دل نوشت ها و نظرداشت ها

بهزاد نبوی - مردی که نشان داد می تواند اسوه در سیاست و زندگی مسولین کشور باشد

مصطفوی 21 خرداد 1395 4177 کلیک ها

این روز ها خبر پایان محکومیت آقای بهزاد نبوی معروف به "چریک پیر" و آزادی ایشان از زندان نقل محافل رسانه ایی است. او که برای نسل مبارز قبل از انقلاب و دست اندرکاران دهه اول انقلاب شناخته شده تر است. آقای نبوی در دوره مبارزه با دیکتاتور گذشته نیز جزو مبارزین بوده و زندان آن رژیم را هم تجربه کرده است و در جمله وزرای دهه اول انقلاب است که کشور را در جنگ و مشکلات پیش بردند، البته بدون اختلاس و فساد. او برای ما با این سن و سال کمتر شناخته شده و همرزمانش شاید بیشتر بتوانند او را معرفی کنند ولی این را می توانم بگویم که هیچ گونه فسادی از او نشنیده ام، در حالی که ایشان در زمان تصدی وزارت می توانست با استفاده از این دوره حداقل به زندگی خود سرو سامان مناسبی دهد. خاطره یی از او دارم که مربوط به سال 1374 است که با آقای مرتضی الویری (شهردار وقت تهران) در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران حضور پیدا کرده بودند و با هم مناظره عمومی داشتند. گذشته از جلسه مناظره که مثل مناظره های امروزی نبود که مناظره کنندگان انگار با دشمنان خود روبرو هستند و یک طرف می خواهد به هر وسیله یی طرف دیکر را رسوا کنند، مناظره را متین و بی درگیری و توهین اداره کردند که نشانه از خوی انسانی اشان بود، بعد از جلسه مناظره هم او را با چهره یی جدی اما پذیرا، یافتم که چند دانشجو  او را با سوال و جواب های که پیرامون جلسه مناظره داشتند و رد و بدل می شد، تا پای مجسمه حضرت حکیم توس (ره) در مقابل دانشکده همراهی کردیم، برایم جالب بود که با این که نشان میداد که عجله دارد اما صبورانه به دانشجویان جوان پاسخ می گفت و برای من هم زمان مغتنمی بود که با یک مرد صحنه سیاست چند قدمی حرکت می کردم و رفتارش را با وسواس خاصی تحت نظر و مشاهده خود قرارداده بودم در آنجا بود که دیدم کسی که ظاهرا روزگاری از مسولین شرکت "ایران خورو" بوده، یک پیکان مدل حدود 1354 یا 1355 را سوار شد و رفت. با خود گفتم این اتومبیل حتما اداری است و با آن به جلسه مناظره آمده است، ولی خوب که به تزیینات داخلی و وضعیت داخل اتومبیل که نگاه کردم همه چیز گواهی می داد که اتومبیل مورد استفاده شخصی و خانوادگی است و آن زمان بود که از خود پرسیدم از آن همه مسولیت ها، حتی یک پیکان مدل بالاترهم به این مسول کشور نرسیده است؟!  او حداقل نمی توانست پیکان خود را ارتقا دهد؟

+ نوشته شده توسط سید مصطفی مصطفوی در 2:38 PM |یکشنبه چهارم خرداد  1393

دمکراسی بدون لوازمش به فساد منجر می شود

مصطفوی 21 خرداد 1395 2972 کلیک ها

دمکراسی و یا همان مردم سالاری که ما از آن یاد می کنیم اکنون پذیرفته شده ترین روش حاکمیت در بین ملل جهان است و روشی جاری در روند جهان کنونی است و این روش اداره جامعه توسط بنیانگذاران ج.ا.ایران پذیرفته شده و در جای جای قانون اساسی این کشور گنجانده شده است. ولی چرا با وجود دمکراسی در کشورمان باید شاهد این حجم بسیار بالا از فساد باشیم؟! 

