دل نوشت ها و نظرداشت ها

امام خمینی (ره) حکایتی تکرار ناشدنی

مصطفوی 20 خرداد 1395 3541 کلیک ها

وقتی به چهره نورانیش فکر می کنم حکایت مرشدی بزرگ، پدری مشفق و مهربان، پیری فرزانه و حکیم، معلمی دلسوز و رحیم، راهبری راه آشنا و راه دان، سالکی نام آشنا و غریب، چهره ایی به تقوا سال ها شکل گرفته، مصلحی اصلاح طلب و اصلاح گری توانا، مردی قوی و استوار، منبع اتکایی قابل اعتماد، روحی بزرگ و به قول هندوان "مهاتما"، لنگرگاهی آرام، سخنی سنجیده، دلی آرام، طوفانی عظیم، قلبی مطمئن، ضمیری امیدوار به فضل الهی، دلی آکنده از ایمان، لبی به ذکر مشغول، خود ذکری آشکار، سمبلی از از اعلی علین، پاکی به زلالی آفتاب، نماینده یی از تمامی خدایان، نظمی بی اتمام، پاکی دائم، دست از دنیا شسته، بر اهل دنیا دل نگران، به قدرت و مظاهرش پشت کرده، قدرت به او چشم و ابرو نشان داده، بی اعتنا به شیطان، و... در ذهنم متبادر می گردد؛ این است حکایت رادین مردی که آمدنش با هله هله میلیونی دوستارانش و رفتنش با وداع چندین میلیونی پیروان و دوستارانش تجلی گر استواریش بر عهدی بود که با خداوند و مردمش بسته بود و خود را در این هنگامه ی بین آسمان و زمین به هیچ انگاشت و لذا بزرگ شد و به اوج خود رسید و در اندک دوره یی ده ساله صفحه یی بر دفتر آزادمردان خدایی زد که تکرار ناشدنی شد.

هر چند کذب پیشه گان بخواهند محمدی (ص) را دوباره بسازند ولی او دیگر تکرار ناشدنی است و آنان تنها آب در هاون می کوبند که او یکانه گوهری بود در دستگاه عظیم هستی که خداوند بر جهانیان رو کرد تا چراغی گردد بر بشر در عصر خود و اعصار آینده و او یگانه بود چون از یگانه یی مطلق نشات گرفته بود و تجلی گر آن یگانه مطلق شده بود.

خمینی کبیر (ره) را مردمش عاشقانه دوست می داشتند و او خود شده بود محور عشق آنان و به قول استاد ما پروفسور سید امیر حسین ذکرگو مردمی که به دیدارش می رفتند ملودی "بسم الله الرحمن الرحیم" آغازین سخنش آنان را مست می کرد و اشک از دیدگان شان جاری می نمود و بی اختیار به گریه اشان وا می داشت خواه او در سخنانش مشتی حواله دهن دولتی می کرد و یا بوسه یی بر دست و بازوان جوانانی می فرستاد که در هنگامه رزم گاه حضور یافته و حماسه می آفریندند. فحوای کلام آن پیر فرزانه ی ما در جمع حاضرین در مرحله دوم توجه آنان قرار می گرفت و چهره و ملودی صدایش حاضرین را به عالم دیگری متصل و اشک شان را جاری می کرد که این اشک نه اشک شادی بود و نه اشک غم بلکه اشکی از شوک اتصال بود که به عالمی دیگر غیر از عالم دنیا صورت می گرفت. 

خدایش رحمت کند که در عصر خود تجلی گر محمد (ص) بود و شمه یی از انوار محمدی (ص) را ما به واسطه ی او حس کردیم هرچند ما هم همچون اویس قرنی به دیدار رودررویش رفتیم ولی در آن روز موعود خداوند او را به سوک سید روح الله خاتمی اش نشانده بود و لذا دل داغدیده اش حتی برای دیدار رزمندگان از چنگ برگشته نیز آمادگی نداشت و دیدار با ما برایش مقدور نبود و لذا موفق به دیدارش نشده او را از دست دادیم. روحش شاد و راهش پر رهرو باد.

