دل نوشت ها و نظرداشت ها

خاورمیانه جدید مد نظر قدرتمداران جهانی، صحنه عمل چنین کسانی شده است

مصطفوی 22 خرداد 1395 2721 کلیک ها

چقدر سخت است که ببینی بهترین و اساسی ترین مفاهیم و حوادث تاریخ بشر به مضحکه و وسیله دست قدرت طلبانی تبدیل می شود که برای ایجاد امپراتوری های بزرگ خود و گسترش حاکمیت شان بر بندگان خداوند، به آن دست می یازند، و این مفاهیم را به مسخره عام و خاص تبدیل می کنند. رابطه انسان با خالق یکی از خالص ترین مفاهیمی است که همواره با بشر بوده است و خواهد بود و ندایی است که از درون همواره انسان را به خود می خواند و کسانی هستند که از پست ترین های روزگارند و این ندا و این خواست قلبی انسان ها را به وسیله یی برای حکومت های شیطانی خود بر انسان ها تبدیل می کنند. اینان لایق تنفرند، کسانی که درد اسلام و انسانیت ناشی از آن را ندارند و برای قدرت و توسعه آن، این احساسات پاک مومنان را به بازی می گیرند. امروز داعش و... که آقای اردوغان مروج و حمایت گر آن است، چهره عریان بازی خوردن نو مسلمانان و یا کهنه مسلمانانی است که دین شان عمق و اساسِ عقلی ندارد و به فتوای این مفتی و آن صاحبان فتوا بدترین جنایات ضد بشری را به انجام می رسانند و به رسواترین وجه نام خداوند و رسول رحمت للعالمینش را به زبان های ناپاک خود جاری می کنند و آبرو از خدا و دین خدا و رسولش می برند. اینان خود را نمایندگان خدا می دانند و برای توجیه اعمال دیکتاتور مابانه، خود را زیر پوششی از نام ها و مفاهیم مقدس و پاک مخفی می کنند. چه سخت است دیدن انسان های مملو از هوای نفس که از آیه اطعوالله و... سو استفاده کرده و مردم را به بند خواست های هوای نفس خود می کشند و همواره ذکرشان خدا و رسول است و دلشان تنها در فکر توسعه نفوذ و حاکمیت دنیایی خود است. ای خاک بر دهان هایی که این چنین مردان خدا را به خدمت خواست های ظالمانه خود می کشند.

کامنتی بر مطلب نگاشته شده در آدرس http://meetingonline0.blogfa.com/post/127 تحت عنوان "اردوغان تحت تاثیر سریال در حریم سلطان!"

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم دی 1393ساعت 1:46 PM توسط سید مصطفی مصطفوی

آقای علی مطهری! چه گفته اید که از دین هم خارجت می دانند؟!!

مصطفوی 22 خرداد 1395 2667 کلیک ها

امروز نماز ظهر و عصر را به پیشنهاد یکی از دوستان، که خود مرا همراهی نکرد و بدقولی کرد و نیامد، برای اولین بار میهمان مسجد بلال صدا و سیما بودم، مسجدی که کتیبه ی آن ساختش را به سال 1364 اعلام می کند؛ همان سالی که برای اولین بار عازم جنگ شدم، آن روزها اوضاع کشور کاملا برعکس این روزها بود و بنیانگذار این انقلاب حضرت امام (ره) خود حضور داشت و با حضورش جناح سیاسی منتسب به خط امام (ره) هم عزت و سروری خود را داشتند و افراد کلیدی این خط سیاسی حول و حوش او و در مراکز ثقل حاکمیت جمهوری اسلامی، حضوری قوی و پرتعداد و مستظهر به حمایت امام (ره) قوی معظم له بودند، و از جمله مثل پروانه گرد امام (ره) می چرخیدند و امور و سیاست کشور را به مقدار زیادی رقم می زدند.

