امروز پنجم مرداد 1405 [1]، 150 روز از آغاز جنگِ غیرقانونی، تجاوزکارانه و زورگویانه امریکا و اسراییل علیه ایران میگذرد، جنگ رسوایی که تمام قوانین، شاخصها و توافقنامههای بین المللی تعیین کننده راه و روش جنگ و صلح در جهان انسانی را زیر پای نهاد، و اولین روز آغازش را با کشتن دانش آموزان در مدارس، رهبران در دفاتر کارشان، نظامیان در پادگانهایشان و... کلید زدند، میانهاش نیز خدعه و نیرنگ و عهد شکنی بود، و اکنون شاه بیت تهدیدهای اصلی سردمدار این جنگ، یعنی رئیس جمهور امریکا، پاکسازی تمدنی، زدن پلها، ویران کردن نیروگاهها و زیرساختهای انرژی و... ایران است.
جنگی که فصل جدیدی از روشهای تجاوز و نُرم شکنی را در دنیای بیقانون، و جهانِ زیر سلطه زیادهخواهان پلیدِ باز کرد، دنیایی که هر روزه در دامن راستگرایان ملیگرای متجاوز، تمامیتخواه و خونخواری همچون پوتین، نتانیاهو، ترامپ، ملا هبتاللهها و... سقوط میکند و کشورها و ملتهای بیشتری به زیر سلطه اینگونه اندیشههای ناپاکِ ضدآدمیت میآفتد، تا چشم انداز آینده آدمیان در جنایت، کشتار، بیرحمی، تجاوز، زورگویی هر لحظه تیره و تارتر دیده شود، و ویرانی بنای انسانیت، دمکراسی، آزادی و کرامت انسانی هویداتر گردد، اینان طلایهداران آغاز دوران بردگی جمعی آدمها، در عصر جدیدند.
امروز 111 روز از آتش بسی میگذرد که 40 روز پیش به امضای تفاهمنامه بین روسای جمهور ایران و امریکا، انجامید، و بارقههای امید را در دل مخالفان جنگ، و سقوط انسانیت به ورطه دنیای زر، زور و تزویر روشن کرد، اما عهد شکنی، زیادهخواهی و خوی تجاوزگری سیری ناپذیر رهبران راستگرای صهیونیسم جهانی در اسراییل، و دیگر مخالفان پایان درگیریهای خانمان براندازِ اینچنینی، که بقای خود را در هرج و مرج و جنگ و جنایت میبینند، باعث شد، تا باز امروز شانزدهمین روز از آغاز دور جدید حملات متقابل را پشت سر بگذاریم،
دورهایی که تجاوز و ویرانگریِ بی حد و اندازهایی را رقم زد، که اهدافش به زیرساختها، و ابزار ضروری زندگی انسانی تغییر ریل داد، و اکنون دیگر از "جنگ بی پایان" [2] سخن به میان است، و اینکه ترامپ «هیچ راه حل لعنتی برای خروج از این جنگ ندارد» [3] و در دامی که خود و دیگر همپالگان زیادهخواه او، خود گستردند، گرفتار آمده است،
سیاستمدار مغرور و ناپختهایی که اسیر خدعه و نیرنگ روسیه و اسراییل، و البته پَستخویی خود شد، و با آغازگر جنگی همراه شد، که یک تاریخ جنایت را، در پس احقاق حقوق تاریخی یهود، مرتکب شده و میشود، آوردگاه غزه و کرانه باختری، اکنون آزمایشگاه و نمایشگاهی آشکار از لکه ننگی است که در دامن یهود و صهیونیسم جهانی باقی خواهد ماند، جاییکه هولوکاست غزه رقم خورده است، و 80% زیرساخت کشاورزی این منطقه ویران شده است و پرتراکمترین جمعیت جهانی، در محاصرهایی پایان ناپذیر، هر روزه میزبان بمبهای سبک و سنگینِ انتقام، کینه و جنایت صهیونیستهاست، که تا کنون عمق جنایتِ ناشی از انتقام خواهیهای خود را پیش چشم جهانیان به نمایش گذاشته، و اوراق دهشتناکی از خوی درنده زورمداران اسراییلی را به ثبت رساندهاند،
و همانگونه که آنان تا کنون از هولوکاست و کشتار یهودیان توسط نازیها میگویند، و تشت رسوایی آن حرکت پلید را هر ساله از بلندترین آسمانخراشهای جهانی بر زمین میاندازند، از این پس کسانی در دنیا خواهند بود که تشت رسوایی جنایات صهیونیسم و همکارانش را، از بلندهای جهان به زیر افکنده، تا روشن شود که مظلومان سابق، به واقع چه ظالمان درندهایی در کیش شخصیت بودهاند،
و آیندگان، اروپای استعمارگری را به محاکمه خواهند کشید، که بعد از جنایت خود در کشتار یهودیان (چه در دوره سیاه تفتیش عقاید کلیسایی و چه در جنگ جهانی دوم)، غده سرطانی صهیونیسم را از محدوده خاک اروپایی خود، به خارج از مرزهای این قاره، در خاورمیانه صادر کردند، و آنرا در قلب آسیای غربی و در زادگاه ادیان ابراهیمی کاشتند، و تداوم این خون و جنایت را به مناطق دیگران کشاندند، و در این طرحِ ظالمانه، رویای حقخواهانه و تاریخی یهود، را به پلیدترین جنایات، با حمایت بیحد و حصر خود از صهیونیسم آلودند.
