دونالد ترامپ در رویای آسودن در بهشت، جهنم‌سازان غرق در رویای آسایش اُخروی
  •  

27 مرداد 1404
Author :  
دونالد ترامپ در آروزی بهشت، به خاطر اقداماتش برای صلح

سیاستمداران بسته به گستره‌ی توانایی تاثیرگذاری که در زندگی دیگران دارند، بزرگی‌ و قلمروشان تعریف می‌شود، آدم‌هایی که با هر تصمیم و امضای خود، زندگی (جان، مال و بلکه آبروی) بسیاری را به بازی فرمان و هر تصمیم خود گرفته، به خطر انداخته، و از بین می‌برند، و یا از آن سو می‌سازند و آباد می‌کنند؛ و همین میزان نیک و یا بد کرداری چنین فرمانروایان را مشخص خواهد کرد.

دونالد ترامپ بی‌شک بزرگترین سیاستمدار کنونی جهان است که از 20 ژانویه 2025، بیش از هفت ماه است که با قرار گرفتن در صندلی قدرت کاخ سفید، چشم‌ جهانیان را به خود دوخته، که چه خواهد کرد، و نتیجه سیاست‌ها و وعده‌های انتخاباتی‌اش چه خواهد شد. که تا اینجای کار برخوردش با موضوع ایران، اوکراین و فلسطین تاسفبار بوده است، و این سه ملت را از خود بسیار رنجانده، و برخی را به خاک سیاه نشانده است.

ترامپ، بعد از پیروزی، در میان ناباوری جهانی، ولودیمیر زلنسکی (رئیس جمهور اوکراین) را نواخت و زیر ترکه‌ی حملات خود گرفت، مردی که همه می‌دانند چگونه از جان مایه گذشت، و در تلاشی خستگی ناپذیر، پشت ملت خود ایستاد، و در مقابل تجاوز روسیه به سرزمین‌ِ خود مقاومت کرد، و تاکنون قهرمانانه با وارث یکی از آزموده‌ترین، مجهزترین و بزرگترین ارتش‌های جهان جنگیده، و آنرا زمینگیر کرده است.

یکی از دلایل ترامپ در حمله به زلنسکی، شاید به بحث پرونده فسادی ارتباط داشت که پیرامون هانتر بایدن (فرزند جو بایدن) در خلال فعالیت در اوکراین مطرح بود، که در صورت همکاری دولت اوکراین با رقیب جمهوریخواه، این پرونده، می‌توانست در تبلیغات انتخاباتی به کمک ترامپ آمده، و ضربه‌ای کارا به حریف انتخاباتی او باشد، اما اوکراین در مسایل داخلی امریکا، بیطرفی اختیار کرد و با این جریان همراهی نکرد، و همین باعث شد تا زلنسکی مورد تنفر ترامپ قرار گیرد. و...

از این رو ترامپ به تلافی این اقدامِ دولت اوکراین و...، این کینه [1] را در مورد رهبران کشوری که مورد تجاوز قرار گرفت، بازتاب داد، و حتی از زلنسکی بعنوان مقصر جنگ‌ یاد کرد [2] و رویه‌ایی را در پیش گرفت، که اکنون خاک اوکراین را، به نام صلح، به دوست متجاوز خود پوتین ‌می‌بخشد.

و تا تاریخ انسان باقی بماند، این لکه ننگ بر دامن سیاست امریکا خواهد ماند، چراکه حتی اگر در جنگ کنونی، ترامپ تنها بی‌طرفی هم پیشه می‌کرد، شاید فشارهای اروپایی به روسیه، اوکراین را قادر می‌ساخت، بیشتر از موجودیت ارضی خود دفاع کند،

اما امروز شاهدیم که خطر همسویی ترامپ با روسیه ( به واسطه دوستی و یا طرح های که در همیاری با پوتین در نظر دارد) در مقابلِ سیاست اروپا و غرب در مقابله با روسیه، اتخاذ می‌شود، باعث شد که اروپا هم مجبور شود راه احتیاط در پیش گرفته، و آنان نیز به سمت همراهی با امریکا رهنمون شوند، تا خاک به متجاوز بخشیده، صلحی شکننده را دریافت دارند! کینه ترامپ از رهبران اروپایی به دلیل ترجیح جو بایدن به او، در انتخابات گذشته امریکا، باعث شد که ترامپ اروپا، و در کل همکاران غربی خود را نیز در عرصه جهانی ایزوله کند، تا انتقام پس دهند، و از این رو روابط اروپا (و در کل جهان غرب) و امریکا را به بدترین وضع کشانده است،

