گهی مَسموم عشقُ، گاه من، در منطق آلوده
  •  

21 مرداد 1404
Author :  

 

دِگرباره دلم آتش گِرفتَه‌ست    

رها کن تا بگیرد، خُوش گرفته‌ست!

 

تو بُگذار این بِسوزد، وآن بسوزد،

زِ خاکستر ققنوس پَر گرفته‌ست

 

تو بُگذار تا که این توفان بِغُرَد،

بر این دریا، موج، از سر گرفته‌ست

 

بر این توفانِ بی‌هنگام و بَر کَن،

نِگَه ‌کن، زآن که شَط را خون گرفته‌ست!

 

تو از پرواز امیدِ فِراغَت،

جهان را بین بلا، در بَر گرفته‌ست،

 

گَهی رقصان میان مستی عشق،

گهی با منطق اندیشه را از سر گرفته‌ست،

 

به تاراجَم بَرَد آزُردِگی‌های رُخِ دوست،

گهی امید، کور سویی ز نور از سر گرفته‌ست،

 

رُبود دام بلا، دریای امیدم به رُفتَن،

رقیبم جام در دست، آشکارا فتنه را از سر گرفته‌ست

 

گهی مسموم عشقُ، گاه من، در منطق آلوده،

در این بیدادگاه، بین خسته را، ذوق غزل از سر گرفته‌ست

 

شاهرود - سه شنبه 21 امرداد 1404 برابر با 12 آگوست 2025

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
 مصطفی مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظرات (0)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظر اضافه کرد در تاملی در خدایی شدن انسان، که ب...
دروود بسیار عالی خداقوت
- یک نظر اضافه کرد در بازگشت به خانه؟! یا اسارت در د...
‍ جهل‌ مقدس... برگرفته از کتاب نفیس «جهل‌مقدس» ۴۲۵ سال پيش در ۱۷ فوريه ســـال ۱۶۰۰ ميلادی "جوردانو ...