خانهام آتش گرفته و در شعلههای کینهای درازدامن و برخاسته از عمق دلِ برخی باورمندان به دین یهود میسوزد، در آتش زورگوییها و جنگی مقدس شمرده شده، و خانمان برانداز، که ریشه در نبردی دیرپای دارد، که از خلقت آدمِ پدر بشر آغاز گشت، آنگاه که فرشتگان مُقَرِب خداوند از پیش دیدند، و پیش بینی ستمگری او را کردند و به خداوند هشدار دادند که این آدم را خلق مکن، که او خون خواهد ریخت، و در زمین فساد خواهد کرد [1]، و همین هم شد، بین فرزندان آدم و حوا، اولین شعلههای فساد و خونریزی تنوره کشید، قابیل، برادرش هابیل را کُشت، و بدین ترتیب جنگ خونین بین انسانها را، فرزندان آدم و حوا کلید زدند، و زان پس بود که این خونریزی و فساد، بعنوان «نبرد حق و باطل» [2] ، تئوریزه شد، و پایایی و بی پایان بودش ضمانت گردید.
جنگی هولناک که هر دو طرف خود را حق میدانستند، و دیگری را باطل میشمردند، و بسیاری را در درازای تاریخ زندگی بشر به گرداب خونبار خود کشیده، دامن آلوده، و از آنان جان و زندگیهای ارزشمند ستانده، و میستانند. تاریخ بشر پر از پروندههای سرشار از ستم، تجاوز و دست اندازی به حق دیگران است، که به جهت وسعت خسارت، دنیا را گنجایش کیفر ستمگران و جفا پیشگانش نیست، و خداوند ناچار آخرتی را باید قرار میداد، تا بلکه بتواند حساب ستم و تجاوز آنانرا به عدد کشیده، و به قدر بزرگیاش، گنجایش سازی نموده تا کیفر آنان را انجامپذیر سازد، و فرایند پاکسازی آدمها از لکههای جفا و ستم را، در فضای نامحدود آخرت، فراهم سازد،
چرا که این دنیا هرگز گنجایش حسابرسیِ بزرگ و ژرفای ستم و تبهکاریِ ستمگران و تبهکاران را نداشته و ندارد، کسانی که در نافرمانی و ستم چنان پیش رفتهاند که فرشتگان هم آنرا پیش از این دیدند و انگشت به دهان شده، دست به دامان خداوند، که بیا و از خلقت این آدم خونریز و فسادگر دست بَردار، که او چنین ستمگرِ فسادانگیز و خونریزی خواهد شد و...، چنانکه دنیا خیلی کوچکتر از آن باشد که عدد ظلم آنرا، در پیاله کوچک دنیاییاش بگنجاند و در حساب و کتاب آورد، چه رسد به کیفر رسانی جفا و ستمشان!
در چنین مسیر هولناکی است که آئینداران سَختسَر در دو دین اسلام و یهود نیز بعدها، هر یک خود را حق تلقی کردند، و بر دیگری که باطلش شمردند، شوریدند، و این نبرد حق و باطل را پی گرفتند، درگیری که از همان روزها و سالهای نخستین زایش اسلام، در اولین برخوردها بین آئینمندان به این دو دین الهی، در شهر یثرب (مدینه کنونی در حجاز)، و در پیشگاه پیامبر اسلام، با نبرد « خبیر» [3] در سال 7 هجری درگرفت، و بعدها با فتح سرزمین فلسطین [4] در سال 15 هجری، و چیرگی مسلمانان بر زادگاه یهود و مسیحیت، نهادینه شد، و ادامه یافت.
و زان پس بود که رقابت برای بازپسگیری، فرمانروایی و از آن خود کردن سرزمین فلسطین بین اسلام، یهود و مسیحیت، به شکل جدیتری آشکار شد، و یک نبرد آرمانی، مقدس و اجتنابناپذیر شمرده شد، و برایش سناریوهای آخر الزمانی نوشتند و...، و بالا گرفت، شدت یافت، و این روزها، در آخرین پرده خود، ایران و ایرانیان را نیز در شعلههای سوزان و هولناک خود، بلعیده، میسوزاند، شخم میزند، ویران میکند، و پیش میتازد.
بارها بر سر این سرزمین مقدس شمرده شده از سوی آئینداران در هر سه دین بزرگ ابراهیمی، جنگ در گرفته، نبردهایی مقدس شمرده شده، خونین و ویرانگر، که پایه در آئینمندی پر از ژرفای دینی آنان داشته، و پر از خودخواهیها و تمامیتخواهیهای مذهبی است، نبردهای درازدامنی که یک دوره آن، به «جنگهای صلیبی» [5] مشهور شدند، و این نبرد نیز بعد از کشتار و ویرانی فراوان، در نهایت فروکش کرد،
اما پی گرفته شد، و در نزدیک به یک قرن گذشته، در شکل مدرن و به روز شدهایی، بر سرِ تصاحبِ بیت المقدس و یا اورشلیم دنبال شد، و ادامه یافت، تا اینکه در یک تفاهم بین کشورهای پیروز در جنگ جهانی اول (1914- 1918)، فرمانروایی بر فلسطین از عثمانیهای مسلمان بازستانده شد، به بریتانیاییهای مسیحی سپردند، و این آنان بودند که زمینه را برای یهودیسازی دوباره فلسطین، بعد از سدهها چیرگی مسلمانان آماده کردند، و در نهایت با صدور اعلامیه بالفور (وزیر خارجه بریتانیا) [6] ، این سرزمین را به یهود سپرده، و بخشیدند.
در پی این زد و بند سیاسی، غربِ بدهکار به یهود، که در قرون وسطی [7] با یهود آن کردند که با دشمنان مسیح باید میکردند، کشتند و ستم روا داشتند، بیشمار جفا کردند، و باز در سده گذشته، هولوکاست [8] تدارک دیدند، و یهود را دشمن انسانیت انگاشته، در کورههای آدم سوزی سوزاندند و...، چنین غربِ بدهکار به یهود، بدهی خود را از داشتههای مسلمانان فلسطین، به طلبکاران یهود خود پرداختند،
و باشندگان فلسطین را بیگانگان اشغالگرِ سرزمینِ یهود شمرده، و آنانرا از خانه و سرزمینشان به مرور راندند، و جنگهای (1948-9، 1956، 1967 و...) پی در پی که در پس تشکیل کشور اسراییل از سال 1948 به بعد درگرفت و... شکست اعراب را در پی داشت، و اعراب مسلمان در مقابل اسراییل یهودی، شکستهای بزرگی را تجربه کردند، تا اینکه مجبور شدند سلاح بر زمین نهاده، در پی صلح با این ستمگر قهار در آیند، و این بود که در برخیشان در سال 1979 در «کمپ دیوید» [9] گرد آمده، و با بزرگان اسراییل دست دادند، و پیماننامه آتش بس و صلح امضا کردند، و...،
اما در میان شگفتی جهانیان، با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1979، پرچمداری جدید بر این مبارزه برخاست، تا راه اعرابِ شکست خورده را پی گیرد و... که در این روزها، در آخرین برگ از این دفترِ وحشت، کشتار، ویرانی، خودخواهی و رقابت شرمآور بین ایمانداران به اسلام، یهود و مسیحیت، اکنون ایران و ایرانیان را زیر بمب و گلوله میبینیم، که کشته میشوند و ویران میگردند، تا در کمپ دیوید دیگری پا نهاده، همانی را بازآفرینی و بازکَرد کنند، که اعراب جنگجو پیش از در 1979 کردند!
چرا؟ چون ج.ا.ایران، خود را پرچمدارِ به حقِ خیزش چیرگیخواه مسلمانان بر فلسطین میداند، برایش «محور مقاومت» شکل داده، و دست به کار نبردی بزرگ با اشغالگران! فعلی فلسطین شدند، و این نبرد دیرپای را پی گرفته و...
و از این روست که در دیدگاه بزرگان مسیحی و یهودِ چیره بر روند، سرنوشت و سیستم سیاسی خاص امریکا (رهبر نظام بین الملل، یا کدخدای برجسته دنیا و...)، و دیگر دولتهای مسیحی در شرق و غرب جهان، چنین ایرانی شایسته، بایسته و سزاوار داشتن فنآوری، دانش و پایههای ساختار غنیسازی اورانیوم، توان برجسته نظامی و... نبوده و نخواهد بود! و باید ایست داده شود.
از این رو گمان قدرتمند شدن ایران، با این شکل از فرمانروایی و اهداف دینی و مذهبی، در چشم یهود حرامِ شرعی، دینی، سیاسی و آشوبگر و تباهگر نظام بین الملل، و بی ثبات کننده جهان آمد و...، و آنان خود را مجاز دیدند، در میان چشمپوشی بدهکاران قدرتمند خود در نظام غرب، تمام قاعدهها و اصول بین المللی را زیر پا نهاده، تهاجمی آشکار را که در اهداف و کردارش مثل روز، محکوم به سرکشی و شکستن و زیرپا نهادنِ تمام استانداردهای بین المللی است را، از بامداد جمعه 23 خرداد 1404 آغاز کردند، و بدین جهت بود که نبرد درازدامن و دهشتبارِ بین یهود و اسلام، در آخرین برگ خسارتبار خود، این روزها دامن ایران و ایرانیان را هم گرفت، و به گردابِ ویرانگر خود کشید، و آنان را مشغول به نابودی آن کرد،
این در حالیست که اگر نیک بنگریم، چنین درگیری نابخردانه، خودخواهانه، تمامیتخواهانه و... مذهبیایی، موجبِ شرم آئینداران باورمند به ادیان ابراهیمی است، و باید در مقابلِ دیگر جهانیان پاسخگوی رفتار خود باشد، در برابر بیخدایان، خداناباوران، آنانکه از دین و دینداری در روند تاریخی چنین درگیری خشن، بیپایان و خسته کنندهایی، زده شدهاند، و از هرچه باورمندی دینی از این دست گریختهاند، و یا معتقدین به دیگر ادیان جهانی، از جمله زرتشتیان، بوداییان، هندوها، باورمندان به آئین کنفوسیوس و... که در دایره این نوع ایدههای دینی نمیگنجند و... باید شرمگین بود؛
چراکه بیگانگان به باور دینی ابراهیمی، میبینند بین نوشتارها و پایبندیهای پایه یهود، مسیحیت و اسلام، یعنی تورات، انجیل و قرآن، چقدر همپوشی درونمایهایی، برابری شکل و سبک زندگی، پیامبران، پیام و آیین زندگیِ یکسان وجود دارد و...، تا آنجا که بین تورات و انجیل از «عهد جدید»، و «عهد عتیق» سخن میگویند، و در این سو نیز، تو گویی قرآن را از روی انجیل، و یا (به ویژه) تورات رو نویسی کردهاند، و یا انگار که آئین زندگی باورمندان مسلمان را از فقه یهود برداشتهاند و...، همگونیها و برابریها در این حد است!
و با این حال، چنین درگیری هزار و اندی سالهایی را میان باورمندان مسلمان و یهود آغاز، و ادامه دادهاند، درگیری بین برادران، عموزدادگان (همتباران بازمانده از دو پسر ابراهیم، یعنی اسحاق و اسماعیل)، هم تباران، ریشهداران در یک اندیشه مذهبی همگون، هموند و شاخ و برگهای تاریخیِ یک خانواده، و یک درختند، که در خاندان ابراهیم همه به هم میرسند، و در آدم و حوا که پدر و مادر جهانیانند، در این اندیشه دینی یگانه شمرده، و یک کاسهاند.
دنیای این آدمهای ستیزهگر و خودسر، در زوجهای پی در پی و همتبارانی همچون اسماعیل و اسحاق، یا آدم و حوا و... به هم میرسند، و اینجاست که رسوایی یک نبرد تراژیک، خندهدار، مسخره و خانگیِ تاریخی در پیش چشم جهانیان، به رخ خودخواهان یکدندهی دینی کشیده میشود، که مثلا باورمندان به موسی و محمد، هزار و اندی سال بر سر حق شمردن خود، و باطل انگاری دیگری، و یا کلیدداری قدس و فرمانروایی و اَزانش اورشلیم/بیت المقدس و... جنگیده، و میجنگند! و حتی دنیای مدرن را هم با بازی کودکانه خود همراه و همقدم کردهاند! بطوری که روسای جمهور امریکا، بعنوان سردمدار جهان پیشرو و پیشرفته نیز، گاه خود را بعنوان یک قِدیس و یا پادشاه گوش به فرمان پاپ در قرون وسطی، به پشتیبانی اسراییل برخاسته تا به اهداف یهود کمک کند [10] و کاری کند تا بلکه مسیح و منجی یهود زودتر ظهور نماید! و...
