مقدمه مترجم (سایت یادداشت های بی مخاطب) :

دمکراسی و سالاری مردم در حاکمیت بر خود، دستاوردی بزرگ از توسعه اندیشه آدمی و مبارزه انسان برای داشتن زندگی بهتر و کسب حق تعیین سرنوشت توسط توده‌ها، و راهی مهم برای پاسداشت از کرامت اوست، که این موهبت تاریخی آدمیت، در دهه‌های اخیر در معرض خطراتی بزرگ، از جمله از ناحیه سیطره راستگرایان بر ساختارهای نهاد قدرت قرار گرفته است، چراکه آنان با استفاده از ترفندهای گوناگون، خود را به نهاد قدرت رسانده، و طی فرایند سیاسی و ایدئولوژیک پیچیده‌ایی، و زیر نام‌هایی مردم فریب از جمله ملیگرایی، مذهب، مقابله با تهاجم فرهنگی بیگانه [1] و... حضور خود را در قدرت مستحکم و ماندگار می‌کنند، و مخالفان خود را یک به یک بی اثر و خنثی و از میدان بِه دَر کرده، و خود یکه تاز میدان تصمیم خواهند شد.

متاسفانه هجوم این خطر بزرگ برای جهان انسانی جدی است، و اینان کشور به کشور در حال پیشروی هستند، و جهان را به عرصه تاخت و تاز خود در آورده‌، و قدم به قدم، اهداف دیکتاتورمابانه و تمامیت‌خواهانه خود را محقق کرده، و آنرا به اولویت اول ملت‌ها تبدیل می‌کنند، و روندی را در پیش گرفته‌، که ملت‌های آزاد و صاحب رای، به سوی تبدیل شدن به رمه‌ها و توده‌هایی انسانی حرکت کنند، تا صغیر پنداشته شده، و حق انتخاب و انتخابگری را با دسیسه‌های گوناگون از آنان بستانند، و حتی جانفشانی آنان‌ها را، در مسیر اولویت‌های راستگرایانه خود، و برای ماندن در قدرت هدایت، و آنرا به مهمترین اولویت ملت‌ها تبدیل کنند،

سایت اینترنتی "اذهان سرکش" مقاله‌ایی از خانم آروندیتی روی [2]، اندیشمند و نویسنده سرشناس هندی با عنوان "دمکراسی سوسک – غیر مسلح و خطرناک" [3] منتشر ساخت، که جمعبندی جامع و شنیدنی از شرایط رشد، و فراز و فرود ملت هند، زیر حاکمیت دولت راستگرای حزب BJP [4]، حاکم بر دولت مرکزی هند، به رهبری آقای نارندرا مودی (نخست وزیر هند) را روایت می‌کند، که چگونه بر مراکز قدرتمند نهاد دمکراسی، چنبره زده و آنرا از کارکرد خود تهی کرده، قانون و نهاد قانون را بی اثر کرده، و شرایط اسارتباری را هر لحظه بر ملت خود تحمیل کرده و می‌کنند، اما این سرکشی بی پایان قدرت، اخیرا و در مقطعی در مقابل حرکت جوانان معترض سر تسلیم فرود آورد، این مقاله روایت چگونگی این تسلیم است؛

خشم نهفته ملت‌ها به یکباره زبانه می‌کشد، همانگونه که در هند نیز چنین شد، حرکت اعتراضی بزرگی که با توهین یکی از مقامات عالی قضایی هند، به جوانان تحصیلکرده، اما بیکاری که شبکه‌های مجازی را به محل مبارزه برای پیگیری حقوق خود تبدیل کرده‌اند، آغاز شد، وقتی او آنانرا "سوسک" و "انگل اجتماع" نامید، که این توهین با واکنش‌های گوناگونی از سوی اینانان مواجه، و از جمله یک دانشجوی هندی مقیم بوستون امریکا به نام " آبهیجیت دیپکه [5] " آنرا به یک جریان فراگیر در شبکه مجازی، و سپس تحصن و اعتراض خیابانی تبدیل کرد، تا با استفاده از ظرفیت‌های باقی مانده در قانون اساسی بتوانند، راستگرایان مغرور و متکبر حاکم را به زانو در آورند.

اما آنچه این اندیشمند و نویسنده هندی در این مقاله آورده است:

 Jul 31, 2026

 

 هواداران حزب مردم سوسک در حالی که برای راهپیمایی به سوی پارلمان هند و درخواست استعفای وزیر آموزش تلاش می‌کنند،

به موانع امنیتی فشار می‌آورند. منبع عکس  Janta Newspix

آیا می‌توان همهٔ مردم را همیشه فریب داد؟ آیا می‌توان کشوری با جمعیت یک‌ونیم میلیارد نفر را تا ابد همچون یک جسد (بی روح و جان) به دنبال خود کشید؟ چنین چیزی ممکن نیست. سوسک‌ها بیرون خزیده‌اند و جولان می‌دهند.

برای نخستین بار پس از سال‌ها، هندی بودن حس فوق‌العاده‌ای دارد. درست زمانی که به نظر می‌رسید امید از دست رفته است، آن‌ها از راه رسیدند؛ سوسک‌های جوانی که سوار بر باران آمدند؛ زادگانِ پیوند نامقدس میان یک «قاضی» و یک «شوخی».

همه ما این ماجرا را می‌دانیم، اما برای ثبت در تاریخ، آن را بازگو می‌کنیم. در واکنش به اظهارنظری متکبرانه و تحقیرآمیز از سوی سوریا کانت [6]، قاضی ارشد هند، که برخی از جوانان بیکار هندی را «سوسک» خطاب کرده بود، آبهیجیت دیپکه - دانشجویی ساکن بوستون - در کانال اینستاگرام نوشت: «اگر همه سوسک‌ها با هم متحد شوند، چه می‌شود؟» میلیون‌ها نفر به این سخن واکنش نشان دادند و بدین ترتیب «حزب مردمِ سوسک‌»  [7] متولد شد؛ حزبی که دیپکه رهبری آن را بر عهده گرفت. نخستین خواسته این جنبش اعتراضی، استعفای دهارمندرا پردهان [8]، وزیر آموزش بود؛ وزیری که با غرور و آسودگی بر مسند وزارتی فاسد و تباه تکیه زده است؛ وزارتی که در آن، برگه‌ی سوالات آزمون‌های سراسری به‌طور مرتب لو می‌روند. روندی که بنا بر اعلام احزاب مخالف، از سال ۲۰۱۴ تاکنون حدود ۱۵۲ مورد از این نوع افشای سوالات رخ داده است. این نشت اطلاعات (در بستر فساد حاکم بر دستگاه دولت)، زندگی میلیون‌ها جوانی را که طی سال‌ها تلاش برای این آزمون‌ها آماده شده بودند، ویران کرده است؛ جوانانی که برخی از والدینشان برای تأمین هزینه تحصیل فرزندان و پرداخت مبالغ شرکت در این آزمون‌ها، ناچار به فروش زمین یا خانه خود شده‌اند؛ نوعی اخاذی قانونی و نوظهور. اخیرا پس از افشای سوالات «آزمون ملی صلاحیت و ورود»  [9] (و خارج شدن رقابت از مسیر خود) ۱۲ دانش‌آموزِ درمانده و ویران‌‌شده (که علم و تلاششان اثری در پیروزی شان در این کنکور سراسری نداشت) ، دست به خودکشی زدند.

هم‌زمان با تبدیل خشم "سوسک‌ها" به یک سونامی‌ در فضای مجازی بود که دیپکه در ۶ ژوئن از بوستون امریکا بازگشت و یک‌راست از فرودگاه به محل مشهور برگزاری اعتراضات در شهر دهلی، یعنی "جنتر منتر" [10] رفت. سونام وانگچوک [11]، فعال و اصلاح‌ طلب آموزشی سرشناس اهل منطقه لداخ [12] نیز به او پیوست و اعتصاب غذای نامحدودی را آغاز کرد. شش دانشجوی دانشگاه - به‌نام‌های نها بورا، مانیش کومار، آمین آمیتوش، دانش علی، هریشیکش و دیپاک - که عضو «انجمن سراسری دانشجویان هند» [13] شاخه دانشجویی «حزب کمونیست هند (آزادی‌بخش)» [14] بودند، نیز اعلام کردند که اعتصاب غذا خواهند کرد و در جایگاهی در مجاورت محل اصلی اعتراض مستقر شدند. اعتراضات در شهرهای دیگر نیز آغاز شد. با وخیم شدن وضعیت جسمانی اعتصاب‌کنندگان، «سوسک‌های» جوانی که فضای اینترنت را به سیطره خود در آورده بودند، در جنتر منتر حضور فیزیکی پیدا کردند. «حزب مردم سوسک‌» اعلام کرد که در ۲۰ ژوئیه - روزی که قرار بود مجلس ملی هند (لوک سابها) برای آغاز نشست فصل باران‌های موسمی خود، بازگشایی شود - به‌سوی ساختمان پارلمان راهپیمایی خواهند کرد. دو روز پیش از موعد مقرر برای راهپیمایی، پلیس سونام وانگچوک را از روی سکوی اعتراض پایین کشید و با خود برد و بازداشت کرد؛ او ابتدا در بیمارستانی دولتی و سپس، با اصرار همسرش، در بیمارستانی خصوصی تحت نظر قرار گرفت. او همچنان در اعتصاب غذا به سر می‌برد. صبح روز ۲۰ ژوئیه، یعنی روز راهپیمایی، دانشجویان عضو AISA به اعتصاب غذای خود پایان دادند.

سوسک‌ها پایتخت را به طور ناگهانی تصرف کردند. آنها با قطار، اتوبوس، هواپیما، مترو آمدند و تعدادشان ساعت به ساعت افزایش می‌یافت. چند ساعت قبل از اینکه اولین پرتوهای خورشید آسمان موسمی دهلی را روشن کند، ده‌ها هزار سوسک شروع به هجوم به جنتر منتر کردند. با طلوع آفتاب، مشخص بود که نسلی از جوانان ناامید و خشمگین که آینده خود را در مقابل چشمانشان نابود شده دیده‌اند، قرار است آنچه را که نسل‌های والدین و پدربزرگ و مادربزرگ‌هایشان از دست داده بودند، بازپس بگیرند: عزت ما به عنوان یک ملت و یک کشور. حقوق ما به عنوان شهروندان یک دموکراسی.

معترضان با شجاعت و وقار محض خود، ترس فرساینده‌ای را که برای همه ما به طبیعت دوم تبدیل شده بود، دفع کردند. و طنز. در پایان روز، مشخص شد که اعتراض به چیزی بسیار بزرگتر از آنچه معترضان یا رهبرانشان مطالبه می‌کردند، تبدیل شده است. استعفای دهارمندرا پردهان اکنون تغییر کوچکی است. خطرات بسیار بزرگتر هستند. پوسیدگی در کل سیستم حکومتی، از بالا تا پایین، به وضوح قابل مشاهده است و مانند یک جسدِ در حال تجزیه، شروع به بوییدن کرده است. حتی کوچکترین سوسک‌ها، که برخی بیش از هفت یا هشت سال سن نداشتند، توانستند این را به وضوح بیان کنند.

با وجود انتصاب سریع و تقریباً مخفیانه‌ی رئیس پلیس جدید، چند روز قبل از راهپیمایی، و با وجود زمزمه‌های نگران‌کننده در مورد مهارت وحشتناک وزیر کشورِ ترسناکِ دولت مرکزی ما، هم پلیس و هم وزارت کشور، مقیاس سونامی‌ای که دهلی را در 20 جولای در بر گرفت، کاملاً اشتباه محاسبه کردند. آن‌ها همه چیز را برای عقیم کردن این راهپیمایی و تجمع امتحان کردند. اتوبوس‌ها و جاده‌ها و ایستگاه‌های مترو را بستند. اما این اقدامات کمکی نکرد. آن‌ها سعی کردند اینترنت را مختل کنند. اما سوسک‌های جوان – این موجودات دست ساز اینترنت - به نحوی این تلاش را با سیلی از تولیدات عکس، ویدیو، متن و یا موارد مشابهی که معمولاً ماهیتی طنزآمیز داشتند [15] و توسط کاربران اینترنت به‌سرعت کپی و منتشر می‌شدند، محتواهای رسانه‌ایی که شما را همزمان به خنده و گریه می‌انداخت، خنثی کردند.

در دهلی، مثل اعتراضاتی از این نوع در تمام نقاط جهان، زنان جوانی دیده می‌شدند که بخشی از اعتراض بودند، خانم‌هایی که گفتند در میان این جمعیت بزرگ و معترض احساس امنیت می‌کنند - اگرچه برخی از آن‌ها از دستمالی شدن توسط پلیس ضد شورش دهلی شکایت داشتند. ما شاهد بودیم که مسلمانان، هندوها، مسیحیان، سیک‌ها، بودایی‌ها و افرادی از هر کاست و طبقه اجتماعی گرد هم می‌آمدند، به یکدیگر یاری می‌رساندند و در برابر پلیس ضد شورش، حامی و محافظ یکدیگر بودند. آن‌ها به‌جای نصیحت کردن یا ایراد سخنرانی‌های پرطمطراق، آن «هندِ ممکن» و آن «هندِ زیبایِ رؤیاهایمان» را در عمل به ما نشان دادند و آنرا به تصویر کشیدند.

برای مقابله با این خطر، پلیس موانع فلزی زرد‌رنگ خود را به هم جوش داد و تجهیزات آزموده‌شده‌اش را به میدان آورد: کامیون‌های مملو از سنگ و خودروهایی که از پیش آسیب دیده بودند؛ به این امید که وانمود کنند جوانان به خشونت روی آورده‌اند و پلیس در حال دفاع از خود است. آن‌ها لشکری ​​از اراذل و اوباش لباس‌شخصی را با باتوم و چماق به صحنه آوردند. نیروهای واکنش سریع [16] نیز برای آماده‌سازی عملیات، اتیکت‌های نام خود را از روی یونیفرم‌هایشان کندند.

شبکه‌های تلویزیونیِ وفادار به جریان اصلی (حامی رژیم) نیز صف کشیده و آماده بودند تا این دروغ‌ها را مخابره کنند. - برخی از آن‌ها عجله کردند و شروع به گزارش وقایعی کردند که هنوز رخ نداده بود؛ چرا که اخبار در هند معمولاً نه درباره حال، بلکه درباره آینده است. - اما هیچ‌کدام از این ترفندها کارساز نشد. پلیس و نیروهای واکنش سریع بی‌محابا باتوم‌های خود را (بر تن و جان معترضین) فرود می‌آوردند، سر کودکان را می‌شکستند و استخوان‌هایشان را خرد می‌کردند. گاز اشک‌آور شلیک کردند. با این حال، جوانان همچنان به راهپیمایی ادامه دادند؛ مستقیم به سوی پارلمان، مستقیم به همان‌جایی که گفته بودند که خواهند رفت.

هم‌زمان با پیشروی آن‌ها، نیروهای امنیتی موضع گرفتند و تفنگ‌های کلاشنیکف خود را به سمت دانشجویان غیرمسلح نشانه رفتند. با این وجود، «سوسک‌ها» همچنان پیش می‌رفتند. و در همین راهپیمایی معترضین، آن پوششِ مخملیِ فریبنده‌ای را که مشت آهنین حکومت را پنهان می‌کرد، کنار زد و ماهیت واقعی رژیم کنونی را - همان‌گونه که هست و همیشه بوده - آشکار ساختند: یک مشت آهنین فاشیستی؛ ائتلافی از وحشیانی که هیچ درکی از تاریخ و تنوع و تکثر کشوری که بر آن حکم می‌رانند، ندارند. کسانی که تنها نفرت‌ورزی را می‌شناسند و هیچ بویی از عشق یا اندیشه نبرده‌اند.

هم‌زمان با نزدیک شدن راهپیمایان، نخست‌وزیرِ جسور و لاف‌زن ما از محل حکمرانی خود به‌سرعت به مکانی امن منتقل شد. از خروج نمایندگان مجلس از ساختمان نوساز و پرزرق‌وبرق مشهور به «سمویدهان سانساد» [17] (پارلمان) جلوگیری شد؛ ساختمانی که گویی تمام هدفش تضعیف روزانه‌ی قانون اساسی کشور است. تا عصر، پلیس سکوی اصلی محل ایستادن رهبران اعتراض را درهم‌ شکسته بود، اما تا شب، مردم دوباره آن را پس گرفتند. هنگامی که پلیس برای شب‌هنگام عقب‌نشینی کرد، «سوسک‌ها» به خاطر کتک زدن کودکان، ایستاده برای‌شان کف زدند و تشویق‌شان کردند. و گفتند به‌به حضرت مودی! به‌به! (کارت عالیست!)

