دل نوشت ها و نظرداشت ها

دخالت و احساسِ حقِ دخالت در زندگی دیگران بلایِ زندگی بشر

مصطفوی 21 خرداد 1395 2925 کلیک ها

شاید شما هم شنیده باشید که برخی از محیط جدید زندگی اشان این چنین تعریف و تمجید می کنند که "اینجا هیچ کس با کار کسی کار نداره، همسایه ها نسبت به زندگی دیگران کاملا بی تفاوتند، اینجا از نگاه، سخن و دخالت دیگران رها هستی و... این جا مردم خیلی متمدن هستند." این نوع محیط زندگی و نوع زندگی جمعی شاید برای برخی ارزش نباشد، ولی برای برخی متمدنانه است و املاک چنین مناطقی گران تر از املاک دیگر مناطق است و قیمت آن چند برابر نقاط سنتی است و به قول امروزی ها آنجا "بالاشهر" است، که خواهان زیادی دارد.

گذشته از درستی و یا نادرستی این دو نوع تفکر و نگاه به اطرافیان که به قطب بندی جامعه و شکل گیری زندگی بالاشهری و پایین شهری و پیوستار بین، شده است. اما گرایش به زندگی متمدنانه در بین انسان ها وجود دارد و به قول ابن خلدون قبایل وحشی چون به شهرها وارد می شوند و آن را فتح می کنند، زندگی شهری اتخاذ کرده خود نیز شهری می شوند؛ ولی بلعکس آن شاید کمتر اتفاق بیفتد.
این را گفتم که بگویم شاید بسیاری از مشکلات جامعه ما از نگاه افراد به جامعه و نقش آنها در آن ناشی شود. انسانی که خود را ذیحق به جستجو در زندگی دیگران می بیند و ذره بین در دست عیوب آنان را حساب و کتاب می کند و نهایتا هم به خود حق می دهد که به او تذکر دهد به این منجر می شود که فرد تذکر گرفته از دست تذکر دهنده خسته شود و در صورت عدم راه خلاصی از آن، فرار کند و به دنبال محیطی باشد که دیگر چشمی او را زیر ذره بین نگیرد و هرلحظه منتظر تذکر کسی نباشد و از قید استرس آن آزاد باشد. شاید یکی از دلایل مهاجرت به دیگر کشورها همین باشد که انسان هایی که تحمل زیر ذره بین بودن و تذکرات سلیقه یی دیگران را ندارند ترجیح می دهند شهروند درجه دو دیگر جوامع باشند و شغل های پایین تری در مقایسه با جامعه خود داشته باشند، ولی از این مسایل خود را رها نمایند.
در طول تاریخ هم می توان کسانی یافت که احساس تکلیف کرده و نهضت هایی را به راه انداخته اند تا دیگران را به آنچه خود حق و عدل می دانند رهنمون کنند که برخی از این نهضت ها مسالمت آمیز و آزادی دیگران در پذیرش آن را به رسمیت می شناسند، ولی برخی این طور نیست و دعوت کنندگان برای دعوت شوندگان حق و آزادی انتخاب قایل نیستند و به زور می خواهند آنان را وارد جرگه ی خود کنند.
اسلام و مسیحیت نمونه بارز این جریان است و هر دو نوع دعوت را می توان در رویه دعوت کنندگان به این دو دین را در روش متولیان آن می توان یافت، گروهی همچون صوفیان مسلمان را می توان دید که به هند رفتند و خود را نمونه عملی اسلام قرار دادند و سیره و روش زندگی آنان هندوان را به اسلام متمایل کرد و اسلام را در این منطقه گسترش داد (میر سید علی همدانی، خواجه معین الدین چشتی و... از آن جمله اند) ولی کسانی هم بوده اند که که همچون تیمور لنگ سابقه گسترش اسلام را دارند. این در مورد مسیحیت هم صدق می کند که مبشرین مسیحیت به سرزمین ها دور دست افریقا عزیمت کرده و دستگاه کلیسایی خود را برقرار کردند و با خدمات عام المنفعه و... دل ها را به سوی خود جلب و مسیحیت را گسترش دادن و در مقابل این حرکت خود جوش (منظورم تحرکات سازماندهی شده تبشیری نیست)، صلیبی ها هم مسیحیت را با شمشیر گسترش دادند.
واقعیت این است که ما نسبت دیگران مسولیم و نباید نسبت به آنان بی تفاوت باشیم ولی واقعیت دیگری هم هست که دخالت و جستجو در زندگی دیگران حدی دارد و نباید منجر به ناراحتی آنان شود که اگر شد دیگر این دخالت تجاوز به حقوق و حریم آنان است. در مورد امر به معروف هم بهترین روش شاید روش صوفیان هند باشد که خود را الگوی حق کردند و دلها را جلب کردند وگرنه آلوده را دخالت در زخم دیگران، خود به تکثیر و تشدید آلودگی منجر خواهد شد و او را از دخالت در آن باید منع و دور نگهداشت که این خیر هر دو طرف را در پی دارد.
این روزها نهضت مردانی را شاهدیم که خود مظهر آلودگی هایند و در عین حال نهضت ضد آلودگی به راه انداخته اند و نوید جامعه و امپراطوری پاک می دهند، ولی بر هر جمعِ زخمی که وارد می شوند زخم های شان را صد چندان کرده و خطر سرطانی شدن جوامعِ زخمی امروز را بیش از هر زمانی شاهدیم و بر سرزمین های سوخته این جماعت تنها می توان تلی از خون، تجاوز به حقوق دیگران، عدم تحمل دیگران، غارت مال و ناموس دیگران، قتل دیگران، خشونت، نابردباری
 و... را دید.
بهتر است انسان ها حدود خود دانسته و زیادی به فکر دیگران نباشند که بخواهند برای نجات شان حقوق شان را پایمال کرده و حتی به قتل شان برسانند تا به زعم خود در شرایط مطلوب شان قرار دهند. خداوند این آزادی را به انسان داده که با آنچه ترجیح می دهد زندگی کند و در این بین عده یی ترجیح می دهند با زخمِ خود بسازند و در وضعیتی که ما مطلوبش می دانیم، نباشند و این حق را نباید از آنان سلب کرد قطعا انتخاب بهترین راه برای گسترش نیکی است که وضعیت انتخاب نشده به آسانی رها خواهد شد.