 

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان ۱۳۹۲ ساعت 8:15 شماره پست: 342

احترامی بجا از جنس اخلاص برای نورانی ترین بانک خدایی یعنی اذان

مصطفوی 20 خرداد 1395 2608 کلیک ها

وقتی از بلندگویی بانک با شکوه و پر معنی اذان بلند می شود دل انسان به پرواز در می آید؛ اذان، بلند معانیی است که خلقی را برای ستایش و پرستش خداوند به ولوله و حرکت می اندازد. احترام به این صدای انگیزاننده روح شاید واجب باشد. استاد ما جناب دکتر امیر حسین ذکرگو از بین اساتیدی که تاکنون در مقاطع و دورس متعدد داشته ام از این لحاظ هم یگانه است. ایشان با بلند شدن صدای اذان درس خود را متوقف می کند تا تمام اذان گفته شود و بعد کلاس خود را ادامه می دهد این نوع احترام به اذان را من برای اولین بار در بین اساتید خود دیدم.

نوع دیگر احترام به اذان را از شخص دیگری هم دیده بودم، به این صورت که وقتی صدای اذان بلند می شد انگشت شصت خود را وسط چهار انگشت دیگر دست راستش قرار داده آنها را به هم چفت می کرد و سه بار آن را می بوسید و هر بار به پیشانیش آن را نزدیک می کرد و به نوعی ایستاده سه بار متوالی بر آن سجده می کرد.  درست به همان صورتی که ما بوسه را از راه دور روانه فردی کنیم.

این استاد و این دوست عزیزم هر دو مدتی را در شبه قاره هند بوده اند و گمانم این کارشان ریشه در حضور آنان در این منطقه داشته باشد که در این منطقه مردم به عقاید همدیگر احترام می گذارند و با هر مسلکی که باشی برای تو فارغ از عقیده ات احترام می گذارند.

در هند هم نوعی احترام به اذان را در بین دیگر عقیده مندان آن دیار دیدم؛ شاید این بواسطه این واقعیت باشد که برای آنان زمینیان و آسمانیان زیادی از نوع دیوان و خدایان وجود دارند که فعالانه در کش و قوسند تا کار این دنیا پیش رود و امور آنان و جهان به انجام رسد و آنان حتی محمد (ص) را هم می توانند در خیل خدایان خود جای دهند و در عقیده وسیع آنان او هم می تواند جایی برای خود داشته باشد!!! و لذا به اذان پیروانش هم همچون اوراد آسمانی دیگر احترام می گذارند.

+ نوشته شده در شنبه چهارم آبان ۱۳۹۲ ساعت 17:31 شماره پست: 340

عکس خدا را پاره کردی

مصطفوی 20 خرداد 1395 2941 کلیک ها

 این عبارت موقعی از سوی مردم استفاده می شود که فردی بر خلاف عرف جمع و یا جامعه خود اقدام ساختار شکنانه (هر چند بسیار کوچک) بر خلاف خواست یا روندی که نسبت به یک نظم استبدادی یا مستبد و یا قدرتمند ظالمی موجود است، انجام دهد؛ از جمله مثلا انتقاد کوچکی به ساحت اون "بزرگ داشته شده" انجام دهد، که چون معمول نمی باشد و ممکن باشد به گوشه یی از پره ی عبای اون مظهر قدرت ظالمانه برخورد کند، در این حالت دیگران به نشانه هشدار (که آماده مجازات شدید باش!) به این فرد که حریم بسیار شدید و ظالمانه موجود را شکسته، می گویند که "عکس خدا را پاره کردی؟!!" در این جا "خدا" کنایه از آن فرد مستبد و بر برج عاج نشسته و “عکس” هم کنایه از عمل کوچکی است که حتی مستقیم به این خدایگان قدرت مربوط نیست ولی به واسطه شرایط مچ گیرانه حاکم، علیه این خدایگان قدرت تفسیر می شود که اگر چه به ندرت اتفاق می افتد و بسیار هم کوچک است ولی بزرگش می پندارند و جزایی بسیار شدید برایش پیش بینی می کنند؛ چرا که این اقدام علیه فردی صورت گرفته که با اقدامات گذشته اش علیه مخالفین یا منتقدینش شرایط را برای هر گونه مخالفتی شدیدا ناامن کرده و هاله یی به دور خود پیچیده (یا برایش پیچیده اند) که کسی را جرات وارد شدن به محدوده اش نباشد و حتی به محدوده ممنوعه مذکور جرات نزدیک شدن هم نداشته باشند. واکنش های تند و بی منطق نسبت به کوچکترین انتقادها به این گونه افراد ترسناک، ضرب المثل "عکس خدا را پاره کردی" را در چنین زمان هایی مناسب حال می کند.