به سان جنگ و رقابتی که بر سر کلیدداری کعبه بین بازماندگان آبا و اجداد پیامبر، از جمله فرزندان عبدالمناف (جدِّ چندم پیامبر اسلام و رقبای عموزاده اش)، به گواه تاریخ اسلام جاری بود، و از نسلها قبل آغاز شده بود، و با پیروزی بنیهاشم، به رهبری پیامبر اسلام، همچنان با عموزادگان بوسفیانیاش و... ادامه یافت، و این رقابت را تا حاکمیت امویان [11] ، عباسیان [12] و...، سدهها بعد از پیامبر، پی گرفته شد و...،
حوادث ماه محرم، که در چند روز آینده بزرگداشت آن نزد باورمندانِ به خاندان پیامبر آغاز میشود، بازخوانندهی خونخواهی کشتاری است که بین عموزادگانِ حاصل از نسل عبدالمناف بر سر آنکه کدام حق است، و بعد از پیامبر، شایسته فرمانروایی و پیشوایی خواهد بود و..، بین آنان درگرفت و ادامه یافت، و رویارویی یزید بن معاویه با امام حسین، یا امام علی و امام حسن با معاویه بن ابوسفیان، و آن تراژدی شرمآوری که به کربلا مشهور است، نمونه و تنها یک صفحه از تاریخ این نوع درگیریهاست و...،
و یا رقابتی بزرگتر، که پیش از این بین اولاد ابراهیم، یعنی بازماندگان از اسماعیل [13] و اسحاق [14] وجود دارد، و یک تاریخ رقابت عموزادگان را در پس خود یدک میکشد، رقابتی که در ادبیات دینی بازتاب یافت، و این رقابتها را در بایستگی و شایستگیهای جانشینی ادامه دادند، که نبرد کنونی بر سر سرزمین فلسطین، یک چشمه از بروز و شدت آن است، که ریشه در اثبات حق کلیدداری بر سرزمین فلسطین، و معابد مقدس آنرا در خود دارد! که فرزندان اسحاق (یعقوب و...) شایسته و بایسته کلیدداریاند، و یا فرزندان اسماعیل (محمد (مسلمانان) و...)! و...
حال آنکه تمام این کلیدهای مقدس، خانههای مقدس، مفاهیم مقدس، نسل و نژاد مقدس، سرزمینهای مقدس، آدمهای مقدس، اهداف مقدس، اندیشههای مقدس، آرمانهای مقدس و... را خداوند و آدمیان قرار دادند، تا این آدم نامقدس شمرده شده، و باقی آدمیان که در رکاب این همه تقدس، پیاده نظام این نبردهای بیپایه و اساس، و یا با پایه و اساسند، راه گم نکنند، و...
نه اینکه مال، ناموس، جان، زندگی، آینده و گذشته آنان در نبردهای بیپایانِ مقدس، هدر، بیارزش و شایسته از بین رفتن انگاشته شود، و خونشان در عدد هزاران هزار، مثل آب روان در صحنهی جنگهای مقدس و بیپایان جاری، خانههایشان ویران، و زندگی و بقایشان بر بادِ خودخواهیها، تمامیتخواهیها، حق مطلق انگاریهای مذهبی، در خطر نابودی و تباه شدن قرار گیرد، نسلها از آنان در این گیر و دارِ تشخیص حق و باطل، و نبردهایی که هر طرف آن، خود را مطلق حق دیده، و لایق فرمانروایی، تباه و نابود نشود و..،
به حتم خداوند میخواست تا خیل این آدمهایی که جان و زندگیشان مفت در این معرکههای دهشتبار تباه و نابود میشود، انسانوار و شرافتمند زندگی کنند، به طوری که شایسته و بایسته دیدار خداوندی شوند، بعد از آنکه زندگی درست، پایدار، شرافتمندانه ایی را در این دنیای مادی تجربه کرده، طعم زیبای آدم بودن را بچشند، تا شایسته زیست در کنار حضرت حق گردند، و بعد از این، از دنیا جدا شوند،
خداوند میخواست تا از کُشت و کشتار و فسادی که فرشتگان خداوند هم در درونمایه این آدمِ سرکش دیدند، و هشدار دادند، بپرهیزد، و شایسته زندگی معنوی در کنار خدایی شود که وقتی بارانِ مهر و مهربانیاش میبارد، هرگز از خانهها، آدمها و تمام موجوداتی که بر آنان میبارد، نه از دینشان میپرسد، نه از نژادشان، نه از تقدسشان، نه از قوم و قبیلهشان، و نه از میزان خوب و بد بودنشان، نه از اندیشه درست و یا نادرستشان، نه از دور و نزدیکیشان به خدا، نه از دوستی و دشمنیشان با خدا و خلق خدا، و... و فقط میبارد، تازه میکند، و زندگی را بر تمام بود و باش از آدم، گیاه و حیوان میبخشد و جاری میسازد،
قاعده بر این است که برونداد ادیان الهی نیز چنین باشد، و آدمهایی با چنین اندیشه و کردارِ خداگونهایی برون آیند، که به سان باران تربیت شوند، تا برای دیگر آفریده شدگان خداوند، زندگی، مهر، جوانمردی و... به ارمغان آوردند، نه شقاوت، کشتار، ویرانی، جنگ، بیرحمی، سنگدلی و...
اما اینچنین نشد، ادیان بر گرد تئوری نبرد «حق و باطل»، از پیروان باورمند سفت و محکم خود، جنگجویانی ساختهاند که سَرِ قطعه زمینی به نام فلسطین، کشتاری تاریخی، دامنهدار و بیپایان را رقم زده، و میزنند، و هر یک در شقاوت و بیرحمی گوی سبقت از هم میربایند، به جنایات خود در این راه، حد شرمآوری دادهاند، که جهان انگشت به دهان مبهوت جنایاتی است که در فلسطین رقم میخورد، کسانی که خود را باورمند سخت ادیان الهی میدانند، و هر یک خود را صاحب و فرمانروا بر آن زمینِ شومِ مملو از کشتار و... دانسته، خود را حق مطلق میپندارند، و ستم و تباهی را چنان رقم زدهاند که این دنیا گنجایش کیفر ستمگری آنان را هم نداشته، اعدادِ ساختِ بشر توان حسابِ خسارت آن را ندارد، و دنیا گنجایش کیفر آنانرا در این ستمِ بزرگ نخواهد داشت و...
این روزها جنگ در خاورمیانه بر سر فلسطین در حالی پی گرفته میشود که، حداقل ما مسلمانان به واسطه آنچه در قرآن آمده است (نه در احادیث و روایات که شایسته شک و تردیدند)، در سوی خود میدانیم که بخش بزرگ و شگفت انگیزی از آیات قرآن، داستان پیامبرانِ پرشمار از فرزندانِ اسراییل [15] (یعقوب)، و قومِ موسی و نژاد دیرپای یهود است، و یا قصه تلاش بیرون از حد انتظار خداوندیست که، استثنا قائل شد، و در دستکاری زندگی و اجتماع بنی اسراییل حریصانه دست اندرکار گردید، تا یا آنان را مُجِدّانه راهنمایی و در راه درست قرار دهد، و یا از مخمصههای دنیایی رها، و یا از دشمنانشان نجات دهد، و یا زندگی و امور آنان را راست و ریست کند و...، قرآن پر از داستان چنین روندی است!
و نیک میدانیم در این راه، این قوم (حداقل بر پایه آنچه در نوشتارهای دینی نگاشته شده) در میان دیگر اقوام بشر، بیرقیب و بی مانندند، تو گویی این جهان برای آنان خلق شده، و یا این خدا تنها چشم به زندگی آنان داشته است، که تمام قرآن، انجیل، تورات و... پر از داستان زندگی و پیامبران آنان است، و دلمشغولی خداوند به مسایل آنان بینظیر نشان داده شده است.
تا آنجا که خداوند درخواستهای این نازپروردگان را بارها و بارها اجابت کرد، رود خروشان نیل را به رویشان شکافت، تا آنان را از این سد راه خود رها، و دشمنانشان را در آن غرق کند [16] و...، کارهایی از سوی خداوند برای این قوم انجام شد، که در حق اقوام دیگری انجام نشده، در تمام نوشتارهای بازمانده از ادیان ابراهیمی و الهی نام هیچ قوم و پیامبری در سرزمینهای پهناور زمین نیامده، مگر سرزمین خاورمیانه که زادگاه این ادیان، و محل زندگی این اقوام است، و یا لااقل در قرآن نظیری برای آنان گزارش نشده است.
و قرآن شاهد است که بارها از آستین خداوندی دستی مستقیم! بیرون آمد، تا این قومِ بر جهانیان برتری داده شده (به تاکید قرآن) [17] را یاری دهد، که داستان این گشاده دستی خداوند در حق آنان را، حتی در آیات متعدد قرآنِ مسلمانان نیز ثبت کرد، و به روشنی بر قلب آخرین پیامبر خود یعنی محمد فرود آورد، تا کسی را یارای شک و تردید، در آن نباشد، بلکه عبرتِ دیگرِ آدمیان شود، و یا انسانها با تاریخ بده و بستان خداوند با باورمندان به خود، بویژه از نوع یهود آن، به خوبی آشنا شوند، و بدانند که چه نعمتهای بینظیر و رشک برانگیزی را به سوی آنان سرازیر کرده است، و البته این مردمان ستیزهگر، خودسر و... چه شخصیت دهشتباری دارند، که در قرآن از آن بسیار گفته شده است!
قرآن از بخشش و دهش خداوند به آنان میگوید، چراکه فرمانروایانی فرزانه، دادگر، رهاییبخش، قدرتمند، دانا و... بدانان بخشید، افرادی چون داود [18] ، سلیمان [19] ، طالوت [20] و... که در تاریخ فرمانروایی جهان بیهمتایند، که در نوشتارهای باز مانده از سخن خداوند گزارش شده اند، (گرچه کوروش کبیر و...، در پیشینه آنچه بر ایران و ایرانیان رفته، به دادگری، مهر و انسانیت پرآوازه و زبانزد است)، و یا فرستادن موسی و یوسف که مستقیم برای رهایی این قوم از دست ستمگری فرعونیان روانه و کسیل داشته شدند،
و یا یعقوب (اسراییل) که نماد عشق به فرزندِ صالح در ادبیات دینی، و سرمنشا بنی اسراییل شد، که یکی از پیامبرانِ آنان است، و یونس [21] که او را خداوند به علت کمکاری و یا نافرمانی، در خدمت به مردم، در شکم ماهی حبس و کیفر داده شد، تا درسِ در خدمتِ مردم بودن آموزد، حتی به بَدانِ آنان در روزگار خود، و خداوند با این داستان بدو و دیگرانی از این قِسم درس خدمت به مردم آموخت و...، و از همه مهمتر ساختن فرزندی بدون پدر از دامن پاک مریم، که باید روح الله باشد و منجی یهود و... و یحیی، زکریا و...
دستکم برای باورمندان مسلمان در این سوی درگیری روشن است، که بر پایه آموزههای دین اسلام، اگر مسلمانی به تورات، پیامبران قوم بنی اسراییل و آنچه در شان آنان در قرآن، و در داستانهای پرشمارِ آن نوشته شده، و در آن آمده است، که نشان از بود و باش، بزرگی و پیوند نزدیک خداوند با آنان دارد و...، ناباورمندی داشته باشد، زمینه خلل در باور مذهبی خود را فراهم کرده، و هر باورمند مسلمانی باید به سزاواری و درستی و راستی موسی، تورات، و تلاش درازدامن خداوند، و انبیای پرشماری که برای رهایی بنی اسراییل و... فرستاده، باور قلبی داشته، تا مسلمان شمرده شود.
برغم چنین پیشنیه روشنی، نبرد درازدامن بین اسلام و یهود چه معنی پیدا میکند؟! که درگرفت، ادامه یافت، و پی گرفته شد، و هنوز میسوزاند و پیش میتازد، و... و تا به امروز که ایران نیز سخت در این نبرد و درگیری تاریخی، بیحاصل، خونبار و خسارتبار درگیر شده، و اکنون میبینیم که بعد از دههها نثار مرگ، و آرزوی نیستی برای فرزندان اسراییلِ گرد آمده در فلسطین، این مرگ، کشتار و ویرانی به سوی ایران هم سرازیر شده، و اکنون دامنگیر ایران و ایرانیان نیز گردیده است،
بعد از آن که، این درگیری تاریخی، اعراب و ملتهای عرب را به خاک سیاه نشاند، ذلیل و خوار کرد، چنانکه امروزه اعراب در برابر کشتارها و ویرانیهای باورنکردنی در غزه، و غصب سرزمین و ناموسشان در کرانه باختری رود اردن، لبنان، سوریه، دم بالا نمیآورند، و یا نمیتوانند که آورد، و یا فهمیدهاند که ره به بیراهه زدند، و نباید که آورد! و...
