سیاستمداران بسته به گسترهی توانایی تاثیرگذاری که در زندگی دیگران دارند، بزرگی و قلمروشان تعریف میشود، آدمهایی که با هر تصمیم و امضای خود، زندگی (جان، مال و بلکه آبروی) بسیاری را به بازی فرمان و هر تصمیم خود گرفته، به خطر انداخته، و از بین میبرند، و یا از آن سو میسازند و آباد میکنند؛ و همین میزان نیک و یا بد کرداری چنین فرمانروایان را مشخص خواهد کرد.
دونالد ترامپ بیشک بزرگترین سیاستمدار کنونی جهان است که از 20 ژانویه 2025، بیش از هفت ماه است که با قرار گرفتن در صندلی قدرت کاخ سفید، چشم جهانیان را به خود دوخته، که چه خواهد کرد، و نتیجه سیاستها و وعدههای انتخاباتیاش چه خواهد شد. که تا اینجای کار برخوردش با موضوع ایران، اوکراین و فلسطین تاسفبار بوده است، و این سه ملت را از خود بسیار رنجانده، و برخی را به خاک سیاه نشانده است.
ترامپ، بعد از پیروزی، در میان ناباوری جهانی، ولودیمیر زلنسکی (رئیس جمهور اوکراین) را نواخت و زیر ترکهی حملات خود گرفت، مردی که همه میدانند چگونه از جان مایه گذشت، و در تلاشی خستگی ناپذیر، پشت ملت خود ایستاد، و در مقابل تجاوز روسیه به سرزمینِ خود مقاومت کرد، و تاکنون قهرمانانه با وارث یکی از آزمودهترین، مجهزترین و بزرگترین ارتشهای جهان جنگیده، و آنرا زمینگیر کرده است.
یکی از دلایل ترامپ در حمله به زلنسکی، شاید به بحث پرونده فسادی ارتباط داشت که پیرامون هانتر بایدن (فرزند جو بایدن) در خلال فعالیت در اوکراین مطرح بود، که در صورت همکاری دولت اوکراین با رقیب جمهوریخواه، این پرونده، میتوانست در تبلیغات انتخاباتی به کمک ترامپ آمده، و ضربهای کارا به حریف انتخاباتی او باشد، اما اوکراین در مسایل داخلی امریکا، بیطرفی اختیار کرد و با این جریان همراهی نکرد، و همین باعث شد تا زلنسکی مورد تنفر ترامپ قرار گیرد. و...
از این رو ترامپ به تلافی این اقدامِ دولت اوکراین و...، این کینه [1] را در مورد رهبران کشوری که مورد تجاوز قرار گرفت، بازتاب داد، و حتی از زلنسکی بعنوان مقصر جنگ یاد کرد [2] و رویهایی را در پیش گرفت، که اکنون خاک اوکراین را، به نام صلح، به دوست متجاوز خود پوتین میبخشد.
و تا تاریخ انسان باقی بماند، این لکه ننگ بر دامن سیاست امریکا خواهد ماند، چراکه حتی اگر در جنگ کنونی، ترامپ تنها بیطرفی هم پیشه میکرد، شاید فشارهای اروپایی به روسیه، اوکراین را قادر میساخت، بیشتر از موجودیت ارضی خود دفاع کند،
اما امروز شاهدیم که خطر همسویی ترامپ با روسیه ( به واسطه دوستی و یا طرح های که در همیاری با پوتین در نظر دارد) در مقابلِ سیاست اروپا و غرب در مقابله با روسیه، اتخاذ میشود، باعث شد که اروپا هم مجبور شود راه احتیاط در پیش گرفته، و آنان نیز به سمت همراهی با امریکا رهنمون شوند، تا خاک به متجاوز بخشیده، صلحی شکننده را دریافت دارند! کینه ترامپ از رهبران اروپایی به دلیل ترجیح جو بایدن به او، در انتخابات گذشته امریکا، باعث شد که ترامپ اروپا، و در کل همکاران غربی خود را نیز در عرصه جهانی ایزوله کند، تا انتقام پس دهند، و از این رو روابط اروپا (و در کل جهان غرب) و امریکا را به بدترین وضع کشانده است،
در مورد مردم قهرمان و البته مظلوم غزه که میان گازانبر گروه مشکوکی همچون حماس، و قصاوت صهیونیسم جهانی، گرفتار جنگ، گرسنگی و محاصره همه جانبه شدهاند نیز، که ماندند و با همین شرایط تحمیلی مبارزه کردند، و با تجاوز و تمامیتخواهی آنان کنار نیامدند، و تن به مهاجرت به کشورهای دیگر ندادند، اما ترامپ با دستیابی به قدرت در امریکا، بدترین معامله را با مردم فلسطین کرد، در قدم نخست تلاش نمود سرزمینشان را از آنان بستاند، و به تفرجگاهی ساحلی تبدیل کند، که با واکنش سفت و سخت جهانی مواجه شد و تنها موافق او صهیونیستها در این طرح بودند،
اما در پیگیری اهداف خود او اکنون با حمایت تمام قد از جنایتکار جنگی چون بنیامین نتانیاهو، مرزهای غزه را بستهاند و گلوی این مردم را در دستان بیرحم مذهبیون افراطگرا و رستگرای یهود انداخته است، که از کشتن دشمنان آرمان یهود (که همانا سیطره بر سرزمین فلسطین و... است)، ذرهایی به خود تردید راه نمیدهند، چه هدف قرار دادن سر کودکان فلسطینی، چه بمباران ریزساختها، یا خانهها با حاضرین در آن، یا شکار گرسنگانِ ایستاده در صف دریافت خورد و خوراکی بخور و نمیر که، حتی توزیع آن نیز، به مدد بی اثر کردن تمام نهادهای سازمان ملل توسط صهیونیستها، در دست دشمن فلسطینان افتاده است و...