دلیل آن شاید این باشد که دمکراسی و یا همان مردم سالاری یک مجموعه و به قول امروزی ها یک "پکیچ" کامل است که در صورت حضور تمامی اجزا می تواند کارکرد مناسبی داشته باشد در غیر این صورت کارکرد خود را نخواهد داشت و برون داد آن ناقص و عجیب خواهد بود. در چند سال گذشته فساد اقتصادی و اختلاس اوج خود را در کشورمان نشان داد و رکورد های ملی و تاریخی را زد. قاعدتا باید پرسید چرا چنین شد. شاید یک پاسخی که می توان به این سوال داد، نبود لوازم دمکراسی و لنگی برخی از اجزای آن بوده است،
نبود نظارت عمومی و اعمال آن توسط مردم که در قالب احزاب فعال و مستقل و رکن چهارم دمکراسی یعنی رسانه های آزاد و جسور محقق می شود، باعث گردید که فساد اقتصادی در سایه این عدم حضور ناظران فعال، ذینفع و مُحِق در اوج قرار گیرد و انسان بدون احساس کنترل دست به یغمای سرمایه های ملی این کشور بزند و رسوایی عظیمی برای کشور و انقلاب به وجود آورد. راه اصلاح وضع موجود و مقابله با آن نیز
 تنها پرونده سازی های قوه قضاییه و اعدام افرادی که معلوم نیست کی هستند و از کجا به این دسترسی های وسیع دست یافته اند نخواهد بود بلکه راه چاره ی آن توسعه احزاب مستقل و فعال و همچنین حضور رکن چهارم دمکراسی به عنوان چشم بینای مردم و هشدار دهنده به آنان، می تواند جلوی چنین وضعی را بگیرد وگرنه این غول هر زمان از جایی سر برخواهد آورد و وسوسه مال اندوزی انسان ها، آنان را از دین و آیین و انسانیت جدا خواهد کرد و در هر رده ایی مصونیت وجود نخواهد داشت که این خصوصیت انسان زیاده طلب است که خداوند در وجود او به ودیعه گذاشته است و همواره او را به منکر رهنمون کرده و نمود منفی این خصوصیت قابل کنترل نخواهد بود.


+ نوشته شده توسط سید مصطفی مصطفوی در 10:30 AM | شنبه سوم خرداد 1393

یاد باد آن روزگاران یاد باد

مصطفوی 21 خرداد 1395 3804 کلیک ها

ماه خرداد که می شود برای من و انقلابی که به آن تعلق دارم، یاد آور خاطرات تلخ و شیرین و تاریخ ساز بسیاری است. اول خرداد با روز تولد خودم همراه است که نمی دانم به این آمدن باید شاد بود یا غمگین؛ واقعا نمی دانم جشن باید گرفت یا عزا، گاهی شده که به آمدنم شاد بودم و با خودم گفتم به آمدنش می ارزد و گاهی گفتم کاش به دنیا نمی آمدم و این وضع را نمی دیدم.