اکنون روشن است که در پناه همین تئوری بزرگ، و فراگیر «حق و باطل» که در سایه اندیشه ادیان الهی بود و باش یافت، و این اندیشه دیرپا که از آفرینش آدم، دامن ما را از جنگهای حاصل از خود، رها نکرده و نمیکند، پیروان، باورمندان و نسل موسی نیز با تکیه بر همین تئوری، خود را حق دانسته، برآنند که، مدعی مالکیت و ازآنش سرزمین فلسطین باشند، و آنرا از آنِ قومِ یهود و بزرگانشان بدانند، و به خود حق دهند تا برای بازیابی «سرزمین موعود»، که سلیمان، داوود، موسی، یعقوب، مسیح، زکریا، یحیی، طالوت و... در آن برگهای تاریخ دینی و زندگی خود و فرزندانشان را رقم زدند، و بود و باش یافتهاند، مبارزه کرده، و برای بدست آوردن چیرگی بر سرزمین پدری خود تلاش کنند! تا بلکه آموزهها و پیش بینیهای تورات (درست یا نادرست، دستکاری شده و یا نشده) و وعدههای نوشته شده در آن صورت انجام به خود گیرد، و باورمندان به موسی، به شکوهِ بودنی مالکانه و ازآنش را در سرزمین یهود، دست یابند، و انجام شده ببینند! تا با تحقق وعده خدای خود، خشنودی او را در پرونده خود بنویسند! و...
این جنگِ جاری، حاصل چنین اندیشه و تلاشی است، که باورمندان مسلمان و یهود در دو سوی نبرد، خود را حق، و کشتن و کشته شدن در این راه را، حلال، شرعی و بلکه شایسته و بایسته دانسته، در قالب جنگِ حق و باطل، شایسته درست انگاری و بایسته و لازم، و بلکه واجد اَجرِ اُخروی، مقدس و مرضی رضای خداوند میبینند!
از این روست که نقشههایی که برای قدرتیابی و توسعه آن، و در سوی دیگرِ این نبرد، برای نابودی این حرکت قوم یهود کشیده شد، از دید جهانیان و یهودِ درگیر در اسراییل، دور نماند، و برایش جنگی و نبردی را در برابر اندیشیدند، و این چنین بود که در دو سوی مسلمان و یهودِ این نبرد، کینهها، دشمنیها و نبردهای خانمان براندازی را باعث گردیده، و میگردد، که امروز در آخرین برگ از این دفتر رویارویی، دامن شهر و دیار من، یعنی ایران را هم گرفته، و از پیامدهای این جنگ است که، دنیای پشتیبانان، و یا بدهکاران به قوم یهود در جهان، ایران را از شایستگی و بایستگی داشتن فنآوریهای برتر جهانی، و همآوردیهای شایسته نظامی مدرن، بیبهره میخواهند و میکنند،
در تحریم های کمر شکن قرار داده، غرق و نابود کرده، و بر خلاف تمام موازین و استانداردها و قوانین نوشته شده و امضا شده بین المللی، در زورگویانهترین، و آشکارترین، و بیپردهترین شکل زورگویی، ایرانیان از شایستگی داشتن غنیسازی اورانیوم نیز بیبهره میخواهد، چرا؟! چون ج.ا.ایران آشکارا و اعلام شده، در جهت نابودی اسراییل حرکت میکند، و در چنین درگیری دیرپایی نقشی تاریخی به خود گرفته است.
در این کشاکش است که بدبختانه برخی باورمندان به این دو دین الهی، از ویرانی هم خوشحالند، خون همدیگر را مثل آب، هدر دیده، بر رنج همدیگر راضیاند و... صلحی بین آنان شکل نمیگیرد، و تشت رسوایی این نبرد دیرپا و بیرحمانه آنان، هر از چندگاهی پر از جنایت، کشتار، ویرانی و سنگدلی و... از بام انسانیت، آدمیت و اخلاق بر زمین میافتد، و موجب شرمساریِ هرچه دین و دینداری میشود،
همه دنیا شاهد چرخهایی پایان ناپذیر از این قِسم جنایات هولناکند، که دیروز اسراییل و به ویژه در غزه، و این روزها در خیابان و بیابانِ این نبرد در تهران، تبریز، اصفهان و...، و اورشلیم، حیفا، بیت المقدس و... میرود، و در آخرین برگِ خونبارِ خود، ایران و ایرانیان را به ویژه در این روزها، در این سوی ماجرا، در آتش خود میسوزاند، تا مثل اعراب در ذلت و خواری تاریخی فرو برد، و در خود ببلعد.
پنج شنبه - 29 خرداد 1404 - شاهرود
#نه_به_جنگ
#نه_به_سو_استفاده_مذهبی
#StopWarOnIran
#نه_به_ویرانی
#نه_به_کشتار
#نه_به_ترور
[1] - سوره بقره، آیه 30: ملائکه گفتند خدایا انسان خون می ریزد و ستم میکند اَتَجْعَلُ فیها مِنْ یُفْسِدُ فیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءِ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ
[2] - "نبرد حق و باطل" اصطلاحی است که به تقابل همیشگی بین حق و باطل در طول تاریخ اشاره دارد. این اصطلاح در ادبیات دینی و فلسفی به کار میرود و بیانگر این مفهوم است که در جهان همواره دو نیروی متضاد در حال مبارزه هستند: نیروی حق که همان حقیقت، خیر و عدل است و نیروی باطل که شامل دروغ، شر و ستم میشود
[3] - به گزارش ابن هشام پیامبر اکرم(ص) در اوایل محرم سال هفتم روانه خیبر شد و در ماه صفر آنجا را فتح کرد تاریخ فتح خیبر ۲۴ رجب سال ۷ق ذکر شده است
[4] - این جنگ زمانی آغاز شد که ارتش اعراب تحت فرماندهی ابو عبیده بن جراح، اورشلیم را در شوال ۱۵ هجری، همزمان با نوامبر ۶۳۶ میلادی محاصره کردند. بعد از شش ماه فتح کرد.
[5] - جنگهای صلیبی به سلسلهای از جنگهای مذهبی گفته میشود که از سده یازدهم تا سیزدهم میلادی ادامه داشت و به دعوت پاپ، توسط شاهان و نجبای اروپایی داوطلب برای بازپسگیری سرزمینهای مقدسی که در دست مسلمانان افتاده بود،س انجام گرفت. این نبردها شامل هشت جنگ اصلی و تعدادی جنگ فرعی بودند که طی آنها نیروهای مسیحی از اروپا به شرق مدیترانه مهاجرت کردند تا سرزمینهای مقدس را از مسلمانان پس بگیرند، مثلا جنگ صلیبی سوم که به جنگ صلیبی پادشاهان نیز شهرت دارد، کارزار صلیبی بین سالهای ۱۱۸۹–۱۱۹۲ میلادی/۵۸۵–۵۸۷ قمری در واکنش به شکست نیروهای مسیحی آن سوی دریاها بود.
[6] - اعلامیه بالفور (Balfour Declaration) سندی تاریخی است که در سال ۱۹۱۷ میلادی توسط دولت بریتانیا صادر شد. این اعلامیه حمایت خود را از ایجاد "خانه ملی برای یهودیان" در فلسطین اعلام کرد. این سند در قالب نامهای از سوی آرتور جیمز بالفور، وزیر امور خارجه بریتانیا، به لرد والتر روتچیلد، از رهبران جنبش صهیونیسم، نوشته شد
[7] - قُرون وُسطی یا سدههای میانی به دورهای از تاریخ اروپا از سده پنجم تا سده پانزدهم میلادی (۵۰۰–۱۵۰۰) گفته میشود. این دوران بعد از سقوط امپراطوری روم غربی آغاز شد و با شروع عصر رنسانس به پایان رسید، که یهودیان با وضعی وحشیانه و تصورناپذیر مورد آزار و شکنجه قرار می گرفتند.
[8] - هولوکاست به کشتار برنامهریزیشده و سیستماتیک نزدیک به شش میلیون یهودی توسط آلمان نازی و متحدانش در طول جنگ جهانی دوم گفته میشود
[9] - پیمان کمپ دیوید یک توافق صلح بین مصر و اسرائیل بود که در سال ۱۹۷۹ در کمپ دیوید، ایالت مریلند آمریکا، امضا شد. این پیمان در پی یک سلسله مذاکرات فشرده بین انور سادات، رئیس جمهور مصر، و مناخیم بگین، نخست وزیر اسرائیل، با میانجیگری جیمی کارتر، رئیس جمهور وقت آمریکا، به دست آمد.
[10] - اوانجلیست ها به بازگشت یهودیان به سرزمین مقدس معتقدند و بر این باورند هرچه تعداد یهودیان در اسرائیل بیشتر باشد، مسیح زودتر ظهور می کند
[11] - اُمَویان یا بنی اُمَیّه از دودمانهای تاریخی عربی و اسلامی بودند. این دودمان از قبیلهٔ قریش و از طایفهٔ بنیامیه بودند. جد آنان امیه بن عبدشمس برادرزادهٔ هاشم، جد بنی هاشم است که پیامبر از آنان است.
[12] - دوران پادشاهی و خلافت عباسیان در سال ۱۲۵۸ با فتح بغداد توسط مغولان در زمان هلاکو خان و اعدام مستعصم به پایان رسید. عباسیان در زمره قبیله قریش از شاخه بنی هاشم به حساب می آمدند. جد بزرگ آنان عباس بن عبدالمطلب عموی کوچک پیامبر است.
[13] - اسماعیل، پسر ابراهیم و هاجر، از شخصیتهای مهم در ادیان ابراهیمی است. او به عنوان جد اعلای اعراب و پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) شناخته میشود. در قرآن، او به عنوان یکی از پیامبران الهی و کسی که در کنار پدرش ابراهیم، خانه کعبه را بنا کرد، معرفی شده است
[14] - اِسْحاق از پیامبران الهی، فرزند ابراهیم(ع) و برادر اسماعیل بود. او جد بنیاسرائیل بود و پیامبرانی از جمله یعقوب، داوود، سلیمان، یوسف و موسی از نسل او هستند.
[15] - یعقوب یا اسرائیل شخصیتی در سفر پیدایش در تَنَخ، مجموعهٔ متون مقدس یهودیان، است. به گفتهٔ این کتاب، او پسر اسحاق و ربهکا، نوهٔ ابراهیم است.
[16] -(سوره شعرا آیه 63) «شکافتن دریای نی» قسمتی را در روایت کتاب مقدس خروج بنیاسرائیل از مصر تشکیل میدهد. این داستان از فرار بنیاسرائیل به رهبری موسی از مصریان تعقیبکننده در مصر باستان است. همانطور که در کتاب سفر خروج نقل شدهاست، موسی عصای خود را دراز میکند و به خواست خداوند دریادریای نی شکافته میشود و آبها به دو طرف کنار میروند
[17] - «خدایی که شما را بر جهانیان (و مردم عصرتان) برتری داد! » و هو فضلکم علی العالمین آیه های ۴۷ و ۱۲۲ سوره بقره
[18] - داوود ( به معنای «محبوب» ) مطابق روایت تنخ به مدت ۴۰ سال در حدود سالهای ۱۰۱۰ تا ۹۷۰ قبل از میلاد پادشاه سلطنت متحده اسرائیل بود
[19] - سُلَیمان فرزند حضرت داوود و از انبیاء مهم بنیاسرائیل بود. او از خداوند حکومتی درخواست کرد که پس از او سزاوار هیچ کس نباشد.
[20] - شائول ( به معنای دعا کرده ) (حدود ۱۰۷۹ قبل از میلاد تا ۱۰۰۷ قبل از میلاد) یا طالوت (در منابع اسلامی) نخستین پادشاه پادشاهی متحد فرزند بنیامین از فرزندان یعقوب ااست. طالوت را اهل علم و دارای جسم قوی دانستهاند
[21] - یُونُس(ع) از پیامبران منسوب به بنیاسرائیل که به سبب ترک محل رسالتش به امر خدا طعمه نهنگ شد. محل رسالت یونس در منطقه نینوا در شمال عراق بوده است
شکست بُغضی در گلو، صورت اشک آلود شد
خونِدل شیرازه از هم میدَرد، زین دردها
شب چه طولانیست و دریا را نباشد ساحلی،
ساحل از چشمم بیرون شد، دریغ از ساحلی
فلسطینیان این روزها هزینه حماقت و کوته نظری (شاید هم خیانت) طراحان عملیات «توفان الاقصی» [1]، جنایت پیشهگی، سفاکی، بیرحمی و... صهیونیسم بین الملل، و پایان انسانیت، اخلاق و...، در جهان آدمیت را میپردازند.
از هفت اکتبر 2023 که جنایتِ حمامِ خونِ کشتاری بزرگ از بنی اسراییل، دامنِ بنی اسماعیل را آلود، فرزندان یعقوب بیش از 50 حمامِ خون، چون آن را، در غزه، کرانه باختری رود اردن، لبنان، یمن، سوریه رقم زده و میزنند، و کسی را جلودار این سفاکانِ عصرِ بیقانونی و بیرحمی مدرن نیست، و هنوز بر این کشتار و ویرانی پایانی دیده نمیشود، و به عکس آنان را به آخرین سلاحها تجهیز میکنند تا مزد جنایت بگیرند و بر کشتار و جنایت خود، جریتر شوند، و هر حرکت پایان بخشی بر این غوغای زورگویانه، توسط امریکا و... وتو میشود، تا ثابت کند که مرغ امریکا در این موضوع یک پا بیشتر ندارد.
