دل نوشت ها و نظرداشت ها

مهجوریت برخی از مساجد و اماکن مذهبی در روز و شب رحلت رسول اکرم (ص) و امام حسن (ع)

مصطفوی 20 خرداد 1395 2532 کلیک ها

از خیابان حضرت ولی عصر در چهار راه "پارک وی" که به سمت میدان تجریش حرکت کنی؛ جایی که چنارهای کهنسال در دو سوی خیابان سر بر سر هم داده تا چتری تونل وار درست کنند، تا میهمانان امام زاده صالح بتوانند راه خود را در پوشش این چتر به میدان تجریش ختم کنند، عبور گاهی که ده ها سال است شاهد آمد و شد انواع و اقسام بندگان اوست در حدود هزار متری در سمت چپ خیابان نبش خیابان شریفی مسجدی مجلل خودنمایی می کند که به درستی به نام رسول خدا (ص) نام گذاری شده است. این مسجد که گنبد سبز آن کپی برداری از مسجد نبوی (ص) در مدینه النبی (ص) در حجاز شده است و همین طور گلدسته و برخی دیگر خصوصیات معماریش، بر سرازیری کوچه یی به زیبایی های خیابان ولی عصر افزوده است. مسجدی تازه تجدید بنا شده و زیبا که ظرایف زیادی در آن به کار رفته است. محیطی تمیز، با درب های مجلل ورودی و با سنگ های سفید و فرشی یک پارچه که مخصوص این مسجد بافته شده است، خود را به رخ هر بیننده عبوری می کشد.

امروز روز 28 صفر سالروز رحلت نبی مکرم اسلام (ص) است که در چنین روزی دیده از دنیای خاکی ما فرو بست، در حالی که سر در دامن علی مرتضی (ع) داشت و همو غسلش داد و کفن کرد و در منزلش بین قبرستان بقیع و مسجد النبی (ص) دفن کرد، در حالی که اکثریت در سودای جانشینی او، به کار دیگری مشغول بودند و همچنین شهادت امام حسن مجتبی (ع) دومین پیشوای مهم مسلمانان بعد از پیامبر اعظم (ص)، که زهر خیانت به خونش کشید، تا تاریخ زهر دادن در بین ائمه، دومین قربانی خود را نیز بگیرد.

دلکشی این مسجد که بارها از کنارش رد شده بودیم ، هوس نمازی در آن را در دلمان ایجاد کرده بود، لذا با حاج خانم تصمیم گرفتیم امروز نماز مغرب و عشا را در آنجا باشیم، و همین کار را هم کردیم. انسان مبهوط از این همه ظرایف و زیزه کاری ها می شود که در این مسجد رعایت شده است. همه چیز مرتب و منظم و سر جای خود؛ و به تناسب انتظار مان این بود که در سالروز چنان وقایع مهمی در تاریخ اسلام، این مسجد که بسان مسجد جامعی بر انگشتری منطقه و خیابان مهم ولی عصر در این نقطه می درخشد، مملو از انسان هایی خواهد بود که به بزرگداشت چنین روزی آمده اند، ولی نماز مغرب و عشا که تمام شد عدد ما نمازگذاران مرد به حدود 35 تن بیشتر نمی رسید.