انتظار اینکه چنین رویدادِ اعتراضی به تغییرات سیاسی عمده‌ای منجر شود، ساده‌لوحانه است؛ اما نادیده گرفتن آن و تقلیل‌ش به صرفِ یک هیجان زودگذر نیز کوته‌فکری است. جای تعجب نیست که خبرگزاری‌ها و شبکه‌های تلویزیونیِ پرهیاهو، مملو از شایعات، کنایه‌ها و تئوری‌های توطئه دربارهٔ تأمین مالی خارجی و دسیسه‌های سازمان سیا (CIA) شده‌اند. من به عنوان یک "فرصت طلب" [18] - اصطلاح تحقیرآمیزی که مودی برای توصیف افرادی مثل من به کار می‌برد - و با افتخار اعتراف می‌کنم که در آغازِ این ماجرا، من هم محتاط و بدبین بودم. نگران بودم که مبادا در حال حرکت به سوی تکرارِ ماجرای «آنا هزاره» [19] باشیم؛ همان جنبش مردمیِ به‌اصطلاح ضدفساد در سال ۲۰۱۱ که فارغ از نیت‌های اولیه‌اش، در نهایت میراث‌دارِ سه دوره حاکمیتِ حزبی سیاسی شد که تمام نهادهای کشور را ویران کرد؛ حزبی که هیچ مرزی میان خود و دولت هند قائل نیست، نه برای کشور و نه برای شهروندانش احترامی قائل است، و با عملکردش ما را در سطح بین‌المللی سرافکنده و هند را به زانو درآورده است.

اما وقتی خصومت رسانه‌های جریان اصلی وابسته به حاکمیت با «حزب مردمِ سوسک» را دیدم، تردیدهایم نسبت به آن‌ها برطرف شد. این برای من نخستین و اطمینان‌بخش‌ترین نشانه بود. بسیار خوشحال بودم که «آبهیجیت دیپکه» از جامعه دالیت‌هاست (پایین ترین طبقه هندو) و حتی خوشحال‌تر از اینکه هیچ‌کس بر این موضوع تمرکز نداشت. وقتی شنیدم که او می‌گوید: «اگر نامم خالد بود یا مسلمان بودم، تا الان در زندان بودم»، همه‌چیز برایم تغییر کرد. او شجاعت آن را داشت که ماهیت زشتِ سازوکار امورِ حاکمیتی در هند را برملا کند؛ واقعیتی که در آن همه‌چیز - از جمله و به‌ویژه قانون- به‌طور یکسان شامل حال همه نمی‌شود. همه‌چیز کاملاً به دین، کاست، طبقه اجتماعی، قومیت و جنسیت فرد بستگی دارد [20]. این مشاهده‌ای عمیق بود که به شکلی ساده بیان شد. اینکه او چنین حرفی را علنی می‌زد - در حالی که حتی سیاستمداران اپوزیسیون هم از ترس «واکنش تند هندوها» به‌جای واژه «مسلمان» تنها از عبارت «جامعه اقلیت» استفاده می‌کنند - مرا بر آن داشت تا بی‌درنگ راهی جنتر منتر شوم.

همچنین می‌دانستم وقتی دیپکه نام «خالد» را به زبان می‌آورد، به‌احتمال زیاد منظورش «عمر خالد» بوده است؛ پژوهشگر دانشگاه جواهر لعل نهرو (JNU) که ​​همراه با «شارجیل امام» (Sharjeel Imam) و بسیاری دیگر، اکنون نزدیک به شش سال است که بدون محاکمه در زندان به سر می‌برد. جرم عمر چه بود؟ دعوت معترضان به پرهیز از خشونت در جریان اعتراضات سال ۲۰۲۰ علیه «قانون اصلاح شهروندی» [21] ؛ آن هم در شرایطی که دهلی دستخوش موجی از آتش‌افروزی، قتل و به آتش کشیدن مساجد توسط اوباش خودسر هندو بود - اوباشی که تحت نظارتِ پلیسی عمل می‌کردند که یا بی‌تفاوت نظاره‌گر ماجرا بود و یا گاهی خود در آن مشارکت داشت. درخواست‌های مکرر برای آزادی به قید وثیقه توسط قضاتی رد شده است که گویی شجاعتِ انجام دادن، یا حتی درک کردنِ آنچه درست است را از دست داده‌اند.

کاریکاتوری نشان دهنده نقش پلیس هند در مقابله با جنایات گروه های خودسر هندوی افراطی،

که عموما اقلیت مسلمان را در اهداف خود دارند

همچنان که سوسک‌ها رژه می‌رفتند و تعدادشان بیشتر می‌شد، ناگهان به خودم آمدم و فکر کردم: خدا را شکر که اکثرشان مسلمان، سیک، مسیحی (از اقلیت‌ها) یا ادیواسی [22] نیستند. اگر بودند، (توسط حکومت) با خاک یکسان می‌شدند، کشته می‌شدند، تیر می‌خوردند، زندانی می‌شدند. خدا را شکر که کشمیری [23] نیستند. ممکن است کور شده باشند - اگرچه برخی از آنها سهم خود را از جراحات ساچمه‌ای دریافت کردند- . خدا را شکر که اکثرشان هندو هستند. این لحظه در هند چقدر غم‌انگیز است. با این حال، اوضاع می‌تواند در یک دقیقه تغییر کند. ما در وضعیتی هستیم که جریان حاکم آن را «وضعیت در حال گسترش» می‌نامد. گزارش‌هایی مبنی بر اعزام هزاران نیروی شبه‌نظامی از ایالت‌های دیگر به دهلی دریافت می‌شود. ما نمی‌دانیم روزهای آینده چه چیزی را به همراه خواهد داشت.

این وضعیت ما را به کجا می‌رساند؟ برخلاف جنبش «آنا هزاره» که هفته‌ها در صدها شبکه تلویزیونیِ متعلق به شرکت‌های بزرگ، تحت پوشش خبریِ هیجان‌زده و بی‌وقفه - ۲۴ ساعته - قرار داشت، «حزب مردم سوسک‌» تنها می‌تواند به خود و اینترنت تکیه کند. برخلاف جنبش آنا که سازمان «راشتریا سوایام‌سِواک سانگ»  [24] در آن نفوذ کرده و کنترلش را به دست گرفته بود - و حزب بی‌جی‌پی (BJP) به رهبری مودی نیز در کمین نشسته، و کاملاً آماده بود تا از آن هیجانِ تلویزیونی‌ ساختگی بهره‌برداری انتخاباتی کند - «سوسک‌ها» هیچ حزب مخالفِ سازمان‌یافته‌ای در پشت‌صحنه ندارند که آماده باشد تا کار را پیش ببرد. خشم خودجوشی که شاهد آن هستیم فروکش خواهد کرد، مگر آنکه کار سیاسیِ واقعی آغاز شود؛ مگر آنکه بزرگسالان و احزاب مخالف، رقابت‌های قدرت‌طلبانه و مشاجرات حقیرانه را کنار بگذارند و همبستگی نشان دهند. دولت می‌داند که چنین چیزی بعید است. دولت همچنان بی‌تفاوت مانده، زیرا احساس می‌کند تنها کاری که باید انجام دهد، صبر کردن است. دولت‌ها قدرتِ صبر کردن را دارند، اما مردم نه.

در حال حاضر، خیزش سوسک‌ها یکی از چندین اعتراضی است که در سراسر هند در حال وقوع است. ادیواسی‌ها در ایالت مادیاپرادش به پروژه اتصال رودخانه کن-بتوا اعتراض دارند. روستاییان در ایالت اوتارکند به قطع گسترده درختان اعتراض دارند. مردم به بی توجهی به محیط زیست در جزایر بزرگ نیکوبار اعتراض دارند. ایالت مانیپور در حال جوشیدن است. مشاغل در حال ناپدید شدن هستند. قیمت‌ها در حال افزایش است. خشم در حال افزایش است. و بازی "خدا"ی حزب بهاراتیا جاناتا-آر.اس.اس به همان شکلی که همیشه بوده است، در حال آشکار شدن است. یک فریب. یک تب طلا با هدایت گانگسترها. غارت دارایی معبد رام در آیودیا (بر ویرانه های مسجد بابری ساخته شد)، یک سناریوی بد بالیوودی را به ما نشان داده است که جلوی چشمان ما اجرا می‌شود: خداباوران شیک‌پوش و سیاستمداران فاسد، در این شهر هتل می‌سازند، املاک و مستقلات برای خود جمع‌ می‌کنند، با خودروهای شاسی‌بلند رانندگی می‌کنند، با آویزان شدن به ایمان فقرا و بی‌خبران، همچنان فربه می‌شوند. شاخک‌های فساد و دزدی در روز روشن تا بالاترین مقامات امتداد دارند.

آیا انرژی سوسک‌ها می‌تواند ما را از این گودال بیرون بکشد؟ آسان نیست. نگاهی گذرا به نتیجه جنبش‌های مردم محور در هند دلگرم‌کننده نیست. این دوره، تاریخ پر از جاه‌طلبی‌های کوچک و رویاهای بر باد رفته است. در دهه‌های شصت و هفتاد میلادی، جنبش‌های مختلف - از جمله شورش مسلحانه ناکسالیت‌ها [25] - خواستار توزیع مجدد ثروت و زمین بین کشاورزان بودند. آنها سرکوب شدند. در دهه‌های هشتاد و نود میلادی، جنبش‌های اجتماعی، که مشهورترین آنها جنبش نارمادا باچائو آندولان [26] و بعدها مائوئیست‌ها در ایالت‌های آندراپرادش، چتیسگر و جارکند بودند، که علیه آوارگی کشاورزان و قبایل بومی از زمین‌هایشان مبارزه کردند. به عبارت دیگر، آنها خواستار آن چیزی بودند که فقرا هنوز داشتند، تا از آنها گرفته نشود. آنها نیز سرکوب شدند. تا دهه 2000، آنها به سپاسگزاری از قانون ملی تضمین اشتغال روستایی (NREGA) [27] تقلیل یافته بودند. حق سه ماه اشتغال با حداقل دستمزد - مبلغی که معادل قیمت یک وعده غذایی خوب در یک رستوران گران‌قیمت در یک شهر است. این حق نیز توسط این رژیم کنار گذاشته شده و با جیره‌های غذایی در سطح بقا - کیسه‌های آذوقه با تصویر مودی بر روی آنها - جایگزین شده است که با تحقیر به سمت مردم پرتاب می‌شود، مانند صدقه به گدایان از ماشین‌های در حال حرکت، در ازای قدردانی و رأی. با رکود اقتصادی، حتی این حق نیز در معرض خطر است.

متاسفانه در این روزها، در سال ۲۰۲۶، از آن سطح مبارزه، ما به مبارزه برای داشتن حق رأی، و حق شهروندی خود تنزل یافته‌ایم. قانون اصلاح شهروندی (CAA) همراه با ثبت ملی شهروندی (NRC) [28] نسخه جمهوری هندو [29] از قوانین نورنبرگ آلمان نازی در سال ۱۹۳۵ است، که طبق آن شهروندان آلمانی بسته به "مدارک میراثِ" خود توسط رایش سوم [30] شهروندی دریافت می‌کردند. - چند نفر در هند این مدارک را دارند؟- جنبش ضد CAA-NRC پس از اعتراضات گسترده که منجر به قتل معترضان و زندانی شدن فعالان شد، کمرنگ شد. اما این اعتراضات باعث شد دولت اجرای آن قوانین جدید را کُند نماید. اما اکنون، CAA-NRC، که بسیاری به درستی معتقد بودند که عمدتاً مسلمانان را هدف قرار داده است، بازگشته است و در لباس SIR (بازنگری ویژه و فشرده) [31] فهرست‌های انتخاباتی پنهان شده است. به طور اتفاقی به ما اطلاع داده شده است که حتی گذرنامه‌های ما مدرک شهروندی نیستند. میلیون‌ها نفر از فهرست‌های انتخاباتی حذف می‌شوند. کل کشور به شدت به دنبال "مدارک میراث" است. ما نمی‌دانیم کجا ایستاده‌ایم. آیا ما مشروع هستیم؟ نامشروع؟ آیا ما حقوقی داریم؟ کدام یک از ما جایمان در آن بازداشتگاه‌های عظیمی است که برای «شهروندان مشکوک (به خارجی بودن)» ساخته می‌شوند؟ آیا روزهایمان را صرف دویدن از این دادگاه به آن دادگاه خواهیم کرد؟ فاشیست‌ها عاشق هرج و مرج و سردرگمی مردم هستند.

هراس و استیصال، ممکن است باعث شود امید بیش از حد به «خیزش سوسک‌ها» ببندیم. برخی پیش‌تر آن را با جنبش جوانانی مقایسه کرده‌اند که به تغییر رژیم در بنگلادش، نپال و سری‌لانکا انجامید؛ اما هند کشوری بسیار پهناورتر از آن است که چنین رویدادی در آن امکان‌پذیر باشد. عده‌ای دیگر آن را با جنبش تحت رهبری «جایاپراکاش نارایان» مقایسه می‌کنند که در سال ۱۹۷۷ دولت ایندیرا گاندی را سرنگون کرد. این قیاس‌ها راهگشا نیستند. «حزب مردم سوسک‌» هیچ‌یک از آن موارد نیست؛ پدیده‌ای است منحصر‌به‌فرد و محصولی یگانه از زمانه‌ی خود. این جنبش، تقابل جوانانی آسیب‌پذیر با حکومتی بی‌رحم و کینه‌توز است که نشان داده هیچ‌گونه رحمی نسبت به مخالفانش ندارد. بی‌تردید برنامه‌ای برای انتقام‌جویی در کار است و کسانی که حکومت آن‌ها را محرکان اصلی می‌داند، هدف این انتقام‌جویی قرار خواهند گرفت.

چگونه رژیمی که به وضوح به شدت نامحبوب می‌شود، آنقدر اعتماد به نفس دارد، که هیچ امتیازی به مردمی که به آن رأی داده‌اند، ندهد؟ احتمالاً به این دلیل که احساس می‌کند موفق بازی کرده است. این رژیم، تشکیلات دخیل در امر انتخابات را به دستِ خود گرفته است. اکنون کمیسیون انتخابات در ترکیب خود نقص دارد و دیگر نمی‌توان روی بی‌طرفی آن حساب کرد. دستگاه‌های مکانیزه شمارش آرا مدیریت شده‌اند (قابلیت دستکاری دارند)، فهرست‌های انتخاباتی [32] اکنون میلیون‌ها نفر از افراد واقعی را از این لیست‌ها حذف، و میلیون‌ها نام خیالی را در بر می‌گیرند، بوروکراسی که بر انتخابات نظارت دارد، خود را کاملاً همدست با حاکمیت نشان داده است، می‌توان به دادگاه‌ها برای تأخیر یا چشم‌پوشی از تخلفات فاحش اعتماد کرد؟ پلیس هیچ ایده‌ای از بی‌طرفی در فرایند رای گیری ندارد، مطبوعات هر بار که فردی در قدرت، انگشت خود را به نشانه اعتراض به سوی آنان نشانه می‌گیرد، مقابل قدرت سر تعظیم فرود می‌آورند. مرزبندی حوزه‌های انتخابیه قرار است به‌گونه‌ای بازنگری شود که همواره به نفع حزب بی‌جی‌پی (BJP) تمام شود. حزب حاکم چه ترسی دارد؟ چرا باید به حرف کسی گوش دهد؟ این حزب، ثروتمندترین حزب سیاسی در روی زمین است و از حمایت ثروتمندترین صنعتگران جهان برخوردار است. [33] این حزب می‌تواند هر چیزی را بخرد؛ و هر کسی را. یا دست‌کم خودش چنین تصور می‌کند.

اما آیا این بازی می‌تواند تا ابد ادامه یابد؟ آیا می‌توان همه مردم را همیشه فریب داد؟ آیا می‌توان کشوری با جمعیت یک‌ونیم میلیارد نفر را تا ابد همچون یک جسد به دنبال خود کشید؟ چنین چیزی ممکن نیست. سر و کله‌ی «سوسک‌ها» پیدا شده است. کشاورزان بار دیگر راهپیمایی به سوی دهلی را آغاز کرده‌اند؛ این بار برای اعتراض به توافق تجاری هند و آمریکا - همان حکم مرگی که دولت هند با رویکردی بردوار، پذیرفته است آن را به نمایندگی از آنان امضا کند. - دروازه‌های شهر مسدود شده‌اند، اما بعید است که این اقدام مانع پیشروی آن‌ها شود. شاید بقیه ما بتوانیم از کشاورزان و سوسک‌هایمان بیاموزیم که چگونه کمی خطرناک باشیم. جوانان هدیه‌ای به ما داده‌اند؛ اکنون بر عهده‌ی همه‌ی ماست - تک‌تک ما - که کاری کنیم تا اقدام آن‌ها به ثمر بنشیند و اهمیت یابد.

وقتی نخست‌وزیری عملاً و فیزیکی می‌گریزد، دیری نمی‌گذرد که ناچار می‌شود از نظر سیاسی نیز بگریزد.

