دل نوشت ها و نظرداشت ها

آه ای شمشیر، تو نیز چون ما ابدی و این جهانی شدی

مصطفوی 11 فروردين 774 7485 کلیک ها

آه ای شمشیر! 

انگار تو را برای ریختنِ خون ما ساختند، برای به بندگی و به بند کشیدن مان؛ برای نابودی و غارتِ مان، و من در حالی تو را خطاب قرار می دهم که بودی و هستی و انگار خواهی بود! و تنها این حاملانت هستند که تغییر می کنند و هر روز به نامی مامور سیراب کردن تو از خونِ ما می شوند، انگار خداوند نیز ما را خلق کرد تا زایش کنیم و زیاد شویم و خوراکِ هر روزه ات را مهیا کرده تا از ما در پای تو خون بریزند و تو همواره مست از خون ما در هوا چرخان باشی؟!. جان ما، ناموس و مال ما، ملعبه کسانی است که تو را در دست دارند. آیا روزی فرا خواهد رسید که دیگر به خون ما تشنه نباشی؟ فکر نکنم؟! چنین دور نمایی را نمی بینم؟ آنچه بر گذشتگانم گذشته است نیز چیز دیگری را روایت می کند. انگار تنها بدین شراب سرخ فام است که مست می شوی و با هر مستی ات، هوسِ خون ریزی ات نیز سیراب ناپذیر، افزون می شود و انگار تشنه تر و هریسانه تر به خون مان می شوی. آیا کسی طلوع خواهد کرد که به نابودی ات قیام کند؟ اما چه می گویم؟! هر که قیام کند لاجرم خود نیز مسلح به توست، و هماو باز جایگزینی در دست ندارد الا تو. نمی دانم راه خلاصی ما از تو چیست؟ آیا باید همه بی جان و بی خون شویم تا دیگر موضوعیتت از بین برود؟! مُخَم دیگر هنگ کردم و ذهنم نمی تواند حتی دنیایی خالی از تو را در ذهن خود بسازد؛ که دنیایی خالی از تو با این سایه سنگینی که داری اصلا محال و غیر قابل تصور است. انگار موقعی که جدم قابیل از بطن مادرم حوا متولد می شد، همزادی به نام شمشیر را نیز با خود به این جهان آورد و تو نیز چون ما ابدی و این جهانی شدی. 

 

مهم این است که چقدر انسان باشیم

مصطفوی 11 فروردين 774 7688 کلیک ها

از همان لحظه که ما را آفرید از ما توقع همانی داشت که بنا نهاده بود، یعنی انسان بودن و انسانیت؛ او می خواست با حیوانات که ذیل شان مایند، متفاوت باشیم، از ملائک و فرشتگان نیز متفاوت؛ نه اسیر حیوانیت و نه اسیر عبادت و فرمانبرداری ناشی از تکوین، بلکه او می خواست که ما تنها همان باشیم که از یک انسان توقع است و آن انسانیت است و بس و انسانیت را با انسان بودن می توان به اوج رساند، فارغ از شعارها، آرمان ها، مسلک و مرام ها، رنگ و نژادها و... انسانیت همان انسانیت است و بس. همان رعایت حقوق دیگران، همان راستی و درست کرداری، همان پاکی و.... مهم نیست که تو به کدام قبله نماز می گذاری، پیر و مرادت کیست، در کدام محراب به او سجده می کنی، مدعی کدام کتاب و سنتی و... مهم این است که تو چقدر انسانی، چقدر راهنمایی، چقدر بی آزاری، چقدر از ظلم به دوری، به چه مقدار درست و پاکی، چقدر خیرخواهی و...  

 

جناب علم الهدی! برای استان خراسان تان اعلام خودمختاری کنید و کار تمام؟!!

