The Latest
آمدن ماه رمضان بر همه مومنین مبارک باد. ماه رحمت که خداوند که او در این ماه از تمام بندگانش دعوت به عمل آورده است تا در میهمانی فراگیرش شرکت کنند. میهمانی خداوند هم مثل خودش خاص است. برای اهل معرفت که ظاهرا هر روز و هر لحظه حضور در میهمانی خداوند است و البته در طول تمام ایام سال خود را کنار سفره گشوده شده ی خداوند متعال می بینند دیده و میزبانی کریم ترین و مهربان ترین ها را کاملا درک می کنند. ولی برای بعضی از بندگان خدا حضور در این میهمانی نه قابل درک است و نه حس می شود یعنی در حالی که در میهمانی خداوند هستند خود از حضور در آن بی خبر و بی بهره احساس می کنند.
خداوندا ارزش و قدر این ماه میهمانی خود را بر ما بنمایان که ما هم همچون مومنان و عارفان به تو از بهره حضور در آن بهره مند گردیم. خداوندا در این ماه رحمت مرحمت کرده کمی رحمت در دل بندگان ظالمت انداز که با بندگان تو به نیکویی برخورد کنند. خداوندا در بند شدگان از اهل ایمان را خلاصی مرحمت فرما. خدایا به این ماه عزیز اموات و گذشتگان از اهل ایمان را ببخش و بیامرز. خداوندا تمام مریض ها را شفا عنایت فرما.
به حرمت امام حسن مجتبی (ع) که در نیمه این ماه خانه وحی (ص) را به نور وجود خود منور کرد و به شهید محراب این ماه (ع) که از دست جماعت اهل ایمان خلاصی می یابد و رستگار می شود ما را از برکات این ماه عزیز برخوردار بفرما.
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 21:40 شماره پست: 308
دمکراسی و انقلاب نوپای مصر در کمترین زمان ممکن به دست نظامیان این کشور ناکام ماند. ثمره سال ها مبارزه مردم مصر برای خلاصی از دست دیکتاتور به یک سال نکشیده با دخالت عوامل دیکتاتور و کمک خارجی ناکام ماند و فرزندان پوتین پوش و تفنگ بدست مردم آن کشور کار نابکار خود را به انجام رساندند و دولت نوپای برآمده از مبارزات آزادی خواهانه مردم فرهیخته مصر را به زیر کشیدند. این کودتا گرد حسرت را بر دل مردم متمدن مصر و هر انسان آزاده ای می نشاند که چگونه آرزوهای ملتی با یک حرکت از درون آن ملت بر باد می رود و مصری ها باید دوباره خون ها بدهند تا به حق خود و به مرحله قبل از کودتا برسند. این است رجعت دادن یک ملت به گذشته ایی ظالمانه آن هم به دست فرزندان خودش.
گذشته از اشتباهات آقای محمد مرسی و اخوان المسلمین در مدت زمامداری خود این است تجربه ای برای دیگر ملل آزادی خواه که با هر حرکتی که دست نظامیان را در عرصه داخلی کشورها باز و تقویت می کند مقابله نمایند. زیرا مسلحین به سلاح می توانند با حرکات خود زحمات مصلحین و انقلابیون را یک شبه به باد دهند و قدرت را به دیکتاتورها بازگردانده و یا منتقل نمایند و یا در دست دیکتاتورها حفظ و حراست کنند.
اول تیر ماه بلند ترین روز و طولانی ترین روشنایی در میان روزهای سال است. این روز را در مقابل شب یلدا باید در نظر گرفت که طولانی ترین شب و تاریکی در میان شب های هر سال می باشد. ولی امسال بلندترین روشنایی و نور طبیعی مصادف شده است با ایام زاد روز تولد مسیح دوران و انسانی از نسل آفتاب و نور (عج) که روزی روزگار سیاه بشر را به روشنایی بدل خواهد کرد.
او خواهد آمد تا پرده از تزویر و سیاهی دل و افکار جانشینان به ناحق تکیه زده بر منابر اجداد طاهرینش (ع) کنار زند و روح و رفتار پلیدشان را با آینه وجود خود به آنان بنماید. کسانی که جز سیاهی و خشم و خشونت از دهان های نامبارکشان سخنی خارج نمی شود. آنان که فتاوی جنایت بارشان خون هم کیشان شان را به بهانه های واهی حلال می کند و از حقوق شان بی حق. آنان که خود و افکار نابکارشان را حق تصور کرده و خود را محور حق قرار داده دیگران را باطل تصور کرده اند و به ناحق رای به بی حق کردن دیگران می دهند. آنان جز خود حقی دیگر در جهان نه می بینند و نه برایشان قابل تصور است. آنان که تنها خود را میراث دار نبی رحمت (ص) دیده و دیگران را از ارث انبیای کرام (ص) بی نصیب می دانند. آنان که بر ابدان مرده غیر خود هم رحمی ندارند و آن را هم قطعه قطعه کرده به دندان می کشند و البته این را به زعم خود از سر اخلاص و تبعیت از دین مقدس اسلام انجام می دهند. و به باطل برای خود ثواب اخروی جمع می کنند و اگر آینه ای از نوع مهدی (عج) در مقابل رویشان قرار گیرد آن گاه خواهند فهمید که چه چهره های سیاه و پلیدی دارند که آن را روشن و حق تصور می کنند.
او (عج) خواهد آمد که روشنایی را تمدید کند و عدالت را محقق و همه گیر و دایم نماید. بشر خسته از یلدا های متعدد و طولانی امروز چشم به آمدن منجی به سوی کعبه ی شریف نظر دارد که روزی بیت الله الحرام منبع نوری شود که تابیدن آن نور چشم بشر خسته از ناآگاهی و جهل و بی عدالتی را منور نماید.
