صبحگاه 13 دیماه 1404، ایرانیان با خبر رویدادی بهت برانگیز (البته قابل پیش بینی) مواجه شدند، که از عملیات "گسترده"و شبانه، و به قول دونالد ترامپ، با "برنامه ریزی خوب" نیروهای نظامی ویژه امریکایی، سخن میگفت، که دست به دخالت کودتاگونه، در کاراکاس پایتخت ونزوئلا زده، و با عملیات ویژه و بمباران هوایی، و پیاده سازی نیرو، رهبر یک کشور کوچک، و البته ناتوان در برابر امریکا، متعلق به امریکای لاتین را، در قلب حوزه کارائیب را دستگیر، و به امریکا بردند، و لابد رژیم او را سرنگون کردند، تا زین پس اپوزیسیون مورد حمایت غرب، بر ونزوئلای شرقگرای سابق، فرمانروایی کند.
گرچه نمیتوان منکر فساد، ظلم و دیکتاتوری نظامهای شرقگرا، از جمله رژیم مادورو شد، که دمکراسی را در این کشور به بازی انقلابیگری چپگرای خود گرفتند، و با برگزاری انتخاباتهای پر حرف و سخن، زمینه نابودی نظام خود را مهیا میکنند، چراکه تن به شنیدن خواست مردم خود، که همان آزادیخواهی و کرامت است، نمیدهند، تا اسیر حمله خارجی رقیب، بر موج نارضایتیها، نشوند، اما تاریخ جهان نشان داده است که تکیه به فرمانروایانی وابسته، و کودتایی غربگرا نیز، درمان درازمدتِ درد آزادیخواهی، و کرامتجویی ملتها نخواهند بود، و دیر یا زود آنان را به خیزش دوباره خواهد کشید.
هرچند زندگی در یک جامعه، مبتنی بر فلسفه و اندیشه غربی، آزادتر و راحتتر و باکرامتتر از نوع شرقی آن خواهد بود، اما آزادی و کرامتِ آرمانی، در نظام غربی نیز شدنی نیست، به ویژه اینکه از نوع تزریقی، کودتایی، و به زور و اجبار باشد، همانگونه که آزادی تزریقی در اثر انقلابهای مخملی، در حوزه قفقاز و دریای سیاه، به بازگشت جنگ و تجزیه ارضی منجر شد، گرجستان و اوکراین نمونه آنند، از این رو آنتیتزِ (تخم مخالفت و نبرد)، و در نهایت روند سقوط حاکمیت جدید کودتایی، و برآمده از این اقدام مداخله جویانه دولت ترامپ، با شکلگیری آن توسط معترضین، مبارزان و انقلابیون سابق ونزوئلا، و مزدوران، و بر سر کارآمدگان جدید، از همان ساعات آغازین شب، که کودتا موفق شد، آغاز گردید.
ترامپ و البته غرب، مدتهاست که در کنار اپوزیسیون ونزوئلا، با حاکمیت کاراکاس در نبردند، کاری که چیرگی نظام متمرکز مادورو، نگذاشت تا مردم معترض به خواست خود، یعنی سهم گیری در حاکمیت این کشور دست یابند، و امروز دخالت خارجی، راه را برای قدرتگیری آنان باز کرد، همان سناریویی که به نظر میرسد، ترامپ با پیام توئیتری خود از شبکه مجازی [1]، و در همراهی با معترضین ایرانی نیز، دنبال میکند.
که در یک تغییر راهبرد، طی دو سه روز گذشته، از معترضین به نظام ج.ا.ایران گفت، که در مقابل کشتار و سرکوب آنان عکس العمل نشان خواهد داد، و این رویکردِ به مخالفان کف خیابان، و حاکمیت ج.ا.ایران در این مقطع، از سوی این رهبر امریکایی، به نظر جدید میرسد، چرا که پیش از این، ملت ایران را، بدون نظرداشت به اندیشه و رویکردشان، به صرف ایرانی بودن، آشکارا خوار و خفیف میکرد، و آنانرا در کنار مردم کشورهای متمایزِ دیگری که از نظر نظامات و وضعیت، هرگز تناسبی با ایران و ایرانیان، ندارند، با هم به آتشی مشترک میافکند، که نشانه از دید تخفیفگرای فاشیستی او به ملل جهان سوم، از جمله ایرانیان داشت، آنچه او در ممنوعیت ورود به خاک امریکا، برای تماشای بازیهای فوتبال جام جهانی، بیرحمانه و بدون استثنا قائل شد، و ایرانیان را از حضور در استادیوم ها محروم کرد [2]، و پیش از آن نیز در فرمانی جداگانه، ورود ایرانیان را به امریکا ممنوع کرده بود [3]، که این نشان از دوگانگی، و تزویر نهفته در راهبرد ترامپ با ایران و ایرانیان دارد، که در عملکرد شخص او، بروز مییابد.
اما این روزها ژست ایران و ایرانی دوستی از سوی این مرد چندچهره، تاجر مسلک، کاملا محل تامل، و اندیشه توسط ایرانیان دارد، همانگونه که پیش از این، از چنین نیرنگی سود جُست، و در حالیکه روند مذاکره و توافق جریان داشت [4] ، به قول خودش در "کنترل کامل" و"هماهنگی" [5] با متجاوز، و جنایتکار بزرگ و تحت تعقیب دادگاه بینالمللی جنایتکاران جنگی، به اسم بنیامین نتانیاهو، [6] زیر میز مذاکره زد، و راهبرد مذاکره و توافق را، به تسلیم بی قید و شرط تغییر فاز داد، تا سرنوشت یک کشور و مردم، با یک تمدن 7000 ساله را به بازی خود گرفته، آنان را خوار و ذلیل، به گوشه رینگ انداخته، به بهانه حاکمیت طبقه روحانیت برکشور، و ظلم آنان به مردم خود، که این انحصار، نارضایتی عمومی زیادی را برانگیخته، با خدعهی مذاکره، پوشش لازم حمله غافلگر کننده، و حمله ناگهانی و افتخارآمیز! [7] خود به زیرساختهای علمی، فنآوری و نظامی ایران را فراهم کند، و در کنار اسراییل، پازل کشتار دانشمندان، ویرانی زیرساختِ پیشرفتهای دانش نظامی، هستهایی و موشکی ایران را تکمیل و فراهم کند.
امروز خیابان برخی از شهرهای بزرگ و کوچک کشور، درگیر اعتراض نسبتا گستردهایی است، که نتیجه نادیده گرفتن چند دههایی خواست یک ملت نجیبی است، که بارها و بارها، میلیونی، و حماسهوار، راههای گوناگونی را، برای ایجاد تغییر در فرایند تصمیمسازی، رویه، و تمامیتخواهی، یکدست سازی، حذف و... توسط رهبران خود را آزمودهاند، تا روندهایی را در کشور متوقف و یا اصلاح کنند،
و سیاستمداران، نخبگان، دانشمندانِ نجیبی نیز در این فرایند، همراه مردم تحولخواه خود شدند، و یا توسط آنان به میدان فرستاده شدند، و یا آمدند تا بلکه شرایط را به مداری نسبتا ایستا، قانونی، با نظر به کرامت شایسه و بایسته ملت ایران، درستی، انقلابیگری واقعی و... بازگردانند، که هرکدام از اینان، در کارخانه نخبهکش و خنثیکنندهی صحنه کشور، به نامهای ناجور و ناچسبی همچون مزدوران غرب، لیبرال، فتنه، بیبصیرت، ضد ولایت فقیه، جاده صاف کن دشمن و... به حاشیه ناتوانی، بیآبرویی، بیاثری، خانه نشینی، حصر، ترورشخصیت و... رانده و مبتلا شدند، و به کناری نهاده شدند، و خیل میلیونی طرفداران آنان نیز با محوریت طبقه متوسط تاریخسازِ جامعه بزرگ ایران، که در صحنه کشور همواره فعال بودند، به نام فتنه، پیاده نظام دشمن، خس و خاشاک، علف هرز، گوساله و بزغاله، جاده صافکن دشمن و... به سرنوشت بسیار بدی دچار شدند،
اما حقیقت نهفته در توصیه نجیبانه و دلسوزانه مرحوم مهدی بازرگان، به آخرین پادشاه سلسله پهلوی، که ما «آخرین گروهی هستیم که با زبان قانون با شما برخورد میکنیم»، گویا از سوی رهبران ج.ا.ایران نیز نادیده انگاشته شد، و آنان نیز با از میدان خارج کردن معترضینی چون اصلاح طلبان، اکنون با اعتراض کسانی مواجهاند، که طور دیگری با آنان سخن میگویند، این توصیه بازرگان را باید یکی از رهبران اصلاحات، بار دیگر به حاکمیت ج.ا.ایران نیز متذکر میشد، که با از میدان بهدر کردن، خیل میلیونی اصلاحطلبان، و عقیم کردن اصلاحات، صحنه مبارزاتی مردم ایران خالی نخواهد ماند، بلکه دیگرانی خواهند آمد و خواستهای تاریخی و چند نسله خود را به درستی و یا نادرست، پیگیر خواهند شد.