مصطفوی 02 -2667 10532 کلیک ها

نمی دانم جناب آقای سید احمد علم الهدی بر طبق کدام قانون تعیین می کند که در استان خراسان رضوی کاری بشود یا نشود،اصلا این قانونی که ایشان برای این استان نوشته و به اجرا گذاشته اند (لغو کنسرت موسیقی) را کجا به تصویب رسانده اند و کدام مرجع قانونی آن را تایید کرده است که این چنین یک گوشه از خاک ایران (استان خراسان رضوی) را از قوانین جاریه کشور مستثنی می کنند و طبق یک قانون خاص و طبق فتوایی به سلیقه خود اداره می کنند؛ مگر می شود دولت مرکزی و مسولین (فرهنگی و...) آن را از حدود مسولیت شان در گوشه ایی از این کشور خلع ید کرد، تا نتوانند آن چیزی را که در نقاط دیگر کشور مجاز و قانونی است در استان خراسان رضوی به اجرا در آورند. و یا می توان شهروندان مشهدی را به این دلیل که در این نقطه از کشور زندگی می کنند از حقوق عمومی اشان محروم کرد؟! البته که خیر، اهالی این استان نیز از شهروندان ایرانند و این استان نیز قسمتی از خاک مقدس ایران، و شامل تمامی قوانین و برخورداری ها که در قانون اساسی و عموی برای شان تعیین شده هستند.

این بهم ریختگی و قانون گریزی و سلیقه ای شدن اداره کشور نشانه بدی از آغاز یک روند اداره ملوک الطوایفی است که هر فردی در حدود خود پادشاهی خاصی بنا کند و قانون وضع، و اجرا نماید، قانون اساسی حدود افراد و موضوعات را معین کرده و قانونگذار و مجری آن را مشخص نموده است، حال نمی دانم چرا الفبای کشورداری و وحدت رویه در این خطه از خاک ایران توسط آقایان زیر سوال می رود و بصورت دلبخواهی، دستوری از یک منبع که مسولیت اجرایی و قانونگذاری ندارد، صادر و به اجرا در می آید، با این روند قانون گریزی، سنگ روی سنگ نخواهد ماند و کشور دچار هرج و مرج می شود و تکرار این وضع آینده کشور و انقلاب را با خطر جدی مواجه خواهد کرد. این که جناب آقای علم الهدی به مجریان قانون و دولت بفرمایند بروید جای دیگر کار کنید و یا به شهروندان مشهدی و... بگوید بروید جای دیگری زندگی کنید، ادبیات بسیار نامناسبی است، و این را به نظرم می توان در حد اعلام خودمختاری از دولت مرکزی نام نهاد که دولت و عواملش نتوانند حقوق شهروندان را در نقطه ایی از کشور به آنان بپردازد. حق داشتن تفریحات از آن جمله می اشد و موسیقی هم یکی از تفریحات سالم و انسان ساز است که باید هر فرد ایرانی از آن برخوردار باشد، چه مشهدی باشد، چه قمی، چه تهرانی و... تفاوتی نمی کند. بنیانگذار این انقلاب عبور از یک چراغ قرمز را حرام می دانست، حال کارمان به جایی رسیده است که ظاهرا عبور از قانون اساسی هم گناهی تلقی نمی شود و رکن اجرایی این کشور را از حقوق و حدود وظایف قانون اش خلع ید می کنیم؟!!

