سقوط از نبرد برای آرمان‌هایی بلند، به دفاع از داشته‌هایی اولیه، و حکایت باج‌خواهی‌های خارجی
  •  

02 آذر 1404
Author :  
ایرانی غرق در مسایل داخلی و درگیر با هجوم خارجی

هزاره‌هاست که از آغاز کشتار و از همکُشی انسان‌ها، برای غذا، خانواده، زمین، قلمرو، عقیده، امنیت، حیثیت، مرزها و... گذشته، و آدمی می‌رفت تا به مرحله‌ایی از رشد دست یابد که با ورود به دوره مدرن‌تری در سده بیست و یکم میلادی، از اینگونه جنگ‌های سخیف و سطح پایین، تا حدودی عبور کرده و از آن دست بردارد، و دیگر بر سر چنین مواردی کمتر بجنگد.

اما چنین نشد، و تروریست‌های آفریننده 11 سپتامر 2001 [1] بلایی بر سر غول قدرتمندی مثل امریکا آوردند، که چنان آبرویی از خود در خطر دید، که آغازگر دو جنگ بزرگ و درازدامن گردید، جنگی که بعد از بیش از دو دهه بعد از آن، هنوز مردم منطقه هزینه‌های آن ترور و خشونت اسلامگرایان افراطی را می‌پرازند. جنگ با طالبان (افغانستان) و صدام حسین (عراق)، پیآمد این حمله تروریستی بود، و هزاران کشته، و میلیاردها دلار خسارت روی دست مردم جنگزده و غارتزده منطقه ما گذاشت،

و تازه بعد از سال‌ها جنگ و خونریزی و ویرانی، امریکایی‌ها اکنون افغانستان را دوباره به طالبان بازپس دادند، و این مردم و کشور دوباره در دامن حاکمیت جور طالبانی و داعشی در غلتیدند، و زیر بدترین نوع حکومت‌های مذهبی قرون وسطایی، از بدیهی‌ترین حقوق انسانی محرومند، و در بدبختی و اسارت غوطه می‌خورند،

و البته عراق که در یک کش و قوس بلند، یک سیستم دمکراسی نوپا را تجربه می‌کند، اما اکنون جهان با انواع جنگ‌هایی سخیف درگیر است، و گاه بشر به سان حیوانات، بر سر قلمرو می‌جنگند، و یا با بنیان‌های ایدئولوژیکی که خود را تنها حقیقت مطلق در نظر گرفته‌اند، برای حاکمیت آن بر دیگران، کشتار و غارت می‌کنند!

که آخرین آن نبرد خونبار و ویرانگر اسراییل با مردم غزه و دیگر مناطق فلسطینی‌نشین است، و البته نبرد خونین روسیه، با مردم خلع السلاح شده اوکراین [2]، که قرار بود در صورت خلع السلاح هسته‌ایی، دنیا از آنان در برابر چنین حمله‌ایی حمایت و دفاع کند، اما مردم اوکراین را نقد خلع السلاح کردند، و وعده‌های نسیه دفاع آنان از اوکراین، بر زمین ماند و اوکراین در مقابل هجوم مغول‌وار روس‌ها، تنها گذاشته شدند، و بعد از سه سال ویرانی اوکراین، اکنون سرکرده خلع السلاح کنندگان دیروز، به جای دفاع از این مردم مظلوم در مقابل تجاوز، سخن از تجزیه خاک اوکراین، و جایزه ارضی به متجاوز می‌گوید (نگاه کنید به طرح 28 ماده ایی ترامپ، برای پایان جنگ در اوکراین)! [3]

روشن است که موضوع آخرین نبرد درازدامن ایرانیان در 160 سال گذشته، از 1284 ه.خورشیدی تاکنون، برای کسب حق تعیین سرنوشت، حاکمیت قانون، کسب آزادی و استقلال، محدود کردن قدرتِ مطلقه حُکام و... بوده است، و ایرانیان در مراحل رشد اندیشه ملی خود، چنان اوج گرفتند که به ارزش‌های والایی چون این آرمان‌ها رسیدند، و آنرا سرلوحه مبارزات خود قرار دادند، و این چنین بود که به الگوی دیگر ملت‌های اطراف خود در آزادیخواهی و نفی استبداد تبدیل شدند، و پیشروتر از دیگران کرامت انسانی خود را طلب کردند.

انقلاب 1357 اوج خیزش‌های چند مرحله‌ایی 160 ساله ایرانیان، به منظور دستیابی به کرامت و عزت انسانی بود، و می‌رفت تا ما نیز با عبور دادن خود از نبرد بر سر موضوعاتِ پیش پا افتاده و اولیه، به سان ملت‌های پیشرو، از چنین چالش‌های سخیفی عبور کنیم، اما خیزش 57 پس از پیروزی، در چالش‌هایی سخت و ناگواری گرفتار آمد، که تحقق حقوق بازگفته را با سدهای بلند و سخت گذری مواجه کرد.

پشت پا زدن برخی از پیروزمندان انقلاب 57 به اصول پایه‌ایی، و اهداف انقلابی همچون کسب حق تعیین سرنوشت، داشتن نظام دمکراتیک (مردم سالاری برای چرخش قدرت)، اعتقاد و التزام به تکثر و گونه گونی جامعه، رفع نشانه‌های حاکمیت فردی و طبقاتی، پایان نبرد برای حاکمیت اندیشه‌های خاص و...، باعث شد تا مردم ایران در آستانه پایان پنجمین دهه، که از پیروزی آن خیزش فراگیر گذشته است، افق ناروشنی را در مقابل خود داشته، و در ورشکستی اخلاقی، اجتماعی، سیاسی، زیست محیطی، حکمرانی و... غرق شوند، و این روزها افق‌های بازگشت به نبردی برای کسب نیازها و حقوق اولیه را در پیش روی خود ببینند، و این چنین است که آخرین و گسترده‌ترین نبرد ایرانیان برای گذار از دوران پیشامدرن، و ورود در دوره مدرن و پسامدرن با مشکل مواجه شد، تا ایرانیان همچنان هاج و واج، به افقی آلوده به شک و تردید بنگرند.

حال آنکه می‌توانست چنین نباشد، و با تحقق وجوه جمهوریت و حاکمیت مردم، همچنانکه بنیانگذار ج.ا.ایران در نوفل لوشاتو پیش از بازگشت از فرانسه به ایران  [4]، و یا آنچه در اولین سخنرانی خود، بر مزار جانباختگان انقلاب در 12 بهمن 1357، در بهشت زهرا تهران، وعده تحقق آن را داد و...، و یا با تحقق وعده‌های به رسمیت شناختن تکثر که ایدئولوگ‌ها و فعالین بزرگ روحانی انقلابی و مبارزی همچون سید محمود طالقانی، سید محمد حسین بهشتی، مرتضی مطهری و... از آن داد سخن دادند، که آزادی بیان، فعالیت احزاب، حق فعالیت مخالف و... را نوید می‌داد، و این که بروزگاه‌های حاکمیت استبدادی از این کشور رخت بر خواهند بست، تحمیل و زورگویی دیگر در این کشور جایی نخواهد داشت و... و ایران وارد مدار کشورهایی می‌گردد که چرخش قدرت در بین آحاد این مردم، بر مبنای شایستگی، علم و انتخابات صورت خواهد گرفت، و نه وابستگی‌هایی جناحی، سیاسی، طبقاتی، اندیشه‌ایی و...، اگر چنین می‌شد، به حتم کشور دچار چنین بن بست و ورشکستگی نمی‌گردید.