و امروز صحنه خیابان، از معترضینی پر شده است که دیگر از اصلاحات نمیگویند، از "سرنگونی" و با لحن و شعارهای دیگری فریاد میزنند، و با جریان "رژیم چنج" خارجی همراه شده، و هرگز اِبایی از این ندارند، که از اسراییل و امریکا، که مهاجم به خاک ایرانند، کمک بگیرند، و از بازگشت "پهلوی" بگویند. و خطر دور تکرار در غلتیدن به دامن دیکتاتوری را هم ریسک کنند، و با فرار از تمامیتخواهی فرمانروایی طبقه روحانیت، دوباره به دامن سلطنت و یا پادشاهی حتی پناه برند!
فرار از ایدئولوژی که کشور و ملت خود را فدای آرمانهای فراملی کرده، و نیرو و انرژی که باید خرج توسعه و پیشرفت کشور میگردید را، مثلا به پای "آرمان فلسطین"، ریختند و...، که امروز، بازخورد آن شعار محوری و ادامهدار اعتراضات مردمی، یعنی "نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران" باشد.
حال آنکه واقعیت بزرگی از سوی مدافعان دخالت افراطی ج.ا.ایران در موضوع فلسطین، نادیده گرفته شد، و آن اینکه، مردم فلسطین، که کسانی در کشور یقه خود و دیگران را برای آنها پاره میکنند، بیشتر از آنکه مشتاق ایدئولوژی و راهبرد ج.ا.ایران باشند، شیفته ناسیونالیسم عربی، و بازمانده اندیشه عثمانی، اندیشه بنیادگرای اسلامی اخوان المسلمین و... هستند، که همین باعث شد، در جنگ هشت ساله خسارتبار ایران و عراق، طرف "برادر صدام حسین" خود ایستادند، و اکنون درست در میانه نبرد ایران و محور مقاومت برای خلاصی آنان از "بزرگترین زندان سرباز بزرگ دنیا"، از پشت، به چنین تلاشی خنجر زده، و با ائتلاف عثمانی (ترکیه)، عربی (قطر، امارات، عربستان، اردن، مصر و...)، عبری (اسراییل و صهیونیسم بین الملل) و غرب (اروپا، امریکا و...) همراهی کردند، و راه تدارک این جبههی وسیع، که بر دوش ایرانیان به تنهایی سنگینی میکرد را، قطع کرده، و با مشکل مواجه کردند، و در جبهه سوریه، راه تدارکات را بر ایرانیان بریدند، و زنجیره دفاع از خط مقدم این نبرد، به دست ترکهای عثمانیخواه، عربهای اخوانی (قطر و...) و غرب و اسراییل، با هم قطع شد، سقوط اسد، پروژه مشترک همه اینان، از جمله با رضایت حماس و فلسطینیها رقم خورد! آنهم در گرماگرم نبردی بسیار پرهزینه و حیثیتی برای ایران، و همزبانان آنان در محور مقاومت و...
امروز ایران و ایرانیان هزینه این نبرد ناشی از اشتباه راهبرد و محاسبه را میپردازند، و مجبورند، ناامید از اصلاحات، به یک انقلاب دیگر تن در دهند، حال آنکه همه میدانند یک انقلاب دیگر این تن کمجان ضربه خورده از چند انقلاب پی در پی، و بازآفرینی مجدد استبداد را، خواهد کُشت، چراکه هر انقلابی یک جراحی بزرگ اجتماعی است، که زنده برگشتن کشور و ملت ایران، از ریسک آن جراحی، حداقل 50-50 است، و ویرانی آن بزرگ، و البته قابل پیش بینی است، گرچه حجم خسارت آن را شرایط آینده صحنه تعیین میکند، تجربه پیروزی انقلاب سوریه علیه رژیم اسد، نشان داد، حتی در صورت پیروزی انقلاب، در کمترین زمان ممکن، ویرانی زیرساختهای دفاعی و مرزهایمان را نیز، باید به قمار تصمیمِ طرفهای بسیاری برد، که مترصد فرصت غارت و چپاول آنند.
حال آنکه چنانچه این مقدار از لجاجت، تندخویی با مردم، کینه از رقبای سیاسی در داخل و... نبود، و راستگرایان حاکم بر تمام مجاری قدرت در کشور، تن به اصلاحات میدادند، هرگز بدنه گسترده طبقه متوسط ایرانیان، این چنین مفلوک، متفرق و ضربه خورده، به کناری نمینشست، که امروز صحنهدار اعتراضات کشور، کسانی باشند که حتی با تن دادن به کمک اسراییل و امریکا، پیش روند، تا جایی که سرویس مخوف موساد، خود را آشکارا همقدم آنان در خیابانها اعلام میکند [8]، و سخن از دگرگونیهایی بزرگ! در غیبت بسیاری از دیگران میگویند.
چه کسی میتواند شعار و هدف 160 ساله و با سابقهی، آزادیخواهی و استقلال طلبی مردم ایران از مشروطه تاکنون را نادیده بگیرد، که در سه انقلاب بزرگِ مشروطه، نهضت ملی شدن صنعت نفت، و از آن بزرگتر انقلاب 57 پیگیری شد، و در خیزشهای درشت و کوچکی همچون خیزش بزرگِ جنبش "اصلاحات"، خیزش بزرگ "زن زندگی آزادی" و... دنبال شد، خیزشهای چندساله اخیر، که هر یک، خود به بزرگی یک انقلاب مجدد بودند، و فریاد گردید، و شاه بیت خواستههای این مردم، در تمامی این خیزشهای بزرگ و کوچک، برخورداری از آزادی، نفی استبداد فردی در داخل، و استقلال از نفوذ و چیرگی خارجی در امور کشور خود بودند، که پایههای خواست این خیزشها بود.
اما اشتباهات عمدهایی، در حاکمیتهای پی در پی "پهلوی" و بعد از آن "جمهوری اسلامی" صورت گرفت، و به اندازه کافی و مورد انتظار مردم خود، تن به برآوردن حقوق و خواست این مردم ندادند، و بعد از 160 سال که از نبرد برای فرمانروایی قانون، به جای حاکمیت افراد میگذرد، تن به قانون اساسی مشروطه، و قانون اساسی برآمده از انقلاب 57 ندادند، و اصلاحخواهی مسالمت آمیز این مردم، حتی در انتخاباتها را هم نادیده گرفتند، و هر یک با تکیه نسبی به اقلیت اطراف خود، و یا قدرتهای اجنبی (غربی و یا شرقی)، سعی کردند، خارج از مدار اعطای آزادی، حق انتخاب، و حق تعیین سرنوشت به ایرانیان، سازوکار خود را چیده، و ساز خود را کوک کرده، و حکومت منهای نقش شایسته و بایسته مردم در سرنوشت خود را، پی گرفتند، و محدودیت آزادیهای آنان را، کم و بیش دنبال کردند،
و مردم ایران را در حد تودههایی رمهوار از مردمی فاقد تشخیصِ صلاحِ خود در نظر گرفتند، یکی گفت "چو فرمان شاه و چو فرمان یزدان"، و دیگری از ضعف این مردم تشخیص، تحلیل و انتخاب گفت، و خود را بالای مردم دانسته، که هرچه در زبان رهبران گفته آید، سیاست بالادستی و قوانین کلی در نظر آید، و در مصوبات شوراهای از فیلتر گذشته، و پر از خودیها، به قانون تبدیل شود، که هیچ قانونگذاری در مجلس و یا در دولت برخاسته از حماسه حضور مردم، توانایی بن بست شکنی، و تغییر ریل کشور را نداشته باشد،
و حتی رئیس جمهور، از "بالاترین مقام رسمی کشور"، و مامور و نماینده قسم یادکرده برای صیانت از قانون اساسی، به "یکی از سران سه قوه" و یا "رئیس قوه اجرایی" ، و کسی در مقام رئیس "جمهور" به "رئیس دولت" تقلیل یابد، که آن هم، حتی با همکاری دولتمردانش، قادر به تضمین برگزاری یک "کنسرت موسیقی" با مجوز مجاری قانونیاش، در شهری، یا تغییر نام خیابانی، و یا برداشتن فیلترینگ از یک "شبکه مجازی" که ارتباط مردمش را با هم تامین کند و... نمیباشد،
در چنین شرایطی است که مهاجمان خارجی همچون امریکا و اسراییل، خود را در کنار مردم معترض تعریف میکنند، آنان که همین چند ماه قبل ایران را به خاک توبره بمبهایی کشیدند که برای اولین بار در تاریخ جنگهای جهانی، از آن علیه ایران و توان ایرانیان استفاده کردند، تا صدها میلیارد دلار، سرمایهگذاری این مردم، روی زیرساختهای علمی بومی، و برحق مردم ایران، تضمین شده در قراردادهای بین المللی همچون NPT، برجام و... را در فاحشترین زورگویی بین المللی، بمباران کنند، و از بین ببرند،
و به این هم اکتفا نکرده، بر خلاف تمامی موازین بین المللی، خود نقش تمام سازمانهای بین المللی را به عهده گرفته، و خود حکم کردند و خود اجرا کرده، و تهدید مینمایند که پروژه موشک (زیرساخت علمی و نظامی)، هستهایی باید متوقف شود، و این خلع سلاح را بر کشوری اعمال میکنند، که همواره در مسیر سیلاب حمله جهانی بوده و هست، و تهدید میکنند که این پروژه، همواره زیر خطر بمباران دائم باید بماند، تا هیچ وقت دوباره پا نگیرد، درحالیکه همین الان هم ایران توسط کوچکترین بازیگران قدرت نظامی، همچون امارات متحده عربی، و حکومت مستبد طالبان برای موضوع جزایر ایرانی، در خلیج فارس و حقآبه ایران در هیرمند، مورد تهدید هستند،
چه رسد به قدرت اتمی چون پاکستان، که زادگاه و پرورشگاه تروریسم بین الملل است، و مجهز به بمب اتمیاند، و هر روزه مرزداران ما را تروریستهای مسکن گزیده و یا مسکن داده شده توسط سرویس امنیتی و اطلاعاتی ISI و ارتش این کشور، به شهادت میرسانند و هر حرکت نظامی سربازان ما روی مقر این گروههای تروریستی در خاک آلودهی پاکستان، با مقابله به مثل نظامی رسمی ارتش و دولت پاکستان پاسخ داده میشود.