میلاد قائم آل محمد (عج) مبارک باد.
+ نوشته شده در یکشنبه دوم تیر ۱۳۹۲ ساعت 10:59 شماره پست: 303
پیروزی تیم ملی فوتبال ج.ا.ایران بر کره جنوبی در مقدماتی جام جهانی مسابقات فوتبال برزیل ۲۰۱۴ دومین هدیه الهی بود که خداوند به ملت ایران در این هفته اهدا نمود و انگار خدا خواسته این هفته حال اساسی به ملت ایران بدهد. شکر نعمت های بیشمار خداوند از عهده بشر خارج است. خدایا پیروزی های این ملت مظلوم را مستدام بدار.
در ساعات برگزاری بازی فوتبال نفس ها در سینه ها حبس و شهر خالی از مردم شده بود اما ناگهان موج ملت بیرون پریدند و بعد از ۹۰ دقیقه انتظار کشنده پیروزی مذکور را جشن گرفتند.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 20:35 شماره پست: 301
دورود خداوند بر امام خمینی (ره) و امت شریف ایران که به برکت نهضت او و امتش این ظرفیت برای کشورمان ایجاد شد که خود برای اداره کشور خود تصمیم بگیریم اگر چه نتوانسته ایم که تمام ظرفیت های ایجاد شده در بعد مردم سالاری و بعد اسلامیت که در قانون اساسی توسط امام (ره) و انقلاب تدارک دیده شده بود را به فعلیت برسانیم و از آن بهره مند شویم و آنطور که او و ملت شریف ایران می خواست شویم ولی خدا را شکر که هرگاه اجازه داده شود چشمه هایی از تصمیم درست امام (ره) در انتخاب سیستم جمهوری اسلامی به ظهور می رسد و کشور را از گذرگاه های سخت عبور می دهد. انتخابات ۲۴ خرداد سجده شکر را واجب کرد. شکوه حرکت مردم شریف ایران و نتیجه آن دیشب اشک شوق را در چشم ها جاری و امید را در دل مردم ایران زنده کرد. باید این پیروزی را به تمام مردم ایران تبریک گفت علی الخصوص به طرفداران جریان اصلاح طلبی که اگر چه همه نیامدند و برخی قهر کرده بودند ولی آنها که آمدند تمام قد نه در شعار بلکه در عمل در صحنه حاضر شده و حماسه ای که رهبری انقلاب مد نظر داشت را عملی نموده و با حضور عاقلانه و مناسب خود شرایط را برای ایجاد این حماسه مهیا نمود مدیریت مدبرانه رهبران این جریان سیاسی در صحنه انتخابات و ایثار جناب آقای سید محمد خاتمی برای بیرون کشیدن کاندیدای خود از انتخابات و حرف شنوی جناب آقای عارف برای گذشتن از حقش باعث شد که با یک کاندیدای متبحر در صحنه آمده و نظر بیش از نیمی از رای دهندگان را به خود جلب و بیش از ۱۸ میلیون رای پاک و مردمی را از آن خود کند و پیروزی بزرگی را برای جریان خط امام (ره) رقم زند و انشا الله پایانی باشد بر حذف ها و قلع و قمع نیروهای انقلاب و اختلاس های بزرگ و خویشاوند پروری و افراطی گری و...
در جریان حماسه دوم خرداد هم کشور در شرایط سختی گرفتار آمده بود و همین مردم با حضور خود انقلاب را تثبیت کردند و دشمنان را به تجدید نظر وا داشتند و این انتخابات هم اگر خدا بخواهد همین نقش را خواهد داشت.
ضمن تبریک به جناب آقای دکتر روحانی که عهده دار ریاست کشور ایران برای چهار سال خواهند بود به ایشان توصیه می گردد که کارهای خلافی که رقیب در این هشت ساله انجام داد را هرگز مرتکب نشود. تصفیه های گروهی نیروهای انقلاب از مهمترین جنایاتی بود که در حق این انقلاب شد. برچسب های ظالمانه ای که به نیروهای انقلاب زدند و آنها را از صحنه خارج نمودند. تقسیم بندی های ظالمانه ای که باعث ریزش دادن نیروها شد. یک دستی کشور در قوای سه گانه و غیره که باعث زمینه سازی جرم های بزرگ و اختلاس های بزرگ شد که آبروی کشور و انقلابیون را برد و... که آقای روحانی باید از این موارد و زمینه سازی آن جدا خود داری کند.
آنها به بهانه جوان گرایی به حذف ذخیره های تجربه انقلاب دست زدند و حذف های گروهی خود را توجیه کردند که باید جدا از آن احتراز کرد و بدنه نحیف انقلابیون را بیش از این ضعیف نکرد.
و البته آقای احمدی نژاد حسن عمل هم داشت و آن کار و تلاش بود که باید سرمشق آقای روحانی باشد. او همچنین مردانه پشتوانه نیروهایی بود که با او در حال کار بودند که این نیز خصلت خوبی بود که باید آن را آموخت. او نگذاشت که به بهانه های واهی با برچسب "جریان انحرافی" همکارانش را زیر ضربه ببرند و هرگز قبول نکرد که این برجسب را یارانش بجسبانند که این از جوانمردی او بود که به هیچ قیمت راضی به این ظلم در حق همکارنش نشود. زیرا دوستانش که او را تا قدرت همراهی و هدایت کرده بودند قصد داشتند با ساخت گروهی مجهول تحت نام گروه انحرافی تمامی ضعف های خود را ظالمانه به این چند نفر بار کنند که جوانمردی احمدی نژاد این اجازه را به دوستان هم فکر سیاسیش نداد و او به قیمت گزاف با آن مقابله کرد و زیر باز این ظلم نرفت کاری که اصلاح طلبان در حق آقای کرباسچی (شهردار محترم تهران) نکردند و رقیب سیاسی به بهانه ای واهی و مفت این مدیر لایق را در زیر پنجه های خود له کرد ولی احمدی نژاد به این امر رضایت نداد و تا آخر از یارانش حمایت کرد.