در مورد مردم قهرمان و البته مظلوم غزه که میان گازانبر گروه مشکوکی همچون حماس، و قصاوت صهیونیسم جهانی، گرفتار جنگ، گرسنگی و محاصره همه جانبه شده‌اند نیز، که ماندند و با همین شرایط تحمیلی مبارزه کردند، و با تجاوز و تمامیت‌خواهی آنان کنار نیامدند، و تن به مهاجرت به کشورهای دیگر ندادند، اما ترامپ با دستیابی به قدرت در امریکا، بدترین معامله را با مردم فلسطین کرد، در قدم نخست تلاش نمود سرزمین‌شان را از آنان بستاند، و به تفرجگاهی ساحلی تبدیل کند، که با واکنش سفت و سخت جهانی مواجه شد و تنها موافق او صهیونیست‌ها در این طرح بودند،

اما در پیگیری اهداف خود او اکنون با حمایت تمام قد از جنایتکار جنگی چون بنیامین نتانیاهو، مرزهای غزه را بسته‌اند و گلوی این مردم را در دستان بیرحم مذهبیون افراط‌گرا و رستگرای یهود انداخته است، که از کشتن دشمنان آرمان یهود (که همانا سیطره بر سرزمین فلسطین و... است)، ذره‌ایی به خود تردید راه نمی‌دهند، چه هدف قرار دادن سر کودکان فلسطینی، چه بمباران ریزساخت‌ها، یا خانه‌ها با حاضرین در آن، یا شکار گرسنگانِ ایستاده در صف دریافت خورد و خوراکی بخور و نمیر که، حتی توزیع آن نیز، به مدد بی اثر کردن تمام نهادهای سازمان ملل توسط صهیونیست‌ها، در دست دشمن فلسطینان افتاده است و...

در مورد ایران نیز، در همیاری و همکاری با صهیونیست‌ها، با بمباران زیرساخت‌های علمی، هسته‌ای غیر نظامی، حمایت و همیاری با اسراییل در کشتار دانشمندان نخبه ایران، به نام مبارزه با بمب اتمی، برگ سیاه دیگری را در پرونده روابط ایران و امریکا گذاشت، در کنار پرونده سیاه کودتای 28 مرداد 1332 که به سرنگونی دولت مردمی دکتر محمد مصدق انجامید، و استقلال، مشروطه و دمکراسی‌خواهی ایرانیان را ناکار کرد، و روند دمکراسی را در ایران تضعیف نمود، تا استبداد همچنان در عرصه سیاسی ایران بالنده، و نفس بکشد و بماند.

با این همه دونالد ترامپ مثل بسیاری از فرمانروایان جهان (هبت الله آخوند زاده، نارندرا مودی، بنیامین نتانیاهو و...) فردی باورمند به خداوند و البته معاد است، که از وصول به بهشت سخن می‌گوید. حال آنکه بهشت یک مفهوم دینی، و متعلق به خداباورانی است که به روز رستاخیز باور دارند، و لذا از چنین پدیده‌ایی در دنیای مردگان، و در ورای این دنیا، و در پس مرگ سخن می‌گویند، و سعی می‌کنند به شیوه‌ایی نیک رفتار کنند، تا بلکه بتوانند در جمله آدمیانی باشند که در اثر نیک کرداری خود، جایگاهی برای خود در بهشت فراهم نموده، تا در پس زندگی این دنیایی، در آن بیاسایند، و از آنچه خداوند برای بهشتیان در نظر گرفته، بهره‌مند شوند. این همان باور به معاد است، که در اسلام نیز از آن سخن به میان آمده است.

دونالد ترامپ از جمله دین‌مدارانی است که در رویای خود وصول به بهشت را در نظر دارد، آخرین جمله او در این خصوص که «دلم می‌خواهد به بهشت بروم، اگر ممکن باشد.» [3] نشان از همان باور درونی او دارد، که می‌خواهد در جمله نیکبختانی باشد که به بهشت راه خواهند برد، و جناب ترامپ وجه صلح طلبانه‌ی خود را، ذخیره‌ایی برای آخرت، و وصول به رحمت خداوند می‌داند، تا از طریق ایجاد آشتی بین طرف‌های درگیر، و پایان دادن به جنگ‌ها، بدآن دست یابد.

