت، ساختار امنیتی، قضایی و...، از مردم داشتند، و به رغم خواست جمع بزرگی از مردم ایران، از موضع قدرت،و  به نفع مردم، و خواست‌های آشکار و پرطرفدار آن، پا پس نکشیدند و...، و بر اعمال زور و اجبار و تحمیل های خود اصرار ورزیدند

 به عنوان نمونه در بحث حجاب اجباری و تحمیل سبک زندگی، ناموس این مردم، معترضین به آن و خانواده‌هایشان، در دادگاه‌ها، کلانتری‌ها، در چنگ حجاب‌بانان، گروه‌های امر به معروف و نهی از منکر، گشت ارشاد و...، سرگردانِ بکش بکش‌های قدرت بین مردم و تحمیلگرانی از این دست شدند، اتومبیل‌های‌شان به این بهانه، به پارکینگ‌ها برده شد، و ارسال پیامک حجاب اجباری، امنیت روانی‌شان را خدشه‌دار کرد و...، حتی در دوره آوارگی و جنگ، و در این هنگامه بمباران و موشکباران‌های بی وقفه اسراییل نیز، گریبان آزادی و امنیت روانی آنان را رها نکرد، مردمی که از شرایط بد کشور به ستوه آمده، و مثل دیگِ جوشان در فقر و بیکاری و تورم افسارگسیخته له شدند و...،

آنچنان که دشمن نیز به این شرایط بغرنج، و حجم بزرگ معترضان در رویارویی با سیستم حاکمیتی خود، طمع کرد، و نبرد خود برای محروم کردن ج.ا.ایران، ایران و ایرانیان از توان دفاعی، دانش و زیر ساخت هسته‌ایی، وسعت مانور منطقه‌ایی و...، حمله و تحرکات خود را به واژه «تغییر رژیم» گره زد، و از همان نخستین ساعات آغاز، تا پایان آن، از لزوم خیزش، و از زمانه خیزش مردم ایران علیه حاکمیت خود گفتند، تا مردم ایران را با خود در نبرد با ج.ا.ایران همراه کنند، تا مردم معترض نیز، جبهه گشوده، اعتراضات دامنه‌دارشان را فعال کنند، و زیر باران گلوله و آتش اسراییل، در همراهی با مهاجمان خارجی، با حاکمیت خود تسویه حساب کنند، و توازن قدرت را به نفع خود عوض نمایند و...

اما به رغم این فرصت و تبلیغات سنگین در این رابطه، این مردم گوش از متجاوزین به کشور برداشتند، و به رغم شکاف ژرفی که بین حاکمیت و عده‌ی زیادی از مردم، در بسیاری از امور افتاده، و در طول زمان، و بی اعتنایی به آن، ژرفای بیشتر یافته بود، این مردم دست از یقه مسئولین و دست اندرکاران کشور برداشتند، و عاقلانه این حق خود را در این وانفسای جنگ، به کناری نهاده، فرصت دفع تجاوز خارجی را به حاکمان خود دادند، و به فراخوان مقامات امریکا، اسراییل و برخی مخالفان عجولِ ج.ا.ایران وقعی ننهادند، و توجهی نکردند.

مخالفانی که در وقت ناشناسی نابخردانه‌ایی، هنگامه تهاجم خارجی به حقوق و مرزهای کشور را، زمان تسویه حساب خود با ج.ا.ایران قرار دادند و... اما این مردم، تمام این فرصت بزرگ، و این درخواست‌های بی پرده، و به طمع اندازنده را، در هنگامه دفع تجاوز خارجی، بی پاسخ گذاشتند، که یکصدا می‌گفت «اکنون نوبت مردم ایران است»، که بشورد و بشوراند و درهم ریزد و...

