The Latest
حسین بن علی (ع) حماسه ای آفرید که تاریخ ساز شد. جنگ های زیادی در این جهان به وجود آمده است که جنایات زیادی در خلال این جنگ ها آفریده شده است که دلخراش و قلب انسان را به درد می آورد ولی حماسه عاشورای سال ۶۱ هجری مشخصاتی دارد که آن را منحصر به فرد می کند و در دیگر جنایات جنگی شاید دیده نشده که همچون عاشورا بتواند به زلالی آب و پاکی نور خورشید از لابه لای تاریخ بشر بدرخشد. انسان از شور حسینی (ع) در این ایام به وجد می آید که چگونه انسان های بی شماری یا به تمنای خواسته ای و یا از زلال روحی پاک از این دریای خروشان بهره می برند.
او (ع) نیز همچون خداوند که در قرآن انسان ها و مومنین را خطاب مخصوص می فرمود٬ همه ما را و شامیان را و کوفیان را سران قبایل را٬ بزرگان دین را٬ لشکریان را٬ بزرگ ارتش و سپاه داران را و... را مورد خطاب خاص قرار داد تا بدانیم و از خود بپرسیم که چه می کنیم. عاشورا ایمان عملی و نشان دادن عملی چگونه مومن بودن و به خلق خدا دلسوز بودن است. حسین (ع) تمام دغدغه اش هدایت طرف مقابلش بود و در این راه از هیچ کاری فروگذار نبود. او آمده بود تا در مصافی بزرگ تمام تلاش و سعی خود را بکند و هر آنچه در چنته دارد را روی دایره کربلا بریزد شاید امت جدش (ص) را از انحرافی که در دین ایجاد شده بود آگاه نماید و همین کار را کرد و در بعد از ظهر عاشورا دیگر حسین (ع) چیزی برای بر دایره ریختن نداشت و همه چیزش را باخته بود تا بردی بزرگ را در پیشگاه خدا و خلق خدا رقم بزند و زد و ماندگار شد و شد آنچه لایق اش بود و همچون نفس مطمئنه ایی ارجعی الی ربک راضیه مرضیه داشت و چه زیبا بود این نقشی که او بر قالی اسلام زد که تار و پودش را ایمان ٬ اخلاص ٬ ایثار ٬ شهادت ٬ رحم و شفقت٬ دلسوزی٬ شجاعت و... تشکیل می داد.
خدایا تو را به خون های ریخته شده تاریخ بشریت که مظلومانه و به ناحق بر زمین ریخته شده است قسم که ما را هم مشمول رحمت خود فرمایی که به غیر از تو امیدی نیست و فریاد رسی نشاید.
+ نوشته شده در دوشنبه ششم آذر ۱۳۹۱ ساعت 13:48 شماره پست: 208
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۱ ساعت 9:45 شماره پست: 206
اس ام اس جالبی از دوستی برایم رسید که تکان دهنده و مملو از معرفت است و هوشیار می کند و از خواب می پراند انسان را و رسوا می کند آنان را که این روز را به وسیله ای برای غفلت بندگان خدا و کسب منافع اشان تبدیل کرده اند و به خماری می برند با شور و از شعور فارغ می کنند انسان ها را و دست آخر این که هر چه می کشم از دوست می کشم.
"عاشورا روز بالیدن است نه نالیدن
بساطش آموزه است نه موزه
تمرین خوب نگریستن است نه خوب گریستن
نماد شعور مذهب است نه شور مذهب
منتظران مهدی به هوش باشید که حسین را منتظرانش کشتند."
اس ام اس جالب دیگر این که :
امام حسین کشتی نجات است و پیام عاشورا رهایی و مبارزه با خرافه گرایی ٫ ریا ٫ عوام فریبی ٫ دروغ ٫... و احیا دین رسول خاتم است.
اس ام اس جالب دیگری این که :
پرسیدم از هلال ماه که چرا قامتت خم است ؟!! آهی کشید و ماه محرم است گفتم چیست محرم ؟ به ناله گفت ماه عزای اشرف اولاد آدم است.
