دل نوشت ها و نظرداشت ها

به دنبال یکدست کردن جهانی ایم که تا بحال یکدستی به خود ندیده

به دنبال یکدست کردن جهانی ایم که تا بحال یکدستی به خود ندیده

مصطفوی 22 خرداد 1395 7566 کلیک ها

 

گویند اگر همه ی یکصد و بیست و چهار هزار پیام آور خدا (ع) را در یک مکان و زمان جمع کنند که مدتی با هم زندگی کنند و اجتماعی تشکیل دهند، حتی دچار یک درگیری لفظی هم نمی شوند، چه برسد به این که به جنگ و کشت و کشتار همدیگر دچار شوند و خون به پا کنند و معرکه ی خونین بین خود یا پیروان شان به راه بیندازند.

اما به نمایندگی از خدا و یا به مدعای پیروی از همین انبیاء (ع)، و یا به ادعای پیاده کردن احکام دین و مذهب انبیاء خدا (ع) و... امروز به فرماندهیِ فرماندهانی سخت دل و خارج از انسانیت که عنوانِ نمایندگی خدا و یا پیام رسانان او را به یدک می کشند، میلیون ها انسان را درگیر دیگرانی کرده اند که مثل آنان فکر یا عمل نمی کنند، و با این حکایت جنایت را سخت به روایت نشسته اند و درندگی را به اوج رسانده اند و البته این مربوط به امروز نیست و تاریخ حکایتِ تکرار این تراژدی دردناک است که امروز نیز به ثبتِ تکرار آن نشسته است.
در مورد ما مسلمانان، مثل همه ی ادوار تاریخِ اسلام، عده یی به کشتار هم کیشان مسلمانِ خود مشغولند؛ داعشی ها اوج و عصاره ی همین مسلمان و مسلمانی اند که به نمایندگی از جانشینان پیامبر اسلام (ص) که امروز در مکه مکرمه و مدینه النبی (ص) به تخت نشسته اند، دیگرانی را از دم تیغ می گذرانند؛ و در همین حال هندوهای افراطی در هند، بودایی های افراطی در میانمار، صهیونیست ها در اسراییل، صرب های مسیحی در اروپا و... مسلمان می کشند.

همان ها که روزی هندِ بودایی شده را از وجود بوداییان پاک کردند، امروز در هند مسلمان می کشند، تا هندی کاملا هندو داشته باشند. از آن سو بوداییان پاکسازی شده از هند در میانمار می خواهند چند هزار مسلمانِ روهینگا را بیرون کرده و یا بکشند تا کشوری خالص بودایی داشته باشند. اسراییلی ها هم فلسطینی کاملا یهودی می خواهند و لذا به مسلمان کشی مشغولند. داعشی ها هم می خواهند منطقه ی نفوذ محدود وهابیت در عربستان سعودی را گسترش داده و منطقه یی به بزرگی جهان اسلام وهابی باشد. آنسوتر مسیونرهای مسیحی، جهانی یکسر بر کیش عیسوی می خواهند و البته ما هم جهان را جهانی طرفدار اهل بیت (ع) می خواهیم و...
این دور تکراری است که جریان دارد، در حالی که خداوند ما انسان ها را متنوع می خواهد و برای همین هم در قرآن کریم می فرماید
 "وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَکُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ لکِنْ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدي مَنْ يَشاءُ وَ لَتُسْئَلُنَّ عَمَّا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ" (و اگر خداوند می خواست شما را به صورت امتی واحد قرار می داد، ولیکن خداوند هرکس را بخواهد گمراه و هرکس را بخواهد هدایت می کند و هرآینه از آنچه انجام می دادید، بازخواست می شوید.) این انسان ها هستند که باید با پوست و خون خود به این برسند که کدام راه و منش را مناسب یافته و انتخاب کنند، کدام را راه سعادت و شقاوت بدانند. کدام را راه درست یا نادرست بدانند. به نظر می رسد که باید انسان ها در انتخاب خود آزاد باشند تا این دنیا به آشغال دانی توحش و تحمیل تبدیل نشود، و هر تمامیت خواهی برای دست یابی به قدرت، پشت بهترین های نازل شده از آسمان (وحی) پنهان نشود و به خون ریزی از دیگران اقدام نکند.
لازم است روزی بشر به این شعور برسد که باید از اجبار در تحمیل راه و مرام خود به دیگران دست بردارد و به جایی برسیم که پیروان ادیان تنها مجاز به ارایه آزادانه اعتقادات خود باشند ولاغیر، که در غیر این صورت قانونِ جنگل در این جهان همچنان حاکم خواهد بود و در حالی که هر دین و مرامی خود را البته حق می دانند، مطابق با زور خود در حیطه یی از منطقه زور خود به پاکسازی دینی از دیگران اقدام خواهد کرد و نهایتا هم همین زور است که مرزهای جغرافیایی ادیان را شکل خواهد داد، و همه در پی یکدست کردن جهان با مرام و دینِ پر زورتر خود خواهند بود و..،
که البته تاریخ نشان داده که این یکدست شدن تقریبا محال است و گرچه در هر دوره یی یکی از ادیان را زور بیشتری بوده و به پاکسازی زمین از دیگران اقدام کرده، ولی هیچ کدام تا به حال نتوانسته اند زمین را بدین لحاظ یکدست کنند، و حکایت تکرار تاریخ است که اتفاق خواهد افتاد و بشر در غایت خود که انسان بودن است، دست نخواهد یافت و بر این بنای کج همچنان خشت ها انباشته خواهد شد، و هرچه بیشتر بگذرد بر سنگینی بار این بنای کج افزوده خواهد شد و خراب کردنش ویرانی بیشتری به همراه خواهد داشت و یا ویرانی اش سخت تر خواهد بود.