این مردم مظلوم و نجیب، و البته وقت‌شناس، و آگاه، دست امریکا (اسراییل) را خوانده بودند، و عاقبت ملت‌هایی چون عراق، لیبی، افغانستان، سوریه و... که در هنگامه تجاوز خارجی، آزادی و حقوق خود را می‌جستند را، دیده و عبرت گرفتند، کشورهای متجاوزی که در حمله خود به نظام ج.ا.ایران، اکنون توان ملی، زیرساخته‌های ملی، توان دفاع ملی، دانش و حاکمیت ملی، و میدان مانور بین المللی ملی، دانشمندان امور ملی، و در یک، کلمه داشته‌های راهبردی ملی ایران و ایرانیان را هدف گرفته بودند را، ناکام کردند،

و این چنین بود که ایرانیان حرکت وقت ناشناسانه‌ایی در این بحران نداشتند و در این هنگامه هجوم بیگانه، به درستی، تمام طلب خود از حاکمیت خود را به کناری نهاده، و خواسته‌های به حق خود را، در دوره جنگ نادیده گرفته، و فرصت دادند که مدافعان مرزهای کشور، از داخل، خیالی راحت داشته و قدرت خود را در میدان دفاع جانانه از حریم کشور صرف کنند، و نگران حساب‌هایی که با مردم خود دارند، نباشند، و ششدانگ توجه و اندیشه خود را در دفع تجاوز ببینند و صرف نمایند.

اکنون پس از آتش بس، و آرام شدن شرایط، نوبت حاکمیت ج.ا.ایران است که این همدلی ملی بین حاکمیت و مردم ایران را که در اثر هجوم بیگانه به دست آمده است را، به رسمیت شناخته، قدر دانسته و..، و در رویه‌ها و اندیشه‌های متضاد و یا متجاوز به حقوق و آزادی‌های مردم تجدید نظر کرده، از هزینه کردن ج.ا.ایران، ایران و ایرانیان به پای افراطگرایان مشکوک و منحرفی همچون جبهه پایداری و اندیشه‌ها و گروه‌هایی از این دست، خودداری نماید،

افراطگرایانی که حضورشان در پایه‌های قدرت ملی، نتیجه دست اندازی‌ها و فیلترهای تنگ شورای نگهبان در روند انتخابات این کشور است، که گلوی حق انتخاب گسترده و آزادانه مردم ایران را از میان نخبگانش فشرده، زمینه‌های حضور این اقلیت‌ها را در مراکز پایه‌ایی کشور فراهم کرده، دلسوزان به سرنوشت ملت را از حق حضور در صحنه ساخت و هدایت جامعه خود محروم می‌کند، و افرادی را در عین اقلیت بودن، بر سرنوشت اکثریت کشور حاکم کرده، شکاف بین مردم و حاکمیت را ایجاد، و گسترش و ژرفا می‌دهد، و دشمنان را در طمع نابودی کشور می‌اندازد و...

و چنین روند و اندیشه‌های مشکوکی را پرورش داده فربه می‌کند، تا آزادی و حق اعمال نظر، حق تعیین سرنوشت، حق انتخاب، حق رفراندوم و... را از مردم ایران ستانده، و در حالیکه باید این مردم «ولی نعمت» تمام خدمتگزاران و مستاجران کرسی‌های قدرت در کشور (حاکمان، قانونگذاران، ناظران، مجریان، مدافعان، داوران و...) باشند، به گله‌هایی از آدم‌های عوام تبدیل، که طبقه‌ایی از جامعه، حق چوپانی و رمه‌داری مشروع و مادام العمر بر آنان یافته، و بر سرنوشت، آینده و حال آنان حاکم شوند، و گردش قدرت در کشور مسدود، نخبگانش متواری، پاکسازی، خالص سازی، و در کُنج زندان، و یا خانه‌های خود محروم، و یا متواری کشورهای دیگر شوند، نهادهای انتخابی خالی از نمایندگان اکثریت و...

که این می‌شود که اکنون شاهدیم.