در مورد ایران نیز، در همیاری و همکاری با صهیونیستها، با بمباران زیرساختهای علمی، هستهای غیر نظامی، حمایت و همیاری با اسراییل در کشتار دانشمندان نخبه ایران، به نام مبارزه با بمب اتمی، برگ سیاه دیگری را در پرونده روابط ایران و امریکا گذاشت، در کنار پرونده سیاه کودتای 28 مرداد 1332 که به سرنگونی دولت مردمی دکتر محمد مصدق انجامید، و استقلال، مشروطه و دمکراسیخواهی ایرانیان را ناکار کرد، و روند دمکراسی را در ایران تضعیف نمود، تا استبداد همچنان در عرصه سیاسی ایران بالنده، و نفس بکشد و بماند.
با این همه دونالد ترامپ مثل بسیاری از فرمانروایان جهان (هبت الله آخوند زاده، نارندرا مودی، بنیامین نتانیاهو و...) فردی باورمند به خداوند و البته معاد است، که از وصول به بهشت سخن میگوید. حال آنکه بهشت یک مفهوم دینی، و متعلق به خداباورانی است که به روز رستاخیز باور دارند، و لذا از چنین پدیدهایی در دنیای مردگان، و در ورای این دنیا، و در پس مرگ سخن میگویند، و سعی میکنند به شیوهایی نیک رفتار کنند، تا بلکه بتوانند در جمله آدمیانی باشند که در اثر نیک کرداری خود، جایگاهی برای خود در بهشت فراهم نموده، تا در پس زندگی این دنیایی، در آن بیاسایند، و از آنچه خداوند برای بهشتیان در نظر گرفته، بهرهمند شوند. این همان باور به معاد است، که در اسلام نیز از آن سخن به میان آمده است.
دونالد ترامپ از جمله دینمدارانی است که در رویای خود وصول به بهشت را در نظر دارد، آخرین جمله او در این خصوص که «دلم میخواهد به بهشت بروم، اگر ممکن باشد.» [3] نشان از همان باور درونی او دارد، که میخواهد در جمله نیکبختانی باشد که به بهشت راه خواهند برد، و جناب ترامپ وجه صلح طلبانهی خود را، ذخیرهایی برای آخرت، و وصول به رحمت خداوند میداند، تا از طریق ایجاد آشتی بین طرفهای درگیر، و پایان دادن به جنگها، بدآن دست یابد.
حال آنکه عدهایی از دینداران، به ظلم و نابودگری «حقوق مردم» [4] آلودهاند، آنان که در مسیر پیگیری باورهای تبرّایی، و اتهام خارج بودن دیگران از دین، و انحرف از هنجارهای تعریف شده دینی، با قرار دادن دیگرانی در زمره دشمنانِ باور خود، دیگرانی را به «دیگری» [5] بودن متهم میکنند، این باورمندان به ادیان در نتیجه این اتهام، خصلت رحمت گسترده خداوندی را به کناری نهاده، نیککرداریهایی که به باورمندان دین خود دارند را، نسبت به دیگرانی از این دست، که از دایره باور خارج میبینند، و به ویژه در زمره انحراف تعریفشان میکنند، به کناری نهاده، چنان شدت عمل به خرج میدهند، که چنین آدمیانی را از دایره حق و حقوق، خارج دیده، جان، مال و ناموس شان را حلال کرده، هرچه بتوانند، و بخواهند بر سر آنان میآورند؛ حال آنکه این همان «حق الناس» خواهد بود که دامن آنان را خواهد گرفت، و همین نقطهایی است که آنان را در جمله کسانی خواهد برد که ظلم روا میدارند، و چنین ظلمی دامن آنان را خواهد گرفت، و از رحمت خداوندی دور خواهد کرد.