اما به رغم این افق روشن، مدرن، امیدآفرین، کشور دچار گردنه‌های ویرانگری همچون "نظارت استصوابی"، محدودیت‌های گزینشی کارکنان و کادر کشور، زیاده خواهی‌های طبقاتی، فردی، جناحی، سیاسی و... شد، که در نتیجه چنین روش و سیاست بدبخت کننده‌ایی، نخبگان و خبرگان واقعی کشور حذف شدند، و مقام نخبگی و خبرگی تنها به طبقه روحانیت تعلق گرفت و محدود شد، فعالیت آزادانه احزاب و رسانه‌ها مختل، و به خودی‌ها محدود شد، انحصارگرایی مطلق قدرت روی خشن خود را نشان داد، تمامیت‌خواهی رسمیت یافت و...،

و از همه بدتر با جایگزینی ایدئولوگ‌ها و ایدئولوژی بسیار منحرف از آرمان‌ و اهداف اولیه انقلاب، با اندیشه ایدئولوگ‌های جریان انقلابی و آزادیخواه، که در کمتر از چند دهه صورت گرفت، باعث شد که تکثر، به تک قرائتی در اندیشه و دین، و وحدت به پراکندگی، و خودی و غیر خودی کردن، و یکه تازی عده‌ایی در عرصه‌های فرهنگ، اقتصاد، رسانه، ثروت، قدرت و... منجر شود.

و در نتیجه آن پروژه ویرانگر و خسارتبار چند دهه‌ایی، درگیری‌های خارجی و داخلی زیادی به وجود آمد، که توان و پتانسیل کشور را در ابعاد مختلف به هدر داد، و توان داخلی را مصرف و منهدم کرد، و کشور و انقلاب را فرسود، و ناتوان و ورشکسته نمود، و امروز بعد از سال‌ها یکه‌تازی خودی‌ها، انسداد سیاسی و...، راه‌های اصلاح امور کشور بسته مانده، و در شرایطی قرار گرفته‌ایم که عملا در گرداب‌ زورگویی خارجی، و ورشکستگی داخلی افتاده، و کشور را بین تسلیم [5] و یا جنگ [6] مُخَیَّر کرده‌اند، که هر دو خسارت محض است، و نابودی ایران، مردم ایران و توان ایرانی را در پی خواهد داشت.

حال آنکه این شرایط بغرنج را، تا حد زیادی، بعد از حمله تروریستی به پایگاه نیروهایی امریکایی در "خُبَر" عربستان [7] و... نیز شاهد بودیم، اما در یک حرکت انتخاباتی داخلی، و با تکیه به پشتوانه مردمی که اصلاح طلبان داشتند، باعث حضور مردم در صحنه انتخابات شده، و با آفریدن حماسه 2 خرداد 1376 و...، شرایط برای حمله خارجی به کشورمان رو به تغییر نهاد، سفرا و نمایندگی‌های خارجی ترک کرده، دوباره به کشور بازگشتند، و خطر جنگ و ویرانی از سر کشورمان دور شد، نابودی پتانسیل بزرگ اصطلاح طلبان و... در کشور، در طی سه دهه گذشته، کشور را از چنین توان بازدارنده‌ایی محروم کرد.

و به رغم این تجربه آشکار و روشن، که کارساز بودن رضایت، مشروعیت، و حضور مردمی و...، و نقش بازدارندگی چنین پایگاه داخلی را در رفع خطر خارجی و داخلی نشان می‌داد، باز همه به فراموشی سپردند که نباید سرمایه‌های کشور و ایرانیان را نابود کرد، و اما این نشد و انسداد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، دیپلماسی در این 28 ساله، اکثریتی از ایرانیان را به شدت آزُرده خاطر کرد، و بسیاری را در حالت ناامید، سرخورده، مهاجر و... راهی کُنج خانه‌ها، خارج کشور، زندان، حصر، بی تحرکی، بی خیالی، بی تفاوت، انزوا و... کرده است،

در چنین شرایطی است که کشور منزوی مثل اسراییل، به امید "تغییر رژیم" در ایران، حملات مستقیم نظامی خود به کشورمان را هماهنگ می‌کند! و نخست وزیر جنایتکار اسراییل که دستش تا آستین در خون ده‌ها هزار زن و کودک و پیر و جوان فلسطینی و...، و بیش از هزار نفر از دانشمندان، مدافعان و مردم عادی ایران آلوده است، در نقش منجی مردم ایران ظاهر شده! اهداف و منافع ملی اسراییل را، در این شکاف بین مردم و حاکمیت در ایران دنبال می‌کند.

چنین شرایطی را، به حتم باید ناشی از پشت کردن به اهداف والاگهر انقلابی و آزادیبخش دانست، که در نتیجه آن، تمامیت خواهی، انحصار، غارت ثروت ملی، حذف، زورگویی، اجبار ، تحمیل و... بر سر ایران و ایرانیان سایه افکند، و دشمنان را به طمع شکست کشور انداخت، و اینگونه شد که آشکارا طرف‌های خارجی از حاکمان بر این کشور، اکنون باج‌خواهی می‌کنند [8] و از تسلیم بی قید و شرط می‌گویند و...،

حال باید دید ایرانیان ساکنان فلاتی که بسیاری از متجاوزان به آن، آمدند و گذشتند، اما این سرزمین و مردمش همچنان باقی‌اند، مردمی که با همه کاستی و افزوده‌های خود، هنوز در کش و قوس ماندگاری می‌جنگند! اما سوال اینجاست که آیا دوباره به شرایط کسب حقوق اساسی خود همچون آزادی، کرامت، حق تعیین سرنوشت، دمکراسی و... دست خواهند یافت؟ و یا اینکه عقبگرد داشته، و مجبور خواهند شد، بعد از عبور از آن مراحل دون گذشته، اکنون دوباره برای همان آرمان‌های دون (غذا، خانواده، ثروت، امنیت، سرزمین، قلمرو و...) دست به سلاح شوند، تا بتوانند از داشته‌های اولیه خود محافظت و حراست نمایند.

آنچه مسلم است راه اساسی و ماندگار بازگشت به شرایط ایدال گذشته، بازگشت به اندیشه "آقایی مردم" است، مردمی‌ که 160 سال است برای به دست آوردن دمکراسی، آزادی، کرامت و حق تعیین سرنوشت مبارزه می‌کنند و انتظار تحقق آنرا دارند؛ تنها در چنین شرایطی است که می‌توان مقابل فشار، زیاده‌خواهی، باج خواهی و تجاوز خارجی ایستاد، بازگشت به آرمان‌های این مردم، ایران را دوباره در اوج افتخار خواهد برد، ورنه، باید تن به هر خفتی داد، و این ملت مجبور خواهند شد، آنچه در تاریخ تجربه کرده‌اند را دوباره بچشند و تجربه کنند، و یا آنچه را که استفراغ کرده بودند را، دوباره بردارند و با کراهت تمام در دهان بگذارند.

تهران، یکشنبه 2 آذرماه 1404 برابر با 23 نوامبر 2025

 

ایرانی کشته شده، در میان لاشخورانی آماده دریدن 

و این تنها مردم ایران هستند که می توانند از ایران محافظت کنند. 

[1]حملات ۱۱ سپتامبر که اغلب به صورت عامیانه با عنوان ۹/۱۱ نیز شناخته می‌شود چهار حملهٔ انتحاری هماهنگ‌شده توسط گروه تروریستی اسلامی القاعده علیه ایالات متحده آمریکا در سال ۲۰۰۱ بودند. نوزده تروریست، چهار هواپیمای مسافربری تجاری را ربودند؛ دو هواپیمای اول به برج‌های دوقلوی مرکز تجارت جهانی در نیویورک و سومی به پنتاگون (مقر وزارت دفاع ایالات متحده) در شهرستان آرلینگتون، ویرجینیا برخورد کردند. هواپیمای چهارم در جریان شورش مسافران در یک مزرعهٔ روستایی در پنسیلوانیا سقوط کرد، جایی که اکنون یادبود ملی پرواز ۹۳ نام دارد. در واکنش به این حملات، ایالات متحده برای چندین دهه جنگ جهانی علیه تروریسم را آغاز کرد تا گروه‌های متخاصم که سازمان‌های تروریستی تلقی می‌شدند و همچنین دولت‌هایی که گفته می‌شد از آن‌ها حمایت می‌کردند را از بین ببرد.