 لذا حاکمیت باید وفاق ملی را در نظر گرفته، دامنه طرف‌های مشورت، در اتخاذ تصمیمات آینده خود را گسترش داده، در عبور ایران از این پیچ و خطر تاریخی، از مشاوران ملیگرا و وطن دوست و اندیشمند کشور سود جسته، از کوته مغزانی که کشور را به این پرتگاه خطر بردند، دوری گزیند، آنانیکه ایران را در عملیات «توفان الاقصی» و از این دست نابخردی‌های مشکوک و تله‌وار درگیر کردند، و هزینه‌های بزرگی را بر دامن کشور و مردم ایران نهادند و...

اکنون زمان عبور از این اشتباهات راهبردی و اصلاحات اساسی در ساختار تصمیم‌سازی کشور است که سرمایه انقلاب، ایران و ایرانیان را این چنین نابود کرد و... حرکت درست در این مسیر است که آتش بس را فرصتی دیده، تا عبوری کم خطر به صلح داشت، صلحی که منافع و امنیت ایران و ایرانیان را تامین کند، نه منافع کاسبان تحریم، کاسبان جنگ، کاسبان بازار دین، کاسبان ایدئولوژی‌های جورواجور، کاسبان قدرت که هر یک خود را حق مطلق دانسته، خود را محور، و انقلاب، ایران و ایرانیان را فدایی خود می‌بینند و از کشته شدن نیمی از مردم دنیا نیز، در مسیر اهداف ناروشن خود ابایی ندارند.

شاهرود - 4 تیرماه 1404

 

نیروی هوایی قدرتمند و بی رقیب اسراییل در منطقه خاورمیانه، در حال شخم زدن و ویرانی و نابودی داشته‌های پرقیمت مردم ایران است، [1] سوزش این درد را به کجا باید برد، کدام پناهگاه در نظام بین الملل، و یا توان داخلی می‌توان یافت، تا بدان تکیه کرد و...، و تنها باید گفت که «چون نیک نظر کرد پَرِ خویش در آن دید، گُفتا زِ کِه نالیم، از ماست که بر ماست» (ناصر خسرو قبادیانی).

اشتباه محاسباتی عده‌ای در این کشور، که شعارهای عوام فریبانه خود در تریبون‌های عمومی، و در مقابل طرفداران پرشورشان را، خود نیز باور کردند، و توهم قدرتی به آنان دست داد، و در بازوان خود توانی شگرف احساس کردند، که آنانرا بر آن داشت که توان نظامی یک کشور تحریم شده، از جنگ و ویرانی 8 ساله گذشته، که دهه‌ها محاصره اقتصادی، نظامی و...، توانش را فرسوده‌، و درگیر جنگ‌های پرشمارش کرده‌ را، در حد قدرت‌های بلامنازع بزرگ نظامی منطقه دیده، پنجه در پنجه اسراییل انداختند، 

کشوری که تمام قدرت‌های نظامی، اقتصادی و علمی جهان (غرب و شرق) پشت او صف کشیده‌اند، تا نگذارند بر تن این نازپرورده‌شان، خَشی اُفتد، چون خود را به قومِ یهود بدهکار می‌دیدند، و می‌بینند، و دنیا را نیز بدهکار یهود دیده و... و از این روست که دنیای قدرتمندان جهانی، از سال 1948 (بنیانگذاری اسراییل) تاکنون، نشان داده است که تصمیم قطعی دارد، تا یهود را بر سرزمین و مردم فلسطین، به هر قیمتی، و با هر هزینه‌ایی، حاکم و پایدار نماید، و تمام رسوایی این تصمیم خود را، و اشتباهات صهیونیست‌ها در این مسیر، و در این سرزمین را به جان خریده و...، و بنام کشورها، و ملت‌های خود فاکتور زده‌اند، و دامن تمدن غرب را به این لکه ننگ، که به سان پرونده سال‌ها برده برداری آنان از کشورها و ملت های دیگر و... است، به جان خریده‌اند؛