دونالد ترامپ، در بیشرمی بزرگی، خطراتی که ایران و ایرانیان را تهدید میکند را نادیده گرفته، و ما را در مقابل چنین هیولاهای خطرناکی، همچون روسیه مجهز به آخرین بمبهای مخرب اتمی و هیدروژنی جهان، که در شمال کشورمان، اوکراین را بلعیده است، خلع سلاح میخواهد، و متاسفانه حاکمیت ج.ا.ایران با دانستن چنین پتانسیل خطرناکی در مقابل خود، ایران و ایرانیان را اسیر آرمان نبرد دیرپا و باستانی و داخلی قوم سامی (اعراب و یهود) کرد، و توان و ثروت کشور را به پای این نبرد برد، که هرگز نباید در صدر سیاهه حقطلبی آن قرار میگرفت، تا با حمایت از حمله خونین 7 اکتبر گروه اخوانی و مشکوک "حماس" به اسراییل در سال 2023، تمام ظرفیت نظامی و داشتههای کشور را در معرض بمباران و موشک باران اسراییل و امریکا نهد.
تا امروز مردم ایران، چنان دچار سرخوردگی و ناامیدی شوند، که دست به دامن فرزند کسی شوند، که او را روزگاری به اتهام دیکتاتوری فردی، و وابستگی به اجانب، به درست و یا غلط، طعمه بزرگترین حرکت انقلابی خود در قرن بیستم کردند، انقلابی جمعی که در آن قاطبه نخبگان، مردم عادی، اهل علم و دانش و بی سوادان این مُلک و... دخیل و همراه بودند.
تاسف آور اینکه امروز فرزند او نیز، باز با تکرار همان اشتباهات سابق، وارد نبرد آزادیخواهی شده است، که در صورت پیروزی در این نبرد هم، اَنگ دست خارجی، درست از فردای پیروزی، آنتیتز شروع پایان انقلابش خواهد شد، اگر آزادی را هم به مردم ایران هدیه کند، رکن دیگر خواست دیرپا و 160 ساله ایرانیان، یعنی رهایی از وابستگی به اجانب، کالسکه این حرکت او را لنگ خواهد کرد.
حال آنکه اعطای آزادی توسط شاهزاده رضا پهلوی، با همراهان عجیب و غریب او در این مبارزه، محل خدشه است، و در همین روزهای نخست، بوی دیکتاتوری و عدم تحمل را در فضای فعالیت معترضین جورواجور مخالف ج.ا.ایران از 1357 تا 1404 پیچانده، و بسیاری راه خود را از آنان جدا کرده، به کناری نشسته، و این ارزیابی را در سخن برخی از آنان، میتوان شنید، که برآیند این حرکت، دور باطلِ "از شاه به شیخ"، و از "شیخ به شاه" خواهد بود.
از این روست که به نظر میرسد، هنوز هم تنها راه نجات ایران و ایرانیان، و در نغلتیدن در اشتباهات تکراری گذشته، تن دادن به اصلاحاتی است، که حضور تمام ایرانیان را در تعیین سرنوشت خود دخیل کند، و تضمین کننده ایرانی آباد، آزاد و مستقل باشد، نقص بزرگ حکومتهای پهلوی و جمهوری اسلامی عدم شمولیت همگانی (دمکراسی) و گردن ننهادن به حق تعیین سرنوشت بود،
و از این رو بعد از انقلابهای متعدد در این 160 ساله دوره آزادیخواهی، دمکراسیخواهی ایرانیان، همواره بسیاری از این قطار پیاده شدند، حال آنکه سلطنتطلبان، پادشاهیخواهان، مشروطهگرایان، جمهوری خواهان، اهل ولایت، اسرامگرایان، سکولارها و... حتی خیانتکاران به میهن، و آنانی که در کنار صدام، اسراییل، و اینک امریکا علیه کشور خود دچار مزدوری شدند، باید در روند و سرنوشت خود، کشور و مردم خود، شریک باشند، و این ایرانی بودن باید باشد که فارغ از تمام فاکتورهای دیگر، ایرانیان را در روند کشور شریک نماید، و تک تک ایرانیان از تساوی حقوق برخوردار باشند، تا آرامش به کشور باز گردد، شمولیت، عدالت را به ایران بازگرداند، و ایران را از چرخه بروز انقلابهای پی در پی خلاص کند.
تغییرات در کشور، باید درونی بوده، و خارج از دخل و تصرف قدرتهای شرق و غرب رقم بخورد، و ج.ا.ایران میتواند، اکنون که فرصت دارد، کاستیهای خود در این چند دهه را جبران نموده، و با زمینهسازی چنین اصلاحات پایه و ساختاری و... آنرا درونی محقق نماید، چیزی که خود بخشی از مانع تحقق آن تاکنون بوده است، و باید فضایی بگشاید، که حاصل 160 سال تلاش ایرانیان برای آزادی و اصلاحات، از بین نرود، و حاکمیت قانون، دوری از استبداد فردی و طبقاتی، و نفی چیرگی خارجی، دوباره در اثر لجاجت، دشمنی، کینه، اشتباه تاریخی، تمامیتخواهی و...، به حاشیه فراموشی نرفته، و زمینه ادامه زنجیره انقلابات آتی، شکسته شود، تا مردمِ به جان آمده ایران، مجبور نشوند برای رهایی از وضع موجود، دست به دامن دیگران و حتی مهاجمان به کشور خود شوند، که بنا به گفته رهبران کشور، "دشمن" ما هستند.
باید به نفع مردم و کشور، تصمیمی اساسی گرفت، و این نام نیکی از تصمیمساز چنین فرایندی برجای خواهد گذاشت، و راه تکرار دور باطلِ چرخه ناامید کننده، و چندین دههایی آزادیخواهی و ناکامی را، بسته، و پایان خواهد داد.
شاهرود - شنبه 13 دیماه 1404 برابر با 3 فوریه 2026
[1] - «اگر ایران به سوی معترضان مسالمتآمیز شلیک کند و آنها را بهطور خشونتبار به قتل برساند، که این روش معمول آنهاست، ایالات متحده آمریکا به یاری آنها خواهد آمد.» او همچنین تأکید کرد که آمریکا «کاملاً آماده، مسلح، مهیا و آماده اقدام» است.
“If Iran shoots and violently kills peaceful protesters, which is their custom, the United States of America will come to their rescue. We are locked and loaded and ready to go,”
[2] - ۲۷ آذر ۱۴۰۴) دولت آمریکا در اقدامی جنجالی اعلام کرد ورود هواداران تیمهای ملی ایران، هائیتی، سنگال و ساحل عاج در دوران برگزاری جام جهانی به این کشور به خاطر ملاحظات امنیتی ملی ممنوع است. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، هفته گذشته امضا کرده است، ممنوعیت کامل سفر هواداران عادی از کشورهای مذکور را در طول دوره برگزاری مسابقات اعمال میکند. تنها استثناها شامل هیأتهای رسمی بازیکنان، کادر فنی و خانوادههای مستقیم آنها میشود.
[3] - ۱۹ خرداد ۱۴۰۴) چند روز پیش دونالد ترامپ، در فرمانی ممنوعیت کامل ورود شهروندان ۱۲ کشور از جمله ایران و افغانستان را اعلام کرد. این اقدام او بسیار شبیه به فرمان او در سال ۲۰۱۷ بود. در سال ۲۰۱۷، ۷ کشور ایران، عراق، لیبی، سومالیا، سودان، سوریه و یمن از ورود به خاک آمریکا منع شدند. البته مدتی بعد عراق از این لیست حذف شد و کره شمالی و ونزوئلا به آن اضافه شدند. در سال ۲۰۲۵، شهروندان ۱۲ کشور شامل ممنوعیت کامل شده اند، کشورها عبارت اند از ایران، افغانستان، لیبی، سومالی ، سودان، یمن، میانمار، چاد، جمهوری کنگو، گینه استوایی، اریتره و هائیتی.
[4] - با همهی اشتباه راهبردی تصمیم سازان در حاکمیت ج.ا.ایران، برای انتخاب مذاکره خستهکننده غیرمستقیم، و با واسطه، که ظنِ وقتکشی، لجاجت، کینه و... و البته نابخردی در آن بود.
[5] - ۱۶ آبان ۱۴۰۴) ترامپ با اشاره به حمله رژیم صهیونیستی به خاک ایران گفت: «اسرائیل ابتدا حمله کرد. این حمله بسیار بسیار قدرتمند بود. من مسئول آن بودم.» وی ادامه داد: «زمان حمله اسرائیل به خاک ایران، روز بزرگی برای اسرائیل بود.»