سخنان امام جمعه محترم مشهد و نماینده ولی فقیه در این استان در خطبه های نماز جمعه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۵ خطبه دوم: "... اما نکته قابل‌تأمل این است که حرم امام رضا در این حوزه 50 یا 52 هکتاری رواق و صحن خلاصه نمی‌شود، تمام دشت مشهد حرم امام رضا (علیه‌السلام) است، مالک این شهر امام رضا هستند، شهر، شهر امام رضا است، حرم یک ماهیتی دارد، یک هویتی دارد که هویت و ماهیت این حرم باید حفظ شود؛ آن بار فرهنگی که بر مشهد حاکم است و متناسب با ملک امام رضا و حرم حضرت رضا هست، آن مسئله زیارت است، اینجا شهر زیارت است، زیارت بار فرهنگی خودش را دارد، اینجا شهر گردشگری نیست. اصطلاح گردشگری بار فرهنگی خودش را دارد، اصطلاح زیارت بار فرهنگی خودش را؛ اینجا شهر گردشگری نیست که مرتب مرکز تفریحی و عیاشی درست کنند، شهر گردشگری نیست که مردم از اطراف و اکناف بیایند نیم ساعت زیارت امام رضا و همه فسق و فجورشان را برای این شهر بیاورند، این را باید توجه کنیم، اینجا شهر زیارت است، گردشگری نیست. در این مملکت اگر مسئله توریستی و گردشگری لازم است، شمال با این عظمت، این شیراز، اصفهان و این شهرهای بزرگ، گردشگری را آنجا پیاده کنید، چرا هر نوع سلیقه و فکر گردشگری و توریست پروری آن‌هم توریست عیاش خوش‌گذران فاسق و فاجر در مغز یک آقای مدیر به وجود می‌آید در این مملکت و دولت، این را می‌خواهد بیاید در مشهد، شهر امام رضا پیاده کند؟ اینجا شهر زیارت است، شهر گردشگری نیست که ما بخواهیم مراکز تفریحی را در اینجا توسعه دهیم یا مراکز عیاشی را توسعه بدهیم؛ مدیریت این شهر بایستی روی مدیریت زیارت و شهر زیارتی برنامه‌ریزی کنند نه روی مدیریت گردشگری. در همه دنیا هم ما نمونه‌اش را داریم؛ مگر در شهر واتیکان ایتالیا، دارای یک شرایط، حدود و دارای مقیاس‌های فرهنگی نیست؟ در همه دنیا، یک شهر مقدس به‌عنوان شهر زیارت، شرایط قداست خودش را دارد و همه افراد، همه جریان‌ها، هویت قداست آن شهر را حفظ می‌کنند، این شهر هم شهر زیارت است و قداست دارد، مشهدی هم که در این شهر زندگی می‌کند، چه جوان، چه پیر، چه دختر و چه پسر، بداند که در شهر زیارت و شهر امام رضا زندگی می‌کند. کسی که در شهر زیارت و امام رضا زندگی می‌کند باید این شرایط را بپذیرد، دیگر سر یک لغو کنسرت ما نباید چانه‌زنی با برخی مسؤولان بر سر کوته‌فکری‌شان داشته باشیم؛ کنار گنبد امام رضا نمی‌شود کنسرت برگزار شود، این خلاف حیثیت و هویت این شهر است، تو کنسرت می‌خواهی، مشهدی نباش، برو یک شهر دیگر زندگی کن؛ اگر یک آدمی می‌خواهد در یک شهری زندگی کند، در عیاشی‌هایش آزاد باشد، در عملیات فرهنگی‌اش آزاد باشد، در تفریح و خوش‌گذرانی‌اش آزاد باشد، چرا یک شهر زیارتی را انتخاب کرده؟ این شهر را انتخاب کرده که زوار این شهر را بچاپد و همین‌جا عیاشی کند؟ برای این آمده این شهر را انتخاب کرده؟ خب برو جای دیگر زندگی کن، چرا اینجا داد و فریاد راه می‌اندازی و یک چانه‌زنی؟ هرروز یک کمپین راه بیندازی و یک دار و دسته؟ این کمپین‌ها و دار و دسته‌ها، اردوکشی بر ضد امام رضا است، این مقابله با حرم امام هشتم (علیه‌السلام) است، منتها بنده فکر کردم برای یک روز در یک جلسه به نام امام هشتم (علیه‌السلام) تکلیف این شهر باید روشن شود. این شهر هویتش مال امام رضاست و هویتش هم زیارت است، همه مدیران این شهر بدانند، همه طراحان و برنامه ریزان این  شهر و همه ساکنان‌ این شهر بدانند که این شهر آن‌قدر عاشق امام رضا دارد که نمی‌گذارند شما در برنامه‌ریزی‌ها و عیاشی‌هایتان در این شهر آزاد باشید. همان طراحان توریستی و گردشگری برای این کشور که می‌خواهند توریست خارجی جذب کنند و به فکر این هستند که یک جریان فرهنگی ضد دینی برای توریست خارجی راه بی اندازند، دور این شهر خط قرمز بکشند، اینجا مال امام رضا است، حق تجاوز به حریم امام هشتم (علیه‌السلام) ندارند. همان کسانی که می‌خواهند بیایند در این شهر از بعضی مزایای اقتصادی‌اش استفاده کنند و چون ایمان ندارند، اینجا را پایگاه لذایذ نفسانی خود و تفریحاتشان قرار بدهند، آنان هم باید بدانند اینجا جای زندگی‌شان نیست؛ ما شهید دادیم، خون دادیم و انقلاب سرپا کردیم تا اسلام حاکم شود، در خانه امام رضا نتوانیم اسلام را حاکم کنیم؟ در خانه امام رضا از زن بی‌حجاب رنج ببریم؟ در خانه امام رضا چانه‌بزنیم که آیا کنسرت باشد یا نباشد؟ شهدا برای چه رفتند؟ از خود این شهر چقدر شهید داده شد که ما در شهر، خانه و حرم امام رضا برای این مسائل چانه‌بزنیم و با هم بحث کنیم؟ ان شاالله امیدوارم که عزیزان ما در مسؤولیت‌های این شهر و در مدیریت‌های این شهر بدانند قبل از این‌که بخواهند در این شهر استاندار باشند، فرماندار باشند، فرمانده نظامی و مدیرکل باشند، اگر حکم خادمی‌شان را امام رضا امضا نمی‌کردند، این شهر قسمتشان نمی‌شد، کسانی که در این شهر آمدند، اول حکم خادمی‌شان را امام رضا امضا کردند که خادم امام رضا باشند نه خادم جریان دیگر و نه خادم جریان‌های ضد هویت امام رضا. آنان که متولی ساخت‌وساز در این شهر هستند، مشهد یک جزیره کیش نیست که وسطش یک گنبد طلا باشد، مشهد شهر امام رضا است، در ساخت‌وسازها نیایند اینجا فکر کنند که حتماً باید یک تفریح گاه، یک عیاش خانه، یک‌جوری ساخت‌وسازها را تشکیل بدهند که آدم‌ها فقط بیایند فقط خوش بگذرانند و خوب بخوابند، این برای ما رنج‌آور است در یک پیک زیارتی، حداکثر 60 درصد هتل‌های پنج ستاره‌های شهر ما شاغل است درحالی‌که زوار ما در هوای سرد ایام نوروز در پارک‌ها چادر خانوادگی می‌زنند و با زن و بچه زیر باران زندگی می‌کنند و ما جا برای این‌ها نداریم، هتل‌های پنج ستاره هم 40 درصدش خالی است."