پیش نماز که نشان می داد یا در سرزمین های عربی درس خوانده یا ریشه در اعراب دارد، مخارج حروف را به روشنی به زبان عربی ادا می کند و جمع نسبتا نرمالی در نماز حاضر شده اند که در بین آنان از پیر و جوان به او اقتدا کرده بودیم. نماز که تمام شد، به مناسبت شب سه شنبه، دعای توسلی هم طبق روال خوانده شد و دو مداح محترم هم البته نه به شیوه مبتذل مداحان امروزی که "سین سین" را به جای "حسین حسین" رواج داده اند، بلکه با صدایی خوب و آرام و متین به طوری که حتی قصد اشک گرفتن زوری هم از جمعیت حاضر را نداشته باشد، مصیبت پیامبر اکرم (ص) را با محوریت حضرت فاطمه زهرا به عنوان عزادار امروز و امام حسن مجتبی (ع) با محوریت زینب کبری (س) و امام حسین (ع) به عنوان عزادارن حسن مجتبی (ع) را به مناسبت در بین دعای توسل خواندند و مجلس را روحانیت و معنویت بخشیدند. آنان به شیوه مداحان مدرن امروز  معرکه هم نگرفتند و جمع حاضر نیز آرام با مصیبت های خوانده شده، می گریستند. جمع بسیار باصفا، آرام و متینی بود. دور از عربده گشی ها، بالا و پایین کردن صداهای نابهنجار، مصیبتی به همراه دعا و نیایش و البته بدون به حاشیه رفتن و خیلی دیگر از مسایلی که در مراسم های مداحی مدرن رعایت نمی شود، خوانده شد. خانم می گفت در جمع خانم ها هم همینقدر جمعیت بودند.

البته محجوریت این مسجد مجلل در شب گذشته که ما از جلوی آن گذشتیم نیز مشاهده شد و حدود یک ساعت و نیم بعد از مغرب از این مسجد گذشتیم و با کمال تعجب دیدیم که درب آن بسته شده و تعطیل است و مراسمی ندارد. یعنی در شب رحلت نبی خدا (ص) مراسم  قابل توجهی در این مسجد برگزار نشده بود، لذا راهمان را به سمت امامزاده صالح ادامه دادیم، ولی باز آنجا هم در کمال تعجب سوت و کور بود داخل امامزاده که تقریبا خالی از مردم بود و در حیاط آن هم صفی در حدود دویست نفر به انتظار نذری گرفتن بودند. در پایین پای امامزاده هم تعداد حدود هفت الی هشت تن از دانش آموزان اول دبیرستانی که مشغول خواندن زیارت عاشورا بودند و با شروع دادن غذای نذری هم تعدادی به داخل امامزاده آمدند و مشغول خوردن آن شدند. ولی انگار نه انگار که شب شهادت و رحلت است. آن هم بنیانگذار اسلام.

بعد از زیارت و خواندن نماز تحیت کمی ماندن در آنجا به تکیه بزرگ تجریش رفتیم که در بالاسر امامزاده رخ نمایی می کند به این امید که شاید آنجا مراسمی باشد ولی محوطه تکیه تجریش نیز مملو از فروشندگان میوه و تره بار بود که به خرید و فروش خود ادامه می دادند و طبق روال روزهای عادی انواع و اقسام میوه ها و تره بار خوب تازه را به مترددین عرضه می کردند و آنجا هم مراسمی در کار نبود. ا

این درد جامعه امروزی ماست که مساجد در محجوریت کامل قرار گرفته اند. دلیلش را نمی دانم، باید بررسی کرد که ما را چه شده است که مساجد مان این چنین بی رونق شده اند. به این استدلال توجه کنید شاید این ناشی از فتاوی سخت و نامناسب باشد، که در بین عوام رفلکس داده می شود؛ سال گذشته مراسمی به همین مناسبت در مسجد جامع محلمان داشتیم، این مسجد نیز در چنین روزی همیشه تعطیل و سوت و کور بود. لذا تصمیم گرفتم مراسمی را که هر ساله در منزلمان به همین مناسبت داشتیم را به مسجد جامع منتقل کنیم و چراغش را در چنین روزی روشن کنیم و انصافا هم تصمیم خوبی بود و استقبال مردم هم از مراسم هر ساله ما افزایش چشمگیری را نشان داد و مجلس باشکوه تری در مقایسه با منزل برگزار گردید.

