×

Warning

JLIB_APPLICATION_ERROR_COMPONENT_NOT_LOADING

JLIB_APPLICATION_ERROR_COMPONENT_NOT_LOADING

Error loading library: joomla, Library not found

Error loading library: joomla, Library not found

Error loading library: joomla, Library not found

Error loading component: com_jmap, Component not found

Print this page

باران نگاهت چون بر تن رنجور من فتاد

08 November 2018
Author :  

 

باران نگاه تو

باران نگاهت چون بر تن رنجور من فتاد     شست غمم، به هم کرد همه، بیماری مرا

چشمت که سلسله ها در پسش، شکسته دلند       بیمار می کند دلم، و تازه زخم های مرا

‎ دلم به کام دلت ناتوان شد و اکنون    منم به کام دلت، کامروا کن دل مرا

‎ به گِل نشسته ام، می نوشم جام پی در پی     ننوش تو ز جام فراق، و فراموش مرا

‎ فراق گشته سکوی جان و دلم کنون،    هوای یار میکند در این تب، بیمار مرا‎

مرغ دلم پژمرد به داغ یار،      داغی که زنده می کند این دم، هوای دل مرا

مَنعَم مَکن ز مسجد و میخانه، که اوست      یارم به لبِ جام، و غزل سراست، مرا

‎ من هم شدید مرده دلم در هوای او      مرده مخواه تو دلم، را در این کنار مرا

‎ این جامِ می ناب که تو می بینی به برم،     از برکت شب تاری است، که با یار مرا‎

این رنگ رنگ سخن را که می شنوی تو زمن،     گمان مبر که خلعتی است پرنگار مرا‎

شدم تهی ز خودُ، اکنون با تو ام       تویی که یار برایم، و هم نگار مرا

هوای این دل افسره چون برون ریزد     برای یارست، که رنگ رنگ دیده است مرا‎

منم به روی تو ای عاشق نکو منظر،      هزار دلبسته، و هزار امید، به دیدار مرا

ای تابِ دل بی تاب، کمی هم به من بِتاب    بر این دل تابیده به پای دلِ بی تاب مرا

دوشنبه - 7 مهر1397

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
 مصطفی مصطفوی

Email This email address is being protected from spambots. You need JavaScript enabled to view it.

Latest from  مصطفی مصطفوی