[6] - او که یک زندان بزرگ، و سرباز به کرانه باختری رود اردن، و باریکه غزه را بر سر تمام مردم محاصره شده در آن، خراب کرد و دهها هزار نفر را به خاک خون کشید، زندگی میلیونها نفر را به ویرانه تبدیل کرد و در معرض گرما، سرما، گرسنگی و انفجارهایی قرار داد که از سلاح های اعطایی اروپای بدهکار به یهود، از شرمِ قتل عام آنان در جنگ جهانی دوم، و دوره قرون وسطی دریافت داشت، و در این سو امریکایی که در چنبره صهیونیسم بین الملل، هر قدرتمندی در آن، باید تن به زورگویی این اقلیت ناچیز و البته قدرتمند داده، از کیسه آبرو و ثروت امریکا، خرج سلسله جنایتکارانی همچون آریل شارون و...، و اینک بنیامین نتانیاهو کنند، واینگونه بود که دونالد ترامپ هم همچون جو بایدن مجبور به تحمل این مرد جنایت پیشه و همکارانش شدند.
[7] - کاری که دهها بار در مقاطع مختلف، در برابر دوربین رسانهها و در مجامع بین المللی و گاه و بیگاه، به صورت افتخار آمیزی از سوی او بیان شده است که هواپیماهای بمب افکن B2 او با بمبهای سنگین، با داشته های این ملت چهها که نکرده است. و این تفاخر او بدین حمله به زیرساخت ها و دارایی مردم ایران، به حتم خشم هر ایرانی وطن پرستی را به دنبال داشته و در تاریخ تجاوزات به ایران و ملت ایران به نام او ثبت شد، مثل خیانت 28 مرداد و کودتای 1332 علیه دولت مردمی و میانه روی محمد مصدق و...
[8] - روزنامه هندو، دهلی- هندوستان) نوشت: "روز دوشنبه، موساد، سازمان جاسوسی اسرائیل، در شبکههای اجتماعی به زبان فارسی نوشت و ایرانیان را به اعتراض علیه دولت تشویق کرد. موساد نوشت: «با هم به خیابانها بروید. زمان آن فرا رسیده است. ما با شما هستیم. نه فقط از راه دور و به صورت شفاهی. ما در میدان با شما هستیم.»."
گویا مردم بیپناه مانده فلسطینی در بزرگترین زندان سرباز جهان، یعنی غزه را، باز همین دونالد ترامپ، از دهان اژدهای خونخواری همچون راستگرایان جنایتکار صهیونیست به رهبری بنیامین نتانیاهو بیرون خواهد کشید، و گوش شیطان کر، چشمش کور، میرود تا ابتکارِ عملِ امریکایی این رئیس جمهور نامتوازن، که با حمله به زیرساختهای علمی و هستهایی کشورمان، بار دیگر، امریکا و مردم آنرا، بدهکار ایران و مردم ایران کرد، به دو سال کشتار و جنایت و ویرانی در غزه پایان دهد، و این روزها میرود تا شرم الشیخ، شاهد پایان دو سال نبرد خونین در این باریکه مظلوم باشد.
شهری در مصر که همواره میزبان مذاکرات صلح بوده، و بیشتر به اینگونه نشستها مشهور و یادآور است، مذاکرات صلحی که هر بار ج.ا.ایران، به اعتراض در آن شرکت نکرد، و همواره غایب بزرگ آن بوده است، این شهر میزبان رهبران بسیاری از گوشه گوشهی مختلف جهان و منطقه است، تا شاهد امضای تفاهمنامه صلح بین حماس و اسراییل باشند،
اما گویا وجه جنگ طلبیِ قدرتمند، و کفه سنگین جنگ طلبان در ایران، باعث شد که بار دیگر این پیام به دنیا مخابره شود که آنان همچنان از قدرتی در کشورمان برخوردارند، که قادرند دولت آقای مسعود پزشکیان را که بر طبق وعدههای انتخاباتی خود، برای تنش زدایی با غرب و امریکا، توانسته است در آخرین انتخابات پر حرف و حدیث، رای اعتماد بخش زیادی از مردم ایران دریافت کند، و با این امید راهی پاستور شد را نیز زمینگیر کرده، [1] و حالا که صلح طلبانی توانسته تنورههای دیو وحشت برانگیز جنگ و ویرانی و کشتار مذهب پایه را در این منطقه مهار کنند، در این جشن و مجلس حضور نخواهد یافت، و بدین ترتیب پیام صلحی از سوی ج.ا.ایران به جهان مخابره نخواهد شد،
اینجا و در روند این صلح نیز باز هم جای رهبران ایران خالی است، جنگ آنقدر در ذهن و روان رهبران ما لانه کرده است که، در هر جنگی، که در منطقه اتفاق میافتد، حتی اگر جنگ ما هم نباشد، خواه با اطلاع ما باشد، و خواه نباشد، از آن استقبال کرده، خود را در آن دخیل میکنیم، حتی اگر جنگی بین روسیه و اروپا باشد، که در حالت طبیعی، به عنوان یک کشور سوخته و ذغال شده، در خسارتهای بزرگِ 8 سال جنگ با رژیم بعث عراق، ایران باید در صف اول هر صلح و پایان هر جنگی باشد،
اما به عکس آن اتفاق میافتد، و وقتی حماس حمله خود در 7 اکتبر دو سال پیش را آغاز میکند، در ایران برخی جشن میگیرند، و به رغم روح صلح طلب ایرانیان، نظام ما تمام قد در این جنگ، با تمام توانایی و شرکای خود شرکت کرده، و اکنون نیز که بعد سالها درخواست از تمام طرفهای جهانی که، بیایید و این جنگ و جنایت را پایان دهید، اکنون که کسانی پیدا شدهاند که ابتکار عمل نشان دهند و مردم غزه را از آوارگی و گرسنگی و اسارت نجات دهند، انگار برای رهبران ما کَسرِ شَـان است که در نشست صلح شرکت کنند، و این روند را به رسمیت بشناسند، و انگار ناف ج.ا.ایران را با جنگ و کشتار بریدهاند، که به هر پرونده صلح و صلح طلبی به دیده شک و تردید مینگرد.
گفته میشود علاوه بر دولت مصر که میزبان این نشست صلح است، شخص دونالد ترامپ و دولت امریکا هم از ایران برای شرکت در این اجلاس دعوت به عمل آورده است، و مقامات ایرانی که مدعی بودند، در نیویورک و در خلال اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل، درخواستهای مذاکره مستقیم آنان نیز، از سوی امریکاییها با بی توجهی مواجه شده است، حال که طرف امریکایی رسما از آنان برای شرکت در این اجلاس دعوت میکند، آن را نادیده میگیرند، و بدان پشت میکنند، و پیامهای بیجا مخابره میکنند.
تا باز با بالاگرفتن تنش، مجبور شوند دست به دامن واسطههایی شوند، که وجود چنین میانجیهایی دون شان ایران و ایرانیان است، تا باز ملاقاتی صورت گیرد و تنشها کاهش یابد، از دست دادن فرصتهای پی در پی تنشزدایی با امریکا و غرب، ما را به جایی خواهد رساند که باز بنشینیم تا یک کشور کوچک عربی در حاشیه جنوبی خلیج فارس، کسانی که هفتهایی یکبار با هم مینشینند و از مالکیت خود بر جزایر ما در خلیج فارس میگویند، [2] و در این دشمنی آنقدر پیش رفتهاند که نام باستانی و هزاران ساله «شاخاب پارس» را هم بر نمیتابند و بر تغییر این نام دیرپا بسیار پایدار و لجوجند و...، بیایند و بین ما غرب و امریکا میانجیگری کنند، چرا؟! چون ارادهایی بر خلاف خواست بیشتر ایرانیان، به درگیری با غرب بیشتر راغب است، تا از در ارتباط و مراوده در آمدن!
برای هر ایرانی خجالت آور است که ما چنان با جهانی چنین قدرتمند و وسیع قهر باشیم، که کشورهایی مثل قطر و عمان همواره هوای برادر غولپیکر خود در این سوی خلیج فارس را داشته باشند، که در دریای جنگ غرق و نابود نشود، و یا شخص غیر قابل اتکایی مثل ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه، واسطه پیام آوردن و بردن، بین غرب و ایران شود، او که یک تاریخ تجاوز و توسعه طلبی را در شمال ایران در کارنامه تاریخی کشور خود دارد، و او میانجی شود که بین ایران و غرب تنش زدایی کند! [3] او که در صدر لیست دشمنان غرب است و آنان به خون او تشنهاند.