ولی آموزه های دین انسان ساز و حقه اسلام این گونه می گوید که افرادی که مردم از آنها می ترسند از منفورتن ها نزد خداوند متعال می باشند و خداوند جزای سخت خود را شامل افرادی خواهد کرد که غرور و تکبرشان به چشم بندگان این چنین برجسته بوده است.

ولی قربان مهربانی یگانه عالم امکان یعنی خداوند متعال بشوم که عکس او که چه عرض کنم، روزانه هزاران توهین و بی توجهی مستقیم و غیر مستقیم نسبت او که صاحب همه خلق و قادر متعال است صورت می گیرد و او صبر و تحمل بی نظیر همه این موارد را دارد و این گونه انسان ها را مجازاتی هم نمی کند که هیچ؛ بلکه آنان را به انتظار می نشیند تا شاید بازگردند و توبه کنند تا هم خلاف های شان را ببخشد و حتی آن نقطه های کثیف و تاریک در زندگی او را نیز به روشنایی و به حسنه تبدیل کند؛ او تا آنجا صبر دارد که شاعر می گوید "عجب صبری خدا دارد؛ که من اگر جای او بودم؛ چنین می کردم و چنان می کردم"!!! این است تفاوت جبار مطلق و انسان ضعیف مبهوت از قدرت چند روزه. 

او هیچگاه منتظر بهانه جویی و تعجیل گر در مجازات خلایق نیست هدفی برای مجازات آنان ندارد و دلش هم با مجازات بندگانش خنک نمی شود و بر این مجازات خوشحال نیست. کاری که بشر اگر فرصت یابد هرگز در انجامش تعلل نمی کند. نمونه خدایی این دنیا اشک هایی است که علی (ع) بر جنازه دشمنانش می ریزد که چگونه به این وضع دچار شده اند.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان ۱۳۹۲ ساعت 7:57 شماره پست: 339

تک صدایی و طرفدارانش و نقش آنان در خاموشی تفکر خمینی در عصر خمینی (ره)

مصطفوی 20 خرداد 1395 3511 کلیک ها

 پیشینیان ما در رژیم پهلوی برای رسیدن به ابرقدرتی در منطقه، در بعد بین المللی در عین حال که روابط موثری را با دول قدرتمند بلوک غرب در جهان و علی الخصوص امریکا برقرار کرده بودند، در این بین لزومی به یک روابط متوازن با دیگر بلوک های قدرت جهانی و یا دیگر تمدن های پیرامونی خود حتی نمی دیدند؛ و گوش های شان را تنها به صدایی کوک کرده بودند و که از آن سوی اتلانتیک بیاید؛ چون تنها آن را عین صلاح خود می دانستند. در عین حال در بعد داخلی هم صدایی غیر از خود و تفکرات شان را که معتقد بودند مجد و عظمت را برای خاندان شان و ایران به ارمغان خواهد آورد؛ نمی توانستند تحمل کنند و یا بشنوند. این کانالیزه کردن ذهن و عمل راهبران آن روز کشور، ما را به سمتی برد که دلسوزانی همچون امام خمینی (ره) دیگر تاب نیاوردند و دست به کار شدند. و خدا را شکر که موفق هم بودند، زیرا دست روی جایی گذاشته بود که درد همه جامعه تلقی می شد و این آگاهی از هدف و همراهی مردم عزیز ایران بود که امروز ما صاحب کشوری هستیم که در بین معدود کشورهایی در منطقه قرار دارد که در آن انتخابات برگزار می شود، حال بگذریم که انتقادهایی از مکانسیم آن از سوی برخی معاندان و حتی بسیاری از دلسوزان کشور مطرح می شود. ولی ضعف داخلی رژیم گذشته تک صدایی، تک حزبی، تک رانی، تک خوری، تک بینی و... بود که آنها تنها خود و اهداف شان را می دیدند و به هیچ چیز دیگر توجه نداشتند و هر غیر خودی؟!! را هم که صدایی ناکوک بلند می کرد خاموشش می کردند. باید از این درس بزرگ که آنان در شیوه خود به ما دادند عبرت بگیریم و ما که جایگزین به حقی برای آنان خود را می دانیم این اشتباه را تکرار نکنیم. این کشور با تنوع نژادی و فرهنگی اش، سرهایی در خود دارد که تفکرات متفاوتی در آن رشد یافته است و در طول تاریخ ایران با توجه به ابرقدرتی و تنوع سرزمین هایی که بر آن از غرب تا شرق تسلط یافته بوده است همچون کشور مهاجر ساخته ایی چون امریکا می ماند که متنوع الاقوام است و لذا متنوع الافکار نیز می باشد و لذا وجود تنوع فکری در بین ما کاملا طبیعی است. هر حاکمیتی هم که در ایران باشد با تکیه بر این تنوع می تواند به توسعه و پیشرفت نایل آید و اگر این تنوع فکری را نادیده بگیرد آب در هاون می کوبد و انرژی کشور را هدر داده ره گمراهان را پیش گرفته و روش آنان را تکرار خواهد کرد.