اما این رژیم به آسانی کنار نخواهد رفت. تحقیر شدن در خیابان‌های پایتخت را برنمی‌تابد. احتمالاً شاهد خونریزی خواهیم بود. کاسه صبر جوانان لبریز شده است. چقدر طول می‌کشد تا فردی در آن جمعیتِ جوان و پرشور، کنترل خود را از دست بدهد و بهانه‌ای به دست پلیس بدهد تا آتش بگشایند؟ آن‌ها هر کاری از دستشان برآید می‌کنند تا ما را درهم بشکنند؛ ما نیز باید هر کاری از دستمان برمی‌آید انجام دهیم تا جلوی آن‌ها را بگیریم.

 

نخست وزیر هند در حال زاری برای حزب بزرگ BJP خود و با اعلام کمک کمک

[1] - معتقدین به فلسفه "هندوتوا" (هندو بودن Hinduness) که بنیانگذار این اندیشه گروه RSS می باشد که از گروه‌های مادر، و از گروه‌های راستگرای افراطی مذهبی هندوست که به حفظ فرهنگ و مذهب هندو در برابر تهاجم فرهنگیِ دیگر فرهنگ‌ها و مذاهب وارداتی به هند اهتمام ویژه دارد و از اسلام، مسیحیت، یهود، پارسیان و... به عنوان مهاجم یاد می کند و حضور آنان در سرزمین هندوها را نوعی تهاجم فرهنگی می‌داند، که باید برچیده شود و مظاهر آن زدوده شود.

[2] - Arundhati Roy با نام کامل سوزانا آروندیتی روی متولد 1961 در شیلونگ مگالیا در هند، نویسنده، بازیگر و فعال سیاسی هندی، نخستین زن هندی است که برنده جایزه بین المللی بوکر (Booker) برای کتاب خود تحت عنوان "خدای اشیای کوچک" (The God of Small Things) شد که در سال 1997 مفتخر به این جایزه گردید، اما در داخل هند نویسنده به متزلزل ساختن اصول اخلاق عمومی متهم می‌شود. او در این اثر به تصویر روابط عاشقانه بین یک زن مسیحی و یک مرد هندوی مطرود می پردازد، او در سال 1999 سخنگوی خیزش معترضان محیط زیستی بود که در مورد پروژه سد "سرور" بخشی از طرح دره نارمادا مبارزه می کرد که این طرح تولید برق و احداث شبکه های آبیاری را فراهم می کرد، ولی سبب آواره شدن 300 هزار مردمی می شد که در این منطقه زندگی میکردند. او نویسنده کتاب‌های دیگری، از جمله رمان ماه برقی (1992)، از جمله در آنچه انی آن را به آنها داد (1988) نیز می باشد.

[3] -  “Cockroach Democracy Unarmed and Dangerous”

[4] - بهاراتیا جاناتا پارتی یا حزب مردم هند که شاخه سیاسی RSS و دیگر گروه های هندوی افراطی از این دست است که مدت هاست حاکمیت را در دهلی بدست دارد. این حزب رقیب سیاسی حزب کنگره می باشد که به واقع مدافع قانون اساسی و دستاوردهای انقلاب آزادیبخش مردم هند می باشد که توسط رهبران بزرگ هند همچون مهاتما گاندی و جواهر لعل نهرو و... بنیانگذاشته است، و ارزش‌هایی همچون دمکراسی، برابری، سکولاریسم، تکثر و... را محافظت می کند.

[5] - Abhijeet Dipke رهبر «کوکروچ جانتا پارتی» (CJP؛ به معنای تحت‌اللفظی «حزب مردمی سوسک»)، که با نام «جنبش سوسک» نیز شناخته می‌شود، یک جنبش سیاسی-طنزآمیز هندی با محوریت جوانان است که در ۱۶ مه ۲۰۲۶ توسط «آبهیجیت دیپکه» — استراتژیست ارتباطات سیاسی و فعال اجتماعی — تأسیس شد. این حزب با بهره‌گیری از نارضایتی‌های گسترده سیاسی و اقتصادی در میان «نسل زد» (Generation Z)، موجی از اعتراضات را در دهلی و سایر شهرهای این کشور در ماه‌های پس از آن رقم زد.

[6] - Surya Kant سوریا کانت (زادهٔ ۱۰ فوریهٔ ۱۹۶۲) حقوقدان هندی و پنجاه‌وسومین رئیس دیوان عالی هند است.  

[7] - Cockroach Janta Party حزب سیاسی که به دنبال اعتراض جوانان شکل گرفت، و همچنان که این نهضت اعتراضی از طریق طنز شوخی حاکمیت راستگرایان متکبر هندو را به سخره گرفته است، به عنوان طنز نام حزب حاکم بهاراتیا جاناتا پارتی را مبنا قرار داد خود را "کاکروچ جاناتا پارتی" نام نهاد،

[8] - Dharmendra Pradhan وزیر آموزش

[9] - the National Eligibility cum Entrance Test (NEET) آزمون ورودی تمام شغل های دولتی در هند که رقابت برای موفقیت در آن در این کشور پر جمعیت بسیار بالاست و قدرتمندان با خرید سوالات این امتحان، سعی می کنند شانس فرزندان خود را برای موفقیت در این آزمون بالا ببرند و این باعث می شود که هدف شایسته گزینی این آزمون نابود شود و تمام زحمتی که خانواده ها و دانش آموزان در طول عمر برای موفقیت در آن می کشند به هدر برود، که این باعث خودکشی و... در جامعه جوان هند شده است.

[10] - Jantar Mantar محل رسمی برگزاری اعتراضات در شهر دهلی که از سوی دولت هند به این منظور در نظر گرفته شده است

[11] - Sonam Wangchuk از فعالان سیاسی اهل منطقه لداخ، منطقه بودایی نشین ایالت جامو و کشمیر هند

[12] - Ladakh

[13] - the All India Students Association (AISA)

[14] - Communist Party of India (Liberation)

[15] - memes

[16] - the Rapid Action Force (RAF) «نیروی واکنش سریع» (RAF) یک یگان تخصصی واکنش سریع وابسته به «نیروی پلیس ذخیره مرکزی» (CRPF) هند است که در اکتبر ۱۹۹۲ با هدف مقابله با شورش‌ها و کنترل جمعیت تشکیل شد.

[17] - Samvidhan Sansad

[18] - Andolan jeevi اصطلاحی در زبان هندی، به معنی کسانیکه با دامن زدن به آشوب و جنجال امرار معاش می‌کنند.

[19] - Anna Hazare کیسان بابو رائو «آنا» هزاره (زادهٔ ۱۵ ژوئن ۱۹۳۷) فعال اجتماعی هندی است که رهبری جنبش‌هایی را برای ترویج توسعه روستایی، افزایش شفافیت دولتی، و همچنین رسیدگی به فساد در امور عمومی و مجازات عاملان آن بر عهده داشته است. او در سال ۱۹۹۲ نشان «پادما بوشان» — سومین نشان عالی غیرنظامی هند — را از دولت این کشور دریافت کرد.

[20] - فارغ از ظرفیت‌های قانونی و شبه قانونی که دولت هند و دستگاه امنیتی و اطلاعاتی آن در دست دارد، تا اهداف سیاسی و... خود را تحت پوشش آن دنبال کند، و مخالفان را از پیش پای خود بردارد، گروه‌های فشار مذهبی و سازمانی نیز در این راستا فعالند، قانون Unlawful Activities Prevention Act که به مقامات امنیتی هند این توانایی را می دهد تا هر فردی را بدون طی تشریفات قانونی، دستگیر و تحت شکنجه و بازجویی قرار دهند، و برای مدتها در این وضع، در بازداشت نگه دارند، گروه‌های شبه نظامی، و میدانی هندوی افراطی وابسته به RSS نیز در سرکوب خیابانی، اجتماعی، قرهنگی، اقتصادی، مذهبی و... به کمک دستگاه سرکوب در دولت وابسته به گروه های هندویی افراطی آمده، و هر عمل ضد انسانی را در این راستا مرتکب می شوند، از کشتار مردم به دلیل امر به معروف و نهی از منکر گرفته، که نمونه بارز آن، برخورد با مسلمانان به دلیل خوردن گوشت گاو است، که از نظر هندوها امری کامل حرام تلقی می شود لذا رانندگان مسلمان را به خاطر حمل گوشت گاو و یا حتی گاو، دستگیر کرده و در حاشیه جاده ها خود راسا محاکمه، ضرب و شتم و به دار می آویزند، یا خانه مسلمانان را به دلایل واهی از جمله اعتراض، با بلدوزر ویران می کنند و این گروه‌های فشار، از هر گونه پیگرد قانونی نیز در امان هستند، و از پشت پرده توسط دستگاه رهبری کشور حمایت می‌شوند.

[21] - the Citizenship Amendment Act قانون اعطای شهروندی به مهاجران خارجی در هند که به غیر از مسلمانان، به باقی مهاجرین تعلق می‌گرفت و همین تبعیض باعث شد که مسلمانان هند سلسله اعتراضاتی را داشته باشند که این اعتراضات در سال 2020 منجر به کشتار آنان توسط دولت هندوی بی جی پی و لباس شخصی های متعلق به گروهای هندویی افراطی در خیابان های دهلی شد. هندوهای افراطی مسلمانان و دیگر مخالفین خود را با انگ Anti-National ضد ملی می نوازند و به خود این حق را می دهند که هر جرمی را علیه آنان مرتکب شوند.

[22] - Adivasis «آدی‌واسی» به گروه‌های قبیله‌ای گوناگونی در سراسر شبه‌قاره هند اطلاق می‌شود. واژه آدی‌واسی که در قرن بیستم ابداع شده و به معنای «ساکنان باستانی» است، امروزه به طور گسترده‌ای به عنوان عنوانی خود-گزیده توسط بسیاری از جوامعی به کار می‌رود که رسماً در هند تحت عنوان «قبایل فهرست‌شده» (Scheduled Tribes) و در بنگلادش به عنوان «اقلیت‌های قومی» شناخته می‌شوند. آن‌ها تقریباً ۸٫۶ درصد از جمعیت هند (حدود ۱۰۴٫۲ میلیون نفر بر اساس سرشماری سال ۲۰۱۱) و حدود ۱٫۱ درصد از جمعیت بنگلادش (تقریباً ۲ میلیون نفر بر اساس برآورد سال ۲۰۱۰) را تشکیل می‌دهند.

[23] - ایالتی مسلمان نشین که از زمان استقلال در سال 1947 درگیر اعتراضات خونین و جنگ‌های فاجعه بار بین هند و پاکستان است و در این بین ارزانترین چیز در کشمیر جان مردمی است که بین دو سنگ آسیاب هند و پاکستان، مسلمان و هندو و... در حال خرد شدن هستند.

[24][24] - the Rashtriya Swayamsevak Sangh (RSS) گروه اصلی و سازمانی است که تجمعی از ملیگرایان مذهبی هندو را در خود دارد و آشکارا رهبران و بنیانگذاران این سازمان با الهام از نازی ها در آلمان، خواهان پاکسازی هند از مذاهب وارداتی (مسلمانان، مسیحیان، یهودیان، پارسیان و...) بوده و معتقدند هندی های گول خورده و پیوسته به این مذاهب نیز باید به فرهنگ و مذهب هندویی خود باز گردند وگرنه باید سرزمین پاک هندوها را ترک کنند و... شاخه سیاسی این گروه‌ها، حزب BJP بعد از مانورهای مذهبی و سیاسی ناشی از ویرانی مساجد مسلمانان و از جمله مسجد بابری، حساسات و رای هندوها را با خود همراه کرده و اکنون حاکمیت دولت مرکزی و بسیاری از ایالت‌ها را در هند در دست دارد. این سازمان سیاسی – مذهبی گروهی پایه دارای تندروهای مسلح هم بوده و شاخه روحانیت آن VHP بر معابد هندو و بخش روحانیت هندو تسلط دارد، بجرانگ دال جوانان شبه نظامی برای اقدامات خیابانی هستند که کار حملات به اقلیت ها و لباس شخصی ها را سازمان داده و اجرا می کنند، بخش های دیگر جامعه از جمله آموزش، فرهنگ، صنعت، اقتصاد و... نیز متولی خاص خود در زیر شاخه های این سازمان دارد، به طوری که RSS اکنون بزرگترین سازمان فاشیستی جهان با سابقه ایی بسیار طولانی نزدیک به صدسال فعالیت را در کارنامه خود دارد.

[25] - Naxalites ناکسالیسم ایدئولوژی کمونیستی «ناکسالیت‌ها» یا «ناکسال‌ها» است؛ گروهی متشکل از تشکل‌های سیاسی و شورشی در هند که از گرایش‌ها و ایدئولوژی سیاسی مائوییستی تأثیر پذیرفته‌اند.

[26] - the Narmada Bachao Andolan

[27] - the National Rural Employment Guarantee Act

[28] - the National Register of Citizenship «فهرست ملی شهروندان» (NRC) قرار است شامل مشخصات تمام شهروندان هند باشد. ایجاد این فهرست بر اساس اصلاحیه سال ۲۰۰۳ در «قانون شهروندی مصوب ۱۹۵۵» الزامی شد. هدف از آن، ثبت اطلاعات تمام شهروندان قانونی هند است تا امکان شناسایی و اخراج مهاجران غیرقانونی فراهم شود. اجرای این طرح در ایالت «آسام» از سال‌های ۲۰۱۳–۲۰۱۴ آغاز شده است. دولت هند برنامه‌هایی را برای اجرای آن در سایر نقاط کشور در سال ۲۰۲۱ اعلام کرد، اما این طرح هنوز اجرایی نشده است. در سال ۲۰۱۹، دولت «قانون اصلاحیه شهروندی مصوب ۲۰۱۹» (که با نام‌های «CAA 2019» یا «CAA» نیز شناخته می‌شود) را تصویب کرد. این قانون وعده می‌داد که روند اعطای شهروندی برای مهاجرانی که متعلق به اقلیت‌های مذهبیِ تحت آزار و اذیت (شامل هندوها، مسیحیان، بودایی‌ها، پارسیان، سیک‌ها و پیروان آیین جین) از کشورهای بنگلادش، پاکستان و افغانستان هستند، تسریع شود. این اقدام به‌طور گسترده به عنوان راهکاری برای معافیت غیرمسلمانانی تلقی شد که ممکن بود معیارهای لازم برای گنجانده شدن در «فهرست ملی شهروندان» (NRC) را احراز نکنند؛ هرچند یهودیان و بهائیان نیز در این دسته قرار می‌گیرند.

[29] - the Hindu Rashtra جمهوری هندو که هند را نه بر اساس جمهوری سکولار فارغ از مذهب، بلکه هند را بر اساس مذهب هندو جمهوری می داند که جایی برای دیگران نخواهد بود، حال آنکه نزدیک به یک پنجم هند مسلمانند یعنی رقمی بالغ بر 300 میلیون از شمولیت خارج می شوند که این تنها بخش مسلمان آن است.

[30] - the Third Reich

[31] - Special Intensive Revision «بازنگری ویژه و فشرده» (SIR) اقدامی است از سوی کمیسیون انتخابات هند برای راستی‌آزمایی و اصلاح فهرست‌های انتخاباتی از طریق سرشماری خانه‌به‌خانه، استفاده از فرم‌های از پیش‌تکمیل‌شده و بررسی اطلاعات پیشین رأی‌دهندگان انجام می‌شود. هدف از این طرح، تضمین دقت فهرست‌های انتخاباتی در سراسر هند از طریق حذف نام افراد متوفی، کسانی که به‌طور دائم نقل‌مکان کرده‌اند، موارد تکراری و افراد غیرشهروند است؛ و در عین حال، اطمینان حاصل می‌شود که شهروندان واجد شرایط از قلم نیفتند. فرایند سراسری SIR در تاریخ ۲۷ اکتبر ۲۰۲۵ توسط «گیانش کومار»، رئیس کمیسیون انتخابات، در «ویگیان باوان» دهلی نو اعلام شد.

[32] - در هند این مدارک هویتی نیست که به شما حق رای می دهد، بلکه حضور در لیست انتخاباتی است که به شما حق رای دادن و ابراز نظر خواهد داد.

[33] - مشهور است که حاکمیت حزب بی.جی.پی از سوی ثروتمندترین خاندان‌های هند حمایت می شود و یک نوع بده و بستان پروژه و پول سیاه بین این دو در روند کار اقتصادی در هند جریان دارد، که بقای هر یک بسته به دیگری دارد، یکی پروژه می دهد و یکی هم جبران می کند و... مشهورترین ثروتمند هندی که با شخص مودی در ارتباط است آقای گوتام ادانی است که صاحب شرکت های زنجیره ایی ادانی در هند و خارج از کشور است.