جهان گشایان بزرگی همچون هیتلر، که در نگاه ملیگرایان اروپایی تقدیس شدهاند را، همین یهود با همین اتهام به رسوایی کشاندند، و این عاقبتی تکراری، برای دونالد ترامپ هم خواهد بود، چراکه اگر حتی موفق شود و پروژه خاورمیانهایی خود را پیش ببرد، تازه یک راستگرای جهانگشای غربی دیگری، همچون هیتلر خواهد بود، که در جنایات بنیامین نتانیاهو و صهیونیستهای بیرحمی همچون او در دولت اسراییل شراکت تمام عیار داشته و دارد،
این آینده چنین راستگرای ملیگرایی در امریکای شمالی خواهد بود، که وجودش امروز برای تمام جهان به یک بلیِّه تمام عیار تبدیل شده است، که نه اروپا، نه همسایگان امریکایی، و نه ملتهای ساکن در آسیا و اقیانوسیه از آزار و اذیت و خسارت تمامیتخواهانهی او در امان نیستند، و همه را به بازیهای رسوای مغرورانه خود گرفته، و مقابل زیادهخواهیهای زورگویانه او، همهی جهانیان خونِ دل میخورند، و تحمل میکنند و روز میشمارند تا بلکه روزی دمکراسی امریکا به مدد جهانیان آمده، و این دوره لعنتی ریاست جمهوریاش بگذرد، و دنیا، سازمان ملل، قوانین، ساختارها، ارزشهای انسانی، گروهبندیها، توافقنامههای جهانی و... و بلکه بشریت از خُوی قانونگریز، ساختارشکن، فاسد، مغرور، فرصتطلب و زورگویانه او رهایی یابند.

صهیونیسم گرگی که اکنون دست سازندگان خود در اروپا را گاز گرفته است
و با مشغول کردن امریکا در خاورمیانه، اروپا را در مقابل تجاوز روسیه بی پناه و بی حامی کرده است
اروپاییها از سال 1947 تاکنون، 75 سال است که نطفه جنایت، تجاوز، خدعه، نیرنگ و مظلومنماییهای گرگصفتانه اسراییل را در غرب آسیا کاشتند، و از روند رشد و پویایی آن حمایت کردند، تا موجودیت اسراییل، بعنوان یک حاکمیت ملیگرای یهودی را، در خارج از مرزهای اروپا تشکیل داده، بخشی از بحرانهای اجتماعی و فرهنگی – مذهبی خود، از جمله یهودستیزی را به خارج از مرزهای اروپا منتقل کرده، و تا ابد خود را از نکبت یهود و یهودستیزی رها سازند، اما امروز دامنهی این بحران باز دوباره به سوی آنان بازگشته، و بالهای پرواز آرمانها و اهداف والای اروپایی را نیز میسوزاند.