اس ام اس دیگر این که :
وقتی غدیر فراموش شود محرم به پا می شود و محرم عزای نادیده گرفتن غدیر است و چه کوتاه است فاصله بالا رفتن دست علی در ظهر غدیر تا بالا رفتن سر حسین در ظهر عاشورا. {jcomments on}
گاهی افرادی مرگ را کریه ترین چهره زندگی و پایانی دهشت انگیز بر آن می دانند و از وقوعش وحشت دارند و البته بسیاری از ما در این نگاه یکسانیم ولی وقتی مقداری معرفت و شناخت انسان افرایش می یابد و با دیدی عمیق تر به پدیده ها نظر می اندازد به جایی می رسد که برای او دیگر مرگ هم به سان زیبایی گلی در زندگیست و این پدیده وحشتناک و دهشت انگیز و... به آرزویی تبدیل می شود که به سعادتی ختم می گردد و یا به خلاصی و یا وصالی.
به عنوان مثال این روزها پاییز مقدمه مرگ (البته موقت) طبیعت است و قاعدتا باید عزا گرفت چون زمستانی در پس آن است ولی چون نیک بنگری پاییز هم اگرچه طلیعه دار سمبلیک زمستانی سرد و خشن است ولی باز بسیار زیباست پس چون مقدمه زیبایی است در نتیجه خود هم زیبا خواهد بود. شاهد مثال آن در ادبیات فارسی ببنیم که پاییز با چه زیبایی هایی تصویر شده است و این همان نگاه دیگر است به پدیده ها.
باید گفت همان گونه که در کلام خداوند هم آمده است ممکن است شما چیزی را خوش داشته باشید ولی به صلاح شما نباشد و چه بسا از چیزی کراهت داشته باشید و آن به سود شما باشد.
وعسی ان تکرهو ا شیئا و هو خیر لکم و عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم و الله یعلم و انتم لا تعلمون . ( سوره بقره – آیه 216 ) که چه بسیار چیزهایی را که شما کراهت دارید و خیر شما در اوست و چه بسیار چیزهایی را که دوست دارید و شر شما در آن است و خداوند است که می داند وشما نمی دانید .
پس اگر چه این خود ماییم که برای خود هر چیز را رقم می زنیم ولی باید گفت که هر چه خداوند تقدیر نماید خیر است زیرا که او همچون بندگانش نیستت. نه بد کسی را می خواهد و نه در حق بنده ی خود بخل می ورزد پس خداوندا تقدیر نما هر آنچه به آن رضایت داری ولی بر ما سخت مگیر که امتحان را خوب نخواهیم گذراند و این نتیجه قبل از امتحان برایمان روشن است و...
سعدی (ره) می فرماید :
گــر بنــوازی به لــطف ور بــگــدازی بـــه قهـــر
حکــم تــو بــر مــن روان زجــر تو بر من رواست
راستی پاییز چه زیباست
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱ ساعت 11:47 شماره پست: 196
در سال ۱۳۵۹ در چنین روزهایی التهاب شروع جنگی را داشتیم که معلوم نبود چقدر ادامه می یابد و یا در شرایط آنروز و بعد از پیروزی انقلاب و به هم ریختگی کشور و... چه نتایجی را به دنبال خواهد داشت ولی آنچه مسلم بود این بود که این نبردی اجتناب ناپذیر و حمله ای است که از سوی یک دیوانه زنجیری به اسم "صدام حسین" برنامه ریزی شده بود و دیگر نه گریزی از آن بود و نه می توانستیم به راحتی با آن مقابله کنیم این جنگ خسارت بار که ایران و عراق را به ویرانه ای جنگ زده تبدیل کرد زور آزمایی نابرابری بود که هشت سال تمام طول کشید و تنها با مالیدن پوزه حزب بعث به خاک بود که به پایان رسید و دیوانه ای مثل صدام مجبور به پذیرش پایان آن شد. این