[2] - پس از انحلال اتحاد جماهیر شوروی، اوکراین حدود یک سوم زرادخانه هسته‌ای شوروی (که در آن زمان سومین زرادخانه بزرگ جهان به‌شمار می‌آمد) و همچنین ابزارهای قابل توجهی برای طراحی و تولید آن را در اختیار داشت. به‌طور کلی حدود ۱۷۰۰ کلاهک در خاک اوکراین باقی مانده بود که شامل ۱۳۰ موشک بالستیک قاره‌پیمای UR-100N با شش کلاهک، ۴۶ موشک آر تی-۲۳ مولودت(RT-23 Molodets) با ده کلاهک، و همچنین ۳۳ بمب افکن سنگین می‌شدند. به‌طور رسمی، این سلاح‌ها توسط کشورهای مشترک المنافع کنترل می‌شدند. در سال ۱۹۹۴ اوکراین موافقت کرد که این تسلیحات را نابود کند و به معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) بپیوندد در ۵ دسامبر ۱۹۹۴ رهبران اوکراین، روسیه، بریتانیا و ایالات متحده تفاهم‌نامه‌ای را برای ارائه تضمین‌های امنیتی به اوکراین در رابطه با الحاق این کشور به NPT به عنوان یک کشور غیرهسته‌ای امضا کردند. هر چهار طرف تعهد خود نسبت به احترام به استقلال و حاکمیت و مرزهای اوکراین تأکید می‌کنند. تعهد خود مبنی بر خودداری از تهدید یا استفاده از زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی اوکراین تأکید می‌کنند متعهد می‌شوند در صورتی که اوکراین، به عنوان یک کشور فاقد سلاح هسته‌ای، قربانی یک اقدام تجاوزکارانه یا هدف تهدید تجاوزی شود که در آن از سلاح‌های هسته‌ای استفاده می‌شود، برای اقدام فوری شورای امنیت سازمان ملل متحد جهت کمک به اوکراین وارد عمل شوند و...

[3] - دونالد ترامپ روز جمعه گفت زلنسکی تا پنجشنبه فرصت دارد این طرح ۲۸ ماده‌ای را تأیید کند. ترامپ روز جمعه درباره آقای زلنسکی گفته بود که «او بالاخره مجبور است این طرح را بپذیرد.» اما روز شنبه لحنش نرم‌تر شد و گفت: «می‌خواهم به صلح برسیم» و تأکید کرد که این آخرین پیشنهاد او نیست و گفت: «ما در تلاشیم این جنگ را تمام کنیم. به هر طریقی که باشد، باید پایان یابد.» چند ساعت بعد، سناتورهایی که با رویکرد آقای ترامپ در پایان دادن به جنگ روسیه و اوکراین مخالفند، اعلام کردند با وزیر خارجه آمریکا، مارکو روبیو، گفت‌وگو کرده‌اند. آقای روبیو نیز به آنها گفته است که طرح صلحی که ترامپ اوکراین را برای پذیرش آن تحت فشار قرار می‌دهد در واقع «فهرست آرزوهای» روس‌هاست و پیشنهاد واقعی واشنگتن را نشان نمی‌دهد، ادعایی که روبیو و کاخ سفید بعدا آن را رد کردند. در این طرح، آمریکا پیشنهاد می‌کند که نیروهای اوکراین باقی‌مانده منطقه شرقی دونتسک را که هنوز در اختیار دارند واگذار کنند. تسلط روسیه بر چهار منطقه که از فوریه ۲۰۲۲ اشغال کرده است دائمی می‌شود؛ دونتسک، لوهانسک، زاپوریژیا، خرسون. الحاق کریمه در سال ۲۰۱۴ نیز دائمی خواهد شد.

[4] - سخنان امام خمینی در نوفل لوشاتو فرانسه در ۴۳ سال پیش را در ادامه بخوانید :      «بشر در اظهار نظر خودش آزاد است.     اولین چیزی که برای انسان هست آزادی بیان است.       مطبوعات در نشر همه‌ حقایق و واقعیات آزادند.     در جمهوری اسلامی کمونیست‌ها نیز در بیان عقاید خود آزادند.      در حکومت اسلامی اگر کسی از شخص اول مملکت شکایتی داشته باشد، پیش قاضی می‌رود و قاضی او را احضار می‌کند و او هم حاضر می‌شود.       یکی از بنیان‌های اسلام آزادی است، بنیاد دیگر اسلام اصل استقلال ملی است.       حکومت اسلامی یک حکومت مبتنی بر عدل و دموکراسی است.     دولت اسلامی یک دولت دمکراتیک به معنای واقعی است و اما من هیچ فعالیت در داخل دولت ندارم و به همین نحو که الآن هستم، وقتی دولت اسلامی تشکیل شود، نقش هدایت را دارم.        اما شكل حكومت ما جمهوری است، جمهوری به معنای اینكه متكی به آرای اكثریت است.    حکومت؛ جمهوری است مثل سایر جمهوری‌ها و احکام اسلام هم احکام مترقی، دموکراسی و پیشرفته؛ با همه مظاهر تمدن موافق.    ولایت با جمهور مردم است.        عزل مقامات جمهوری اسلامی به دست مردم است. برخلاف نظام سلطنتی مقامات مادام‌العمر نیست، طول مسئولیت هر یك از مقامات محدود و موقت است. یعنی مقامات ادواری است، هر چند سال عوض می‌شود. اگر هم هر مقامی یكی از شرایطش را از دست داد، ساقط می‌شود.    رژیم ایران به یک نظام دمکراسی‌ تبدیل خواهد شد که موجب ثبات منطقه می‌گردد.        اختیارات شاه را نخواهم داشت.        من هیچ سمت دولتی را نخواهم پذیرفت.         من در آینده (پس از پیروزی انقلاب) همین نقشی که الآن دارم خواهم داشت. نقش هدایت و راهنمایی، و در صورتی که مصلحتی در کار باشد اعلام می‌کنم… لکن من در خود دولت نقشی ندارم.       علما خود حكومت نخواهند كرد. آنان ناظر و هادی مجریان امور می‌باشند.این حكومت در همه‌مراتب خود متكی به آرای مردم و تحتِ نظارت و ارزیابی و انتقاد عمومی خواهد بود.         من نمی‌خواهم ریاست دولت را داشته باشم. طرز حكومت، حكومت جمهوری است و تكیه بر آرای ملت.        من چنین چیزی نگفته‌ام كه روحانیون متكفل حكومت خواهند شد. روحانیون شغل شان چیز دیگری است.      من و سایر روحانیون در حكومت پستی را اشغال نمی‌كنیم. وظیفۀ روحانیون ارشاد دولت‌ها است. من در حكومت آینده نقش هدایت را دارم.       قانون این است. عقل این است. حقوق بشر این است که سرنوشت هر آدمی باید به دست خودش باشد.        باید اختیارات دست مردم باشد. این یك مسئله عقلی است. هر عاقلی این مطلب را قبول دارد كه مقدرات هركسی باید دست خودش باشد.        حكومت اسلامی بر حقوقِ بشر و ملاحظه‌ آن است. هیچ سازمانی و حكومتی به‌اندازه‌ اسلام ملاحظه‌ حقوق بشر را نكرده است. آزادی و دموكراسی به‌تمام معنا در حكومت اسلامی است، شخص اوّل حكومت اسلامی با آخرین فرد مساوی است در امور.        اسلام، هم حقوق بشر را محترم می شمارد و هم عمل می كند. حقّى را از هیچ‌كس نمی گیرد. حق آزادى را از هیچ‌كس نمی گیرد. اجازه نمی دهد كه كسانى بر او سلطه پیدا كنند كه حقّ آزادى را به اسم آزادى از آنها سلب كند.         ما که می‌‌گوییم حکومت اسلامی می‌خواهیم جلوی این هرزه‌ها گرفته شود، نه‌اینکه برگردیم به 1400 سال پیش. ما می‌خواهیم به عدالت 1400 سال پیشش برگردیم. همۀ مظاهر تمدن را هم با آغوش باز قبول داریم.     دولت استبدادی را نمی‌توان حکومت اسلامی خواند… رژیم اسلامی با استبداد جمع نمی‌شود.        ما حکومتی را می‌خواهیم که برای اینکه یک دسته می‌گویند مرگ بر فلان کس، آنها را نکشند.         حکومتی که ما می‌خواهیم مصداقش یکی حکومت پیغمبر است که حاکم بود. یکی علی و یکی هم عمر.        تمام اقلیت‌های مذهبی در حکومت اسلامی می‌توانند به کلیه فرائض مذهبی خود آزادانه عمل نمایند و حکومت اسلامی موظف است از حقوق آنها به بهترین وجه دفاع کند.       جامعۀ آیندۀ ما جامعۀ آزادی خواهد بود. همۀ نهادهای فشار و اختناق و همچنین استثمار از میان خواهد رفت.       ما یک حاکمی می‌خواهیم که توی مسجد وقتی آمد نشست بیایند دورش بنشینند و با او صحبت کنند و اشکال‌هایشان را بگویند. نه اینکه از سایه او هم بترسند.»   