دونالد ترامپ به عنوان یک بازیچه دستهای قدرتمند صهیونیسم بین الملل، ارزشهای گرانقدر اروپایی همچون قانونگرایی، حقوق بشرخواهی، آزادیخواهی، صلح و پیشرفتجویی و دمکراسی را علنا در مقابل دوربینها، و مقابل چشم جهانیان به سخره میگیرد، رهبر افسار گسیختهایی که، سردمداری تمدن غرب را در این روزهای سخت عهدهدار شده است، و زیر شعار ملیگرایی سخیف امریکایی، مشغول ویرانی تمام بنیان تمدن بشری، روح انسانیت و کرامتجویی و آزادیخواهی آدمیت و... در جهان تشنه ارزشهاست،
و تنها در یک پرونده، از دهها پرونده گشوده توسط این قانون شکن قرن، صهیونیسم بین الملل او را وارد جنگی در دفاع از اسراییل کرد، که لجنزاری برای ارزشهای انسانی و تمدن بشری بیش نخواهد بود، و اکنون در ایران با مقاومت مردمی روبرو شده است، که تمام تفرق و اختلافات شدید و خونین خود را به کناری نهادهاند، تا برای حق داشتن دسترسی به فنآوریهای روز جهانی، حق دسترسی به وسایل روز دفاعی، حق داشتن ارتباطات اقتصادی با جهان و... یکپارچه شده، و مقابل این قلدر جهانی مقاومت کنند، تا بلکه خود را از زورگوییهای قانون شکنِ غیر قابل اعتمادی همچون ترامپ امریکایی و امثالهم برهانند، کسانی که روندی را بر ایران دیکته کردند که، این ملت صبور و مظلوم را دهههاست ظالمانه در تحریمهای کمرشن، و محاصره همه جانبه غرق کردهاند و...، و اینگونه است که به دلیل زورگوییهای از حد بیرون شده خود، ترامپ و همپیمانانش را شاهدیم که در تلهی خودنهاده، فرو انداختهاند، و متجاوزین راه خروجی جز فرو رفتنِ بیشتر در باتلاق جنایات بیشترِ جنگی، و رسوایی گستردهتر، و گسترش هرج و مرج و بی قانونی جهانی در پیش ندارند.
نکبت پروندههای باز دوره استعمار اروپایی، دور زد، و دور زد، تا در سال 2026، دوباره دامنگیر اروپا شده، و او را در زمانه مقابله راهبردی و سخت با تجاوز روسیه به اروپا، از مهمترین پشتوانه راهبردی خود یعنی امریکا محروم کند، و اروپا اکنون تنها و بی پشتوانه، هاج و واج مقابل متجاوزی زیادهخواه همچون ولادیمیر پوتین، انگشت به دهان مانده است، حتی میتوان گفت، امریکای غرق شده در ملیگرای ترامپیسم، گاه در کنار پوتین در حال مبارزه با اروپا دیده میشود، و اروپایی که میرفت تا با ساختار دمکرات، و متوجه به کرامت انسانی، به قطب آرامش و ظهور و بروز قانون، کرامت انسانی و اندیشههای بشردوستانه، و حامی محیط زیست سالم و... تبدیل شود، اینک با تهدید موجودیتی از چند ناحیه مواجه است،
نتانیاهو در کنار ترامپ، تمدن شکوهمند غرب را به سوی رسوایی و نابودی میبرند
و تمام ارزشهای والای انسانی را به سخره گرفتهاند
اول راستگرایان ملیگرای امریکایی به رهبری ترامپ که با به قدرت رسیدن در امریکا، عمق راهبردی اروپا را بی اثر، و یا بلکه به دشمن اروپا تبدیل کردند، و از این سو نیز راستگرایان روس که به رهبری پوتین بازگشت خوی تجاوزگری و زیادهخواهی شوروی سابق را نمایندگی میکنند، و اروپا را در معرض تهدید موجودیتی قرار دادهاند، و زین سو نیز راستگرایانِ صهیونیستِ دستساخته اروپای استعماری، یکه تازی میکنند، و تشت رسوایی طرحهای استعماری صدور بحران از اروپا به دیگر قارهها را هر روز، با جنایات دهشتناک خود بر زمین میاندازند و جار میزنند، و اوراقی در تاریخ جنایات ضد بشر ثبت میکنند، که تا ابد بر دامن تشکیل دهندگان دولت یهود، همچون لرد بالفورهای بریتانیایی، و همصداهای آنان در آلمان و... خواهد نشست، تا یک تاریخ سر به زیر ماندنِ چنین اندیشههای شیطانی را رقم زنند، و البته ظهور مجدد راستگرایان ملیگرایی همچون ویکتور اوربان در مجارستان، که در مرزهای اروپای آزاد و دمکرات، همنواییهایی، با رهبرانِ فاسدی همچون ترامپ را، زمزمه کردند و میکنند، تا کارد را از دل اروپا، بر قلب ارزشهای اروپا فرو بشنانند.