امروز پنجم مرداد 1405 [1]، 150 روز از آغاز جنگِ غیرقانونی، تجاوزکارانه و زورگویانه امریکا و اسراییل علیه ایران می‌گذرد، جنگ رسوایی که تمام قوانین، شاخص‌ها و توافقنامه‌های بین المللی تعیین کننده راه و روش جنگ و صلح در جهان انسانی را زیر پای نهاد، و اولین روز آغازش را با کشتن دانش آموزان در مدارس، رهبران در دفاتر کارشان، نظامیان در پادگان‌هایشان و... کلید زدند، میانه‌اش نیز خدعه و نیرنگ و عهد شکنی بود، و اکنون شاه بیت تهدیدهای اصلی سردمدار این جنگ، یعنی رئیس جمهور امریکا، پاکسازی تمدنی، زدن پل‌ها، ویران کردن نیروگاه‌ها و زیرساخت‌های انرژی و... ایران است.

جنگی که فصل جدیدی از روش‌های تجاوز و نُرم شکنی را در دنیای بی‌قانون، و جهانِ زیر سلطه زیاده‌خواهان پلیدِ باز کرد، دنیایی که هر روزه در دامن راستگرایان ملیگرای متجاوز، تمامیت‌خواه و خونخواری همچون پوتین، نتانیاهو، ترامپ، ملا هبت‌الله‌ها و... سقوط می‌کند و کشورها و ملت‌های بیشتری به زیر سلطه اینگونه اندیشه‌های ناپاکِ ضدآدمیت می‌آفتد، تا چشم انداز آینده آدمیان در جنایت، کشتار، بی‌رحمی، تجاوز، زورگویی هر لحظه تیره و تارتر دیده شود، و ویرانی بنای انسانیت، دمکراسی، آزادی و کرامت انسانی هویداتر گردد، اینان طلایه‌داران آغاز دوران بردگی جمعی آدم‌ها، در عصر جدیدند.

امروز 111 روز از آتش بسی می‌گذرد که 40 روز پیش به امضای تفاهمنامه بین روسای جمهور ایران و امریکا، انجامید، و بارقه‌های امید را در دل مخالفان جنگ، و سقوط انسانیت به ورطه دنیای زر، زور و تزویر روشن کرد، اما عهد شکنی، زیاده‌خواهی و خوی تجاوزگری سیری ناپذیر رهبران راستگرای صهیونیسم جهانی در اسراییل، و دیگر مخالفان پایان درگیری‌های خانمان براندازِ اینچنینی، که بقای خود را در هرج و مرج و جنگ و جنایت می‌بینند، باعث شد، تا باز امروز شانزدهمین روز از آغاز دور جدید حملات متقابل را پشت سر بگذاریم،

دوره‌ایی که تجاوز و ویرانگریِ بی حد و اندازه‌ایی را رقم زد، که اهدافش به زیرساخت‌ها، و ابزار ضروری زندگی انسانی تغییر ریل داد، و اکنون دیگر از "جنگ بی پایان" [2] سخن به میان است، و اینکه ترامپ «هیچ راه حل لعنتی برای خروج از این جنگ ندارد» [3] و در دامی که خود و دیگر همپالگان زیاده‌خواه او، خود گستردند، گرفتار آمده است،

 سیاستمدار مغرور و ناپخته‌ایی که اسیر خدعه و نیرنگ روسیه و اسراییل، و البته پَست‌خویی خود شد، و با آغازگر جنگی همراه شد، که یک تاریخ جنایت را، در پس احقاق حقوق تاریخی یهود، مرتکب شده و می‌شود، آوردگاه غزه و کرانه باختری، اکنون آزمایشگاه و نمایشگاهی آشکار از لکه ننگی است که در دامن یهود و صهیونیسم جهانی باقی خواهد ماند، جاییکه هولوکاست غزه رقم خورده است، و 80% زیرساخت کشاورزی این منطقه ویران شده است و پرتراکم‌ترین جمعیت جهانی، در محاصره‌ایی پایان ناپذیر، هر روزه میزبان بمب‌های سبک و سنگینِ انتقام، کینه و جنایت صهیونیست‌هاست، که تا کنون عمق جنایتِ ناشی از انتقام خواهی‌های خود را پیش چشم جهانیان به نمایش گذاشته‌، و اوراق دهشتناکی از خوی درنده زورمداران اسراییلی را به ثبت رسانده‌اند،

و همانگونه که آنان تا کنون از هولوکاست و کشتار یهودیان توسط نازی‌ها می‌گویند، و تشت رسوایی آن حرکت پلید را هر ساله از بلندترین آسمانخراش‌های جهانی بر زمین می‌اندازند، از این پس کسانی در دنیا خواهند بود که تشت رسوایی جنایات صهیونیسم و همکارانش را، از بلندهای جهان به زیر افکنده، تا روشن شود که مظلومان سابق، به واقع چه ظالمان درنده‌ایی در کیش شخصیت بوده‌اند،

و آیندگان، اروپای استعمارگری را به محاکمه خواهند کشید، که بعد از جنایت خود در کشتار یهودیان (چه در دوره سیاه تفتیش عقاید کلیسایی و چه در جنگ جهانی دوم)، غده سرطانی صهیونیسم را از محدوده خاک اروپایی خود، به خارج از مرزهای این قاره، در خاورمیانه صادر کردند، و آنرا در قلب آسیای غربی و در زادگاه ادیان ابراهیمی کاشتند، و تداوم این خون و جنایت را به مناطق دیگران کشاندند، و در این طرحِ ظالمانه، رویای حق‌خواهانه و تاریخی یهود، را به پلیدترین جنایات، با حمایت بی‌حد و حصر خود از صهیونیسم آلودند.

جهان گشایان بزرگی همچون هیتلر، که در نگاه ملیگرایان اروپایی تقدیس شده‌اند را، همین یهود با همین اتهام به رسوایی کشاندند، و این عاقبتی تکراری، برای دونالد ترامپ هم خواهد بود، چراکه اگر حتی موفق شود و پروژه خاورمیانه‌ایی خود را پیش ببرد، تازه یک راستگرای جهانگشای غربی دیگری، همچون هیتلر خواهد بود، که در جنایات بنیامین نتانیاهو و صهیونیست‌های بیرحمی همچون او در دولت اسراییل شراکت تمام عیار داشته و دارد،

این آینده چنین راستگرای ملیگرایی در امریکای شمالی خواهد بود، که وجودش امروز برای تمام جهان به یک بلیِّه تمام عیار تبدیل شده است، که نه اروپا، نه همسایگان امریکایی، و نه ملت‌های ساکن در آسیا و اقیانوسیه از آزار و اذیت و خسارت تمامیت‌خواهانه‌ی او در امان نیستند، و همه را به بازی‌های رسوای مغرورانه خود گرفته، و مقابل زیاده‌خواهی‌های زورگویانه او، همه‌ی جهانیان خونِ دل می‌خورند، و تحمل می‌کنند و روز می‌شمارند تا بلکه روزی دمکراسی امریکا به مدد جهانیان آمده، و این دوره لعنتی ریاست جمهوری‌اش بگذرد، و دنیا، سازمان ملل، قوانین، ساختارها، ارزش‌های انسانی، گروه‌بندی‌ها، توافقنامه‌های جهانی و... و بلکه بشریت از خُوی قانون‌گریز، ساختارشکن، فاسد، مغرور، فرصت‌طلب و زورگویانه او رهایی یابند.

صهیونیسم گرگی که اکنون دست سازندگان خود در اروپا را گاز گرفته است

و با مشغول کردن امریکا در خاورمیانه، اروپا را در مقابل تجاوز روسیه بی پناه و بی حامی کرده است

اروپایی‌ها از سال 1947 تاکنون، 75 سال است که نطفه جنایت، تجاوز، خدعه، نیرنگ و مظلوم‌نمایی‌های گرگ‌صفتانه اسراییل را در غرب آسیا کاشتند، و از روند رشد و پویایی آن حمایت کردند، تا موجودیت اسراییل، بعنوان یک حاکمیت ملیگرای یهودی را، در خارج از مرزهای اروپا تشکیل داده، بخشی از بحران‌های اجتماعی و فرهنگی – مذهبی خود، از جمله یهودستیزی را به خارج از مرزهای اروپا منتقل کرده، و تا ابد خود را از نکبت یهود و یهودستیزی رها سازند، اما امروز دامنه‌ی این بحران باز دوباره به سوی آنان بازگشته، و بال‌های پرواز آرمان‌ها و اهداف والای اروپایی را نیز می‌سوزاند.

دونالد ترامپ به عنوان یک بازیچه دست‌های قدرتمند صهیونیسم بین الملل، ارزش‌های گرانقدر اروپایی همچون قانونگرایی، حقوق بشرخواهی، آزادی‌خواهی، صلح و پیشرفت‌جویی و دمکراسی را علنا در مقابل دوربین‌ها، و مقابل چشم جهانیان به سخره می‌گیرد، رهبر افسار گسیخته‌ایی که، سردمداری تمدن غرب را در این روزهای سخت عهده‌دار شده است، و زیر شعار ملیگرایی سخیف امریکایی، مشغول ویرانی تمام بنیان‌ تمدن بشری، روح انسانیت و کرامت‌جویی و آزادیخواهی آدمیت و... در جهان تشنه ارزش‌هاست،

و تنها در یک پرونده، از ده‌ها پرونده گشوده توسط این قانون شکن قرن، صهیونیسم بین الملل او را وارد جنگی در دفاع از اسراییل کرد، که لجنزاری برای ارزش‌های انسانی و تمدن بشری بیش نخواهد بود، و اکنون در ایران با مقاومت مردمی روبرو شده است، که تمام تفرق و اختلافات شدید و خونین خود را به کناری نهاده‌اند، تا برای حق داشتن دسترسی به فن‌آوری‌های روز جهانی، حق دسترسی به وسایل روز دفاعی، حق داشتن ارتباطات اقتصادی با جهان و... یکپارچه شده، و مقابل این قلدر جهانی مقاومت کنند، تا بلکه خود را از زورگویی‌های قانون شکنِ غیر قابل اعتمادی همچون ترامپ امریکایی و امثالهم برهانند، کسانی که روندی را بر ایران دیکته کردند که، این ملت صبور و مظلوم را دهه‌هاست ظالمانه در تحریم‌های کمرشن، و محاصره همه جانبه غرق کرده‌اند و...،  و اینگونه است که به دلیل زورگویی‌های از حد بیرون شده خود، ترامپ و همپیمانانش را شاهدیم که در تله‌ی خودنهاده، فرو انداخته‌اند، و متجاوزین راه خروجی جز فرو رفتنِ بیشتر در باتلاق جنایات بیشترِ جنگی، و رسوایی گسترده‌تر، و گسترش هرج و مرج و بی قانونی جهانی در پیش ندارند.

نکبت پرونده‌های باز دوره استعمار اروپایی، دور زد، و دور زد، تا در سال 2026، دوباره دامنگیر اروپا شده، و او را در زمانه مقابله راهبردی و سخت با تجاوز روسیه به اروپا، از مهمترین پشتوانه راهبردی خود یعنی امریکا محروم کند، و اروپا اکنون تنها و بی پشتوانه، هاج و واج مقابل متجاوزی زیاده‌خواه همچون ولادیمیر پوتین، انگشت به دهان مانده است، حتی می‌توان گفت، امریکای غرق شده در ملیگرای ترامپیسم، گاه در کنار پوتین در حال مبارزه با اروپا دیده می‌شود، و اروپایی که می‌رفت تا با ساختار دمکرات، و متوجه به کرامت انسانی، به قطب آرامش و ظهور و بروز قانون، کرامت انسانی و اندیشه‌های بشردوستانه، و حامی محیط زیست سالم و... تبدیل شود، اینک با تهدید موجودیتی از چند ناحیه مواجه است،

 

نتانیاهو در کنار ترامپ، تمدن شکوهمند غرب را به سوی رسوایی و نابودی می‌برند

و تمام ارزش‌های والای انسانی را به سخره گرفته‌اند

اول راستگرایان ملیگرای امریکایی به رهبری ترامپ که با به قدرت رسیدن در امریکا، عمق راهبردی اروپا را بی اثر، و یا بلکه به دشمن اروپا تبدیل کردند، و از این سو نیز راستگرایان روس که به رهبری پوتین بازگشت خوی تجاوزگری و زیاده‌خواهی شوروی سابق را نمایندگی می‌کنند، و اروپا را در معرض تهدید موجودیتی قرار داده‌اند، و زین سو نیز راستگرایانِ صهیونیستِ دست‌ساخته اروپای استعماری، یکه تازی می‌کنند، و تشت رسوایی طرح‌های استعماری صدور بحران از اروپا به دیگر قاره‌ها را هر روز، با جنایات دهشتناک خود بر زمین می‌اندازند و جار می‌زنند، و اوراقی در تاریخ جنایات ضد بشر ثبت می‌کنند، که تا ابد بر دامن تشکیل دهندگان دولت یهود، همچون لرد بالفورهای بریتانیایی، و هم‌صداهای آنان در آلمان و... خواهد نشست، تا یک تاریخ سر به زیر ماندنِ چنین اندیشه‌های شیطانی را رقم زنند، و البته ظهور مجدد راستگرایان ملیگرایی همچون ویکتور اوربان در مجارستان، که در مرزهای اروپای آزاد و دمکرات، همنوایی‌هایی، با رهبرانِ فاسدی همچون ترامپ را، زمزمه ‌کردند و می‌کنند، تا کارد را از دل اروپا، بر قلب ارزش‌های اروپا فرو بشنانند.

آنچه مسلم است، روسیه با آغاز تجاوز به مردم مظلوم اوکراین در سال 2014، کلید بیداری غول‌های تمامیت‌خواه و راستگرایانِ متجاوز را زد، نبرد 7 اکتبر 2023 توسط حماس که نبرد آزادیخواهی فلسطینیان را به خوی انتقام، جنایت و کشتار کور آلود، غول راستگرای متجاوز اسراییل را قدرتمند و زنده ساخت، و بال و پر و میدان داد. انتخاب راستگرای فاسد و تمامیت‌خواهی همچون دونالد ترامپ، همه این پرونده‌ها را قوت بخشید، و در نتیجه اکنون جهان در آتشی می‌سوزد، که ریشه در یک تاریخ جدا افتادن انسان از ارزش‌های بزرگی همچون قانونگرایی، انسانیت، کرامت‌جویی انسان، آزادی‌خواهی، صلح طلبی و دمکراسی دارد، و بازگشت به این ارزش‌ها، تنها راه نجات آدمیان از چرخه تجاوز، کشتار و جنایتی است که سردمدارانِ جهانِ زر و زور تزویر دامنگیر جهان کرده‌اند.

 

«آنان که تاریخ را به فراموشی سپرده‌اند، نمی‌توانند تاریخ سازی کنند.»

دکتر بهیم رائو امبادکار (معمار قانون اساسی مترقی هند بعد از استقلال)

شاید دنیای نویسنده نامدار امریکایی جناب مارک تواین هم به همین کثیفی دنیای امروز ما بوده است، آنگاه که نوشت :

«هرچه بیشتر آدمیان را می‌بینم، بیشتر سگم را ترجیح می‌دهم.» 

نامه‌ها، مارک تواین

#نه_به_جنگ

#نه_به_ویرانی

#نه_به_انتقام

[1] -  27 July  2026

[2] -  “forever war” 

[3] - "Trump has no fucking way out"

بعد از نزدک به سه ماه قطع اینترنت در ایران، با فرا رسیدن دوره رهایی از دنیای اسارتبار بی اینترنتی، اکنون میتوان نفسی کشید و به انتشار یادداشت های مختصر روزهای قطع ارتباطات اینترنتی اقدام کرد:

نامه [1] بتسی رید [2] سردبیر بخش امریکایی [3] روزنامه بریتانیای «گاردین» [4] که با خوانندگانش از لنگرگاه جهان آزاد و لیبرال صادر می‌شود، از روند و وضعیت آزادی رسانه‌ها و دمکراسی در این جامعه می‌گوید، جالب و اندیشه برانگیز است.

گاردین به رسم معمول رسانه‌های غیر وابسته به خزانه ثروتمندِ دولت‌ها، از هزاران خواننده خود در سراسر جهان تقاضای کمک مالی نمود، و برای متقاعد کردن آنان به این کمک، از وضعیت خود در جامعه رسانه‌ایی امریکا و همکارانش گفت، تا توان استمرار فعالیت مستقل رسانه‌ایی خود را، خارج از دایره قدرت فرمانروا و فرمانروایی تضمین نماید.

نکات آمده در این نامه، نشانگر ارزش دمکراسی و نبردی دارد که حتی در کشورهای آزاد و لیبرال جهان، برای بود و باش آن جریان دارد. او به نقش بود و باش رسانه‌های آزاد بعنوان رکن پایه در تداوم مردم سالاری اشاره دارد که در نبود آن مردمسالاری هرگز شکل نخواهد گرفت، و اینکه حتی در مهد دمکراسی‌های پایای جهان نیز در خطر است، و نیاز به پاسداشت دارد، چه رسد به جامعه استبدادزده، که ناپایداری و حمله به جریان آزاد رسانه‌ایی مستقل، یک عادت معمول، و مشخصه جامعه استبداد زده آنان است.

