The Latest

 این روز ها به زاد روز تولد انسانی از جنس خودمان اما استثنایی و بسیار خاص نزدیک می شویم. محمد (ص) !! انسانی که اخلاق انسان ایدال مد نظر خداوندی را به اوج رساند و همان شد که یکی از معجزه هایش نیز همین اخلاق نیکویش باشد. واقعا چه معجزه ای بالاتر از این که ملتی سختی کشیده از روزگار و طبیعت و فرهنگ منحط و... که به واسطه همین سختی ها دل هایشان هم به سان سنگ سخت شده بود را یک انسان آن هم از نوع یتیم آن و... نرم و لطیف و خدا پرست نماید و از یک چنین مردم متفرق قبیله قبیله شده یک ملتی قوی بسازد که به زودی دنیا را فتح نمایند که البته بخش فتح دنیای آن کاری بود که دیگران هم آن را کردند ولی چیزی که دیگران از انجامش باز ماندند همانا انسان سازی بود که این کار تنها از عهده انبیا و همراه آورندگان وحی قابل انجام است. او انسان هایی را ساخت که تا دنیا باقی است بتوانند الگو و اسوه ی بشریت باشند و گذر زمان آنان  را کهنه ننماید.

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

بهمن خونین جاویدان

در آستانه ماه بهمن یعنی سالگشت آزادی یک ملت قرار داریم ماهی که در آن ایران یکپارچه به پاخاست تا شری را از سر خود کم کند. البته خود به خود که به پا که نخواست بلکه مجبور به بپاخیزیی عظیم و پر هزینه شد. این ملت هر آنچه در چنته داشت رو کرد تا شر دیکتاتوری را که خود را بر همه چیز و همه کس اولی می دانست و ملت را به هیچ می انگاشت از سر خود کم کند. ای کاش دیکتاتورها ملت ها را به این مرحله نرسانند که مجبور شوند بپاخیزند و حق خود را با زور باز ستانند. ای کاش دیکتاتورها قبل از این که ملت ها مجبور به چنین زحمت عظیم و پر هزینه ایی شوند به خود آیند و در کار و افکار خود اصلاحی به عمل آورند و مثل آدم به ریاستی که به آنان رسیده و جانشان بدان بند است ادامه دهند ولی انگار این تختی که آنها بر آن تکیه می زنند خاصیت عجیبی دارد زیرا بر بالای آن که جلوس می کنند مردم را به عنوان رعیت گروه و افکار خود و... می بینند.

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

"عدالت را اجرا کن و از زورگويى و ستمگرى بپرهيز زيرا زورگويى مردم را به ترک از وطن واميدارد  و ستم آنان را به قيام مسلحانه مى کشاند."          امام على (ع) - نهج البلاغه حکمت۴۷۶

به این سخن علی علیه السلام اگر توجه کنیم محور حکومت داری در سیستمی که علی (ع) را الگوی خود دارد عدالت است و دوری از خود رایی و زورگویی به مردم و انگار این قاعده دوران بوده و خواهد بود که  در فقدان این دو مهم مردم از چنین حاکمانی بگریزند و یا ترک وطن کنند و یا به قیام مسلحانه دست بزنند. این روندی بود که در رژیم گذشته تجربه شد و در چنین روزهایی دیکتاتور مجبور شد کشور را برای همیشه ترک کند و داغ ادامه تخت نشینی و فرمان دادن به دلش سنگش بماند. 

چقدر زیباست راهی که علی (ع) به پیروانش می آموزد (عدالت و دوری از زور گویی) تا راهی که معاویه در مقابل به هم کیشان و دانش آموختگان مکتب خود می آموزد که با زور و فریب و نیرنگ و باج و رشوه و... مردم داری کنند و به مقصود دنیایی خود برسند.