آنچه مسلم است، روسیه با آغاز تجاوز به مردم مظلوم اوکراین در سال 2014، کلید بیداری غولهای تمامیتخواه و راستگرایانِ متجاوز را زد، نبرد 7 اکتبر 2023 توسط حماس که نبرد آزادیخواهی فلسطینیان را به خوی انتقام، جنایت و کشتار کور آلود، غول راستگرای متجاوز اسراییل را قدرتمند و زنده ساخت، و بال و پر و میدان داد. انتخاب راستگرای فاسد و تمامیتخواهی همچون دونالد ترامپ، همه این پروندهها را قوت بخشید، و در نتیجه اکنون جهان در آتشی میسوزد، که ریشه در یک تاریخ جدا افتادن انسان از ارزشهای بزرگی همچون قانونگرایی، انسانیت، کرامتجویی انسان، آزادیخواهی، صلح طلبی و دمکراسی دارد، و بازگشت به این ارزشها، تنها راه نجات آدمیان از چرخه تجاوز، کشتار و جنایتی است که سردمدارانِ جهانِ زر و زور تزویر دامنگیر جهان کردهاند.

«آنان که تاریخ را به فراموشی سپردهاند، نمیتوانند تاریخ سازی کنند.»
دکتر بهیم رائو امبادکار (معمار قانون اساسی مترقی هند بعد از استقلال)
شاید دنیای نویسنده نامدار امریکایی جناب مارک تواین هم به همین کثیفی دنیای امروز ما بوده است، آنگاه که نوشت :
«هرچه بیشتر آدمیان را میبینم، بیشتر سگم را ترجیح میدهم.»
نامهها، مارک تواین

#نه_به_جنگ
#نه_به_ویرانی
#نه_به_انتقام
[1] - 27 July 2026
[2] - “forever war”
کشتار و جنایت در سودان، فلسطین و اوکراین همزمان جریان داشته و دارد، اما واکنش ما بسته به اینکه قاتل و مقتول چه کسانی بودند، متفاوت بود. جهان پیرامون ما دو سه سالی است که همزمان درگیر سه جنگ بزرگ، هولناک و پر از جنایت، کشتار، آوارگی، ویرانی، تجاوز و ظلم بی حد و اندازه در حق بشریت است.
تلاشهای صلحجویانه پی گرفته میشود، اما سود آنچنانی نداشته، و روند جنایتآمیزِ جنایتکاران جنگی، همچنان ادامه دارد. جنگ روسیه با اوکرین (۲۰۲۲ تا اکنون) [1] ، جنگ اسرائیل با غزه (2023 تا اکنون) [2] و جنگ داخلی سودان (2023 تا اکنون). [3]
بازتاب این جنگها را اگر در بین خودمان در نظر آوریم، به ویژه کار رسانهایی که رسانههای فارسیزبان روی این سه جنگ ویرانگر انجام دادند، نشان میدهد که تمام توان خود را روی جنگ غزه گذاشته، از جنایت جاری در اوکراین کمی گفتند، و سودان را نادیده گرفتند، و تو گویا در دیدگاه ما، حتی آدمها هم طبقه بندی شدهاند، و چنان در سقوط اخلاقی، انسانی و... غوطه میخوریم که برای جان انسانها هم بهای گوناگون گذاشته، برای برخی جان و کشور خود را فدا میکنیم، و برخی جانشان آنقدر ارزان قیمت است، که حتی ما را وادار به واکنش خبری هم نمیکند، چه رسد به محکومیت، و یا غم و غصهایی که برای آنها بخوریم، و یا اشکی که بر مظلومیت آنان جاری نمائیم!
چنان از میانهروی به دور افتاده، در افراط غرق شده، سود و زیان و یا دیگر ملاحظات خود را در این زمینه دخیل کردهایم که از کشتار صهیونیستها از فلسطینیها چنان بر میآشوبیم که هر کشته فلسطینی در غزه و یا کرانه باختری را خبری کرده، در مجامع جهانی فریاد میکشیم، اما برای صدها هزار کشته در جنگ اوکراین ما تنها بینندهایم، و به کشتار و جنایت در سودان، از این هم کمتر واکنش نشان داده، فریاد کمک خواهی آنان را نشنیده و نادیده گرفته، بسیار بسیار کم بدانها پرداختیم، تا حدی که میتوان گفت که این سیاهچردههای مظلوم و در خون و جنایت غلتان را نشنیده، و ندیده گرفتیم.