حال آنکه عده‌ایی از دینداران، به ظلم و نابودگری «حقوق مردم» [4] آلوده‌اند، آنان که در مسیر پیگیری باورهای تبرّایی، و اتهام خارج بودن دیگران از دین، و انحرف از هنجارهای تعریف شده دینی، با قرار دادن دیگرانی در زمره دشمنانِ باور خود، دیگرانی را به «دیگری» [5] بودن متهم‌ می‌کنند، این باورمندان به ادیان در نتیجه این اتهام، خصلت رحمت گسترده خداوندی را به کناری نهاده، نیک‌کرداری‌هایی که به باورمندان دین خود دارند را، نسبت به دیگرانی از این دست، که از دایره باور خارج می‌بینند، و به ویژه در زمره انحراف تعریف‌شان می‌کنند، به کناری نهاده، چنان شدت عمل به خرج می‌دهند، که چنین آدمیانی را از دایره حق و حقوق، خارج دیده، جان، مال و ناموس شان را حلال کرده، هرچه بتوانند، و بخواهند بر سر آنان می‌آورند؛ حال آنکه این همان «حق الناس» خواهد بود که دامن آنان را خواهد گرفت، و همین نقطه‌ایی است که آنان را در جمله کسانی خواهد برد که ظلم روا می‌دارند، و چنین ظلمی دامن آنان را خواهد گرفت، و از رحمت خداوندی دور خواهد کرد.

در اکثر کشورهای پایدار بر باورهای دینی، اکثریتِ غالب، اقلیت‌های دگراندیشِ مغلوب را، از تمام و یا بسیاری از حقوق اولیه خود محروم می‌کنند، همان وضعی که دَروزی‌ها و علوی‌ها در سوریه کنونی دارند، ایزدی‌ها در ذیل حاکمیت داعش عراق و سوریه داشتند، فلسطینیان در اسراییل، اقلیت مسلمان در هند، و باورمندان به فرقه احمدیه در پاکستان، شیعیان و پارس زبانان در افغانستان و... داشتند و دارند، و بسیاری دیگر از کشورها «دگرانی» از این دست را برای خود تعریف، و جان، مال و زندگی‌شان را حلال در نظر گرفته، هرچه ظلم بر آنان را روا می‌دانند.

در نظر بسیاری از باورمندان به ادیان، زنده نگه داشتن اهداف دینی و اجرای آن، خود همان نیک‌کرداری محسوب می‌شود، هرچند چنین نیک کرداری‌هایی به کشتارهای بزرگ، آوارگی ملت‌ها، و زحمتِ بسیار دیگران منجر شود، نمونه‌ چنین رویکردی نادیده انگاری جنایت و کشتار صهیونیست‌ها به رهبری راستگرایان افراطی باورمند به دین یهود در دولت کنونی اسراییل است که با هدایت بنیامین نتانیاهو، خشمِ دینی یهودیان دو آتشه‌ را به سمت یک ملت تحت محاصره در فلسطین هدایت، و بدترین، بی‌اخلاقی‌ترین، بی‌قانون‌ترین و خارج از عرف انسانی‌ترین جنایات را از کشتار کودکان و زنان گرفته تا، گرسنگی دادن و زجرکُش کردن «دیگران»، روا داشته می‌شود،

در حق فلسطینیانی که در جمله دشمنان آرمان «سرزمین موعود یهود» تعریف شده‌اند، که اگرچه ممکن است طبق فقه یهود، پیگیری و جهاد برای تحقق این آرمان خود طاعت و بندگی خداوند، و اجرایی دستورات دینی خداباورانی چون آنان باشد، و ثوابی بزرگ را در نزد باریتعالی برای مرتکب شوندگانی انتظار بکشند، اما هر عقل سلیم می‌داند، آنانکه با خلق خدا چنین می‌کنند، در پایین‌ترین جایگاه‌های جهنم جای خواهند گرفت، چرا که قاعدتا جنایتکاران و ظالمان را در بهشت جایی نیست، هر چند جنایت خود را برای کسب رضایت خداوند انجام دهند.

