دل نوشت ها و نظرداشت ها

همرنگ جماعت مباش

مصطفوی 20 خرداد 1395 2829 کلیک ها

گرچه جوامع انسانی معمولا شرایطی را برای افراد جامعه خود فراهم می کنند که یک فرم فکر کنند و یک فرم عمل کنند و یک فرم بپرستند و یک شکل بپوشند و... و خلاصه یک پارچه ادا و اصولی را در آورند که مد نظر است و... ولی اسوه ما طور دیگری یار و جانشین خود را هدایت می کند. رسول گرامی اسلام (ص) که اسوه جهانیان تا ابد است حکمتی را به حکیمی کامل (ع) می فرماید که بسیار جالب است . منبع حکمت (ص) به حکمت کامل (ع) می فرماید یا علی (ع) توصیه ای دارم که برابر با ۶۰۰ هزار کلمه حکمت است و آن این که :

اگر مردم  را دیدی که همت خود را صرف دنیا می کنند تو به دنبال آخرت باش

اگر مردم به انجام مستحبات همت صرف می کنند تو به دنبال انجام اعمال واجب خود باش

اگر مردم به دنبال عمل بسیار و کثیرند تو به دنبال عمل کم اما خالص برای خدا باش

اگر مردم دنیای خود را زینت می دهند تو آخرت خود را زینت بخش

اگر مردم به عیب جویی دیگران میشغولند تو عیب خود را در نظر داشته 

اگر مردم امید به خلق دارند و به خلق متوسلند تو به خدا توسل کن 

البته مثل فارسی هم این چنین توصیه می کند که :

"خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو "

 ولی باید گفت خواهی نشوی رسوا ٫ همرنگ جماعت رهسپار به بیراهه مشو 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 11:12 شماره پست: 272

خشم بر هم کیش و هم فکر بیش بر نامردمان

مصطفوی 20 خرداد 1395 2564 کلیک ها

دنبال کنندگان عاقبت پای نهندگان در وادی سیاست شاید به کرات دیده و شنیده باشند که در این وادی بازیگرانش چه بر سر هم سلکان و هم  فکران و هم سنگران و... خود که نیاورده اند در این وادی اگر شخصی در جبهه خودی مغضوب قدرت حاکم وقت شد، علیرغم داشتن سوابق طولانی و منحصر به فرد و یا حتی از "السابقون" بودن٫ از تمام حقوق شهروندی که محروم می شود که هیچ، از دشمنان نیز در برخورداری از حقوق اجتماعی و انسانی (در جامعه ایی که خود در ساختنش نقش داشته و حتی نقشی بی بدیل) بهره کمتری خواهد داشت و این قصه پر قصه تکراری تاریخ ظلم سیاست پیشه گان در نوع بشر شده است. نمونه بارز آن صاحب این ایام یعنی زوج بیت نبوی (ص) یعنی علی (ع) و فاطمه (س) است که این دو (ع) حتی از حقوق ناشی از بدیهی ترین قوانین یعنی قانون ارث هم که در اسلام  به روشنی آمده است، به بهانه های واهی محروم و مستثنی شدند و حتی هدایایی را هم که در سایه حکومت عدل مصطفوی (ص) بدست آورده بودند را نیز از آنان گرفتند (فدک). در جامعه اسلامی که حریم شخصی همه افراد محترم است ٫ حتی اگر در دین دیگری باشند، حریم حرمت خانه اشان (ع) که دیوار به دیوار خانه وحی (ص) بود، شکسته شد. نامحرم بر صورت ناموس صاحب ذوالفقار و اسدالله و... (ع) سیلی زد و...

نباید اشتباه کرد این اعمال را رومیان مسیحی و یا ایرانیان زرتشتی و یا کفار بت پرست نکردند بلکه این اعمال از ناحیه کسانی رهبری شد و سر زد که روزگاری بلند با اسدالله (ع) هم رزم و هم خانه و هم فکر و هم کیش و هم هدف و... بودند. آنها غریبه هم نبودند بلکه همه به نوعی با هم فامیل هم شده بودند و یا به رسول (ص) خدا دختری داده بودند و یا دختری از این بیت شریف به همسری گرفته بودند. انسان به شگفت می آید که چگونه انسان ها چنین تغییر می کنند و نسبت به هم کیشان و همسنگران خود چنین بی پروا و نابردبار و ظالم .... و چشم بر هم چیز بسته ظاهر می شوند.