دوم خرداد یکی از مقاطع مبارکی بود که می توان آن را حادثه یی "آگاهی بخش" در تاریخ بعد از رحلت امام خمینی (ره) دانست که یاران و همراهان خمینی کبیر (ره) در مسیر وظیفه "آگاهی بخشی" خود که از رهبر آزادهِ مرام شان آموخته و به ارث برده بودند، سرودند و زمینه یی برای برملا شدن چهره انسان قدرت طلب و تمامیت خواه شدند که جز به قدرت نمی اندیشد و قادر به تحمل هیچ تفکری در کنارش نیست و بی سبب خود را محور حق و تمام حق می پندارد. اگرچه آنروز در مقطع 1376 با همسفران خمینی کبیر (ره) همراه نبودم و در آن نقطه ی زمانی که مغلطه و تبلیغات مسموم به اوج خود رسیده بود، فکر می کردم باید نه با چپ بود و نه راست و احمقانه رای به جریان سومی به زعم خود می دادم که این نیز ناشی از نادانی به اوضاع سیاسی و چینش های انتخاباتی و سیاستِ سیاست سازان انتخاباتی بود و علیرغم  توصیه های میهمان جوان، عزیز، متفکر و دانای خودم (که درود خداوند به روح پاکش باد) که شب و روز دوم خرداد را با ما گذراند و اگرچه به لحاظ سنی از من بسیار فاصله داشت ولی باید اعتراف کنم که، نسل جوان بیشتر از من و همچون من هایی که خود را نابخردانه به رودهای سیاسی سپرده بودیم، آگاه تر بود و مرتب مرا به رای به "آگاهی"، "آزادی خواهی" ، "فهم و بصیرت" ، "علم دوستی" و... تشویق می کرد، ولی در آن موقع گوشی برای شنیدن و چشمی برای درک واقعیت برایم نبود که مدت ها بود که چشم و گوش خود را بسته بودیم و افسار به "چوپانان" خود سپرده بودم و لیست های انتخاباتی آنان رای و گفتارشان راهم و... را تعیین می کرد. ولی برخورد های حین انتخابات و بعد از آن با یاران، همسنگران و هم خانه های خمینی (ره) باعث شد که به خود آیم و کمی هم به مسایل سیاسی اطراف خود توجه کنم و حساس شوم و حقیقت سیاست و سیاست ورزان را زیر زره بین بیشتری قرار دهم و در آن تامل کنم و خود را بیش از این چشم و گوش بسته به جریانات سیاسی موجود نسپرده و بی خود به شعاره های جور واجور شان دل خوش نکنم که پشت شعارهای به ظاهر اسلامی و خیر خواهانه آنان بعضا هزار توی قدرت طلبی و هوای نفس بود و هست و نهایتا متوجه شدم که ما در رکاب معصوم (ع) نیستیم که نگاه مان به سخن و یا لبه شمشیر شان باشد که به کدام سمت می رود و ما هم با سر بدان سو برویم. خلاصه جنبه بیدارگری این حادثه عظیم تاریخی برایم بیشتر از هر چیزی مهم است و به خاطر این نعمت خدا را شاکرم که خدا مرا به تفکر و تعقل، باز فراخوانی کرد.  
سوم خرداد یادواره سالروز آزاد سازی خرمشهر است، که نقطه عطف عظیمی در تاریخ هشت سال نبرد و دفاع از کشور بود و می توان آن را نقطه فراز در دفاع مقدس ملتی در مقابل تجاوز به خاک وطن دانست آنگاه که فرزندان پاک این آب و خاک در کنار هم بدون توجه به وابستگی نهادی خود در ارتش و نیروهای مردم که در قالب سپاه و غیره خود را نشان می دادند و تکنولوژی، علم و نیروی نبرد منظم درکنار مردمی که به کمک آنان رفتند، حماسه یی را سرودند که باعث وحدت دوست و دشمن در داخل گردید و همه ی نیروهای داخل این کشور در مقابل این پیروزی عظیم فرزندان این آب و خاک سر تعظیم فرود آوردند و آن را ستودند و رهبر بی نظیر این صحنه نیز مخلصانه این آزادی را کار خدا اعلام و خود را در آن بی تاثیر اعلام، و فرمودند "خرمشهر را خدا آزاد کرد". آن گاه که حماسه ی حفظ خرمشهر، با پانصد نیروی کماندوی کلاه سبز ارتش پرتوان و همرزمان محمد جهان آرا در خرمشهر تحت محاصره سروده شد، پیروزی و زمین گیر کردن طولانی دشمنان با این فتح الفتوح کامل و نتیجه داد. آنروز سپاه از مردم و مردم هم با سپاه پاسداران بودند و نیروهای مردمی در زمانی که جهاد و عضویت در سلک جهادی ها هیچ امتیاز و اولویت مادی به دنبال نداشت در این صحنه اخلاص و ایثار حضور پررنگ و بدون چشم داشتی پیدا کردند و آن اخلاص و ایثار هم پیروزی های بزرگ به ارمغان آورد و سوره "نصر" مصداق خارجی پیدا کرده ولی با تغییر ما و... این پیروزی ها هم کاهش یافت و رو به فرود و نهایتا به پذیرش قطعنامه و نوشیدن جام زهر ختم شدیم.
حوادث تلخ 14 و 15 خرداد نیز اشک بر چشمان مان جاری می سازد که اگر خونریزی های دیکتاتور در 15 خرداد 1342 و... نبود و دیکتاتور مابان مجاهد خلق! و... نیز بعد از پیروزی انقلاب به خون ریزی و خشونت رو نمی آوردند، امروز وضع ما این طور نبود که هست، بزرگترین خیانت را کسانی به این انقلاب و کشور کردند که دست شان به خون این مردم آلوده
 شد و برای مطامع دنیوی خود به خشونت و خون ریزی روی آوردند و فضا را برای جولان خشونت و تندروی در کشور مهیا و وسیله رشد تندروی را فراهم کردند و غول خشونت را از شیشه بیرون کردند که دوباره در شیشه کردن آن در کوتاه مدت محال و در میان مدت نیز هزاران قربانی از انقلاب و مردم خواهد گرفت و در طولانی مدت وقت و انرژی زیادی از کشور و انقلاب به هدر خواهد داد. و 14 خرداد که "یگانه ی قرن" دیده از جهان فرو بست و ما را با دنیایی از تنهایی، تنها گذاشت.