مومنان به چنین دیدگاه‌های دینی، کافیست کمی از باروها قالبی دینی خود فاصله بگیرند، و از آنچه خود را در آن محاصره کرده‌اند، دور شوند، آنگاه خواهند دید، داشتن هر «سرزمین موعود» و مقدسی آنقدر ارزش ندارد که این مقدار خون خلق الله بر خاکش ریخت، و یا کاشانه دیگران را ویران کرد و جنایت آفرید، تا مثلا یهود در آرمان مقدس خود موفق گردد! و...

و یا آنانی که در مقابل چنین افراط‌گرایانی، برای آرمان خود، یعنی بازپس گرفتن مسجد الاقصی و... به پا خاسته، و حاضرند نیمی از جهانیان را فدای آرمان خود کنند [6] تا بدان دست یابند! اما سوال اساسی اینجاست که واقعا ادیان برای انسان آمده‌اند، یا انسان برای ادیان؟ که باورمندانش به این مقدارِ از مرگ و جنایت راضی‌اند، و می‌توانند این وسعت از جنایت را بیافرینند، به نظر می‌رسد، این نوع جنایات چه بر پایه باور دینی، و چه غیردینی انجام شود، هرگز نباید در قالب کردار نیک گُنجانده شود، که بهشت بهای آن باشد. حقیقت این است که نمی‌شود دنیا را به جهنم دیگران تبدیل کرد، تا خود را لایق بهشت خداوند نمود.

در مجموع، احساس می‌کردم که در وضعیت بسیار خوبی هستم.

قلبی مهربان، روحی مهربان، روحی بسیار خوب.»

شاهرود - یکشنبه 26 مرداد 1404 برابر با 17 آگوست 2025

[1] - روشن است که ترامپ مردی با سینه‌ایی پر از کینه است، از آن رو که  از آن روز تاکنون، شاید روزی نبوده باشد که از جو بایدن، به تنفر چیزی نگفته باشد، حتی در آن جلسه که بایدن نشسته بود، تا به احترام انتخاب او توسط مردم، قدرت را به او تحویل دهد، حتی در همان جلسه هم نتوانست کینه اش را پنهان دارد و این چند ساعت آخر را دندان روی جگر بگذارد، او حتی در دیدارهایی که با حضور خارجی‌ها بود نیز، و ابایی نداشت که مسایل داخلی امریکا، از جمله رقابت با بایدن را به عرصه جهانی نکشانده چیزی نگوید، انتقام از بایدن و کسان دیگری در این راه به کمک بایدن آمدند و یا در گرفتن صندلی قدرت از او گمان می‌رفت به بایدن کمک رساندند، یا کسانی که سد راه میدانداری او هستند، فروگذار نبود.

[2] - ترامپ در تاریخ ۱/۱۲/ ۱۴۰۳ عنوان داشت : " زلنسکی رئیس‌جمهوری کاملا بی‌کفایت است و سخنان احمقانه‌ای می‌گوید. رهبری او باعث ادامه جنگ شده است." " ما شرایطی داریم که در اوکراین انتخابات نداشته‌ایم، در اوکراین اساسا حکومت نظامی داریم، جایی که محبوبیت رهبر اوکراین (زلنسکی) به سطح 4 درصد کاهش یافته است - و جایی که به یک کشور ویران شده تبدیل شده است. بیشتر شهرها و ساختمان ها فرو ریخته و نابود شده اند." اما زلنسکی در مصاحبه ای با شبکه تلویزیونی عمومی آلمان که روز سه شنبه پخش شد، از محبوبیت خود دفاع کرد و گفت: "من رئیس جمهوری اوکراین هستم زیرا 73 درصد مردم به من رای دادند. و امروز من رئیس جمهوری هستم زیرا اکثریت در کشورم از من حمایت می کنند. من یک وطن پرست هستم، درست مثل مردمی که از کشورمان دفاع می کنند." او افزود:" البته روسیه می خواهد از شر من خلاص شود. شاید دیگر نه از نظر فیزیکی، مانند اوایل جنگ، بلکه از نظر سیاسی. و این کاملا قابل درک است، زیرا من یک فرد بسیار ناراحت کننده هستم و این برای پوتین ناراحت کننده است."