 بزرگمهر حکیم ایرانی نیز می فرماید: "چون دانستی که خدا از خاکت آفریده گردنکشی و خودرایی مکن"

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۱ ساعت 10:47 شماره پست: 234

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

بالاخره ماه صفر با آن همه حادثه که برای اسلام داشت به پایان رسید. حوادثی همچون رحلت جانگداز انسانی تکرار نشدنی همچون رسول گرامی اسلام حضرت محمد عبدالله (که دورود خداوند بر او خاندان پاکش باد) که نمونه کامل انسان خلق شده و منظور خداوند و جانشین او بر زمین بود. ایشان نمونه کامل اخلاق (که انسانیت از نبود آن قرن هاست که در رنج است) بود و فقط از فقدانش می توان به خداوند شکایت کرد. یا شهادت سبط اکبر حضرت امام حسن مجتبی (ع) که بسیار به جد بزرگوارش حضرت رسول (ص) شباهت داشت و مظلومانه به شهادتش ختم کردند و بوسفیانیان که شام را مرکز توطئه خود علیه نهضت محمدی (ص) قرار داده بودند شرایط روزگار را طوری هدایت کردند این ارشدترین نوه رسول خدا (ص) که با آمدنش پیامبر (ص)  غرق شادی شد این چنین بی یاور شده و از صحنه با شهادت خارج شود و یا حادثه دیگر این که حضرت رضا (ع) با کیاست عباسیان به ایران منتقل و در جلوی چشم دوستدارانش در خدغه و نیرنگی عجیب باز به خیل امامان شهید بپیوندد. البته حوادث خوبی هم در ماه صفر هست ولی نمی دانم چه سری در این ماه و ماه محرم است که می گویند پیامبر اسلام (ص)  فرموده اند هر کس حلول ماه ربیع را به من مژده دهد باعث شادی من شده است. آیا می شود به این امر باور داشت که ماه صفر و محرم نحس است؟ نمی دانم ؟!!! با این که این روزها پیام های کوتاهی در این رابطه دست به دست می شود من کمی در درستی این روایت شک دارم. 

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۱ ساعت 13:8 شماره پست: 232

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

برخی برای جامعه خود همچون اکسیژن زندگی بخشند. در جامعه هنری ما و در بخش موسیقی ستون هایی هستند که یک سر در زمین و سر دیگر در آسمان دارند. یکی از ستاره های فروزان عرصه موسیقی سنتی ایران زمین همین آقا شهرام ناظری هستند که وقتی صدا به عشق سر می دهد روح شنوندگان خود را هم به پرواز در می آورد و در آسمان فرهنگ و ادب فارسی چرخانده و صحیح و سالم بر زمین می نشاند. اجراهایی او معراج روح و طراوت بخشند. این آوازهای روحانی آنقدر اصیل و ریشه دارند که شنیدن بارها و بارها آن نه خستگی آور و نه ملال در خود دارد بلکه هر بار تازه بوده و همچون آب مفید و دل زدگی هرگز ندارد. همانگونه که قرآن شریف (بلاتشبیه) نیز این چنین است.

پس شهرام عزیز بخوان که عمرت دراز باد و نفست گرم و گیرا. خداوند از خزاین غیب خود اجر شما را که در کویر این سرزمین این چنین طراوت می کارید و روح نوازش می دهید عنایت فرماید. "گل صد برگ" تو صد خان است که می بری دل را. "بی قرار" ت بی قرارم می کند. شورانگیزت شور در دل مومنین می افکند. "مطرب مهتاب رو" یت به طرب می آورد دل های مرده را. "کیش مهر" ت مهری است ماندگار به روزگاران. "آتشی در نیستان" به دل های مرده از بی غمی آتشی زنده کننده می اندازد و عشق می فروزد.

وقتی در "کیش مهر" ش این شعر را سعدی (علیه الرحمه) را با صدای خوب و موسیقی گرم گروه موفق و همنوای خود می نوازد که :

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست

عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

و یا :

به غنیمت شمر ای دوست دم عیسی صبح

تا دل مرده مگر زنده کنی کین دم از اوست.

به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقیست

به ارادت ببرم زخم که درمان هم از اوست.

غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد؟

ساقیا باده بده شادی آن کین دم از اوست

سعدیا گر بکند سیل فنا خانه عمر

دل قوی دار که دنیای بقا محکم از اوست.

در لحظاتی که به اجرای این قطعه گوش می دهم با خود می گویم که اگر من مسول تقسیم بهشت و جهنم باشم اجر این اجرای مناسب و خوب باید شهرام ناظری و گروه موسیقی اش را به همراه سعدی (ره) که چنین شعری را سروده است را جمعا روانه بهشت کرد که موسیقی الهی و خدایی که لایق فضای بهشت است را در همین دنیا آفریدند.

