دل نوشت ها و نظرداشت ها

دین و انقلاب ما در سرزمین سخن، منطق و درستی ماوا گرفته اند

مصطفوی 20 خرداد 1395 5390 کلیک ها

 دین ما آیین سخن و منطق است به طوری که معجزه پیامبرش (ص) قرآن، یعنی کتابِ سخن و هدایت می شود. اسلام را موسسش (ص) با شمشیر نگستراند، بلکه منطق و استدلال نهفته در این آیین که مطابق ذات و خلقت انسان بود به همراه چاشنی رحمت، مهر و دیگر خصوصیات خوب فردی حاملش (ص) بود که آن را پیش برد و قلوب صحرانشیان خشن را هم نرم و به خود جذب کرد. در این جا ممکن است این سوال پیش آید که پس در این صورت این همه نبردهایی که پیامبر (ص) ما انجام داد، چه بود؟ باید در پاسخ گفت که این نبردها نه از بهر گشایش سرزمین ها، بلکه برای دفاع از خود بود. پیامبر رحمت (ص) در 13 سال حکومت داری خود در مدینه (که آن را نیز نه از راه کشورگشایی بلکه با خواست و استقبال مردمانش که بعدها انصار نامیده شدند در اختیارش قرار گرفت)، یا به تحریک و یا به هر دلیل دیگر مورد هجوم دیگران قرار گرفت و او تنها به دفاع از خود بود که به این همه جنگ و نبرد مبتلا شد.