[3] - «می‌خواهم جنگ‌ها را تمام کنم. اگر بتوانم جان هفت هزار نفر را در هر هفته نجات بدهم، کار بزرگی انجام داده‌ام. دلم می‌خواهد به بهشت بروم، اگر ممکن باشد. شنیده‌ام وضعم خوب نیست و می‌گویند در پایین‌ترین جایگاه هستم. اگر روزی به بهشت برسم، یکی از دلایلش همین کار خواهد بود.»

“If I can save 7,000 people a week from being killed, I think that’s pretty– I want to try to get to heaven if possible, I’m hearing that I’m not doing well. I am really at the bottom of the totem pole,” Trump joked

[4] - مفهوم دینی «حق الناس» که در وصول به بهشت بسیار موثر است، از حق الله اهمیت بیشتری دارد، چراکه در تفکر عرفانی بدهی به خداوند قابل اغماض و گذشت از ناحیه خداوند است، و انسان ها معلوم نیست که از حق خود بگذرند. 

[5] - مفهوم Others در فرهنگ سیاسی و دینی

[6] - میرباقری (نماینده استان سمنان در مجلس خبرگان رهبری)، در یک گفتگوی تلویزیونی با صدا و سیمای ج.ا.ایران، در واکنش به اظهارات مجری برنامه که به کشتار بیش از 42 هزار نفر مردم غزه در فلسطین، بعد از حمله حماس در 7 اکتبر 2023 به اسراییل اشاره، و آنرا یادآوری کرد، میرباقری این امر را بلا اشکال ارزیابی، و عنوان داشت حتی اگر نیمی از مردم کره زمین، فدای آرمان شوند، باز می‌ارزد. چنین دیدگاهی، دستیابی به آرمان مقدس خود را چنان در اولویت قرار می‌دهد که اگر 4 میلیارد نفر از جمعیت 8 میلیاردی کره زمین کشته شوند، تا مثلا دولت یهود در اسراییل از بین برود و یک دولت اسلامی جایگزین آن شود را، باز ارزشمند می‌داند، حال آنکه این دیدگاه، نشانگر همان بی ارزش شدن جان و زندگی انسان در مقابل آرمان است، حال آنکه دین و سرزمین در خدمت انسان هاست که معنی می‌یابند، در نبود انسان دیگر دین و سرزمین چه معنی خواهد داشت؟!

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
 مصطفی مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظرات (2)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
This comment was minimized by the moderator on the site

این انقلابیون نازنین!!

عباس_عبدی، تحلیلگر سیاسی در نوآوران نوشت:

آقای رضا کیانیان کتابی خواندنی دارند با نام «این مردم نازنین». او به دلیل موقعیت هنری و شناخته شده‌اش تجربه مواجهه‌های گوناگون خود را با مردم به طرز جالبی نوشته است. نام کتاب نیز نوعی تعریض هنرمندانه و طنزگونه نسبت به نگاه مردم است. حالا با قرض گرفتن از ایشان نام این یادداشت را گذاشته‌ام؛ «این انقلابیون نازنین!!» فقط دو علامت تعجب به آن اضافه کردم چون اگر برخوردهای صادقانه مردم برای آقای کیانیان جالب و عجیب آمده، ولی غیرمنتظره نیست، در حالی که این جماعت به شکل عجیبی غیر قابل باور رفتار می کنند.

همیشه دعا می‌کنم، بلکه مخاطب را احمق فرض کنند ولی نگرانم که واقعاً چنین نباشد و از روی صداقت و اعتقاد چنین حرف‌هایی را بزنند، چون این حالت خیلی خطرناک‌تر است. آنان به شکل عجیبی برخی مشابهت‌هایی با ترامپ دارند. وجه تشابه عجیب آنها با ترامپ، نه به لحاظ صورت، بلکه از نظر صیرت حاکم بر استدلال‌های آنان است که گویی کپی برابر اصل هستند.

ویژگی اول ترامپ این است که هیچ کاری به واقعیت ندارد. همیشه او درست می‌گوید و دیگران نادرست. واقعیت را با خودش تطبیق می‌دهد نه بر عکس. هر اتفاق مثبتی رخ دهد آن را نتیجه اقدامات قبلی خود می‌داند و هر اتفاق منفی، ناشی از اقدامات دیگران و دشمنان است. او همیشه شلیک می‌کند، هر جا خورد دور آن را خط می‌کشد. عین انقلابیون نازنین!! خودمان که دقیقاً همین گونه تحلیل می‌کنند.