[5] - عباس عراقچی (وزیر خارجه) : «آنچه تاکنون از سوی آمریکایی‌ها مشاهده کرده‌ایم، تلاش برای دیکته کردن خواسته‌های حداکثری و زیاده‌خواهانه آنها بوده است. در مقابل چنین رویکردی، فرصتی برای گفت‌وگو نمی‌بینیم.» جماران: وزیر امور خارجه در گفت‌وگویی با مجله اکونومیست تأکید کرد که ایران هیچ تجربه قابل اتکایی از مذاکره با دولت ترامپ ندارد و تا زمانی که واشینگتن از «دیکته‌کردن» خواسته‌های خود دست نکشد، امکان رسیدن به توافقی منصفانه و متوازن وجود نخواهد داشت. عراقچی: «به آمریکا گفتم عزت و شرف را با پول معامله نمی‌کنیم. درخواست جدید آمریکا برای مذاکره با ما حرف تازه‌ای ندارد. هدف امروز آمریکا از مذاکره دستیابی به خواسته‌هایی است که ‌مخالف منافع ملی ماست. ترامپ پیشنهاد داد برابر صفر کردن غنی سازی امتیاز اقتصادی بدهد.»

[6] - هشدار علی جنتی: خطر جنگ واقعی است؛ سیاست خارجی فعلی ایران راه به جایی نمی‌برد. چاره‌اندیشی کنید. این وزیر دولت حسن روحانی، دیپلمات و سفیر اسبق ایران در کویت گفت: «این حالت نه جنگ و نه صلح بدترین حالتی است که می‌توان برای کشور تصور کرد چرا که با توجه به شرایط داخلی و مشکلات معیشیتی که با کمبودها، ناترازی‌ها، تورم و گرانی همراه شده است. مردم دیگر تحمل این شرایط را ندارند و باید برای آن چاره‌اندیشی شود.»

[7] - در ۲۵ ژوئن سال ۱۹۹۶ میلادی (۴ تیر ۱۳۷۵ خورشیدی) بر اثر انفجار یک کامیون بمب‌گذاری‌شده در پایگاه نیروهای آمریکایی در شهر خُبَر عربستان، ۱۹ سرباز آمریکایی کشته و حدود ۴۰۰ تن زخمی شدند. اف‌بی‌آی بعد از تحقیقی ۳ ساله، ایران را مسئول این بمب‌گذاری دانست. بیل کلینتون در نامه‌ای محرمانه به محمد خاتمی گفت آمریکا مدارکی دارد که نشان می‌دهد ایران در این حادثه دست داشته و از او درخواست کرد افراد مسئول را محاکمه کند[۱] خاتمی پاسخ داد جمهوری اسلامی قصد ندارد در این زمینه تحقیق کند و القاعده را مسئول آن معرفی کرد در سال ۲۰۰۴، کمیسیون یازده سپتامبر اعلام کرد بن لادن چند ماه قبل از بمب‌گذاری درحال تلاش برای انتقال مواد منفجره به عربستان بوده‌است. دادگاهی در سطح فدرال در آمریکا در سال ۲۰۰۶ اعلام کرد بمب‌گذاری به دستور خامنه‌ای انجام شده‌است در سال ۲۰۰۶، قاضی ارشد آمریکایی رویس سی لامبرث حکم داد که ایران و حزب‌الله مسئول این بمب‌گذاری بوده‌اند و شواهد قوی وجود دارد که حزب‌الله آن را انجام داده‌است ویلیام پری، وزیر دفاع آمریکا در زمان بیل کلینتون، در سال ۲۰۰۷ اعلام کرد به این نتیجه رسیده‌ که بمب‌گذاری کار القاعده بوده و نه ایران. در ژوئیه ۲۰۲۰، دادگاهی در آمریکا ایران را محکوم به پرداخت ۸۷۹ میلیون دلار به بازماندگان این حادثه کرد 

[8] - بیژن کیان (قائم مقام تیم اطلاعات و امنیت دونالد ترامپ رئیس جمهور امریکا)، عضو ایرانی تبار حزب جمهوریخواه امریکا، در خصوص شروط استیو ویتکاف، نماینده رئیس جمهور امریکا در مذاکرات با ایران، به سیاهه زیر اشاره دارد : «غنی سازی اورانیوم را به صفر برسانید، تخلیه و نابودی تمامی ذخایر غنی شده، بیش از 400 کیلوگرم اروانیوم غنی شده 60% و بالاتر، تحت نظارت IAEA (سازمان بین المللی انرژی اتمی) و بازرسان امریکایی، غیر فعال کردن تاسیسات کلید مثل فردو و نطنز، تخریب سانتریفیوژهای پیشرفته IR6 و بالاتر، ممنوعیت هرگونه تحقیق و توسعه هسته ایی برای حداقل 15 تا 20 سال، بازرسی های دائم و نامحدود سازمان انرژی اتمی، شامل دسترسی 24 ساعته به تمام سایت های مشکوک و بدون تاخیر و نصب دوربین های نظارتی دائمی، که شامل پروتکل الحاقی برنامه اجرایی بین 5 بعلاوه 1 و ج.ا هم می شود، محدودیت و برچیدن برنامه موشکی بالستیک، توقف توسعه موشک هایی با برد بیش از دو هزار کیلومتر، نابودی تمام موشک های موجود شامل شهاب 3 و سجیل، و ممنوعیت آزمایش های موشکی برای 10 سال، نظارت بین المللی اجازه بازرسی سازمان ملل بر کارخانه های تولید موشک، قطع حمایت گروه های تروریستی، اصلاحات حقوق بشری و داخلی، آزادی تمام زندانیان سیاسی و مخالفان، شامل رهبران اعتراضات 2022، اجازه فعالیت احزاب مخالف، و برگزاری انتخابات آزاد، بعلاوه اقدامات اقتصادی و مالی، بعلاوه اقدامات دیپلماتیک و نظامی.»

بهیم رائو امبدکار (نویسنده قانون اساسی انقلابی و مترقی هند پس از آزادی):

«آنان که تاریخ خود را فراموش می‌کنند، نمی‌توانند تاریخ سازی کنند.» 