غرب و شرق بر جنایتِ این جنایتپیشگانِ نژادپرست صهیونیست، یکپارچه به نظاره نشستهاند، تا آفرینندگانِ هولوکاست غزه، صفحه به صفحه بر تاریخ جنایات ضدبشری، اوراق جدید بیرفزایند، و غرب برای این که موجودیت اسراییل، پایه در تفکر دیرین آنان در ادبیات جنگهای صلیبی با مسلمانان و پیش از آن دارد، و سیاستمداران آنان از دوره باستان تا کنون در پی اورشیلمِ از خود دانسته، سرباز صلیبی و نذورات فرستادهاند و...، و شرق و روسیه نیز از این جهت که، بسیاری از صهیونیستهای گردآمده در اسراییلِ کنونی، از اتباع روسیه و کشورهای اقماری او هستند، بر این جنایت مشترکا سکوت کرده و رضایت دادهاند،
اینجا دنیا، دنیای منافع است، و انسانیت و آدمیت در آن جایی ندارد، و همه، شعارهای انسانی، اخلاقی و قانونی خود را بر زمین نهاده، و نه از حقوق بشر یادشان میآید، و نه از آزادی و ارزشهای انسانی.
در موضوع اسراییل غرب و شرق اینگونه به اشتراک منافع و تفاهم رسیدهاند، و از این روست که حرکت درخوری برای پایانِ بر این قتلگاهِ انسانیت و روح بشریت از هیچکدام از آنان نمیبینیم، البته آش آنقدر شور شده است که گاه از سر شرم، فریادی بر سر جنایتکارترین دولت، و نخست وزیر در تاریخ 75 ساله اسراییل، یعنی نتانیاهو میکشند، اما چه سود، همه میدانند، این فریادها را گوشی برای شنیدن نه در اسراییل است و نه در امریکا، رسم جنایت پیشهگی در این سامان تازه سر از خاکستر دوران بر آورده و میخواهد تاریخ سازی کند.
اما همهی آنان (در اروپا، امریکا، روسیه و چین) انگار خود را بدهکار این جنایتپیشهگانِ بیرحم و بیشفقت و نژادپرست میبینند و میدانند، و تو گویی همه در این جهانِ جنایت و کشتار، توافق کردهاند که بر سر این نازدانه تمدن مسیحیت (غرب و شرق)، نباید فریادی با فرکانس و دسیبل بالاتر از حد مجاز کشید،
و این جنایتکار افسارگسیخته، از چنان مصونیتی در جنایت و کشتار در نظام جهانی برخوردار است، که تمام قوانین و نُرمهای جهانی را میتواند به مضحکه و تمسخر گرفته و...، و هرچه ظلمش افزون شود، نه خدایی در آسمان دیده میشود که دستی بر آورده، و از آنان که «بر جهانیان فضیلت شان داد»، داد ستاند، و نه انسانی در زمین میتوان یافت، که دردِ انسانیت و آدمیت داشته، این جنایتکاران را جلودار باشد، و بر کردار خالی از آدمیت و انسانیت آنان پایان بخشد.
چرا که در امریکا «لابی قدرتمند یهود» دمار از روزگار کسانی که صدایشان را بر سر این جنایتکاران، از حدی افزون کنند، در خواهد آورد، و خداوند هم که حسابش در چنین جنایات گستردهایی به صورت تاریخی روشن است، و او نیز نشان داده که همیشه به گاه طغیان جنایتکاران، فقط در کمینگاهِ [2] خود به کمین نشسته، انتظار و صبر راهبردی خود را دنبال میکند!
و این انسانیت، اخلاق، قانون و... است که در پای این لکه ننگ در تاریخ بشریت، قربانی میشود، و به درستی فرمودهاند که «ز منجنیق فلک سنگ فتنه میبارد» و فتنه گری افسار گسیخته، به نام خدای موسی، «عیال الله» را بی حد و اندازه کشتار میکند.
گوسفندانی که به نظاره گیوتین بردنها نشسته اند، خود در صف گیوتین شدن اند
گوسفندانی که به نظاره گیوتین بردنها نشسته اند، خود در صف گیوتین شدن اند
سیاست های ترامپ دنیا را آزرده است (کاریکاتور یک سایت امریکایی)
سیاست های ترامپ دنیا را آزرده است (کاریکاتور یک سایت امریکایی)
ماشین جنگی اسراییل در حال پاکسازی نژادی در غزه
ماشین جنگی اسراییل در حال پاکسازی نژادی در غزه
غرب و شرق در موضوع غزه کنار هم آزادیخواهان را قربانی می کنند
غرب و شرق در موضوع غزه کنار هم آزادیخواهان را قربانی می کنند
مقاومت مردم غزه برای حفظ سرزمینی که نسل اندر نسل در آن زیسته اند
مقاومت مردم غزه برای حفظ سرزمینی که نسل اندر نسل در آن زیسته اند
ترامپ و پوتین زوجی پوپولیست که کنار آمدن شان ملت ها را بیچاره خواهد کرد
ترامپ و پوتین زوجی پوپولیست که کنار آمدن شان ملت ها را بیچاره خواهد کرد
ترامپ در لباس قدیس ها، برای مسیحیانی که او را نجات بخش آرمان مسیحیت می بینند
ترامپ در لباس قدیس ها، برای مسیحیانی که او را نجات بخش آرمان مسیحیت می بینند
گرسنگانی که در غزه به جای غذا گلوله دریافت می کنند
گرسنگانی که در غزه به جای غذا گلوله دریافت می کنند
نسل کشی فلسطینیان در غزه توسط اسراییل
نسل کشی فلسطینیان در غزه توسط اسراییل
میان این دریای آتش، همه به انتظار مشتی آتشینند که بر این آتش پایان دهد
میان این دریای آتش، همه به انتظار مشتی آتشینند که بر این آتش پایان دهد
جنگ و کشتار و پرونده های انتقامی که باز می ماند تا کجا این دمل های چرکین، چرک بیرون دهند
جنگ و کشتار و پرونده های انتقامی که باز می ماند تا کجا این دمل های چرکین، چرک بیرون دهند
پرنده صلحی که بر خاک جنگزده غزه و اوکراین نمی نشیند، دنیا به انتظار آمدنش نشسته است
پرنده صلحی که بر خاک جنگزده غزه و اوکراین نمی نشیند، دنیا به انتظار آمدنش نشسته است
پوتین سرزمین های سرخ شده در اثر سیاست های خود را سفید می کند
پوتین سرزمین های سرخ شده در اثر سیاست های خود را سفید می کند
ویرانه های غزه، در جنگی که پایانی بر آن نیست
ویرانه های غزه، در جنگی که پایانی بر آن نیست
چهره به خون کشیده شده کودک فلسطینی در اثر بمباران غزه
چهره به خون کشیده شده کودک فلسطینی در اثر بمباران غزه
http://mail.mostafa111.ir/neghashteha/naghaz/tag/%D8%BA%D8%B2%D9%87.html?start=10#sigProIdbed23be166
[1] - در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، حماس و چند گروه شبهنظامی فلسطینی دیگر، حملات مسلحانه هماهنگشدهای را از نوار غزه به غلاف غزه در جنوب اسرائیل آغاز کردند که نخستین تهاجم به خاک اسرائیل از زمان جنگ ۱۹۴۸ اعراب و اسرائیل بود. حماس و دیگر گروههای فلسطینی، این حملات را عملیات طوفان الاقصی (یا سیل الاقصی؛ عربی: عملیة طوفان الأقصی) نامیدند، در حالی که در اسرائیل به آن شنبه سیاه (یا کشتار تورات سیمچات) میگویند، و در سطح بینالمللی با عنوان حمله ۷ اکتبر شناخته میشود این حملات آغازگر جنگ غزه بود.
[2] - آیه 14 سوره فجر «به درستی که خداوند تو به کمینگاه نشسته است» (إِنَّ رَبَّکَ لَبِالمِرصادِ) کلمه "مرصاد" آن مکانی است که کسی در انتظار چیزی باشد. به عبارت دیگر: مرصاد به معنای کمینگاه میباشد. و معنی کمینگاه کمال مراقبت و دقت است که به حساب شخصی، یا شی مورد نظر رسیدگی شود. و یک لحظه از آن غفلت نشود.
امروز بعد از یکسال، وقتی به روندهای آغاز، حین و بعد از عملیات «طوفان الاقصی» [1] نگاه می کنم، آن شکی را که بر هدایت شده و مشکوک بودن این عملیات، که در ساعات اولیه شروع آن عملیات هالیوودی توسط حماس و... در ذهنم خُطور کرده بود، در حال تبدیل به یقین است، که این عملیات با اطلاع اسراییل و دست های پشت پرده انجام گرفت، و اسراییل چند هزار نفر از مردم خود را طعمه عملیاتی قرار داد که در واقع تله ایی بزرگ و چیده شده برای ج.ا.ایران و بازوان آن، و یک نیروی وسیع از طرفداران جنبش ضد صهیونیسم بود، تا به یکباره تمام نیرو، امکانات و سرمایه چند دهه ایی بازیگران عرصه آزادیخواهی فلسطین و فلسطینیان را، در دام کشتار، ویرانی و اتلاف، گرفتار و مستهلک کند، طوری که راه برون رفتی از آن متصور نباشد.
توفانی که با حمله 7 اکتبر (2023) حماس، جهاد اسلامی و... به داخل مرزهای اسراییل وزیدن گرفت، و چندی نگذشت که سکان دمنده و قدرتمند آن، توسط حریف از دست حماس و... ربوده شد، و زان پس، این اسراییل بود که جهت وزش سخت و خونبار و ویرانگر این توفان را بدست گرفته، و تعیین کننده جهت آن شد؛ و دیگر اجازه نداد تا به هیچ بهانه ایی، و توسط هیچ بازیگر دیگرِ منطقه ای و بین المللی، لحظه ایی از وزیدن و غرش باز ایستد؛ و تمام مساعی ملی، منطقه ای و بین المللی نتوانست، این دمنده خونبار و ویرانگر را از دست صهیونیست ها خارج نماید، و به بهانه صلح، آتش بس، توافق، منافع شریک راهبردی اسراییل یعنی امریکا و... این توفان را از غرش باز دارند، و این چنین بود که همه در زمین این بازی ویرانگر، مطابق منافع اسراییل بازی کردند، چه آنان که خالصانه آرمان آزادیبخشی و حقوق بشری داشتند، و یا آنان که جنگیدند، یا آنان که نشستند و تماشا کردند، یا آنان که مساعی قدرت و منافع خود را در نظر گرفته، و حرکاتی آفریدند، یا آنان که سکوت را مناسب حال خود دیدند و... همه و همه در این صحنه، خرج یک هدف شدند، تداوم کشتار، ویرانی و اتلاف سرمایه از کسانی که در خط مقدم جنگ با اسراییل، صهیونیسم و... صف کشیده و نبرد می کردند.
برخی از دستاوردهای این توفان ویرانگر را در گزاره های زیر می توان خلاصه کرد، دستاورد که چه عرض کنم، نتایج طبعی :
الف) در نتیجه این حمله قبح کشتار یهودیان و اسراییلی ها دوباره بعد از هولوکاست [2] شکسته شد، کشتاری که پیش از این نازی ها وسیع تر از آن را مرتکب شده، و این قبح از پیش شکسته شده بود.
ب) قبح حمله به خاک اسراییل دوباره شکسته شد، این تابو نیز در خلال جنگ های اعراب و اسراییل، و در زمان حمله موشکی صدام [3] در خلال جنگ دوم خلیج فارس، از قبل شکسته شده بود، و برای سیستم بین الملل تازگی نداشت،
ج) نفرت از اسراییل و صهیونیست ها در اثر جنایت، کشتار و ویرانی، که دوباره مرتکب شدند، در جهان گسترش کم سابقه ایی یافت؛ اما آیا نفرت از یهود به خصوص افراط گرایان آنان، یعنی صهیونیست ها امری تازه است؟ این نفرت به وسعت تاریخ یهود است، و عمری طولانی دارد، نفرتی تاریخی [4] ، دیرپا و سوال برانگیز، که می تواند ریشه در حسادت از موفقیت های این اقلیت، و البته منش های زشت آنان، چون تکبر و خود برتر بینی آنان، و اجازه به خود برای ارتکاب به هر جنایتی در راه هدف و... داشته، و امروزه جهان برای کنترل این نفرت، قوانینی برای حمایت از این اقلیت بسیار ناچیز، اما قدرتمند جهانی، وضع کرده است.
د) به خطر افتادن پیمان ابراهیم [5] و روند صلح اعراب و اسراییل، که این را آینده نشان خواهد داد، آیا تهاجم طوفان الاقصی در این امر موفقیتی داشته، و یا نه این پیمان راه خود را پیش خواهد گرفت، و یا به محاق و فراموشی خواهد رفت، سکوت و یا همراهی کشورهای تاثیرگذار عربی با اسراییل در این یک سال، خلاف این جهت را نشان می دهد.