در اکثر کشورهای پایدار بر باورهای دینی، اکثریتِ غالب، اقلیتهای دگراندیشِ مغلوب را، از تمام و یا بسیاری از حقوق اولیه خود محروم میکنند، همان وضعی که دَروزیها و علویها در سوریه کنونی دارند، ایزدیها در ذیل حاکمیت داعش عراق و سوریه داشتند، فلسطینیان در اسراییل، اقلیت مسلمان در هند، و باورمندان به فرقه احمدیه در پاکستان، شیعیان و پارس زبانان در افغانستان و... داشتند و دارند، و بسیاری دیگر از کشورها «دگرانی» از این دست را برای خود تعریف، و جان، مال و زندگیشان را حلال در نظر گرفته، هرچه ظلم بر آنان را روا میدانند.
در نظر بسیاری از باورمندان به ادیان، زنده نگه داشتن اهداف دینی و اجرای آن، خود همان نیککرداری محسوب میشود، هرچند چنین نیک کرداریهایی به کشتارهای بزرگ، آوارگی ملتها، و زحمتِ بسیار دیگران منجر شود، نمونه چنین رویکردی نادیده انگاری جنایت و کشتار صهیونیستها به رهبری راستگرایان افراطی باورمند به دین یهود در دولت کنونی اسراییل است که با هدایت بنیامین نتانیاهو، خشمِ دینی یهودیان دو آتشه را به سمت یک ملت تحت محاصره در فلسطین هدایت، و بدترین، بیاخلاقیترین، بیقانونترین و خارج از عرف انسانیترین جنایات را از کشتار کودکان و زنان گرفته تا، گرسنگی دادن و زجرکُش کردن «دیگران»، روا داشته میشود،
در حق فلسطینیانی که در جمله دشمنان آرمان «سرزمین موعود یهود» تعریف شدهاند، که اگرچه ممکن است طبق فقه یهود، پیگیری و جهاد برای تحقق این آرمان خود طاعت و بندگی خداوند، و اجرایی دستورات دینی خداباورانی چون آنان باشد، و ثوابی بزرگ را در نزد باریتعالی برای مرتکب شوندگانی انتظار بکشند، اما هر عقل سلیم میداند، آنانکه با خلق خدا چنین میکنند، در پایینترین جایگاههای جهنم جای خواهند گرفت، چرا که قاعدتا جنایتکاران و ظالمان را در بهشت جایی نیست، هر چند جنایت خود را برای کسب رضایت خداوند انجام دهند.
مومنان به چنین دیدگاههای دینی، کافیست کمی از باروها قالبی دینی خود فاصله بگیرند، و از آنچه خود را در آن محاصره کردهاند، دور شوند، آنگاه خواهند دید، داشتن هر «سرزمین موعود» و مقدسی آنقدر ارزش ندارد که این مقدار خون خلق الله بر خاکش ریخت، و یا کاشانه دیگران را ویران کرد و جنایت آفرید، تا مثلا یهود در آرمان مقدس خود موفق گردد! و...
و یا آنانی که در مقابل چنین افراطگرایانی، برای آرمان خود، یعنی بازپس گرفتن مسجد الاقصی و... به پا خاسته، و حاضرند نیمی از جهانیان را فدای آرمان خود کنند [6] تا بدان دست یابند! اما سوال اساسی اینجاست که واقعا ادیان برای انسان آمدهاند، یا انسان برای ادیان؟ که باورمندانش به این مقدارِ از مرگ و جنایت راضیاند، و میتوانند این وسعت از جنایت را بیافرینند، به نظر میرسد، این نوع جنایات چه بر پایه باور دینی، و چه غیردینی انجام شود، هرگز نباید در قالب کردار نیک گُنجانده شود، که بهشت بهای آن باشد. حقیقت این است که نمیشود دنیا را به جهنم دیگران تبدیل کرد، تا خود را لایق بهشت خداوند نمود.

در مجموع، احساس میکردم که در وضعیت بسیار خوبی هستم.
قلبی مهربان، روحی مهربان، روحی بسیار خوب.»