تا آنجا که در آخرین فقره از این دست، بعد از رسوایی جنایات دوساله اخیر اسراییل در غزه، که دنیا، مجامع بین المللی، و حتی مردم امریکا را هم تکان داد، آخرین رئیس جمهور امریکا، دونالد ترامپ، رسما خواست کار نیمه تمامِ نسل کشی اسراییل در غزه را تمام کند، و طرحی داد تا فلسطینیان بازمانده از جنایات و نسل کشی اسراییل در غزه را، در هرجای دنیا که میسر است، جای دهد، تا بلکه سرزمین اسراییل را یکدست در اختیار یهود قرار دهد، و این را نیز به پرونده همراهی امریکا با جنایت صهیونیست‌ها در طول تاریخ وجود این رژیم بیفزاید و...

همه اینها در جلوی چشم ما، جهانیان و مسئولین کشور رخ داد، اما نابخردی کرده، فرزانگی بر زمین نهاده، پنجه در پنجه خواست دنیای قدرتمندان جهانی انداختیم، و کاری کردیم که اکنون حتی اگر فلسطینیان که ایران این همه برای آنان هزینه پرداخته‌اند و... نیز بخواهند هم، نتوانند به دفاع از ما برخیزند، چه رسد به کشورها و ملت‌های دیگر دنیا، که منافع ملی خود را بر هر مفهوم حق و باطلی ترجیح می‌دهند!

رویارویی دیپلماتیک ایران و اسراییل در جلسه دیشب شورای امنیت سازمان ملل، که به دنبال درخواست نماینده ایران، جناب امیر ایروانی، بعد از تجاوز مستقیم اسراییل به خاک کشورمان، تشکیل شد را که مشاهده کنیم، خواهیم دید که نماینده اسراییل در این جلسه چقدر روی حرف‌ها، و اعمال نسنجیده‌ایی تکیه کرد، که از سوی مسئولین کشور ما زده شدند، و به عنوان توجیهی بر تجاوز اسراییل به کشورمان مورد سو استفاده قرار گرفت، و تجاوز آشکار نظامی خود را با استناد به آن گفتار و اعمال توجیه کرد [2] ، و به اعتراض به حق نماینده کشورمان، با استناد به همین حرف‌های تبلیغاتی پاسخ گفت.

از جمله به رسم دیگر مقامات اسراییل (و مظلوم نمایی‌های که صهیونیست‌ها در این امر متخصص جهانی هستند)، عکس تابلوی روزشمار نابودی اسراییل در تهران را بالا گرفت و به حاضرین در این جلسه نشان داد، که این سندی است که ایران برای نابودی ما برنامه‌ریزی طولانی دارد، و ما طبیعتا حق داریم که از این امر پیشگیری کنیم! و «حمله پیشگیرانه» را برای خود مجاز و مشروع دانست.

و البته بر این منطق اسراییلی، چگونه می‌توان خرده گرفت، در حالیکه که پیش از این، خود آنرا منطق و عملی مشروع و موجهه در نظام بین الملل تایید کرده‌ایم، همچنانکه رهبری انقلاب در دیدار با ولادیمیر پوتین، تجاوز آنان به اوکراین را با همین منطق توجیه‌پذیر دیده، و برای طرف روس خود، در این دیدار برشمردند [3]

امروز اسراییل با همین منطق، تجاوز خود به ایران و ایرانیان را توجیه می‌کند، و آنرا یک اقدام لازم پیشگیرانه تلقی، و دفاع مشروع اعلام و می‌نمایاند! منطقی که اگر در جهان شایع شود، و به یک روال و رویه تبدیل گردد، در نظام بین الملل سنگ روی سنگ باقی نخواهد ماند.