عدم شرکت در اجلاس صلح شرم الشیخ، این پیام را به جهان صادر خواهد کرد که ایران تنها زبان زور را میفهمد، وقتی شمشیر دامکلوس جنگ را در پس گردن خود احساس کند، حتی اعلام آمادگی برای مذاکره مستقیم میکند، [4] و وقتی این تهدید را تا حدودی به کنار دید، به دعوت محترمانه و آشکار طرف قدرتمند امریکایی و غربی خود، برای تنشزدایی هم بی حرمتی کرده، و آنرا رد میکند. [5]

تلاش ترامپ برای نزدیک کردن پازل های نبرد در خاورمیانه
حماس و اسراییل
تهران - دوشنبه 21 مهرماه 1404 برابر با 13 اکتبر 2025
[1] - توئیت جدید عراقچی در مورد نشست شرمالشیخ: نه رییس جمهور، نه من، شرکت نمی کنیم! «نمیتوانیم با کسانی وارد تعامل شویم که به مردم ایران حمله کردهاند و همچنان ما را تهدید و تحریم میکنند. ایران از دعوت رئیسجمهور السیسی برای حضور در نشست شرمالشیخ سپاسگزار است. با وجود تمایل به تعاملات دیپلماتیک، نه رئیسجمهور پزشکیان و نه من، نمیتوانیم با کسانی وارد تعامل شویم که به مردم ایران حمله کردهاند و همچنان ما را تهدید و تحریم میکنند. با این حال، ایران از هر ابتکاری که به نسلکشی اسرائیل در غزه پایان دهد و به اخراج نیروهای اشغالگر منجر شود، استقبال میکند. فلسطینیان کاملاً محق هستند که حق اساسی تعیین سرنوشت خود را به دست آورند و همه کشورها بیش از هر زمان دیگری وظیفه دارند که در حمایت از این خواسته قانونی و مشروع به آنان کمک کنند. ایران همواره نیرویی کلیدی برای صلح در منطقه بوده و خواهد بود. برخلاف رژیم نسلکش اسرائیل، ایران به دنبال جنگهای بیپایان نیست، بهویژه به هزینه متحدان ادعایی، بلکه در پی صلح پایدار، شکوفایی و همکاری است.» خبرستان دیلیتلگرام
[2] - عباس عراقچی: «موضع ما در مورد جزایر روشن است و تعلق ابدی به ایران دارد. این را با قاطعیت به کشورهای همسایه و اروپایی ها گفتهایم. این موضع قاطع را گفتهایم، تکرار هم کردهایم و تکرار هم خواهیم کرد.»
[3] - تایید پیام نتانیاهو به پوتین درباره ایران
عباس_عراقچی وزیر امورخارجه: « خبر روسها در مورد اینکه نتانیاهو به پوتین گفته علاقه به درگیری با ایران نداریم را تایید میکنم. نتانیاهو به پوتین گفته قصد درگیری دوباره با ایران را نداریم و روسیه این موضوع را به سفیر ایران اطلاع داده است. نیروهای ما در آمادگی هستند و امکان فریب از سوی صهیونیستها وجود دارد. البته به لحاظ منطقی باید قبول کنیم که رژیم صهیونیستی توان حملۀ دوباره به ایران را ندارد.»
[4] - وزیر خارجه ایران، در گفتوگو با شبکه خبر: آنها می خواستند ما درخواست آنها را قبول کنیم و بعد وارد مذاکره شویم. اگر قرار است اول درخواست آنها را بپذیریم، دیگر مذاکره معنا پیدا نمیکند. ویتکاف در مذاکره مستقیم هم میخواست خواسته هایش را تحمیل کند لذا ما مذاکره را نپذیرفتم. برای مذاکره جمعی مستقیم اعلام آمادگی کردیم، اما خواسته غیرمنطقی داشتند. می گفتند باید با نظر حاکمیت بیایید من هم گفتم اگر مذاکره تحمیلی نیست قطعا با نظر حاکمیت میآییم. ما کوتاهی نکردیم و فقط از منافع ملت ایران دفاع کردیم. ما پیشنهاد منصفانه دادیم، آنها بودند که قبول نکردند و در میانه مذاکرات حمله کردند. همه راههای قانونی را هم رفتیم اما آنها بهم زدند.»
[5] - دعوت ترامپ از ایران به اجلاس شرمالشیخ
وزارت امورخارجه ایالات متحده امروز دعوتنامه رسمی برای اجلاس رهبران در مورد طرح پرزیدنت ترامپ برای غزه که روز دوشنبه در شرم الشیخ برگزار میشود، ارسال کرد. ایالات متحده فهرست دعوتشدگان را گسترش داده و اسپانیا، ژاپن، آذربایجان، ارمنستان، مجارستان، هند، السالوادور، قبرس، یونان، بحرین، کویت و کانادا را نیز به این فهرست اضافه کرده است. ایران نیز دعوت شده است/ آکسیوس
ایده پردازان و برنامه نویسانِ هجومِ 7 اکتبر 2023، و آنانکه حمله توفان الاقصی را به انجام رساندند، بواقع بازیگران دامی بزرگ بودند، که شالودهریزِ پس پردهی این دام، توسط آنان، این دام را بر سر راه محور موسوم به «مقاومت»، منطقه و بازیگران بزرگ اسلامی و غیر مسلمان (روسیه و...) نهاد، امروز پس از دو سال، بعد از آن هجوم هولناک، که در چند ساعت بیش از هزار کشته، و صدها اسیر و مجروح را روی دست اسراییلیها نهاد، باعث گردید تا در ادامه آن، تروریسم خشن دولتی اسراییل، دو سال بربریت و ظلم را بر تمامی مردم فلسطین در غزه و کرانه باختری رود اردن روا دارد، و دهها هزار نفر از آنان را کشته، مجروح، و به اسارت بَرَد، و تمام مردم غزه را آواره و اسیر جمعی، و محاصرهایی خود کند، و سرنوشت ملتهای بسیاری را از عملکرد خود متاثر نماید، امروز رزمندگان و ایدهپردازان بسیاری که در آن عملیات دست داشتند، یا کشته شدند، و یا مجروح، با دردهایشان دست به گریبانند، و یا اسیرند، و این بازماندگان از آن نبرد خونینند، که تن به صلحی تحمیلی دادهاند، که دشمنان آنان، دام گذاران اصلی 7 اکتبر، نشستند و مفادش را نوشتند، و آنان را در منگنه، مجبور به پذیرش این ابتکارعمل کردند [1]
چنین سرنوشتی، پیشِ روی تمام کسانی است که دچار خطای محاسباتی میشوند، کسانی که قدرت بازوان خود را بالاتر از هر حریف دیده، بی محابا چاقوی خود را در شکم دشمن فرو میکنند، و نمیدانند که در صحنه جنگ، این قدرت است که حرف اول و آخر را خواهد زد، و یا شاید هم میدانند، اما اسیر در ایدههای ماورایی خود، خود را مامور به انجام وظیفه، فارغ از بازتاب و پی آمد آن دانسته، به امید امداد خداوندی و...، به دلِ خطر و جنگهای هولناک میزنند، و ریسکهای بزرگ کشتار و ویرانی را میپذیرند و برایشان مهم نیست که چه پیش خواهد آمد.
گویند «دیوانهایی، سنگی را در چاه افکند، و هزار عاقل باید، تا ظرایف به کار گیرند، و چنین سنگی را از چاه برکِشند»، برایند این حمله، رسوایی اسراییل در افکار عمومی جهانی بود و...، بله درست است دنیا به ماهیت جنایتکار آن پی برد، و صهیونیستها آبرویی برای «دولت یهود» در این نبرد دو ساله باقی نگذاشتند، تا امروز رقم خورد، اما در کنار این موفقیتِ مردم آزادیخواه فلسطین، روی کار آمدن دولت راستگرای دونالد ترامپ در امریکا، شکستی برای تمام جهانیان و مفاهیمی پرمعنا همچون ساختار و قوانین بین الملل، محیط زیست، حقوق بشر و... بود، و این بیشک، یکی از نتایج حمله اکتبر 2023 است.
یکی از دلایل روی کار آمدن چهره خشن و زورگوی دولت ترامپ، حرکت مهره شطرنجی به نام بنیامین نتانیاهو در صحنه خاورمیانه بود، که در شکست دمکراتها در امریکا، نقش بارزی بازی کرد، و انتقام عدم همراهی کامل آنان با جنایت خود را، از دمکراتها گرفت، حمله 7 اکتبر، یکی از دلایلی بود که این چنین راستگرایان امریکایی و اسراییلی، اکنون چون تیر و تخته، به هم چفت و جور شدهاند، و این روزها دل میدهند، و قلوه میگیرند، و کل خاورمیانه را به ذلت کشیدهاند.
این حمله هفت اکتبر بود که به راستگرایان جنایتکار دخیل در دولت یهود، قدرت، و دست برتر در مانورِ جنایتبارشان داد، تا در نهادینه کردن زورگویی و جنایت در خاورمیانه وسعت عمل و دست برتر یابند، و آنرا به امری روتین و همه روزه در این منطقه مبدل ساخته، و این بلایی بود که طراحان عملیات 7 اکتبر بر سر منطقه و مردم آن آوردند، و بسیاری را زیر تیغ بردند، که از جملهی آنان، ایران و ایرانیان هستند، که حمله حماس به اسراییل باعث گردید که، علاوه بر این که راستگرایان در ایران قدرت و وسعت عمل یافتند، و به آرزوی دیرینه خود، برای وارد کردن کشور در یک جنگ مستقیم دیگر با دیگران دست یافتند، و نبرد رو در رویی را با اسراییل، در تغار ملت ایران قاچیدند.
42 سال پیش، ایران واجد عاقلانی در سیستم حکمرانی بود، که تلاش کردن تا پیش از فرا رسیدن زمانِ مرگ بنیانگذار ج.ا.ایران، ایران را از شرِ جنگ 8 سالهی خسارتباری که با رژیم بعث عراق در جریان بود، برهانند، و امروز باز ایران درگیر یک جنگ مستقیمِ دیگر گردیده است، و آن عُقلا دیگر زیر خروارها خاک خفتهاند، و این تندروی و رادیکالیسم است که میداندار سرنوشت ایران شده است.