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
 مصطفی مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظرات (8)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
This comment was minimized by the moderator on the site

محمد مهاجری:

مردم می‌پرسند، چرا باید صرفه‌جویی کنیم، در حالی‌که اختلاس‌ها برقرار است؟ اعتماد عمومی منوط به پذیرش اراده کلی نظام برای اصلاح، ولو به تدریج است.

This comment was minimized by the moderator on the site

حسن_روحانی، در تازه‌ترین سخنان خود: فضای امن می‌خواهیم نه امنیتی
تکرار نشدن جنگ دست ماست/بازدارندگی سیاسی مانع جنگ می‌شود
بزرگترین خیانت به رهبران، کم و زیاد جلوه دادن واقعیت‌ها است
فضای امن می‌خواهیم نه امنیتی/ برای تقویت بازدارندگی نیاز به جذب نخبگان داریم
در بسیاری از موارد بازدارندگی سیاسی مانع جنگ شد/ دشمن موفق نشد سازمان دفاعی ما را آشفته کند/ تکرار نشدن جنگ دست ماست
حسن روحانی روز چهارشنبه ۵ آذر، در دیدار جمعی از وزیران و معاونان رئیس‌جمهور در دولت‌های یازدهم و دوازدهم، تأمین امنیت را مطلوب و امنیتی کردن جامعه را مضر خواند و گفت:
امنیت، اطمینان و آرامش ایجاد می‌کند، ولی امنیتی شدن اطمینان را از بین می‌برد و مردم را نگران می‌کند. ما فضای امنیتی نمی‌خواهیم، ما فضای امن می‌خواهیم.متاسفانه هنوز پس از ۵ ماه بعد از جنگ ۱۲ روزه، همچنان در شرایط نه جنگ و نه صلحیم
او تأکید کرد:
باید همه تلاش کنیم تا شرایط «نه جنگ» را تقویت کنیم و برای این کار باید بازدارندگی‌های ما در بخش‌های مختلف ترمیم و تقویت شود و برای این کار الزاماتی نیاز است که همه باید تلاش کنیم برای دستیابی به آن تا بتوانیم هر چه سریع‌تر در برابر توطئه‌های دشمن بازدارندگی واقعی را به کشور برگردانیم.
باید قدرت اطلاعاتی را تقویت کنیم.
سرویس‌های اطلاعاتی ما باید با سرویس کشورهای دیگر همکاری داشته باشند. مردم هم باید به دستگاه اطلاعاتی کمک کنند. در بخش فناوری اطلاعات هم خودمان را تقویت کنیم. راهش این است که فضای امنیتی را برداریم و نخبگان ایرانی را در هر کجای دنیا هستند، جذب کنیم.
وزارت اطلاعات، سازمان اطلاعاتی، دستگاه‌های اطلاعاتی آنچنان باید در میان مردم محبوب باشند که همه پشت سر آن‌ها باشند، بگویند این دستگاه اطلاعاتی ما می‌خواهد جاسوس را دستگیر کند. این دستگاه اطلاعاتی می‌خواهد جلوی جرایم سازمان‌یافته را بگیرد. این دستگاه اطلاعاتی می‌خواهد یک گروه تروریستی که می‌خواهد وارد کشور شود را سر مرز دستگیر کند. اگر این چنین شد همه مردم پشت سر دستگاه اطلاعاتی خواهند بود،
ولی اگر خدای ناکرده اصلاً کل کار اطلاعاتی ما شد شنود این و آن به دلایل خاص سیاسی، به نفع این جناح یا آن جناح، این فرقه یا آن فرقه آن وقت ما به جایی نمی‌رسیم.
روحانی با اشاره به اینکه در سال ۷۸ بازدارندگی سیاسی مانع جنگ شد، گفت:
متأسفانه الان در منطقه بازدارندگی گسترده نداریم و فضای کشورهای همسایه کاملاً در اختیار آمریکا و اسرائیل است.
حفظ بازدارندگی توسط مردم بی‌نقص بوده است. اهداف اصلی دشمن این بود که یا این نظام را تغییر بدهند یا به تعبیر خودشان آن را سرنگون کنند، یا اینکه در ایران بتوانند تمامیت ارضی ما را خدشه‌دار و کشور را تجزیه کنند.
درست است که هر دو مسأله وظیفه نیروهای مسلح و دستگاه‌های اطلاعاتی است، اما عمدتاً ملت سینه سپر کرد که دشمن ناموفق بود.
اگر می‌خواهیم در برابر دشمن بازدارندگی خودمان را حفظ کنیم، مردم باید امیدوار باشند. ما به مردم می‌گوییم در کشور مشکلات داریم و باید مقاومت کنید ولی خودمان باید قدم اول را برداریم.
تکرار نشدن جنگ دست ماست. دشمن می‌خواست سازمان دفاعی ما را آشفته کند اما موفق نشد. کاری که هبری انقلاب در همان ساعت‌های اولیه در ساماندهی فوری و سریع انجام داد، اقدام خیلی بزرگی بود.
در جنگ ۱۲ روزه ما ایستادگی و مقاومت کردیم ولی ضربه هم دیدیم و مشکلات داشتیم. اما معنایش این نیست که دیگر تکرار نمی‌شود. تکرار نشدنش دست ماست،
یعنی اگر ما در جامعه وحدت‌ و انسجام ملی‌مان را به خوبی حفظ کنیم، در آن شرایط ما می‌توانیم در برابر دشمن ایستادگی کنیم.
بزرگترین خیانت به رهبران، کم و زیاد جلوه دادن واقعیت‌ها است.
باید بدانیم ما دشمنان قوی پنجه و خطرناکی داریم. اسرائیل جزو شرورترین و خبیث‌ترین رژیم‌هاست. آن طرف هم دشمن و خصمی داریم به نام آمریکا که کنار این رژیم ایستاده، فردی که امروز در آمریکا حاکم است معلوم است چه آدمی است، هر روز یک تصمیمی می‌گیرد و یک حرفی می‌زند.
پس ما باید با دقت محاسبه کنیم و دشمنان را به همان اندازه که هستند قدرتمند ببینیم.
ما باید در فناوری و فضای سایبری تلاش کنیم، داده‌ها و زیرساخت و مسیر ارتباطمان را به خوبی حفظ کنیم.
باید در فناوری، حداقل از ایرانی‌هایی که در خارج از کشور هستند به خوبی استفاده کنیم. برای این کار باید فضا را امن و افراد لایق را جذب کنیم


افشاگریِ روحانی: در دولتی رفتند از یک کشور همسایه، میلیون‌ها نفر را وارد کشور کردند، برای چه؟!
رئیس جمهور پیشین، روز چهارشنبه ۵آذر در جمع وزیران و معاونان دولت‌های یازدهم و دوازدهم، گفت: وقتی در دولتی می‌روند، از یک کشور همسایه، [افغانستان] میلیون‌ها نفر را وارد کشور می‌کنند بی‌حساب و کتاب، حالا برای چه وارد کردند، من الان وارد این مقوله نمی‌شوم. آخر به چه دلیل این همه آدم را اجازه دادند، وارد کشور شوند؟! البته من نمی‌خواهم بگویم از همسایه ما هیچ کس وارد ایران نشود، ولی باید حساب‌شده باشد، باید دقت کنیم، باید بتوانیم به خوبی آن‌ها را کنترل کنیم.