در پایان مراسم مرد میانسالی که بی سواد هم نبود، در کمال نا باوری مراجعه کرد گفت شما مگر نمی دانید که اطعام و خوردن غذا در مسجد مکروه است، چرا در مسجد به مردم غذا دادید؟!! خیلی از درون سوختم به او پاسخ گفتم بسته بودن و سوت و کور بودن مسجدی که بنیانگذارش رسول خدا (ص) بوده، در روز رحلت و شهادت چنین مردانی، از نظر شما هیچ گونه کراهت و مشکلی ندارد ولی اطعام میهمانان روضه رسول الله (ص) و امام حسن مجتبی (ع) بعد از مراسم در مسجد مکروه است؟!!

این است وضعیتی که ما گرفتارش آمدیم و مثلا برای رعایت مکروهاتی که معلوم نیست که فلسفه اش از کجا آمده و برای چه مناسبی است، مساجد را تعطیل و خانه های خود را عزاخانه کرده ایم و چنین اماکن مهمی را در محجوریت کامل قرار داده ایم؛ خدا رحمت کند مرحوم پدرم را همواره از خاک مرده یی که بر سر برخی مساجد در چنین ایامی ریخته شده بود، شکایت اشکار داشت. لذا سال گذشته که گفتم مراسم امروز را از منزل به مسجد خواهیم برد، در نا باوری تمام دیدم که علیرغم تاکیدی که به برگزاری عزا در منزلش داشت، در کمال حیرت بدون ناراحتی و شکایت و مانعی رضایت داد که چراغ مسجد جامع را در چنین روزی روشن کنیم (حتی اگر چراغ منزل مان خاموش شود)، او با این کارش، این ضرب المثل را که "چراغی که به منزل رواست، به مسجد حرام است" را به دور افکند و مراسم هر ساله منزلش را که نسل اندر نسل در آنجا به انجام می رسیده را در آخرین سال حیاتش، رضایت داد که به مسجد جامع محل منتقل کنیم، این خیلی باعث تعجب من شد و من که خود را آماده هزار حرف به خاطر این کارم کرده بودم، حتی با تک سخنی به اعتراض از سوی آن مرحوم مغفور مواجه نشدم و او آخرین درس ایام تولیت داری این مراسمات را به من داد و رفت تا امسال را برای اولین بار بدون او دور از مراسمش، طی کنم.

  گذشته از تقصیری که هر مومنی در این وضعیت دارند؛ در این مورد بانیان، هیات مدیره، هیات امنا و سیاست گذاران رسمی مساجد و... باید پاسخگو باشند که چه بر سر مساجد آورده اند که به چنین وضعی دچار آمده اند؟ پول ورودی و یا هزینه هایی که دریافت می کنند، فتواهای این چنینی، یا دست های آلوده یی که ممکن است در کار باشد و...؟ چه چیز ما را به این جا رسانده است؟. چه سیاست هایی را اعمال کرده اند که مردم از این اماکن دوری می کنند و این چنین مساجد ما به این مهجوریت گرفتار کرده اند.

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم دی ۱۳۹۲ ساعت 14:12 شماره پست: 375

آغاز سال نو 2014 میلادی مبارک

مصطفوی 20 خرداد 1395 7290 کلیک ها

امروز روز اول ژانویه سال ۲۰۱۴ میلادی است. سال نویی که در تهران با نعمت بارش شدید برف همراه شده است و فعلا که نعمت و برکت را برای ما به ارمغان آورده است. باید ببینیم که تا آخر سال هم هینطور نزول نعمت و برکت ادامه خواهد داشت یا خیر. 