جنگ 12 روزه بهای سنگینی بود که ایرانیان پس از حمله 7 اکتبر پرداختند، و این جنگ نیز در کارنامه نبردهای ایرانیان وارد شد، افتخار و یا شرم، خسارت جبران ناپذیری را به ما تحمیل کرد، و از جمله روابط مثبت بین ایرانیان و یهودیان را که، سخن از هزارهها، و قرنها دوستی و رفاقت و یاری در آن بود، به طعم نبرد و کشتار و ویرانیِ جنگی آلود.
بار دیگر امریکا وارد نبرد با ایران شد، و نیم روز جنگ دریایی خود با ایرانیان، در جنگ هشت ساله را، اینبار در بمباران سایتهای هستهایی ایران، تکرار کرد، و در پرونده رویارویی غیر لازم ایران و امریکا، اینبار، بمبهای سنگین بود، که در پاسخ به شعارهای بی معنی مثل «مرگ بر امریکا» رها شد، تا ایرانیان شرمگینِ از تکرار چنین تجاوزی، شاهد سخنان سخیف رئیس جمهور امریکا باشند که هر هفته یک بار، و به هر مناسبت و یا نامناسبتی افتخار این تجاوز را تکرار میکند، و آن را به رخ ما کشیده، و خواهد کشید، و تخم کینه را بین دو ملت ایران و امریکا کاشته، آبیاری، و بارور خواهد کرد.
با همه اشتباهاتی که حماس و... کرد، و چنین شرایطی را برای منطقه و مردم خود رقم زد، اما از این شانس و اقبال برخوردار بود، که جهان اسلام، جهان عرب، آزادیخواهان جهان و... با آنان به عنوان یک ملت در معرض نابودی، همساز، همدرد و همراه بودند، و در این وسعت از جهان سیاست، برای رهایی آنان از این ظلم آشکار تلاش کردند، و گرچه کینه توزی صهیونیسم، در انتقام و نسل کشی از دشمنان خود، باعث گردید این ظلم بر میلیونها فلسطینی، برای دو سال ادامه یابد، اما این یک امر روشن است که دنیا برای نجات فلسطینیان به تکاپو افتاد، حرکت کرد، تلاش داشت، و بالاخره قدرت مقاومت مردم فلسطین، و پیگیری جهانی، این مقدار از صلح را برای این مردم به ارمغان آورد.
اما کسانی در این جهان هستند که هرگز از شبکه حامیانی بدین وسعت برخوردار نیستند، که اگر در چنین مخمصهایی گرفتار آمدند، به کمک آنان بیایند، و به نجاتِشان اقدام کنند، نمونه بارز این وضعیت، ملت ایران است، جنگ دوازده روزه، و حمله امریکا به سایتهای قانونی و زیر نظر پادمانهای سازمان ملل، در صنعت هستهایی ما، نشان داد که ایران از یک تنهایی عجیب در جهان و منطقه رنج میبرد، و چنانچه در چنین مخمصهایی گرفتار آید، هرگز در حد مردم فلسطین، از حامیانی با این شبکه گسترده جهانی و منطقهایی برخوردار نخواهد بود،
ایرانیان (همچون فلسطینیان) هرگز حامیانی چون ج.ا.ایران نداشته و ندارند، کشوری که تمام ظرفیت و موجودیت خود، توان نظامی، اقتصادی، سیاسی و... خود را در خدمت موضوع فلسطین گرفت، و خرج فلسطین کرد، و با صدها موشک به دفاع از آنان برخاست و... ایرانیان تنهای تنها، باید به زانوان و بازوان خود در چنین رویارویی تکیه کنند و... و گلیم خود را از میان خون، ویرانی و جراحت برکِشند، همانگونه که در خلال جنگ خسارتبار هشت ساله آن را آزمودند، و لمس کردند.
ایرانیان کسانیاند که به اعتراف بیشتر افراد دخیل در جنگِ خسارتبار هشت ساله با رژیم بعث، غرب و شرق، اروپا و اعراب، و حتی آزادیخواهان جهان (کسانی همچون فلسطینیان [2] و...) در برابر آنان، و در کنار متجاوز بعثی علیه آنان جنگیدند.
در این جنگ 12 روزه نیز، غرب که حسابش روشن است، تمام قد در کنار اسراییل ایستاد، و برخی کشورهای عربی نیز در سرنگونی موشکها و پهپادهای مقابلهایی ایران، شلیک شده به سوی اسراییل، مشارکت کردند و از آن رژیم حتی حمایت نظامی کردند، و کشورهایی همچون ترکیه نیز در کنار اسراییل، کمر خط پشتیبانی ایران در سوریه را با یک فرصت طلبی خباثت بار شکستند و...،
میماند شرق، که به اطمینان قلبی میتوانم مدعی شوم که، روسیه در کنار اسراییل با حضور ایران در سوریه برای سالها جنگید، البته تاریخ روشن خواهد کرد که این همراهی به چه میزانی بود، و در جنگ 12 روزه این همکاری تا به کجا پیش رفت، آنان در بهترین حالت مشکوک به کمک موثر، به اسراییل هستند، چرا که معتقدند نیمی از از مردم اسراییل، مردم روس یا اروپای شرقی هستند، و به گفته برخی کارشناسان، در خنثی سازی قدرت پدافند هوایی ما در برابر حمله غرب و اسراییل، به تاسیسات هسته ایی، از پدافند هوایی قدرتمند اس 300 آنان هیچ نیامد، و این کاملا مشکوک و مظنون به همکاری روس هاست، که در نتیجه آن، فضای دفاع هوایی ما در اختیار دشمن قرار گرفت، و در اعتراض به این امر، رهبر روسیه، جناب پوتین اظهار داشتند، ما در دفاع، با ایران قراردادی نداشتیم! [3] و این رهبر بلوک شرق، به هنگام بیان چنین مطلبی، هرگز از خود شرمی بروز نداد، در حالی که اروپا به علت همراهی ایران با روسیه، در جنگ اوکراین، این همه هزینه متوجه کشورمان کرد، و این کار زیادی نبود که روسها نیز در کنار ایران، از ایران متقابلا مقابل غرب دفاع کنند؟!
این است که اگر مسئولین کشورمان عقل به خرج دهند، نخواهند گذاشت که کشور وارد میدان جنگی دیگر شود، به ویژه جنگی با چنان وسعتی از رویارویی، که قدرتهای برتر و بزرگی همچون امریکا، اروپا و بلکه اسراییل را در خود داشته باشد؛
حتی جنگ با اسراییل نیز برای ایران خسارت محض است، چراکه تاریخ نشان داده که در نبرد با اسراییل، شما هرگز با اسراییل به تنهایی مواجه نخواهی بود، در چنان جنگی، شما تمام روابط تاریخی و حسنه خود با دیگران را هم خواهی باخت، آلمان نمونه بارز آن است، در این جنگ حتی با آلمانِ دوست ایران نیز خواهی جنگید، آلمانی که خود را بدهکار به اسراییلیها میداند، و روابط تاریخی با ایران را به فراموشی سپرده، و در اثر جنایت خود در جریان هولوکاست، و کشتار یهودیان در جنگ جهانی دوم، مجبور است تمام موازین اخلاق اروپایی، تعادل و میانهروی اروپایی، حقوق بشر مدعای اروپای متمدن و... را به فراموشی سپرده، و به کمک این نازدانه تمدن غرب شتافته، تا بخشی از بدهی خود به یهودیان را، از جیب ملتهای دیگر (فلسطین، ایران و...) به یهود بپردازد، حتی اگر این دولت یهود دشنهایی در بدن دیگران باشد، و برای قرنها، آنان را آزار دهد.
در چنان صحنهی جنایتی، تو آرزو خواهی کرد، که کاش یک فلسطینی بودی، که جانت برای بسیاری از مردم دنیا، مورد احترام، و حتی لایق مبارزه و حرکت بود، نه یک ایرانی که در زیر بمب و گلوله، در بهترین حالت به نظاره کشتار و ویرانیاش خواهند نشست، و در میانه کار، فرصت طلبانه، جنگهایت را به درازا خواهند کشاند، تا از برگ تو در جهان سیاست و اقتصاد، و بده و بستانهای جهانی خود، بهره برده، دبی، دبی شود؛ قطر، دوحه امروزی شود، که بر ثروت گاز کشورمان نشسته، و روی سبیل جنابِ ترامپ نقاره میزند، و ترکیه، ترکیه ثروتمند امروز شود، که ثروت و جایگاهش، گاه حاصل معامله بر سر بسیاری ملتها و کشورهاست، که در اطرافش گرفتار جنگ شدند.
جنگ 12 روزه، و پیش از آن جنگ هشت ساله خسارتبار با رژیم بعث عراق نشان داد، کسی برای جان ما ایرانیان، و آبادانی ایران، به غیر از خود ما، دل نخواهد سوزاند، نگذاریم که طبق خواست راستگرایان تندرو داخلی، مثل جبهه پایداری و...، و امثال نتانیاهو و... در خارج از این مرز بوم، دوباره ایران در دام جنگ دیگری گرفتار آید.