روحانی، در جمع وزیران خود: یکی از دانشمندان که ترور شد قبلاً یک سرویس خارجی به ما اطلاع داده بود
این همه نفوذ و جاسوسی دیدیم در ماه‌های قبل، چه بود وچه بساطی بود. به معنی واقعی کلمه باید طراحی جدیدی داشته باشیم. وقتی سرویس اطلاعاتی ما با سرویس اطلاعاتی هیچ کشوری همکاری ندارد، به تنهایی که نمی‌شود کار کرد. خیلی از مسائل اطلاعاتی در ارتباط با سرویس‌های اطلاعاتی کشورهای دیگر به دست می‌آید. یکی از دانشمندان که ترور شد قبلاً یک سرویس خارجی به ما اطلاع داده بود که این آقا را می‌خواهند ترور کنند. سرویس اطلاعاتی کشور دیگری به وزارت اطلاعات ما گفته بود که وزارت هم به مسئولین مربوطه خبر داده بود. البته متأسفانه آن عزیز ما ترور شد ولی این اطلاعات به ما رسیده بود. سرویس‌های اطلاعاتی ما باید با سرویس کشورهای دیگر همکاری داشته باشند. در بخش فناوری اطلاعات هم خودمان را تقویت کنیم و فناوری‌های لازم را جذب کنیم. از طرف دیگر مردم باید بیایند در کنار دستگاه اطلاعاتی و به آن کمک کنند.


روحانی: وقتی موضوع خرید واکسن خارجی را مطرح کردیم یک عده مخالفت کردند گفتند ما که واکسن داریم، اصلاً ما می‌توانیم به زودی واکسن را صادر کنیم!
درستاد ملی کرونا وقتی موضوع خرید واکسن را مطرح کردیم، یکی دو نفر به من اعتراض کردند و گفتند، برای چه می‌خواهید واکسن بخرید؟ در آن جلسه می‌خواستیم خرید خارجی را تصویب کنیم چون لازم بود در ستاد مصوب می‌شد. یک عده مخالفت کردند وگفتند،که واکسن داریم، ما می‌توانیم به زودی واکسن را صادر کنیم؛ شما می‌خواهید وارد کنید و از خارج بخرید؟ چرا می‌خواهید این کار را بکنید؟ وقتی قرارداد ۶۰ میلیون دوز واکسن را با اسپوتنیک روسیه بستیم، به ما اعتراض کردند که چرا ۶۰ میلیون دوز قرارداد بستید؟ یا با سازمان بهداشت جهانی ۸.۱۶ میلیون دوز واکسن قرارداد بستید؟ در موقع خرید از باهارات هند گفتند چرا خریدید؟ نسبت به چین که یک عده اعلامیه علیه ما دادند. آقایی که نماینده مجلس بود اعلامیه داد، دیگرانی هم اطلاعیه دادند که واکسن چین به درد نمی‌خورد چرا می‌خرید؟ اگرمی‌خواستیم به حرف این‌ها گوش کنیم و واکسن نمی‌خریدیم چه وضعی پیش می‌آید؟


واقعیت مغفول!
شیخ حسن_روحانی حرف‌های مهمی را که بعضاً جنبۀ افشاگرانه دارند، مطرح کرده است.
او با تشریح داستانِ انفجار در پایگاه آمریکایی در ظهران عربستان و قصد دولت کلینتون برای حملۀ نظامی به خاک ایران در اواخر دهۀ 70، نقش دیپلماتیک خود را برای خنثی‌سازی این تهدید برجسته کرده است.
واقعیت اما این است که آنچه خطر حملۀ نظامی آمریکا به ایران را در آن مقطع خنثی کرد، حادثۀ دوم_خرداد سال 76 و شکل‌گیری دولت سیدمحمد_خاتمی در ایران بود که از یک طرف دولت کلینتون را نسبت به تشنج‌زدایی در روابط کشورش با ایران امیدوار کرد و از طرف دیگر، سعودی‌ها را در مورد تغییر سیاست جمهوری اسلامی در منطقه دلگرم ساخت.
تلاش‌های دیپلماتیک در سایۀ رویداد دوم خرداد به نتیجه رسید وگرنه شانسی برای موفقیت آن نبود!
چرا آقای روحانی این واقعیت را در اظهارات خود نادیده گرفته است؟
احمد زیدآبادی

This comment was minimized by the moderator on the site

وقتی اسحاق جهانگیری می گوید «هیچکس نمی‌داند برای آینده چه باید بکند» چقدر باید نگران بود؟
هم میهن نوشت:
اسحاق جهانگیری سیاست‌ورز باسابقه ایرانی را می‌توان در ته‌خطی از اصلاح‌طلب‌ها فرض کرد که در همسایگی جناح سیاسی اعتدالگرایان قرار دارد.
به همین دلیل بود که حسن روحانی با تشخیص خود و شاید سفارش‌های مرحوم اکبر هاشمی‌رفسنجانی در مقام معاون اول رئیس‌جمهور، دوره یازدهم ریاست‌جمهوری فعالیت خود را در سطحی بالا شروع کرد.
اگر چنین است که سیاستمداری در اندازه اسحاق جهانگیری که بیشتر وقت‌ها با احتیاط سخن می‌گوید در یک نشست که در کانون توجه بوده است می‌گوید «هیچکس نمی‌داند برای آینده چه باید بکند» باید بدانیم که روزگار ایران از آنچه تصور می‌کنیم مبهم‌تر است. واقعیت این است که این داوری ترسناک جهانگیری در سپهر اقتصاد سیاسی کشور مابه‌ازای عینی دارد

This comment was minimized by the moderator on the site

با توجه به پرسشهای متعددی که از من شده است، به اطلاع می‌رساند که سه شنبه شب ۲۳ سپتامبر به من خبر دادند که ریاست جمهوری دکتر مسعود پزشکیان – که برای شرکت در اجلاسیه عمومی سازمان ملل متحد به نیویورک آمده بود – مایل است با دو نفر از اساتید ایرانی مقیم آمریکا که در جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران از وطنشان دفاع کرده بودند به طور خصوصی و جداگانه ملاقات کند و سخنان هر یک را به مدت بیست دقیقه بشنود. با اینکه زمان دیدار مصادف با کلاسم (دین و سیاست در ایران پساانقلاب) بود، پذیرفتم، برای فردا بلیط گرفتم و چهارشنبه شب لغو کلاس به دلیل سفر غیرمترقبه به نیویورک را به دانشجویان اطلاع دادم. صبح پنجشنبه ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۵ (۳ مهر ۱۴۰۴) به نیویورک پرواز کردم.

عصر همان روز به مدت بیش از یک ساعت، آنچه شرط بلاغ بود، با صراحت و شفافیت به اطلاع رئیس جمهور رساندم. دکتر پزشکیان با رویی گشاده سخنان مرا شنید و به برخی گفته‌هایم پاسخ داد. انتشار گزارش دیدار به عهده دفتر ریاست جمهور است. در زمان ریاست جمهوری آقای سید محمد خاتمی هم با ایشان دیداری صریح، صمیمی و انتقادی داشته‌ام. در هر حال از زمانی که در غربت غربیه هستم، این نخستین باری است که یکی از مقامات ایرانی از اینجانب به عنوان یکی از مدافعان اصلاحات ساختاری دعوت به گفتگو کرده و انتقادات مشفقانه‌اش را شنیده است. امیدوارم این ملاقات فایده‌ای ولو اندک برای کشورمان داشته باشد و مطالبات ملی تا بیش از این دیر نشده به گوش کسانی که باید بشنوند و عمل کنند برسد، انشاءالله.