او در اواخر ریاست جمهوریش گاها دمی از قانون اساسی زد که صیانت از آن طبق قانون اساسی به رییس جمهور سپرده شده و در این رابطه قسم یاد کرده است او باید با چنگ و دندان از این حق جمهور مردم در مقابل زیاده خواهی دیگران دفاع نماید و از حدود اختیارات خود که همان اختیارات نماینده ارشد مردم است صیانت نماید. این حساسیت احمدی نژاد به قانون اساسی هم اگرچه کم بود اما ستودنی بود.
خوبی های دیگری هم احمدی نژاد داشت که باید یاد گرفت و بدی هایش را به خودش سپرد تا خود در پیشگاه امام (ره) و خداوند پاسخگو باشند.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 14:17 شماره پست: 300
آقاتهرانی: نگذارید مالک از پشت خیمه معاویه برگردد آقاتهرانی (دبیرکل جبهه پایداری): "ما الان به سراپرده معاویه رسیدیم و مبادا به مالک اشتر بگویید برگرد (این سخنان آقاتهرانی با شعار هیات منا الذله و ما اهل کوفه نیستیم علی حاضران روبرو شد). به امید خدا در همین مرحله اول مشت محکمی به آمریکا صفتان بزنیم و باعث شادی دل آقا و امام زمان بگردیم. امام حسین به ما آموخت که هیچ وقت کوتاه نیاییم." (منبع سایت خبری رجانیوز کد خبر 160124)
تقسیم بندی های ظالمانه مردم کشورمان و یا یاران انقلاب اسلامی و یا به اصطلاح "جامعه اسلامی" خسارات زیادی تاکنون به کشور و انقلاب زده است که خدا می داند حجم خسارتش چقدر بوده است و چه سرمایه های بی نظیری را از انقلاب و کشور نابود نموده است. تقسیم جناح های کشور به جناح علی (ع) و معاویه، در شرایط کنونی و عصر حاضر باعث تکرار ظلم هایی خواهد شد که در زمان ائمه (ع) مذکور به مسلمانان صدر اسلام، از مهاجر و انصار شد. این که خود را "علی (ع)" تلقی کرد و جناح مقابل را معاویه و به قول دبیرکل محترم جبهه پایداری که از آنان به "امریکا صفتان" یاد نمود، همین می شود که در طول هشت سال گذشته شد و چوب تاراج به سرمایه های انسانی انقلاب اسلامی زده شده و یاران امام خمینی (ره) و کسانی در راه این انقلاب از جان و آبرو و خانواده خود دریغ نکرده بودند، شدند "اصحاب فتنه" و دیگرانی شدند اصحاب علی (ع)، بدین ترتیب و با همین استدلال تصفیه و ریزش دادن هزاران از یاران این انقلاب تئوریزه شده و مباح گردید و به اصطلاح "یاران علی" قربتا الی الله یاران امام خمینی (ره) و حتی خانواده و بازماندگان او را از صحنه کشور حذف و یا بی حرمت نمودند. یادگاران خمینی (ره) را "هو" کردند و خانواده هایشان را بی آبرو و مورد بی حرمتی قرار دادند و بی صلاحیتشان اعلام کردند و... و کردند آنچه نباید می کردند و فتنه ایی ایجاد نمودند و نعل های تازه ای که بر اسبان تند خوی خود زده بودند، بر سرمایه های این کشور و انقلاب تاختند؛ چنان تاختنی که دشمن را طمع انداخت و او که در مسیر مصالحه بود را به سوی براندازی جمهوری اسلامی رهنمون کرد.
تاخت و تاز این تمامیت خواهی به جایی رسید که افرادی مثل آقای هاشمی رفسنجانی که از ستون های محکم خیمه انقلاب بودند، و یا خاتمی که فرزند فاضل امام (ره) و... در نظر این تفکر تند و لجام گسیخته تبدیل به "اصحاب فتنه" شده و کسانی که نه در مبارزات انقلاب و نه حتی بعد از پیروزی آن در دفاع مقدس و نه در هیچ صحنه ی دیگری نقشی از آن ها کسی سراغ دارد، جایگزین یاران و همراهان خاص بنیانگذار این خیمه عظیم (ره) کردند و افرادی که در زمان عافیت به جمع انقلابیون پیوسته بودند، شدند ایدئولوگ انقلاب و جانشین مردان سترگ انقلاب و امام (ره) همچون شهید مطهری (ره)؛ و بی شرمانه یاران امام (ره) را با مارک ها و برچسب های ظالمانه از صحنه بیرون کردند و خانه از صاحب خانه تکاندند و آنان را بی اعتبار و بی آبرو و خانه نشین کردند و کار را به جایی رساندند که به خانواده امام و یادگارانش هم جسارت شد که مسول دفتر امام (ره) از این واقعه دق کردند و مردند (که خدایش رحمت کند که کوه غیرت بود و بدین واقعه تلخ تنها او بود که واکنش نشان داد و دیگران زبان به دهان گرفتند و به این ظلم سکوت کردند).
در چنین شرایطی یاران دیگر انقلاب که چوب این فتنه بزرگ را بر ابدان مجروح شان نواخته شده می دیدند، ماندند که با این فتنه عظیم چه کنند و با این جو مسموم که دست های انجمن حجتیه ایی را در آن می توان به عینه دید، چگونه مقابله کنند و البته دیگر امامی (ره) هم نبود که با امثال انجمن حجتیه مقابله کند و چشم این فتنه را دوباره در آورد؛ که آنان همچون خوارج در تقوا و دین مداری چنان خود را جلو می دهند که علی (ع) می خواهد که بتواند آن ها را دوباره رسوا و چهره نمایان کند و چشم این فتنه را در آورد و باطل کردن سحر این جماعت از هر انصار و مهاجری بر نمی آید.