حال آنکه کل کشتار غزه در این دو سال، نزدیک به 100 هزار نفر است (کشته ۷۹٬۵۴۳ +۱۴٬۲۲۲ مفقودها)، و در طول همین دوره، کشتار در سودان «احتمالاً به طور قابل توجهی بیش از 150 هزار کشته»، و در یک قلم دیگر، از مجموع 700 هزار کودک مواجه با سوء تغذیه حاد در خلال این جنگ دو ساله، گزارشها از مرگ 522 هزار کودک حکایت میکند.
برآورد منابع آمریکایی از جنگ خونبار اوکراین که در بازه زمانی ۲۴ فوریه ۲۰۲۲ تا ۱۸ اوت ۲۰۲۳ را پوشش داده است، 70 هزار اوکراینی کشته، و نزدیک به 120 هزار نفر نیز زخمی شدهاند، مهاجمان روس نیز 120 هزار کشته، و نزدیک به 170 هزار زخمی را متحمل شدهاند. بله، این اعداد، تاراج زندگی انسانی است، و همزمان مرگِ انسانیت، که در سودان و اوکراین نیز مثل فلسطین، و بلکه شدیدتر از آن اتفاق افتاده و می افتد.
در دنیای نابرابر انسانی که بر ما آدمها چیرگی یافته است، حتی خون انسانها را هم قیمت متفاوتی است، و خون برخی از آنها در این دنیا، برای ما دورشدهها از خدا و انسانیت، رنگینتر از بقیه دیده میشود، و بین انسانها طوری ارزشگذاریی میکنیم که در جایی گوش هایمان به هر صدایی حساس است، ولی در جایی دیگر، دهها هزار خون، حتی تکانمان هم نمیدهد، و کمی آنسوتر صدها هزار خون ریخته میشود و همه بی اعتنا از کنار آن میگذریم، گاهی انگار مهم است که خون از آنِ کی باشد، و توسط چه کسانی ریخته شود.
در دو سال گذشته، در خاورمیانه دو کشتارگاه بزرگ، پا به پای هم از انسانها کشتار داشتند، و پیش رفتند، یکی کشتار و جنایت در غزه، و دیگری در سودان، با این تفاوت که کشتار غزه به عنوان موضوعی ناموسی، دنیا را به تکان وا داشت، و شمال و جنوب، خاور و باختر جهان را علیه این کشتار نیم خیز کرد، و به اعتراض وا داشت، به طوری که بزرگترین راهپیماییهای جهانی را در پی داشت، اما کشتاری از آن بیشتر در سودان، در سکوتی کامل، ادامه داشت و دارد، این استاندارد دوگانه هیچ نشانی ندارد، مگر مرگ انسانیت و سقوط اخلاقی.
تهران - جمعه 21 آذرماه 1404 برابر با 12 دسامبر 2025
#نه_به_جنگ
#نه_به_تجاوز_کشتار
#StopWar
#StopGenocideInSudan
[1] - در ۲۴ فوریه ۲۰۲۲، روسیه به اوکراین حمله کرد و بزرگترین و مرگبارترین جنگ اروپا از زمان جنگ جهانی دوم را آغاز نمود؛ جنگی که تشدید چشمگیری در مناقشه میان دو کشور از سال ۲۰۱۴ بهشمار میرفت. این درگیری باعث صدها هزار تلفات نظامی و دهها هزار تلفات غیرنظامی اوکراینی شده است. تا سال ۲۰۲۵، نیروهای روسیه حدود ۲۰ درصد از خاک اوکراین را در اشغال دارند. از جمعیت ۴۱ میلیونی اوکراین، تا آوریل ۲۰۲۳ حدود ۸ میلیون نفر در داخل کشور آواره و بیش از ۸٫۲ میلیون نفر از کشور گریختهاند و بزرگترین بحران پناهجویان اروپا از زمان جنگ جهانی دوم را رقم زدهاند.