جنگ خسارت بار برای ما دفاع مقدس مردمی بود که در شرایط نا متوازن بعد از انقلاب مجبور شد روزگار بعد از پیروزی انقلاب خود را با جنگ آغاز نماید تا فرصتی برای چشیدن شهد پیروزی انقلاب خود را نداشته باشد. آنان نتوانستند فرصت و توان خود را برای به اجرا در آوردن شعار های انقلاب خود را به دست آورند و صحنه مهر و عطوفت بعد از پیروزی انقلاب به صحنه های دلخراش جنگ و خون و شهادت تبدیل شد تا بسیاری از فرزندان برومند این ملت که بعد از پیروزی انقلاب باید به سروسامان دادن کشور توان بگذارند به عرصه ای ناچار وارد شوند که کشتن و کشته شدن آن خسارت بود آن طرف مردم شیعه و برادر عراق و این طرف هم که معلوم است نیروهایی که باید مکمل همدیگر باشند امروز در مقابل هم قرار داده شده بودند تا همدیگر را خنثی کنند و سودش به جیب وهابیت و یا مزدوران اماراتی برود که ثروت بیندوزند و در کنار ویرانه های عراق و ایران کاخ هاو برج های خود را بسازند. این بود که البته این جنگ تحمیلی که از نعم خداوند بود خسارت هایی را داشت که جبران آن الحق و و الانصاف دامن این ملت را تا قرن ها رها نخواهد کرد. یکی از خسارت های این جنگ بزرگ شدن اندام نظامی کشورمان بود که بودجه هنگفتی از کشور را سال های سال خواهد بلعید. اگرچه سیستم نظامی کشور به اندازه کافی در زمان رژیم گذشته فربه شده بود لیکن اقتضائات جنگ تحمیلی باعث شد تا یک ارتش کشور به دو ارتش تبدیل شود و همه می دانند که داشتن و اداره چنین سیستم نظامی عریض و طویلی چه هزینه هایی را برای ملت ایران داشته و خواهد داشت. شاید یکی از دلایل غرب و شرق برای تحمیل این جنگ به ما بردن کشور به سوی نظامی گری بود تا انقلاب کلام و انقلاب اسلامی ما را به سمت نظامی شدن پیش ببرند و نیروهای سیاسی فرهنگی و اجتماعی و علمی و اقتصادی این کشور را مستهلک نمایند و یا به سمت جنگ هدایت نمایند و البته ما هم به صورت اجتناب ناپذیری به این دام هم افتادیم و آنان در این هدف موفق هم شدند. دومین خسارت آن حاکم شدن فضای جنگ و نظامی گری در فرهنگ سیاسی و اجتماعی و اقتصادی این کشور بود تا جایی که امروز هم بعد از سال ها که از پایان این جنگ می گذرد اقتصادی ترین فرد کشور و رییس کل بانک مرکزی جناب آقای بهمنی وقتی برای کنترل بازار ارز و سکه (که ملتهب شده است) می خواهد راهکار بدهد از "بمباران بارزار ارز وسکه" سخن می گوید او کسی است که باید اقتصادی حرف بزند ولی می بینیم که کاملا نظامی حرف می زند و خسارت حاکم شدن تفکر جنگی بر اقتصاد همه می دانند که چقدر خسارت بار و غیر نرمال خواهد بود این فضا در موضوعات فرهنگی هم دیده می شود و هم چنین در عرصه علم و... این ها خسارت هایی است که تحمیل کنندگان این جنگ بر کشور ما تحمیل کردند و حالا حالاها باید خسارت آن را داد. اگر چه نعمت های جنگ تحمیلی را نمی توان نادیده گرفت که امام خمینی (ره) با راهبری های داعیانه خود بسیاری از خسارت ها را به فرصت تبدیل کرد ولی خسارت جنگ در حدی بالاست که فقط زمان است که می تواند به زدایش و از بین بردن آن می تواند اقدام نماید و کار فرد و یک نسل نیست که تمامی آن را از صحنه کشور بزداید.