تهران - شنبه 12 مهرماه 1404 برابر با 4 اکتبر 2025
#نه_به_جنگ
#نه_به_ویرانی
#نه_به_جنگطلبان
بوسه اسیری آزاد شده از دست صدام بر خاک وطن، بعد از رهایی از
اسارت بعد از صلح با عراق، شکرگزاری برای رهایی
[1] - عبدالعاطی (وزیر خارجۀ مصر) گفته است: «روشن است که حماس باید سلاح خود را کنار بگذارد و نباید به اسرائیل بهانهای داده شود تا حمله خود به غزه را ادامه دهد. بیایید هیچ بهانه به هیچ طرفی ندهیم تا از حماس برای توجیه این کشتارهای روزانه دیوانهوار علیه غیرنظامیان، استفاده کند. آنچه رخ میدهد بسیار فراتر از هفتم اکتبر است. این دیگر انتقام نیست؛ این پاکسازی قومی و نسلکشی مداوم است، بنابر این، دیگر کافی است. میان ما بهعنوان عربها و مسلمانان، و حتی در میان خود اعضای حماس، توافق کامل وجود دارد. آنها بهخوبی میدانند که هیچ نقشی در آینده ندارند و این یک واقعیت است."
[2] - وجود صدها اسیر فلسطینی در بین اسرایی که در جنگ گرفتیم، گواه همراهی فلسطینیان در کنار رژیم بعث علیه ایران است.
[3] - ولادیمیر پوتین در تاریخ 20 ژوئن 2025 به عنوان رئیسجمهور روسیه در گفتوگویی با سردبیران ارشد خبرگزاریهایی شرکت کرد که در آن به موضوع جنگ اسرائیل و ایران پرداخته شد. او در زمینه کمک به دفاع ضدهوایی ایران گفت : «ما یکبار به دوستان ایرانی خود پیشنهاد دادیم که در حوزه سامانههای پدافند هوایی همکاری کنیم اما شرکای ما در آن زمان علاقه زیادی نشان ندادند و همین. پیشنهاد ما ایجاد یک سامانه کامل بود، نه تحویل جداگانه تجهیزات؛ یک سامانه. در نهایت فقط یک بار این موضوع را بررسی کردیم، اما طرف ایرانی علاقهمندی زیادی نشان نداد و موضوع متوقف شد. اما درباره تحویلهای موردی، بله، البته، ما در گذشته این تحویلها را انجام دادهایم. این مسئله هیچ ارتباطی با بحران امروز ندارد. این همان چیزی است که همکاری عادی در حوزه فنی-نظامی نامیده میشود و در چارچوب قوانین بینالمللی صورت گرفته است.» رئیسجمهور روسیه درباره معاهده راهبردی با ایران گفت در این توافق « هیچ مادهای مربوط به حوزه دفاعی وجود ندارد» و دیگر اینکه «دوستان ایرانی ما حتی چنین درخواستی از ما نکردهاند. بنابراین عملاً چیزی برای بحث وجود ندارد.» متن معاهده راهبردی ایران و روسیه که امسال در هر دو کشور اجرایی شد، منتشر شده است. در این معاهده همکاری در زمینههای نظامی و امنیتی آمده است اما بندهای دفاعی ندارد و مقامهای دو طرف هم بر این موضوع تاکید کردهاند. آندری رودنکو، معاون وزیر خارجه روسیه گفت که در صورت درگرفتن جنگ ایران با آمریکا، مسکو کمک نظامی به ایران نخواهد کرد. به گزارش خبرگزاری دولتی تاس، آقای رودنکو در روز هشتم آوریل (۱۹ فروردین) امسال که این معاهده در مجلس سفلای روسیه (دوما) تصویب شد به نمایندگان گفت: «در چنین شرایطی، روسیه ملزم به ارائه کمک نظامی نیست.»
اروپا با فعال کردن مکانیسم موسوم به «ماشه» [1]، میانهروی و تعادل اروپایی خود را به کناری نهاد، و با شلیک تیر آخر بر پیکر قرارداد هستهای موسوم به «برجام» [2]، در کنار تندروهای راستگرای ویرانگری همچون نتانیاهو (و همکاران ایرانی او، در داخل ایران) قرار گرفت، و یک شلیک به صلح و تفاهم را، در پرونده خود ثبت کرد، و با این شلیک، در واقع بُروز و شکوهِ درایت دیپلماتیک، که در تاریخ سیاست خارجی ایران و جهان یک الگوی موفق بود را، مورد هدف قرار داده و به سیاست اصولی اروپایی خود خیانت کرد.
امریکای ترامپ نیز با زیادهخواهی قلدرمابانه خود، که در درخواستِ روشن رهبران امریکایی خود را نشان میدهد، که تسلیم بی قید و شرط، و خلع سلاح ایران از ساختار دفاع موشکی و... را دنبال میکند، ره به بیراهه خطرناکی میزند، که به ریگستان بی ثمری، در روابط ایران و غرب، پایان خواهد پذیرفت.
آنان ایرانِ خلع سلاح شده میخواهند، کشوری که در میانه باتلاق خاورمیانه، از تنهایی راهبردی همواره رنج برده و میبرد، و باید وسیله دفاع از خود داشته باشد، تا از گزند غولهای مخوفی همچون پان اسلامیستهای تروریست و خون آشامی همچون داعش، طالبان و... در امان باشد، و مقابل توسعه طلبان نژادپرستی همچون پانترکیستها، ملیگرایان عربی همچون صدام حسین و...، و فاشیستهای قانون شکن، ترمز بریدهی مذهبی و ایدئولوژیکی همچون صهیونیستها و.. از خود توان مقابله و حفاظت داشته باشد.
درخواست وانهادن هرچه توان دفاع و بازدارندگی و... از چنین موجودیت در معرض خطری، ایران را به ناکجا آباد نابودی و تجزیه میبرد، و خواهد برد، و همراهان وطنی و غیروطنی، با چنین سیاستی، بدانند و شک نکنند که در مسیر دشمنی با ایران قدم برمیدارند، چه آنان که خود را در مقام شاهزادگی، با خادمان به وطنی همچون رضاشاه همنژاد و در نتیجه ارثبر میدانند، رضاشاهی که آثار سازندگی او در ایران هنوز میدرخشد، و 17 سال حاکمیت او، ایرانی ویران را در مسیر توسعه و پیشرفت انداخت و...،
و چه آنان که برایشان فرق نمیکند، صدام به آنان قدرت و حاکمیت دهد، یا نتانیاهو، قدرت را از دست هر دشمن کثیفی میپذیرند، و این لقمه کثیف برایشان همواره گوارا به نظر آمده است، و تنها به صندلی قدرت فکر میکنند و تصرف آن و...، آنان باید بدانند این دیگر بحث رژیم و افراد و یا طبقات حاکم بر ایران نیست، که بگوییم چه کسانی باشند، و چه کسانی نباشند، سخن از خلع سلاح ایران است، همانگونه که بین محمد جولانی و بشار اسد برای خلع سلاح کنندگانی از این دست، تفاوتی نبود، و بلکه در دولت دستنشانده محمد جولانی، که جایگزین دیکتاتور بعثی همچون بشار اسد شد، زیرساخت و تمامیت ارضی سوریه را، از زمان بشار اسد، بیشتر بمباران، خلع سلاح، و در معرض خطر قرار دادند.
برای ایران و ایرانیان که به عنوان جزیره تنهایی، همواره در معرض سلسلهای پر تعداد از تجاوزات تاریخی بوده، و از عواقب آن رنج برده، و آن را در روند تاریخی خود داشته است، و برای بقا همواره جنگیده است، بسیار بی منطق و زورگویانه است که سخن از خلع سلاح او گفته شود، و این به نفع غرب هم نیست که ایران را این چنین ضعیف کرده، آنرا به زور به دامن شرق (روسیه و چین) هل داده، و میدهند.
این یک اشتباه راهبردی از ناحیه غرب (امریکا و اروپا) است که زمام راهبری سیاست خود در خاورمیانه را به تندروهای راستگرای صهیونیستی همچون بنیامین نتانیاهو سپردهاند، کینه توزانی که تقابل تاکتیکی بین ج.ا.ایران و اسراییل، و همراهی تاکتیکی بین ج.ا.ایران و روسیه در بحث اوکراین را بهانه کرده، آنرا به یک رویارویی راهبردی تبدیل کرده، بندهای بین خود با ایران را، یک به یک پاره میکنند، و پیش میآیند، و در همراهی با نتانیاهو (که آبرویی برای انسانیت، برای اخلاق دینی، برای غرب لیبرال و... نگذاشته است)، اکنون به تقابل همه جانبه با ایران میاندیشند.
غرب در یک اشتباه بزرگ، یک صهیونیست ترمز بریدهایی همچون نتانیاهو را بر مقدرات اسراییل حاکم نگه داشت، و اجازه کشتار، تندروی و ویرانی بسیار به او داد، تا «کارهای کثیفی» را از طرف غرب انجام دهد، در اثر فعالیتهای آتش به اختیار او، رشتههای اتصال همکاران عرب امریکا، به غرب نیز یک به یک پاره شد و میشود، و آنان را نیز به دامن روسیه، چین و دیگر نقاط اتکایی به غیر از غرب هل داده و میدهد.
غرب با فراهم کردن امکانات برای تجاوز اسراییل به خاک ایران، جنگهای نیابتی را به جنگ رو در رو و مستقیم تبدیل کرد، و باعث رنجش خاطر شدید افکار عمومی مردم ایران گردید، مردمی که با وجود تبلیغات شدید ضدغربی، که شبانه روز از سوی ساختار رسانهایی کشورمان نواخته و دنبال میشود، اما همچنان نظر مثبت به غرب، و فرهنگ و ساختار آن داشته، و این در جان و تن ایرانیان باقیست، و در مقایسه با فرهنگ و ساختار خشن و بیخدای شرق، همواره آنانرا ترجیح داده و میدهند، و همچنان غربی فکر میکنند تا شرق چپگرا، و...