آری باید به دوستان انقلابی خود همچون آقاتهرانی متذکر شد که این اشتباهی بزرگ است که یاران خمینی (ره) را همچون تجربه تلخ بعد از رحلت رسول اکرم (ره) تقسیم نمود که در این فتنه تنها یاران واقعی انقلابند که خواهند سوخت و زیر چرخ های خدعه و نیرنگ بوسفیانیان و عاصیان و مروانیان له خواهند شد و این حسن (ع) و حسین (ع) خواهند بود که در چنین فتنه ای یکی به زهر جفا و خدعه و دیگری به زور شمشیر از صحنه خارج خواهند گردید و جالب این که حکم شرعی اش را هم مهاجر و انصاری همچون قاضی شارع (از قضات علی ع)) و شمشیر برنده اش را شمر بن ذی الجوشن (جانباز صفین) خواهد کشید؛ و از این صحنه نبرد انقلابیون، تنها مروانیان و بوسفیانیان و خوارج سود خواهند برد که یکی علی (ع) بکشد و یکی ابوذر (ره) را در تبعید حذف کند و... و همه این فتنه ها و جنایات را نه امپراتوری ایران و نه امپراتوری روم و نه نصاری و نه یهود، بلکه یاران محمد (ص) به سر یاران محمد (ص) آوردند؛ آن هم از سر اخلاص و قربتا الی الله.
پس بیاییم گذشته را چراغ راه آینده خود قرار دهیم و حربه دین را در مبارزه سیاسی با یکدیگر به کنار گذاریم و بیش از این، از این وسیله مقدس در مبارزه با دین مداران سود نجوییم که این ظلم را در پیشگاه امام خمینی (ره) (که اکثر اطرافیانش و ائمه جمعه اش و حکم دارانش و... امروز با همین حربه در گوشه ی خانه هایشان رانده شده اند) نا بخشودنی خواهد بود و البته نه خداوند و نه رسول خدا (ص) و نه ائمه اطهار (ع) به ما اجازه خواهند داد که به چنین ظلمی دست زنیم و بی مجازات بمانیم.
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 8:25 شماره پست: 299
صدا و سیما به طور واضح تمام توانش را گذاشت تا برنامه مناظره ها بین کاندیداهای ریاست جمهوری در یک فضای مساوی بین چند فرد تعیین شده توسط شورای نگهبان به عدالت به انجام برسد و آنان بتوانند در یک فضای مساوی خود را به مردم شریف ایران ارایه نمایند. آقای مرتضی حیدری (مجری این برنامه) را می توان سمبل عدالت گستری مسولین صدا و سیما در این برنامه دانست که در این چندین ساعت مناظرات کار خود را به خوبی و به نحو احسن انجام داد. خدا را شکر که عدالت در این چند ساعت و حداقل در این برنامه، نسبتا به خوبی جاری شد هر چند صدا و سیما به این چند ساعت محدود نمی شود و هر روز صدها ساعت برنامه از شبکه های مختلف آن پخش می شود ولی این تمرین و نمونه خوبی برای رعایت بی طرفی بین حاضرین و عدالت در زمان در اختیار گذاشتن این تریبون ملی بود.
خدا کند روزی برسد که بهره مندی از این تریبون ملی و دیگر تریبون های ملی کشور همچون امامت جمعه ها و... به عدالت بین همه رهبران سلایق مختلف کشور تقسیم شود و همه به نسبت طرفداران شان در بین مردم، در این تریبون ها سهیم باشند و البته هم همین عدالت خواهد بود که زیبنده مومنان و نظام برخاسته از ایمان است. خدا کند همین سیستم به کل صدا و سیما تسری یابد و این تریبون ملی در اختیار همه سلایق از مردم برخاسته و جناح های مختلف کشور به عدالت قرار گیرد.
اگر این جمع هشت نفره را سمبل همه سلایق ملی در نظر بگیریم (که البته نیستند و بسیاری در این جمع غایبند) جناب آقای ضرغامی (ریاست محترم صدا و سیما) به عنوان مقسم و برنامه ریز اصلی تخصیص فرصت ها باید آمار دهد که مثلا در طول سال گذشته این هشت نفر (یا حامیانشان) چه سهمی از برنامه های صدا و سیما را داشته اند. چهره و سخن آنان به چه نسبتی از این تریبون ملی به مردم عرضه شده است؟!!! برخورداران از این امکان ملی چه افرادی بودند و نابرخورداران چه کسانی هستند.