در آخرین اظهار نظر دیدم که یک امام جمعه فرموده‌اند که: ▪”آتش‌بس میان حماس و اسراییل نشان داد که جمهوری اسلامی در صدور انقلاب موفق بوده است.“ تحلیل آنان از آتش‌بس اخیر اغلب در همین مایه‌ها است. البته قبل از نهایی شدن کاملا معکوس بود.

دومین ویژگی؛ کوتاه مدتی اندیشه و حافظه آنان است. اینکه چند ماه یا چند سال پیش چه گفته‌اند اصلاً مهم نیست و به سرعت هم یادشان می‌رود. تا حالا ده بار وعده نابودی اسراییل را با جزییات تاریخی و زمانی و حتی شکل آن را داده‌اند، باز هم وعده جدیدی می‌دهند. انگار نه انگار که قبلاً چنین پیش‌بینی‌ای کرده‌اند یا چنین وعده‌ای را به طرفداران ساده‌لوح خود داده‌اند.

یکی از جالب‌ترین نمونه‌های این مورد را در تخطئه برجام از سوی یک عضو فقهای شورای نگهبان می‌توان دید که گفت: ”این توافق تحمیلی بود؛ واقعاً اگر کسی چنین قراردادی را امضا کند، جای افتخار دارد؟“ در حالی که دقیقاً ده سال پیش در همین ماه مصوبه برجام را طی دو سوت زدن ایشان در شورای نگهبان تأیید کرده بود و تأییدیه آن هنوز هم در سایت این شورا در دسترس است. اطمینان دارم که قصد دروغ‌گویی نداشته‌اند، اصلاً یادشان نیست که چه کرده‌اند، و چه می‌کنند؟ نتیجه ذهنیت اقتضایی و کوتاه مدت همین است.

سومین ویژگی که خیلی تأسف‌بار است، دروغ‌گویی است. ممکن است افراد دروغ بگویند، ولی بعد که رو شود یا سکوت می‌کنند و خجالت می‌کشند یا عذرخواهی می‌کنند. روزنامه اصلی انقلابیون نازنین!! نوشته که مهسا امینی به وسیله پسرخاله‌اش عضو کوموله مسموم شده است. کلی هم در تأیید این خبر و جزییات آن داستان‌سرایی کرده و سند می‌آورد!!

در حالی که اصلاً وی پسرخاله ندارد، و اگر مسموم بود که پزشکی قانونی اعلام می‌کرد، ولی آب از آب تکان نمی‌خورد و حتی دستگاه قضایی هم مدیر آن را احضار نمی‌کند، چرا؟ چون فرض خودشان و مخاطبان است که دروغ طبیعت این نوشتار است و امر غیرمنتظره‌ای نیست. در مقابل برای روزنامه شرق که یک خبر مستند به یک پژوهش در باره افزایش متولدین دارای سندروم داون را نوشته، فوری احضاریه صادر می‌شود!

یک دروغ دیگر آنان که خیلی برجسته شده است موضوع سقوط F-35 است که نه تنها به پرسش امتحانات فرهنگیان وارد شده بلکه در صدا و سیما هم مورد تأیید قرار گرفته است، بیان چنین خبری بیش از اینکه با هدف فریب دادن مخاطبان باشد، معطوف به اصرار به خلاف‌گویی است، مثل نیش عقرب است که به اقتضای طبیعت تبدیل شده است و هدف دیگری ندارد. به نظر می‌رسد که سعید الصحاف سخنگوی صدام حسین یک پدیده نبود، نمادی از یک رفتار شایع بود.