تا آنجا که تمام طیفهای متضاد فعال در دو سرِ پیوستار صحنه سیاست ایران، از اعضای شرقگرای حزب توده، یا چریکهای چپگرای مسلح ضد فرهنگ و ایدئولوژی غرب در ایران گرفته، تا دیگران در آنسوی پیوستار فعالان سیاسی ایران، عملا غرب را به شرق ترجیح میدهند، همانانکه با مشاهده فضای تنگ داخلی، بعد از پیروزی انقلاب 57، برای خود، باز غرب را ملجا و پناه خود یافتند، و تشخیص دادند و انتخاب کردند، و آنرا برای سکونت خود برگزیدند، حال آنکه قاعدتا باید شرق را مناسب برای خود و اهل خود میدیدند، آنانکه وقتی بین انتخاب غرب و شرق برای پناه گرفتن گیر کردند، از راستگرایان تا چپگرایان، مذهبی و غیرمذهبی، دیندار و آتئیست، انقلابی و ضدانقلاب، روحانی و مُکلا و... همه اکثرا غرب را پذیرنده، مناسب خود و خانواده خود دیده و میبینند و...، از این روست که غرب نباید چنین پایگاه فکری و اجتماعی را با حرکات تندروهایی امثال نتانیاهو به باد دهد، و این موقعیت را به حراج گذاشته، ایران و ایرانیان را به زور به دامن شرق فراری و سوق دهد.
در این روند گرچه رهبران فرصت سوز کشورمان نیز مقصرند، همانها که بستگان خود را برای تحصیل و اقامت به غرب میفرستند، خود برای درمان و... راهی غربند، و... ولی در شعار که میشود، خود را ضد غربی معرفی کرده، برای ایران و ایرانیان هزینههای گزاف میسازند، آنان که تجاوز شرق به دیگر ملتها و کشورها را شیرین، و حرکتی لازم و بخردانه و طبیعی ارزیابی کرده و میبینند، و در مقابل، تجاوز غرب به دیگران را تلخ و حرام و شایسته جهاد و مقابله اعلام میکنند و...، اینان با ادامه چالش چند دههایی با غرب و تشدید آن، تمام توان و ظرفیت کشورمان را فرسودند، و اکنون میروند تا شرایط را برای تکرار فاجعه شهریور 1320 [3] فراهم کرده، و پازل آن شرایط را دوباره باز بیافرینند.
چرا که با ادامه روند تقابل غرب (امریکا و اروپا) و شرق (روسیه و چین)، که این روزها شدت گرفته، و احتمال درگیری این دو، از هر زمانی، از شروع تجاوز روسیه به اوکراین بیشتر شده است، و چنانچه این تقابل و این درگیری به اوج خود برسد، و ج.ا.ایران بخواهد سیاست همراهی تاکتیکی خود با روسیه را، همچنانکه از زمانِ آغاز این تجاوز شروع، و ادامه داد را، تکرار کند، بیشک ایران در میانه جنگ غرب و شرق، صدمه بسیاری خواهد دید، بیشتر از آنچه در جنگ جهانی دوم، نصیب ایرانیانی شد که در آن جنگ خود را بیطرف معرفی کردند، و با این حال کسی خسارت این اشغال و تجاوز را به ایرانیان نپرداخت، از آنان دلجویی و عذرخواهی نکرد و...
در روند فراهم کردن پازلهای شرایط تکرار فاجعه شهریور 1320، نقش رهبران کنونی ایران نیز، در تاریخ کشور ثبت خواهد شد، چراکه برغم همراهی ج.ا.ایران با روسها، این موجودیت بد عهد نشان داده که به همپیمانان خود هرگز وفادار نبوده، و در چنین مواقعی در حرکت راهبردی و توسعه طلبانه خود به سوی آبهای گرم جنوب، هرگز به خود تردید راه نداده و نخواهند داد، همانگونه که پیش از این در تجزیه ایران، با تجزیه طلبان آذربایجان و کردستان و... همراه شدند و هرچه در چنته داشتند رو کردند، و از آن سو غرب نیز ایران را پایگاه خود در این نقطه از آسیا میخواهد، و این دو باعث خواهند شد، تا همان شرایطی که در شهریور 1320 ایران را از جنوب طعمه حمله غرب کرد، و از شمال توسط روسها در معرض تجاوز و اشغال قرار داد، دوباره تکرار شود.
با این تفاوت که سیستم حاکمیتی رهبران ایران که در 1320 توسط پهلویها اداره میشد، سیاست موازنه بهتری را در سرلوحه کار خود داشتند، و حداقل بیرطرفی اعلام کرده بودند، تا رهبران و حاکمیت ج.ا.ایران که به شرق گرایش داشته و دارند، و بیشتر با سیستم و رویکرد فکری و حاکمیتی کره شمالی، ونزوئلا، کوبا، چین و روسیه راحتند، تا با سیستم، حاکمیت و رویکرد فکری آلمان و فرانسه و انگلیس و امریکا.
اما واقعیت اینکه ایران، متعلق به فرهنگ شرق تمدنی، و در کنار آن واقع شده است، و باید روابط همسایگی خوب و متوازنی با شرقِ قطب مقابل با غرب داشته، و در عین مراقبت از خود در مقابل زیاده خواهی، و سیستم خشن و ضد انسانی شرق چپگرا، باید سیاست دشمنی بیمارگونه با غرب تمدنی و لیبرال را به کناری نهاده، در عرصه بین الملل حضوری مستقل یابد، و در امور جهان مشارکت داشته، و این مشارکت را در همراهی با دیگران دنبال کند، تا دنیایی انسانیتر بسازد، دست از نمایندگی خدا برای اصلاح امور جهان برداشته، و بعنوان یک سیستم انسانی واقعگرا، مثل دیگران خود را در نظر گرفته، ارزشها و اهداف خود را در جمع، و با آنان و در کنار آنان دنبال کند، و از تکروی مغرورانه و ناشی از تفکرِ تافته جدا بافته، خود را رهانیده و باز گردد، تا جهان در یک روند جمعی اصلاح شود، و راه خود را به سوی خیر باز یابد.
آنان که در جنگ جهانی دوم، و در آستانه شهریور 1320 آنگونه سیاست بی طرفی در پیش گرفتند، آن همه خسارت را برای کشور شاهد بودند، حال اینان که در این روزها سیاست شرقگرا در پیش دارند، در آستانه تقابل سخت غرب و شرق، با چه خسارتی کشور را روبرو خواهند کرد؟!

« فکر نمیکنی غیر معمولتر از معمول، شاهانه عمل میکند؟»
تهران - یکشنبه 6 مهرماه 1404 برابر با 28 سپتامبر 2025
[1] - مکانیسم ماشه یا اسنپبک سازوکاری در چارچوب برنامه راهبردی جامع اقدام مشترک (برجام) است که به اعضای دائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد اجازه میدهد در صورت نقض تعهدات از سوی ایران، بدون نیاز به رأیگیری، تحریمهای قبلی شورای امنیت را دوباره اعمال کنند
[2] - برنامه راهبردی جامع اقدام مشترک یا در ایران به اختصار برجام و در غرب، توافق هسته ای ایران یا اولین توافق ایران در زمینه هسته ای نیز نامیده میشود؛ برنامه ای است که در راستای توافق بر سر برنامه هستهای ایران و به دنبال تفاهم هستهای لوزان در سهشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۴ (۱۴ ژوئیه ۲۰۱۵) در وین اتریش بین ایران، اتحادیه اروپا و گروه ۱+۵ انجام شد مذاکرات رسمی برای طرح برنامه راهبردی جامع اقدام مشترک (برجام) درباره برنامه اتمی ایران با پذیرفتن توافق موقت ژنو بر روی برنامه هستهای ایران در نوامبر ۲۰۱۳ آغاز شد و به مدت ۲۰ ماه کشورها درگیر مذاکره بودند و در آوریل ۲۰۱۵ تفاهم هستهای لوزان شکل گرفت
[3] - پس از آغاز جنگ جهانی دوم در ۹ شهریور ۱۳۱۸ (۱ سپتامبر ۱۹۳۹)، ایران بیطرفی خود را اعلام کرد. با این حال، پس از حملهٔ آلمان نازی به اتحاد جماهیر شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ و به دلیل هممرزی گستردهٔ ایران با شوروی، بیطرفی ایران برای متفقین کافی به نظر نمیرسید. نیروهای متفقین در شهریور ۱۳۲۰ با استناد به حضور کارشناسان آلمانی در ایران، روابط سیاسی و اقتصادی با آلمان و همچنین با ارجاع به قرارداد ۱۹۲۱ میان ایران و شوروی که به شوروی در شرایطی خاص اجازهٔ حضور نظامی در ایران میداد، به ایران حمله کردند و بخشهای گستردهای از کشور توسط نیروهای بریتانیا و شوروی اشغال شد
« نمیخواهم ببینم که نتانیاهو با یک موشک تکهتکه میشود، دوست دارم او را در دادگاه عدالت ببینم»
گابریل بوریک (رئیسجمهور شیلی)