 گاردین با پیشینه بیش از دو سده [5] کار رسانه‌ایی، که نشان از پایداری و ثبات آن در جامعه بریتانیا دارد، که چنین رسانه‌هایی توانسته‌اند بود و باش خود را ادامه، و گذر از توفان‌های بزرگ را با بقای خود نوید دهند، پدیده‌هایی که حتی از بزرگترین جنگ‌های ویرانگر جهانی، هم عبور کرده‌اند، نبردهایی که بنیان‌های بسیاری را زیر و رو کرد، در حالیکه جامعه رسانه، یکی از ضربه پذیرترین بخش‌هاست، که به هر بادی می‌لرزند، و هر توفان که بر آزادی و دمکراسی وزید، ابتدا آنان را ناکار کرد، و زبان‌ صاحبان سخن را لال، و چشم‌های بینای جامعه یعنی رسانه‌ها و احزاب را کور کرد، تا ملت‌ها نفهمند و ندانند که چه بر سر آنان آمده و می‌آید، احزاب و رسانه‌ها رکن پایه فرایند و کارکرد چشم و زبان هر جامعه زنده و آزاد هستند، و وضعیت آنان شاخصی بنادین در سنجش میزان آزادی و دمکراسی در هر جامعه‌ایی.

بقای بیش از 200 ساله گاردین، ماندگاری این چشم و زبان را به چشمان جهانیان می‌کشد، همزمان گویای این واقعیت هم هست که همین رسانه با این سابقه نیز اکنون در معرض خطر هضم در هجوم راستگرایان ضد دمکراسی، حتی در امریکا قرار دارد و این اعلام خطر را در بین کلمات نامه [6] بتسی رید (سردبیر بخش امریکایی گاردین) می‌توان دید و حس کرد.

او نیز حتی در آن نقطه امید جهانی به بقای آزادی و دمکراسی، از «کورسوی امید» برای جامعه دمکراسی‌خواه جهان می‌گوید، و در لنگرگاه دمکراسی جهان، از آثار چکمه‌های استبداد بیشرم ترامپیسم داد سخن دارد، که امریکا را نیز به جمع «دموکراسی‌های درگیر جنگِ» بقا سقوط داده است، که با پیروزی راستگرایان گستاخ، فاسد و تمامیت‌خواهی همچون دونالد ترامپ، که تمام هنجارهای انسانی، قانونی و اخلاقی را در جهان به چالش کشیده، و در مسیر تندباد خطر جدی قرار داده است، که حتی مردمسالاری امریکا که نقطه امید دمکراسی‌خواهان جهان است خود «درگیر جنگ» بقا شده، اما او در عین حال از این امید می‌گوید که «هنوز هم می‌توان از حقوق و آزادی‌ها (ی شهروندان جهان) دفاع کرد، حتی در برابر دولت‌هایی که مصمم به از بین بردن آنها هستند.»

گرچه مستبدان فهمیده اند که «خفه کردن مطبوعات آزاد از جمله موثرترین روش‌ها ... برای حفظ قدرت (ظالمانه) است» اما با زنده نگه داشتن جریان آزاد اندیشه و اطلاع رسانی، هرچند ناچیز از حقایق جامعه خود به صورتی پایدار، و حتی با «تعداد انگشت‌شماری از رسانه‌های خبری مستقل و شجاع» می‌توان ناامید نشد و «شکست قطعی» را به مخالفان آزادی و دمکراسی چشاند، و پیروزی را در آغوش کشید، چراکه استبداد خلاف شان و جایگاه آدمیت است و با روح اخلاقی، انسانی مخالف است و هرچند دوران دور و دراز بقای استبداد، درصد بزرگی از جامعه را آلوده خود کرده باشد، و قدرت با « آزار و اذیت و حذف فیزیکی» به نبرد با آزادیخواهان و جریان آزاد اندیشه برخیزد.

دمکراسی و آزادی لازم و ملزوم یکدیگرند، بود و باش هر یک، بودن دیگری را پایدار می‌کند. اما حتی در جامعه امریکا هم «رسانه‌های خبری با تهدیدها، دعاوی حقوقی و تحقیقات جنایی از سوی دولت ترامپ روبرو هستند»، ولی همچنان رسانه‌ها و افرادی وجود دارند که به رغم این شرایط به کار خود ادامه می‌دهند، و کورسوی امید به بقای آزادی و دمکراسی را روشن نگه می‌دارند، همچنان که گاردین مدعی است که «مصمم است تا با ارائه گزارش‌های صادقانه و بی‌طرفانه از قدرتمندان - از ترامپ گرفته تا اوربان، نتانیاهو تا پوتین و فراتر از آن -» روند حرکت اینانرا به جهانیان بشناساند.

گزارش‌های خبری و تحلیلی گاردین در جریان جنگ نابرابر، غیرقانونی، خطرناک و ویرانگر امریکا و اسراییل علیه ایران که از 9 اسفند 1404 تا کنون ادامه داشته است، نشانگر حرکت مناسب این رسانه بریتانیایی است، که سردبیر بخش امریکایی این رسانه به این جمعبندی رسیده است که «طبق گزارش معتبرترین نهاد ناظر بر دموکراسی در جهان، دموکراسی ایالات متحده اکنون بیش از هر زمان دیگری از دهه ۱۹۶۰ در معرض خطر است و این امر با کاهش شدید آزادی مطبوعات مشخص می‌شود. تلاش حساب‌شده برای تضعیف رسانه‌های مستقل، مستقیماً از سوی رژیم اوربان - که آشکارا مورد تحسین و تقلید ترامپ و متحدانش قرار گرفته است - صورت می‌گیرد و کارشناسان خاطرنشان می‌کنند که دولت ترامپ در دوره دوم ریاست جمهوری‌اش، این کار را با سرعتی بسیار فراتر از دولت مجارستان (به رهبری ویکتور اوربان) انجام می‌دهد. با توجه به اینکه شبکه خبری سی‌بی‌اس اکنون در مالکیت یکی از متحدان ترامپ است، تصاحب قریب‌الوقوع سی‌ان‌ان توسط همان میلیاردر، تهدید ای‌بی‌سی به از دست دادن مجوزهای تلویزیونی‌اش از سوی کمیسیون ارتباطات فدرال (FCC) که همسو با ترامپ است، به دلیل یک شوخی جیمی کیمل و ادامه تعدیل بودجه و مداخلات سردبیری جف بزوس در واشنگتن پست، رسانه‌های خبری مانند گاردین که خود را وقف پوشش این دولت با شفافیت اخلاقی و واقعیِ سازش‌ناپذیر کرده‌اند، کمیاب‌تر و حیاتی‌تر از همیشه شده‌اند.»

شاهرود- دوشنبه 14 اردیبهشت 1405، 4 می 2026، روز 66 جنگ امریکا و اسراییل با ایران، روز 28 آتش بس

[1]-

 Betsy Reed

US editor, the Guardian

Annual press freedom appeal: help us reach our goal of 60,000 acts of support

Dear reader,

Seeing last month’s footage of elated Hungarians filling the streets to celebrate the overwhelming defeat of their authoritarian leader, one couldn’t help but feel a glimmer of hope for the world. For those of us living in our own embattled democracies – the US among them – it offered a reminder that rights and freedoms can still be defended, even against governments determined to dismantle them.
Over his 16 years as prime minister, Victor Orbán found that choking the free press was among his most effective methods of retaining power. He tightened his grip to the end, with allies seizing control of the country’s largest newspaper months before the election. By the time of his ouster, 80% of Hungary’s media was under government control.

Yet a handful of brave independent news outlets held on, and Orbán’s decisive defeat was due in no small part to their efforts. They reported on opposition leader Péter Magyar’s campaign when official media refused to mention or air him. They endured harassment and physical removal when covering Orbán’s stage-managed, state-media-only events.

Democracy is best served by a robust, thriving free press. But when that freedom is under attack, even a determined few news organizations can ensure the full truth still reaches the public. As the number of US news outlets facing threats, lawsuits and criminal investigations from the Trump administration grows, the Guardian remains resolute in our mission to provide honest, unflinching scrutiny of the powerful – from Trump to Orbán, Netanyahu to Putin, and beyond – paywall-free to the world.

Today is World Press Freedom Day, and we’re looking for 60,000 readers to support our annual appeal with $5 or more. Do you have the means to be one of them? We’re especially grateful for anyone able to set up a monthly contribution: reliable funding is vital for sustaining us throughout this dangerous period, right to its end.

When I wrote to you during our press freedom campaign last year, we were just 100 days into Trump’s second term, with only a preview of what was to come. According to the world’s most credible democracy watchdog, US democracy is now more imperiled than at any point since the 1960s, marked by a precipitous decline in press freedom. The calculated effort to weaken independent media comes straight from the Orbán regime – penly admired and imitated by Trump and his allies – with experts noting that Trump’s second-term administration is executing it at a pace that far exceeds Hungary’s own.

With CBS News now owned by a Trump ally, the impending takeover of CNN by the same billionaire, ABC being threatened with losing its TV licenses from the Trump-aligned FCC over a Jimmy Kimmel joke and Jeff Bezos’s continued cuts and editorial interventions at the Washington Post, news outlets like the Guardian, dedicated to covering this administration with uncompromising moral and factual clarity, are rarer and more vital than ever.

What gives me hope, and deep gratitude, is the unwavering support we’ve seen from readers in the US and around the world. It is no exaggeration to say that we are here because of you, and a critical proportion of our funding comes from people’s generous response to emails like this. Reader funding not only powers our work but, more importantly, it safeguards the financial independence that underpins our editorial freedom and courage.If you haven’t supported us before, we would be hugely grateful for your backing on this global day of solidarity for independent journalism. Anything you can spare goes directly toward our work – not into the pockets of a billionaire or corporation with other interests at heart.

Support the Guardian

Yours,

Betsy

 

[2] - Betsy Reed

[3] - US editor

[4] - the Guardian

[5] - گاردیَن (به انگلیسی: The Guardian ) یک روزنامهٔ بریتانیایی است که از سال ۱۸۲۱ میلادی منتشر می‌شود. این روزنامه ابتدا در شهر منچستر منتشر شد.

[6] - گاردین

درخواست سالانه آزادی مطبوعات: به ما کمک کنید تا به هدف ۶۰،۰۰۰ اقدام حمایتی خود برسیم

بتسی رید

سردبیر آمریکایی، گاردین

خواننده گرامی،

با دیدن فیلم ماه گذشته از مجارستانی‌های سرخوش که خیابان‌ها را پر کرده بودند تا شکست قاطع رهبر مستبد خود را جشن بگیرند، نمی‌توانستیم کورسوی امیدی برای جهان احساس نکنیم. برای کسانی از ما که در دموکراسی‌های درگیر جنگ خود - از جمله ایالات متحده - زندگی می‌کنیم، این یادآوری بود که هنوز هم می‌توان از حقوق و آزادی‌ها دفاع کرد، حتی در برابر دولت‌هایی که مصمم به از بین بردن آنها هستند.

ویکتور اوربان در طول ۱۶ سال نخست وزیری خود دریافت که خفه کردن مطبوعات آزاد از جمله موثرترین روش‌های او برای حفظ قدرت است. او تا پایان، قدرت را در دست گرفت و متحدانش ماه‌ها قبل از انتخابات، کنترل بزرگترین روزنامه کشور را به دست گرفتند. در زمان برکناری او، ۸۰ درصد رسانه‌های مجارستان تحت کنترل دولت بودند.

با این حال، تعداد انگشت‌شماری از رسانه‌های خبری مستقل و شجاع به کار خود ادامه دادند و شکست قطعی اوربان تا حد زیادی به تلاش‌های آنها بستگی داشت. آنها در حالی که رسانه‌های رسمی از ذکر یا پخش اخبار رهبر مخالفان، پیتر ماگیار، خودداری می‌کردند، کمپین او را گزارش می‌دادند. آنها هنگام پوشش رویدادهای صحنه‌سازی‌شده و صرفاً رسانه‌های دولتی اوربان، مورد آزار و اذیت و حذف فیزیکی قرار گرفتند.

دموکراسی به بهترین شکل توسط مطبوعات آزاد قوی و پررونق خدمت می‌کند. اما وقتی این آزادی مورد حمله قرار می‌گیرد، حتی تعداد کمی از سازمان‌های خبری مصمم نیز می‌توانند اطمینان حاصل کنند که حقیقت کامل همچنان به مردم می‌رسد. با افزایش تعداد رسانه‌های خبری ایالات متحده که با تهدیدها، دعاوی حقوقی و تحقیقات جنایی از سوی دولت ترامپ روبرو هستند، گاردین همچنان در ماموریت خود برای ارائه بررسی صادقانه و بی‌چون و چرای قدرتمندان - از ترامپ گرفته تا اوربان، نتانیاهو تا پوتین و فراتر از آن - به جهانیان، بدون پرداخت هزینه، مصمم است.

امروز روز جهانی آزادی مطبوعات است و ما به دنبال ۶۰،۰۰۰ خواننده هستیم تا با ۵ دلار یا بیشتر از فراخوان سالانه ما حمایت کنند. آیا شما توانایی مالی دارید که یکی از آنها باشید؟ ما به ویژه از هر کسی که بتواند کمک مالی ماهانه را تنظیم کند، سپاسگزاریم: بودجه قابل اعتماد برای ادامه حیات ما در طول این دوره خطرناک، تا پایان آن، حیاتی است.

سال گذشته، وقتی در جریان کمپین آزادی مطبوعات برای شما نامه نوشتم، تنها ۱۰۰ روز از دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ گذشته بود و تنها پیش‌نمایشی از آنچه قرار بود در پیش باشد، داشتیم. طبق گزارش معتبرترین نهاد ناظر بر دموکراسی در جهان، دموکراسی ایالات متحده اکنون بیش از هر زمان دیگری از دهه ۱۹۶۰ در معرض خطر است و این امر با کاهش شدید آزادی مطبوعات مشخص می‌شود. تلاش حساب‌شده برای تضعیف رسانه‌های مستقل، مستقیماً از سوی رژیم اوربان - که آشکارا مورد تحسین و تقلید ترامپ و متحدانش قرار گرفته است - صورت می‌گیرد و کارشناسان خاطرنشان می‌کنند که دولت ترامپ در دوره دوم ریاست جمهوری‌اش، این کار را با سرعتی بسیار فراتر از دولت مجارستان انجام می‌دهد.

با توجه به اینکه شبکه خبری سی‌بی‌اس اکنون در مالکیت یکی از متحدان ترامپ است، تصاحب قریب‌الوقوع سی‌ان‌ان توسط همان میلیاردر، تهدید ای‌بی‌سی به از دست دادن مجوزهای تلویزیونی‌اش از سوی کمیسیون ارتباطات فدرال (FCC) که همسو با ترامپ است، به دلیل یک شوخی جیمی کیمل و ادامه تعدیل بودجه و مداخلات سردبیری جف بزوس در واشنگتن پست، رسانه‌های خبری مانند گاردین که خود را وقف پوشش این دولت با شفافیت اخلاقی و واقعیِ سازش‌ناپذیر کرده‌اند، کمیاب‌تر و حیاتی‌تر از همیشه شده‌اند.

آنچه به من امید و قدردانی عمیق می‌دهد، حمایت بی‌دریغ خوانندگان در ایالات متحده و سراسر جهان است. اغراق نیست اگر بگوییم که ما به خاطر شما اینجا هستیم و بخش مهمی از بودجه ما از پاسخ‌های سخاوتمندانه مردم به ایمیل‌هایی از این دست تأمین می‌شود. بودجه خوانندگان نه تنها به کار ما قدرت می‌دهد، بلکه مهم‌تر از آن، استقلال مالی را که زیربنای آزادی و شجاعت تحریریه ماست، حفظ می‌کند.

اگر قبلاً از ما حمایت نکرده‌اید، از حمایت شما در این روز جهانی همبستگی برای روزنامه‌نگاری مستقل بسیار سپاسگزار خواهیم بود. هر چیزی که بتوانید دریغ کنید، مستقیماً به کار ما اختصاص می‌یابد - نه به جیب یک میلیاردر یا شرکتی که منافع دیگری در سر دارد.