دوره های زمانی که تغییر می کند یک تلنگری است به انسان که این آمدن ها و شدن ها و رفتن ها نوید پایانی در آینده (که هر آینده یی نزدیک است)  برای همه ماست و یا این که ما را به حوادثی نزدیک می کند که انتظارمان را می کشند. مرگ، بیماری، موفقیت، پیشرفت، پس رفت، آمدن آدم های جدید، رفتن آدم های قدیم، بر افتادن سلسله های محکم، شروع شدن سلسله های دیگر، بهبود وضع مردم، بدتر شدن وضع مردم و... همه و همه حوادثی است که گذشت زمان تعیین می کند که کدامشان باید اتفاق بیفتند. پیش بینی چنین حوادثی سخت و شاید هم نا ممکن باشد. چه انسان هایی که اکنون وارد ۲۰۱۴ شده اند و هرکز فکر نمی کنند که سال ۱۰۱۵ دیگر نباشند، ولی اکنون با خیال راحت وارد سال ۲۰۱۴ می شوند و از این شدن خوشحالند، چه موجوداتی که در سال ۲۰۱۴ به دنیا خواهند آمد که دنیای آینده را تغییر خواهند داد.

خلاصه ایام از پس هم می گذرد و ما هم تغییر می کنیم البته شاید این تغییرات برای خودمان محسوس نباشد ولی ناظر بیرونی می تواند این تغییرات را به عینه ببیند و حس کند. روند تاریخ ما را به سوی آینده امان رهنمون می کند بدون این که حس کنیم. انسان های فعال با تلاش خود آینده اشان را سعی می کنند تغییر دهند و یا خود رقم زنند و روز مره ها خود را به سیلاب زمان سپرده اند تا ببینند آنها را به کجا خواهد برد.

 سال نو میلادی را به همه برادران خود که دل در گرو حضرت مسیح (ع) دارند تبریک می گویم و امیدارم این سال برای همه بشریت سالی پر خیر و برکت باشد. امیدوارم حضرت عیسی مسیح (ع) با ظهور مهدی (عج) موعود به زمین بازگردد و ما هم به زیارت هر دوی این بزرگوران مفتخر گردیم. بسیار از مهر و عطوفت و انسانیت مسیح و نجات دهنده موعود قوم یهود شنیده ایم ولی شنیدن کی بود مانند دیدن؟!!.

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی ۱۳۹۲ ساعت 10:16 شماره پست: 374

امروز روز رسول خدا و روز مظلومت آل الله و کل مظلومان است

مصطفوی 20 خرداد 1395 2463 کلیک ها

امروز روز رسول الله ص  و آسمان و زمین مشحون از حضور اوست، امروز زمینیان به آسمانیان به وجود رسول خدا ص فخر می فروشند. امروز روح آن یگانه عالم را بر آسمان این زمین آشکار و ناظر می بینم. او امروز حتما به ما سری می زند، تا ببیند که در کجا و در چه مرحله یی قرار داریم و حتما با دیدن اوضاع مسلمانان دلش خون می شود.

او در بررسی وضعیت امت خود به واسطه زمام داران مسلمانی که جز ظلم به مردم خود، چیز دیگری در چنته برای عرضه ندارند، حتما در غمی عمیق فرو خواهد رفت. قلب او از آنانی که جز به زنجیر کشیدن فکر، روح، جسم  و مال امتش در ذیل منویات خود، به هیچ چیز دیگر نمی اندیشند، عزادار خواهد شد. آنان که خود را محور قرار داده دیگران را به طواف خود می خوانند. آنان که غرور و هوای نفسانی و قدرت این دنیایی فریفته اشان کرده و هر که بر این امر بنالد، و یا اعتراضی کند را به باد تهمت و افترا و ترور شخصیت می کشند، تا هیچ صدایی دیگر جز صدای خود را در مناطق تحت سلطه اشان نشنوند و بوق های فراگیر و فوق قوی شان مدام بر سر مظلومان بی بوق می نوازد و ظالمانه نبرد یک طرفه یی را علیه کسانی که بوقی ندارند تا جواب دهند، سازمان می دهند و نه از خدا و نه از خلق خدا و نه از رسول خدا و نه از حجت بالغه خدا عج که زنده و ناظر است، شرمی نمی کنند و با همه این ظلم ها خود را رهرو محمدی ص می دانند که هیچ تناسبی با او در تقوا و در علم و در نزدیکی به خداوند ندارند.

