دل نوشت ها و نظرداشت ها

مریم ام فرحات و زهرا مصطفوی فرزندان خمینی کبیر (ره)

مصطفوی 20 خرداد 1395 3248 کلیک ها

"... وقتی اطلاعات زندگی این خانم را دیدم پیش خودم و خدای خودم شرمنده شدم، ما ماندیم و این عزیزان با این افتخار شهید شدند، خداوند دست ما را هم بگیرد و دست ما از دامان شهدا کوتاه نشود. با سلام و دورود بر محمد (ص)-  پیام آور آزادی از نفس، سلام بر مهدی (عج)، سلام بر شهیدان راه آزادی خصوصا شهدای راه آزادی فلسطین و قدس شریف. دورود بر بانوی مبارز فلسطینی ام الشهدا ، خانم ام الفرحات. مادر سه شهید و یک آزاده. سلام بر همه مبارزان راه آزادی فلسطین و سلام بر آنان که دغدغه فلسطین دارند و سلام بر شما که در این محفل به پاس زنی از جنس اسلام و مقاومت جمع شده اید. ام فرحات زنی که خود مجسمه تقوای الهی و تلاش برای رضای خداوند در عصر امروز بود. او در هیاهوی دورغین آزادی زن، ترسیم صحیحی از معنای زندگی و انسانیت داد. او وجه همت خود را تربیت نسلی قرار داد که در پی کسب عزت فلسطین پای نهاد. ام فرحات داستان ابراهیم (ع) و اسماعیل (ع) را در عصر حاضر روایتی تازه کرد. مرحبا ، ام فرحات می دانست که جانش و سراپای وجودش به عشق آزادی فلسطین و قدس شریف شعله ور است. او خواستار آن بود که همه برای آزادی فلسطین و قدس شریف مبارزه کنند. مرحله که به زعم او بسیار نزدیک است و این وعده الهی است که الیس به صبح و به غریب."

مورخ 24/2/1392 در سالن حنانه دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران مراسمی به پاس داشت چهلمین روز درگشت مریم ام فرحات، نمونه ای از مادران مقاوم فلسطین برگزار شده و از آنجا که موضوع قدس شریف و فلسطین از ابتکارت خمینی کبیر (ره) بود، در مجلس "مریم هزار مسیح" ، سرکار خانم زهرا مصطفوی فرزند فاضل خمینی کبیر (ره) حاضر شدند، در حالی که حتی نتوانست به علت صدمات بیماری و عمل قلب سخنرانی خود را به پایان برد. او که دو ماهی به همین علت بستری بوده است، از بازماندگان خاندانی شریف است که این روزها تنها می توان بوی خمینی (ره) را از قلیل بازماندگان این بیت شریف استشمام کرد. مردان و زنانی به تعداد کم، ولی به بزرگی با عظمت.

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 8:25 شماره پست: 293

هر که هستی باش ولی، روی حرف من حرفی نباشد!!

مصطفوی 20 خرداد 1395 8425 کلیک ها

 آنچه تاریخ اسلام گواهی می دهد این که صحابه و خاصان از مسلمین در صدر اسلام، علی الخصوص علی (ع)، با حکامی چون معاویه و بوسفیانیان و سلسله ایی از یاران پر تزویرشان روبرو شدند که بلافاصله بعد از رحلت پیامبر (ص) بر اریکه حاکمیت اسلامی و نفوس مسلمین تکیه زدند و رویارویی بین صاحبان اصلی و پیش برندگان اسلام و این مدعیان اسلام شروع شد. امثال معاویه سیره و روشی را پی گرفتند که با اسلام و سیره رسول الله (ص) سازگاری نداشت و یاران رسول خدا (ص) متحیرانه بر این اعمال می نگریستند که چگونه این مدعیان اسلام، مسلمین را به فرهنگ و روش جاهلیت و قبل از اسلام رجعت و بازگشت می دهند و به تکرار روشی همت دارند که حکام جور بر آن اصرار داشته و دارند. صحابه و یاران محمد (ص) تمام تلاش خود را کردند تا آب رفته را به جوی بازگردانند ولی بوسفیانیان مسلط بر تمامی ارکان قدرت ناشی از حاکمیت اسلامی و همچنین با کمک باندهای قوی و برنامه ریزی شده این تلاش ها را به قول دکتر شهیدمان، علی شریعتی با "زر" و"زور" و "تزویر" بی اثر می کردند.