 24 خرداد 1404

#نه_به_جنگ 

#نه_به_ویرانی     

#نه_به_آپارتاید   

#نه_به_زورگویی   

#نه_به_دیکتاتوری   

#نه_به_ویرانی_ایران

#دمکراسی

#حق_تعیین_سرنوشت 

#StopWarOnIran

#نه_به_کشتار

#نه_به_ترور

[1] - بلایی که اسراییل سر داشته های سوریه، بعد از سقوط بشار اسد آورد، و هرچه از آن رژیم وابسته به روسیه، برای مردم مظلوم سوریه مانده بود را نابود کرد

[2] - دنی دانون (نماینده دائم رژیم صهیونیستی در سازمان ملل)  تجاوز این رژیم به ایران را پاسخی به سال‌ها اظهارات ضداسرائیلی مقام‌های کشور توصیف کرد و با نمایش تصویری از تابلوی «روزشمار نابودی اسرائیل» که جمهوری اسلامی در تهران و شهرهای دیگر نصب کرده،‌ گفت: «این تهدیدات تقریباً به‌طور روزانه مطرح شده‌اند. دیگر هرگز این تهدیدها را نادیده نخواهیم گرفت. اقدام اسرائیل برای جلوگیری از نابودی خود انجام شده است. این نه‌تنها لحظه‌ای تعیین‌کننده برای اسرائیل است، بلکه لحظه‌ای تعیین‌کننده برای نظم امنیتی جهانی و اعتبار نظام بین‌الملل به شمار می‌رود. نابودی برنامه هسته‌ای ایران، حذف طراحان ترور و تجاوز، و از کار انداختن توان رژیم برای اجرای وعده‌های علنی‌ خود برای نابودی کشور اسرائیل بود. نمی‌توانیم صبر کنیم تا ایران به توان اتمی برسند، هرگز اجازه نخواهیم داد در این موقعیت قرار بگیریم.»

[3] - آیت الله خامنه‌ای در دیدار 30 تیر 1401 خود با ولادیمیر پوتین، در خصوص حمله روسیه به اوکراین که از اسفند سال 1400 آغاز شده بود گفتند که: «جنگ یک مقوله خشن و سخت است و جمهوری اسلامی از این که مردم عادی دچار آن شوند، به هیچ‌وجه خرسند نمی‌شود. اما در قضیه اوکراین، چنان‌چه شما ابتکار عمل را به دست نمی‌گرفتید، طرف مقابل با ابتکار خود، موجب وقوع جنگ می‌شد.»

آقای دونالد ترامپ، رئیس جمهور امریکا، ارزش‌های آدمیت و لیبرالیسم را به تمام، به حراجِ ساخت «امریکایی شکوهمند» گذاشته است. زیاده‌خواهی، تمامیت‌خواهی و تکبر، به سان دیگرِ دیکتاتورهای جهان در او نیز موج زد، رهبرانی که ملت‌های خود را به اسارت نظرات و سیاست‌های دیوانه‌وار، شخصی و سخیف خود گرفته‌اند، و سقوط آدمیت را به دید انسانِ نگرانِ قرن بیست و یکم‌ی می‌کشند.

و اینگونه است که عصر جدید، نیز، با رویکرد امریکای ترامپ به جهان، به عرصه تاخت و تاز دیکتاتورها و تمامیت‌خواهان در خواهد آمد، و همه این ستیز حیوانی را به چشم می‌بینند، و ترامپ از دولت جدید حزب جمهوریخواه امریکا، یک دولت پوپولیست خواهد ساخت که دنیا را به بازی اهداف کودکانه، و ملعبه خوی تجارت مسلکانه خود گرفته، حال آنکه با این خوی منفعت طلبانه و زیاده خواهانه، امریکا نمی‌تواند در نقش رهبری جهان انسانی، و جهان آزاد ظاهر شده، الگوی آزادی، انسانیت و دمکراسی باشد.

با این اخلاق و منش، تنها می‌توان در بازار چشم‌های گرسنه‌ و تشنه به قدرت و ثروت، دلبری کرد، و نظر حریص حرام چشمانِ متجاوز را ربود، و آنانرا دیوانه‌ی صدای جرینگ جرینگ سکه‌ها، و مست بوی پالت‌های اسکناس نو ساخت، که به سوی امریکا سرازیر می‌شوند.