 

+  نوشته شده در چهارشنبه پنجم آذر 1393ساعت 11:35 PM توسط سید مصطفی مصطفوی

درخواست مرگی همراه با فراموشی یکسر، برای گناه ناکرده توسط مریم پاک (س)

مصطفوی 22 خرداد 1395 5876 کلیک ها

جامعه یِ قبل از ظهور حضرت عیسی مسیح (ع) منتظر ظهور منجی بود که بیاید و آنان را از وضعیتی که در آن گرفتار آمده بودند، نجات دهد. مردم آن دوره در حالی منتظر منجی بودند، که دین یهود در اوج اجرای احکامی بود که علمای یهود می خواستند، که نمونه آن جایگاه "نهی از منکر" بود. قدرت و برد اجتماعی و جایگاه نهی از منکر را می توان در داستان حضرت مریم (س) در قرآن به عینه دید.

فشار اجتماعی در برابرِ انجام خلاف عفت عمومی در جامعه یِ حضرت مریم (س) آنقدر زیاد و در حدی از افراط پیش رفته بود که وقتی آن پاک بزرگ با دردِ زایش پسری عبدالله به نام عیسی مسیح (ع) در لحظه وقوعش مواجه شد، وحشت از وقوع آن و ترس از مواجهه با مردمی که به انتظارش نشسته بودند، او را به درخواست مرگ و نیستی از خداوند فرا خواند، تا نباشد و نبینندش و به فراموشی اش سپرده شود و نامی و یادی از او نماند!
این در حالی است که آن حضرت مجهز به ذکر الله بود که آرامشش می داد، اعتقاد به نصر خداوندی داشت که در این ماموریت همراهش خواهد بود و قاعدتا او بر آن معتقد بود، او مستقیما با فرشته ی بشارت دهنده ملاقات و گفتگو کرده بود و از کیفیت ماموریتی که خداوند برای او در نظر گرفته بود، اطلاع داشت، و از خود مطمئن بود که عملِ خلاف شرعی انجام نداده، و به معجزه ی الهی حاملش بود و در به وجود آمدنش نقش اساسی به عهده داشت، مطلع بود و...
باید گفت این شرایط نتیجه ظلمِ مذهبی و عرف ظالمانه یی بود که در جامعه ی منتظر منجیِ مریم پاک (س) ساری و جاری بود، ظلمی مذهبی و اجتماعی ناشی از اجرای افراطی فقه مورد نظر علمای یهود و عرفی رایج که کمر این اجتماع را زیر بار خود خم کرده بود؛ که حتی جان مریم پاک هم در انجام ماموریت الهی را نیز از درد مواجهه با آن می فشرد.
قرآن کریم این جریان را این طور حکایت می کند؛ آنگاه که آن زنِ پاک (س) با فرشته نازل شده از سوی خداوند مواجه شد و آن بشارت دهنده ی رحمت الهی"گفت من فقط فرستاده پروردگار توام، براى اين كه به تو پسرى پاكيزه ببخشم