در عین حال امروز دیگر تنوع در تفکرات سیاسی (همچون دیگر حوزه ها از جمله دین و فرهنگ و...) به امری رایج و پذیرفته شده عقلانی در جهان تبدیل شده است و این حقوق را برای همه احاد کشورها ایجاد می کند که آن طوری فکر کنند که سعادت خود و کشورشان را در آن می بینند و با همان تفکر خود در مسابقه کسب قانونی قدرت در کشور شرکت کرده و سعی نمایند قدرت را به دست گرفته و کشور را نیز به همان جهتی بیاورند که خیر را در آن می بینند این که انقلاب و حرکت امام خمینی (ره) در مقابله با رژیم مستقر و حاکم بر قانون و ساری کننده آن، مشروعیت جهانی می یابد و شورش و یا عمل غیر قانونی تلقی نمی شود بر پایه همین سازه و تفکر عقلانی بشری است؛ که باید تنوع ایده ها را پذیرفت و حرکت آنان را هم مشروع دانست. لذا در فرهنگ جهان متمدن امروزی، نظام های سیاسی با یک تفکر سیاسی واحد که اجازه عرض اندام به هیچ یک از تفکرات دیگر را نمی دهند یک نوع نظام دیکتاتوری در جهان تعریف می شوند؛ خواه در راس این دیکتاتوری یک فرد بر آمده از نظام دو حزبی باشد که صدای سومی را تحمل نمی کند و خواه یک حزبی که از بدترین نوع ممکن است.