 ترامپ برای ساخت امریکایی شکوهمند آمده است، اما حرکاتش امریکا را کوچک و حقیر می‌کند، بروز زورگویی و تجاوز به داشته‌ها، و حدود دیگران را نشان می‌دهد، بیشتر به حرام چشمی می‌ماند که به داشته‌های دیگران چشم طمع دارد، و هرزه‌ایی زیاده‌خواه که به ربایش زیبارویان خانه این و آن فکر می‌کند و...، و با این تجارت رسوا، آبرویی برای امریکا و لیبرالیسم و پیشتازان بشریت باقی نخواهد گذاشت،

امریکایی که در قرن بیستم در نقش منجی، حضورش در صحنه‌های پرخطر جهانی، متجاوزان را سرجای خود ‌می‌نشاند و اروپا را از تجاوز هیتلر، و شرق دور را از تهاجم ژاپنی‌ها، مردم افغانستان را از ظلم طالبان، کویت و عراق را از زیاده خواه دیوانه ایی چون صدام و... نجات داد، امروز پشت شعار ساخت «امریکایی شکوهمند»، از راه دست اندازی به سرزمین، معادن و داشته‌ها و حدود دیگران، نابودی آدمیت را در کل جهان  رقم می‌زند، و امریکا را از یک موجود نجات بخش، به شریک و همراه متجاوزین زیاده خواهی، چون روسیه‌ی پوتین، کیم جونگ کره شمالی و... در خواهد آورد، که این برای دیده‌های نگران به روند حرکت آدمیت، نه لذت بخش، بلکه نگران کننده خواهد بود، این نه افتخارآمیز، و نه در جهت پیشرفت جبهه آزادیخواهی و سرشت انسانی، که فروپاشی انسانیت و تمدن آدمی را به ارمغان خواهد آورد، هرج و مرج و غارت جهان را در خود فرو خواهد برد.

نشست دونالد ترامپ و ولادیمیر زلنسکی، در مقابل دوربین‌ها، نبرد یک موجود کوچک، اما با اراده‌ایی آهنین، و در جستجوی بقا بود، که سه سال تمام است که با قلدرمابی جهانی پوتین، پنجه در پنجه دارد، بود. زلنسکی که اگرچه تاکنون پنچه در پنجه گرگ‌های کرمیلین‌نشین داشت، اکنون در گازانبر ترامپ – پوتین گرفتار شده است، و نبرد تازه‌ی او با ناخن‌های تیز ببر درنده کاخ سفید، روند امریکایی و روسی را که جهان را به چالش بقا خواهد انداخته، را به چالش کشید، و زلنسکی با ایستادن در برابر ترامپ و معاونش در کاخ سفید، از خود آزادمردی به نمایش در آورد که برای نجات کشور و مردمش، تمام هستی خود را به قمار زورگویان جهانی برده است.

او نشان داد که اگر تا کنون، روسیه یکه تاز تجاوز و زیاده‌خواهی در جهان بود، با آمدن ترامپ، اکنون کرملین و واشنگتن، یک روی سکه استکبار و استعمار در قرن بیست و یکم را به نمایش گذاشته‌اند، و می‌خواهند همه را در ترس فرو برند و...، اما حتی موجودی ناچار، و در محاصره گرگ‌ها و ببرهای درنده‌ایی همچون پوتین و ترامپ، یعنی ولادیمیر زلنسکی هم تن به این خوی غرور و نخوت غیرانسانی طغیانگرانه نمی‌دهد، زلنسکی از ببر تازه ناخن تیزکرده کاخ سفید، بزرگی بیشتری در این نشست از خود نشان داد، تا کسی مثل ترامپ که می‌خواهد، وقتی صحبت می‌کند، «همه ماست ها را کسیه کنند.»