 عمرت دراز و جانت به سلامت- نفست گیرا - صدایت فراخ - تیغ عشقت برا - روحت همواره مملو از عشق باد. 

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۱ ساعت 23:52 شماره پست: 229

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

قافله اسیران را یک اربعین تمام در زنجیر کرده و گرداندند و بر طبل شادی کوفتند و به خود احسن و تبریک گفتند تا بگویند که فتنه حسین را خاموش کردیم. ولی اربعین ثابت کرد که آب در هاون کوفتند و ذلت ضالمین و عزت مظلومین قانونی ثابت و خداوندی است و بوسفیانیان را در تغییر آن توانی نیست و خداوند به این ظلم عظیم رضایت نخواهد داد. 

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

1- آزادی در اندیشه

2- منطق در گفتار

3- قانون در عمل

4- ایجاد ارتباط منطقی بین عقل و دین

 (که این مهمترین مشکل مسلمین است که نتواسته اند بین این دو ارتباط منطقی ایجاد نمایند).

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۱ ساعت 19:11 شماره پست: 227

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

در زمان قاجاریه نقشه ایران به طرز شگفت انگیزی آب رفت به طوری که در زمان ناصرالدین شاه قاجار (۲۵ تیر ۱۲۱۰ - ۱۲ اردیبهشت ۱۲۷۵) مناطق شرقی ایران که شامل کل ایالت بلوچستان پاکستان فعلی و کل افغانستان فعلی و کل ترکمنستان فعلی و قسمت اعظم ازبکستان فعلی و قسمتی از تاجیکستان فعلی از ایران جدا شده و قسمت بزرگی از حوزه تمدنی ایران در فلات ایران و در خراسان بزرگ از دست رفت. با باختن منطقه قفقاز به روس ها که شامل کل کشور آذربایجان و ارمنستان فعلی و همچنین قسمت اعظم گرجستان فعلی بود قاجار ها نقشه ایران را به وضعیت فعلی آن نزدیک و نزدیک تر کردند و تقریبا همین شد که الان هست.

گفته می شود که این شهنشه قاجار به امام حسین (ع) هم ارادت خاص داشته و حتی اشعاری را هم در شان این امام (ع) سروده است که از جمله این شعر منصوب به اوست ببینید این خیانت پیشه نالایق چه زیبا در شان امام حسین (ع) می سراید :

عشق بازی کار هرشیاد نیست              این شکار دام هر صیاد نیست

عاشقی را قابلیت لازم است             طالب حق را حقیقت لازم است

عشق از معشوق اول سر زند             تا به عاشق جلوه دیگر زند

       تا به حدی که برد هستی از او        

سر زند صد شورش و مستی از او

شاهد این مدعی خواهی اگر              بر حسین و حالت او کن نظر

روز عاشورا در آن میدان عشق            کرد رو را جانب سلطان عشق

بارالها این سرم این پیکرم               این علمدار رشید این اکبرم

      این سکینه، این رقیه، این رباب         

این عروس دست و پا خون در خضاب

این من و این ساربان، این شهردون             این تن عریان میان خاک و خون

این من و این ذکر یارب یاربم              این من و این ناله های زینبم

پس خطاب آمد ز حق: کِی شاه عشق              ای حسین، ای یکه تاز راه عشق

       گر تو بر من عاشقی ای محترم        

پرده برکش من به تو عاشق ترم

غم مخور چون من خریدار  توام             مشتری بر جنس بازار توام

هرچه بودت داده ای در راه ما               مرحبا صد مرحبا خود هم بیا

خود بیا که می کشم من ناز تو            عرش و فرشم جمله پا انداز تو

    لیک خود تنها نیا در بزم یار      

خود بیا و اصغرت را هم بیار

 خوش بُوَد در بزم یاران بلبلی               خاصه در منقار او برگ گلی

خود تو بلبل، گل علی اصغرت               زودتر بشتاب سوی داورت

  ولی این سوال وجود دارد که چگونه چنین صاحب معرفتی به حسین (ع) می تواند این همه خاک پاک میهنش را به باد دهد و دم از حسین (ع) بزند. پس دوره شوم قاجار را باید نزدیکترین زمان به آب رفتن نقشه ایران دانست و باید بر آنان که نالایق بودند لعنت ابدی فرستاد که بی لیاقتی را به حد رساندند.

