نیت خوب اما باور غلط، مساوی ویرانی و جنایت
  •  

30 آبان 1399
Author :  

باورهای غلط، از انسان های خوب، جنایتکار می سازد

او (فیدل کاسترو رهبر انقلاب کوبا) چهل سال شرافتمندانه ظلم کرد 

و کشورش را به بن بست رساند

تا جهانیان بدانند که، آنچه کشوری را آباد می کند

نیت های درست نیست، بلکه روش های درست است

مرحوم رضا بابایی

در واکنش به مرگ کاسترو 

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

نظرات (1)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
This comment was minimized by the moderator on the site

کوبا، قربانی رؤیای خون‌آلود مردی شد که خودش را منجی مستضعفان می‌دانست اما عملاً مردم را از آزادی، نان و آینده محروم کرد. ارنستو "چه" گوارا، چریک رمانتیکی که جوان‌های ناآگاه هنوز تصویرش را روی تی‌شرت‌هایشان می‌زنند، نه یک قهرمان بلکه یکی از عاملان اصلی فاجعه‌ای بود که به نام انقلاب به مردم کوبا تحمیل شد.

چگوارا و رفیقش فیدل کاسترو با شعار عدالت اجتماعی وارد میدان شدند، اما آنچه آوردند چیزی جز فقر، سانسور، سرکوب و مهاجرت میلیون‌ها کوبایی نبود. آن‌ها با مصادره اموال، نابودی بخش خصوصی و بستن دهان مخالفان، کشوری را که می‌توانست به یکی از مدرن‌ترین اقتصادهای منطقه بدل شود، تبدیل کردند به موزه‌ای زنده از فقر و عقب‌ماندگی.

تفکر چپ و کمونیستی آن‌ها وعده برابری داد، اما همه را برابر در بدبختی کرد. شعار “کارگرها صاحب همه‌چیزند” در عمل یعنی دولت صاحب جان و مال مردم شد. کارخانه‌ها ورشکست شدند، کشاورزی فروپاشید، آزادی بیان حذف شد و مردم حتی برای خرید تخم‌مرغ هم باید از دولت اجازه می‌گرفتند.

چگوارا در مقام وزیر اقتصاد، اقتصاد کشور را به نابودی کشاند، و در مقام وزیر دادگستری، صدها نفر را بدون محاکمه به جوخه‌های اعدام سپرد. همین «قهرمان عدالت» که بسیاری هنوز او را ستایش می‌کنند، خود شخصاً دستور کشتن کسانی را می‌داد که فقط جرمشان مخالفت فکری بود.

کوبا امروز هنوز در باتلاقی که تفکر او ایجاد کرد دست و پا می‌زند: کشوری با پزشک زیاد اما بدون دارو، با تحصیل رایگان اما بدون آینده. آنچه از چپ در کوبا ماند، نه عدالت بود و نه آزادی — فقط فقر منظم و استبداد ایدئولوژیک.

چگوارا نه نماد آزادی، بلکه نماد شکست ایدئولوژی‌ای است که با شعار نجات فقرا، فقیرترشان کرد و با وعده رهایی، زنجیر تازه‌ای بر دستشان بست.

هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...