از گاردین حمایت کنید

با احترام،

بتسی

بالا گرفتن دوباره جنگ قدرت در داخل، در شرایط توقف جنگ گرم با خارج

هر چه از جنگ 12 روزه [1] و آتش بس حاصل از میانداری رئیس جمهوری امریکا آقای دونالد ترامپ و... بین ایران و اسراییل، فاصله می‌گیریم، به رغم تاکید و سفارشِ سکاندارانِ مدیریتِ شرایط سختی که کشور [2] در آن گرفتار آمده است، مبنی بر اقدام موضعگیری بر اساس تقویت «انسجام ملی» در برابر هجوم خارجی، اما جنگ جناح‌های دخیل در قدرت، در بدنه ج.ا.ایران، بیشتر بالا می‌گیرد، حال آنکه از شرایط خسارتبار «نه مذاکره، نه جنگ»، به شرایط «هم مذاکره و هم جنگ»، و سپس به شرایط خسارتبار دیگری به نام «نه جنگ، نه صلح» شیفت کرده، و تغییر فازمان داده‌اند،

که عملا امور کشور را فِریز‌ (حالت یخ زدگی و انجماد)، و در یک شرایط حیران و سرگردان رها کرده، و به یک ایستایی خسارتبار دیگر مبتلا کرده‌اند، و با اینحال هرچه می‌گذرد، راهبرد وفاق [3] اعلامی از سوی رئیس جمهوری، بین مجلس و دولت رنگ می‌بازد، و حملات جناح‌ها به هم افزایش می‌یابد تا این گزاره دهشتناک که «جنگ نعمت است»!، دوباره چهره تلخ خود را در جامعه ایران نمایان کند.

جمله‌ایی تامل برانگیز و دردناک، که نشان از شرایط بیمار و هولناک جامعه ایرانی بعد از انقلاب دارد، که کثیف‌ترین، خونین‌ترین و خشونت‌بارترین چهره‌ی وجه حیوانیتِ جامعه آدمیزاد، یعنی جنگ، باید به کمک ما ایرانیان بیاید، تا جامعه ما را به سوی آرامشی نسبی ببرد، و اینگونه است که حتی جنگ نیز برای این مردم و کشور به یک "نعمت" تبدیل می‌شود، چرا که جنگ و شرایط خسارتبار جنگی، خود بازدارنده‌ی دعواهای داخلی بوده، و از سطح تنش، دعوا و درگیری در کشورمان خواهد کاست! 

تا پیش از این جنگِ تن به تن با اسراییلی‌ها، شاهد اوج گیری شکافی داخلی در جامعه ایران بودیم، که به رویارویی خونینی بین بدنه مردمی و حاکمیت، در جنبش «زن، زندگ، آزادی» منجر شد، دعوایی که بر سرِ تحمیل یک سبک زندگی، و برای حاکم کردن «حجاب اجباری» [4] درگرفت؛ و این رویارویی از سوی حاکمیت، با تصویب قوانین سختگیرانه [5] ، راه اندازی گشت خسارتبار و خشونتبار ارشاد، تصویب قانون مشکوک حجاب و عفاف [6] ، اعزام حجاب‌بان‌ها به اماکن عمومی و خیابان‌ها و... پی گرفته شد، و در سوی دیگر مردمی بودند که با نافرمانی مدنی، به این وضع پاسخ می‌دادند، و از سطح آزادی‌های فردی و اجتماعی خود دفاع کردند، و بدین ترتیب نوعی وزن کشی، زیر پوست جامعه ایرانی، میان آزادیخواهی (داشتن حق انتخاب و تعیین سرنوشت)، و تحمیل اجبار [7] در پوشش و سبک زندگی و...، در جریان بود،

و همین سطح از دعوای سیاسی نیز، همزمان در بدنه حاکمیتی ج.ا.ایران در جریان بوده و هست، نبردی بین جناح‌های سیاسی موسوم به راستگرایان که مراکز انتصابی حاکمیتی و... را گاه مادم العمر در اختیار دارند، و جریان اصلاحات که تنها متکی به رای مردمند، و در آخرین حرکت در پهنه نبرد انتخاباتی، موفق شدند، از روزنه‌ایی کم‌سو، سود جسته، و با پیروزی نسبی در انتخابات ریاست جمهوری، این وزن کشی سیاسی داخلی را به اوج برسانند، که باز دوگانگی در تقسیم قدرت رخ داد، و مجلس اقلیتِ [8] در اختیار راستگرایان (که بروندادی از دخالت نظارت استصوابی، و آرایی اندک است که نمایندگانی کسب کردند و بر کرسی‌های سبز مجلس تکیه زدند، و خود را بر قوه قانونگذاری مسلط کردند و...)، به تقابل با دولت انتخابی جدید پرداختند،

جنگ 12 روزه و تجاوز امریکا و اسراییل به کشورمان، تا حدودی باعث فروکش کردن این دو تقابل بزرگ، بین ملت و حاکمیت، و جناح‌ها و باندهای سیاسی حاکم شد. اما مصیبت از آنجا آغاز شد که هرچه از وقوع آتش بس بین ایران و اسراییل، فاصله می‌گیریم، آتش تنش‌های داخلی دوباره بالا می‌گیرد، و این روزها مسئولین طراز اول ج.ا.ایران، وجه درست بودن این گزاره را، دوباره نشان می‌دهند، که انگار بقای ساختار سیاسی موجود در ایران بر وجود بحران و درگیری استوار است [9]، و از جمله این جنگ است که به عنوان بحرانی‌ترین رخداد اجتماعی می‌تواند جامعه توفان‌زده سیاسی کشور را آرام کند، و به عبارتی «موجیم که آرامش ما، عدم ماست».

این روزها دعواهای سیاسی دوباره اوج گرفته، صدا و سیما [10]، روزنامه‌های حاکمیتی (افسارگسیختگان و دست گشاده‌هایی) همچون روزنامه کیهان و...، نمایندگان جبهه پایداری و تندروهایی از این دست، و... کم بودند، تریبون مجلس، در حد رئیس آن هم به صحنه درگیری پیوسته و با بیانیه‌خوانی از تریبون مجلس علیه منتقدین، و دمیدن در جنگ و نبرد داخلی، به یک طرف دعوا، در دنیای دو قطبی جناح‌های قدرت در ج.ا.ایران بدل شده، و محمد باقر قالیباف در نقش وکیل مدافع سفارت روسیه در تهران [11]، حملات انتقادی خود را متوجه دکتر حسن روحانی، و دکتر محمد جواد ظریف کرد [12].

آنانیکه انتقاداتی را مطابق با تجربه مسئولیت خود، از جمله تجربه مذاکراتی که در روند ایجاد برجام کسب کردند، کشور را متوجه خطرات تکیه به روسیه کرده، و نسبت به جلب و جذب شدن در سیاست مزورانه روس‌ها هشدار دادند، و سیاست خارجی شرقگرایانه کنونی را به چالش کشیدند، و محمد باقر قالیباف هم به زعم خود، در زمین روسیه نقش بازی کرده، تا بلکه بتواند زمین را برای منتقدان سیاستِ تکیه به شرق مین گذاری کرده، و منتقدان را به سکوت وادارد و...

جنگ 12 روزه به عنوان یک خطای راهبردی از ناحیه غرب علیه ایران بود، که از سوی آنان آغاز شد، و اسراییل و امریکا علیه توان هسته‌ایی، و نیروی دانش و توان پیشبرنده علمی ایران، و توان و زیرساخت دفاعی کشور و... دست به اقدام زدند، و در مسیر قتل و ترور ناجوانمردانه دانشمندان، فرماندهان و بیش از هزار و دویست تن از مردم ایران گام برداشتند، و میلیاردها دلار خسارت به ایرانیان تحمیل کردند،

کمترین بهره‌ایی که این هجوم آنان داشت، انسجام ملی ایرانیان بود، که در گرداگرد موجودیتی به نام "ایران" شکل گرفت و آنرا قوت بخشید [13] ، اما هر چه از آن جنگ دور می‌شویم، این انسجام بیشتر مورد حمله و خدشه قرار می‌گیرد، و دوره سکوت و آتش بس داخلی ناشی از صحنه هولناک جنگ، کشتار و ویرانی نیز، به پایان خود نزدیک شده، دعواها، و چنگ کشیدن‌های جناحی نیز اوج می‌گیرد، و چهره لخت و کراهتبار جنگ قدرت در داخل، خود را بیشتر نشان می‌دهد،

بله متاسفانه با داشتن چنین روند سیاسی، و در سایه حضور مسئولینی چنین در صدر امور کشور، جنگ نیز نعمت می‌شود! تا ویرانی، کشتار و وحشت به داد مردم ایران رسیده، و چندی آنان و نخبگانش را از گزند درگیری‌ها و حملات ایادی قدرت، در داخل نجات دهد، درگیری‌هایی که باید بعد از هر انتخاباتی به صورت طبیعی پایان پذیرد، و کار در اِشلِ ملی توسط دست اندرکاران کشور پی گرفته شود، اما دیگر دهه هاست که نبردهای جناحی بدون وقفه شده، و در تمام سطوح کشور جریانی دائم دارد، و پایانی بر آن نیست، و این درگیری‌ها توسعه و پیشرفت، صلح عمومی، روان جامعه را هدف گرفته، و در گروگان خود نگه داشته، و در معرض خطر جدی قرار داده، و وحدت ملی را پایمال از حضور خود می‌کند،

و چقدر جامعه و مردم ایران مظلومند که حاکمان آنان، تنها در شرایط اوجِ جنگ و نبرد است که دست از یقه همدیگر، و ملت خود می‌کشند، و این تنها کشتار و حمله دشمن است که قادر است، شمشیر مراکز قدرت و ثروت را تا حدودی به غلاف فرو برد؛ اما در نبود جنگ، میدان رقابت سیاسی داخلی خونین بوده، و بازار تصویب و اِعمال قوانین ضد آرامش و رضایت مردم (قوانینی همچون حجاب و عفاف و...) گرم خواهد بود. 

تهران - 6 آبان 1404 برابر با 28 اکتبر 2025

[1] - جنگ ایران و اسرائیل یا جنگ ۱۲ روزه، درگیری مسلحانه‌ای بود که با انجام مجموعه‌ای از حملات غافلگیرکننده از سوی اسرائیل به ایران در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ آغاز شد. نیروهای اسرائیلی برخی از فرماندهان ارشد نظامی، دانشمندان هسته‌ای و سیاستمداران ایران را ترور کردند و به سامانه‌های پدافند هوایی و برخی تأسیسات هسته‌ای و نظامی ایران آسیب رساندند یا آن‌ها را تخریب کردند.[۲۲] ایران در پاسخ موشک‌هایی را به سوی پایگاه‌های نظامی و شهرهای اسرائیل شلیک کرد. حوثی‌های یمن نیز چندین موشک به سمت اسرائیل پرتاب کردند. ایالات متحده آمریکا علاوه بر دفاع از اسرائیل در برابر موشک‌ها و پهپادهای ایرانی، در روز نهم جنگ با حمله به سه سایت هسته‌ای ایران اقدام تهاجمی انجام داد.

[2] -  «علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی، در نامه‌ای با دستخط خود خطاب به مدیران رسانه‌ها، بر نقش مهم رسانه‌ها در حفظ انسجام ملی و مقابله با دوقطبی‌های کاذب تأکید کرد. در این نامه خطاب به رسانه‌ها  آمده است: «سلام علیکم، برای دفع خطرات از کشور سرافرازمان ایران، دو نکته مهم است: یکی تقویت نیروهای مسلح که پیگیری آن با ماست، و مهم‌تر، حفظ انسجام ملی و سد کردن راه گسترش دوقطبی‌های کاذب تا مسیر توسعه ملی فراهم گردد.پیگیری و کمک درباره این موضوع با شما اهالی معزز رسانه‌هاست» لاریجانی در این نامه، رسانه‌ها را عامل مؤثر در حفظ وحدت ملی و پیشگیری از تنش‌های سیاسی و اجتماعی دانسته و از آنان خواسته است در مسیر تقویت همبستگی و ثبات کشور گام بردارند»

[3] - علی مجتهدزاده وکیل دادگستری با انتقاد از تخصیص بودجه به طرح‌های مرتبط با امر به معروف گفت: «مقابله با تندروها اراده می‌خواهد. اگر دولت واقعاً دولت باشد، می‌تواند جلوی این بودجه‌ها را بگیرد، اما در دولت آقای پزشکیان چنین اراده‌ای نمی‌بینم. آقای پزشکیان به نام وفاق از حقوق ملت کوتاه می‌آید و این باعث جسارت تندروها شده است. وقتی رئیس‌جمهور باید پاسدار قانون اساسی باشد، چرا اجازه می‌دهد بودجه ۸۰ هزار نیروی امر به معروف از بیت‌المال تأمین شود؟ این حیف‌ومیل اموال مردم است. قوه قضاییه باید با کسانی که امنیت ملی و روانی جامعه را مختل می‌کنند برخورد کند. کشور در شرایط حساسی است و چنین اقدامات مشکوکی نگران‌کننده‌است. دولت پزشکیان در عمل به وعده‌هایش، از سیاست خارجی تا رفع فیلترینگ، ضعیف عمل کرده است. برای مقابله با جریان‌های تندرو، اراده‌ای جدی‌تر از وضع موجود لازم است؛ اراده‌ای که در دولت فعلی دیده نمی‌شود.»

[4] - سردار حسین علائی از فرماندهان عالی‌رتبه پیشین در جنگ ۸ ساله: «ما باید در سیاست داخلی‌مان تجدیدنظر کنیم. بابا! مردم را راضی کنید. گفتم این گشت ارشاد را رها کنید، شما باعث بی‌حجاب رسمی می‌شوید و الآن بی‌حجابی رسمی شده، کاری هم‌ نمی‌توانند بکنند. زن‌ها خودشان راه ورزشگاه را باز کردند. گفتم همه کسانی که در خارج و در زندان علیه اسرائیل موضع گرفتند را باید به کشور برگردانید و زندانیان را آزاد کنید»

[5] - « این ملت در این جنگ ۱۲ روزه با همه قدرت در کنار ایران ایستاد نه در کنار ما حاکمان. فلان چیز، فلان مسأله را مجلس تصویب کرده است. مگر مجلس رأی چند درصد مردم را دارد؟ حالا اگر رأی هم داشته باشند. کار آن‌ها هم قانونی باشد. اگر یک موضوعی برای ما روشن باشد که ۸۰ درصد مردم مخالف آن هستند، قانونگذاری در مقابل نظر ۸۰ درصد مردم یعنی چه؟ این که قانون نیست. اصلاً وقتی یک چیزی را ۹۰ درصد مردم مخالفند، می‌شود بگوییم چون در مجلس رأی داده و شورای نگهبان هم امضا کرده پس همه باید مطیع باشند؟ چه ارزشی دارد کار شما؟ (سایت حسن روحانی، ۱ آبان ۱۴۰۴). »

[6] - « خیالتان آسوده! در حالی که کشور در شرایط سخت و بحرانی پس از جنگ ۱۲روزه و بازگشت تحریم‌ها به سر می‌برد، و امنیت ملی و تمامیت ارضی مورد تهدید قرار گرفته است، به جای مدیریت بحران و دوری از هرگونه نزاع، متاسفانه دو اقدام غیرمنطقی توسط  تندروها از یک سو و رئیس مجلس از سوی دیگر، جامعه را با التهاب و نگرانی بیشتر روبرو کرد! تندروها، برغم مصوبه شورای عالی امنیت ملی و تصمیم سران قوا برای توقف اجرایی شدن قانون موسوم به حجاب و عفاف، راسا وارد عمل شده و به مردم در داخل پیام می‌دهند، به تنظیمات کارخانه باز خواهیم گشت، خیالتان راحت! یعنی حجاب اجباری را اجرا می‌کنیم! بدون اینکه به تبعات اجتماعی و سیاسی چنین اقدام خودسرانه ای توجه کنند. از دیگر سو، باقر قالیباف، با ادعایی بدون سند، روحانی و ظریف را به دامن زدن بر فضای ضد روسی و حرکت بر خلاف سیاست‌های کلان کشور متهم کرد. یعنی به نوعی غیرمستقیم،‌ ضمن دفاع از همسایه شمالی به آنان پیام داد که سیستم در مقابل غربگرایان ضد روسیه خواهد ایستاد، خیالتان آسوده....! اینها فقط دو نمونه از رفتارهای ضد انسجام ملی است، اما عاملان آن، با فرافکنی، به دنبال مقصر و دشمن می‌گردند!» بهرام گل‌زاده

[7] - صادق زیباکلام در مناظره با هاشمی گلپایگانی، دبیر سابق ستاد امر به معروف: « مسئله حجاب برای جریان رادیکال، مسئله‌ قدرت است، نه خدا و پیغمبر؛ اگر به خاطر خدا و پیغمبر بود چرا یک بار آیت‌الله سیستانی در نجف و کربلا که قلب تشیع است، نگفت که حجاب باید رعایت شود؟!.»