آنروزها و مثل امروز نبود که جناح رقیب تمام صحنه های کشور را سنگر به سنگر تسخیر کنند، و چنان شرایطی برای جناح خط امام (ره) رقم بزنند، که دشمن در حق دشمن خود نمی کند، و امروز وقتی نگاه می کنی نسلِ جناح خط امام (ره) آنروز که بعدها به چپی ها، اصلاح طلبان، جبهه سبز و در نهایت هم ترفیع گرفته به اهل "فتنه" لقب شان دادند و از صحنه کشور با همین نام حذف کامل کردند به طوری که اکنون تخم آنا را ملخ زد و شرایط کشور و انقلاب را به سمتی برده و می برند که امروز در زمره دشمنان شان قرار داده و می دهند و در مقابل نیز جبهه سیاسی مقابل (راستی ها و یا به عبارتی جدید اصولگرایان) و مبنای فکری و سیاسی اش می شود مبنای داشتن بصیرت، دین و انقلابی بودن؛ و بود و نبود نیروهای سیاسی و تخصصی این کشور هم منوط می شود به داشتن وابستگی فکری و عملی به جناح سیاسی مقابل شان (راست آنموقع و اصولگرایی حاکم امروز). لذا اگر که اسمی از جناح خط امام (ره) ببری می شوی اهل فتنه؛ حتی اگر در مقام نماینده این مردم به مدافعه از حق این مردم در مجلس شورای اسلامی تذکر دهی، نباید و نمی توانی سخنی از آنان بگویی حتی اگر فرزند خلفِ ایدئولوگ انقلاب شهید مرتضی مطهری باشی، حتی اگر خود از اصولگرایان هم باشی و...
این جا مسجد صدا و سیماست جایی که ذره ذره و سنگر به سنگر توسط اصولگرایان فتح شده و مثل تشکیلات امامان جمعه حوزه نفوذ و تحت سیطره کامل جریان اصولگرایی قرار گرفته است، این جا صدا و سیماست، جایی که عکس سران جبهه سیاسی مقابل خود را کنار عکس مسعود رجوی و... به مردم نشان می دهند، تا در زمره دشمنان این کشور؟!! قلمدادشان کنند، در این جا فضا کاملا علیه جریان خط امام (ره) و اصلاح طلب هاست، به طوری که مُکبّر مسجدش بعد از پایان نماز ظهر امروز این شعر را می خواند و از جمع حاضر در مسجد صلوات می گیرد که :
"سخت است پیمبر شده باشی و ببینی
          فرزند تو دین دگری داشته باشد        حالم چو اسیری است که از بخت بد خویش         در لشکر دشمن پسری داشت باشد.     شادی روح شهید مطهری صلوات"
نیازی به تفکر زیادی برای یافتن مصداقِ این شعر وجود ندارد، و من هم تنها وقتی که شک کردم که این شعر چی بود؟ از کناردستی خود پرسیدم و او بلافاصله گفت منظورش آقای علی مطهری است و... بله به همین راحتی؛ نیاز به شک نبود، من هم که شک کردم، چرا؟! چون منتظر شنیدن این چنین شعری آن هم بعد از پایان نماز نبودم، که در من شک ایجاد شد، زیرا دقت لازم را نداشتم. شما اگر تنها برنامه "بیست و سی" شبِ قبل را هم گوش می کردی متوجه می شدی که این شعر در مذمت آقای علی مطهری نماینده محترم مجلس شورای اسلامی و فرزند شهید بزرگوار جناب شهید مرتضی مطهری به زبان این دوست صدا و سیمایی ما جاری می شود، که در واکنش به سخنان این نماینده ی اصولگرای مجلس در تاریخ 21/10/1393 در مجلس شورای اسلامی بیان شد؛ چرا؟ چون که این بزرگوار در راستای وظایف نمایندگی اش درخواست تمکین به قانون و رعایت آن در برابر متهمین طراز اولی های خط امام (ره) را خواستار شد و اصولگرایانِ حاکم را به قانون گرایی در برابر متهم گرفتار خود دعوت کرد و ضمن زیر سوال بردن تشریفات قانونی حصر نخست وزیر سابق کشورمان و همسرش و ریاست سابق مجلس شورای، آقایان میر حسین موسوی و کروبی، از قوه قضایه و... دعوت می کند که در این کیس به قانونگرایی و محاکمه قانونی متهمین تن دهند و...، که او را به دلیل همین تذکر قانونی از دین خارجش اعلام می کنند.
آقای مطهری مدتی است که تذکر قانونی می دهد که اگر فردی را متهم می دانید طبق قانون باید او را تفهیم اتهام و محاکمه قانونی کنید و... ولی همین را هم از قول یک نماینده اصولگرای مجلس این کشور نیز برخی بر نمی تابند و برای نگفتن آن سخن، مجلس را تنفس می دهند و عده یی به او حمله ور می شوند و نطقش را ناتمام می گذارند و...
اما از این دوستان باید پرسید که اگر فردی گفت قانون را طبق اصول مصرح قانون اساسی در حق متهمینِ تان رعایت کنید، او می شود پسر پیامبری که دین دیگری غیر از دین پدرِ پیامبرش دارد؟! پسر فرد بزرگواری می شود که خود در لشکر خودی هاست و پسر در لشکر دشمن قرار می گیرد؟! ما را چه شده است که یک جناح عمده کشور با آن عزتی که نزد بنیانگذار جمهوری اسلامی و مردم این کشور داشتند و دارند را با آن سابقه یی که در همراهی امام خمینی (ره) در انقلاب و جنگ داشتند و بعد از آن نیز با آن آرای بالای انتخاباتی که نزد مردم دارند، اکنون تبدیل به دشمن؟!! می کنیم، که اگر یک نماینده اصولگرا به دوستان اصولگرای خود بگوید قانون را در مورد بَندیان از آنان نزد خود، رعایت کنید، او هم می شود از دین پیامبر زمان خود خارج؟!!. انگار جای دوست و دشمن در این زمانه عوض شده که این چنین با خود می کنیم.
البته این تنها مطلب ضد جریان خط امام (ره) در این مسجد نبود، که کلیپی ویدیویی در مسجد بعد از نماز عصر پخش شد که جوانی از آیت الله عزیز الله خوشوقت می پرسد حُب ریاست چیست؟ که او هم با لبخند طنز گونه ای بر لب، پاسخ می دهد همان است که اگر رای نیاوردی به خیابان بیایی و...
 