به قول بعضی ها این چهره سازی های صدا و سیما است که افراد را "رجال" و سپس آنها را "ملی" می کند. مثلا آقای احمدی نژاد (رییس جمهور کشورمان) تا قبل از این برای مردم بسیار ناشناخته بود تا این که با تصدی شهرداری تهران و تمرکز دوربین ها روی چهره اش تبدیل به رجل ملی و مذهبی و سیاسی شد تا از سد فیلتر شورای نگهبان به راحتی عبور کند و به عنوان رجل سیاسی در مقابل استوانه های انقلاب همچون آقای هاشمی رفسنجانی قرار گیرد و هم اینک نیز آقای جلیلی عینا همین پروسه را گذرانده و به "رجل" تبدیل شده و از فیلتر شورای شورای نگهبان به راحتی عبور کرده و در عرصه رقابت قرار گرفته است و باید بگویم این هنر دوربین صدا و سیما است که این چنین معجزه می کند و رجل می سازد.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 20:23 شماره پست: 296
بعثت روزنه ای است به ملکوت، عالمی که فهم و یا حتی تصور آن ذکر است و دل انسان را جلا و آرامش می دهد. معرفت و اتصال به عالمی است که خداوند در آن حضوری محسوس تر به احساس انسان دارد و انگار آسمان و زمین در این عالم به هم نزدیکتر شده و می خواهند به هم تنه زنند. عالم ماده و معنی را شاید وحدت محال باشد و اگر چنین آشتیی میسر بود، دیگر مرگی را علت وجودی نبود تا واسطه وصلی شود. ولی در واقعه مبعث، نبی مهر (ص) در عین برخورداری از جنبه مادی و جسمانی خود، به عالم معنی وصل شد و این شروعی برای وصلی ماندگار برای او (ص) بود که به نمایندگی از بشر غرق در جهالت و طغیان، باید طلایه دار نور و هدایت گردد، اما چنان فشاری در لحظه وصل تجربه کرد که تحملش، جسم مادی او (ص) را فرسود و حد بالای وصل چنان او را در تحیر فرو برد که بلافاصله خانه خدیجه کبری (س) را تنها مامن امن خود در این دنیا یافت و گلیم بر بدن پیچید و لحاف گیر شد و اگر فرمان "یا ایها المدثر" او را خطاب نمی آمد شاید از شدت فرسایش و تحیر، در شوک این وصل باقی می ماند.
وصل و حضور در عالم "معنی" گرچه غایت هر عارف زنده دلی است، لیکن چون میان دو دنیای متضاد و متفاوت "معنی" و "ماده" اتفاق می افتد، برای جسم مادی بشر رنج آلود و سخت می نماید. لحظه مرگ خود نمونه ای از لحظه وصل است، که در سختی آن روایات بسیاری روایت می شود و ترس از این لحظه، پدیده ایی نسبتا همه گیر در بین بشر شده است؛ و این فرزند قوی بنیه بادیه (ص) چون از جنس بشر است، درگیری بیست و سه ساله اش با چنین اتصالی کافی بود، تا تنش را چنان بفرساید که در عصر عمر های بلند، در میان سالی روح لطیف و شریفش را آسمان ها و تن رنجورش را خاک مدینه النبی (ص) از ما برباید و ملت و اهلش را در گردباد دنیاییان رها کرده و به ملکوت اعلی منتقل و وصلی دایمی را تجربه کند.
محمد (ص) تن به بعثت و وصل آن فرسود تا بشر مجبور به تجربه های گران و توان فرسا برای یافتن راه مناسب خود نشود. او (ص) به این رنج، گنج بی پایانی از جانب خداوند به زمینیان هدیه نمود که راه گشای راه سختی باشد که در سیر تکامل خود به سوی سعادت به شدید نیازمندش است. این نمونه کامل ایثار است که او (ص) تن به رنجی بزرگ داد تا از رنج بشر در مسیر تکاملش بکاهد. بعثت چراغی است که تابیدن را قبله تغییر داد و "غار حرا" شد سرچشمه نوری که تا ابد خواهد درخشید. درخشیدن این کوه را خدا تضمین کرد. جبل النور دیگر چون طور سیناها نیست که کلید داران معابد مقدس آن را تغییر ماهیت دهند، این یک درخشش ابدی و تضمین شده توسط دستی است که بالاتر از همه دست هاست. دست های خبیث گرچه از شمار خارجند و شاید بزرگ نیز بنمایند لیکن دستی بر کوه نور سایه انداخته که سحر ساحران دنیا دوست را بی اعتبار خواهد کرد؛ تا ثمره ایثار محمد (ص) ابدی شده و روشنای زلال بعثت را کدورت افکار کدر، نزداید.
شاید تاریخ محمد های بسیاری را به خود دیده باشد، که ما از آن ها بی خبریم؛ ولی امین قریشیان (ص) با نور مبعث، ماندگاری خود را آغاز کرد. او زنجیر جهالت را با زلالی از نور از پای در لجن افتاده بشر باز کرد. تن بفرسود و جان بخشید. بردگان را منجی، معرفت را چراغی پر ز نور، مهر را آغازی دوباره، جهالت را پایانی ابدی، عزت را مصداقی دوباره، بت های دنیا را شکستنی همیشگی، اخلاق را نمونه ای بی بدیل، پایانی بر سر درگمی فیلسوفان، علم را عزتی شگرف، تفکر را مقامی بالا، آزادی را اکمال، عبادت را تعریفی دگر، خدا را از همه نزدیک تر، جهان را برای زندگی مهیا تر، زندگی را هدفی والاتر و انسان را در منصبی لایق قرار داد.
تهران – صبح جمعه مورخ 17/3/1392 مصادف با ششم جون 2013 میلادی.
چند پیام کوتاه دریافتی به مناسبت عید مبعث :
گویی که ز سخره ها صدا می آید - آوای خوش خدا خدا می آید - ای خسته دلان منتظر گوش کنید - آوای محمد (ص) از حرا می آید
عید مبعث عید شکوفایی برترین گل خلقت بر شما مبارک باد.
سلام بر مبعث که انفجار نور و ظهور همه ارزش ها در صحنه حیات بشر بود.
امشب همه نیلوفران مشتاق روی دلبرند – جمع شقایق ها همه مست می پیغمبرند – امشب تمام قدسیان مهمان بزم سرمدند – جمع ملائک تا سحر مشغول ذکر احمدند.