ذ) تمرین شلیک موشک و پهپاد توسط فن آوران نظامی ج.ا.ایران، که انتظار می رفت این توان موشکی و پهپادی بتواند ضعف ایران را در صحنه های نبرد هوایی جبران کند، که البته نتیجه آن در چهار کیس حمله ی موشکی اخیر، یعنی موارد زیر روشن است :
1- نتایج حمله موشکی به عوامل مخل امنیت کشور، پناه گرفته در خاک پاکستان [6] منفی بود، و بازدارندگی لازم را نداشت، و بعد از جنگ خسارتبار هشت ساله، برای اولین بار خاک ایران را طعمه حمله یک ارتش بیگانه یعنی پاکستان کرد، که به تلافی این حمله موشکی استان سیستان و بلوچستان ایران بمباران شد، و در این کیس ناموفق و خسارتبار ارزیابی می شود، چرا که پای حمله یک کشور اتمی منطقه را به تجاوز و حمله مستقیم به خاک ایران باز کرد، و قبح شکنی وحشتناکی را در پی داشت؛ مورد هدف قرار گرفتن توسط کشورهای مجهز به سلاح اتمی.
2- در حمله موشکی سپاه پاسداران به کردستانات عراق [7] و سوریه [8] واکنشی تا کنون نداشته ایم، چرا که نه حاکمیت کردستان عراق، و چه داعش که هدف این حمله در سوریه و عراق بودند، توان پاسخ متقابل را نداشتند، و بازدارندگی حمله موشکی قابل سنجش نیست،
3- در حمله موشکی و پهپادی در عملیات وعده صادق 1 به اسراییل، باز هم ناموفق بود و بازدارندگی لازم را نداشت، چرا که اگرچه به یک حمله محدود به پایگاه هوایی اصفهان و... منجر شد و این تنها پاسخ اسراییل به آن بود، اما همین حمله محدود نیز تجاوزی مجدد به خاک ج.ا.ایران، توسط یک قدرت اتمی دیگر در منطقه محسوب می شود.
لذا در نتیجه موشک پرانی سپاه پاسداران به طرف های خود در منطقه، نتایج آن اسفبار بوده و باعث شکستن قبح حمله به خاک ایران از سوی دو قدرت اتمی منطقه به ایران شده است، و این پایان ماجرا نیست و با وقوع عملیات وعده صادق 2 اکنون تمام ظرفیت نظامی کشور در انتظار حمله ایی است که حتی بایدن رئیس جمهوری امریکا هم از گستره آن بی اطلاع است، و باید دید که آیا در این کیس، شلیک 180 موشک به اسراییل، در عملیات وعده صادق 2، باعث بازدارندگی لازم خواهد شد یا نه؛
باید دید آیا شرایط جهانی و منطقه ایی به اسراییل اجازه پاسخ متقابل را خواهد داد یا خیر؟! امیدوارم شرایط جهانی به کمک ج.ا.ایران آمده، دیپلماسی و... اسراییل را از حمله متقابل منصرف نماید، ورنه کاخ شیشه ایی ما در بخش زیرساخت های نظامی، اقتصادی، فنآوری کشور، در نبود سیستم دفاع هوایی کارآمد، و سامانه های ضدهوایی موثر، همچون «گنبد آهنین»، که اسراییل را در برابر چنین حملاتی مصون داشت، بسیار شکننده و بی دفاع می نماید.
امروز که در اثر عملیات های پی در پی اسراییلی ها، میزان نفوذ امنیتی – اطلاعاتی آنان بر تشکیلات، افراد و ساختار فعال در جنبش های ضد اسراییلی - ضد صهیونیستی، بر همگان روشن شده است، دیگر کمتر کسی می تواند این ادعا را مطرح کند که اسراییلی ها در حمله طوفان الاقصی غافلگیر شدند، و مدعی شکست اطلاعاتی و نظامی آنان در این حمله شود.
این حمله، میزان نفوذ اسراییل بر تمام نسوج این جنبش در فلسطین، لبنان، ایران، سوریه و... را روش نمود، و اسراییلی ها در درازای این جنگ یکساله، سطح سیطره خود را بر حریف، در خلال عملیات های شان علیه این گستره وسیع از جبهه درگیر با خود لو داده اند؛
و میزان آلودگی تشکیلات محور مقاومت در سطح کشوری، گروهی و فردی، به ویروس جاسوسی سازمان های تخصصی اسراییل در این زمینه را نشان دادند، و دیگر وجود چنین سیطره ای بر کسی پوشیده نیست، تا بتوان ادعا کرد که در 6 اکتبر 2023 مقامات اسراییل بدون اطلاع از عملیاتی چنین هالیوودی و گسترده، در دام عملیات «طوفان الاقصی» افتاده اند، عملیاتی که تمام نیرو و امکانات حماس، جهاد اسلامی و... و بعد از آن حزب الله لبنان، انصارالله یمن، حشد الشعبی عراق و در نهایت سپاه پاسداران و ج.ا.ایران در آن شرکت جستند.
نمونه بارز این نفوذ را در تشکیلات و در بین نیروهای سپاه پاسداران و البته حزب الله لبنان می توان این روزها دید، امروز می توان فهمید که حاج قاسم سلیمانی، سید حسن نصرالله، اسماعیل قاآنی، هاشم صفی الدین، اسماعیل هنیه، سردار عباس نیلفروشان، سردار سید رضی موسوی و... در عمیق ترین تونل ها، در پستوی خانه های امن، در تو در توی اتاق های جنگ، اماکن دیپلماتیک خود با تمام امکانات شان زیر نگین کنترل صهیونیست ها بودند، و هیچ حرکت آنان از دید اسراییل به دور نبوده است، که این چنین در لحظه ایی که اسراییل تصمیم به کنترل حزب الله می گیرد، در یک هفته و یا ده روز، توانست یک نیروی بنام و سرتیر گروه های موسوم به مقاومت، یعنی حزب الله لبنان را در مقابل چشم جهانیان، به همراه هدایت کنندگان ایرانی و یا همکاران فلسطینی اش و...، از بین ببرد، که حتی این گروه و حامیانش فرصت نیابد که نفر جایگزینی را برای طعمه های در دام افتاده این سازمان عریض و طویل نظامی، امنیتی، سیاسی و... معرفی نماید، و سلسله کشتار و ویرانی چنان دامنگیر حزب الله و همکارانش در منطقه شد، که بازیابی آن بسیار مشکل، و بلکه شاید ناممکن می نماید.
این حجم از سیطره بر حزب الله، و تحرکات ج.ا.ایران، توسط اسراییل، این فرضیه را آشکار می کند که اسراییلی ها و طراحان پشت پرده عملیات 7 اکتبر 2023 از انجام چنین عملیاتی، پیش از وقوع آن آگاه بوده، و بر چنین اشتباه بزرگی از سوی حماس چشم بستند، و حتی چند هزار نفر از اتباع خود را طعمه و در معرض آنان قرار دادند، تا چنین صحنه ایی از جنگ اتفاق افتاده، و آفرینندگان آن، کاملا در تله ایی از کشتار، ویرانی و قساوت فراگیر، گرفتار کنند، و دیگر آنان را رها نکنند،
امروز بعد از یک سال، نتایج تهاجم موسوم به طوفان الاقصی نشان می دهد که اسراییلی ها در یک برنامه ریزی، تمام پتانسیل های مخالفین خود را درگیر این حمله کردند و اجازه دادند تا به صحنه آمده، و بروز و ظهور یابد، و اکنون به مرور در حال نابودی آن ظرفیت ها هستند.
حجم کشتار و قساوت و جنایتی که در 7 اکتبر از سوی برخی رزمندگان حماس صورت گرفت، مجوز جنایت و کشتارِ بسیار بسیار بسیار بزرگتری را، در حجم چندین ده برابری و باور نکردنی ایی، برای اسراییل فراهم کرد، تا در میان هیاهوی تمام موافقین و مخالفین، اسراییلی ها هر چه بخواهد از مخالفین خود و... کشتار کنند، و مناطق و داشته های شان را ویران سازند، و حجم آوارگانی باورنکردنی را روی دست همپیمانان محور مقاومت بگذارند.
اکنون هفتاد درصد زیرساخت و منازل غزه ویران شده، و بیش از چهل هزار نفر از این مردم محاصره شده، کشتار، قتل عام و نسل کشی شدند، مجروحین و معلولین این عملیات از شمار خارجند، و دیگرانی که باقی مانده اند، چون گرسنگان و تشنگانی اند که از این نقطه به آن نقطه، در زمین بازی ویرانی و کشتار غزه شوت می شوند، و معلوم نیست کی اجازه خواهند یافت، تا به آرامش و صلحی دست یافته، و دوباره به منازل اکثرا ویران خود باز گردند.
غزه شخم شد، و اکنون شخم لبنان، با بمب های سنگرشکن یک تنی، و حتی گفته می شود، بمب های اروانیوم ضعیف شده، هر شب ادامه دارد، و هیچ نیروی بازدارنده بین المللی، منطقه ایی و ملی در لبنان و... نیست، تا جلودار ماشین جنگی کشتار و جنایت و ویرانگری صهیونیست ها باشد و آن را متوقف نماید.
و اسراییل در این حملات یکساله خود همچنین آنقدر از نیروهای فعال سازمان ملل در منطقه فلسطین کُشت، که دیگر سازمان ملل به یک نیروی خنثی و کُتکخور در منطقه نبرد تبدیل گردیده، نقشی در خور، در این بحران بزرگ منطقه ندارد، و حتی اعتراض دبیرکل این سازمان نیز، به ممنوع الورودی او به خاک اسراییل منتهی شد، و از معادلات اخراج گردید، همانگونه که سازمان های بین المللی حقوق بشری، از صحنه های جرم و جنایت کشورهایی با سیستم جنایتکار در حق مردم بی دفاع خود، اخراج می شوند، تا ناظری بر اعمال دیکتاتورها و عُمال شان نبوده و آنان هر چه می خواهند بر سر مردم تحت سیطره خود بیاورند، اسراییل نیز با بازوهای سازمان ملل در فلسطین این چنین کرد.
با این حال بعد از موشک باران اسراییل توسط ج.ا.ایران نیز، این ایران است که در صف ویرانی و حمله انتظار می کشد، تا بعد از شخم لبنان توسط جنگنده های پیشرفته اسراییلی، و یا حتی در حین همین عملیات جاری در آنجا، اگر اسراییلی های خواستند، بدین پروژه نیز اقدام کنند، و همانگونه که سپاه پاسداران، قبح حمله به اسراییل را، بعد از جنگ های اعراب و اسراییل، و حمله موشکی صدام به این کشور، برای سومین بار شکست، این اسراییل است که بعد از جنگ خسارتبار هشت ساله، و این آخر، حمله تلافی جویانه هوایی پاکستان به استان سیستان و بلوچستان، این امکان را یافته است که، قبح حمله به خاک ایران را برای دومین بار بعد از پاکستان بشکند، و ایران را بمباران کند.
و همان پروژه پاکستانی ها را، این بار اسراییلی ها در حجمی وسیع تر، در دست اجرا دارند، و شکستن قبح حمله به خاک دیگر کشورها، که توسط موشک های سپاه پاسداران شکسته شد، اینک در حمله به ایران، شاید در این سو نیز شکسته شود، و زنجیره ایی از پاسخ و حمله شکل گیرد، که این همان جنگ رسمی تلقی خواهد شد، که ایران را ویران خواهد ساخت،
و بلکه این ظرفیت را دارد که منطقه را به جنگی بزرگ بکشد، و اسراییلی ها امروز خود را مجاز می بینند تا به هر میزان، و در هر سطحی که بخواهند، هدف خود را در خاک ایران انتخاب، و آنرا هر زمان که شرایط شان اقتضا کرد، مورد هدف قرار دهند، تنها ملاحظه ایی که دارند، انتخابات امریکاست، که این عملیات را مطابق با طرح پیروزی دونالد ترامپ جمهوریخواه اجرا کنند، یا خانم کملا هریس دمکرات! و این ملاحظه انتخاباتی این دو کاندیداست، که نوع عملیات و حواشی آن روشن خواهد کرد!
حقیقت دیگری که عملیات توفان الاقصی روشن کرد این بود که غرب و شرق، به رغم تمام جنگ ها و رقابتی که با هم دارند، یکپارچه بر موجودیت اسراییل استوار ایستاده اند، و حتی درگیری نظامی آنان در اوکراین و...، باعث نشده است که حرکتی در بازداری اسراییلی ها از کشتار و ویرانی در غزه، لبنان، سوریه و... داشته باشند، و جبهه موسوم به غرب و شرق، تنها طرف مشورت اسراییل بودند تا آنان را به سمتی هدایت کنند که منافع بیشتری نصیب آنان شود، وجود فاکتور غرب و شرق، با همه جنگ زرگری و یا واقعی که دارند، در این کیس، عاملی بازدارنده و متوقف کننده نبود، و نیست. بدا به حال آنان که از سیاست نگاه به شرق خود، ذخیره ایی برای حمله اسراییل را در نظر داشتند.