منبع: http://alamolhoda.com/post/2321/ 

تقلیل دین به فقه و دوری از هدف اصلی آن یعنی معرفت افزایی

مصطفوی 30 -3443 8631 کلیک ها

تقلیل دین و مذهب به فقه و قرار دادن فقه در راس امور دین و مذهب شاید یکی از اشتباهات ما مسلمانان است که موجب بدنامی اسلام و دین در عصر حاضر شده است. فقه چالش برانگیزترین، پرنمودترین مورد اختلاف در هر مذهب است و بیشترین اختلافات درون مذهبی نیز در همین بخش قرار دارد و حال آنکه والاترین بخش هر دین و مذهب پاسخی است که به سوالات اساسی انسان ها می دهد و در نتیجه هدایت فکری بشر به سوی معرفتی را مهیا می کند که در زندگی انسان کارگشاست و افق زندگی او را تا دور دست ها در گذشته و آینده مشخص می کند. این که چگونه طهارت خود را تامین کنیم، چطور بجنگیم، چطور عقوبت کنیم و... مسایلی است که شاید عقل بشری در هر دوره و زمانی بتواند فارغ از این که به چه مذهب و دینی معتقد هست یا نیست، موثرترین و کارآمدترینش را متناسب با شرایط و تجربه خود دریابد، ولی پاسخ به این سوالات اساسی است که در خصوص مبدا و معاد انسان است و از بغرنجترین نیازهای معرفتی بشر است که هویت او را مشخص و نهایت و عاقبت او را نشان می دهد و این است که از دین انتظار می رود.