+ نوشته شده توسط سید مصطفی مصطفوی در 12:44
PM | سه شنبه سی ام اردیبهشت 1393

باید یک بار برای همیشه بالارفتن از دیوار سفارت خانه ها را پایان داد

مصطفوی 21 خرداد 1395 3139 کلیک ها

روزنامه صنعت مورخ 30/2/93 از قول مقام وزارت خارجه ج.ا.ایران، آقای تخت روانچی خبر از پرداخت غرامت به انگلستان داد که در پی بالارفتن از دیوار سفارت انگلستان در تهران باید کشورمان به طرف انگلیسی بپردازد. معلوم نیست این کشور تا به کی باید هزینه حرکات خودسرانه عده یی را بپردازد و معلوم نیست کی می خواهد قانون بر این کشور حاکم شود. در حالی که برخی در این کشور برای یک تجمع صنفی و یا دانشجویی مجوز دار هم مشکل دارند و موفق نمی شوند، عده یی تجمع دارند و از حساس ترین دیوارها که متعلق به میهمانان خارجی یک کشور است که سفارت خانه ها می باشند بالا می روند و... 

سردمداران و صحنه گردانان ماجرای آذر ماه 1390 که از دیوار سفارت انگلیس بالا می رفتند حتما از عواقب این اقدام غیر اخلاقی، غیر دیپلماتیک، غیر قانونی و عرفی خبر داشتند و باز آنرا انجام دادند و این همه هزینه را به کشور تحمیل کردند، که سال هاست کشور هزینه های معنوی آن را می پردازد و امروز نیز محکوم به پرداخت غرامت مالی خرابی های آن است. رهبران این حرکت باید مورد مواخذه قرار می گرفتند که اگر اعتراضی هم به رفتار دولت انگلیس هست نباید دست به اقدامات محکوم و خلاف این چنینی زد.
از دیوار دیگران بالا رفتن کار انسان های عاقل و درست کردار و درست افکار نیست، حتی اگر این فرد که از دیوارش بالا می روند خود دزدی دیگر همچون بالا رونده ها از دیوار باشد. مگر برای اعتراض به اقدامات کشورها راه های قانونی و عرفی وجود ندارد که از دیوار آنان بالا برویم و نیروهای امنیتی
انتظامی کشور هم این چنین مستاصل در مقابل "دیوار بالا رونده ها" نظاره کننده یا ناتوان باشند و جلوی چشم تمام دوربین ها خلاف مبرهن انجام شود و هم مالی و هم حیثیتی کشور هزینه دهد.
سفارت خانه های خارجی و افراد شاغل در آن در کشورهای دیگر، بی دفاع ترین و در عین حال محترم ترین اماکن و افراد جهان هستند که حرمت قانونی و عرفی شدیدی دارند و نباید در هیچ شرایطی مورد تعدی قرار گیرند، آن هم از سوی افراد بی هویت و شناسنامه
 که معلوم نیست چه می خواهند و چه می کنند و تحت بنر چه گروهی در جلوی سفارت خانه حاضر شده اند و این همه هزینه به کشور تحمیل نشود.
باید روزی در کشور قانون حاکم شود و بالا رفتن از دیوار سفارت خانه ها برای همیشه خاتمه یابد این رسم مناسبی نیست و وجهه مردم و کشور متمدن و مسلمان ما را در بین جهانیان لکه دار می کند. خشم انقلابی! خود را باید از طریق قانونی و عرفی بیان کرد که محکومیت ندارد که هیچ، افتخارآمیز هم خواهد بود، نه از طریق بالارفتن از دیوارها. بیاییم عبرت گرفته و حرمت دیوار دیگران را به رسمیت بشناسیم و برای همیشه حرمت بداریم. حتی اگر آن طرف دیوار دشمن ماست. زیرا در بسیاری جنگ ها هم از دیوار سفارت دشمن بالا نمی روند و این دیوارها متمدنانه محترم شمرده می شود.


+  نوشته شده توسط سید مصطفی مصطفوی در 5:44 PM | دوشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1393

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...