اعراب در خلال این یکسال جنگ نشان دادند که آنها هم بعد از قرارداد ابراهیم، راه خود را مبنی بر توسعه کشورهای خود، انتخاب کرده، و در این راه و هدف پایبندی خود را نشان داده اند و لذا بر این وضع، خود را به ندیدن و نشنیدن زدند، و سیاست اصولی بی طرفی، و حتی حمایت از اسراییل را در پیش گرفتند، و تو گویی بر این کشتار و ویرانی، بی رغبت هم نبوده و نیستند، چرا که نیروهایی در این عملیات کشتار و ویران می شوند که ظن ارتباط با مزاحم منطقه را بر پیشانی خود دارند، و بی سر و دست کردن ج.ا.ایران، مطابق منافع آنان، در این مسیر تلقی می شود، و اگرچه ژست هایی در پستوی جلسات گرفتند، اما هیچ حرکتی از سوی سازمان کنفرانس اسلامی، اتحادیه عرب، شورای همکاری کشورهای خلیج فارس و... برای توقف کشتار و ویرانی و قتل عام جمعی در منطقه، دیده نشده و نمی شود، به جز قطر که طرف حماس در مجموعه گروه های اخوان المسلمین قرار دارد و قطر و ترکیه در این کیس با هم تشریک مساعی کمی دارند.
ترکیه هم که در آروزی احیای امپراتوری عثمانی است، و با تاکید بر ملیگرایی پان ترکیسم، گاهی صداهایی از خود بروز می دهد، اما همه می دانند، مانوری تبلیغاتی و سیاسی بیش نیست، و این داد و فریاد های جناب رجب طیب اردوغان هم، برای پوشش دادن به آن وجه اسلامیتی است که از امپراتوریِ عثمانیِ مد نظر او، در وجه کشورگشایی خود بر آن سوار کرده بود، و ترکیه انتظار دارد در زد و بندهای بین المللی بتواند از عوارض جنگ های بین غرب و شرق، اسراییل و ایران، چین و امریکا، روسیه و اروپا و... بهره جسته و یک اتحاد پان ترکیستی را تدارک بیند، که زمینه آقایی ترکیه بر ترک ها را مهیا کند.
بازی ترکیه بین بازی بزرگ غرب و شرق در موضوع اوکراین، یا جنگ ارمنستان و آذربایجان، اختلاف بین قطر و عربستان و... و اینک جنگ در فلسطین، لبنان، سوریه و... از تمام هنر ترک ها پرده برداشت که همواره می خواهند دامن خود را از هر جنگ و منازعه به دور داشته، فرصت طلبانه رشد مداوم اقتصادی و فن آوری خود را حفظ، و نیم نگاهی هم به اتحادیه ترک ها داشته باشند، و توسعه طلبی منطقه ایی و بین المللی خود را پیش گیرند.
#نه_به_جنگ
#نه_به_جنگطلبی
[1] - در ۱۵ مهر ۱۴۰۲، با تهاجم حماس به جنوب اسرائیل از نوار غزه یک درگیری مسلحانه میان اسرائیل و گروههای شبهنظامی فلسطینی به رهبری حماس آغاز شد. ارتش اسرائیل پس از پاکسازی خاک اسرائیل از ستیزهجویان حماس، با انجام یک کارزار گسترده بمبارانهای هوایی علیه اهدافی در غزه، و در پی آن با تهاجم زمینی گسترده به نوار غزه آن را تلافی کرد. بیش از ۱۴۰۰ اسرائیلی که بیشترشان غیرنظامی بودند، و تا ۱ آوریل ۲۰۲۴ حدود ۳۲٬۸۴۵ فلسطینی (به گفتهٔ وزارت بهداشت تحت کنترل حماس) از جمله بیش از ۶٬۰۰۰ کودک، در این جنگ کشته شدهاند و ۷۵٬۳۹۲ فلسطینی نیز مجروح شدهاند. حماس از سپرهای انسانی استفاده کرده و پناهگاهها، دپوهای اسلحه و پرتاب کنندههای موشک را در نزدیکی مدارس، مساجد و بیمارستانها قرار داده است
[2] - کشتار یهودیان توسط حزب نازی در خلال جنگ جهانی دوم در ارودگاه های که از اسرای یهودی تدارک دیده شد از جمله آشویتس و.... که آماری در حدود شش میلیون را بیان می کند، البته در این زمینه تحقیقات بی طرفانه ایی انجام نشده است و این کیس در هاله ایی از ابهام رها شده ولی در اصل ضدیت هیتلر با یهودیان و محدودیت های اعمالی علیه آنان نمی شود تشکیک کرد.
[3] - حملههای موشکی عراق به اسرائیل از ۱۷ ژانویه تا ۲۸ فوریه ۱۹۹۱ به طول انجامید در پی حمله نیروهای ائتلاف با رهبری آمریکا به عراق، صدام حسین برای رسیدن به دو هدف بزرگ به اسرائیل حمله کرد. اول آنکه وی میدانست با آغاز این جنگ حداقل هشت کشور مسلمان از ائتلاف خارج خواهند شد و هدف دوم، ورود ایران به این کارزار برای حمایت از عراق بود تا اینگونه موفق شود، مسیر جنگ خلیج فارس را عوض کند اما آمریکا و اردن از اسرائیل خواستند که صبوری کند و پاسخ ندهد؛ ملک حسین پادشاه اردن، نخست وزیر اسرائیل اسحاق شامیر را متقاعد کرده بود که ثبات اردن را در نظر گرفته و حریم هوایی آن را نقض نکند و اینگونه صدام حسین را در رسیدن به اهداف خود ناکام گذاشتند
[4] - یهودستیزی (Antisemitism) نگرش ضد سامی به ستیزهجویی با یهودیان و نگاه منفی و کینهجویانه همراه با پیشداوری نسبت به آنچه یهودی است گفته میشود. یهودستیزی نوعی نژادپرستی در نظر گرفته میشود تاریخ یهود ستیزی در اروپا اساساً با دوران پیدایش مسیحیت و داعیهٔ پیروان آن برای سلطهٔ انحصاری و به رسمیت شناساندن زورمدارانهٔ دین خود بهعنوان یگانه مذهب رسمی شروع میشود.
[5] - توافقات ابراهیم یا پیمان ابراهیم Abraham Accords بیانیه مشترک اسرائیل، امارات متحدهٔ عربی و ایالات متحده بود که در ۱۳ اوت ۲۰۲۰ منعقد شد از این عنوان همچنین برای اشارهٔ کلی به توافقنامههای صلح به ترتیب توافقنامهٔ صلح اسرائیل-امارات متحدهٔ عربی و توافقنامهٔ عادیسازی روابط بحرین– اسرائیل استفاده شد. از زمان صلح مصر سال ۱۳۵۷ و صلح با اردن در ۱۳۷۳، این اولین باری بود که یک کشور عربی با اسرائیل روابط عادی برقرار میکرد. این توافقنامهها توسط وزیران امور خارجهٔ بحرین عبداللطیف بن راشد الزایانی و امارات عبدالله بن زاید آل نهیان و نخستوزیر اسرائیل بنیامین نتانیاهو در ۱۵ سپتامبر سال ۲۰۲۰ در کاخ سفید امضا شد
[6] - حمله جمهوری اسلامی ایران به پاکستان حمله موشکی توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به خاک پاکستان در ساعات پایانی ۲۶ دی ۱۴۰۲، به آنچه مقرهای گروه جیشالعدل توصیف کرد است. منطقهای که هدف حمله موشکی قرار گرفت، منطقهای به نام کوه سبز واقع در ایالت بلوچستان پاکستان بود. به گفته سپاه، یکی از مهمترین مقرهای گروه جیشالعدل، در این منطقه واقع شدهاست. دو روز بعد در پنجشنبه ۲۸ دی، وزارت امور خارجه پاکستان اعلام کرد که مخفیگاه چند گروه شبه نظامی مخالف خود در نزدیکی شهرستان سراوان استان سیستان و بلوچستان را مورد هدف قرار دادهاست. وزارت امور خارجه پاکستان، از این حملات به عنوان «حملات دقیق نظامی هدفمند علیه مخفیگاههای تروریستها» یاد کرد. همچنین این وزارت خانه افزود: «پاکستان به حاکمیت و تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران احترام کامل میگذارد و تأکید کرده که این حملات تنها «در خدمت امنیت پاکستان» بودهاند
[7] - حملههای موشکی ۲۰۲۴ ایران در عراق و سوریه یک رشته حمله موشکی بود که توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ۲۶ دی ۱۴۰۲ انجام شد ایران با انجام یک سری حملات هوایی و پهپادی در عراق و سوریه مدعی شد که مقر منطقه ای موساد (سازمان اطلاعات اسرائیل) و چندین پایگاه گروههای تروریستی را در پاسخ به حمله انتحاری کرمان هدف قرار داده است
[8] - حملهٔ موشکی ۲۰۱۷ دیرالزّور به حملات سپاه پاسداران به استان دیرالزور در مرز سوریه و عراق پس از انجام حملات ۱۳۹۶ تهران گفته میشود. نیروی هوافضای سپاه پاسداران در آخرین دقایق روز یکشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۶ و همزمان با آخرین شب قدر[۲] ماه رمضان با نام عملیاتی «لیلةالقدر» به وسیلهٔ شش فروند موشک بالستیک میانبرد از پایگاههای موشکی نیروی هوافضای سپاه در استانهای کرمانشاه و کردستان مواضع داعش (مقرّ فرماندهی و مراکز تجمع و پشتیبانی) در منطقه دیرالزور سوریه (فاصله حدود ۶۵۰ کیلومتر) را هدف گرفت
ماشین جنگی اسراییل با گشاده دستی و با آسودگی خاطرِ سوال برانگیزی، بر پیکره ی ارزش های انسانی، اخلاقی، بین المللی و قوانین بشری و البته بر پیکر مردم محاصره و اسیر شده فلسطینی در باریکه بسته و محدود و کوچک غزه می راند، جایی که نه سنگر طبیعی برای پناه بردن وجود دارد، و نه راهی باز برای فرار از صحنه یک جنایت دائم و آشکار، و تنها پناهگاه موجود در غزه، خرابه های جنگ، و تونل های مخفی هستند، که خرابه ها در سیطره اسراییل و کلید و نقشه تونل ها نیز تنها در دست جنگجویان حماس و... قرار دارد، و این آنانند که تعیین می کنند، چه کسی می تواند از این پناهگاه ها بهره مند شود و چه کسانی نشوند.
نزدیک به دو میلیون فلسطینی، میانه ی نبردی نابرابر و البته خونین و آتشین بین مبارزین فلسطینی و ارتش مجهز اسراییل گرفتارند، و در گرسنگی، بی پناهی، تشنگی، کمبود و... زیر شنی تانک ها، رگبار بمب ها و گلوله ها و... جان می سپارند، و بر بدن زنده و مرده آنان در این آوردگاه خون و آتش می تازند و می بارند، و این مردم در هیاهوی نبرد جاری که اکنون بیش از 9 ماه است در این منطقه ادامه دارد، زیر سم اسب های تازه نعل شده ی مبارزین دو طرف، جان می دهند و زجر و مرارت، مرگ و جراحت، آوارگی و... را تحمل می کنند.
در میانه ی این وضعیت ناگوار، بنیامین نتانیاهو، که شاید رسواترین نخست وزیر اسراییل در تاریخ تشکیل این کشور بوده است، سکاندار فرماندهی این نبرد را در سمت اسراییل، عهده دار شده است، سکانداری که اگر نبرد 7 اکتبر [1] نبود و اگر طراحان این نبرد در گروه حماس و... آنرا برنامه ریزی نمی کردند، اکنون خود زیر خروارها فریادِ اعتراض به فساد و ناکارآمدی اش، فرار از قانون، شکستن حرمت قانون اساسی جمهوری یهود و...، غرق شده بود و به پرونده سیاسی او پایانی رسوا و ننگ آلود زده شده بود.
دمکراسی حاکم بر اسراییل، او را در چنان تنگنایی عظیم قرار داد، که در منگنه اعتراضات مدنی چنان گرفتار آمده بود که دنیا هر لحظه منتظر سقوط دولت افراطی و فاسد او بود، اما درست در آخرین لحظات، و در اوج اضمحلال، به ناگهان چند هزار مبارز حماس و جهاد اسلامی و... در 7 اکتبر 2023 با حمله به سرزمین های تحت کنترل این دولت در کیبوتص رعیم و... و از جمله در کنار آن حمله خونبار به جشنواره موسیقی نوا که با کشتار، گروگانگیری و... [2] همراه بود، به عنوان منجی دولت این راستگرای افراطی صهیونیست عمل کردند و در نتیجه، او همچنان بر اسب قدرت تا کنون سواری می گیرد و شاید از سقوط هم نجات یابد.
فضای ایجاد شده توسط حمله 7 اکتبر، روند را کاملا به نفع افراطگرایان صهیونیست برگرداند، به طوری که مقامات اسراییلی که خود به اتهام حذف یک ملت و یک کشور به نام فلسطین از صفحه روزگار، متهم و زیر سوال بودند، اکنون دست بالای مظلومیت در جهان را داشته، و تمام رفتار خود را با فلسطینی های تحت سیطره، در سایه این مظلومیت توجیه کرده و قانونی و منطقی جلوه اش می دهند.