دیشب که به سریال "علی علیه السلام" توجه می کردم این سیره علوی (ع) و یارانش که در این قسمت برجسته شده بود، توجهم را به خود جلب کرد که چگونه یاران محمد (ص) و علی الخصوص علی (ع) بر چنین حکامی با آن همه انحرافی که بر اصول اسلامی وارد کرده بودند خروج نکرده و شمشیر بر نیام حفظ کردند و با همه سخت گیری هایی که در حق آنان، از سوی حاکمیت تسلط یافته و به اصطلاح اسلامی اعمال می شد، تحمل کردند و صبورانه ماندند و سعی کردند تا آب رفته را به جوی بازگردانند. زیرا می دانستند که اسلام و راهی که سال ها برای آن زحمت طاقت فرسا کشیده اند، مشکلی ندارد و این حاکم وقت اسلامی است که ره به بی راهه می زند و به سو استفاده از این موقعیت فراهم شده مشغول است.

آنها می دانستند که تفرقه در بین مسلمین چه بلایی است و بر سر اسلام چه ها که نخواهد آورد، آنان می خواستند اجتماع مسلمانان (حتی حول و حوش ولید بن عقبه) هم حفظ شود، لذا صحابی کهنسال رسول خدا (ص) چون عبدالله بن مسعود بر ولید بن عقبه که سابقه  این فرد و پدرش در نبرد علیه اسلام و شخص پیامبر (ص) به روشنی در پیش چشم همه وجود داشت، در مسجد کوفه به جماعت اقتدا می کند تا اجماع مسلمین در کوفه حفظ شود. ابن مسعود (ره) به بطلان راه و سیره حاکم کوفه (ولید بن عقبه) مطلع بود ولی برای این که شیرازه حاکمیت اسلامی به هم نخورد صبر و تحملی مثال زدنی را پیشه کرد.

یاران رسول خدا (ص) خار در چشم و استخوان در گلو شاهد کج مداری جاری حکامی بودند که چون بر قدرت تکیه زدند، چهره واقعی خود را به عینه نشان دادند و هر چه می گذشت چهره واقعی خود را بیشتر نشان می دادند و اهداف نادرست خود را بیشتر نمایان می کردند. چهره هایی از خود به نمایش گذاشتند که مسلمین هرگز تصورش را هم  نمی کردند و در مخیله یک مسلمان چنین اعمالی نمی گنجید. و وقتی مسلمین در جلساتی در امثال سقیفه بر گماردن آن ها به این سمت رای می دادند هرگز به پیش آمدن چنین روزی فکر نمی کردند و حال آن اکنون این افراد در این سمت ها قرار گرفته بودند و دیگر کمتر می شد کاری را پیش برد و هر عملی به نشانه اعتراض به اعمالشان را انگی ممکن بود به دنبال داشته باشد.

حکام اسلامی وقت در مقابل سیره خدایی، مردم مدارانه و مردم محورانه پیامبر (ص)، فضای جامعه اسلامی و حرکت مسلمین را به سمتی بردند که خود را محور همه چیز قرار داده و حتی اسلام، مسلمین، احکام الهی و قرآن و سنت، تنها به وسیله ای برای توجیه اعمال نادرست شان و وسیله ای برای دستیابی به منافع و خواسته های شخصی و گروهی اشان تبدیل شد. این حکام به تمامی شوون مسلمین سیطره کامل یافته و به یاران خود تفهیم کردند که سیره محمدی (ص) دیگر در میان نیست و"بالای حرف من حرفی نباشد و فقط همراهی کن و بس و از منافع حاکمیت نیز در مقابل منتفع شو". در چنین فضایی قاضی اسلامی به سویی حکم می کرد که حاکم میلش بر آن قرار می گرفت لذاست که جناب "قاضی شارع" در جایگاه حاکم شرع و قاضی برگزیده ی اسلامی غیر مستقلانه حکم به حلیت خون حسین (ع)، نوه رسول خدا (ص)، مصباح هدایت و سفینه النجاه داد و هیچ از خدا و خلق خدا در این عملش شرم نکرد.