[8] - «به نام خدا و با سلام، آقای قالیباف خجالت نکشید این مدل حکمرانی شماست.  رسانه خبر فوری از قول آقای قالیباف گفت: "خجالت می‌کشم بگویم که ۵ سال قبل از محل معادن سهم دولت ۶ هزار میلیارد تومان بوده ولی مابه‌التفاوت قیمت گازوییلی که به معادن می‌دادیم ۴۰ هزار میلیارد تومان بوده است! این طور کار کردن که مدیر نمی‌خواهد، رهایش کنید بهتر نتیجه خواهد داد. آقای قالیباف خجالت نکش برادر، این مدل حکمرانی شماست. مگر در هولدینگ یاس چه اتفاقی افتاد لطفا یک مروری کنید ببینید از وضعیت معادن بدتر نبود؟ مگر در ساخت بیمارستان تخصصی مغز در منطقه ۲۲ چه اتفاقی افتاد؟ چرا خودتان را تبرئه و دیگران را متهم می‌کنید؟ شما در انتخابات ریاست جمهوری خود را کاندیدای ۹۶ درصدی ها می دانستید و گفته بودید که آمدید تا جلوی پیروزی چهار درصد زالوصفت را بگیرد امروز بر صندلی ریاست مجلسی نشسته‌اید که به مجلس چهار درصدی‌ها شهرت پیدا کرده است؛ خود شما با ۵/۷ درصد رای رئیس قوه مقننه شده‌اید . آقای قالیباف در گفتار بیشتر دقت کنید چرا که ۹۴/۳ درصد مردم تهران شما را نماینده خودشان نمی‌دانند . فاصله شما با بدنه مردم بسیار زیاد است و انشاالله به فکر ترمیم آن باشید .» سیداحمد نبوی  فعال سیاسی

[9] - «وقتی مجلس کشور را به هم می‌ریزد.  درحالیکه مسعود پزشکیان و حسن روحانی در روزهای اخیر حرفی درباره روسیه نزدند و محمد جواد ظریف هم در پیام اینستاگرامی نوشت، به صورت یک‌جانبه سکوت کرده‌ام تا خدشه‌ای به منافع ملی وارد نشود، محمدباقر قالیباف در اقدامی بی‌سابقه به تنش‌ها دامن زد و بی‌مورد از روحانی و ظریف انتقاد کرد.» خبرستان «ظریف: ما مدتی لب از سخن دوختیم..! جوادظریف،با این پست، ازسکوت خود خبر داد و نوشت: "سلام دوستان؛ هفته گذشته متن مستدل و متوازنی را برای حمایت از روابط همسایگی وهمکاری‌های بین‌المللی درکنار روشنگری در برابر سوءاستفاده‌‌های مغرضانه از اظهارات یک همکار قدیمی تهیه کرده بودیم و قصد داشتیم در روز یکشنبه و پس از اجرایی شدن بند 8 قطعنامه 2231 آن را منتشر کنیم. در این میان، پنجشنبه شب گذشته و در جلسه‌ای که از مدت‌ها قبل تنظیم شده بود، به احترام پرسش چندین نفر از حضار، ناگزیر از ارائه توضیحات مختصری شدم.پس از آن به توصیه دوستان و بزرگان، از انتشار متن مزبور خودداری کردم و در طول هفته گذشته در برابر موج گسترده هجمه سازماندهی‌شده، که علیرغم توصیه‌ها هنوز ادامه دارد، به صورت یک‌جانبه سکوت کرده‌ام تا خدشه‌ای به منافع ملی وارد نشود: ما را سری است با تو که گر خلق روزگار دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم. دوست و برادر دانشمند و هنرمندم، دکتر محمدابراهیم انصاری لاری، با خط زیبای خود زبان حالم را ترسیم فرموده‌اند که حیف است آن را نبینید." تندرست و شاد و سربلند باشید»

[10] - انتقاد صریح محمدخاتمی از بازگشت صداوسیما به رویکرد قبل از جنگ ۱۲روزه/ نکند اشتباه کنیم و بگوییم، مردم ما را تایید کردند! بلکه مردم ایران را تایید کردند ایران، برای همه ایرانیان است. هدف ایران آباد و آزاد است و اسلام و انقلاب اسلامی هم ساختن ایران و پیشرفت آنرا تایید می کند. ایران برای همه ایرانیان است، اما باعث تاسف است که امروز از تمام شاخص های سند چشم انداز بیست ساله عقب افتادیم. مردم (در جنگ ۱۲روزه) خیلی خوب نشان دادند که در هنگام خطر کنار همدیگر هستند. حتی مخالفان جمهوری اسلامی هم برای ایران و در محکومیت تجاوز اطلاعیه دادند و اظهارنظر کردند. نکند اشتباه کنیم و بگوییم مردم ما را تایید کردند! نه؛ مردم ایران را تایید کردند و این ما هستیم که باید به سمت ایران حرکت کنیم.» خاتمی با انتقاد از عملکرد صداوسیما خاطرنشان کرد: « حتی سرودهایی که برای ایران خوانده شد، نیز خوب بود، اما مدتی بعد از جنگ صداوسیما دوباره به رویکردهای سابق خود برگشت. »

[11] - « تاریخ قاجاری؛ به بهانه سخنان قالیباف علیه روحانی و ظریف، از تریبون مجلس

 "یاسر هاشمی‌رفسنجانی"، در یادداشتی نوشت: «وقتی رئیس مجلس ایران با لحنی هشدارآمیز از « لطمه همکاری با روسیه » سخن می‌گوید، انگار انعکاس صدای ناهنجار تاریخ قاجاری است، که از لابه‌لای کلمات برمی‌خیزد تا به دلسوزان ملی هشدار دهد که مبادا باز املای سفارت ، انشای سیاست شود.  با جمله شگفت‌انگیز «مواضع حسن روحانی و محمدجواد ظریف به همکاری‌های ایران و روسیه لطمه زده است»، چنان بوی کهنگی تاریخ در فضا پیچد که گویی تاریخ ایران در تقویم دهکده جهانی سال ۲۰۲۵ به جای همراهی با دنیای مدرن، در چرخشی عجیب به روزگارانی برگشت که سایهٔ سرد سفارت روس و انگلیس چنان بر دیوار سیاست ایران سنگینی می‌کرد که شاه شهید قاجاری! پس از دسیسه روسی-انگلیسی با مهدعلیایی در شهادت امیرکبیر، در توصیف آن دوران می‌گوید: "به جنوب می‌خواهم بروم باید از کنسول انگلیس اجازه بگیرم و به شمال می‌خواهم بروم باید از کنسول روسیه اجازه بگیرم، ای مرده شوی این سلطنت را ببرد." در اوراق دفتر تاریخ ایران وقتی به ۲۵ تیر سال ۱۲۸۸ می رسیم، "محمدعلی‌شاه" پس از شکست از نیروهای مشروطه‌خواه، از کاخ گلستان گریخت و به سفارت روسیه در زرگنده پناه برد، درست چون دیوانه‌ای که از ترس مرگ، خودکشی می کند. آن پناهندگی، نه تصمیمی سیاسی برای تحکیم پایه‌های حاکمیت قاجار، که پایان آن سلسله در ایران و نقطه‌ عطفی برای تحقیر ملی بود، لحظه‌ای که شاه ایران در آغوش بیگانه آرام گرفت، هم قدرت از سلطنت قاجاری و هم اقتدار از جماعت ایرانی رخت بربست. تن پناهندگی برای همسایه زیاده‌خواه و فرصت‌طلب تزاری چنان شیرین بود که دو سال بعد، در آذر ۱۲۹۰، با لحنی تهدیدآمیز، به دولت مشروطه دستور اخراج مستشار آمریکایی می‌دهد و در تهران نیز گروهی از رجال روس‌گرا مجلس را به تمکین نشاندند تا قزاقان روس، با دستچین کردن شهرهای ایران، تبریز، رشت و مشهد را اشغال کنند و خون مشروطه‌خواهان بر خاک وطن بخشکد، غافل از آنکه آن واقعه، شکست یک دولت نبود؛ شکست استقلال ملی بود.اکنون بیش از یک قرن گذشت و قدرت در جهان برمدارهای هوش مصنوعی و دیپلماسی چندوجهی می‌چرخد. دراین شرایط، هشدار«لطمه به همکاری با روسیه» نمی‌تواند نشانهٔ دلسوزی باشد و اگر یک تسویه حساب جناحی و کینه انتخاباتی نباشد، پژواکی ازهمان ذهنیت‌ روسمداری دوران قاجار است. که میرزاده عشقی را به فریاد واداشته بودند که بگوید: "وطن‌فروشی از آن روز مد شد در ایران که هرکه پست گرفت، ازسفارت آمد"»

[12] -  واکنش توییتری بهرام پارسایی، نماینده شیراز در مجلس دهم، به اظهارات قالیباف علیه حسن روحانی و محمد جواد ظریف: «رئیس مجلس در کدام تیم بازی میکند؟! بدعت دفاع عجیب و خارج از عرف از اجانب در برابر مقامات رسمی پیشین از تریبون مجلس! حمایت رئیس مجلس ایران از روسیه در جدل با رئیس جمهور و وزیر امور خارجه پیشین ایران، یادآور به توپ بستن مجلس و تداوم استبداد در برابر مشروطه توسط لیاخوف روسی است!»

[13] - سیدمحمدخاتمی‌: «اشتباه نکنید! مردم در جنگ ۱۲روزه ایران را تایید کردند نه ما را»

مقدمه مترجم (سایت یادداشت های بی مخاطب):

هجوم اسلام به سمت شرق که از آغاز پیدایش آن شروع شد، طی سه مرحله متفاوت صورت گرفت، که فاز اول آن ابتدا شامل تمدن ایران گردید، و مرحله دوم آن سپس تمدن هند را هدف گرفت، و سومین مرحله نیز، جنوب شرق آسیا را از خود متاثر نمود. مرحله اول را اعراب مسلمانِ مهاجم از شبه جزیره عربی کارگردانی و اجرا کردند، و دو مرحله دوم و سوم را ایرانیان مسلمان کارگردانی و اجرا نمودند و اسلام را به سمت شرق گسترش دادند؛ اکنون اثرات تفاوت مجری و کارگردان ها را در فرایند و نتایج این هجوم ها می توان به چشم خود دید، آنچه در تفاوت وضعیت، و عاقبت ادیان زرتشتی و هندو دیده می شود، که از قضا هر دو از یک نژاد و فرهنگ، یعنی بروندادی از تاریخ، فرهنگ و مهاجرت تاریخ ساز آریایی ها هستند. 

اولین فاز هجوم اسلام به سمت شرق را در حمله مستقیم سپاهیان اعرابِ مسلمان به امپراتوری ساسانی شاهدیم، که به چیرگی چند سده ایی حاکمیت های عرب اموی (۴۱–۱۳۲ ه‍.ق) [1] و عباسی (۱۳۲ تا ۶۵۶ ه.ق) [2] بر سرزمین های ایرانِ بزرگ و تمدنی دیده ایم، اما خیزش ایرانیان علیه این سلطه مستقیم، در پسامد آن، به ویژه در پهنه ایالت خراسان باستان، باعث گردید که علاوه بر برچیده شدن حاکمیت مستقیم اعراب بر سرزمین ایران، گسترش اسلام به سوی هند نیز با تاخیر انجام گیرد، و از شدت ویرانگری آن کاسته شود، و با پا گرفتن حاکمیت های ایرانی مسلمان، گسترش اسلام به هند توسط ایرانیان پی گرفته شد.

اما واقعیت این است که ایرانیان در پیشانی این هجوم، و در خیز اول، خسارات جبران ناپذیری را متحمل شدند، که برآیند همه این ها، پاکسازی پهنه ایران از دین و فرهنگ ایران، تغییر حرف الفبا، ویرانی بیشتر اماکن مذهبی، تغییر و صدمات فرهنگی و... بود، به طوری که اکنون از یک امپراتوری بزرگ زرتشتی نشین، جمعیت زرتشتیان در ایران، تنها حدود 50 هزار نفر، و در کل جهان نیز این جمعیت به 200 هزار نفر محدود شده است، بدین ترتیب دین غالب در ایران، که پیش از این حمله، زرتشت بود، به اکثریت مسلمان تبدیل شد، و در بُعد معماری دینی نیز، آتشکده ها ویران، و مساجد جای آن را گرفتند، و در بُعد فرهنگی نیز وضعیتی کم و بیش همینگونه است.

خیز دوم گسترش اسلام به شرق، سرزمین های زیر نفوذ تمدن هند را در بر گرفت، که این فاز را عمدتا ایرانیان مسلمان کارگردانی و اجرا کردند، از این رو آنچه بر ایران تمدنی رفت، هرگز دامنگیر تمدن هند نشد، عمده هجوم های موثر اسلامی، به خارج از سرزمین های ایران در پهنه خاوری را، سلسله های مسلمان ایرانی کارگردانی و اجرا کردند که از جمله آنان می توان به آخرین شان یعنی سلسله گورکانیان (1526 تا 1857 م) [3] و... اشاره نمود، که پهنه حکمرانی خود را به تمام شبه قاره هند گسترش داد.

اما این لشکرکشی ها، هرگز اثرات، شدت و کشتار و غارتِ ابتدایی هجوم مستقیم اعراب مسلمان به پهنه تمدنی ایران را در پی نداشت، و از شدت به بردگی و کنیزی گرفتن ها، ویرانی ها، تغییر فرهنگ و الفبا و... به طرز بسیار شگفتی آفرینی کاسته شد، به طوری که در نتیجه چند دور حاکمیت کامل سلسله های اسلامی - ایرانی در هند، روح مدارای مذهبی ایرانیان باعث شد که اکنون اکثریت کشور هند را هندوها و ادیان مرتبط به آن تشکیل دهند، الفبا، فرهنگ و معماری آنان حفظ شد و...،

این است که می بینیم، در مقایسه با جمعیت زرتشتی ها در ایران و جهان، هند کاملا خود را متفاوت نشان می دهد، و اکنون یک میلیارد و دویست میلیون هندو در جهان زندگی می کنند، که از این مقدار چیزی در حدود یک میلیارد و صد و شش میلیون نفر آن در هند ساکنند، که در مقابلِ عدد دویست هزار نفری کل زرتشتی ها در جهان، و جمعیت ناچیز 50 هزار نفری آنان در ایران، نشان از تفاوتِ اثر و میزان خسارتی است که این دو هجوم متفاوت اسلامی در ایران و هند ایجاد کرد.

گرچه در طول این حملات برخی از معابد و مراکز مذهبی هندوها که واجد زیورآلات و... بودند، از گزند مهاجمین به دور نماند، اما تاریخ نشان می دهد، پارس زبانان و یا ایرانی تباران مسلمان حاکم شده بر هند، در پی حضور خود در این منطقه کمتر ویران کردند و بیشتر آباد، و حضورشان باعث ثبات و شکوفایی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی هند هم شد، به طوریکه گفته می شود در پایان آخرین امپراتوری قدرتمند و شکوفای اسلامی یعنی گورکانیان، در قرن نوزدهم میلادی، که با چیرگی بریتانیایی ها به پایان رسید، مناطق هند و چین به تنهایی، 50% حجم کل اقتصاد جهان را در خود داشتند، بله، به اندازه نصف جهان، که این مقدار، در پایان سلطه بریتانیایی ها بر این منطقه، در سال 1947، یعنی بعد از نزدیک به 200 سال، به 18% کاهش یافت.

اقتصاد، فرهنگ، معماری، توسعه و شکوفایی که در دوره حاکمیت گورکانیان، که همزمان با حاکمیت صفویان در ایران، ایجاد کردند، باعث ساخت و سازهای بزرگی در هند شد، که بسیاری از بناهای تاریخی هندِ کنونی، به این دوران تعلق دارد، سراسر هند، پر از معماری ایرانی – اسلامی است که در این زمان شکل گرفتند، بخش بزرگی از توریسم تاریخی هند، هم اکنون برای بازدید از بناهای با اهمیتی همچون تاج محل، قلعه سرخ دهلی، مسجد جامع دهلی و... جذب می شوند.

این است که پاکسازی اماکن، فرهنگ و پیروان مذهب هندو در دوره حاکمیت مسلمانان فارس زبان، به هیچ وجه قابل مقایسه با پاکسازی از اماکن، فرهنگ و پیروان دین زرتشت در ایران توسط اعراب نبوده و نیست، چرا که در دور اول هجوم، موجودیت زرتشتیان و فرهنگ ایرانی آنان نابود شد و به باد فنا رفت، اما در دور دوم این هجوم، اکنون دین، فرهنگ و الفبا، اماکن و... هندو کاملا باقی، و تا حدودی دست نخورده و بلکه غنی شده است و...؛

اما با این حال اکنون راستگرایان ملیگرای هندو، به این حد از تاثیر هم راضی نبوده، امروز به مجد و عظمت بیش از پیشِ فرهنگ، زبان و اماکن مذهب هندویی می اندیشند، و قائل به پاکسازی تمام آنچه از آثار اسلام و مسلمانی در هند باقیست، می باشند، و مسلمانان و دیگر ادیان وارداتی از خارج از این منطقه را «غیر» در نظر گرفته، و به هر بهانه ایی، و در یک روند سیستماتیک و هدایت شده دنبال می کنند، دست اندازی به سازه های مذهبی مسلمانان را برای خود مباح، لازم و واجب دیده، و یک به یک مساجد آنان را به زور، صلح و جنگ، گاه به جرم این که بر ویرانه های معابد هندویی بنا شده اند و... هدف قرار داده ویران کرده، و یا در صدد جایگزینی اند، تا معابد خود را دوباره بر خرابه مساجد آنان بنا کنند.