روز جمعه ساعتی قبل از بازگشت، یکی از مسئولان عالی‌رتبه دفتر ریاست جمهوری به دیدارم آمد و از جمله گفت «چرا به کشور برنمی‌گردید؟! شرایط تغییر کرده است.» تشکر کردم و پاسخ دادم چه کسی می‌خواهد از نعمت زندگی در وطنش محروم باشد؟ منتقدان ساکن کشور در حبس و حصر خانگی چه می‌کنند؟! علیرغم رصد دقیق، در مجموع هنوز متاسفانه نشانه‌ قابل توجهی از بازگشت نظام به‌سوی مردم مشاهده نمی‌کنم. برایش از جمله توضیح دادم که من هنوز در کشورم ممنوع القلم مطلقم. اگر واقعا شرایط تغییر کرده است به کتابهایم مجوز تجدید چاپ، ترخیص از چاپخانه و انتشار بدهند، در نشریات کاغذی کشور امکان انتشار مقاله و مصاحبه داشته باشم، و در دانشگاهها و محافل داخلی امکان سخنرانی مجازی داشته باشم، بی آن که برای دعوت‌کنندگان مخاطراتی ایجاد شود. بعد از آن تازه می‌توان باور کرد که احتمالا شرایط تغییر کرده است.     دکتر محسن کدیور

متعددی
This comment was minimized by the moderator on the site

جایزه چمبرلین برای ترامپ؛ چرا طرح او برای اوکراین یک «معامله کثیف» تلقی می‌شود؟

توماس_فریدمن در نیویورک تایمز نوشت:

طرح ترامپ برای پایان دادن به جنگ اوکراین نه یک تلاش برای صلح، بلکه نوعی «سازش تحقیرآمیز» با ولادیمیر_پوتین است؛ چیزی شبیه سیاست مماشات نویل چمبرلین در برابر هیتلر.

ترامپ و نزدیکانش، از جمله استیو ویتکاف، مارکو_روبیو و دن_دریسرول عملاً بدون مشورت با اوکراین یا متحدان اروپایی، توافقی را طراحی کرده‌اند که تسلیم کامل اوکراین به خواسته‌های روسیه است و سپس کی‌یف را تحت فشار گذاشته‌اند تا آن را تا روز پنج‌شنبه بپذیرد.

در این طرح، آمریکا به‌جای حمایت از متحدانش، فاتحِ شکست‌خورده‌ جنگ پوتین را نجات می‌دهد.

این طرح بیشتر به سندی نوشته‌شده در کرملین شباهت دارد تا در کاخ سفید.

اوکراین باید تمامی سرزمین‌هایی را که روسیه «الحاق» کرده به‌طور رسمی واگذار کند، ارتش خود را ۲۵ درصد کاهش دهد، از داشتن تسلیحات دوربرد محروم شود و هیچ نیروی ناتو در کشور مستقر نشود.

در عین حال، آمریکا «تضمین امنیتی مبهم» می‌دهد و ۵۰ درصد از سود سرمایه‌گذاری روی ۱۰۰ میلیارد دلار دارایی‌های منجمد شده روسیه را مطالبه می‌کند.

این «معامله کثیف» است. توافقی که به روسیه پاداش حمله می‌دهد و به متحدان آمریکا پیامی خطرناک می‌فرستد، اینکه در دوران ترامپ، واشنگتن بهای دفاع از آزادی آنها را نخواهد پرداخت.

راه‌حل واقعی باید «معامله‌ای آلوده اما قابل قبول» باشد، نه «معامله‌ای فاسد و ننگین».

توافق مناسب باید خطوط نبرد را ثابت کند، اما هیچ سرزمینی را به‌طور رسمی به روسیه واگذار نکند، نیروهای امنیتی اروپایی را به‌عنوان بازدارنده در خط آتش مستقر کند، و روسیه را تا زمان پرداخت غرامت ویرانی‌های اوکراین، زیر تحریم نگه دارد.

همچنین اتحادیه اروپا باید مسیر عضویت اوکراین را تضمین کند تا مردم روسیه همیشه شاهد باشند که اوکراینی‌ها به اروپا پیوسته‌اند، در حالی‌که خودشان زیر نظام فاسد پوتین مانده‌اند.

در مقابل، طرح ترامپ تنها یک پیام دارد: «تسلیم‌شدن در برابر یک دستِ بد روسیه»، توافقی که تاریخ آن را خریدارانه و ننگین ثبت خواهد کرد.

This comment was minimized by the moderator on the site

«ایران و اوکراین؛ دو میهن، یک دشمن سیری‌ناپذیر و همسایه‌ای بی‌رحم!»

علی توکلی / چمستان

تاریخ، گاه بی‌رحمانه تکرار می‌شود و امروز اوکراین، همچون ایرانِ دوران قاجار، در برابر یک ابرقدرت فرصت‌طلب، زورگو و خوکرده به تجاوز ایستاده و طعم تلخ از دست دادن روستاها و شهرها و استان‌هایش را با چشمانی اشک‌بار می‌چشد.

قیاس وضعیت کنونی اوکراین با سرنوشت غم‌انگیز ایران عزیز در پی عهدنامه‌های ننگین گلستان و ترکمانچای، مصداق و تصویری ترسناک از تجاوز وحشیانه ی روسیه است. آن روزها، ایستادگی سرداران بزرگ و وطن پرستی چون عباس‌میرزا در برابر پاسکویچ، فرمانده‌ی خون‌آشام روس، به دلیل ضعف دولت مرکزی ، ناگزیر به تسلیم انجامید و در مجموع حدود ۲۵۰ هزار کیلومتر مربع از خاک ایران جدا شد.

این جدایی شامل ۱۷ شهر و ولایت قفقاز ایران بود؛ تراژدی بزرگی که در آن مهم‌ترین ایالت‌های ایران همچون گنجه، قره‌باغ، شکی، شیروان، دربند، بادکوبه، به همراه داغستان و گرجستان «طبق عهدنامه گلستان» و سپس ایروان، نخجوان و بخش‌های دیگری از تالش «طبق عهدنامه ترکمانچای» تماماً از پیکره‌ی ایران جدا و به روسیه منضم شدند. یک تراژدی ملی که با تحمیل غرامت سنگین و کاپیتولاسیون، داغی ابدی بر دل ایرانیان گذاشت.

حال زلنسکی، این چهره‌ی وطن‌پرست و محبوب مردم اوکراین، نماد همان مقاومت ناگزیر است که با وجود تحقیر و تهدید از جانب ترامپ و تأخیر و کمک‌های ناکافی غرب، به معامله‌ای که تمامیت ارضی کشورش را خدشه‌دار کند، تن نداده است. اما اکنون سایه‌ی شوم یک «معامله‌ی بسیار ناخوشایند و دهشتناک» میان قدرت‌های بزرگ، بدون حضور کامل اوکراین به چشم می‌خورد؛ انضمام و الحاق شبه‌جزیره‌ی کریمه و استان‌های لوهانسک، دونتسک، خرسون و زاپوریژیا به خاک روسیه ، به معنای تکرار همان ناچاری و استیصال در برابر متجاوز قدرتمند و بی‌رحمی است که داغ زخم ناسور و بازش بر پیکر میهن و وطن‌پرستان هرگز با گذر زمان التیام نخواهد یافت.

از صمیم قلب و شمیم جان آرزومندیم که جهان فارغ از مسامحه و سوداگری ، یک‌صدا دستِ تطاول و تجاوز پوتین ، این هیولای هولناک را کوتاه کند؛ مبادا که سکوتِ ما، اشتهای سیری‌ناپذیرِ روسیه ، این متجاوز فرصت طلب را تحریک کرده ، اشغال و غصب سرزمین‌های همسایگان به قانونی نانوشته و عادتی همیشگی برای او بدل شود.

This comment was minimized by the moderator on the site

طرح صلح ترامپ؛ پایان یک جنگ اوکراین، آغاز فصل تنهایی و شروع یک بحران تازه برای جمهوری اسلامی

حمید_آصفی

طرح صلح پیشنهادی دونالد ترامپ برای پایان‌دادن به جنگ اوکراین، اگر چه هنوز در واشنگتن و مسکو به‌طور رسمی باز نشده، اما به‌اندازه‌ی کافی نشانه‌گذاری شده تا بتوان فهمید: آمریکا در حال جابه‌جایی اولویت‌های ژئوپلیتیکی خود است؛ و هر جابه‌جایی اولویت در واشنگتن یعنی لرزش در تهران.