زلنسکی را باید از رهبران بزرگ جهان دانست که با هدفی مقدس، یعنی دفاع از آزادی، انسانیت و غرور و کرامت آدمی به میدان آمده، سالها با تجاوز جنگید، و اکنون آنرا نمایندگی می‌کند، یعنی دفاع از خاک، و کرامت اوکراینی‌ها در مقابل متجاوزی بی شرم، همچون پوتین، و اکنون ترامپ.

زلنسکی سه سال تمام است که یک پایش پشت خاکریزهای شکننده‌ایی است که مقابل روس‌های متجاوز، در مرزهای شمالی، جنوبی و خاوری خود کشیده، و مردانه با خداوندگاران تجاوز و غرور می‌رزمد، و یک پایش در پرواز، که از این کشور به آن کشور، از این اجلاس به آن اجلاس، و از این نشست به آن نشست، از این دیدار به آن دیدار برود، و مردانه و با اعتماد به نفس، بدون هیچگونه ترسی از عدم توانمندی خود، مذاکره کند، و در هر پهنه بین المللی حاضر شود و از منافع اوکراین و اوکراینی‌های مظلوم و مورد تجاوز بگوید، و نظرها را به نبردی جلب کند، که دل هر آزادیخواه جهانی را به پیروزی خود دعاگو می‌کند، او از همه خواستار کمک شد (دوست و دشمن)، تا بلکه بتواند مردم و خاک خود را از چنگ متجاوز مستبد کرملین نجات دهد.

آمدن ترامپ به کاخ سفید را باید یک مصیبت جهانی دانست، چراکه دست‌های تجاوز را بلندتر کرد، دیکتاتور متجاوز کرملین را، در نزد کاخ نشینان امریکایی به مظلومِ صلح طلب تبدیل، و این رهبر اوکراینی، که در لبه تیز تجاوزِ این تزار متجاوز و بیشرم می‌رزمد را، به دیکتاتورِ جنگ طلب تغییر نام داد! و چنین عملکرد رسوایی، رهبری دنیای آزاد و دمکرات را، با شکستی بزرگ رودرو کرد، امریکایی که دم از دمکراسی و کرامت انسانی می‌زد، در کنار متجاوز، و در مقابل تمام دنیا، قرار گرفت، و خود را در سطح دیکتاتور متجاوزی مثل پوتین، پایین آورد.

جناب دونالد ترامپ، در این چند روزه حضور در قدرت، عملکرد رسوایی را به نمایش در آورد، با این که دور دوم ریاست جمهوری خود را طی می‌کند، چنان مبتدی و عجول و حریص به پیروزی است، که ضعفی بزرگ را، در پس بلندپروازی‌های زیاده خواهانه خود نشان داد، که مبتدیان قدرت هم شاید اینگونه نکنند و نباشند، این بود که در پس دیوارهای بلند بی باکی و قدرت یک دیپلمات دست چندم اروپایی، مثل زلنسکی که مثل ترامپ، مشق سیاست را در دوره ریاست جمهوری خود آموخت، شکست خورد، و نشان داد که ترامپ، از دوره اول ریاست جمهوری خود جز غرور بیشتر، چیزی نیاموخت، تا او و معاون تازه کارش در برابر زلنسکی زانوی شکست بر زمین کاخ خود بسایند.

 

مجسمه آزادی زلنسکی را در آغوش گرفته و گفت :

«او (ترامپ) امریکای ما نیست، پسرم!»

صفحه1 از3

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظر اضافه کرد در در این ظلم، هوس هیچ ساحلی نخوا...
بسیارزیبا نه به جنگ نه به جنگ نه به جنگ آن سالهای بعدروزگارسیاه مردم مثل زخمی ناسور برپیشانی تاریخ...
- یک نظر اضافه کرد در آیا کشتار، جنایت و ویرانی را ب...
یک وکیل، چاه خود را به معلم فروخت☢ دو روز بعد وکیل آمد پیش معلم و گفت: آقا من چاه را به شما فروختم ...