و یا خزانه دار بیت المال نیز فقط کلیدی از یک قفل در دست داشت و این قفل برای عده ای نقش خود را بازی می کرد، ولی قفل بیت المال مسلمین بر روی حاکم زورمند و دستگاه قدرتمندش باز باید همیشه باز می بود تا به میل خود هر چه می خواهد و درهر جا که تشخیص داد، بی حساب و کتاب خرج کند و زور خزانه دارها، دستگاه های حکومتی و فردی در حاکمیت این افراد به حدی نبود که جلوی خرج های بی حد و حساب آنان را بگیرد و یا حداقل سوالی از میزان و نحوه خرج کردو آن نماید و مسلمین فقط باید شاهد آن می بودند و اگر دم بالا می آورد، چون عبدالله ابن مسعود (ره) از سمت خود برکنار شده و بر آنان و قوم خانواده اشان خشم گرفته و تبعید (نفی بلد) می شدند و خلاصه قوای مسلح از شرطه ها (پلیس) گرفته تا و خدمه درگاه و سپاه مسلمین و کاسه لیسان و بادمجان دور قاب چینان و جمیع خدمه دستگاه، در خدمت منویات حاکم وقت بودند تا در یک فرایند پیچیده مثلث "زر" و "زور" و "تزویر" بر جایگاه رسول الله (ص) تکیه زده و نقش قارونی و قیصری و فرعونی را در خدمت هوای نفس خود بزدند.

 این نوع حکام اسلامی بدون این که متخلق به اخلاق مصطفوی (ص) و یا واجد علم و عصمت محمدی (ص) باشند و یا ذره ای از تقوای این یگانه خداوندی (ص) در روش و منش خود داشته باشد در حد رسول حق (ص) برای خود قدرت قایل بودند و حکم می راندند آن هم به نام اسلام و در کسوت امیر المومنان و حاکم واقعی اسلامی واجد عصمت. ولی با این حال علی (ع) و امثال او باید دندان بر جگر گذاشته، خار در چشم و استخوان در گلو در صحنه ایی رنج آور بمانند و ببینند و تحمل کنند و حتی مشورت و کمک هم بدهند تا دین محمد (ص) بماند. اینان سمبل صبر بودند و حتی بر هتک حرمت خانواده خود هم فرصتی نیافتند که دم بزنند و همچون کوهی استوار بر این موج بلا ایستادند و دیدند و تحمل کردند.

+ نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 14:8

دایره ای به بزرگی اهداف کوچک شان

مصطفوی 20 خرداد 1395 2833 کلیک ها

 انسان ها به بزرگی اهداف شان است که بزرگی خود را نشان می دهند. این که یک فرد چقدر بزرگ است نه بستگی به قدرتش، و نه بسته به میزان ثروتش و این تنها تقوا و هدف بزرگ است که بزرگی او را به ظهور می رساند. بزرگی به اهداف بزرگ است که فرد قصد دست یابی بدان دارد. خداوند به پیامبر رحمت حضرت محمد مصطفی (ص) هدفی بزرگ و جهانی برای تمامی بشریت را ارایه نمود و این بود و هست که محمد (ص) را در کنار شخصیت خاصش، بزرگ می کند و در افق دید بشریت تعالی طلب تا ابد قرار می دهد. امام خمینی (ره) نیز وقتی دید تلاش های اصلاح طلبانه اش بر حاکم کشور نتیجه ای ندارد، پای به میدان مبارزه نهاد و البته هدفی بزرگ را در نظر گرفت و لذا همین هدف بزرگ بود که او را بزرگ نمود. زیرا کنار گذاشتن فردی و روی کار آمدن که نمی تواند برای فردی مثل امام خمینی (ره) هدف تلقی شود. لذاست که خمینی کبیر (ره) را هدف بزرگش، در کنار سخصیت بی نظیرش بود که به عنوان سمبل یک نمونه موفق در تاریخ ایران و اسلام متجلی نمود.

اما وقتی به امروز کشور خود نگاه می کنم می بینم که اکنون چند سالی است که سیاست ها هدف بزرگی را نشانه نرفته است و سیاست گذاران انگار اهداف بزرگی در ذهن خود ندارند و شیوه عمل شان نشان می دهد که چشم در افق هایی کوتاه دارند. دیشب که خبر رد صلاحیت آقای هاشمی رفسنجانی را با آن همه سوابق خاص و منحصر به فرد در پیروزی و به ثمر رساندن و تثبیت این انقلاب شکوهمند بزرگ شنیدم، قلبم به درد آمد و بر زمانه لعن کردم که چه بد کرداری ای زمانه و با جگر پاره های این انقلاب خون چه ها که نمی کنی؟!!