 در مورد پذیرش تنوع فکر وقتی به اوضاع خود نگاه می کنیم اسفبار است؛ نمی دانم ما را چه شده است که حتی یکی از استوانه های نظام بر آمده از تفکر آزادی خواه امام خمینی (ره) به نقل خاطرات خود می پردازد و سعی در تبیین پرده هایی دیگر از تفکر امام (ره) را دارد ولی یک عده از دوستان همراه سابق او حتی نمی توانند این را هم تحمل کنند و حتی از امام (ره) نیز تنها آن چیزی را می توانند بشنوند و تحمل کنند که در راستای تفکر خود ببینند و بدانند. این که یک فرد همراه امام (ره) پنجره یی به آنسوی تفکر او باز کند، چرا باید دستمایه حمله به این استوانه موثر در انقلاب تبدیل شده و عده یی به عقده گشایی بپردازند. مگر تفکر امام (ره) تنها آن چیزی است که ما خوشمان می آید. ما را چه شده که حتی نمی توانیم صدایی که صورت و وجه دیگری از افکار امام (ره) را بگوید،؛ تحمل کنیم؟!! حرکت شتابزده صدا و سیما در برنامه نامناسب بیست و سی در واکنش به این جریان؛ و یا حمله تهدید آمیز و بی پرده جماعت مداحان که در این کشور آنقدر قدرتمند شده اند که حتی گاهی حکم شرعی قتل افراد ناهمسو با تفکر و باند خود را حتی در دولت جمهوری اسلامی را هم می دهند، بسیار قابل تامل است. اگر فضا را به سمتی ببریم که یاران نزدیک امام (ره) نیز جرات حرف زدن از امام (ره) و افکارش را هم نداشته باشند که دیگر چه خواهد شد. آیا این خیانت به امام (ره) و تفکر آزادیخواهانه او نیست. آیا اگر فردی جرات نکند چیزی به غیر از قرائت عده یی از تفکر امام (ره) بگوید، این دفن تدریجی تفکر چند وجهی امام (ره) نیست. آیا اگر فضایی ایجاد کنیم که یاران امام (ره) هم نتوانند از تفکر او بگویند خیانت به آیندگان و معاصرین بی خبر از گذشته پربار حرکت امام (ره) نیست. تریبون داران و صاحبان قدرت به عنوان حافظان قانون و انقلاب و کشور باید از ایجاد فضایی که حتی سخن گفتن از تفکر امام (ره) توسط یارانش را محدود می کند؛ جلوگیری کنند زیرا ایجاد چنین فضایی چیزی جز خیانت به امام (ره) و تفکر متعالی او و تاریخ انقلاب نیست. خاطرات و یا نقطه نظرات یاران و نزدیکان امام (ره) که چه ما را خوش آید یا نیاید، بسیار هم متنوع و متکثر بودند و طیف متفاوتی معظم له (ره) را در کوران مبارزه و بعد از انقلاب تا رحلت جانگدازشان همراهیش کرده اند، راه گشای راه ما و اصلاح کننده انحرافات ما و بسیار مفید خواهد بود و آنان که به زعم خود از این راه می خواهند از تفکر امام (ره) دفاع کنند، روش نابخردانه یی را پیش گرفته اند که راه را بر طرح و گسترش تفکر محوری و راه گشای امام (ره) بسته و این کارشان نتیجه یی جز نابودی و به زیر بردن تفکر امام (ره) ندارد. نا امن کردن سخن گفتن از امام (ره) همان بلایی را بر سر انقلاب و امام (ره) می آورد که خلفای اسلامی بعد از پیامبر اکرم (ص) با حرکت خود در ممنوعیت نقل حدیث از پیامبر اعظم (ص) بر سر اسلام و مسلمانان و پیامبر (ص) آوردند. این کار خلفای مسلمان با هر دلیلی که بود تنها باعث قطع رابطه آیندگان با پیامبر (ص) و عصرش شد و در مورد ما هم تنها به باعث قطع رابطه آیندگان با امام (ره) و عصرش خواهد شد. بیایم همت آنانی را ارج نهیم، که سخن امام (ره) را در عصرش مطرح می کنند تا تفکر این راهبر صدیق دین و کشور (ره) در عصر خودش به فراموشی نرود. دورود خداوند بر کسانی باد که سال ها در رکاب آن بزرگ مرد تاریخ ایران و اسلام (ره) خدمت کردند و امروز همچون سجاد (ع)، باقر (ع) و زینب (س) که بعد از عاشورا با پیام آوری شان، نگذاشتند نهضت حسینی (ع) به فراموشی برود، نمی گذارند امام (ره) و تفکرش به فراموشی رفته و ره راه گشایش، توسط عده یی به بیراهمه ختم شود. اجر کسانی که فرصت حضور در رکابش را داشتند و درباره این دوران قلم می زنند تا راه آن پیر فرزانه (ره) را با نوری که می گسترانند، بشناسانند، همانند همان اجری خواهد بود که سجاد (ع)، باقر (ع) و زینب (س) بعد عاشورا داشتند. خدای شان در این راه همراه و نگهدار باد. 

خدایا این انقلاب برخاسته و بناشده بر تاریخی از خون پاکباختگان از فرزندان این کشور را از انحراف و فراموشی نگهدار باش.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 8:50 شماره پست: 337

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...