 (۱۹- مریم)" در این لحظه مادرِ رحمت و بخشش در پاسخ"گفت چگونه مرا پسرى باشد با آنكه دست بشرى به من نرسيده و بدكار نبوده ‏ام (20- مریم)" پیام رسان خداوند"گفت [فرمان] چنين است پروردگار تو گفته كه آن بر من آسان است و تا او را نشانه‏اى براى مردم و رحمتى از جانب خويش قرار دهيم و [اين] دستورى قطعى بود (21- مریم)" و "پس [مريم] به او [عيسى] آبستن شد و با او به مكان دورافتاده‏اى پناه جست (22- مریم)"  و از این شرم که به واسطه ترس از روبرو شدن با مردم بود، از آنان دوری گزید؛ و انگار تا به آن موقع (که درد زایمان گرفت) باورش نمی شد که این وضع اتفاق خواهد افتاد تا این که "درد زايمان او را به سوى تنه درخت‏ خرمايى كشانيد گفت اى كاش پيش از اين مرده بودم و يكسر فراموش‏شده بودم (23- مریم)" و اینجا بود که آرزوی مرگ و پاک شدن از صفحه روزگار را کرد.
این قدرت نهی از منکر درونی شده در جامعه مریم پاک است که شکل گرفته و انسانی طاهر چون او را این چنین گوشه گیر می کند، آن هم به جرمی نکرده و مریم مقدس (س) حتی با دیدن آن همه معجزات که در حین این ماه ها از شروع آبستن شدن به مسیح (ع) تا به زمان زایمان و گفتگوی فرشته حق با او و... اتفاق افتاد؛ ولی باز تصور فشار اجتماعی که باید با آن مواجهه شود او را به مرحله یی رساند که تقاضای مرگ کند، مرگی که یکسر با فراموش شدن، همراه باشد. این است ظلم مذهبی
اجتماعی که حتی بی گناهان را هم تحت فشار خود قرار می دهد و له می کند.

 

+  نوشته شده در دوشنبه سوم آذر 1393ساعت 7:14 PM توسط سید مصطفی مصطفوی

پاییزی بر تابستانی داغ، که منتظر رفتنش بودیم

مصطفوی 22 خرداد 1395 2773 کلیک ها

خدایا تابستانی داغ و جهنمی گذشت و از آن داغیِ تحمل ناشدنی اش کاسته شد و بر این رفتن سُرور از کوی و برزن برخاست و غریوِ شادیِ خَلقِ تو به آسمان رسید و حتما تو هم بر این شادی، شاد شدی. اما اِنگار این پاییز، بر پایان این کوره ی داغ نمی تواند، پایانی اساسی باشد و در حالی که اعتدالِ دما را به مقدار قابل توجهی شاهدیم، و در پس این پاییزِ نسبیِ غم ها، امید به زمستانِ این سرکشی های نامیمونِ گرمایِ طاقت فرسا و غیر قابل تحملِ تابستان گذشته را داریم، اما در همین پاییزِ غمِ آن همه سوختن هایِ جانگداز، باز اشعه های همان خورشیدِ سوزنده و کشتار کننده از نِعَم تو، گهگاه باز گرمایِ خود را به چهره یِ سوختگان آن تابستان داغ می فشاند؛ و می خواهد بگوید که خیال نکنید که گذشت! که باقیست ماجرای این سوختن ها.