 سلام و تحیت خداوند را باید به روح و روان مقدس شهدایی که از خاک این کشور دفاع کردند نثار نمود خصوصا آنها که در آخرین نبرد در هشت سال دفاع مقدس به قافله سالاری امام خمینی (ره) از جدا شدن قسمت دیگری از خاک ایران در غرب و جنوب جلوگیری کردند. 

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم دی ۱۳۹۱ ساعت 23:25 شماره پست: 226

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

مادر جان نمی دانم در چه حالی هستی و از تو سال هاست بی خبرم. بی خبری دردناک فرزندی مادر از دست داده. تو نوری فراگیر در زندگی ما بودی که سال ها همچون ماهی ایی غرق در نور وجودت از معنی وجودت بی خبر بودم. الان سال هاست که تو را در کنار خود ندارم اما هر چه می گذرد به عمق نداشتنت بیشتر پی می بردم. خلا وجودت را در زندگی خود حس می کنم. بر یتیمی خود گریه ام می گیرد به وقت بی داد پناهگاهمان بودی. تحمل نداشتنت در دنیایی از مشکلات سخت است. تو نخ تسبیح زندگی همه ما بودی. بی تو بابا هم سردگردان و حیران شده است. او که در نبود تو وضعش از ما هم بدتر است. فریاد نداشتنت را بلند سر می دهد ولی فریادش همچون فریادی است که در کوه اکو می شود و به سوی خودش بر می گردد. می گویند بهشت زیرپای مادران است گوارایت باد اما ما چه کنیم. بعد از تو تکیه گاهمان را از دست دادیم. به وقت مشکلات نمی دانم که از که مدد جویم که واسطه ای مناسب برایم با خدا شود و سفارشم را به ذات دوالجلال بکند. مادرجان تو از این دنیا راحت شدی ولی راحتی از ما گرفته شد.

خدایا از نداشتن مادر و یتیمی خود به تو شکایت می بردم. خدایا دعایش را در حق ما مستجاب گردان دلش را نسبت به کاستی هایی که نسبت به او روا داشتیم نسبت به ما نرم گردان. خدایا به قصور خود نسبت به او اعتراف داشته و درخواست یاری دارم. خدایا وجود شریفش را در نعمات خود غرق فرما. او را با صالحان و ابرار محشور فرما. خدایا از این نعمت اعطایی کمال تشکر را دارم 

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

انگار خدا هم تنوع را دوست داشته و از یکدستی اجناسش متنفر بوده است. چرا که همه خلایق را از اجناس مختلف و حتی یک جنس ها را هم یک جور نیافریده است. دو آدم یک جور ٫ دو سر انگشت یک شکل ٫ دو قرنیه یک شکل و... را نمی توان یافت. همه در نوع خود منحصر به فرد و قابل تشخیصند و از این لحاظ به طور نسبی شاید بتوان گفت هر یک از خلیفه الله ها ٫ مثل خداوند یکتایند و نمونه ای ندارد. مبهوت می مانی که این همه تنوع از برای چه و به چه منظوریست؟ خداوند زیباست و زیبایی ها را دوست دارد٫ و از آنجایی که دنیا و مخلوقاتش با تنوع است که زیبا می شود و خداوند نیز این تنوع را زیبا دانسته و با این زیبایی موافق بوده و لذا آن را به رسمیت شناخته است و در واقع می توان گفت که این تقدیر ٫ خواست ٫ عشق ٫ حکمت و قدرت خداوند است که این چنین دنیا رقم خورد.