دو آتشه ها و سیاهی لشکرهای این صحنه های ظلم و تعدی که البته عمله های ظلم هم شده اند را معمولا کسانی تشکیل می دهند که نه در استحکام انقلاب الهی رسول الله (ص) در مکه و سال های سخت و شکنجه آور آن دوره نقشی داشته اند و نه در خلال دوره بعد از پیروزی نسبی و حاکمیت پیامبر (ص) در مدینه و البته جنگ های سخت و دلهره زا و سرنوشت ساز آن ٫ نعره های خوف زای این صحنه ها را کسانی می کشند که چنانچه به سوابق خود در دوره اسلامی نگاه کنند در مقابل فردی که به مقابله اش آمده اند و قلدری را در آستانه خانه اش به حد خود رسانده اند ٫ هیچ اند ولی هرگز شرمی از اعمال شان را در چهره هاشان نمی توان دید چون آنان فرمان بران قدرتند و نه عقل و شرع و یا حداقل قربتا الی الله تیشه به بنیادهای تربیت یافته رییس نهضت می زنند و اما در قلیل مواردی موثرینی را نیز می توان یافت که فرصت طلبانه خود را در صفوف رهبران اسلامی و موثر جا زده اند و در این صحنه حاضر شده اند تا از بنیانگذاران و ستون های نهضت اسلامی ٫ حال که در چنین صحنه ای گرفتار آمده اند انتقام گذشته را بگیرند و نفس خود را به این انتقام  جلا دهند حال آنکه در دو دوره سختی که بر السابقون گذشت آنان از قائدین بودند و ره خویش می پیمودند.

 

 شاید اگر این مهاجر و انصار بر خانه قیصر روم  و یا پادشاه ساسانی بر می آمدند با ناموس آن خانه این چنین با غضب برخورد نمی کردند که به بیت رسول الله  (ص) کردند. امروزه هم وقتی در حوادث سوریه و یا پاکستان می نگری جماعت تندرو و دو آتشه و تروریست (که البته نمی توان منکر شد که از گویندگان اشهد ان لا اله الا لله و ان محمدا رسول الله اند و از اهل اسلامند) هرگز اعمالی که بر سر سوری ها و یا پاکستانی ها (مسلمانان هم کیش خود) می آورند را بر سر دشمن اسلام نیاورده و نمی آورند. آنان به بدترین وضع اسرای خود از اهل اسلام را سیاست می کنند در حالی که در برخورد با اسرای غیر مسلمان خود چنین کینه ای نشان نمی دهند. راستی چرا؟!!!  کجای کار لنگ است که سیاست پیشه گان را چنین رویه ای معمول شده و در ناحیه اسلام و کفر هم تفاوتی در این منش دیده نمی شود. 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 12:53 شماره پست: 271

نگاه گزینشی به دین بی راهه رفتن و آسیب زاست

مصطفوی 20 خرداد 1395 2441 کلیک ها

هر دین و یا مکتبی متشکل از مجموعه ای از ملزومات است که در کنار هم آنرا  ساخته و شاکله اش را تشکیل می دهند. اسلام نیز از این قائده مستثنی نیست و شامل مجموعه ای ازجمله قرآن ٫ سنت ٫ حدیث و تاریخی که آن را ساخته و افرادی که آن را شکل داده اند٫ می باشد که گرچه هر کدام برای موجودیت آن ضروریند ولی به تنهایی نمی توانند مد نظر قرار گیرند و تاکید گزینشی روی هر کدام خطایی است  که سالکان را به بی راهه می برد. دوستان اهل سنت ما بیشتر بر قرآن تاکید دارند و به دیگر موارد کم توجهی نشان می دهند ٫ ما به اهل بیت (ع) بیشتر توجه داریم و به دیگر موارد کم توجه تر. این رویه درستی نیست باید که نگاهی منصفانه به تمام ملزومات مکتب در جای خود داشت و هر کدام را در جای خود دخیل کرد تا شاکله دین کاریکاتوریزه نشده و بخش هایی از آن برجسته و چاق و بخش هایی از آن لاغر و بخش هایی حتی دیده هم نشود.

به عنوان مثال چنانچه به رویه خود نگاه کنیم در تبلیغ دینی آن مقداری که به حسینی (ع) شدن مومنین تاکید می شود هرگز به حسنی (ع) و یا  مصطفوی (ع) بودن آنان تبلیغ و توجه نمی شود و نقوی (ع) بودن که اصلا شاید فراموش شده است در حالی که این مکتب حداقل چهارده (ع) صورت مشخص خدایی دارد که هر کدام در جای خود نقشی بر این قالی پر رنگ و نقشه زیبا زده اند و اگر خداوند امام علی النقی (ع) را در سال ۶۱ هجری مامور به سکانداری می کرد همان نقشی را می زد که حسین (ع)  آفرید زیرا اقتضای آن زمان همان بود که شد٫ گرچه شاید بعضی خصوصیات شخصیتی نقوی (ع) ممکن بود تاثیر گذارد و صحنه آن را متفاوت کند. بر اساس اصل "انا بشر مثلکم" ائمه (ع) ما از لحاظ شخصیت با هم متفاوت بودند ولی در اصول کلی و یا انجام ماموریت محوله از ناحیه باری تعالی با هم تفاوتی نداشتند. پس در انجام ماموریت های محوله هم فضیلتی بر هم ندارند اگر چه ممکن است در شخصیت یکی رضا (ع) و یکی صادق (ع) و یکی سجاد (ع) و یکی باقر (ع) و... باشند و شخصیت هایی با شاخصه های مصطفوی (ص)٫ فاطمی (س)٫ علوی (ع)٫ حسنی (ع)٫ حسینی (ع)٫ سجادی (ع) ٫ باقری (ع) ٫ صادقی (ع) و... بیافرینند.