ویژگی آخر این است که به تبعات حرف‌های خود ملتزم نیستند؛ شاید درکی از این تبعات هم ندارند. بصورت لحظه‌ای فکر می‌کنند و اقتضایی حرف می‌زنند. یک نماینده برجسته آنان در ضدیت با برجام گفت که: ”به عنوان یک ایرانی آرزو دارم قیمت دلار و طلا به قبل برجام برگردد.“ در ضدیت و دشمنی با برجام حتی حس ایرانی‌گری او زنده شده ولی متوجه نیست که در این صورت ایرانیان زیادی هستند که آرزوی برگشتن قیمت دلار و طلا به پیش از ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ را ابراز خواهند کرد! آن هنگام چه خواهند گفت؟

خلاصه اینکه «این انقلابیون نازنین!!»، عجب بلایی برای این جامعه شده‌اند. علت بقای آنان نیز فقط رانت قدرت و سیاسی است و دیگر هیچ.
https://t.me/khabarestan_ir

This comment was minimized by the moderator on the site

ما همه فرزندان جغرافیا هستیم؛ محصول اتفاق!
مادرِ من می‌توانست زنی ماهیگیر در سواحل گینه باشد؛ و پدر تو، مردی الاغ سوار در کوه‌های غرب پاراگوئه.

گاهی فکر می‌کنم وقتی یک کودک در سوئیس سراغ یخچال می‌رود تا شکلات صبحانه ی کاکائویی‌اش را بردارد، کودکی در یک قبیله ی آفریقایی با این ترس بیدار می‌شود که نکند امروز به وسیله ی مردان قبیله دیگر که به دین و آیینِ آن‌ها نیستند، کُشته شود!

وقتی دختری در هامبورگ آلمان با مرسدس بنز به مدرسه می‌رود و در آزمایشگاه فیزیک زندگی مجازی در مریخ را تجربه می‌کند، دخترانی در نیجریه در وحشت اسارت و حراج بوکوحرام به‌جای تخته ی سیاه باید با صدای شکستن در و پنجره با تمام وجود فریاد بکشند.

اگر در عربستان به دنیا می‌آمدیم احتمالاَ اسم‌مان عبدالعزیز می‌شد، جوراب نمی‌پوشیدیم، لامبورگینی سوار می‌شدیم.

اگر در میان بودائیانِ میانمار چشم باز کرده بودیم، شاید در همین لحظه مشغول نسل کشی جماعتی از هم‌وطنان خودمان به جرم داشتن دین و آئینی متفاوت بودیم.

اگر در جامائیکا بودیم مسیحی می شدیم، غذاهای تند می‌خوردیم، می‌رقصیدیم و اگر کسی می‌گفت می‌آی بریم قلیون بزنیم، نمی‌فهمیدیم چه می‌گوید!

اگر در تهرانِ بزرگ، بزرگ می‌شدیم در حسرت دیدن یک مسابقه ی فوتبال خودمان را می‌سوزاندیم و اگر در لبنان دیده به جهان می‌گشودیم در کنار سواحل مدیترانه حمام آفتاب می‌کردیم تا پوست مان برنزه شود.

اگر در دانمارک به دنیا می‌آمدیم اسطوره‌های مان به‌جای رستم و سیاوش، وایکینگ‌ها بودند، پیرو کلیسای پروتستان می‌شدیم و به‌جای نغمه‌های دلنواز استاد شجریان از یورِن اینگمَن لذت می‌بردیم.

اگر در هندوستان به دنیا می‌آمدیم، یک هندوی متعصب و گاوپرست می‌شدیم که غیر از آمیتاباچان هنرمند دیگری بر روی کره زمین را به رسمیت نمی‌شناختیم.

اگر در یک صبح سرد زمستانی در کوه‌های قندهار به دنیا آمده بودیم، شاید چون پیروان سایر ادیان را لایق نفس کشیدن در این کره خاکی نمی‌دانستیم، با یک جلیقه ی انتحاری بلیط مستقیم بهشت و همنشینی با حوریان را رزرو می‌کردیم.

وقتی همه چیز تا این اندازه می‌تواند در عین سادگی، این همه پیچیده و خارج از کنترل ما باشد، یقه دریدن و خود را حق مطلق فرض کردن روی کره خاکی چقدر واقعیت دارد؟

ما همه فرزندان اتفاقیم؛
فرزندان جبر جغرافیا!

کاش فقط می شد انسان بمانیم

هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظر اضافه کرد در تاملی در خدایی شدن انسان، که ب...
دروود بسیار عالی خداقوت
- یک نظر اضافه کرد در بازگشت به خانه؟! یا اسارت در د...
‍ جهل‌ مقدس... برگرفته از کتاب نفیس «جهل‌مقدس» ۴۲۵ سال پيش در ۱۷ فوريه ســـال ۱۶۰۰ ميلادی "جوردانو ...