[2] - جنگ غزه از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ میان اسرائیل و گروههای شبهنظامی فلسطینی به رهبری حماس در نوار غزه و اسرائیل جریان داشته است. جنگ غزه پانزدهمین جنگ در تاریخ درگیریهای اسرائیل و غزه بهشمار میرود و ادامهدهندهٔ بحران خاورمیانه است. نخستین روز این جنگ مرگبارترین روز در تاریخ اسرائیل بود و این جنگ هم مرگبارترین جنگ برای فلسطینیها در تاریخ درگیری فلسطین و اسرائیل محسوب میشود.
[3] - جنگ داخلی در سودان در ۱۵ آوریل ۲۰۲۳ میان دو جناح رقیب دولت نظامی سودان آغاز شده است. این درگیری میان نیروهای مسلح سودان (SAF) به رهبری ژنرال عبدالفتاح البرهان و نیروی شبهنظامی نیروهای واکنش سریع (RSF) به فرماندهی محمد حمدان دگالو (معروف به محمد حمدان دقلو) جریان دارد که همچنین رهبری ائتلاف گستردهتر جنجوید را بر عهده دارد. چندین گروه مسلح کوچکتر نیز در این نبرد شرکت کردهاند. نبردها عمدتاً در پایتخت، خارطوم، که جنگ با نبردهای گسترده در آن آغاز شد، و در منطقهٔ دارفور متمرکز بودهاند. دو جنگ داخلی – اولی از ۱۹۵۵ تا ۱۹۷۲ و دومی از ۱۹۸۳ تا ۲۰۰۵ – میان دولت مرکزی و مناطق جنوبی که منجر به استقلال سودان جنوبی در سال ۲۰۱۱ شد، باعث کشته شدن ۱٫۵ میلیون نفر شد.
Titleجنایتکاران همچون کرکس ها سر در جان و تن انسان ها، خون می مکند
Titleجنایتکاران همچون کرکس ها سر در جان و تن انسان ها، خون می مکند
دست دو ژنرال سودانی در حال کشتار مردم سودان
دست دو ژنرال سودانی در حال کشتار مردم سودان
زنی سودانی که کودک خردسالش را در پنهاه خود گرفته است
زنی سودانی که کودک خردسالش را در پنهاه خود گرفته است
سقوط شهر فاشر در دارفور، که جنایت بزرگی در کشتار بعد از سقوط به خود دید
سقوط شهر فاشر در دارفور، که جنایت بزرگی در کشتار بعد از سقوط به خود دید
غرب و اسراییل، در دنیایی از کشتار و جنایت خیمه کشتار زده اند
غرب و اسراییل، در دنیایی از کشتار و جنایت خیمه کشتار زده اند
چشم به ثروت سودان، کشوری را در خون غرق کرده اند
چشم به ثروت سودان، کشوری را در خون غرق کرده اند
http://mail.mostafa111.ir/component/k2/tag/%D8%BA%D8%B2%D9%87.html#sigProIdaea1d5d3ac
امروز روز هفت اکتبر 2025 است، دو سال قبل در چنین روز و ساعاتی شبکههای اجتماعی پر از فیلمهایی از کشتار، جراحت و اسارت وحشتناک زنان، مردان، کودکان، پیران و جوانان اسراییلی بود، تو گویی کسانی میخواستند هر چه بیشتر از اینان بِکُشند و ویران کنند تا شاید « اَلنصرُ بِالرُعب » [1] را ترجمانی حقیقیتر و بارزتر باشند.
فیلمهای وحشتناکی که با افتخار از سوی رزمندگان حماس و جهاد اسلامی، در اینترنت، مستقیم از صحنه کشتار، یا در اولین فرصت روی شبکه وبِ جهانی بارگذاری میشد، بازتاب دهنده ژرفایی از خشونتِ ناشی از کینهایی عمیق بود، که به صورت جنایات هولناک بروز مییافت، جنایت علیه افرادی که به صرف حضور در آنسوی مرز و در اسراییل، کافی بود تا حکم به قتل، اسارت و یا جراحت آنان صادر شود، و آنانیکه در آن ساعات عملیات توفان الاقصی، اگر میهمان و یا مسافر این سرزمین نبودند، و ساکنانش هم بودند، تنها به علت اهالی «جمهوری یهود» بودن، توسط رزمندگان ساکن جمهوری فلسطین، سلاخی و... میشدند.