 

+   نوشته شده توسط سید مصطفی مصطفوی در 11:17 AM |  چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393   

وضعیت امروز عراق حاصل سال های دراز استبداد دیکتاتور بعثی است

وضعیت امروز عراق حاصل سال های دراز استبداد دیکتاتور بعثی است

مصطفوی 21 خرداد 1395 4123 کلیک ها

 گذشته از مشکلات و مصائبی که مستبدین و ظالمین در بعد داخلی برای ملت های خود ایجاد کرده و می کنند و ملت های تحت سلطه خود را از اوج عزت به قعر ذلت (مادی و معنوی) رهنمون می کنند، ولی خیانت عمده دیگری هم دارند و آن هزینه کردن سرمایه هایی است که در طول سالیان دراز توسط اسلاف تجمیع و سازماندهی می شوند؛ هر ملتی سرمایه های معنوی و مادیِ دارند که برای روز مبادا برای شان بسیار ضروری است و حفظ آن وظیفه هر حاکم خوب و بدی است ولی مستبدین که در مدار استبداد می افتند بسیاری از این سرمایه های ضروری کشور را خرج خود و جایگاه حاکمیت خود می کنند تا قدرت خود را توسعه دهند و یا آن را تمدید کنند و یا مقدمات جانشینی یکی از یاران و خانواده خود را مهیا کنند. 