سرشاخه های سبز و باطراوتِ سوخته از داغیِ آن روزهایِ سخت و غم انگیز، هنوز تسکین نیافته اند و گاه حتی بر شاخسارانِ سبزِ صنوبران و سَروهای بلند قامت و بلندنظر، خشک مانده اند و هنوز زایش های سبزِ جدید بر شاخه هایی آنان، آن سبزی تلالو دارِ شایسته و بایسته را ندارند و یا شاید بر زایشی جدید هنوز هم موفق نشده اند؛ که خود از آن شرایطِ خسارت بار رنج ها و خسارت ها دیدند و به ترمیم خویشتن مشغولند. گرچه فضای تلطیف شده از بارش هایی چند و آن بارشِ سیل آسا، دل ها را امیدوار کرد و می کند، لیکن باز برای بازگشت به دوره ی سبز و طرب انگیز و گذر از خشکالی های پی در پی، افقِ روشن و واضحی نیست؛ چرا که خورشید در وسط همین پاییزِ سرور انگیز و معتدل هم گاه چهره هایی خشمگین می نمایاند، که انگار می خواهد بگوید که حتی می تواند در دلِ زمستانِ پیش روی ناامیدی ها، هم به باز تولید غم و اندوهِ داغیِ تحمل ناپذیرش اقدام کند. این خورشید سوزان می خواهد به جنگِ قانون طبیعتِ خداوندی برود که در زمستانِ نا امیدها، امید را بی اثر کند و بندگان خدا را در نومیدی قرار دهد.
انگار نه انگار که ابرهای سِتبر سبزی آفرین دستِ رد به سینه ی خورشید زده اند، ولی او بی شرمانه هرگز به روی خود نمی آورد که دیگر شرایط تغییر کرده و او نیز باید خود را تغییر دهد. هنوز این خورشیدِ سوزنده ی آن تابستانِ سخت که زمین و آسمان و در و دیوار را با خَلق خدا درگیر کرده بود و از همین طریق به آزارشان سخت اشتغال داشت، نمی خواهد گذر ایام و یا درگذشت خود و منشِ مرگ و نیستی آفرینش را باور کند و اعتقادی به پاییزِ خود و انشاالله زمستانِ وجودش، و یخ زدن آن همه داغی را ندارد.
خدایا بیم آن می رود که پاییزِ کم توانِ شده از قلع و قمع تابستانی، به زمستانی در خور منتهی نشود و آن خورشید بی شرمِ تابنده ی تابستانِ سخت، در دوره ی زمستانِ وجودش هم گرمای تابستان را باز تولید کند. خدایا امیدها بعد از سَروها و صنوبرانِ بلند قامت و استوار که تنها سرشاخه های آنان سر به تعظیم تو فرود آورده اند و در پای خود به هیچ سنجدِ کَجی تعظیم نمی کنند، تویی.
پس یا محول الحول و الاحوال، حول حالنا الی أحسن الحال؛ و بر این اعتدال، دوام ده. تابش آن خورشید داغ و غیر قابل تحمل را مجالی بدان تابشِ سختِ دوباره مده، که زمینُ آسمانت را بر موجودات غیر قابل تحمل کند. گرچه مدعی نور است، اما نوری تاباند که چشم های بصیرِ زیادی را کور و یا محکوم به ندیدن کرده است. آری خورشیدِ زندگی بخش هم گاهی قاتلِ امید و زندگی می شود.

 

+  نوشته شده در شنبه یکم آذر 1393ساعت 4:53 PM توسط سید مصطفی مصطفوی

پروفایلی که همچون زندگی ورق خورد

مصطفوی 22 خرداد 1395 2465 کلیک ها

 به نام تو ای مهربان ترین مهربانان؛ ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیتِ انسان است که تبلور ان در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده است که بتوان سریعتر و وسیعتر با هم در ارتباط باشیم، در همین راستا است که خواستم با داشتن وبلاکی من هم به خیل استقاده کنندگان از این سیستم پیوسته و از ان بهره مند شوم.

 دانشجوی رشته مطالعات هند در دانشگاه تهران هستم. علیرغم گذشت بیش از نیمی از عمرم هنوز خود را نیازمند تبادل افکار و اندیشه برای یافتن راه می دانم و امیدوارم بتوانم راه خود را بیابم و به سعادت و آنچه آرزوی صالحان و هدایت یافتگان است دست یابم و در این راه امید به یاری خدا و خلق خدا دارم.
آنچه در این وبلاگ می آید نظرداشت های نویسنده است که انسانی متصل به وحی خداوندی نیست لذا خالی از اشتباه و اشکال نیز نخواهد بود و باید ما انسان ها با بکار گیری عقل و وحی همدیگر را تصحیح کنیم.
 دورد خدا بر انبیا و اولیا خدا، صالحان، مصلحان و هدایت یافتگان

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393ساعت 10:28 PM توسط سید مصطفی مصطفوی

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...