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 7:24 شماره پست: 295
این روزها به نیمه خرداد نزدیک می شویم، خردادی که صاحب خرداد (ره) و بالطبع یاران خردادی اش انتظار فرج (عج) از نیمه ی آن می کشند. خرداد عظیمی که مناسبت هایش همه به خمینی کبیر (ره) و فرزندان و یاران واقعی اش تعلق داشته و محکم و تنگاتنگ با خورشید (ره) گره خورده اند. چه رمز آلوده خردادی است که سراینده حماسه های شگرف آن (ره)، به نیمه خرداد، ما را به سوگ خود نشاند، و باز وعده ی فرج به نیمه آن داد و خود در عین حال آن را عزای عمومی، تا ابد اعلام کرد.
حال ما مانده ایم که در نیمه خرداد به سوگش (ره) نشینیم و یا به فرجی که مراد خردادی ها (ره) از نیمه خرداد می کشد و تحقق احتمالیش در این ماه، به جشن نشینیم. شاید خورشید خرداد ما (ره) فضایی غیر از سوگ و یا جشن را برای یارانش در نظر داشته است، چون سوگ و جشن هر دو در احساس غرق شدن است و خردادی ها را حضور در فضای احساسی زیبنده نیست و فضایی عقل آلود با چاشنی از احساس و رحمت است که می سزد ما را. حال با محور قرار دادن عقل، با چاشنی از احساس باید گفت که انقلاب اسلامی ایران را رهبریِ هوشمند و حکیمانه امامی (ره) رقم زد که حکمت در برابرش زانو زد و حکیم را شان او ِسزد. تقوا بدو معنی می یابد و سیره مصطفوی (ص) و علوی (ع) بدو تمثیل می یابد. او که همراهی ملت بزرگ ایران را با خود داشت تا انقلابی از هر حیث کم نظیر و شاید هم بی نظیر را به ثمر رساند. به همین دلیل است که اهمیت این نهضت بزرگ و طولانی که به "جمهوری اسلامی" منتهی شد، بر هیچ دلسوزی، که ذره ای نسبت به اسلام و حتی کشور احساس نگرانی داشته باشد، پوشیده نیست. این انقلاب دیگر همچون سلسله های گذشته نیست که آمدند و رفتند و آب از آب تکان نخورد، محمد شاه قاجاری رفت و رضا شاه پهلوی ایی آمد، این تنها تغییر سلسله از خاندانی به خاندانی دیگر بود که تغییرش کمترین اهمیت را برای اسلام داشت. با این جابجایی ها تنها "ته" سلسله ای می رود و "سر" سلسله ای از خاندانی دیگر می آید.
جمهوری اسلامی ایران و انقلابی که این سیستم نو را با خود به ارمغان آورد، از روند گذشته سلسله ها و جابجایی آنها جداست و آن را نباید همچون سلسله ای از سلسله های گذشته در نظر گرفت و یا به شیوه آنان عمل کرد، و یا آن را به صورت سلسله ای از خویشاوندان حاکم تبدیل و استحاله نمود. این انقلاب به منبعی ماندگار همچون اسلام متصل شده و جان هایی پاک نثارش شده و خون هایی ذی قیمت از خاصانی پاک به پایش ریخته شده است. لذا این انقلاب و کشور متعلق به ایرانیان و اسلامیان است نه ما، و نه هیچ سلسله ای از خاندان ها، که بخواهد آن را در انحصار خود در آورند. این انقلاب و برون داد آن که "جمهوری اسلامی ایران" به هیچ خاندانی تعلق ندارد که آن را از آن خود کند و بر آن حکم براند و تنها به مصالح خود و رهپویانش فکر کند. راهبر این قافله در مکانیزمی قانونی و روشن در فرایند کاملا واقعی و با ویژه گی های خاص از بین مردم تعیین می گردد، که اگر او بر ملزومات آن مقید نباشد، شرعا و اتوماتیک وار و بی هیچ مقدمه ای خلع شده تلقی و عرفا و قانونا توسط نمایندگانش از قدرت باید خلع می گردد، به همین سادگی.
البته در قرن بیست و یکم زهی خیال باطل خواهد بود که فردی سیستم سلسله خاندانی را برای حکم راندن بر ملتی مد نظر خود قرار دهد و در این مسیر حرکت نماید زیرا در این صورت نه مردم شریف ایران او را بر خواهند تافت و نه دشمنان مردم ایران او مجال خواهند داد. شاهد این سوال پیش آید که این همه سلسله های خاندانی شیوخ منطقه خلیج فارس چیست ما هم یکی در کنار آنها. ولی باید گفت که اگرچه آنان بر دنیایی از ثروت های باد آورده و جهالت عشیره ای-عربی استوارند و استوار می نمایند، ولی کمتر آگاه سیاسی وجود دارد که آینده روشنی برای آنان پیش بینی کند چه رسد به ایران که نهضت های آزادی خواهانه آن در صدر و ستون اول نهضت های آسیایی قرار دارد.
لذا به نظر نمی رسد که عقلایی در بین سیاسیون ما به این سمت فکر کنند که نظامی خاندانی را در قالب ج.ا.ایران تشکیل دهند، و اگر خدای ناکرده هم فردی وجود داشته باشد که بدین سمت، سو نظر داشته باشد نیز از هم اکنون سرنوشتی معلوم برای خود، خاندان و این انقلاب خون تدارک دیده و در نتیجه خیانتی بزرگ را به این ملت و نهضت شکوهمند اسلامی اش در سر دارد که نا بخشودنی خواهد بود و لعنتی ابدی را برای خود و خاندانش و ره پویانش به ارمغان خواهد آورد.