وضعیت امروز عراق حاصل سال های دراز استبداد دیکتاتور بعثی است

از این نوع سرمایه ها می توان به توان دفاعی هر کشور که شامل فرزندان مسلح یک کشور اشاره کرد، که خود ما شاهد بودیم که در اولین روزهایِ شروع تجاوز ارتشِ بعث صدام به کشورمان در شهریور 1359، ارتش شاهنشاهی ساز ایران بدون در نظر گرفتن این که دیگر حکومت شاهنشاهی در کار نیست به نبرد مردانه با متجاوزینی پرداختند که هم انگیزه ملی گرایی، مذهبی، تاریخی و قدرت کافی داشتند که کشور ما را به خاک سیاه بنشانند، ولی همین ارتش شاهنشاهی ساز به عنوان یک سرمایه ملی (اگرچه بسیار تضعیف شده بود) در مقابل متجاوزین بعثی در حد توانش ایستاد، تا دیگران برسند و یا به خود آیند و کشور فرصت نجات یابد. نمونه بارز آن گزارش جناب آقای سیاری (فرمانده نیروی دریایی ج.ا.ایران) از روزهای اول جنگ بود که تنها پانصد نیروی کلاه سبز که او هم از آن جمله بود از همین ارتش شاهنشاهی خرمشهر را با کمک مردم حفظ کردند و این شهر سقوط نکرد.
در مقابل وضعیت کشور عراق در شرایط کنونی شاهد مثال دیگری در این زمینه است. اکنون خطری عظیم همچون تروریسم بعثی - داعشی در عراق به میدان آمده است ولی دیکتاتوری به نام صدام آنقدر نیرو و سرمایه های ملی عراق را علیه مردم خود سو استفاده کرد و در سرکوب آنان به کار برد که در روز نیاز در مقابل تجاوز امریکایی ها مقاومتی نداشت و امروز هم که داعشی ها کیان و مردم عراق و ناموس شان را به سخره گرفته اند، هیچ کاری از آن ساخته نیست که هیچ، حتی خیانت هم می کند و شهرها را تحویل قومی خارجی، متجاوز و وحشی می دهد که معلوم نیست به چه سرانجامی برای کشور و مردم عراق می اندیشند.
آری دیکتاتور بعثی معدوم آنقدر از این نیرو و سرمایه ی ملی در مقابل مردم شیعه و کرد عراق سو استفاده کرده که با رفتنش کیان عراق هم به خطر افتاد و هر متجاوزی از راه می رسد، هر کاری دلش بخواهد می کند و هر جنایتی را مرتکب می شود و نه کرد و نه شیعه جلودارش نیستند. امروز ناموس مردم مسلمان عراق در مناطق اشغالی از سوی تروریست های بعثی - داعشی در معرض بی عفتی متجاوزین تروریست قرار گرفته و تحت عنوان "جهاد نکاح" در معرض دست اندازی اراذل و اوباش خارجی قرار گرفته اند و بی شرم هایی تحت عنوان علمای اسلام راه شرعی دست اندازی به ناموس مسلمانان در مناطق تحت سلطه این بد نامانِ خشنِ مغول صفت را فراهم می کنند.
خداوند ملت هایِ گرفتار مستبدینِ تمامیت خواه را نجات دهد که بیش از این سرمایه هایِ ماندگار اقتدار آنان را خرج مسایل سیاسی و توسعه و تحکیم قدرت داخلی خویش نکنند و آنان را به حدی تضعیف نکنند که هر متجاوزی طمع به خاک، ناموس و ثروت شان کنند. وضعیت امروز عراق حاصل صرف سرمایه های ملی این کشور توسط دیکتاتور بعث در راستای منافع شخص اوست؛ خداوند بر عذاب صدام بیفزاید که سرمایه های ملی ملت عراق را خرج مطامع و منویات دل خود کرد و این ملت مظلوم را به این روز خبیث انداخت. خداوند دیگر مستبدین را نابود و رسوا نماید که سرمایه های ملی ملل مظلوم را صرف قدرت خود، اطرافیان و گروه و جناح شان می کنند و ملت هایِ مظلوم را ذلیل کرده و ریسک خطر را برای شان نزدیک و افزایش می دهند.

 

نوشته شده توسط سید مصطفی مصطفوی در 8:25 PM |  دوشنبه سیزدهم مرداد 1393

+ نوشته شده در شنبه ششم تیر ۱۳۹۴ ساعت 2:12 AM توسط سید مصطفی مصطفوی  | نظرات


 