انقلاب و خیزش ما نیز انقلاب سخن و منطق بود و این سخن و منطق بود که بر آهن و قدرت استیلا یافت و در ادامه نیز در حوزه اندیشه و علم تنها سلاح آن باید سخن و منطق باشد و غیر از آن انحرافی بیش نیست. موجودیت اسلام و انقلاب هر دو بر منطق، سخن و درستی استوار است در غیر این صورت از اصل خود جدا افتاده اند. انقلاب ما انفجار نور بود و لذا یکی از مواردی که باید همچون همین انفجار نور چشم ها را خیره می کرد انفجار علوم خصوصا بُعد انسانی آن می بود که این طور نشد. حال سوال این است که چرا؟
شاید یکی از دلایل آن ترس از تغییر باشد. نو آوری در علم مثل زلزله ویران گر است یعنی نظریه یی علمی می آید و ماهیت صحنه گذشته را کاملا عوض می کند و لذا عرصه علم باید همواره پذیرای تغییر باشد و آمادگی پذیرش نظریات علمی - انقلابی را داشته باشد که اگر نداشته باشد، بر مراحل گذشته خواهد ماند و پیشرفت نخواهد کرد. در علم خط قرمزی وجود ندارد که اگر داشت و دنیا بر نظر کلیسا مبنی بر مسطح بودن زمین (به عنوان خط قرمز و نکته مقدس) می ماند و
 این همه اکتشاف جدید در کشف آسمان و افلاک میسر نمی شد.
این که ما یک نظر غالب مثلا در موضوع امامت شیعه داشته باشیم و آن را خط قرمز غیر قابل عبور قرار دهیم، راه را بر نظریات جدید در این رابطه (که البته نیز نقطه قوت ما در همان است و
  این بومی ترین مساله برای ماست و در آن از متبحرتین ها هستیم) خواهیم بست و در همان مرحله و نظریه یی که غالب شده، متوقف؛ و چنانچه آن نظر غالب، هم مثل نظر کلیسایی مسطح بودن زمین باشد، باید گفت در همان جهل، خود را متوقف کرده ایم. اگر علوم انسانی می خواهد رشد کند باید محققان آن آزاد از هر گونه داغ و درفش سخن گویند و بنویسند و بیان کنند و نقد کشند و رشد کنند. در غیر این صورت وسایل سکون علمی خود را فراهم و مردابی خواهیم ساخت که در تعفن آن خود خواهیم پوسید.
تاسف بار تر این که
 عرصه داران علوم دین علیرغم اهمیت و نقش اساسی آن در زندگی بشر، همچون عرصه داران علوم دیگر گشاده و باز فکر نمی کنند و بسیار بدانچه معتقدند تعصب دارند و لذا بیشتر از این که به فکر توسعه آن باشند و به حفظ (وضع موجود) آن حساس و مصرند، در حالی که دانشمندان دیگر علوم برای آنچه بدان اعتقاد دارند تعصبی نداشته و وجه همت خود را یافتن راه ها و فرمول های جدید منطقی تر و معقول تر و به فکر نو آوریند، تا حفظ تئوری های موجود، این است که رشد، بالندگی، به روز شدن و نمو در این حوزه ها تندتر از حوزه دین به نظر می رسد.
بدتر از آن این که در هر دوره یی ادیان گرفتار یک قرائت خاص از دین هستند و آن را چارچوب لایتغیر و وحی مُنزل برای خود و دیگران تلقی کرده
 و عبور از آن را توهین به مقدسات به حساب می آورند و شکستن مرزهای نظری این قرائت خاص ِ غالب را گناه محسوب کرده و مستوجب عقوبت می دانند.
حال این که حداقل در مورد اسلام، ما بر این اعتقادیم که عرصه آن تا ابد برای تحقیق و نو آوری و کشف بطون جدید آن باز
 و محققین می توانند در این اقیانوس بسیار عمیق و وسیع غور کنند و دُرهای گهرباری را صید نمایند (مثلا برای بالاترین منبع اسلام یعنی قرآن کریم هفتاد بطن ذکر می کنند). ولی با این حال متاسفانه تاریخ اسلام نیز شاهد دربدری محققینی بوده و می باشد که خواستند از زمانه خود و نظریه غالب آن کمی فاصله بگیرند و نظرات دیگری را بیان کنند. ملاصدراها در دربدری و در سنین بسیار پایین توسط حاکمان بر نظریه غالب هر زمانه، از فعالیت باز ماندند.
حلاج ها بر دار شدند و
 این همان جمود و انحراف است که با هر نوآوری که در چارچوب نظریه غالب زمانه نگنجد که مواجه می شود آن را بر نمی تابد و بدبختانه این بر نتافتن را هم با سخن پاسخ نمی دهد بلکه به قدرت تمسک می جوید و سعی در انهدام نظر و نظردهنده می کند.
حال آنکه آزادی بیان برای اسلامی که
 خود را جهانی می داند، برای خود وظیفه جهانی قایل است، قصد دارد که قلوب بندگان خدا را در سراسر گیتی مجذوب خود کند و راهنمایی آنان را وظیفه ی خود می داند، همچون آب برای ماهی دریا، ضروری است. امروز باید اسلام واقعی و غرب جا عوض کنند و این اسلام باشد که منادی آزادی بیان و سنگردار مبارزه با استبداد و وکیل مدافع آزادی بیان و حقوق بشر و دیگر فضیلت های انسانی باشد ولی جهان اسلام اکنون گرفتار بسیاری از نارسایی های اساسی و بدیهیات اولیه در این رابطه از فقدان رعایت جمله حقوق بشر و کرامت انسانی است. و البته این آزادی بیان برای صاحب نظران، نظریه پردازان اسلامی و متفکرین آن، از این آب هم واجب تر و ضروری تر است که آنانند که گفتمان سازی خواهند کرد و اسلام عزیز و یا انقلاب ما را معرفی خواهند نمود. وسیله دفاع از اسلام و انقلاب در حوزه سخن تنها سخن و منطق و با قول لیّن و یا مجادله احسن است و غیر آن پذیرفتنی  نبوده و انحراف و خود خواهی خواهد بود. داغ و درفش در حوزه سخن زیبنده اسلام ِمدعی جهانی بودن، نبوده و هرگز نمی باشد.