خلاصه جنگی که دیوانه زنجیری و رهبر مغرور عرب آغاز کرد باعث شد که کشور ما توان خود را به سمت دفع تجاوز معطوف دارد و الحق و انصاف که با مدیریت آن موقع کشور این جنگ طوری مدیریت شد که کمترین اثر را روی زندگی مردم داشته باشد و شرایط مردم در آن شرایط خیلی خوب در بالاترین وضعیت ممکن حفظ شد به طوری که برخی از مردم حتی کمتر حس می کردند که در گوشه غرب و جنوب کشور در حال نبرد جدی با غول غرب و شرق هستیم و البته برخی هم بسیار در این مهلکه دخیل بودند و از جان و مال دریغ نکردند و تمام بار جنگ را بر دوش های مبارک خود کشیدند و نگذاشتند جدا شدن خاک ایران دوباره اتفاق افتد کاری که در مورد جدایی "هرات" و الحاق آن به افغانستان و جدایی "بحرین" و جدایی منطقه "قفقاز" به راحتی قبلا اتفاق افتاده بود و شاید اگر امام (ره) و ارتش مجهز کشور (که از رژیم گذشته به جای مانده بود و علیرغم خسارت های ناشی از انقلاب همچنان باز دارنده دشمن و بود) و نهایتا اگر مردم حضور قوی نمی داشتند جدایی دیگری را ایران ما تجربه می کرد که سر افکندگی آن در تاریخ انقلاب می ماند و جبران ناپذیر ولی خدا نخواست و شرایط دفاع از کشور با همه کاستی ها و بی تجربه گی ها و... فراهم شد و امروز ما می توانیم با غرور مدعی شویم که نسل ما نگذاشت وجبی از خاک کشور از دست برود هر چند هزینه های گزافی پرداخته شد ولی می ارزید و متجاوزان آینده باید بدانند ممکن است پوزه آنان نیز به خاک مالیده شود و این جنگ مقدس هشت ساله کشور را تا سال ها از حیث تجاوز بیمه کرد و اگر راهبران کشور - کشور را به شرایط ضعف نبرند حالا حالاها فردی جرات حمله مجدد به کشورمان را نخواهد داشت انشا الله
در این جا باید این حماسه بزرگ ملی را به تمام حماسه سازان با اخلاص این نبرد هشت ساله در ارتش و سپاه و بسیج مردمی تبریک گفت و به روح تمامی جانباختگان این نبرد مقدس دفاع از میهن دورود فرستاد و از خداوند منان خواست که روح آنان را با روح شهدای اسلام محشور نماید. خداوند طلایه دار این حرکت عظیم دفاعی و روح خدا حضرت امام خمینی (ره) را با انبیا و صالحان مصلحان جهان محشور نماید و از نعمات خداوندی متنعم گرداند که با اخلاص تمام و بدون غرور و هوای نفس ملتی را هدایت کرد و به سرمنزل شرف و غرور هدایت کرد.
خدایا بازماندگان از این قافله را نیز به راهی هدایت کن که در جمع ظالمان نباشند و عاقبت به خیر شده و با ابرار در آخر محشور و دمخور و همراه باشند.
+ نوشته شده در شنبه یکم مهر ۱۳۹۱ ساعت 14:29 شماره پست: 192
ارتباط ما با آن دنیاییان اگر نگاه ساده ای به این دنیا داشته باشی قطع است ولی در غروب بی خبری و قطع ارتباط ناگهان سیمی نازک وصل می شود و با گذشتگان سخنی می گویی و به روز (آپ تو دیت) با آنان درد دلی می کنی و گاه حتی رهنمود هم می دهند و... این نشان می دهند که رابطه ما با آنان قطع نبوده و نیست و تنها حجاب هایی که من نمی دانم از جنس چیست (که حتما هم این حجاب ها مادی نیستند) باعث می شوند که این ارتباط قطع و یا مقطع باشد و آنچه مسلم است مرگ این حجاب ها را کاملا بر می دارد و با آنان ارتباط کامل می شود خواب یکی از پدیده هایی است که باعث می شود حجاب ها سست شده و سیم ها وصل شود و مذاکره ای بی واسطه و نزدیک با ارواح گذشتگان برقرار شود و یاد آوری شود که الحاق به آنان به چه سادگی است تنها کافی است از همین مرگ موقت (خواب) بیدار نشوی. خلاصه ظاهرا آنان به ما احاطه بیشتری دارند تا ما به آنها و ظاهرا این آن ها هستند که با مهیا شدن شرایط ما به ما سری می زنند و خبری می گیرند و حالی می دهند و... خدایا در این غروب جمعه آنان را از نعمت های خود متنعم گردان آمین رب العالمین
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 18:4 شماره پست: 191