امروز وقتی از یک رهگذر در اتوبوس شنیدم که "داعش یعنی همان اسلام اصیل و داعشیان همان نمونه این روزی محمد (ص) هستند" آه از نهادم بر آمد که این مردم چگونه به این نقطه نظر رسیده اند و حبیب خدا (ص) با آن همه مهر و عطوفت و رحمت برای جهانیان را در کنار داعشی هایی قرار می دهند که چشم بسته خون می ریزد و بمب های انتحاری اشان جان انسان ها را بی آنکه بشناسد می گیرد و تحمل هیچ کس جز خود را ندارند و خود و مرام و مذهب و سیستم شان را حق تمام می دانند حال آنکه محمد (ص) همه را به رسمیت می شناخت و می توانم قسم بخورم که اگر یهود بن قریظه بر عهد خود با مسلمانان باقی می ماندند و با قریش در جنگ خندق و حمله به مدینه هم پیمان  نمی شدند و پیمان خود را با محمد (ص) نمی شکستند، شاید امروز یهود در کنار مدینه (مرکز اسلام) زندگی می کرد و هیچ کس را یارای تعرض بدان ها نبود. و اگر پیامبر (ص) در ابلاغ پیامش مورد تعرض دیگر قبایل آن روزگار قرار نمی گرفت، مجبور به هیچ جهادی (غزوه و سریه ایی) نمی شد و اگر این جنگ ها به او تحمیل نمی گردید، امروز دیگر آیات جهاد و قتال هم در قرآن نبود که اسلام را به واسطه آنها به خشونت متهم گردد و محمدی (ص) که ما می شناسیم نه مرد شمشیر و جهاد، که مرد سخن و کلام منطقی و رحمت آمیز بود. زیرا معجزه او در عصر خشونت و خونریزی قبیله ایی و عشیره ایی، کتاب بود و خدایش از خواندن و تعقل و تفکر با او سخن می گفت و...

یکی از مشکلات امروز جهان اسلام تقلیل اسلام به فقه و شریعت، و استفاده ابزاری از دین برای کسب قدرت و ثروت است لذا هر جنبشی که به پا می شود به جای هدف اصلی اسلام و هر دین و مذهبی که معرفت افزایی و آشنایی و راهنمایی انسان ها به اصل متعالی توحید است را به فراموشی سپرده و خداوند را به کناری نهاده و بلافاصله سخن از حاکمیت و اجرای شریعت دینی و اسلامی می کنند، که امروز در این خصوص هزاران تفسیر و فتوا از آن در بین مسلمانان وجود دارد و همین تنوع نشان از اختلاف در این خصوص است و همین وجه اختلافی هدف اصلی خود قرار داده و در صدر اولویت های خود قرار می دهند و در اولین فرصت اقدام به اجرای حدودی می کنند که نظرات و فتاوای متفاوتی در مورد آن وجود دارد و هزار سخن در مورد اصل، فرع، کارایی، اثر بخشی و... آن وجود دارد و میزان اجرای همین احکام،  ملاک اسلامیت و مسلمانی خود قرار می دهند و برخی آنقدر به شیوه سنتی و اجرای آن در قرون اولیه نزدیک می شوند که حتی شمشیر می شود وسیله اجرای حدودشان و ملاعام می شود محل عقوبت خلافکاران شان و کشتار و خشونت می شود نمود و بروز اسلام شان در حالی که پیامبر (ص) به مظهر عطوفت و رحمت برای جهانیان مشهور و معرفی شده است و خشونت تنها در شان دشمنان اوست تا روش و سنت او. 

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...