+ نوشته شده توسط سید مصطفی مصطفوی در 2:2 PM |   یکشنبه هجدهم اسفند 1392

 

کرامت انسانی - خیزش اوکراین و نتیجه ی آن

مصطفوی 20 خرداد 1395 7091 کلیک ها

روند جاری در اوکراین نشان می دهد که مردم اوکراین به دو گروه تقسیم شده اند، گروهی که به نظام شرقی و همسایه روس خود نظر دارند و عده یی که از نظام شرقی گذشته خود پشیمان و سرخورده اند و می خواهند نظام غربی را تجربه کنند. گذشته از این که واقعا کدام سیستم (شرقی و یا غربی) برای آنان مناسب تر است، مهمتراز آن، این واقعیت است که اوکراینی ها از حدی از مردم سالاری، آزادی و حق تعیین سرنوشت برخوردارند که می توانند نظر خود را بگویند و به کرسی بنشانند و میدان استقلالی دارند که در آن تجمع کنند و حق و یا نظر خود را مطالبه کنند. که این همان کرامت انسانی است که حق تعیین سرنوشت لازمه آن است. این مهم نیست که اوکراینی ها از دیکتاتوری مخوف و وحشت آفرین شرقی آزاد و به اسارت سیستم اسارت آور دیگری برود؛ مهم داشتن آزادی همین آمدن و شدن هاست و در صورت داشتن همین آزادی است که بالاخره ملت ها راه مناسب خود را خواهند یافت؛ آزادی و کرامتی که برخی از ملت های دیگر از جمله برخی از کشورهای جدا شده از شوروی سابق از جمله ازبکستان و تاجیکستان و... از آن برخوردار نیستند و محکوم به تحمل افرادی  هستند که ممکن است دوست شان نداشته باشند. 

 

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم اسفند 1392 ساعت 16:29 شماره پست: 402

 

چند مدتی که از تو دور بودم

مصطفوی 20 خرداد 1395 6605 کلیک ها

متاسفانه سرویس دهنده وبلاگ، یعنی بلاگفا مدتی دچار مرگ شد و مرگ موقتی اش از اردیبهشت ماه  تاکنون به طول انجامید. امیدوارم هیچ سرای ِ قلم و تفکری هرگز نمیرد. چند مطلبی که خواهد آمد را در این مدت در سایت wordpress نوشته بودم که به اینجا هم منتقل می کنم. همچنین اطلاعات وبلاگم از بهمن 1392 تا کنون نیز پریده که دوباره منتقل خواهم کرد. اکنون که می بینم در این خواب دوماهه حافظه بیش از یکساله خود را هم از دست داده است. بدا به حال انسان هایی که بر دیوار بی اعتبار این دنیا بخواهند یادگاری بنویسند که به حادثه ای پاک خواهد شد. 

+ نوشته شده در جمعه پنجم تیر ۱۳۹۴ ساعت 11:0 شماره پست: 402

شاید روزی رسد که انسان و انسانیت آنقدر یافت شود که بشر اینچنین دَخیلبَند ردپاها نشود

مصطفوی 20 خرداد 1395 7010 کلیک ها

می اندیشیدم که چرا این چنین به بزرگداشت مکان ها روی آورده ایم و دل ناآرام ِمان در جستجوی مکانی است تا در آن آرامش یابد، حال آنکه آرامش را باید در درون خود جُست، ولی با این حال چشم هایِ مان بدین سو و آن سو در جستجوی مکانی است که از آن بوی آرامش بمشام آید. شاید این سقوطی بزرگ برای بشر باشد که گاهی این مکانست که به بشرِ موجود در خود عزت و ارزش می دهد، حال آن که باید این امر وارونه باشد.

اگر این پیشفرض را بپذیریم که خلق کننده، بشر را با چنان ابعاد و خصوصیاتی از روح خود آفرید و چنان امید و انتظاری بزرگ از او دارد و بشر گُل سرسبد و شاهکارِ عظمتِ آفرینشش و... است پس هیچ مکانی اَشرف و اولی بر او نخواهد بود که به بشر شَرف دهد و هر مکانی باید شرف خود را از انسان و انسانیت بگیرد.

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...