اما خطر و نقصانی که بالفعل است و به نظر این حقیر اکنون نظام جمهوری اسلامی ما را تهدید می کند، سلطه جناحی بر اوضاع کشور است. امروز ما در یک تضاد فرو افتاده ایم در حالی که جمهوری بودن اولین رکن از دو رکن اصلی ساختار جمهوری اسلامی است، اما این جمهوریت از ملزومات خود بی بهره است. یکی از ملزومات اساسی و شناخته شده سیستم های سیاسی از نوع جمهوری های واقعی در جهان، وجود موثر و قوی احزاب سیاسی و فعال در کنار آزادی بیان (رکن چهارم مردم سالاری) در صحنه سیاسی کشور است که ما هم اکنون از آن بهره ای ناچیز داریم. اکنون کشور و مردم ما از وجود ابزاری ضروری همچون احزابی که باید مدام مشق سیاسی کرده و عصاره کار و تجربه سیاسی خود را در صحنه رهبری ملت خود به سوی سعادت و پیشرفت به کار برند و به نمایندگی از آنان حقوق شان را مدام طلب کرده و پیگیری نمایند، بی بهره اند.
خلا وجود احزاب متشکل و دایم در صحنه کشور را "افراد" و جناح های وابسته به آنان پر کرده اند. جناح هایی بی شناسنامه، بی اساس نامه، بی مرام نامه و نا مشخص در مشی و رهبری، به رهبری "افراد"ی که اهداف شان تنها در گوشه های مخفی اذهان خودشان نهفته است و به صورت اعلام نشده ای صحنه کشور را به سمتی مقصدی خواهند برد، که تنها خودشان می دانند، کجاست. این ها، جایگزین سیستم احزاب شده اند که بر آن رهبری جمعی و سلسله مراتبی حاکم است و قدرت هم از بالا به پایین و هم از پایین به بالا جریان دو طرفه دارد. احزابی که باید بر اساس شناسنامه، مرامنامه و مشی و رهبری مشخص با اهداف اعلام شده ای حرکت کنند تا بدنه را به همراه خود داشته باشند. اما در سیستم جناحی فضایی کاملا غیر دمکراتیک و بر اساس منفعت شکل گرفته که روند قدرت تنها از بالا به پایین حکم می کند و روند تنها از بالا به پایین دیکته می شود. ولی در سیستم حزبی اگرچه فرامین از بالا می آید ولی این فرامین ناشی از یک تعقل جمعی است که از هسته های حزبی در روستاها شکل گرفته و در طی مسیر خود و به تصمیمات در شورای رهبری مرکزی شکل و راهبرد می دهد. این یک فضایی کاملا دمکراتیک و همچون یک نمونه ی کوچک جمهوری به بنیان سازی و تصمیم سازی دایم مشغول است و وقتی برنامه و نماینده اش توسط مردم انتخاب شد و قدرت را در دست می گیرد، تمامی تمرینات داخلی و خارجی حکومت داری را در یک فرایند واقعی حزبی به انجام رسانده و تمرین نموده و با آمادگی کامل و با کادری مجرب وارد صحنه اجرایی کشور می شود.
فضای بی حزبی و جناحی فضایی فتنه آلود و مبهم ایجاد می کند که صحنه گردان آن نیز تنها به تولید بادهای موسمی سیاسی مشغولند که تنها در فضاهای خلا بی حزبی توان جولان دادن دارند و بی رقیب می توانند زنده بمانند. فضای جناحی تنها وظیفه ای که دارد این که صحنه را برای تصمیمات پس پرده سرکرده خود که واقعا مجهول الهدف است، آماده می کنند. این یکی از خطرهای مهمی است که انقلاب اسلامی را اکنون تهدید می کند. اگر ظرفیت های قانون اساسی کشور در رابطه با تشکیل احزاب و گروه های صنفی و سیاسی و حرفه ای همچنان مغفول بماند و بحث احزاب و تکثر حزبی همچنان مورد بی عنایتی و قرار گیرد و صحنه سیاسی کشور همچنان بی متولی (احزاب پایدار، شناسنامه دار و ثابت) بماند، صحنه در واقع به باند های قدرت واگذار می شود، که در نبرد دائم برای ماندن یا تسخیر قدرت خواهند بود و این عمل سرمایه های انقلاب که همین افراد هستند را به دست انقلابیون و در فضایی فتنه آلوده نابود خواهد کرد و سیاست حذف رقیب به فتنه ای جاری تبدیل شده و پی در پی به حذف یکدیگر همت خواهند گمارد. سیاست حذف حداکثری برای باز کردن صحنه برای افراد قدرتمند خاص، صحنه را از دیگر انقلابیون خالی خواهد نمود.
صحنه گردانان قدرت دایره هایی کوچکی رسم خواهند نمود که در این دوایر تنگ تنها اقل افرادی جای خواهند گرفت که خود نمی دانند به کجا می روند و اگر هم بدانند، دیگر جمهوریتی نخواهد بود و این همان دیکتاتوری است که با نفس انقلاب و اسلام و انقلابی گری و اسلامی بودن مغایر است.
لذا با چشم انداز ترسیم شده خطر استحاله نهضت خمینی کبیر (ره) و مردم شریف ایران که در قانون اساسی کشور که عصاره حداقل چند دهه مبارزه است، کاملا از این ناحیه متصور و محتمل خواهد بود. در چنین فضایی انقلاب، قانون، اسلام و... به دستاویزی بدل خواهد شد تا "افراد" اهداف اعلام ناشده و نا معلوم خود را دنبال نماند. و لذاست که دلسوزان این نظام از خون برخاسته، باید کشور را به سمتی ببرند که تضمین کننده ادامه راه بر اساس اصولی باشد که بر آن نهاده شده است و انحرافاتی از این قبیل که به بی راهه رفتن است، را بی اثر نمایند.