و بعد از این چند ساعت کشتار و ویرانگری و اسارت، این اهالی جمهوری یهود، و رزم آورانش بودند که به تلافی آن، کشتار و جنایت خود را آغاز کردند، آنانکه مدعیاند، بعد از هولوکاست، این بیشترین یهودیکشی در جهان بود، که اتفاق میافتاد، و اکنون دو سال است که چنان کشتار و جنایتی را ادامه داده و میدهند، که خود شرمگین از آثار آن بوده، به عکس رفتار و منشِِ رزمآوران جمهوری فلسطین، که اعمال خود را به صورت آنلاین منعکس میکردند، اینان از شرم انعکاسِ شدت و گستره جنایاتشان، مجبور شدند، صدها خبرنگار و اهالی رسانههای جمعی منطقه و جهان را سلاخی و کشتار کنند، تا بلکه خبر و تصویر کمتری از جنایاتشان، به بیرون از سرزمینهای اشغالی درز کند، و بیش از این مایه بی آبرویی جمهوری یهود، و اهالی آن نشود، دهها هزار کشته و مجروح و اسیر، و ویرانی در حد حملات چنگیز، اسکندر، آتیلا، تیمورلنگ و... و اسارت میلیونها انسان، و نگه داشتن آنان در گرسنگی، تشنگی، آوارگی و... تنها بخشی از جنایاتی بود روی دست مردم فلسطین ماند.
اما به واقع میان مردان و زنان آنسو در جمهوری یهود، و این سو در جمهوری فلسطین، چه تفاوتی بود؟ آنان در دو چیزی متفاوتند، دین، و ملیت، اینان خود را از پیروان محمد میدانند که از فرزندان اسماعیل و از نتایج خاندان ابراهیم و از بندگان اللهند، و آنان خود را از پیروان موسی، که به فرزند دیگر ابراهیم، یعنی اسحاق میرسند، و باز به ابراهیم پایان میپذیرند، و از بندگان خدایی یکتا به نام یَهُوَ هستند، که گویا بین الله و یهو ، این تنها نامی است که متفاوت است، ماهیت یکیست.
این دو همدیگر را به تجاوزگری و غصب سرزمین فلسطین متهم میکنند، و گویا هر دو نیز راست میگویند، هر دو، روزگاری در نتیجه جنگ، و غنایم ناشی از جنگ، صاحب این سرزمین شدهاند، یکی در زمان خلیفه اول و دوم اسلامی، از غنائم جنگِ با رومیان، صاحب سرزمین فلسطین شد، و دیگری، بعد از جنگ جهانی دوم، در همدستی با بریتانیا، از غنایم جنگ جهانی دوم بهرهمند گردید، و صاحب سرزمین فلسطین شد؛ این دو در طول هزار و اندی سالِ گذشته، و به خصوص در هشتاد سال اخیر، جنگها و جنایات بسیار آفریدند، تا در پس خونریزی و کشتار و وحشت، صاحب این سرزمین بمانند، و یا باشند، تنها از 1948 تا کنون بر کران تا کران این سرزمین، آنقدر خون از دو طرف ریخته شده است، که آدم در محتوای آیه « بَارَكْنَا حَوْلَهُ » [2] دچار تردید میشود، که چطور میتوان چنین سرزمین هولناکی را « مبارک » دانست، که این همه در خون و جنایت شناور بوده، و هست، که برایش جاری شده، و جاری می شود؟!