نیروهای بسیج مردمی و کف خیابان راستگرای افراطی هندو موسوم به (Kar Sevaks)، که موتور محرک سیاسی خود را بر اساس تاکتیک فرهنگی – سیاسی ویرانی اماکن مذهبی مسلمانان نهاده اند، با ویران کردن مسجد بابری در شهر فیض آباد ایالت اتارپرداش هند، در 6 دسامبر 1992، حرکت سیاسی – فرهنگی خود را به اوج رساندند، و نتایج انتخاباتی آن را درو کردند، و قدرت را در هند در دست گرفتند، که با آغاز به کار معبد رام، که بر ویرانه های این مسجد در سال 2024 توسط نخست وزیر هند افتتاح شد، اینک مساجد دیگری نیز در لیست تخریب های بعدی قرار دارند.

مطالبی که می آید فرایند اقداماتی است که اینک برای ویرانی مسجد جامع شهر سمبهال با عمری نزدیک به پنج سده در جریان است را پوشش می دهد که توسط سیستم دولتی و گروه های فشار مردمی هندو دنبال می شود، و نشان می دهد وقتی مافیای حاکمیتی و گروه های فشار مردمی آن، در کنار هم می آیند، چقدر ظالمانه و ویرانگر علیه اتباع خود ظاهر می شوند.

این نوشته ترجمه مقاله ایی است که شامل اظهارات سروزیر ایالت اتارپرداش هند است (بزرگترین خاستگاه درگیری های فرقه ایی بین مسلمانان و هندوها در هند) که حاکمیت این ایالت را در دست حزب مردم هند (BJP) دارند، حزبی که به واقع شاخه سیاسی راستگرایان ملیگرای هندوست، و او خود از فعالین این مسیر، و از روحانیون هندو می باشد، که نشان دهنده اثرات ویرانگر کنارهم آمدن قدرت و مذهب است، که اساس یک اقلیت و هر آنچه آنان هدف قرار دهند را، در حالتی زورگویانه و ظالمانه در معرض خطر نابودی قرار داده و می دهد. زور، تهدید، ارعاب را در سخنان این روحانیِ سیاسمتدارِ مسئولِ هندو، حاکم بر این ایالت را، به خوبی می توان، در کلمات او حس کرد، کلماتی که از موضع قدرت، تکبر، چیرگی و...، اقلیتِ زیر حاکمیت خود را تهدید به محدودیت های بیش از پیش می کند.

 

 

یوگی آدیتیانات:

«آنرا ساختمان مسجد مورد اختلاف ننامید،

مسلمانان باید مسجد سمبهال را به هندوها تحویل دهند»

عمر رشید [4]

یازدهم ژانویه 2025

او همچنین از جامعه مسلمانان خواست که «اشتباهات خود» در رابطه با تخریب ادعایی معبد "هری هار" [5] در سمبهال [6] را در بیش از پنج قرن پیش، بپذیرند.

دهلی نو: یوگی آدیتیانات [7] سروزیر دولت ایالتی اتارپرادش گفته است که جامعه مسلمان باید «در محترمانه ترین شیوه» مکان شاهی مسجد جامع شهر سمبهال را که مربوط به دوره کورکانیان هند (مغولان هند) است را به هندوها واگذار کنند، شواهد معماری و نوشته های مقدس نشان می دهد که ساخت معبد هری هار به الهه کالکی مربوط است و ساخت آن به قبل از ساخت مسجد باز می گردد.

آدیتیانات با اشاره به مسجد جامع شاهی سمبهال که مدت 5 سده گذشته وجود داشته است، همچنین گفت که نباید به «هر ساختار مورد مناقشه» به عنوان مسجد اشاره کرد و آنرا مسجد نامید. او این سخنان را در کنفرانسی که توسط خانه رسانه ای «آج تاک» در کومب ملا [8] در پرایاگراج [9] در روز جمعه برگزار شد، عنوان نمود.

مسجد سمبهال در ایالت اوتارپرادش هند

مسجد سمبهال در اتارپرادش (1789.م). نقاشی مداد و آبرنگ، 30 در 49 سانتیمتر. کتابخانه لندن، توماس دانیل

این اظهارات در شرایطی بیان شده است که دادگاه عالی از دسامبر 2024 به دادگاه‌های کشور دستور داد که هیچ گونه دعوای جدیدی را که ادعای سایر مکان‌های مذهبی دارند را ثبت نکنند. دادگاه عالی که در حال رسیدگی به دادخواست‌هایی بود که "قانون مکان‌های عبادت 1991"  [10] را به چالش می‌کشید، همچنین دادگاه‌ها را تا اطلاع ثانوی از صدور هر گونه دستور موقت مؤثر یا دستور نهایی، از جمله دستورالعمل‌های بررسی، در دعاوی معلق و منع کرد.

این دستور همچنین در مورد پرونده مسجد جامع شهر سمبهال هم اعمال شد، جایی که فعالان هندو تلاش کردند تا حقوق مذهبی عبادت را در مکان مسجد جامع شاهی سمبهال به دست آورند، و ادعا کردند که زمانی معبد هری هار در این مکان بوده است.

آدیتیانات در پاسخ به سؤالات مجری آج تک گفت: «هر بنای مورد مناقشه را نباید مسجد نامید. روزی که اسمش را مسجد نگذاریم، مردم هم از رفتن به آنجا منصرف می شوند. به هر حال، اگر بنای مسجدی پس از جریحه دار کردن ایمان کسی ساخته شود، خلاف اصول اسلام است. [11] هر نوع عبادت در چنین مکان هایی نیز مورد قبول خداوند نیست. اسلام هیچ نوع ساختاری را برای عبادت اجباری نکرده است، اما مذهب هندو (سناتانا دارما) این کار را می کند.»

بازسازی میراث نیاکان

سروزیر ایالت اتارپرداش گفت زمان آن فرا رسیده است که به یک "بهارات [12] جدید" فکر کنیم که بتواند به میراث خود افتخار کند. به نظر می رسد ادیتیاناک از برنامه فعالین هندو برای تصاحب مساجد تاریخی در تمام نقاط هند حمایت می کند. او می گوید : «وقتی ما از بازسازی میراثی سخن می گوییم که به نیاکان ما تعلق دارد، در این سخن ایراد و اشتباهی وجود ندارد.»

آدیتیانات با اشاره به مسجد سمبهال پیشنهاد کرد که اگر شواهد نشان می‌دهد که این بنا پس از تخریب معبدِ هری هار بر ویرانه های آن ساخته شده است، مسلمانان باید آن را بدون درگیر شدن در دادگاه‌ها به هندوها تحویل دهند. «اگر شواهدی از ساختمان معبد هری هار در ساختمان مسجد وجود داشته باشد، اگر نشانه هایی از معتقدات هندویی در آن وجود دارد، و اگر سازمان باستان‌شناسی هند شواهدی در آنجا پیدا کند، من احساس می‌کنم که بدون نیاز به دخالت دادگاه، پیروان اسلام به پیروان سانتا دارما (هندوئیسم) به محترمانه ترین حالت بگویند که "این مال شماست، شما مراقب داشته های خود باشید و به دهمین آواتار حضرت هری ویشنو، تبریک و خوش آمدگویی با شکوه و با عظمت و بزرگی بگویند.»

او همچنین از جامعه مسلمانان خواست تا اشتباهات خود را بپذیرند، که معبد هری هار را در سمبهال ویران کردند و «اقدام به ایجاد موانع غیر ضروری در مسیر قرار دادن سمبل های (مسجمه الهه های) هندوئیسم در آن ننمایند.» که این باعث درگیری های فرقه ایی جدید در کل کشور خواهد شد.

این سخنان وی تنها چند ساعت پس از آن بیان شد که دادگاه عالی، اجرای «یادداشت» صادر شده توسط مقامات شهرداری سمبهال در مورد شروع عبادت و غسل در چاهی واقع در نزدیکی مسجد شاهی را متوقف کرد. دادگاه عالی همچنین به دنبال گزارش وضعیت این موضوع از دولت بود.

مراحل پرونده مسجد سمبهال تا 25 فوریه 2025

دادگاه عالی الله آباد اوایل روز چهارشنبه (8 ژانویه 2025) روند رسیدگی به پرونده دادگاه محاکمه در موضوع مسجد جامع سمبهال را تا 25 فوریه به تعویق انداخت.

 قاضی رانجان آگاروال حکم منع تجدیدنظر مدنی را که توسط کمیته مدیریت این مسجدِ مربوط به عصر گورکانیان ارائه شده بود، علیه حکم دادگاه مدنی سمبهال در 19 نوامبر که خواستار بررسی سایت مرتبط با مسلمان توسط یک کمیسر شده بود، تصویب کرد.

قاضی ارشد بخش مدنی سمبهال در 19 نوامبر دستور بررسی فوری مسجد را پس از اطلاع از درخواست برخی از فعالان هندو صادر کرده بود. این فعالان ادعا کرده بودند که مکان مذهبی اسلامی که در زمان امپراتور بابر کورکانی ساخته شده بود، در اصل یک معبد برجسته هندو بوده که به الهه کالکی که آواتار خدای ویشنو است، تعلق دارد.

پس از انجام بررسی اولیه از مسجد، که ظرف چند ساعت پس از دستور دادگاه انجام شد، تیم بررسی به رهبری کمیسر رامش راگاو برای دور دوم عکاسی و فیلمبرداری صبح روز 24 نوامبر 2024 به مسجد رسیدند.

با این حال، آن روز اوضاع به خشونت کشیده شد. دست‌کم چهار مرد مسلمان در خشونت‌هایی که در کوچه‌های نزدیک مسجد جامع شاهی در جریان یک بررسی پرتنش از مسجد رخ داد، کشته شدند، و تنی چند نیز مجروح شدند، که بسیاری از مسلمانان محلی احساس می‌کردند که چنین بررسی هایی توجیهی ندارد. نزدیکان کشته شدگانِ این درگیری ها، پلیس را متهم به تیراندازی به سمت آنان کرده اند، اتهامی که توسط مقامات رد شده است. چندین پرسنل پلیس نیز زخمی شدند.

دولت اوتارپرادش به رهبری یوگی آدیتیانات در 28 نوامبر 2024 دستور داد تا تحقیقات قضایی توسط یک کمیسیون سه نفره به ریاست دیوندرا کومار آرورا، یک قاضی بازنشسته دادگاه عالی، برای بررسی خشونت ها انجام شود.

گزارش بررسی کمیسر وکلا از مسجد سمبهال، که در زمان امپراتور بابر گورکانی ساخته شده بود، در دادگاه محلی ارائه شد، این گزارش در یک بسته لاک و مهر شده نگهداری می شد.

فعالان هندو به رهبری هاری شانکار جین، وکیل ارشد، در دعوای خود ادعا کردند که مسجد جامع شاهی در شهر سمبهال، در جای معبدی با قدمت چند صد ساله هری هار ساخته شده است که به الهه کالکی اختصاص دارد و "به زور و غیرقانونی استفاده می شود" و توسط کمیته اداره این مسجد، این مکان اشغال شده است.

آنها گفتند که مسجد کنونی یک بنای تاریخی است، که زیر بند 3 (3) قانون حفاظت از آثار باستانی، مصوب سال 1904 محافظت شده است. آنها همچنین ادعا کردند که از "دسترسی" به مسجد که توسط آنها به عنوان "اموال موضوع" قانون فوق توصیف شده است، محروم شده اند. و هیچ اقدامی برای ورود عموم مردم به محوطه این سایت تاریخی طبق مفاد بند 18 قانون 1958 آثار باستانی و محوطه‌ها و بقایای باستانی انجام نشده است. [13]

 

 نقاشی از حمله پلیس هند به اقلیت مسلمان در داخل مساجد و اماکن مذهبی آنان

[1] - اُمَویان یا بنی اُمَیّه از دودمان‌های تاریخی عربی و اسلامی بودند. این دودمان از قبیلهٔ قریش و از طایفهٔ بنی‌امیه بودند. جد آنان امیه بن عبدشمس برادرزادهٔ ناتنی هاشم، نیای پیامبر اسلام، است. این دودمان خلافت امویان (۴۱–۱۳۲ ه‍.ق / ۶۶۲–۷۵۰ میلادی) را تشکیل دادند. عثمان بن عفان سومین خلیفه از خلفای راشدین نیز از بنی امیه بود.

[2] - خلافت عباسی سومین خلافت در تاریخ اسلام بود. این خاندان را سلسله‌ای از نوادگان عموی محمد بن عبدالله، عباس بن عبدالمطلب (۵۶۶–۶۵۳)، که نام این سلسله برگرفته از اوست، بنیان نهادند. خلفای عباسی پس از سرنگون کردن خلافت اموی در جنگ سیاه‌جامگان در سال ۷۵۰ میلادی برابر با سال ۱۳۲ قمری، خلافت اسلامی خود را در بغداد، در عراق امروزی بنیاد نهادند و در اکثر دوران زمامداری، در همین شهر حکومت کردند.

[3] -  گورکانیان هند که در ادبیات غرب با عنوان مغولان کبیر هند نیز شناخته می‌شود، یک امپراتوری ترکی-مغولی و مسلمان با فرهنگ ترکی-ایرانی در دوران تاریخی عصر جدید اولیه در شبه‌قاره هند بود این دولت که برای بیش از سه سده بر مناطق وسیعی در جنوب آسیا فرمان راند، در سال ۱۵۲۶ میلادی توسط بابر که از نوادگان امیر تیمور بود بنیان گذاشته شد. این امپراتوری با مرگ اورنگ‌زیب در ۱۷۰۷ میلادی، زوال آغااز شد. گورکانیان در سال ۱۷۳۹ میلادی به سختی از نادرشاه در نبرد کرنال شکست خوردند که زمینه‌ساز سقوط نهایی آنان شد و رفته رفته تمام قلمروی گورکانیان توسط کمپانی هند شرقی تصرف گردید. پس از شورش‌های سال ۱۸۵۷، امپراتوری بریتانیا رسماً دولت گورکانی را منحل کرد و حکومت شبه‌قاره به راج بریتانیا واگذار شد.

[4] - https://thewire.in/communalism/dont-call-disputed-structures-mosques-muslims-should-hand-over-sambhal-masjid-to-hindus-adityanath

[5] - Hari Har

[6] - Sambhal شهری در نزدیکی شهر مرادآباد، در ایالت اتارپرادش هند، و در صد کیلومتری پایتخت، دهلی نو قرار دارد.

[7] - Yogi Adityanath روحانی هندو وابسته به حزب راستگرای هندویی افراطی مردم هند (BJP) سروزیر ایالت

[8] - Kumbh Mela بزرگترین مراسم مذهبی هندوها که هر 25 سال یک بار در شهر الله آباد یا آنچنان که آنرا تغییر نام داده پریاگراج تغییر داده اند صورت می گیرد

[9] - Prayagraj نامی جدید که بر شهر الله آباد، داده شده، هندوهای ملیگرا سعی دارند نام های متعلق به دوره اسلامی را از شهرهای و مناطق هند برداشته و به نام های باستانی آن باز می گرداند، در همین رابطه شهر الله آباد به پریاگراج، فیض آباد به آیودیا، احمدآباد به گاندی نگر، مدرس به چنای، بنارس به وارانسی و... تغییر یافته اند

[10] - The Places of Worship Act, 1991

[11] - اشاره سروزیر ایالت اوتارپرادش به اصل اسلامی عدم غصبی بودن زمین محل عبادت است، که باعث بطلان نماز می شود

[12] - Bharat هندوهای ملیگرا به جای نام هندوستان (India) که نامی است که ایرانیان بر این منطقه نهاده اند، از واژه بهارات استفاده می کنند که ریشه در نوشته های تاریخی آنان دارد.

[13] - این شگرد هندوهاست که ابتدا با کسب حق ورود به مساجد و قرا دادن مجسمه خدایان، پروسه تصرف را قدم به قدم پیش می برند، کاری که با مسجد چهارصد ساله بابری نیز کردند و سپس آن را کاملا ویران و اکنون معبد خدای رام را بر ویرانه های آن ساخته و توسط نخست وزیر ملیگرای هندو، آقای نارندرا مودی در سال 2024 طی تشریفات مذهبی و حکومتی، بر خلاف قوانین مشخص سکولار قانون اساسی هند، افتتاح کردند.

صفحه1 از2

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظر اضافه کرد در سنگِ سختِ روزگار و پیشانی، آقا...
تغییر رژیم در داخل کشور دونالد ترامپ خواهان تغییر رژیم در ایران بود. در عوض، جنگ ممکن است تحولات سیا...
- یک نظر اضافه کرد در وقتی نقشی را که به شما می‌دهند...
سارتر نقش یک عصیانگر را بازی می‌کند، اما همچنان در دامِ «انتخاب کردن» گرفتار است. او می‌گوید با رد ک...