به عنوان نمونه سیستم انتخاباتی کشور نباید صحنه ای مهندسی شده را رقم زند که تنها نمایندگان برخی "افراد" (و جناح رهروشان) به مردم عرضه شوند که مردم دل در گرو انقلاب نهاده که به لحاظ حفظ انقلاب مجبور به حضور در انتخاباتند با نماینده واقعی و در شان خود مواجهه نشوند و با محدود نمایندگان "افراد" مواجه شده و انتخاب نمایند. انقلابیون مجبور به حضورند زیرا اگر حضور نیابند که دشمن شاد خواهد شد و اگر حضور یابند که آب در آسیاب "افراد" خواهند ریخت. و آنان به مثال آن حادثه ای که امام علی (ع) باید بین دو زن مدعی کودکی قضاوت می کرد و ایشان (ع) به نصف کردن کودک رای داد و اینجا تنها مادر واقعی بود که حاضر به نصف کردن بچه نشد و در مقابل از حقوق خود صرف نظر کرد. برخی از انقلابیون که به این وضع آکاهند هم همچون مادر واقعی آن کودک تنها برای حفظ این انقلاب از حقوق خود در مقابل این "افراد" صرف نظر می کنند و البته همین افراد بدون یا با این معرفت بعد از حضور مردم در صحنه هر انتخابات آن را تایید خود و یا حق بودن راه تعبیر نموده که البته با این توصیفات این یک تحلیل باطل خواهد بود چرا که ملت تنها به واسطه مصلحت کشور و در مقابل دشمن خارجی است که به این وضع اسفبار رضایت می دهند.
لذا تا دیر نشده و غول خطر داخلی و خارجی این انقلاب و کشور را نبلعیده است باید کسانی که مسولیت دارند و دیگرانی که موثرند و مردم شریف ایران دست به دست هم داده و کار را در مسیر عقلانی خود بازگشت دهند. با تشکیل احزاب این "افراد" که اکثرا نیز حضورشان در صحنه کشور لازم است در ذیل تشکل های حزبی شناسنامه دار با اهداف مشخص سازماندهی خواهند شد و به نمایندگی از اقشاری که ممکن است دل به آنان سپره باشند ایفای نقش خواهند کرد. اما نه به صورت باند های مخفی و نیمه مخفی مجهول که نه معلوم است چه می کنند و نه معلوم است از کجا می آورند و نه معلوم است کشور و ملت را به کجا می برند و... بلکه به صورت روشن و مسولیت پذیر.
دلنوشته ای از حضرت روح الله (ره) :
از غم دوست، در این میکده فریاد کشم
داد رس نیست کـه در هجر رخش داد کشم
داد و بیداد که در محفل ما رندى نیست
که برش شکوه بــرم، داد ز بیداد کشم
شادیم داد، غمم داد و جفا داد و وفا
با صفا منّت آن را کـه به من داد، کشم
عاشقم، عاشق روى تو، نه چیز دگرى
بار هجران و وصالت به دل شاد، کشم
در غمت اى گل وحشىِ من، اى خسرو من
جـور مجنون ببرم، تیشه فرهاد کشم
مُردم از زندگىِ بى تو که با من هستى
طرفه سرّى است که باید برِ استاد کشم
سالها مى گذرد، حادثه ها مى آید
انتظار فرج از نیمه خرداد کشم
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 8:28 شماره پست:
"... وقتی اطلاعات زندگی این خانم را دیدم پیش خودم و خدای خودم شرمنده شدم، ما ماندیم و این عزیزان با این افتخار شهید شدند، خداوند دست ما را هم بگیرد و دست ما از دامان شهدا کوتاه نشود. با سلام و دورود بر محمد (ص)- پیام آور آزادی از نفس، سلام بر مهدی (عج)، سلام بر شهیدان راه آزادی خصوصا شهدای راه آزادی فلسطین و قدس شریف. دورود بر بانوی مبارز فلسطینی ام الشهدا ، خانم ام الفرحات. مادر سه شهید و یک آزاده. سلام بر همه مبارزان راه آزادی فلسطین و سلام بر آنان که دغدغه فلسطین دارند و سلام بر شما که در این محفل به پاس زنی از جنس اسلام و مقاومت جمع شده اید. ام فرحات زنی که خود مجسمه تقوای الهی و تلاش برای رضای خداوند در عصر امروز بود. او در هیاهوی دورغین آزادی زن، ترسیم صحیحی از معنای زندگی و انسانیت داد. او وجه همت خود را تربیت نسلی قرار داد که در پی کسب عزت فلسطین پای نهاد. ام فرحات داستان ابراهیم (ع) و اسماعیل (ع) را در عصر حاضر روایتی تازه کرد. مرحبا ، ام فرحات می دانست که جانش و سراپای وجودش به عشق آزادی فلسطین و قدس شریف شعله ور است. او خواستار آن بود که همه برای آزادی فلسطین و قدس شریف مبارزه کنند. مرحله که به زعم او بسیار نزدیک است و این وعده الهی است که الیس به صبح و به غریب."
مورخ 24/2/1392 در سالن حنانه دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران مراسمی به پاس داشت چهلمین روز درگشت مریم ام فرحات، نمونه ای از مادران مقاوم فلسطین برگزار شده و از آنجا که موضوع قدس شریف و فلسطین از ابتکارت خمینی کبیر (ره) بود، در مجلس "مریم هزار مسیح" ، سرکار خانم زهرا مصطفوی فرزند فاضل خمینی کبیر (ره) حاضر شدند، در حالی که حتی نتوانست به علت صدمات بیماری و عمل قلب سخنرانی خود را به پایان برد. او که دو ماهی به همین علت بستری بوده است، از بازماندگان خاندانی شریف است که این روزها تنها می توان بوی خمینی (ره) را از قلیل بازماندگان این بیت شریف استشمام کرد. مردان و زنانی به تعداد کم، ولی به بزرگی با عظمت.
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 8:25 شماره پست: 293