و من این سوال را اکنون از خود دارم، و اینکه نمی دانم، چرا باید مبارزین مسلمان هنوز هم به خود اجازه دهند، به هنگام پیروزی، هرچند این پیروزی و تسلط مقطعی و برای ساعاتی چند بیشتر نباشد، از همان قانون و شرایط و سیره پس از پیروزی، که در قرون اولیه نبردهای اسلامی (و غیر اسلامی قبل و حین و پس از آن) جاری بوده، پیروی کرده، و فورا پس از غلبه، در ابتدا به تصاحب ناموس دشمن فکر کنند [3] ، و کشتار مردان و غارت اموال را سرلوحه کار خود قرار دهند، آیا این نیز از واجبات نبرد مذهبی (و غیر مذهبی) است؟! چرا نباید حرمت ناموس، خانه و کاشانه، کودک و غیرنظامیان ساکن در مناطق دشمن و... حتی به یک اصل غیر قابل خدشه در نبردهای زمانه ما، حداقل نزد مدعیان دین و آزادیخواهی تبدیل شود، و مهاجمین مسلمان (و غیر مسلمان) خود را ملزم به رعایت آن ببینند؟!
امری که در پیروزهای داعش در شامات [4] ، در حمله حماس در 7 اکتبر 2023، در هجوم طالبان افغانستان به مناطق غیر پشتون، فعالیت بوکوحرام در نیجریه و...، به هنگام ورود نیروهای بعث عراق به خرمشهر و... در خلال جنگ خسارتبار 8 ساله و... تکرار شد، در حالی که بسیاری از متجاوزین و ظالمان دیگر در دنیای معاصر نیز با مردم تحت تسلط و سیطره خود، به نوعی به همین روش رسوا و غیر اخلاقی و غیر انسانی رفتار کرده و می کنند، مثل آنچه صرب ها با مسلمانان بوسنیایی در خلال جنگ یوگسلاوی سابق کردند [5] ، یا آنچه با تسلط چینی ها بر سین کیانگ اکنون بر مردم ایغور این منطقه روا می دارند [6] ، یا آنچه بوداییان مهاجم در برمه با مسلمانان روهینگیا می کنند، یا آنچه روس های متجاوز با مردم چچن در گذشته و اکنون در اوکراین اشغالی کرده و می کنند و... آیا نباید فرقی بین مدعیان نجات بشریت، آزادیخواهی و... و متجاوزین کشورگشا و... باشد؟!
نبرد هفت اکتبر تنها چند ساعت بیشتر ادامه نداشت، اما در همین مدت کم، کشتاری حدود هزار و دویست تن را بر شهروندان و نظامیان اسراییلی تحمیل کرد، اما همین نبرد، اکنون به جنگی چند جانبه و چند ماهه تبدیل شده است، که نزدیک به 40 هزار نفر کشته فقط در سمتِ فلسطینیان بر جای گذاشته است، و از تبعات آن این بود که اسارت چند گروگان اسراییلی، باعث شد که بیش از دو میلیون و اندی فلسطینی ساکن در غزه و اریحا، و بیشتر از آن در کرانه باختری رود اردن، اکنون به گروگان های رسمی اسراییل تبدیل شوند، و نتانیاهو که به حق او را باید "قصاب غزه" نامید، ماه هاست که هر آنچه خواسته و اراده کرده را با این گروگان ها روا داشته و می دارد، و با این حال او اکنون می تواند به سان روضه خوانان محرم و عزای ما، که از سه ساعت حوادث نبرد غمبار در عاشورای سال 61 هجری، یک سال روضه سوزناک بخوانند، در سازمان ملل و اکنون در کنگره امریکا، روضه ایی دردناک از عملکرد مبارزین فلسطینی، که تنها چند ساعت در موضع تسلط بر قسمت ناچیزی از سرزمین های اسراییلی بیشتر نداشتند، بخواند و دنیا را تحت تاثیر این روضه خوانی های دردناک و غمبار خود قرار دهد و بگریاند.
مسبب این شرایط کیست؟! گرفتار شدن در تله باندهای بین المللی صهیونیسم، و البته که در کنار این تله، همان مبارزین فلسطینی بودند که وقتی به ناموس، زن، بچه، خانه و کاشانه، زندگی و سرزمین دشمن خود دست یافتند، عقده گشایی کردند، و هرچه توانستند کردند و روا داشتند و از آن فیلم گرفتند و با افتخار آن را پخش کردند، و آنرا به نشانه پیروزی خود جار زدند، که نمی دانم این کارشان از تسلط حالت روحی خاص هنگام پیروزی ناشی شده بود، که بر آنان غلبه داشت، و یا حساب شده و بر مبنای اصل اسلامی پیروزی بر اساس ایجاد ترس و رعب (النصر بالرعب)، قصد داشتند رعب و ترس را بر دل دشمن خود مستولی کنند، همان شگردی که داعش برای چشم جا انداختن از قربانیان خود، از جنایاتش فیلم می گرفت، و آنلاین آنرا برای چشم های نگران جهانیان به نمایش می گذاشت؛
آیا واقعا تجاوز به زن اسیر [7] دشمن اینقدر لذت و افتخار در بر دارد که قرن هاست رزم آوران متکی به شعارهای مذهبی، آزادیبخش و... نیز حتی نمی توانند از آن چشم پوشی کنند؟! آیا خریدن تنِ تنفروشانِ از دوست و دشمن، برای مهار لذت جنسی جنگآوران بهتر از سو استفاده از تنِ اسرای زن، برای غلبه بر شهوت مردان مبارز نیست؟!
آیا آن سربازان امریکایی مستقر در ژاپن، کره و...، که بعد از غلبه بر این دو کشور، بعد از جنگ جهانی دوم، اکنون سال هاست که به درخواست میزبان خود، در این کشورها مانده اند، و پول توجیبی و حقوق خود را خرج نیاز جنسی خود می کنند، و از تن فروشان ژاپنی و کره ایی برای غلبه بر شهوت خود سود می جوید، بر آن سرباز امریکایی که به زور بر تنِ زنان ژاپنی و کره ایی مغلوب دست اندازی می کند، شرافت ندارند؟!
این مفاهیمِ روشنِ اخلاقی و انسانی را، آیا مردم خاورمیانه ی مذهبخیز و تمدنساز نیز درک خواهند کرد؟ که تجاوز به زنان اسیر و تحت سیطره در آمده، سزاوار هیچ ملت و سرزمینی، حتی اهل دشمن نیست، و این از انسانیت، وجدان و اخلاق انسانی به دور است، چه این زنان اسیر از میان خیل دشمنان باشند، یا مردمی که تفوق بر آنان، باعث شده است شما ساعاتی بر جان، تن و داشته های شان سلطه یابی، یا معترضینی باشند که تن به مبانی فکری و مذهبی شما نمی دهند، و حتی در چنگال شما نیز قصد تمکین بر تحمیل را ندارند و... این عدم تمکین و آن شرایط و... هیچکدام مجوزی برای تجاوز به حریم یک انسان صاحب زیست و کرامت خداوندی نیست.
بله نتانیاهو سفر خود به امریکا را که در میانه ی کشاکش شدید انتخاباتی بین دونالد ترامپ و جو بایدن برای نشستن بر کرسی ریاست جمهوری آینده امریکا، انجام می دهد، باعث شد تا او نیز ماهی منافع و امنیت ملی اسراییل، و منافع خود و گروه خود را از این شرایط صید کند، او در این ماموریت، روی این نوع اشتباهات مبارزان مسلمان و یا آزادیخواه خاورمیانه ایی حساب کرده، و چنان سرمایه گذاری کرد، که یک روضه کامل و تاریخی را در کنگره امریکا، در سفر خود به این کشور خواند، که ملات این روضه را، زنبارگی و هوای نفس ارتکاب به جنایتِ عده ایی از مبارزینی فلسطینی مهیا کرده بودند، که به خود اجازه دادند، به ناموس "دیگران" (حتی دشمن) دست اندازی کنند، از مردم حاضر در سرزمین دشمن خود قتل عام های غیر ضرور مرتکب شوند و...
داستان تجاوز دسته جمعی به اسرای محدودِ زن اسراییلی در دست حماس و...، به هزاران تجاوز ارتش اسراییل به زنان فلسطینی سایه افکند، کشتار چند کودک و نوزاد اسراییلی در حمله 7 اکتبر، به کشتار دسته جمعی هزاران کودک و نوزاد فلسطینی سایه شوم خود را انداخت و...، و آنرا منطقی و غیر قابل اجتناب نشان داد! و... چرا؟! چون مبارزین مسلمان به شیوه و سیره سلف، همچنان خلف بودن خود را به اجرای روش غازیان، فاتحان، جنگجویان و... مسلمانی جستجو می کنند که تاریخ به درستی و یا نادرستی، کم و یا زیاد آنرا ثبت کرده است.
کسانی که چنین اعمالی را مرتکب شدند، در پیروزهای سیاسی - تبلیغاتی بنیامین نتانیاهو شریکند، کسی که منفورترین سیاستمدار اسراییلی بوده و هست، و اکنون بعد از 9 ماه زیر پا نهادن تمام اصول و فروع قوانین انسانی و اخلاقی نبرد، قوانین حقوق بشری، الزامات جنگ در مناطق مسکونی، قوانین سازمان های بین المللی برای حفاظت از حرمت و کرامت انسانی و...، سوار بر موج روضه هایی که ملات آن را برخی مبارزین فلسطینی فراهم نمودند، کنگره امریکا را بارها و بارها به ایستادن و کف زدن های متوالی در قبال سخنان خود وا داشت، نتانیاهو با سوار شدن بر امواج جنایات برخی مبارزین فلسطینی، جنایات بیشمار خود را پوشش داد، و مثل یک قهرمان در امریکا حضور یافت، و سخنرانی کرد.
البته آقای نتانیاهو پیروزی خود را تنها مرهون این دست از مبارزین آزادیخواه فلسطینی نبود، او نشان داد که هرگز به توان خود مغرور، مجذوب و خودشیفه نیست، و سخنرانی خود را از روی متنی نوشته شده دنبال کرد، او که بعد از سال ها کار در عرصه سیاست، همچنان از روی نوشته های تنظیم شده از قبل، سخن می گوید، و در قامت یک سیاستمدار کارآزموده، نبرد باخته را به پیروزی تبدیل می کند، و در این راه بسیار با تجربه ظهور کرد، که از اشتباهات مبارزین فلسطینی برای استفاده از امکانات مذهبی، درمانی، آموزشی و... منطقه غزه، برای پیروزی در نبرد علیه اسراییل سود جستند و نشان دادند که در مرام آنان نیز "هدف وسیله را توجیه می کند"، و برای مبارزه با سربازان اسراییلی، از امکانات مدنی که حق مردم برای پناه بردن در هنگام خطر هستند نیز، می توان سو استفاده کرد، و بدین وسیله تمام حرکت آنان در نبرد آزادیخواهی شان، بر اثر این شکستن نرم های اخلاقی، قانونی و عرفی نبرد، زیر سوال برده شد، و نتانیاهو و همفکرانش با سوار شدن بر موج محکومیت این پدیده ها، از دشمن آزادیخواه خود دیو ساختند، و از خودکامگی و تمامیت خواهی دیوگونه ی خود که چنان رسوا بود که حتی در میان مردم خود آنها هم، روشن شده بود، فرشته ایی قابل تقدیر ترسیم کردند.
حسرت خوردم، روح بِخالت و حسادت سرکشِ انسانی ام قلقلک شد، وقتی دیدم اسراییل چه سیاستمدار زبردستی را در سکانداری سخن و تریبون، به امریکا اعزام داشته؛
او که دانسته و آگاه، از مردم و کشور خود به عنوان "مغرور و دمکرات" یاد کرد، چرا که می داند، غرور ملی چقدر اهمیت دارد، که رهبران باید از غرور ملت خود حراست کنند، حتی جان خود را برای آن تقدیم نمایند، نتانیاهو می داند که دمکرات بودن در دنیای کنونی چقدر مهم و اساسی است، و دنیا چقدر شیفته ارزش های دمکراتیک است، ارزش هایی که حاصل هزاره ها مشغولیت انسان به تمدن سازی، علم و تفکر ورزی دیرپای و راه حل یاب بشر است، این مهمترین کشف علوم اجتماعی بشری، که در حکمرانی، شرایط عادلانه، انسانی، اخلاقی و... ایجاد می کند و کارا و راه گشاست؛
نتانیاهو خوب می داند، برغم روح راستگرا و افراطی و دمکراسی گریزی که در اوست، اما دمکرات زیستن و دمکراسی، و حاکمیت مردم بر مردم، ارزش دفاع دارد، حتی اگر آنرا قبول نداشته باشد، لذا در سخنرانی نتانیاهو در کنگره امریکا به چشم خود دیدم که حکمت و بصیرت اسراییلی، تا چه حد رشد و نمو کرده است، که بداند حاکمیت مردم بر مردم، دیگر یک واژه ایی تزئینی در حاکمیت و تفکر جهانی و بشری نیست، که به خود اجازه داد، ایدئولوگ و راهبری فکری انقلاب آزادیبخش 57 مردم ایران را، که عصاره دهه ها مبارزه ی مردم ایران برای کسب آزادی از استبداد داخلی، و کسب حق تعیین سرنوشت بود را، به تفکر مردی مثل مرحوم محمد تقی مصباح یزدی سپرد و گره زد، که علنا، مردم را زینت بخش سریر قدرت و اهل آن معرفی می کند، و ارزش های دمکراتیک و تکثر بشریت را نادیده گرفته، و مردم خود را تنها مقبولیت دهنده و ناصر (نصرت دهنده) قدرت معرفی می کند، و نه ناصب (نصب کننده و انتخاب کننده) و شارع (مشورعیت بخش) آن!