ویژگی انسانِ معتقدِ منحرف به ادیان توحیدی امروزی

مصطفوی 21 خرداد 1395 2783 کلیک ها

 نگاهی به زندگی و روش برخورد مسلمان، یهودی و مسیحی تندرو و در بین ما مسلمانان، مسلمان داعشی که در بین شیعه و سنی کم هم نیستند، نشان می دهد که ره گم کرده و به بیراهه می رویم. این حاکی ازاین واقعیت است که شیوه تربیتِ اسلامی و توحیدی که در چند قرن اخیر دریافت کرده ایم به این امر منجر شده که مسلمانان و معتقدینی به وجود آمده اند که احساس تحقیر شدگی دارند و در کنار آن هم احساس تکلیف برای رفع محرومیت از خود و جهان اسلام، و در عین حال از اسلام هم چیزی جز اعمال مستحبی و صوری نفهمیده ایم. چنین مسلمانی به اموری صوری و پیش پا افتاده و به قول مذهبی ها، مستحبی بسیار کوشا و حساس است و به اصول کلی انسانیت و ناموس مذاهب توحیدی از جمله وحدانیت خداوند و حدود و ویژگی اش، جایگاه انسان و حدود و ثغورش، حرمت انسان، حقوق دیگران، آزادی انسان، عدالت و... کاملا بی تفاوت و گاه مخالف جلوه می کنند. این نوع مسلمان آنقدری که به ریش خود اهمیت می دهند به حقوق دیگران توجهی ندارند.

رمضانِ داغِ داغِ خاورمیانه و دست بازِ بازِ شیاطین

مصطفوی 21 خرداد 1395 7054 کلیک ها

گذشته از روزهای بلند، گرم و طاقت فرسا که روزه را در سخت ترین حالت خود قرار می دهد و روزه گرفتن را برای روزه گیرانِ این روزگار به اعمال شاقه تبدیل و برای برخی غیرقابل انجام کرده و بسیاری را به روزه خوارانِ روزگار تبدیل می کند، ولی افراد زیادی در میان تمام اقشار جامعه اسلامی از کوچک و بزرگ می توان یافت که بر این صحنه سخت غالب شدند و یک ماه را به روزه داری گذراندند، شرایط به طوری سخت می انگاشت که دوستی به طنز نگاشت که "امسال بعد از پایان ماه رمضان فرشتگان از تمام روزه دارانی که جان سالم به در برده اند آزمایش دوپینگ خواهند گرفت." 

اما ویژگی دیگرِ این ماه رمضان که کم کم آخرین ساعت هایش در حالی گذر است و باید گفت که کم کم میهمانی تمام! ؛ ولی گفته می شود در این ماه دستِ شیطان بسته است اما در همین ماه میهمانی خداوند، شیاطین آنقدر دست و دل بازی کردند که فقط در غزه در باریکه یی محاصره شده، هزاران فلسطینی که ملتی مظلوم در حال نابود شدن هستند، سلاخی شده و در درد، گرسنگی، مرگ و مظلومیت غرق بودند و هستند و چشم ها هم به این جنایات کاملا نظاره گر ظاهر شدند.
این تنها شامل غزه نبود، عراق و سوریه که در خون غرقند و در این وضعیت دست و پا می زنند. دیگر کشورهای اسلامی هم که استبداد و مستبدین در اوج قرار دارند و ظلم مستبدین از بالاترین اقشار جوامع اسلامی و روشنفکران و سیاسیونی که درد ملت های خود دارند، قربانی های فراوانی می گیرند و آنان را محصور در سلول زندان ها کرده اند تا مردم این کشورها از نعمت شان محروم باشند، در این روزهایِ رحمت خداوندی، زندان های این کشورها و حکام مدعی اسلام پر است از مبارزینی که جز خلاصی از استبداد، ظلم و دمکراسی خواهی هدفی را دنبال نمی کردند. حکم های زندان بالا و حتی مرگ برای جرم سیاسی صادر و غارتگران حقوق مردم آزادند و بعضا در حاکمیتند و حتی مدعی و مغرور هم ظاهر می شوند.
این مدار زندگی ما مردم در مرکزیت و گاهواره تمدن اسلامی - باستانی بشر در خاورمیانه در ماه رمضانِ امسال است و تا رمضانِ دیگر هم که معلوم نیست دنیا بر چه مداری قرار گیرد. در عین حال باید حال را دریافت و به عید در پیش خوش بود، پس عید فطر بر همه بشریت مبارک باد.

 

+  نوشته شده توسط سید مصطفی مصطفوی در 6:33 PM | یکشنبه پنجم مرداد 1393

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...