پایهی ادعاها بر این سرزمین، بر مبنای دین و متون دینی اسلام و یهود است، مسلمانان آنرا قبله اول خود، و محل وحی پیامبران الهی خود میدانند، و یهودیان آن را سرزمین پیامبران خود، و زادگاه نسل اندر نسل فرزندان اسراییل (یعقوب)، و محل ساخت معبد سلیمان، پادشاهی داود و...؛ این دو دین الهی، که خود را به خداوند متصل مینمایند، یکی به الله، و دیگری به یَهُوَ معتقد است، که هر دو نام، از یک موجود یکتا سخن میگوید، که پیام آوران بسیار برای هدایت انسان به سوی انسانیت، اعزام داشت، یهود و اسلام، نتیجه دو حرکت بسیار بزرگ، از میان هزاران حرکت چنین خدایی است که این همه آیه و هدایت ارسال داشت، تا انسانها خوی حیوانیت، منیّت و غرور بیجای خود را به کناری نهاده، و لایق لقاالله گردند،
اما چه فایده، پیروان این دو دین مهم، که یکی صاحب تورات، و دیگری صاحب قرآن است، هر دو برای کسب چیرهگی و صاحب این سرزمین شدن، آنقدر خون ریختهاند، که تاریخ این سرزمین بر دریایی از خون، بنا نهاده شده، و انسانیت شرمنده، انسان بودن خود است، خودخواهیهای دینی، که در قالب ماموریتهای دینی تعریف شده، و در وجه ایدئولوژیک تعریف و تبین میشوند، و مجوز میگیرند، مهمترین عامل کشتار و جنایت بوده، که حکم به هر جنایت و خونریزی برای کسب هدف، میدهد، یکی در این سو، کشتار نیمی از مردم جهان را، بهایی اندازه، برای کسب هدف میبیند، و دیگری حذف و انهدام یک ملت را، بهایی ناچیز برای کسب سرزمین موعود توراتی خود میداند، و هر دو تلاش دارند، تا این سرزمین را زیر پرچم خداوند یکتا، داشته باشند، یکی با پرچمی مُنَقَش به ستاره و ماه، و دیگری زیر پرچم ستاره ششپر داود، که هر دو داعیه دین و هدف الهی را دارند.
اما به واقع دین، اعتقاد، و ایدئولوژی که تو را از فساد، زورگویی، جنایت، کشتار، ویرانی، شکنجه انسانها و فساد بر زمین باز ندارد، به چند میارزد؟!
در پیوستار تاریخی ادیان الهی، یهود از قدیمیترین، و اسلام آخرین و نوترین آنان است که، مدعی پایان ارسال پیامبران بعد از خود میباشد.
تهران - سه شنبه 15 مهرماه 1404 برابر با 7 اکتبر 2025

سرزمین شخم شده و ویران غزه، توسط صهیونیستها
[1] - سخنی از پیامبر اسلام نقل میشود که : «من با کلمات رسا مبعوث شدم و با وحشت یاری شدم». «بُعِثتُ بجَوامِعِ الكَلِمِ، و نُصِرتُ بالرُّعبِ» و گویا کسانی از این سخن پیامبر برای خود مجوزی ساختهاند، که پیروزی خود و اندیشهی خود را از طریق ایجاد رعب و وحشت در بین دیگران بدست آورند، و لذا کسانی دکترین خود را بر «اَلنصر بِالرُعب» قرار داده، پیروزی در ایجاد رعب و وحشت را دنبال میکنند، شگردی که از سوی گروههایی از جمله القاعده، داعش، فدائیان اسلام، طالبان، صهیونیسم جهانی و... و گروههای خشنی از این دست، به عینه استفاده شد و دنبال گردید، بروز این شگرد در داخل ایران را، علیه دگراندیشان دینی و سیاسی دیدهایم، کشتن فجیع دانشمند و نویسنده معاصر احمد کسروی، دکتر سلیمان برجیس، دکتر داریوش فروهر و همسرش و... از آن قبیل است، که مشخصه مشترک همهی این ترورها، نحوه فجیع کشتار طعمه، توسط چنین تروریستهایی بوده است، که گویا برای ایجاد رعب و وحشت، آن را به بدترین وجه ممکن انجام دادهاند، تا آنرا مایه عبرت دیگران قرار دهند، و به زعم خود، ایجاد رعب و وحشت کنند. و گویا برای تسخیر سرزمین دیگران، یا به دست آوردن صحنه فعالیت رقیب، این شگرد را کارساز یافتهاند، اعمالی از قبیل بریدن سر انسانها، به دار کشیدن آنان در دیدرس مردم، آتش زدن زنده زنده اسیران، غرق کردن آدمهای اسیر در قفس در آب، چاقو آجین کردن افراد به صورت زنده زنده و... در جلوی دوربین، و پخش آن از شبکههای تلویزیونی و... گویای نیت چنین افراد خشن با چنین شگرد و رویکردی است.
[2] - آیه اول سوره اسرا «پاك و منزّه است آن (خدايي ) كه بنده اش را از مسجدالحرام تا مسجدالاقصي كه اطرافش را برکت داده ایم شبانه برد، تا از نشانه هاي خود به او نشان دهيم . همانا او شنوا و بيناست.» سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ البَصِيرُ
« ریدم تو انسانیت »
عنوان خالگوبی بر پشت بنیامین نتانیاهو،
کاریکاتور رسانه امریکایی