کسانی که ستون خیمه این انقلاب خون بوده و هستند و بازماندگان امامی (ره) هستند که دیگر تکرارش شاید تا قرن ها محال باشد، این چنین زیر چرخی له می شوند که شتابان در حال له کردن است و قربانیان زیادی از این قافله گرفته است. واقعا آقای جنتی چطور به خود اجازه می دهد با آبروی مردان مرد این عرصه خون و ایثار و شهادت این چنین با جسارت رفتار نماید و کهولت سن را بهانه نماید در حالی که این یک حربه سخیف بود که در سقیفه هم استفاده شد. واقعا این است صلاح انقلاب و کشور که در این گردنه خطیر، به جای "جذب حداکثری"، "دفع حد اکثری" را در صدر سیاست های خود قرار دهیم و صحنه ای که دیر نخواهد پایید که صحنه نبرد رویاروی با دشمن خواهد بود را از مردان مرد این انقلاب خالی کنیم؟!!

 این است که اهداف کوچکی چون "یک دست سازی مردان در صحنه" به جای سیاست "انقلاب چتری برای همه" جایگیزین شده است. امروز نه تنها این عرصه چتری برای "همه" نیست بلکه سیاست حذف از صفوف عقب به صف نخست یاران انقلابیون رسیده و نسبت به حذف بزرگان این صف سعی بلیغ دارد و اقدام می کند، بزرگانی که ستونند بر خیمه ای که پایه های آن بر ابدان شهدای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی هشت ساله و ایثار و مجاهدت چند قرنه ی مردم شریف ایران بزرگ استوار است که هنوز هم بعد از قرن ها به ایده های بزرگ خود نرسیده و آن را محقق شده نمی یابند. شرایطی که در شان آنان به عنوان یک ملت متمدن باشد، هنوز دست نایافتنی می نماید.

پروژه حدف هاشمی از صحنه سیاسی کشور، قبلا از طریق حتک حرمت خاندانش رقم خورده بود اکنون با بی آبرو کردن ایشان با رد صلاحیت ش برای کاری که در آن تجربه ای بزرگ و یارانی همراه داشت، تکمیل شد. این حرکت را باید میخی بر تابوت حضور مردانه مردانی دانست که حماسه هایی بزرگ را در کنار امام شان (ره) آفریدند و آن را باید در امتداد پروژه نا امید سازی اقشاری از این ملت بزرگ تعبیر نمود که بعد از هشت سال حذف و حتک حرمت یاران امام (ره)، چشم به تحولی تازه داشتند و انتظار فضایی نو برای نفسی تازه را در سر می پروراندند. این است که اهداف کوچکی چون "یکدست سازی" آتش به خرمنی می زند که  خمینی کبیر (ره) آن را در مسیر مبارزه سخت و طولانی خود با خون دل فراهم نموده بود تا در زمان عدم حضورش سکاندار انقلابی باشند که او قصد داشت اهداف جهانی را از وجود آن دنبال نماید. 

امروز دستانی بزرگ به بزرگی مصادری که به آن تکیه زده اند، دایره های کوچکی رسم کرده اند که تنها خودشان با اهداف کوچکشان در آن می گنجند و دیگران را در آن جایی نیست، و اما توصیه این حقیر به حتک حرمت شدگان این عرصه بی آبرو سازی این است که صبر را پیشه کرده و به انتظار روزی بنشینیم که دوستان سابق همرزم و دشمنان فعلی یا بر سر عقل آمده و خود راتغییر دهند و یا زمانه تغییری در خور ایجاد نماید که امکان حضور حد اکثری مردان صحنه ها را برای مان فراهم نماید ولی نباید نشست و تماشا کرد باید صبر فعال داشت. 

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 14:47 شماره پست: 290

مگس صفتی در شان انسان ها نیست

مصطفوی 20 خرداد 1395 2817 کلیک ها

مگس ها دارای اخلاقی خدادادی هستند که بنا بر طبیعت شان روی جا های کثیف بنشینند. آنها تمام سطح تمیز یک صفحه و یا صحنه را رها کرده در نقطه ای می نشینند که کثافتی در آن قرار دارد حتی اگر به قدر ذره ای باشد.

این خصلت برآزنده انسان ها نیست که همه زیبایی ها را رها کرده و به نطقه ای تمرگز کنند نقصی دارد و یا ناجور است. مگس صفتی در شان انسان نیست. بیاییم زیبایی ها را ببینیم نه نازیبایی ها را. چشم و گوشی مگس صفت نداشته باشیم که روی بد چیزهایی ما را خواهد برد و بی انصافانه بسیاری از خوبی ها را نادیده خواهیم گرفته و به ناجورها گیر خواهیم داد. خدا انسان ها را مگس صفت نیافریده و ذهن سالم انسان سالم بیشتر به زیبایی ها جلب می شود. 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 19:25 شماره پست: 287

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...