فردا سالروز شهادت ششمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت صادق (ع) است او که اگرچه رییس مذهب شیعه است ولی امروز آنقدر مردم را عاشورایی کردیم که کمتر فردی را می یابی که خود را صادقی (ع) بداند بیشتر مردم خود را حسینی (ع) می دانند و یا به این سمت فرا خوانده می شوند ولی نهضت علمی شیعه از پدر بزرگوار ایشان حضرت باقر اوج گرفت و در زمان این بزرگوار به قله رسید و علوم اسلامی را ایشان در فرصتی که بدست آورد به حرکت عظیمی در آورد. اما غربت این امام تنها در این نیست که صادقی (ع) بودن عام نیست بلکه در بقیع نیز این را به عینه حس می کنی در حالی که اسم مبارک ایشان در کتیبه های مسجد النبی شریف می توانی ببینی ولی قبر مبارک ایشان در کنار امام حسن مجتبی و امام محمد باقر و امام سجاد با مظلومیت تمام بدون هیچ گونه رسیدگی قرار دارند و خشونت دینی وهابیت بارگاه آنان را خراب کرده و تنها سنگی نشانه قبر را به شما می گوید. بدون حتی یک کتیبه سنگ و یا تابلویی که بگوید این قبور از آن کیست. خدایا با از بین رفتن وهابیت حداقل از قبور آنان مظلومیت زدایی شود تا ببنیم کی بزرگان مردم را به صادقی (ع) شدن رهنمون خواهند کرد. خدایا ما را مشمول شفاعت این بزرگوار و دیگر ائمه بقیع (ع) قرار دهد. شهادت امام جعفر صادق تسلیت باد.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 22:7 شماره پست: 190
یکی از بد شانسی هایی ما این بود که در همان سال های اولیه انقلاب استوانه های محکم انقلاب مان را از دست دادیم کسانی که می توانستند از انحرافات جلوگیری کنند و عرصه داری کنند را به راحتی از دست دادیم و انقلاب یتیم و یتیم تر شد. ایت الله سید محمود طالقانی یکی از این شاخصه های انقلاب بود که در به وجود آمدن و رهبری انقلابیون آن نقش اساسی داشت ولی بعد از پیروزی آن چند سباحی بیشتر از فیض حضور او برخوردار نبودیم و اگرچه همین زمان کوتاه حضورش هم برکات فروانی داشت. خداوند روح قرآنی و مردمی این بزرگ مرد (و به قول امام راحل عظیم الشان ابوذر زمان) شاد فرماید. مصیبت فقدانش برای ما سنگین است حتما برای خانواده وی و همرزمان دوران انقلاب او بیشتر است. خداوند ما به ازای آن را به همه عنایت فرماید. روحش و روح شهدای هم رزمش شاد باد. او علاوه بر دین مداری سیاست مداری بزرگ بود روشنفکری قهار و با وسعت دید بالا و مردم داری او شهره خاص و عام بود. خدایش رحمت کند و با رسول خدا او را محشور نماید خداوند اجر اعمال صالح او را دو چندان نماید.

تصویر اعضای شورای انقلاب که بعد از شکست رژیم پهلوی تشکیل شد
امروز نماز جمعه های ما بیشترین احساس عدم وجود چون او امامی را حس می کند واقعا خطبه شنیدن از چنین فرهیخته عالم با تقوایی غنیمت بود که از دست رفت او که هم عالم بود و هم مجاهد و هم با تقوا و هم با اخلاق و... نفس های قرانی او فارغ از کینه های جناح بندی های سیاسی به خطبه های او دلچسبی خاصی می داد و به دل می نشست. اصلا تقوا حرف را به دل می نشاند و این همان چیزی است که خطبه های یک خطیب را به دل می نشاند.
او از دهه چهل شمسی زندان های مکرر را تجربه کرد و خانواده این عالم مجاهد همراه او زجر این انقلاب عظیم مردمی را (پیش از این که بسیاری به میدان بیایند) چشیدند و الحق نیز مردم او را دوست داشتند در سال ۵۸ یادم هست که مردم هم چه تشیع جنازه ای برای او به راه انداختند و این شاید اولین تصاویری بود که من در اوان کودکی از تلویزیون (که تازه وارد زندگی ما شده بود) دیدیم و هرگز از یاد نخواهم برد آن صحنه هایی را که خروش غم که در دل تشیع کنندگان موج می زد. ایشان از قلیل رهبران انقلاب بود که بیشترین سابقه دوران مبارزه را داشت و بیشترین دوران حبس را در زندان های رژیم گذشته سپری کرد. خاطره زجر آور ظلم هایی که او و خانواده اش صورت گرفت و از جمله شکنجه هایی که نسبت به سرکار خانم اعظم طالقانی (دختر بزرگوار این رادمرد انقلاب) روا شده بود هنوز تن مرا می لرزاند و صبر این مجاهد نستوه را به رخ هر مدعی انقلابی گری می کشد.