نتانیاهو سوار بر موجِ افراطِ در امریکا و غرب ستیزی که در ادبیات مسلط سیاسی ایران و همپیمانانش سیطره دارد، و سکه رایجش کرده اند، ایران را "رادیکال ترین و قاتل ترین دشمن امریکا" معرفی، و در حالی که روسیه و چین موجودیت و قدرت امریکا را عملا به چالش کشیده اند، او بر این ندانم کاری های جاری در ایران و... سوار شد، و ایران را در دشمنی با امریکا، جایگزین روسیه و چین کرد، و در مقابل، کشور خود را به عنوان کشوری وفادار، همپیمان با امریکا اعلام، که در مبارزه اش با ایران، "از امریکا محافظت می کند"، و از این جمله خود، این نتیجه را گرفت که "جنگ ما، جنگ شما، دشمنان ما، دشمنان شما، و پیروزی ما، پیروزی شما خواهد بود." و مدعی شد که "ما از منافع مشترک دو کشور دفاع می کنیم" و درخواست کرد که "ابزار به ما بدهید تا جنگ را سریعتر به پایان برسانیم".
و این چنین بود که نتانیاهو خود و کشورش را به امریکا دوخت، تا در فراز و فرود امریکا، با آنان که در اوج علم، ثروت و قدرت قراردارند، همراه، همنشین، همسرنوشت، هم منفعت و... نشان دهد، و به قول آن سیاستمدار شرق آسیایی، اسراییلی ها هم به پستان های بزرگترین و قدرتمند ترین دمکراسی جهان، یعنی امریکا چسبیدند، تا از آن ارتزاق کند، و موجودیت خود را حفظ و تضمین نمایند، و از آن اوج، شاهد سرنوشت کشورها و سیاستمدارانی باشند که به شاخ های این غول جهانی قدرت، علم و ثروت حمله ی مستقیم می کنند.
نتانیاهو بدون هیچگونه تعلل و سرگردانی فکری و کلامی، از تمدن مشترک با غرب، آینده درخشان دو ملت امریکا و اسراییل گفت، و در میان دست زدن های ممتدِ نمایندگان مردم امریکا در کنگره این کشور، گفت "سپاسگذاریم امریکا!"
این سیاستمدار برجسته اسراییلی بدرستی از خاورمیانه به عنوان منطقه ایی با سلطه "محرومیت و خودکامگی" نام برد، و به خوبی بلد بود به دهان و کام تشنه مردم این منطقه به "صلح و ثبات" اشاره کند، و از آروزی "پیروزی زندگی بر مرگ، آزادگی بر خودکامگی و..." بگوید، و این چنین بود که او تبحر خود را به رخ جهانیان کشید و عرصه سخن را چنان به جولان در آورد، که فریاد نمایندگان کنگره امریکا را، از نطق تنظیم شده اش، به سانِ هواداران حزبی و فکری پرشورش در اسراییل، بلند کند، و از این جو احساسی، به نفع سیاست های خود سود جوید، و از نابودی تفکر، سلاح و حاکمیت حماس بگوید، و از اجتناب ناپذیر بودن، این امر.
و باز درب سیاست و روابط بین المللی در منطقه را بر پاشنه ی قبلی اش بچرخاند، که ایران دشمن منطقه و جهان آزاد است، و این که راهبرد "ائتلاف ابراهیم" می تواند، به اسراییل و منطقه کمک کند تا از شر ایران در امان باشند!
بیشک سخنرانی حماسی، مطالعه و تنظیم شده این سیاستمدار اسراییلی که بیشترین رکورد تعداد را در بین رهبران جهان در سخنرانی در کنگره امریکا را دارد، یک نقطه موفقیت در پرونده سیاسی "قصاب غزه" ثبت خواهد کرد، و زاویه فکری ام با او نمی تواند باعث شود که این موفقیت او را نادیده گرفته، و از آن یاد نکنم.
آقای مسعود پزشکیان و دیگر رهبران برخاسته از ایران، که قصد دارند در مجامع جهانی سخن گویند، باید این سخنرانی را بشنوند، و بدانند که این چنین باید، زمین سخن گفتن خود را شناخت، و بر ارزش های حاکم بر آن احاطه داشته، و از فرصت سخن در این گونه مجامع بین المللی، برای کسب منافع و آبرو برای خود و سرزمین خود سود جُست، بی توجه به بطلان او، نتانیاهو در این سخنرانی، خود را بسیار دانا و توانا نشان داد، محمد جواد ظریف را در این زمینه، هماوردی مناسب با این مرد می بینم.
[1] - در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، حماس و چند گروه ستیزهجوی فلسطینی دیگر حملات مسلحانه هماهنگشدهای را از نوار غزه در جنوب اسرائیل آغاز کردند که اولین تهاجم به خاک اسرائیل از زمان جنگ اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۴۸ بود. و این حملات را عملیات طوفان الاقصی یا سیل الاقصی نامیدند، که در سطح بینالمللی با عنوان حمله ۷ اکتبر شناخته میشود این حملات آغازگر جنگ جاری اسرائیل و حماس بود. حملات در سحرگاه ۷ اکتبر با شلیک حداقل ۳۰۰۰ راکت به سمت اسرائیل آغاز شد و سپس نیروهای اسلامگرا با استفاده از وسایل نقلیه و پاراگلایدر وارد خاک اسرائیل شدند. حماس با شکستن دیوار غزه-اسرائیل، به پایگاههای نظامی حمله کردند و غیرنظامیان را در ۲۱ منطقه از جمله بعری، کفارعزه، نیر اوز، نتیوحاسارا و الومیم قتلعام کردند. ۳۶۴ غیرنظامی هنگام شرکت در جشنواره موسیقی نوا کشته و تعداد زیادی زخمی شدند ارتش اسرائیل تخمین میزند که حدود ۳۰۰۰ شبه نظامی به جنوب اسرائیل حمله کردند و بعداً در آن روز به خاطر شکسته شدن حصارها، شهروندان غزهای بیشتری وارد اسرائیل شدند. مهاجمان در مجموع ۱۱۳۹ نفر را کشتند: ۶۹۵ غیرنظامی اسرائیلی (از جمله ۳۸ کودک) ۷۱ شهروند خارجی، و ۳۷۳ عضو نیروهای امنیتی حدود ۲۵۰ غیرنظامی و سرباز اسرائیلی از جمله ۳۰ کودک به عنوان گروگان به نوار غزه برده شدند. هدف اعلام شده برای گروگانگیری، مجبور کردن اسرائیل به مبادله آنها با فلسطینیان زندانی بوده است. گزارشها حاکی از آن است که تعداد زیادی تجاوز و تعرض جنسی نیز رخ داده است، اما مقامات حماس دست داشتن جنگجویان خود در آن را رد کردهاند.
[3] - "شکی نیست که نظامی شدن روزافزون جوامع، ابراز یا تثبیت مجدد قدرت مرد سالار (چه به طور مستقیم از طریق جنگ و چه به طور غیرمستقیم از طریق توسعه فرهنگ های برتری طلبانه و بنیادگرا) مسئول تجاوز جنسی به عنوان یک سلاح جنگی است. جنگ ها ذاتاً ماهیتی جنسیتی دارند و از زمان های بسیار قدیم این چنین بوده است بیشترین قربانیان جنگ و خشونت، زنان هستند و جنگ مهم ترین عامل نقض حقوق زنان در وسیع ترین اشکال آن است. درهنگام وقوع مخاصمه مسلحانه، قتل و خشونت های جنسی علیه زنان به عنوان بزرگترین دسته از قربانیان جنگ، غیر قابل انکار است و همین باعث می شود که آسیب پذیرترین گروه در هنگام جنگ، زنان و به تبع آنان، کودکان باشند. در شرایط جنگی زنان نه تنها مصون از تبعیض نیستند بلکه تبعیض با خشونت عجین می شود و زنان مجبور به تحمل شرایطی می شوند که اغلب خود در ایجاد آن سهیم نبوده اند. ساختار سنتی جنگ این است که مردان به جنگ می روند، در حالی که زنان در خانه می مانند و از خانواده مراقبت می کنند. علاوه بر این، خود میدان جنگ نیز جنسیتی است؛ در حالی که مردان کشته میشوند، بدن زنان غنیمت جنگی است. دیدگاه رایج در طول تاریخ این بوده است که زنان بخشی از «غنایم» جنگی هستند و سربازان حق استفاده از آنان را دارند. این موضوع عمیقاً در این تصور ریشه دوانده است که زنان دارایی هستند و به عنوان ملکی در اختیار رزمندگان پیروز قرار می گیرند. تاریخ بارها نشان داده است که شروع درگیری و جنگ باعث افزایش قرار گرفتن زنان و دختران در معرض جنایات جنگی، به ویژه انواع خشونت های مبتنی بر جنسیت، قتل های خودسرانه، تجاوز جنسی و قاچاق میشود"
[4] - در اواخر ۲۰۱۴ دولت اسلامی عراق و شام (داعش) رساله ای در باب رفتار با بردگان مؤنث منتشر کرد، که از نقل قولی قرآنی حاوی عبارت "ما ملکت ایمانکم" استفاده میکند تا استدلال کند که اسلام اجازه سکس با اسیران زن را میدهد. داعش دختران و زنانی را که به اسارت میگیرد، کنیز مینامد و اجازه فروش آنان و هر گونه بهرهبرداری جنسی از آنان را دادهاست و حتی به کودکان هم رحم نمیکند. گزارشهای متعددی در مورد آزار جنسی و خرید و فروش زنان و دختران اسیر وجود دارند. به ویژه زنان و دختران پیرو مذهب ایزدی که به جنگجویان گروه هدیه داده شده یا به فروش رسیدهاند
[5] - در طول جنگ بوسنی، نیروهای صرب استراتژی سوءاستفاده جنسی از هزاران زن و دختر مسلمان بوسنیایی را در پیش گرفتند. اطلاع دقیقی از تعداد قربانیان تجاوز سیستماتیک صربها در دست نیست اما تخمینهایی در حدود ۲۰ تا ۵۰ هزار مورد موجودند. تجاوزهای دستهجمعی بیشتر در شرق بوسنی و سارایوو صورت گرفتند. تعداد زیادی از درجهداران و سربازان صرب بعدها در دادگاه به انجام جنایت جنگی متهم گشتند.
[6] - گزارشی تحقیقاتی که توسط بیبیسی در تاریخ ۲ فوریه ۲۰۲۱ منتشر شد، حاکی از این است که علیه زنان مسلمان چین به طرز سیستماتیک تجاوز جنسی صورت میگیرد. بر اساس این گزارش، زنان زندانی در کمپهای اصطلاحاً «بازآموزی» به شکل سیستماتیک توسط ماموران و زندانبانان حکومت کمونیست چین مورد تجاوز، آزار و اذیت و شکنجه جنسی قرار گرفتهاند. تورسونای ضیاالدین، یکی از زنان مسلمان اویغوری است که از این جنایات پردهبرداشتهاست. خانم ضیاالدین - که خودش یکی از این قربانیان بوده - میگوید متجاوزین با لباس رسمی (کتوشلواری) بودند و لباس پلیس بر تن نداشتند. خانم ضیاالدین - که ۹ ماه را در این کمپها سپری کرده - بلافاصله پس از آزادی، از چین فرار کردهاست. او ابتدا به قزاقستان رفته و نهایتاً به آمریکا پناهنده شد. او میگوید زنها را «هر شب» از سلولهایشان خارج میکردند و گاهی یک و یا دو مرد از «مردان چینی ماسکدار» به آنها تجاوز میکردند.
[7] - تجاوز جنسی در جنگ، تجاوز جنسی خشونت جنسی است که توسط سربازان در جریان درگیری مسلحانه، جنگ یا اشغال نظامی اغلب به عنوان غنایم جنگ انجام میشود، اما گاهی، به ویژه در درگیریهای قومی، این پدیده انگیزههای جامعه شناختی گستردهتری دارد. این تجاوزها متفاوتاند از آنچه که در بین سربازان در طول دوران سربازی رخ میدهد. تجاوز جنگی همچنین موارد مربوط به فاحشگی تحت اجبار نیروهای اشغالکننده را نیز در بر میگیرد.