ایده روشن است: پایان‌دادن به جنگی که آمریکا حاضر نیست یک روز دیگر برایش هزینه بدهد. تهدید صریح کاخ سفید به اوکراین مبنی بر قطع کمک‌ها ظرف چند روز آینده، عملاً حکم ابلاغی بود که زلنسکی مجبور است آن را بخواند حتی اگر امضا نکند. پیام آمریکا بی‌پرده است: جنگ باید تمام شود؛ حتی اگر پایانش شبیه یک معامله‌ی سرد باشد.

در قلب این بسته صلح، یک جمله کلیدی وجود دارد: به رسمیت شناختن کنترل روسیه بر حداقل دو استان اشغالی. این همان خط قرمزی است که اروپا سه سال برایش هزینه داد، اما واشنگتن امروز با بی‌اعتنایی از رویش رد می‌شود. کریمه که از ابتدا موضوع بحث نبود؛ اما دو استان شرقی، یعنی همان مناطقی که هنوز هم صدای انفجار در آن‌ها شنیده می‌شود، قرار است برای همیشه از نقشه‌ی رؤیایی «اوکراین واحد» حذف شوند.

در کنار این، فریز سیاسی وضعیت چند منطقه دیگر، عدم عضویت اوکراین در ناتو، آزادسازی مرحله‌ای تحریم‌های روسیه، و استفاده از حدود صد میلیارد دلار اموال بلوکه‌شده روسیه برای بازسازی اوکراین قرار دارد. این طرح نه طرح صلح، بلکه طرح بازتنظیم نظم قدرت است؛ بازتنظیمی که یک پیام مستقیم به تهران دارد: روسیه معامله می‌کند، حتی اگر شما را زیر میز جا بگذارد.

روسیه اگر به این توافق تن دهد، یعنی پذیرفته با آمریکا به یک «توافق مادر» وارد شود؛ توافقی که ارزش ژئوپلیتیکی‌اش بسیار بزرگ‌تر از جنگ اوکراین است. چنین معامله‌ای یک الزام بدیهی دارد: روسیه دیگر نمی‌تواند در هیچ درگیری احتمالی ایران–اسرائیل در کنار تهران بایستد. نه از نظر سیاسی، نه از نظر نظامی، و نه از نظر مقیاس منافع. مسکو اگر امتیاز ارضی بگیرد و تحریم‌هایش باز شود، ایران را رها می‌کند بدون حتی یک لحظه تردید.

کرملین در چنین لحظه‌ای نه شریک است، نه متحد، نه حتی حامی موقت. روسیه بعد از توافق، یک کشور نرمال‌سازی‌شده خواهد بود و تهران یک کشور گرفتار. ایران در تمام سال‌های گذشته روی «روسیه تحریم‌شده» حساب باز کرد؛ اما طرح ترامپ در حال خلق «روسیه دوباره متصل‌شده» است. این یعنی معادله‌ی تهران از کف می‌رود.

اگر توافق عملی شود، دومینو ادامه خواهد داشت: بازگشت کامل نفت روسیه به بازار جهانی؛ باز شدن مسیر ونزوئلا برای فروش تمام‌عیار نفت به آمریکا و اروپا؛ و رقابت سنگین تولیدکنندگان برای کاهش قیمت. ایران اولین قربانی این معادله خواهد بود. وقتی نفت ۱۲۰ دلاری سقوط کند و به بازه‌ی کم‌سود برسد، دیگر هیچ تخفیفی برای چین جذاب نیست. چینی‌ها می‌توانند با یک «بازی تعرفه‌ای» خرید نفت ایران را کاهش بدهند و تهران هیچ ابزاری برای جلوگیری از آن نخواهد داشت.

فساد داخلی نیست که نفت ایران را زمین می‌زند. قراردادهای پنهانی هم نیست. بازگشت روسیه و ونزوئلا به بازار جهانی است که خون اقتصاد ایران را می‌مکد.

طرح صلح ترامپ برای اوکراین، برخلاف ظاهر ساده‌اش، در حال تنظیم مجدد کل نقشه قدرت اوراسیاست: آمریکا از اروپا فاصله می‌گیرد، روسیه از ایران فاصله می‌گیرد، چین زیر فشار تعرفه‌ای آمریکا قرار می‌گیرد، و ایران می‌ماند با انزوایی که خودش ساخته، اما این بار بدون روسیه. جمهوری اسلامی تا امروز تصور می‌کرد که «ائتلاف شرق» یک ستون مطمئن است. اما این طرح نشان می‌دهد که شرق نیز معامله می‌کند، امتیاز می‌دهد، و متحدان را خرج بقای خود می‌کند.

تهران اگر این پیام را نگیرد، اتفاقی خواهد افتاد که همیشه از آن می‌ترسید: تنهایی ژئوپلیتیکی در لحظه‌ای که بیشترین تهدیدها از اسرائیل، آمریکا و بازار جهانی انرژی هم‌زمان فعال می‌شوند.

طرح صلح ترامپ فقط پایان یک جنگ نیست؛ آغاز یک عصر جدید است: عصر بازگشت روسیه، بازسازی اروپا، و تنها ماندن ایران. جمهوری اسلامی اگر فکر می‌کند روسیه برایش هزینه خواهد داد، باید این حقیقت را بپذیرد: کشوری که برای گرفتن دو استان حاضر است میز اروپا را بشکند، هرگز برای حفظ رابطه با ایران حتی یک لیوان آب هم زمین نمی‌گذارد. طرح صلح ترامپ یک پیام دارد: بازی بزرگ در حال تغییر است؛ و تهران در این بازی نه مهره است، نه شریک، صرفاً یک هزینه اضافی است که هیچ قدرتی حاضر نیست آن را بپردازد.

This comment was minimized by the moderator on the site

کارِ دشمنه…!

اکبر اعلمی

قریب به ۴۶ سال است که سکان اصلی قدرت در اختیار روحانیونی قرار دارد که نه‌تنها در همه عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، هنری و علمی دخالت مستقیم دارند، بلکه صدها تریبون رسمی نیز برای تبلیغ دیدگاه‌های خود در اختیارشان است؛
از بیش از صد شبکه رادیو و تلویزیونی گرفته تا ده‌ها نهاد عریض و طویل مانند سازمان تبلیغات، حوزه‌های علمیه، هیأت‌ها، بنیادها و صدها نشریه و پایگاه رسانه‌ای.
افزون بر این‌ها، سالانه میلیون‌ها جلد کتاب درسی و غیر‌درسی نیز برای ترویج همان ارزش‌ها تولید و در سراسر کشور توزیع می‌شود.
با این حجم عظیم امکانات، صدها هزار میلیارد تومان بودجه و ده‌ها هزار نیروی انسانی، اگر از همین حضرات محترم بپرسید «شغل شریف شما چیست؟» با قاطعیت خواهند گفت:
«کار فرهنگی می‌کنیم.»
اما اگر بپرسید:
«پس چرا با این همه ابزار و سرمایه، وضعیت فرهنگی جامعه چنین است؟ چرا نسل انقلاب—به‌ویژه دهه‌هفتادی‌ها و دهه‌هشتادی‌ها—تا این اندازه در برابر ارزش‌های دینیِ مطلوب شما عصیان کرده‌اند؟»
پاسخِ آماده‌شان معمولاً یک چیز بیشتر نیست:
«کارِ دشمنه…!»

هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

نظرات کاربران

- یک نظر اضافه کرد در ایران چگونه و توسط چه کسانی بس...
️ «وقتی لجاجت هزینه‌ساز میشود؛ فرصت مذاکره با ترامپ برای همیشه از دست رفت» «دیگر مذاکرات با ایران پ...
- یک نظر اضافه کرد در با این دست فرمان آمریکای ترامپ...
دونالد ترامپ یادداشت ریاستی‌ای را امضا کرد که بر اساس آن، آمریکا موظف می‌شود از ۶۶ سازمان بین‌المللی...