افکار بلند و تلاش بی پایان این مرد بزرگ همیشه در یاد خواهد ماند کسی که درختی کاشت و به ثمر نشاند و زیر سایه آن مدتی کم نشست و واگذاشت و رفت. روحش شاد و راهش پر رهرو باد
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 12:26 شماره پست: 189
یکی از دوستان را دیدم که گفت در شغل جدیدی که گرفته ام خدایی می کنم. وقتی احوال او را دیدم با خود گفتم که بندگی کردن بهتر از خدایی کردن است. وقتی انسان هایی را می بینی که در جلوی دیگر بندگان خدا سر تعظیم فرود می آورند از انسانیت خود شرم می کنی که به جای کرنش در مقابل آنکه باید کرنش کرد در مقابل هم نوع خود کرنش می کنند که از آنها به جز مقام و مال و منال دنیایی هیچ اضافه ندارند. طبع انسان نرمال بندگی است و نه خدایی. بندگی برازنده انسان است آن هم در مقابل خداوند نه در مقابل هیچ احد و الناسی دیگر.
نمی دانم انسان هایی که دیگران را در مقابل خود به کرنش وا می دارند به چه فکر می کنند و یا به عبارت دیگر خود را چه می بینند که این چنین به خود اجازه گردنکشی می دهند و بندگان خدا را به بندگی می کشند. آنان در مقابل خالق چگونه می توانند پاسخگو باشند آیا می توانند تصور کنند زمانی که در مقابل معبود اصلی و واجد عبادت چگونه می توانند حاضر شوند و پاسخگو باشند که بندگانش را به بندگی گرفته اند. انسان ها به خاطر نیاز و طمع و... ناچار به کرنش در مقابل انسان ها می شوند ولی این افراد که انسان ها را مجبور به بندگی می کنند در مقابل خداوند چگونه می تواند به بندگی کشیدن بندگانش را توجیه کنند.
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 21:33 شماره پست: 188
امام خمینی می فرمود "عالم محضر خداست در محضر خداوند گناه نکیند" به قول امروزی ها تمام جاها تحت کنترل دوربین مدار بسته است و به عبارت دیگر مونیتورینگ این جهان توسط خداوند و خدمت گذارانش به تمام و کمال انجام می شود و تمام اعمال ما ثبت و ضبط می شود آن هم دقیقا با این حساب هیچ حرکتی از انسان (درونی و فیزیکی) نیست که از دید خداوند دور بماند پس اگر از خداوند شرم داریم گناه نکنیم. ولی اگر در شرایطی از اجتناب از گناه ناتوانیم لااقل از انجام آن در ملا عام خود داری کنیم. متاسفانه روزه خواری در سطح وسیعی انجام می شود و این جاست که خشم خداوند را باعث می شود که گنهکار در انجام گناه جسارت به خرج می دهد و علنا و در جلوت و نه در خلوت گناه می کند. خدایا برخی را چه می شود که این گونه عمل می کنند و گناه خود را اشکار می کنند و دل تو و مومنینت را به درد می آورند. خدایا ما را ببخش از گناهان امت محمد (ص) به حرمت ماه خودت در گذر همانگونه که بر ملت های پیشین منت نهادی به ما هم منت نهاده و معرفت و اخلاق و دوری از گناه به ما عنایت فرما.
خدایا اگر گناهی داریم ستار آن کمافی السابق باش و آبرو داری کن
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 21:43 شماره پست: 187
خداوند نعمت های متفاوتی را به انسان عطا کرده است یکی از این نعمت ها نعمت شب قدر است که خداوند در قرآن کریم می فرماید ما قرآن را در این شب نازل کرده ایم شبی که از هزار ماه بهتر است و در این شب خداوند ملائکه خود را بر زمینیان نازل می کند این شب تا مطلع الفجر خیر وبرکت است.
خوش بختانه این شب ها در بین ما ایرانیان جایگاه خوبی دارد و اهمیت آن درک شده است از سویی دیگر این شب ها با شهادت مولای متقیان علی علیه السلام هم زمان شده است و این بر اهمیت آن افزوده است در این شب انسان می بیند که اکثر مردم به جنب و جوشند که حرکتی کنند و متفاوت باشند از آنچه بوده اند امید دارند که خداوند در این شب عنایتی خاص داشته باشد.
البته هر لحظه ای که انسان بتواند نظر خداوند را به خود جلب نماید قدر است ولی این ایام روتین هم نقش خود را دارند باید گرامی داشته شوند. انسان در این شب ها می خواهد آنچه بر دلش مانده است و امید دارد که بگیرد حاجت خویش را.
خدایا به دل هایی که این شب ها متوجه تو می شوند حاجت همه را به خیر و به هدف اجابت برسان
امین رب العالمین
+ نوشته شده در جمعه بیستم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 15:8 شماره پست: 186