امروز ۲۸ صفر و روز مظلومان است، چون محمد ص را نیز حتی رهروانش، چنین آبرو می برند و حسن مجتبی ع هم در چنین روزی جانش را مظلومانه در راه خدا و دین جدش داد تا جگرش پاره پاره شود، ولی ما امروز داستان مظلومیت او را حتی در عزایش هم می بینیم که شیعیانش هم حتی در عزای او ندای یا حسین ع سر می دهند و حسن ع و مکتب حسنی ع را به هیچ می انگارند و به سالروز شهادتش هم "چهل هشتم" می گویند یعنی حتی روز شهادت او را هم با مبدا عاشورا می سنجد و اصلا برای او مبدایی خاص قائل نیستند و شاید اگر شهادتش همزمان با رحلت جدش ص نبود همچون ائمه ع دیگر به آسانی از کنارش می گذشتند و  پلی می زدند بین علی ع و حسین ع و او را زیر این پل قرار می دادند.

حتی امروز هم حلقوم برخی از عزادارانش به خود این اجازه  را نمی دهد که با افتخار یا حسن ع بگویند، این است شرح ظلمی که به آل محمد ص رفته و می رود.

برخی از ما حتی محمد ص را نیز به مبدا عاشورا، بزرگ می داریم و روز رحلتش را "چهل هشتم" می خوانیم این شرح انحرافی است که در کیش ما رفته است و ما هم شیعیانی هستیم که آبرو داری را هم بلد نیستیم در سالروز شهادت حسن مجتبی ع که او را ناظر و حاضر هم می دانیم ندای یاحسین ع سر می دهیم، این یعنی چه، یعنی این که ای حسن ع تو در حدی نیستی که یا حسن ع بگوییم و خطابت قرار دهیم و زبانمان به این طرف نمی لغزد و یا این که دلمان به این امر راضی نیست؟!!!  

و اگر چه این بزرگواران ع از یک نور واحدند و هرگز ناراضی از این امر نخواهند بود ولی این بی احترامی ما در روز حضور آنان به نظرم نا بخشودنی است و...

 شما به مظلومیت علی بن موسی رضا ع نگاه کنید حاکم ظالمی او را می کشد و بر کشته اش منافقانه به گریه می نشیند و پیام تسلیت می دهد. این شرح حکامی است که بر کرسی رسول خدا ص تکیه زده و به نام اسلام ظلم می کنند و می کشند و خفه می کنند و باز ندای پیروی از خط محمدی ص سر می دهند این گونه حکام سرسلسله هایی هستند که سرمشقی شده اند برای حکام دیگر مسلمان که بکشند و خفه کنند و در موقع ضرور و اضطرار پیام همدردی هم دهند.

+ نوشته شده در سه شنبه دهم دی ۱۳۹۲ ساعت 13:2 شماره پست: 373

محمد (ص) معجزه یی به بزرگی افق خلق بشریت

مصطفوی 20 خرداد 1395 5946 کلیک ها

محرم و صفر ماه های اند که خبرهای بدی برای بشریت به ارمغان آورده اند. وقتی انسان به اتفاقات این ماه نگاهی می اندازد دلش آب می شود خصوصا آخر صفر که مصادف است با رجعت یتیمی کوچک اما به بزرگی افق آفرینش انسان، که زندگی اش آنقدر عجیب است که به افسانه ها می ماند. او و خداوند دست در دست هم داده، آنقدر به زندگی کوتاه شصت و سه ساله اش پیچ و خم و بالا و پایین دادند که سروده ایی حماسی و در عین حال داستانی مملو از عشق و انسانیت را خلق کردند؛ افسانه یی که انگار به قلم تواناترین ها و داناترین ها به اسرار آفرینش سروده شده بود.

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...