این در بعد مادی بشر و دیگر خلایق٫ ولی در فکر تفکر چه طور؟ آیا خداوند در این خصوص هم تنوع دوست است باید گفت آری و لااقل خود را این چنین نشان داده است٫ زیرا او همه را به یکسان در مسیر پیام حق قرار نداده  و هر یک را به مقداری از جرعه پیام حق نوشانده و متفاوت پیوستاری به بلندای "خم نرمال" یکی همچون علی (ع) از کودکی تا پایان عمر رسالت (ص) از سرچشمه نور خدا فراوان نوشید (که نوش جانش) و یکی مثل بنده که اصلا مانده ام که جرعه و یا قطره ای نوشیده ام یا خیر و اگر نوشیده پاک و زلال بوده یا خیر؟!! و یا اصلا نچشیده ایم. حال شما قضاوت کنید من فقیر و بدون دسترسی به چشمه ی جوشان نبوت٫ با علی (ع) اعلی در این خصوص چقدر متفاوتیم؟ این تفاوت نیست این تنوع نیست؟ این تنوع در معرفت در بین انسان ها بسیار شایع و متفاوت است و هر فرد متناسب با داده ای که دریافت داشته و قدرت دستگاه تجزیه و تحلیلش در رده ای از این معرفت و یا علم و یا تقوا قرار می گیرد و این است همان تنوعی که باید به آن اعتراف کرد و انسان ها را یک جور و با یک فهم ندید و یکدستی در حیطه فکر ٫ معرفت ٫ تقوا و.. را کاملا مردود اعلام نمود و تنوع را به رسمیت شناخت. تفاوت ها آنقدر زیاد است که هر فرد در این حوزه٫ خود منحصر به فرد است و نمونه ای ندارد و دو انسان برابر و یک سنگ در این حوزه نیز متصور نیست و با رسمیت یافتن این تفاوت است که باید گفت انسان ها از حقایق و یا حقیقت واحد تصور و برون ده متفاوتی دارند هر یک متناسب با داده و دستگاه تحلیل گرش برون ده خاص خود را خواهد داشت و نباید به تفکر دیگران به دیده حقارت نگاه کرد و یا صد در صد آن را مطابق یا غیر مطابق با حق قلمداد نمود٫ باید در غیاب منبع متصل به خدا دست به عصا حرکت کرد و تمام قوای فکری خود را بسیج کرد تا شاید راه را یافت در این جا دل سپردن به غیر معنی ندارد باید دل تنها به خدا سپرد و کمک خواست و از خلق او نیز کمک گرفت الا این که به منبع اتصال دست یابیم که در این موقع دیگر می توان دل و سر را سپرد و با خیال راحت راه پیمود. 

 پس در عالم ماده و معنی (هر دو)٫ انسان ها متفاوت و منحصر به فردند و خداوند هم به این امر صحه گذاشته و فرموده است لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَ (خداوند تکلیفی خارج از وسع و قدرت به انسان نمی دهد) و یا این که انسان ها به قدر علم شان در پیشگاه خداوند پاسخگو هستند و... این نشان می دهد که خداوند به لحاظ فکری هم انسان ها را یک طور نمی پسندد و می خواهد که در محیطی طبیعی آن انسان بفهمند آنچه را که وسعت فکریشان ایجاب می کند. و به راستی اگر خداوند روزی تصمیم می گرفت که همه را یک جور بیافریند چقدر در حق زیبایی ظلم شده بود. دیگر اصلا زیبایی معنی نداشت که در حقش ظلم شود یکدست هر چه نگاه می کردی یک جور و اصلا قابل تشیص نبودند انسان ها همه در هم گم می شدیم.

اگر خداوند همه را در سطح مثلا سلمان فارسی (همان آقا روزبه خودمان که آنقدر در علم و تقوا پیش رفت که خاندان نبوت او را از اهل بیت خود خواندند)٫ می آفرید باز هم خوب نبود و دیگر بالاتری نبود که بدان رجوع کرد و یا پایین تری نبود که مقایسه کرد و هزار مشکل دیگر و باید گفت که چه نا زیباست یکدستی و چه نافرخنده اقبالی است این.

این جمله را شنیده اید که انسان تنوع طلب است باید گفت آری وقتی از روح خداوند در گل سرشته اش دمیده اند باید نشانه های از او را داشته باشد و این تنوع طلبی را ظاهرا از روح خداوندی خود به یادگار دارد. 

خدایا به خاطر تمام تنوع و زیبایی که آفریدی از تو شکر نعمت داریم.  

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۱ ساعت 15:0 شماره پست: 220

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...