 

+   نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم دی 1393ساعت 8:37 PM توسط سید مصطفی مصطفوی  

میرزا تقی خان امیرکبیر شهید راه پاکی و مبارزه با رشوه و اختلاس

مصطفوی 22 خرداد 1395 8267 کلیک ها

 چندسالی است که پرونده های فسادِ کلان و اختلاس و سو استفاده های رکورد شکنِ تاریخی از اموال عمومی توسط دست اندرکاران امور و اعوان و انصار مرتبطین شان، دل هر زحمت کشیده برای این انقلاب و کشور (هر مسلمان و عنصر ملی) را سخت می آزارد و این موضوعی است که به مردم، کشور و انقلاب در این برهه حساس جنگ اقتصادیِ رقبا ضربه وارد کرد و می کند، ولی علیرغم بسیاری از مسایل که همواره به دست های خارجی منتسب می شود، متهمین این پرونده به این صفت متهم نشدند، اما شاید این تنها موضوعی بود که می توانست به راحتی به دست های خارجی منتسب شود که در جریان این فساد هم نفع فاسدین را در پی داشت و هم نفع شرکای خارجی اشان را، و ارتباط اختلاسگران با عناصر بیگانه بهتر از هر موضوعی دیگر می توانست به آنان بچسبد، چون بسیاری از این پول ها و اموالِ این مردم مظلوم، توسط اختلاس گران در خارج از کشور سرمایه گذاری و یا قرار دارد و لذا مهره های درشت این جریان حتما باید با طرف های خارجی مستقیم و یا غیر مستقیم در ارتباط بودند، که توانسته اند در کشورهای دیگر به اعمال اقتصادی دست زنند؛