پس جامعه نیز بر همین مبنا به تمامی این رویه های نورانی نیاز دارد و در دعوت مردم به خیر هر کدام  از این شخصیت ها و یا استراتژی ها ستوده و لازم و در جای خود داشتنش بعضا واجب است. آنان دو  روی یک سکه اند و گرچه به لحاظ شخصیتی (که ناشی از ارث و محیط  و تلاش شخصی است) متفاوتند و نتیجتا هم بروز متفاوتی دارند ولی هر کدام از این رویه ها راهی است که به خداوند ختم می شود همانگونه که دین و ارسال انبیا (ص) وسیله ای تعبیه شده از ناخیه خداوند جهت انسان در سلوک الی الله و راهنمایی برای سعادت اوست.

نباید سلیقه ای و بر اساس دل خود یکی را انتخاب کرد و از دیگری دوری نمود که "کلهم نورا واحد".

خدایا منتظر دولت قائمی ات (عج) هستیم تا دور کند ما را ز بیراهه ها و کج راهه ها.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 10:19 شماره پست: 270

مرگ نعمتی بزرگ از سوی خداوند متعال و قابل شکر

مصطفوی 20 خرداد 1395 6835 کلیک ها

گر چه برای ما انسان ها ممکن است مرگ نعمتی به نظر نیاید و آن را بخشی از خشم خداوند و یا محدودیتی از ناحیه باری تعالی دیده ٫ ولی تا انسان مشکلاتی را درک نکند بر ضرورت نعمتی آگاه نمی شود.

تصور کنید انسان هایی را که به بیماری های لاعلاج مبتلا هستند بارها شاید از نزدیکان خود شنیده باشیم که "خدایا دیگر نمی توانم تحمل کنم مرگم را برسان" و حقیقتا مرگ برای آنان نعمتی جهت خلاصی از رنج شدید و جان کاه بیماری و درد خواهد بود و این دعا را از ته دل می کنند.

و یا تصور کنید اگر مرگ نبود و مستبدین فرصت بیشتری می یافتند چه بر سر خلایق خداوندی که نمی آوردند؟ و تنها برای برخی از ملت ها این مرگ است که تنها راه خلاصی آنان از ظلم را باز می کند و برای رهایی خود تنها به انتظار مرگ استبداد پیشه حاکم بر خود نشسته اند و چنان در نتیجه حرکت خود نا امیدند که تنها راه نجاتشان را در مرگ دیکتاتور می بینند. 

و یا ستم دیدگانی را تصور کنید که قلب هایشان از درد جور و ستمی که بر آنها رفته هر روز در فشار است و این جاست که مرگ است که صحنه حساب را پیش خواهد کشید و ترازویی کاملی را به میان خواهد آورد که بتواند مقدار ظلمی که رفته است را محاسبه و جزایش را ابه مقدار عمال کند و...

خداوند در قرآن کریم چندین بار مرگ و زندگی را با هم آورده است ولی در این بیانات قرآنی مرگ بر زندگی اولی فرض شده و ابتدا مرگ و سپس زندگی بیان شده است از جمله آیه شریفه الذي خلق الموت والحياة ليبلوكم أيكم أحسن عملا وهو العزيز الغفور همانگونه که مشاهده می شود خداوند ابتدا از خلق مرگ و سپس زندگی در این آیه ذکر به میان می آورد گویا مرگ در فلسفه حیات انسان برای خداوند مهمتر بوده است.

پس مرگ نعمتی است که به هزاران دلیل دیگر باید آن را در زمره بزرگ نعمت های خداوندی در نظر گرفته و شکرش را بجا آورد که اگر نبود چه ها که بر سر ما آدمیان نمی آمد که تصورش نیز بسیار زجر آور است. خداوندا برای تمام نعمت های که عطا فرمودی و از جمله نعمت مرگ شکر تو را بجا می آوریم و از درگاهت مرگی عزتمند و آنرا آغازی بر نعمتی دیگر برای خود و بندگانت آرزو داریم. 

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 10:21 شماره پست: 269

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...