شاهرود - یکشنبه 26 مرداد 1404 برابر با 17 آگوست 2025
[1] - روشن است که ترامپ مردی با سینهایی پر از کینه است، از آن رو که از آن روز تاکنون، شاید روزی نبوده باشد که از جو بایدن، به تنفر چیزی نگفته باشد، حتی در آن جلسه که بایدن نشسته بود، تا به احترام انتخاب او توسط مردم، قدرت را به او تحویل دهد، حتی در همان جلسه هم نتوانست کینه اش را پنهان دارد و این چند ساعت آخر را دندان روی جگر بگذارد، او حتی در دیدارهایی که با حضور خارجیها بود نیز، و ابایی نداشت که مسایل داخلی امریکا، از جمله رقابت با بایدن را به عرصه جهانی نکشانده چیزی نگوید، انتقام از بایدن و کسان دیگری در این راه به کمک بایدن آمدند و یا در گرفتن صندلی قدرت از او گمان میرفت به بایدن کمک رساندند، یا کسانی که سد راه میدانداری او هستند، فروگذار نبود.
[2] - ترامپ در تاریخ ۱/۱۲/ ۱۴۰۳ عنوان داشت : " زلنسکی رئیسجمهوری کاملا بیکفایت است و سخنان احمقانهای میگوید. رهبری او باعث ادامه جنگ شده است." " ما شرایطی داریم که در اوکراین انتخابات نداشتهایم، در اوکراین اساسا حکومت نظامی داریم، جایی که محبوبیت رهبر اوکراین (زلنسکی) به سطح 4 درصد کاهش یافته است - و جایی که به یک کشور ویران شده تبدیل شده است. بیشتر شهرها و ساختمان ها فرو ریخته و نابود شده اند." اما زلنسکی در مصاحبه ای با شبکه تلویزیونی عمومی آلمان که روز سه شنبه پخش شد، از محبوبیت خود دفاع کرد و گفت: "من رئیس جمهوری اوکراین هستم زیرا 73 درصد مردم به من رای دادند. و امروز من رئیس جمهوری هستم زیرا اکثریت در کشورم از من حمایت می کنند. من یک وطن پرست هستم، درست مثل مردمی که از کشورمان دفاع می کنند." او افزود:" البته روسیه می خواهد از شر من خلاص شود. شاید دیگر نه از نظر فیزیکی، مانند اوایل جنگ، بلکه از نظر سیاسی. و این کاملا قابل درک است، زیرا من یک فرد بسیار ناراحت کننده هستم و این برای پوتین ناراحت کننده است."
[3] - «میخواهم جنگها را تمام کنم. اگر بتوانم جان هفت هزار نفر را در هر هفته نجات بدهم، کار بزرگی انجام دادهام. دلم میخواهد به بهشت بروم، اگر ممکن باشد. شنیدهام وضعم خوب نیست و میگویند در پایینترین جایگاه هستم. اگر روزی به بهشت برسم، یکی از دلایلش همین کار خواهد بود.»
“If I can save 7,000 people a week from being killed, I think that’s pretty– I want to try to get to heaven if possible, I’m hearing that I’m not doing well. I am really at the bottom of the totem pole,” Trump joked.
[4] - مفهوم دینی «حق الناس» که در وصول به بهشت بسیار موثر است، از حق الله اهمیت بیشتری دارد، چراکه در تفکر عرفانی بدهی به خداوند قابل اغماض و گذشت از ناحیه خداوند است، و انسان ها معلوم نیست که از حق خود بگذرند.
[5] - مفهوم Others در فرهنگ سیاسی و دینی
[6] - میرباقری (نماینده استان سمنان در مجلس خبرگان رهبری)، در یک گفتگوی تلویزیونی با صدا و سیمای ج.ا.ایران، در واکنش به اظهارات مجری برنامه که به کشتار بیش از 42 هزار نفر مردم غزه در فلسطین، بعد از حمله حماس در 7 اکتبر 2023 به اسراییل اشاره، و آنرا یادآوری کرد، میرباقری این امر را بلا اشکال ارزیابی، و عنوان داشت حتی اگر نیمی از مردم کره زمین، فدای آرمان شوند، باز میارزد. چنین دیدگاهی، دستیابی به آرمان مقدس خود را چنان در اولویت قرار میدهد که اگر 4 میلیارد نفر از جمعیت 8 میلیاردی کره زمین کشته شوند، تا مثلا دولت یهود در اسراییل از بین برود و یک دولت اسلامی جایگزین آن شود را، باز ارزشمند میداند، حال آنکه این دیدگاه، نشانگر همان بی ارزش شدن جان و زندگی انسان در مقابل آرمان است، حال آنکه دین و سرزمین در خدمت انسان هاست که معنی مییابند، در نبود انسان دیگر دین و سرزمین چه معنی خواهد داشت؟!