و جدای از آن تاریخ این کشور نشان می دهد دست هایی در به انحراف کشیدن این کشور از مسیرهای پاکی همیشه فعال بودند. به نوشته ی ذیل (http://www.mehremihan.ir/history/621-amirkabir-shahadat.html) توجه بفرمایید که در سالروز شهادت مظلومانه ی امیرِ کبیرِ ایران برای ما قابل تعمق است و این نشان دهنده فرمول نشو و نمای فساد در تاریخ این کشور و نقش ترمز گونه رهبران پاکدست همچون میرزا تقی خان امیرکبیر است که خود نیز نهایتا شهید راه پاکی و مبارزه با فساد می شوند :  

جناب سردار نقدی! شما که نمی خواهید جشن نابودی این و آن را بر ویرانه های این کشور بگیرید؟!

مصطفوی 22 خرداد 1395 2843 کلیک ها

 جناب آقای سردار نقدی! ظاهرا در پانزدهم دیماه فرموده اید که "آرمان ما نه سانتریفیوژ، بلکه نابودی کاخ سفید و اسراییل است."  و "هر کسی به این آرمان‌ها اعتقاد ندارد و به نام خردگرایی روی این آرمان‌ها خط کشیده و از تعطیلی مبارزه حرف می‌زند، باید صادقانه بگوید، که انقلابی نیست چراکه ما برای این آرمان‌ها تا سفید شدن موهای خود و حتی بعد از واگذاری مسوولیت به جوانان، تلاش می‌کنیم".

ولی باید به شما گفت، ای کاش کمی هم به جای هدف گرفتن نابودی کاخ و سرزمین این و آن، به فکر آبادی خانه و سرزمین خود در این کشور بودید، که اگر بودید وضع کشور این نبود که در بسیاری از شاخص ها رکورد دار بلا، بدبختی و عقب افتادگی شده است. که انقلابیون اولیه برای رهایی این مردم قیام کردند، تا نابودی این و آن در آنسوی مرزهای این کشور.
کاش روزی رسد که عده یی از تحریک دشمن به دشمنی بیشتر دست بردارند و در این کشور کمتر از مبارزه جویی و چنگ و دندان نشان دادن به این و آن بشنویم و نسیم روحبخش ساختن کشور وزیدن گیرد و دوستی با این و آن بر دشمنی با این و آن درکلام سکان داران این کشتی بلا زده، سبقت گیرد.
جناب سردار نقدی! که آرمانت را نابودی این و آن قرار دادی! کمی هم آرمانت را به سمت ساختن خود و این کشور متمایل کن، این بیشتر به انسان مسلمان و شیعه مرتضی علی (ع) و پیامبر رحمت (ره) می سزد، که علی (ع) آنقدر که به فکر آبادی مدینه النبی (ص) و مردمش بود، مغز و تفکرش درگیر نابودی امپراطوری های روم و ایران نبود، و این کسانی دیگری در بین مسلمانان آن زمان بودند که به کشورگشایی و نابودی این و آن می اندیشیدند.
آقای سردار بجای پروراندن فکر نابودی این و آن و متورم کردن دایم رگ گردن برای این و آن، و ساییدن دندان به دندان علیه این و آن، همچون علی (ع) به ظلم هایی بیندیش که به مردمت (یهود، مسلمان و...) در سرزمینت جاریست که از جمله ی آن در فقر، بیکاری و... غرق شده اند، که اگر به وضع مردمت حساس بودی آن روزی که هزاران میلیارد، هزاران میلیارد از ثروت این مردم مظلوم به یغما برده می شد، کمی از غیرت انقلابی تان را شاهد می بودیم و به حمایت از این مردم مستضعف صدایی بلند می کردید، ولی آن روز .... و اکنون که مردانی به مبارزه با فساد و بهبود وضع این مردم صدا بلند کرده اند، صدای شما به انقلابی بودن و انقلابی گری! هر روز بلندتر می شود و غیر خود را انقلابیِ قلابی و بی خرد می خوانید.
جناب سردار! اگر انقلاب و انقلابی گری می خواهد بر ویرانه های این کشور و مردم، جشن نابودی این و آن را بگیرد، کاش آن روز هرگز نرسد که ما ویران باشم و شما به جشن نابودی این و آن بر ویرانی ما مشغول باشید.
جناب سردار نقدی! امروز متاسفانه مسولین کشور به دو دسته تقسیم شده اند : یک دسته که از سوی این مردم مسول و مامور به جابجا کردن شاخص های مفتضح اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی اشان شده اند و بار این مسولیت سنگین بر دوش آنانست که برای هر سانتیمتر حرکت در این مسیر باید هم دشمن و رقبای خارجی را پشت سر بگذارد و هم بر موانع متعدد جناحی داخلی فایق آیند، امروز ریاست محترم جمهور به عنوان سکاندار این دسته از مسولین در مقابل هر سخن و حرکت خود در این راه با دیگرانی مواجه است که هیچ مسولیتی از سوی مردم ندارند و جایگاه، بودجه شان تضمین شده و دایم است و همین ها با نحوه موضع گیری و دغدغه هایشان نشان داده اند که لابد در کنار خود و اهل خانه و خانواده و فامیل و اطرافیان نه جوان بیکاری دارند، نه مشکل اقتصادی و... که این چنین موضع گیری و قد علم می کنند و برای رییس جمهور خط و نشان می کشند.
ظاهرا شما سردار عزیز! هدف انقلاب و انقلابیون را نابودی این و آن تعبیر می کنید، حال آنکه تا آنجا که ما یادمان است این انقلاب در وهله اول برای رهایی این مردم مستضعف و فقیر از دست هزار مشکل ناشی از استبداد قدرت طلب پهلوی و حاکمیت چکمه پوشانِ مخوف او بر مقدارات این کشور و مردم مظلوم و مستضعف و فقیری صورت گرفت که ثروت این مردم را بی حساب خرج مسایل نظامی خود می کردند تا به هدف مقدس شان! که ژاندارمی منطقه بود، برسند و سرفرازی سلطنت خود را بر ویرانه های این کشور و مردم آن بنا کرده بودند.
حال مفهوم انقلابی بودن عوض شده و شرایط به سمتی برده شده که انگار انقلابی گری و انقلابی بودن مساوی با نبرد و نابودی این و آن است. در حالی که هدف این انقلاب در وهله اول این مردم بود، آنانی که ظاهرا اکنون در ذهن شما دوستان جایی ندارند و تمام هم و غم شما دشمن! شده و امروز شما با سخنان خود او را تحریک می کنید که فشار را بر این مردم مستضعف و دولت شان مضاعف کرده تا گره ها و مشکلات این مردم و دولت را پیچیده تر کنند.
جناب آقای سردار نقدی! بهتر است به جای نابودی این و آن کمی هم نظری به مشکلات ما در این کشور انداخته و به مامورین به این امر (درست است که از جناح شما نیستند) کمک کنید و یا حداقل کمی سکوت کنید تا کمی شاخص های اندهبار زندگی این مردم بهبود یابد و به جای نابودی این و آن کمی هم مغزتان را برای ساختِ کشور و خرابی ها مصروف دارید.

 

 +  نوشته شده در چهارشنبه هفدهم دی 1393ساعت 10:15 AM توسط سید مصطفی مصطفوی

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...